دشمنی با دشمنان شیطانی

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

مدعیان دروغین اصلاحات، عدالت، حقوق بشر، صلح و امنیت جهانی و حافظان اصول اخلاقی – انسانی، بزرگ ترین دشمنان این اصول اساسی انسانی هستند. آنان با آن که در عمل مفسدان، ظالمان مستکبری هستند که هیچ اصل انسانی – اخلاقی را مراعات نمی کنند، خود را به عنوان داعیه داران اصلی حافظان نظام بین المللی می دانند و دیگران را متهم به بی اخلاقی می کنند و با هم برای سرکوب مستضعفان و مظلومان جهان همداستان می شوند.

یکی از شیوه ها و روش هایی که جریان نفاق و نفوذ در میان امت اسلام برای یاری رسانی به دشمنان شیطانی و مستکبران ظالم جهانی در پیش می گیرند، تطهیر دشمنان انسان و اسلام، و پوشاندن لباس میش در تن گرگان زمانه است تا جایی که میان جلاد و شهید و قاتل و مقتول و ظالم و مظلوم عوض شود و مقاصد شوم و پلید دشمنان جامه عمل به خود پوشد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دشمن شناسی و شناخت شیوه و روش های آنان در یک جنگ ترکیبی ضرورتی انکارناپذیر است که در گام اول باور و اعتقاد به این اصل عقلانی  و عقلایی و قرآنی «دشمنی با دشمن است»؛ زیرا جریان نفاق و نفوذ تلاش می کند تا با تطهیر دشمنی واقعی، مردم را از دشمنی با ظالمان مستکبر شیطانی باز دارد؛ همان کاری که مدعیان اصلاحات در ایران اسلامی در طول انقلاب دنبال کرده اند تا دشمنان مستکبر جهانی اسلام و مسلمین را انسان هایی عاقل و منطقی و طرفداران انسان و انسانیت نشان دهند و به مردم و مسئولان بقبولانند که دشمنی آنان چیزی جز «توهم» نیست.

شیاطین مستکبرظالم دشمن انسانیت

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چند که ابلیس جنی نخستین مصداق از شیطان است؛ اما او تنها شیطان در هستی نیست؛ بلکه انواع شیاطین جنی و انسی است که در خدمت اهداف ضد الهی ابلیس هستند. این شیاطین جنی و انسی دنبال این هدف هستند تا انسان را از بندگی خدا به بندگی هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی در آورند و انسان را از مقام کرامت ذاتی اشرف آفریده ها ساقط کنند تا جایی که دیگر انسان نتواند درجایگاه خلافت الهی در راستای اهداف حکمیانه الهی عمل کند.

در حقیقت شیاطین جنی و انسی بر آن هستند تا «ظن» ابلیس شیطانی را عملیاتی سازند و همان طوری که حضرت آدم(ع) و همسرش را از بهشت خودشان بیرون کرده و شقاوت را برایش رقم زد(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۲؛ بقره، آیات ۳۰ تا ۳۷)، انسان را از بهشت اخروی بیرون کرده و به دوزخ بکشانند و دنیا و آخرت ایشان را در شرایطی در آورند که چیزی جز شقاوت نباشد.(اعراف، آیه ۲۷؛ اسراء، آیات ۶۲ تا ۶۴)

از نظر قرآن، شیاطین جنی و انسی در طول تاریخ در برابر پیامبران و امت های آنان قرارگرفتند که مردم را به هدایت و سعادت دنیوی و اخروی دعوت می کرد؛ از همین روست که خدا به صراحت به انسانها هشدار می دهد که مراقب شیاطین جنی و انسی باشند که در خدمت اهداف ابلیس شیطانی هستند. خدا می فرماید:

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ ؛ وَلِتَصْغَى إِلَیْهِ أَفْئِدَهُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَلِیَرْضَوْهُ وَلِیَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ؛ و بدین گونه براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انس و جن برگماشتیم؛ بعضى از آنها به بعضى براى فریب یکدیگر سخنان آراسته القا مى کنند؛ و اگر پروردگار تو مى‏ خواست چنین نمی کردند، پس آنان را با آنچه به دروغ مى‏ سازند واگذار! و چنین مقرر شده است تا دلهاى کسانى که به آخرت ایمان نمى ‏آورند، به آن سخن باطل بگراید و آن را بپسندد و تا اینکه آنچه را باید به دست بیاورند به دست آورند.(انعام، آیات ۱۱۲ و۱۱۳)

از این آیات این معنا نیز به دست می آید که آنان شیوه ها و روش هایی برای مقاصد خودش دارند که در ادامه به برخی از آنها پرداخته می شود. اما آن چه نکته مهمی است که بدان باید توجه کرد، گرایش بیمار دلان به سوی این دشمنان انسانیت و پذیرش افکار و رفتار آنان است که خدا از آن به «رضایت» تعبیر می کند؛ یعنی آنان راضی و خشنود به این وعده های دروغین حقوق بشری، عدالت خواهی، صلح خواهی و اخلاق گرایی شیاطین می شوند و همان کاری را که آنان انجام می دهند، ایشان نیز انجام می دهند.

به سخن دیگر، این افراد دشمن آشکار خویش را دشمن نمی دانند و معامله دشمن با آنها ندارند، بلکه دلهایشان به آنان گرایش داشته و فلسفه و سبک زندگی آنان مورد رضایت و خشنودی اینان است. از همین روست که همانند آنان فکر و عمل می کنند.

این در حالی است که انسان عاقل، دشمن آشکار را دشمن می گیرد نه آن که با او رابطه «ولایی» داشته باشد و آنان را ارباب فکر و عمل خویش قرار دهد. خدا به صراحت به انسان ها نسبت به دشمن شیطانی می فرماید: إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ ؛ در حقیقت‏ شیطان دشمن شماست.‏ شما نیز او را دشمن گیرید! او فقط دار و دسته خود را مى‏ خواند تا آنها از یاران آتش باشند.(فاطر، آیه ۶)

از نظر قرآن، شیطان و شیاطین هم حزب او از جن و انس، دنبال این هستند که انسان را از انسانیت ساقط کنند؛ و انسان عاقل می بایست دشمن را بشناسد و با او دشمنی کند. به ویژه که این دشمنان به صراحت بیان می کنند که دشمن انسان و اسلام هستند و دوست دارند که فلسفه و سبک زندگی شیطانی خود را در تمامی جهان گسترش دهند که در این فلسفه دنیا اصالت دارد و همه اصول اخلاقی امری نسبی و قابل تغییر بر اساس منافع و لذات است و اصولی اخلاقی چیزی جز تامین منافع مادی و دنیوی و لذات انسانی نیست.

به سخن دیگر، دشمن شیطانی در یک جنگ ترکیبی با همه ابزارهای مورد پسند به سراغ مردم می آید و با استفاده از همه امکانات و ابزارها و شیوه و روش های آمیخته به حق و باطل، گام به گام انسان را از مقام انسانیت و هدایت فطری و گرایش های فطری به خدا و اخلاق الهی دور می سازد و به منجلاب فحشاء و منکرات می کشاند.(اسراء، آیات ۶۲ تا ۶۴) از همین روست که خدا نسبت به گام ها و خطوات شیطانی هشدار می دهد و می فرماید: وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛ از گام های شیطان پیروی مکنید! به راستی که او دشمنی آشکار است.(بقره، آیات ۱۶۸ و ۲۰۸؛ انعام، آیه ۱۴۲)

از نظر قرآن، شیطان تنها دشمنان مومنان و مسلمانان نیست، بلکه دشمن انسانیت است: إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛  به راستی که شیطان دشمنی آشکار برای انسان است.(یوسف، آیه ۵) پس دشمنی شیطان جنی و شیاطین هم حزب او از جن و انس، تنها گروهی خاص از بشر نیست، بلکه همه انسان را دشمن خود می داند و برای نابودی انسانیت تلاش می کند؛ بنابراین، انسان نیز می بایست شیطان و هم حزبی هایش از جن و انس را به عنوان شیاطین دشمن خویش بدانند.

خدا در قرآن به امت اسلام هشدار می دهد که هیچ ارتباط دوستانه یا ولایی با دشمنان نداشته باشند و آنان را سرپرست فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی نسازند و رفتار و ملت و آیین آنان را سرمشق خویش قرار ندهند.(ممتحنه، آیات ۱ تا ۴؛ بقره، آیه ۱۲۰)

اعتماد به دشمن و قول و پیمان های آنان نادرست است؛ زیرا آنان اهل هیچ اصل اخلاقی نیستند؛ زیرا وقتی اصالت برای شیطان دنیا و دنیاپرستی است؛ هیچ برنامه ای برای آخرت ندارد؛ بنابراین، همه همت خویش را مبذول لذت های دنیا و کسب آن می کند. این بدان معنا است که جز دنیا چیزی برای آنان اصالت ندارد. اهل ایمان نیز بدانند که اعتماد به دشمن با ایمان با خدا جمع نمی شود و سازگار نیست.(مجادله، آیه ۲۲)

شیوه ها و روش های شیاطین ظالم استکباری

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اصل نخست در مقابله با دشمن، اعتقاد و ایمان به وجود دشمن است؛ زیرا اگر کسی دشمن را دشمن نداند، برای مقابله و مواجه با او هیچ اقدامی نمی کند. از همین روست که خدا در گام نخست به عنوان اصل اساسی و بنیادین می فرماید که دشمن شیطانی را دشمن خویش قرار دهید؛ زیرا چه بخواهید و نخواهید او دشمن شما است.(فاطر، آیه ۶) پس این توهم که دشمن، دشمنی نکند، چیزی جز غرور و فریب شیطان نیست. بنابراین نمی بایست در دام ظاهر او افتد؛ زیرا دشمن اهل مکر و کید است، و هرگز برای غلبه و تحقق اهداف خویش، اسرار خویش را به نمایش نمی گذارد، بلکه با حفظ کینه و دشمنی درونی خویش، به گونه ای عمل می کند که شرایط برای غلبه و چیرگی به آسانی و سادگی فراهم آید.

اصل غافلگیری در هر جنگی از اصول اساسی است. بنابراین، باید باور داشت که هرگز دشمن شیطانی به دور از شیطنت عمل نمی کند، بلکه با استفاده از همه آن چیزهایی وارد میدان عمل می شود که احساس می کند با آنها پیروزی برایش رقم می خورد. از این روست که شیطان بر اساس همان شیطنت خویش، حتی با توسل به باورها و اعتقاد مومنان وارد کارزار فریب و شیطنت می شود و با سوگند به مقدسات(اعراف، آیه ۲۱) و تساهل و تسامح سازی مانند توجه و اهتمام بخشی به اسلام رحمانی (حدید، آیه ۱۴) به فریب رو می آورد تا در جنگ پیروز شود. خدا در این باره به صراحت می فرماید: وَغَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ شیطان فریبنده شما را با خدا فریفت؛(همان) البته این شیطنت هماره ادامه دارد چنان که خدا می فرماید: یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ شیطان فریبنده شما را با خدا می فریبد.(لقمان، آیه ۳۳)

این شیطان خدا را وسیله می کند تا انسان را بفریبد، به اشکال گوناگون ممکن است انجام شود که یکی از مهم ترین آنها امید بخشی به افراد است که خدا دارای اسمای اکرامی است و اگر شما گناه کنید، می توانید توبه کنید و طلب استغفار کنید و خدای غفار و تواب شما را می بخشد؛ بلکه فراتر از این شیطان می گوید که خدا رحمان و رحیم است و اصولا براساس آیات قرآنی، خدا انسان را بر پایه رحمت و برای رحمت آفریده است: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ.(هود، آیه ۱۱۹) پس شما امید به رحمت رحمانی الهی داشته باشید و گناه کنید. همین وسوسه گری و اغواگری شیطان موجب شد تا کسانی از اهل اسلام و ایمان در طول تاریخ دنبال دنیاگرایی بروند و از آخرت غافل شوند؛ چنان که خدا می فرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتَابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنَا؛ آنگاه بعد از آنان جانشینانى وارث کتاب آسمانى شدند که متاع این دنیاى پست را مى‏ گیرند و مى‏ گویند: به تحقیق بخشیده خواهیم شد.(اعراف، آیه ۱۶۹)

از نظر قرآن، شیاطین جنی و انسی با جنگ ترکیبی که شامل جنگ فکری، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، رسانه – تبلیغی و مانند آنها می شود بر آن هستند تا جبهه حق را به زانو در آورند. از همین روست که با بهره گیری از فریب رسانه ای و سخنان آراسته ولی پوچ و بی محتوا(انعام، آیه ۱۱۲)، تحریم اقتصادی (منافقون، آیه ۷)، شایعه سازی و شایعه پراکنی و جنگ روانی (احزاب، آیه ۶۰)، بسیج همه دشمنان از طیف های گوناگون فکری و قومی و جغرافیایی(احزاب، آیه ۲۲)، تشییع فواحش و منکرات (بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۶۹) بر آن هستند تا بنیاد خانواده و اصول اخلاقی را سست کنند و به مقاصد خویش در سقوط انسان از انسانیت دست یابند و نسل و حرث را به نابودی بکشانند.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵)