دعای عرفه، عصاره معرفت توحیدی

0-30عرفات سرزمین است و روز عرفه یکی از روزهای مناسک آیینی حج. اما چنان که از سنت و سیره امامان(ع) استنباط می شود، عرفه همانند هر شناخت و عرفانی، در بند زمان و مکان نیست. از این رو از جایگاه بسیار والایی در فرهنگ ناب اسلام برخوردار است و گزارش اهل بیت(ع) از مقام و منزلت آن حکایت می کند.

یکی از اعمال این روز، دعای مشهور حضرت سیدالشهداء امام حسین(ع) است. آن حضرت(ع) دعائی را در روز عرفه در عرفات خواندند که از نظر مضامین، چنان بلند و والاست که نمی توان برای آن جز قرآن صاعد نامی دیگر نهاد. آن حضرت همراه با اهل بیت(ع) و فرزندان و شیعیان خود در نهایت تذلل و خشوع در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانیدند و دست ها را برابر چهره برداشتند و مانند مسکینی که طعام طلبد، این دعا را خواندند.

عروه الوثقای هدایت

این سفره نیایش حسینی(ع) به تقدیر الهی برای آیندگان ثبت و ضبط شد. بی گمان تفسیری که در این نیایش ارائه می شود، عصاره معرفت و توحید است. اگر پیامبر(ص) خود نخستین مفسر و مبین قرآن است تا حقایق آن را از اشارات، لطایف و حقایق، افزون بر عبارات الفاظ به گوش مردم برساند، جان و نفس ایشان از اهل بیت(ع) بر این مقام تکیه زدند و از مقام «دنی فتدلی» فرود آمدند و از مقام «قاب قوسین او ادنی» نزول کردند و از سدره المنتهی پایین آمدند، تا به عنوان اسباب و وسایل الهی عمل کنند و خود در مقام میزان، صراط، مسیر سلوک و شدن های کمالی به سوی لقاء الله، عروه الوثقای هدایت و حتی ایصال الی المطلوب شوند و اهل محبت و مودت را مجذوب جذبه رضوان الهی کنند.

بی گمان، دعای عرفه، این قرآن صاعد،سرشار از معارف ناب توحید است. حقیقت خداوند را چنان که شایسته است به نمایش می گذارد و به حکم آن که تنها «عبادک المخلصون» می توانند توصیف و خدا را چنان که شایسته است بکنند، به توصیفی می پردازد که خدای سبحان را سزاوار و شایسته است. توحیدی که در این فقرات بلند نیایش عرفانی عرفه حسینی بر تارک الفاظ می نشیند، هیچ وهم عقل و خیالی را توان پرواز حتی به عبارات و ظواهر آن نیست، چه رسد که به باطن آن راهی یابد مگر این که به تقوا خود را ساخته باشد و تعلیم علم لدنی به حکمت محمدی(ص) بیابد.

چنان که خداوند در قرآن بارها فرموده، عقل آدمی توان آن را ندارد که به تنزیه و تسبیح همانند عقول مجرد فرشتگان بپردازد و سبوح و قدوس گوی خداوند سبحان باشد؛ اما این عباد مخلص و خالص شده الهی به تطهیر خداوندی، از کتاب مبین و لوح محفوظ بلکه فراتر از آن، خوشه برمی گیرند و در مقام توصیف، مجاز می شوند که خداوند را نه تنها تسبیح گویند که به تحمید و تهلیل و تکبیر او پردازند و وصف خداوند سبحان گویند.

امام حسین(ع) خدا را در این دعای عرفانی در عرفه عرفات، به نظاره مردم می آورد که نیایشگران همراه آن حضرت(ع) مصداق «الی ربها ناظره» می شوند و با آن حضرت(ع) به لقای الهی می رسند و حقیقت الهی را در همان مقام لطیف می شناسند و درک می کنند.

آن حضرت(ع) در مقام عرفان شناسی حقیقی، حقیقت خداوند را به معرفت چشم ناظران لطیف و بصیر می آورد و چشمان حدید را به کرتین وامی دارد تا کشف غطای طبیعت دنیا بلکه آیات هستی نمایند و تا اوج الی ربک الرجعی در یقین علمی بالا می برد تا بتوانند از مقام یقین اختیاری، جسارت یقین عینی کنند و تا سر منزل حق الیقین بالا روند.

در فقرات این نیایش، همان گونه که خداوند آنطور که شایسته است، با تفسیر عرفانی شناخته می شود، جایگاه انسان و حرکت رو به سوی صبغه و رنگ خدایی گرفتن تا متاله و ربانی شدن نیز تبیین می گردد.

ظهور مطلق حق

در این نیایش امام حسین(ع) بر این نکته عرفانی تاکید می کند که آن چه ظاهر است خداست؛ و آن چه نهان است غیر اوست. بنابراین، برخلاف تصور توده های مردم، خدا ظاهر و دیگران غیرظاهر هستند. از این رو به هر چیز می نگرد، خداوند را می نگرد: ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الآثار هی التی توصل الیک عمیت عین لاتراک علیها رقیباً و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نصیباً؛ آیا اساساً برای ما غیر تو ظهوری هست که در تو نباشد تا آن چیز وسیله ظهور تو گردد. تو کی پنهان شده ای تا محتاج به دلیلی باشیم که به تو راهنمایی کند و چه وقت دور مانده ای تا آثار تو ما را به تو واصل گرداند، کور باد آن چشمی که تو را نبیند.

امیرمؤمنان علی(ع) درباره ظهور مطلق خداوند در هستی می فرماید: ما رایت شیئا الا رایت الله قبله و معه و بعده؛ چیزی را ندیدم جز اینکه خدا را پیش از آن و با آن و پس از آن مشاهده کردم.

آن حضرت(ع) در جایی دیگر روشن می کند: لم اعبد ربا لم اره؛ عبادت نکردم خدایی را که او را ندیدم! پرسیدند: چگونه خدا را دیدی؟ فرمود: با چشم دل و بصیرت، نه با دیده ظاهری.

به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست

نه بسته است کسی شاهراه دل ها را

به نظر می رسد که نیازمند آن هستیم تا بارها به مطالعه و تدبیر در نیایش عرفه بنشینیم تا خداوند را در قرآن صاعد آن بشناسیم و تفسیری درست از خدا و شناخت راستین از موقعیت و فلسفه وجودی خود و هستی به دست آوریم و در زندگی و سبک آن همه فقرات آن را به کار گیریم. بی گمان کسانی که عرفان را در غیر این دسته از قرآن صاعد در کنار قرآن نازل می جویند جزو دسته گمراهان هستند. باشد سیر و سلوک حقیقت را در مسیری بجوییم که واصلان آن، خود مظاهر کامل خداوند و کلمات تامات اویند.