دعوت عملی دیگران به هنجارها

samamosدعوت دیگران به کارهای نیک و خوب، عملی بسیار انسانی و در برخی از موارد می توان گفت وظیفه و تکلیف بشری و دینی است. اما میزان تاثیر آن بستگی به چگونگی دعوت دارد. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا بر اساس آموزه های قرآنی این چگونگی را بررسی و بهترین و تاثیرگذارترین آن را که دعوت عملی است، بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ریشه ها و اصول وحدت اجتماعی

هر جامعه ای بر اساس اهدافی شکل می گیرد. این اهداف در امور اصلی یکسان می باشد؛ زیرا همه جوامع در اندیشه دست یابی به آرامش و آسایش هستند که متضمن مفهوم خوشبختی و سعادت است. با این همه با توجه به تفاوت های محیط زیستی و امور دیگر، روش ها و شیوه های خاصی را برای دست یابی به این اصل در پیش می گیرند که به نظر ایشان دارای کم ترین هزینه و کوتاه و آسان ترین راه دسترسی به هدف می باشد.

جوامع بشری پس از تعیین هدف اصلی و غایی خود به تعیین اولویت هایی اقدام می کند که از آن به اهداف ابتدایی و میانی یاد می شود. به عنوان نمونه آزادی و عدالت را می توان به عنوان ابزار، روش و هدف ابتدایی و میانی شناسایی و معرفی کرد؛ زیرا این امور از جمله چیزهایی است که می تواند هدف غایی یعنی آسایش و آرامش را تا اندازه ای تامین نماید. البته با توجه به اختلاف جوامع ابزارها، روش ها و اهداف ابتدایی و میانی تفاوت معناداری می یابد. در برخی از جوامع اصولا آزادی مثلا دغدغه افراد جامعه نیست؛ زیرا این آزادی را به طور طبیعی داشته و حفظ کرده اند؛ اما در برخی از جوامع به اسبابی بیرونی ناچار می شوند تا دوباره حق طبیعی خود را احیا و زنده نمایند. از این روست که این تفاوت ها در روش ها و ابزارها و اهداف ابتدایی و میانی در جوامع ایجاد می شود و جوامع بشری از یک دیگر متفاوت می شوند.

با این همه، جوامع بشری در اموری بسیار یکسان عمل می کنند؛ زیرا ویژگی ها و اصول انسانی بسیاری را می توان یافت که جزو امور ثابت و لایتغیر هستند؛ چنان که حضور انسان در کره زمین و زندگی در دنیا نیز خود مقتضیاتی را دارا می باشد که به یک معنا ثابت و لایتغیر هستند؛ بر این اساس همه جوامع بشری دارای نوعی فرهنگ مشترک در رسیدن به هدف غایی یعنی خوشبختی هستند.

انسان ها همگی بر اساس عقل و فطرت خود، اصولی را یافته اند که لازم می دانند تا بر اساس آن عمل کرده و از آن تخطی ننمایند. این اصول وحدت بخش جامعه، همان اصول هنجاری هستند که مخالفت با آن به عنوان نابهنجاری ها شناخته و به شدت با مخالفان آن با اشکال گوناگونی چون قانون مجازات و کیفر و یا طرد اجتماعی و مانند آن مبارزه می شود.

آن چه در علوم اجتماعی از آن به عنوان جامعه پذیری خوانده می شود، در حقیقت اصولی است که محافظت بر وحدت اجتماعی را در چارچوب هنجارهای اجتماعی تامین می کند. اصول جامعه پذیری به اعضای یک جامعه می آموزد که چگونه برای رسیدن به هدف غایی می بایست بر روش ها، ابزارها و اهداف ابتدایی و غایی پافشرد و بر حفاظت بر آن در همه احوال تاکید کرد و اجازه تخطی و مخالف به هیچ یک از اعضای جامعه نداد و با فشارها و تهدیدات بیرونی نیز مقابله و مقاومت کرد.

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در جوامع بشری

بی گمان امر به معروف و نهی از منکر، دغدغه همه جوامع بشری است. هر جامعه ای بر اساس اصول اخلاقی شکل گرفته است که بر بنیاد عقل و عقلاء است. فطرت آدمی گرایش به خوبی ها و گریز از بدی ها دارد؛ زیرا خوبی ها را کمال یا عامل کمالی می داند و بدی ها را در مقابل نقص یا عامل نقص می شمارد. از این روست که عقل و فطرت آدمی، او را به پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک می خواند. جامعه بشری نیز بر اساس این اصول شکل می گیرد و هر اعضای هر جامعه ای می کوشد ضمن شناسایی موارد و مصادیق نیک و خوبی از سویی و مصادیق زشتی و بدی از سوی دیگر، از بدی ها پرهیز کرده و به خوبی ها رو آورده و دیگران را نیز بدان بخواند یا پرهیز دهد. این گونه است که امر به معروف و نهی از منکر در هر جامعه ای از جوامع بشری شکل می گیرد.

تفاوت معناداری اگر میان جوامع بشری در این امر وجود داشته باشد، در تعیین و تشخیص مصداق یا روش و شیوه آموزشی و اعمال آن است؛ زیرا برخی از مصادیق و مواردی که نیک شمرده به حکم قانونی عمل مطابق آن لازم دانسته یا به سنت و آداب اجتماعی بر لزوم مطابق با آن تاکید شده است، از مواردی است که در اصل نیک نیست و به خطا و اشتباه نیک و خوب دانسته شده است و هم چنین در مواردی امری بد دانسته شده و از آن به حکم قانونی یا سنت اجتماعی پرهیز داده می شود، در حالی که امر مباح و مجاز و گاه حتی نیک و خوب است و جامعه به خطا یا اشتباه یا خرافه ای از آن پرهیز می دهد. با این همه در همه جوامع بشری، اصل اساسی، حفاظت بر نیکی ها و پرهیز از بدی هایی است که در قالب معروف و منکر دسته بندی می شود. این معروف و منکرها به عنوان هنجارها و نابهنجاری ها تعریف و به اعضای جامعه آموزش داده می شود؛ زیرا جامعه بر این باور است که اگر مطابق این اصول رفتار نشود، اهداف شکل گیری آن جامعه تحقق نخواهد یافت و جامعه دچار بحران فروپاشی می شود و هرگز به هدف غایی یعنی خوشبختی و آرامش و آسایش نخواهد رسید.

اشکال جامعه پذیری

چنان چه گفته شد، امر به معروف و نهی از منکر به معنای تاکید بر اصول هنجاری و مخالفت با هر بزه و رفتار نابهنجار می باشد؛ زیرا معروف هر عمل پسندیده ای است که عقل و فطرت بشری آن را شناسایی کرده و آن را عاملی برای دست یابی به خوشبختی می داند؛ در برابر منکر هر ناپسندی است که اجازه نمی دهد تا بشر به خوشبختی در یک جامعه سالم دست یابد.

بر این اساس، همه جوامع بشری بر آن هستند تا مصادیق و مواردی که را به عنوان معروف یا منکر شناسایی کرده اند، به دیگر اعضای جامعه و نسل های آینده آموزش و تعلیم دهند.

البته در جوامع اسلامی و یا جوامع دینی، موارد و مصادیق دیگری را نیز به آن چه عقل و فطرت آدمی دریافته است، می افزایند که وحی آن را بیان کرده است؛ زیرا اینان بر این باورند که برخی از مصادیق و موارد به سادگی قابل شناسایی به عنوان معروف و منکر نیست، یا این که به عللی لازم است تا آن ها نیز به عنوان معروف و منکر شناسایی شوند؛ چرا که در ایجاد خوشبختی و تحقق هدف غایی بسیاری ضروری هستند؛ زیرا این مواردی که وحی بیان می کند، متضمن خوشبختی فرامادی و فرادنیوی نیز می باشد و خوشبختی و سعادت ابدی انسان را در دنیا و آخرت تضمین و تامین می کند.

به هر حال، همه جوامع بشری در شناسایی معروف و امور پسندیده و منکرات و ناپسندها تلاش می کنند و معروف ها را در قالب های قوانین یا آداب و رسوم ترویج کرده و با منکرات در این قالب ها مبارزه می کنند.

بسیاری از قوانین و مقررات حقوقی و کیفری که در جوامع نوشته شده و یا به شکل آداب و سنت های نانوشته اعمال می شود در راستای محافظت بر معروف و مبارزه با منکر است.

این قوانین از حوزه شخصی و خانوادگی گرفته تا حوزه های عمومی و اجتماعی را شامل می شود؛ چنان که از مخالفت با اصول و قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی تا حجاب تا تعرض و تعدی و تجاوز به جان و مال و عرض افراد جامعه را در بر می گیرد.

همه این اشکال و قالب های اجرایی در کنار آموزش های عملی و عینی بر آن است تا اعضای جامعه را بر اساس روش ها، ابزارها و اهداف ابتدایی و میانی به سوی هدف غایی رهنمون سازند و خوشبختی و آرامش و آسایش آنان را تضمین نمایند.

از آموزش بیانی تا دعوت عملی

جامعه نیازمند اعضای است که اصول جامعه یعنی معروف و منکر آن را بشناسد و بر اساس آن زندگی خود را سامان دهد. در حقیقت هر جامعه ای برای خود سبک زندگی تعریف می کند که می بایست اعضای آن جامعه آن را سبک زندگی را بشناسند و بر اساس آن رفتار و زندگی کنند. این جاست که جامعه پذیری به معنای پذیرش اصول سبک زندگی خاص هر جامعه معنای خاص و اساسی پیدا می کند. اگر جامعه پذیری نباشد، به سرعت جوامع دچار بحران فروپاشی می شوند و از اعضای آن از هم جدا شده و جامعه از درون از هم می پاشد.

هر جامعه ای می کوشد تا به اشکال گوناگون سبک زندگی خود را به اعضای خود بیاموزد و مخالفان را به الگوبرداری از سبک خاص دعوت و یا طرد و حتی حذف نماید. هر چند که عمل حذف کم تر اتفاق می افتد ولی امری نادری نیست؛ زیرا حکم اعدام برای مخالفان و مبارزان علیه سبک زندگی در هر جامعه ای وجود داشته و دارد.

در بسیاری از جوامع اصل طرد اجتماعی اصل حاکم است. در جامعه اسلامی نیز از این شیوه برای مبارزه با مخالفت ها و هنجارشکنی ها استفاده می شود.

اسلام به عنوان دین یعنی سبک زندگی خاص وحیانی معرفی شده است. این سبک زندگی بر آن است که در ساده ترین، آسان ترین، کامل ترین شیوه نه تنها خوشبختی دنیوی را تامین کند بلکه خوشبختی ابدی و اخروی را نیز تضمین نماید. از این روست که از همه اشکال آموزشی برای تربیت اندیشه ای و رفتاری اعضای جامعه اسلامی که از آن به عنوان امت یاد می شود، بهره می گیرد.

آموزش جامعه پذیری سبک زندگی اسلامی، شامل آموزش بیانی تا دعوت عملی است. بسیاری از آموزه های وحیانی قرآن آموزش بیانی سبک زندگی اسلامی است. اما این بدان معنا نیست که اسلام تنها به آموزش بیانی بسنده کرده است؛ بلکه بر این باور است که تاثیر عملی آموزش و دعوت اعضای جامعه به سبک زندگی بیش تر است. از این روست که به دعوت عملی تاکید بیش تری دارد.

لزوم عمل به علم

از جمله تاکیدهای اسلامی در آموزش جامعه پذیری سبک زندگی، تاکید بر عمل مطابق علم است. اسلام از مومنان و اعضایی که سبک زندگی اسلامی را پذیرفته اند، خواسته است تا به عنوان عضوی از امت، در پی کسب دانش و علم هنجارها و معروف ها و کمالات بروند و ضمن شناسایی نابهنجارها و منکرات از آن ها پرهیز و به معروف پای بند باشند.

اصولا از نظر اسلام، ایمان به معنای شناسایی و عمل به آن چیزی است که معروف و صالح نامیده می شود و دیگر دعوت قولی و عملی دیگران به معروف و صالح است؛ زیرا تنها راه رهایی از خسران و زیان ابدی و رسیدن به خوشبختی ابدی و رهایی از شقاوت و بدبختی ابدی این است.(سوره عصر)

از نظر اسلام هر انسانی موظف است که خود، خدا و هستی و هدف آن را بشناسد و دریابد که هستی بر مدار عدالت می باشد و عدالت حکم می کند تا در چارچوب خاصی حرکت کند که اصول هدایتی اسلام ، عقل و فطرت آن را تعیین کرده است. بر این اساس، کسب هر گونه علم و دانشی در این زمینه ضروری و لازم است. این همان چیزی است که از آن به لزوم تحقیق نسبت به اصول دین از آن یاد می شود که شامل توحید، عدالت، نبوت، امامت و معاد می باشد.

هر انسانی هم چنین موظف است تا بر اساس علم خویش نسبت به این حقایق عمل کند و هر گونه مخالفت با علم به معنای مخالفت با خوشبختی خود است.

هم چنین هر انسانی موظف است تا دیگران را نیز نسبت به علمی که کسب کرده آگاه ساخته و آنان را نیز به عمل نسبت به علم تشویق نماید.

اگر انسانی بر اساس علم خویش عمل نکند یا بدتر از آن بر خلاف علم خویش عمل کند، می بایست خود را به عنوان گناهکار بشناسد و منتظر و متوقع عذاب دنیوی و اخروی و مادی و معنوی باشد.

لزوم مطابقت گفتار و کردار

بسیاری از مردم عادت کرده اند که دیگران را به کارهای خوب و پسندیده دعوت کرده و یا از منکراتی پرهیز دهند، ولی خود در مقام عمل نه تنها معروف را ترک می کنند بلکه بر منکر می روند. دیگران را از غیبت کردن باز می دارند ولی خود به عنوان نقل و نبات مجلس از آن می خورند و شکم خویش را آکنده از گوشت برداران و خواهران دینی خویش می کنند.(حجرات، آیه ۱۲)

خداوند در آیاتی بسیاری این عمل را منافقانه یا عملی گناهکارانه بر می شمارد و نسبت به این رفتار هشدار شدیدی می دهد. از جمله در آیات ۲ و ۳ سوره صف می فرماید: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید که انجام نمى‏دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید.

اگر انسانی دیگری را به کاری خیر و پسندیده دعوت می کند، می بایست خود اولین عامل به آن کار خیر باشد. حتی برخی احتیاط کرده پیش از این که به آن خیر و امر پسندیده عمل نکرده اند، دیگران را به آن دعوت نمی کردند.

رطب خورده منع رطب کی کند

می گویند در زمان حضرت رسول یک مادر همراه کودک خردسالش آمد پیش آن حضرت و گفت یا رسول الله من از دست این بچه عاجز شده ام ! این بچه رطب را خیلی دوست دارد و زیاد می خورد و حالا هم حالش خوب نیست ولی حرف مرا نمی شنود و هر چه سفارش می کنم که خرما نخورد باز هم گوش نمی دهد. چون شما پیغمبر هستید و حرف شما اثری دارد ، امروز او را آورده ام اینجا که نصیحتش کنید و بفرمائید از خوردن رطب پرهیز کند، پیغمبر فرمود: بسیار خوب، شما امروز بروید و فردا کودک را بیاورید تا نصیحت کنم.

مادر، بچه را برد و فردا آورد و پیغمبر با زبان خوش با کودک صحبت کرد و در میان حرفها او را نصیحت کرد که به حرف مادرش گوش بدهد و از خوردن رطب پرهیز کنید تا بیماریش خوب شود و بعد بتواند بیشتر رطب شیرین بخورد و بازی کند و مادرش از او راضی باشد کودک قبول کرد و گفت : تا حالا نگفته بودند که چرا نباید بخورم، اگر درست می فهمیدم که خرما چرا ضرر دارد گوش می کردم ولی مادرم می خواست با داد و فریاد و نفرین و آفرین مرا به حرف شنوی مجبور کند ، من هم خرما می خواستم، حالا دلیلش را فهمیدم تا هر وقت که مادر بگوید پرهیز می کنم.

پیغمبر کودک را نوازش کرد. وقتی حرفها تمام شد، مادر از حضرت تشکر کرد و پرسید: حالا که کار به این آسانی بود، آیا ممکن است بفرمائید چرا دیروز او را نصیحت نکردید ؟ مگر دیروز و امروز چه تفاوتی داشت ؟ حضرت فرمود: دیروز و امروز با هم فرقی نداشت، ولی من دیروز خودم خرما خورده بودم و شایسته این بود روزی دیگران را منع کنم که خودم خرما نخورده باشم. حرف خوب وقتی اثر دارد که خود گوینده هم به آن عمل کرده باشد.

امام صادق(ع) می فرماید:کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاه و الخیر فان ذلک داعیه؛ مردمان را به غیر گفتارتان به سوی اسلام و ارزشهای دینی فرا خوانید تا در رفتار شما پرهیزگاری و تلاش و نماز و نیکی ببینند، چه این که این گونه دعوت کردن، اثرگذار است. (اصول کافی، ج ۲، ص ۷۸.)

تردیدی نیست که یکی از بهترین و موفق ترین روش های تربیتی و آموزش دیگران به هنجارها و جامعه پذیری کاربردی، آموزش از راه نشان دادن الگوهای عملی و انجام هنجارها و پسندیده ها در مقام عمل و ترک نابهنجاری های در مقام قرار گرفتن در مواضع آن است.

اگر گفتار نیک آدمی همراه با کردار نیک باشد، آن پندار نیک که در سر دارد و به عنوان سبک زندگی دوست می دارد و می خواهد دیگران نیز چنان باشند و از آن سبک زندگی بهره گرفته و جامعه ای سالم داشته و خوشبختی خود و دیگران را در دنیا و آخرت تامین و تضمین کند، تحقق می یابد. از این روست که اسلام خواهان مطابقت گفتار نیک و تایید آن با کردار نیک است و هر گونه دعوت دیگران به زبان تنها و ترک آن کار نیک در مقام عمل اعلان ناخرسندی کرده و آن را رفتاری می داند که مقت و دشمنی و ناخشنودی خداوند را به همراه دارد.

اگر می خواهیم بر اساس آیات سوره عصر از خسران و زیان ابدی رهایی یابیم می بایست خود را پای بند به هنجارها و مخالف عملی نابهنجاری ها قرار دهیم و در قول و عمل مطابقت را نشان دهیم، نه آن که در منبر چیزی بگوییم و در پای منبر بر خلاف آن عمل کنیم و چون به خلوت برویم آن کار دیگر بکنیم که خدا و خلق را ناخوش آید.