دعا کنیم؛ اما با تضرع و نهانی

قرآن کریم تأکید می‌کند که انسان باید اهل دعا کردن باشد و همه‌چیز را از خدا بخواهد؛ زیرا عدم دعا به معنای استکبار است و کسی که دعا نمی‌کند خودش را «غنی» می‌داند و از «فقر» هویتی خویش غافل است؛ اما اگر کسی از فقر ذاتی خویش آگاه باشد، هرگز خود را بی‌نیاز و غنی از دعا نمی‌بیند و درصدد برمی‌آید تا دعا و نیایش کند و همه چیز را از خدای غنی بخواهد.
خدا می‌فرماید: و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛ در حقیقت کسانى که از پرستش من کبر مى‌‏ورزند، به زودى خوار در دوزخ درمى‌‏آیند. (غافر، آیه ۶۰)
از آیه به دست می‌آید که دعا و خواندن خدا از مصادیق مهم عبادت است و اگر کسی دعا و عبادت نکند، مستکبر است و به قطع و یقین گرفتار خواری دوزخ می‌شود؛ پس برای اینکه اهل سعادت باشیم باید اهل عبادت و دعا باشیم؛ زیرا از نظر قرآن، سعادت بشر در این است که اهل عبادت و دعا باشد؛ زیرا اگر چنین نباشد گرفتار شقاوت و بدبختی است.(مریم، آیه ۴)
یکی از مهم‌ترین آداب دعا از نظر قرآن آن است که انسان دعا را نهانی همراه با تضرع داشته باشد؛ از همین روست که خدا در قرآن از واژه اخفا و تضرع برای آداب دعا سخن به میان آورده و می‌فرماید: ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَهًًْ إِنَّهُ لاَیُحِبُّ الْمُعْتَدینَ؛ پروردگارتان را با تضرعا و خفیه بخوانید؛ زیرا خدا تعدی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.(اعراف، آیه ۵۵)
تضرع به معنای انابه و ناله و خُفیه به معنای نهان و پنهانی است. از نظر قرآن کسی که تضرع ندارد یا نهانی دعا نمی‌کند، بلکه با سروصدا دعا می‌کند، از حدود آداب دعا خارج شده است.
همچنین در جایی دیگر می‌فرماید: پروردگارت را در درون خویش در حال تضرع و خِفیه در بامدادان و شامگاهان بخوانید، بدون آنکه با صدای بلند باشد؛ و از غافلین نباشید.(اعراف، آیه ۲۰۵)
در این آیه بیان شده است که یاد کرد قلبی خدا، دل را از غفلت رها می‌سازد؛ اما این یاد کرد می‌بایست با تضرع و نهان و بدون فریاد باشد؛ یعنی با «اخفات» همراه باشد که نقیض «جهر» است؛ زیرا اخفات به معنای صدای آهسته‌ای است که بغل‌دستی به آسانی متوجه کلمات آن نشود؛ یعنی با  زمزمه همراه باشد.
بر این اساس، دعایی که با فریاد و جیغ و ‌گریه‌های بلند در جمع است به‌طوری که حتی همسایه‌های مسجد هم بشنوند، خلاف آداب موکد و مستحبی دعا و برخلاف توصیه قرآن است.