دفاع خدا از مومنان از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

دفاع در قالب دور کردن از تهدید کسی یا چیزی و حمایت از آن، گاه به عنوان عملی واجب است که در راستای صیانت از امنیت انجام می شود. البته براساس آموزه های وحیانی قرآن، غیر از خدا که خاستگاه علم و قدرت و عزت و علیم و قدیر و عزیز  است، هیچ کسی را نرسد که بتواند در سطح خدا به دفاع از کسی یا چیزی بپردازد. بنابراین، مومنان که خدا را دارند، همه چیز را دارند و کافران بی خدا، هیچ چیزی ندارند. چنین نگره به حقایق هستی، به مومنان کمک می کند تا اهل توکل به خدا باشند و در شرایط بحرانی و تهدیدهای خطرناک همه جانبه، با عزم و ارادی جدی در میدان عمل وارد شوند و از هیچ کسی باکی نداشته باشند و به امید امدادهای غیبی استقامت و پایداری ورزند و به نصرت الهی دل بربندند و در نهایت به توفیق الهی به مقصد و مقصود برسند و تهدیدهای فعلی و احتمالی را به دفاعی الهی دفع نمایند.

انواع دفاع الهی در برابر تهدیدات

دفاع در مادّه اصلى اش « دفْع » به معناى دور نمودن چیزى است. اگر با کلمه « اِلى » متعدّى شود به معناى رساندن و پرداختن است و در صورتى که با کلمه « عن » متعدّى شود به معناى حمایت است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۱۶، «دفع»)

دفاع در اصطلاح فقه اسلامی، تکلیفى است براى پیشگیرى از آسیبهایى که اساس اسلام را تهدید مى کند و یا جان و مال و آبروى انسان را هدف قرار مى دهد.( تحریرالوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص ۴۸۵)

در اصطلاح حقوقی نیز دفاع، جوابى است که اصحاب دعوى به یکدیگر مى دهند، که به معناى اعم؛ یعنی شامل ایرادات هم مى می شود که در لایحه طرف مقابل است.(ترمینولوژى حقوق، جعفرى لنگرودى، ص ۳۰۳، «دفاع»)

البته در آیات قرآنی برای بیان مفاهیم پیش گفته تنها واژه دفع و مشتقات آن به کار نرفته است، بلکه خدا از واژه هاى دیگری چون «حصن»، «سد» و «صرف» و مشتقات آنها نیز استفاده کرده است.

باید توجه داشت که دفع به معنای پیشگیری است، در حالی رفع به معنای درمان است؛ به این معنا که مدافع با عمل خویش اجازه نمی دهد تا تهدید به فعلیت برسد، در حالی در رافع با عمل خویش تلاش می کند تا تهدید فعلی را بردارد و مشکلات را برطرف کند و به چاره جویی و درمان بحران بپردازد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدا از طریق اسباب و روش های گوناگون به دفع تهدیداتی می پردازد که جان، مال، عرض ، عقیده، اماکن دینی و امور دیگر مومنان را به خطر می افکند. این دفاع الهی از مومنان امری دایمی و همیشگی است(حج، آیه ۳۸)؛ زیرا فعل مضارع «یدافع» دلالت بر دوام و استمرار این سنت الهی است.

البته باید توجه داشت که همان طوری که دفاع از سوی خدا در حق برخی از افراد بشر از جمله مومنان انجام می شود، خدا در فطرت هر انسانی دفاع را قرار داده و انسان به طور فطری گرایش به دفاع از خود و حریم های خویش دارد(بقره، آیات ۲۶۴ و۲۶۵؛ حج، آیه ۴۰) از نظر قرآن، مراد از «دفع اللّه» در آیه ۴۰ سوره حج، همان سنّت فطرى است که در وجود همه انسانها از سوى خداوند قرار داده شده است. (المیزان، ج ۱۴، ص ۳۸۵)

  1. دفاع از عرض مومنان : آیات بسیاری را در قرآن می توان شناسایی کرد که اهتمام خداوند، به دفاع از آبروى مؤمنان است.(نساء، آیات ۱۵و ۱۱۲؛ نور، آیات ۱۱ و ۱۵ و ۱۹ و ۲۱ و ۲۳؛ حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲)

البته ازنظر قرآن، هر چند که خدا مدافع حریم حرمت های مومنان است؛ چنان که خدا از حرمت و آبروی حضرت مریم(س) دفاع کرد(نساء، آیه ۱۲۵؛ مریم، آیه ۷۵)، ولی مومنان نیز می بایست از مواضع تهمت خود را حفظ کرده و برای دفاع از آبرو و عرض خویش تلاش کنند؛ چنان که حضرت یوسف علیه السلام(یوسف، آیات ۲۶ و۵۰ و ۵۱) و نیز حضرت لوط علیه السلام(هود، آیه ۷۸؛ حجر، آیات ۶۸ و ۶۹) برای دفاع از عرض خویش و خانواده این گونه عمل کردند. برهمین اساس، شخص می تواند برای دفاع از عرض و آبروی خویش به دیگران متوسل شده(مریم، آیات ۲۸ و۲۹) و به تبرئه خود بپردازد(یوسف، آیه ۷۳) و حتی گناه دیگران در حق خویش را افشا کند(یوسف، آیه ۲۶)؛ زیرا دفاع از آبرو تا جایی ارزشمند است که نه تنها مال بلکه گاه باید انسان جانش را برای آن بگذارد. مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: مِنَ النُبلِ أن یبذُلَ الرّجُلُ مالَهُ و یَصونَ عِرضَهُ؛ کسی که برای حفظ آبرو وحیثیت خود از مال و منالش می‌گذرد نشانه اصالت و بزرگواری اوست.(فهرست غرر الحکم، ص ٢۴٢)

هم چنین امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: إنّ أفضَل الِفعالِ صِیانَهُ العِرض بِالمالِ؛ افضل اعمال انسان در آنست که مال و دارایی‌اش را سپر حیثیّت و آبروی خود قرار دهد.(وسائل الشیعه، ج ١۵، ص ٢۶٢)

امام حسین(علیه‌السلام) نیز می فرماید: اِنَّ خَیرَ مالِکَ ما وَقَیتَ بِهٍ عِرضَکَ؛ بهترین مال و دارایی تو آن است که در راه حفظ آبرو و حیثیت خود به کار بری. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ١٨٩)

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، همان طوری که دفاع از جان و مال و عرض خود لازم است(مستدرک وسایل الشیعه، نوری، ج ٩، ص ٢٣٩)، دفاع از عرض و آبروی دیگران نیز اهمیت دارد؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: منَ رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ اَلبَتَّه؛ کسی که آبروی برادر مسلمان خود را حفظ کند، البتّه و مسلماً بهشت جایگاه او خواهد بود. (ثواب‌الاعمال، ص ٣٢۴)

از همین روست که خدا در قرآن مسلمانان را موظف می کند تا به دفاع از آبروى محمّد(صلى الله علیه وآله)در برابر توطئه افک بپردازند.(نور، آیات ۱۱ و ۱۲) البته بر پیامبران نیز تا از پیروان خویش دفاع کنند؛ زیرا این دفاع دو سویه و متقابل است.(قصص، آیات ۱۵ و ۱۹)

  1. دفاع از حریم خانه و خانواده: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدا به دفاع از مومنان نسبت به هر خیانتکار و کفور و ناسپاسی وعده داده و هماره این گونه عمل می کند.(حج، آیه ۳۸) خدا همان طوری که خوداین گونه عمل می کند، ازمومنان نیزمی خواهد تا در برابر خیانتکاران وافرادی که به حریم خانواده و خانه تعرض دارند، بیایستند و از آن دفاع کنند.(بقره، آیه ۲۶۴) در همین ارتباط حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز دیگران، تکلیفى برعهده میزبان است که خدا به آن اشاره می کند.(حجر، آیه ۶۸؛ هود، آیه ۷۸؛ عنکبوت، آیه ۳۳) هم چنین خدا دفاع از سرزمین و میهن در برابر اشغالگری را وظیفه خود و مومنان دانسته است.(بقره، آیه ۲۶۴؛ نساء، آیات ۳۹ و۴۰) ساخت سد دفاعی برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعرض دشمنان از شیوه هایی است که مومنان می بایست برای دفاع از خود و مظلومان و مستضعفان در پیش گیرند.(کهف، آیات ۹۴ و ۹۵)
  2. دفاع از اماکن دینی: خدا همان طوری که جان و مال و عرض و عقیده مومنان محافظت می کند، هم چنین به دفاع از اماکن دینی می پردازد و کسانی را که به دفاع می پردازند را یاری و نصرت می رساند تا به هدف خویش برسند و کسی اماکن دینی را نابود نکند؛ البته چنان که گفته شد، مومنان می بایست خود در این امر به عنوان اسباب الهی وارد شوند تا خدا به امداد غیبی آنان را یاری و نصرت رساند و پیروز میدان نبرد کند.(حج، آیه ۴۰) در حقیقت خدا به صراحت می فرماید که سنت الهی در دفاع بر این است که از اسباب بهره  گیرد؛ چرا که اگر خدا وارد میدان دفاع نمی شد، هرگز امنیتی برای اماکن دینی نبود و بقای این اماکن به سبب سنت الهی در دفاع از آن است؛ هر چند که این امر از طریق اسباب از جمله دفاع از طریق مردم است: الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ همان کسانى که بناحق از خانه ‏هایشان بیرون رانده شدند، آنها گناهى نداشتند جز اینکه مى گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمیکرد صومعه ‏ها و کلیساها و کنیسه ‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى ‏شود سخت ویران مى ‏شد و قطعا خدا به کسى که دین او را یارى مى ‏کند یارى مى‏ دهد؛ چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ ناپذیر است.(همان)
  3. دفاع از مظلوم: از نظر قرآن، خدا مهم ترین و اصلی ترین مدافع در هر چیزی و نسبت به هر کسی است. از نظر قرآن، دفاع الهی از مظلوم یکی از مهم ترین سنت های الهی است. البته خدا می فرماید که مظلوم می بایست خود گامی بردارد و درحقیقت «منظلم» و ظلم پذیر نباشد، آنگاه است که خدا به عنوان مدافع وارد می شود؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ؛ قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‏ اند دفاع مى ‏کند زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ظلم قرار گرفته‏ اند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست.(حج، آیات ۳۸ و۳۹) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: یا بُنَی ایاک وَظُلمَ مَنْ لا یجِدُ عَلَیک ناصِراً الّا اللَّهَ؛ فرزندم، بپرهیز از ظلم به کسی که یاوری جز خدا ندارد.( بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۰۸ ؛ وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۳۹) رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در همین باره فرموده که خدا می فرماید: اشْتَدَّ غَضَبی عَلی مَنْ ظَلَمَ مَنْ لایجِدُ ناصِراً غَیری؛ خشم من شدید است بر آنکه ستم نماید بر کسی که جز من فریادرسی ندارد.(وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۴۱) رسول اللَّه صلی الله علیه و آله می فرماید: اتَّقُوا دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ فَانِّها تَصْعَدُ الی السَّماءِ کانَّها شَرارَهٌ؛ از نفرین مظلوم بترس که آن همانند پاره ای آتش به سوی آسمان می رود.(کنز العمال، حدیث شماره ۷۶۰۱) هم چنین از حضرت امیر علیه السلام پرسیدند: فاصله بین آسمان و زمین چقدر است؟ فرمود: «بَینَ السَّماءِ وَالارْضِ مَدُّ الْبَصَرِ وَدَعْوَهُ الْمَظْلُومِ؛ بین آسمان و زمین، تنها گشودن چشمی و نفرین مظلومی فاصله است.( بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۸۸) رسول اللَّه صلی الله علیه و آله می فرماید: اتَّقُوا دَعْوَهَ الْمَظْلومِ وَانْ کانَ کافِراً فَانَّهُ لَیسَ دُوَنَهُ حِجابٌ؛ از نفرین مظلوم هر چند کافر باشد بترس زیرا که برای استجابت آن حجابی نیست.( کنز العمال، حدیث ۷۶۰۲) امام علی علیه السلام نیز می فرماید:انْفَذُ السِّهامِ دَعْوَهُ الْمَظْلُومِ؛ نافذترین تیرها، نفرین مظلوم است.(غرر الحکم، شماره حدیث ۲۹۷۹؛ میزان الحکمه با ترجمه فارسی، ج ۶، ص ۵۶۱) از نظر قرآن هر کسی با هر وسیله و زبانی و ابزاری می بایست به دفاع از مظلوم بپردازد و او را تنها نگذارد؛ دفاع فکری و فرهنگی و اجتماعی و نظامی همگی امری لازم که مومنان می بایست در قبال مظلومان داشته باشند.(نساء، آیه ۷۵) از نظر قرآن، گاه خدا برای دفاع از مظلوم ، قوانینی را وضع می کند تا مظلوم با بهره گیری از آن حق خود یا دیگری را بگیرد؛ چنان که اولیای مقتول به عنوان اولیای مظلوم ازچنین حقی برای قصاص یا دیه برخوردار هستند.(اسراء، آیه ۳۲) دفاع شاعران از مظلومان در جهاد فرهنگی یکی دیگر از مصادیق دفاع است(شعراء، آیه ۲۲۷)؛ زیرا مقصود از قید «وانتصروا من بعد ما ظلموا» دفاع شاعران مؤمن از پیامبر(صلى الله علیه وآله)، اسلام و مسلمانان با ردّ اشعار هجوى شاعران جاهلى مى باشد. (المیزان، ج ۱۵، ص ۳۶۲)
  4. پیامبران و امامان: خدا از پیامبران و امامان معصوم(ع) به عنوان فرستادگان و اولیای خویش دفاع می کند. این دفاع در قالب اشکال گوناگون چون معجزه ، نصرت و یاری، پیروزی، صیانت از جان و مال و عرض آنان انجام می شود که آیات بسیاری در این باره وارد شده است.(بقره، آیه ۱۰۲؛ آل عمران ، آیه ۵۵؛ احزاب، آیه ۳۷ تا ۴۰؛ توبه، آیه ۶۱) البته از نظر قرآن، مومنان نیز می بایست به این امر اقدام کنند؛ چنان که مومن آل فرعون به دفاع از حضرت موسی(ع) و حبیب نجار به دفاع از رسولان انطاکیه پرداختند.(غافر، آیات ۲۸ و ۲۹؛ یس، آیات ۲۰ تا ۲۴؛ مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸ ، ص ۶۵۵) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، آمادگى براى دفاع از ائمّه(علیهم السلام)، وظیفه مؤمنان است(آل عمران، آیه ۲۰۰)؛ زیرا امام صادق(علیه السلام) در معناى «رابطوا» فرموده اند: رباط ادنى ما هستیم، پس هر کس در دفاع از ما جهاد کند، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) دفاع کرده است. (تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۲۱۲، ح ۱۷۹)
  5. دفاع از حق: خدا از حق دفاع می کند و از مردم نیز می خواهد تا به دفاع از حق بپردازند. البته برای دفاع از حق اموری لازم است که از جمله آنها لزوم به کارگیرى بهترین روش ها است.(مومنون، آیه ۹۶) هم چنین از نظر قرآن، قیام براى خدا و دفاع از حق، نیازمند قدرت روحى و قلبى نیرومند است که مومنان می بایست آن را در خود با ایمان و توکل ایجاد کنند.(کهف، آیه ۱۴)
  6. دفاع از مستضعفان: از مواردی که خدا به دفاع از افراد اقدام می کند، دفاع از مستضعفان همانند مظلومان است. در این امر نیز تنها عنوان مستضعف موجب می شود تا خدا به دفاع از آنان بپردازد و کاری به دین او ندارد؛ از همین رو، کافران مستضعف و نیز مظلوم ازسوی خدا مورد دفاع قرار می گیرند. پس همان طوری که خدا پاسخ مضطر حتی کافر را می دهد به دفاع از مظلوم و مستضعف می پردازد؛ البته شرایط برای مومنان بهتر است؛ زیرا این دفاع همراه بهبود اوضاع برای آنان نیزخواهد بود و نعمت هایی را نیز به مومنان مستضعف و مظلوم می دهد.(قصص، آیات ۴ تا ۶) البته در این امر همانند دفاع از مظلوم خدا خواهان آن است که مومنان نیز به دفاع از مظلومان ومستضعفان بپردازند و به این کار به عنوان یک واجب شرعی و دینی اقدام کنند.(نساء، آیه ۷۵)