دروغ های مصلحتی یا منفعتی

samamoبررسی ماهیت دروغ و مصادیق دروغ های مصلحتی

دروغ در همه فرهنگ های انسانی امری ناپسند و زشت شمرده می شود. این بیانگر آن است که دروغ از نظر عقل و عقلاء، بد و ضدارزشی و اخلاقی است و فطرت سالم انسانی، دروغ را بر نمی تابد؛ چرا که دروغ، همان سخن ناراست، خلاف حقیقت و واقع است و انسان، ناراستی را در هر شکل و شمایلی نمی پسندد و از آن بیزاری می جوید.

از نظر آموزه های اسلامی، دروغگو دشمن خداست و خداوند دروغگویان را در زمره ظالمان و محروم از هدایت و رستگاری دانسته و وعده دوزخ و عذاب دردناک داده است.

اما با این همه، برخی با توجیهات و بهانه تراشی و عذرتراشی ها می کوشند تا دروغ های خود را خوب و زیبا جلوه دهند و با عناوینی آن را مقبول و جایز بشمارند. این درحالی است که دروغ در هر شکل و قالبی و با هر انگیزه ای، بد و زشت است و تأثیرات منفی خود را بر فرد و جامعه به جا می گذارد که از جمله آن ها بی اعتمادی به شخص است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگرش قرآن را درباره دروغ های مصلحتی و منفعتی بیان کند.

اهداف و انگیزه های دروغگویی

دروغ، سخنی ناراست است که گاه در شکل خبر و گاه وعده به دیگری گفته می شود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۸۷ ذیل واژه صدق) البته دروغ تنها در گفتار و سخن و قول نیست، هر چند که اصل آن در گفتار و سخن است. (همان) بلکه دروغ می تواند غیر سخن گفتن و گفتار، در قالب اعمال و رفتاری چون اشاره و مانند آن، انجام گیرد و یا در نوشته ای بیان شود.

در همه جوامع بشری در طول تاریخ، دروغ امری ناپسند و زشت دانسته شده است، (غافر، آیه ۲۸) چرا که ذات و فطرت آدمی به سوی کمال، خوبی، صدق، راستی، درستی، زیبایی و مانند آن گرایش دارد و از هرگونه بدی، زشتی و دروغ بیزار است. عقل و شریعت نیز دروغ را جزو مصادیق ظلم و بی عدالتی می شناسد و به عنوان یک اصل ضداخلاقی و ضدارزشی با آن مخالفت و مبارزه می کند. (آل عمران، آیه ۹۴؛ انعام، آیات ۲۱ و ۹۳)

عقل عملی انسان، به عدالت حکم می کند و آن را جزو بایدهای ارزشی و اخلاقی دسته بندی می کند؛ در مقابل ظلم را بد، زشت و ناپسند می شمارد و به عنوان نبایدهای ارزشی و اخلاقی با آن مخالفت و مبارزه می نماید.

براساس آموزه های وحیانی قرآن، هر آنچه را که عقل مستقل عملی انسان و گاه حتی سیره عقلایی در برخی از موارد، امری زشت و بد و ضد عقلانی یا ضد عقلایی دانسته، آن چیز حرام و گناه می باشد؛ زیرا هر آنچه عقل مستقل عملی حکم کند، شریعت نیز به همان حکم می کند؛ چرا که آموزه های وحیانی اسلام براساس فطرت و عقلانیت می باشد و هرگز با فطرت و عقلانیت تضاد و تقابل ندارد. از این رو اسلام نه تنها دروغ را زشت و بد دانسته بلکه به عنوان گناه شناخته و وعده مجازات و کیفر در دنیا و آخرت داده (بقره، آیات ۸ تا ۱۰) و گاه دروغگویان را مورد لعن و نفرین خود قرار داده است. (نور، آیات ۶ و ۷؛ آل عمران، آیه ۶۱؛ ذاریات، آیه ۱۰ تا ۱۲)

خداوند در آیاتی روشن می کند که مجازات دروغگویان به سبب ارتکاب این عمل زشت و گناه تنها در آخرت انجام نمی گیرد بلکه گاه عذاب های استیصال در همین دنیا نیز اعمال می شود چنانکه بر دروغگویان قوم شعیب نازل شد. (هود، آیات ۹۱ تا ۹۳) در آخرت نیز خداوند ماموران دوزخ را مأمور می کند تا با شدت و حدت، دروغگویان را به سوی آتش دوزخ بکشانند و آنان را مجازاتی سخت و دردناک دهند. (علق، آیات ۱۶ تا ۱۸؛ جاثیه، آیات ۷ و ۸)

شگفت اینکه این مجازات ها در دنیا و آخرت اختصاص به دروغگویان ندارد، بلکه حتی شنوندگان دروغ و کسانی که برای شنیدن دروغ گوش هایشان را تیز می کنند و تمام حواس خود را مصروف شنیدن دروغ می کنند، تهدید به مجازات های سخت در دنیا و آخرت می شوند. البته این مجازات علیه کسانی که با شنیدن دروغ بر آن هستند تا علیه حق عمل و فعالیت کنند، شدیدتر و سخت تر است. از این رو شنیدن دروغ به قصد جاسوسی علیه نظام اسلامی عامل خواری و ذلت در دنیا برای شنونده آن شمرده می شود. (مائده، آیه ۴۱)

به هر حال، دروغگویی و دروغ شنیدن، کاری زشت و بد و گناهی بس بزرگ است که خشم و غضب الهی و نیز مجازات سخت چون خواری در دنیا و عذاب دردناک دوزخ در آخرت را موجب می شود.

با این همه، پرسش این است که چرا برخی ها همیشه یا هرازگاهی دروغ می گویند؟ دروغگو با آنکه می داند که با دروغ، امری بد و زشت و ضدکمالی و عقلانی و عقلایی را مرتکب می شود؛ چرا باز گرفتار این نابهنجاری زشت است؟ اگر حتی شخصی دروغگو نیست و این امر به شکل صفت و خصلت و منش در شخص درنیامده؛ چرا باز هرازگاهی، دروغی می گوید و این امر زشت را با همه آگاهی از زشتی و بدی آن، به جان می خرد و به امر ضدکمالی و ضدارزشی اقدام می کند؟

در حقیقت، چه انگیزه ها و اهدافی شخص را به سوی دروغگویی می کشاند و یا دروغی را به جان می خرد؟ آیا می توان پذیرفت که دروغ ها با توجه به اهداف یا متعلق یا انگیزه ها متفاوت است و برخی از آنها زشت و ضدارزشی و برخی دیگر خوب و ارزشی است؟ به این معنا که دروغ یک رذیلت اخلاقی نیست و امری خنثی است که با توجه به قیودی، ارزشی یا ضدارزشی، می شود؟ آیا دروغ خوب و ارزشی و هنجاری هم داریم؟

برخی ها در پاسخ به این پرسش ها با توجه به برخی از انگیزه ها و اهداف و گاه متعلق دروغ و مفاد آن، پاسخ مثبت به پرسش فوق می دهند و معتقدند که دروغ، همیشه بد و زشت نیست، بلکه حتی دروغ خوب هم داریم. آنان از جمله دروغ های خوب را، دروغی دانسته اند که به مصلحتی گفته می شود. بلکه حتی برخی معتقدند که اگر به قصد منفعتی نیز دروغ گفته شود، آن دروغ هم مجاز بوده و از عنوان زشتی و بدی و گناه بودن خارج می شود؛ چرا که اگر با دروغی منفعتی بزرگ نصیب شخص یا جامعه شود، با اهم و مهم کردن، می توان دروغ گفت و از فواید و آثار آن بهره برد.

برای تبیین مسئله، نخست باید مطلبی درباره حکم اخلاقی و شرعی دروغ بیان شود تا سپس با اشاره به اهداف و انگیزه های انجام دروغ معلوم گردد که آیا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، دروغ خوب هم داریم؟ یا آنکه همه دروغ ها زشت و بد است؟

زشتی و بدی مطلق دروغ

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، دروغ همواره زشت، بد و گناه است. خداوند دروغ را از گناهان کبیره دانسته است؛ زیرا وعده عذاب های خوارکننده در دنیا و آخرت داده است و هر آنچه بر آن وعده عذاب یا تهدید به دوزخ داده شده باشد، به عنوان گناه کبیره شناخته و معرفی می شود؛ زیرا یکی از معیارهای سنجش گناه کبیره از صغیره همین دانسته شده است.

از نظر اسلام، دروغ سرچشمه همه پلیدی ها و زشتی ها و گناهان بشر است. امام حسن عسگری(ع) فرمود: «جعلت الخبائث کلها من بیت و جعل مفتاحها الکذب، تمام پلیدی ها در خانه ای نهاده شده و کلید آن دروغ است. (بحارالانوار، چاپ بیروت، ج۶۹، ص ۲۳۶ و ملامهدی نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۳۲۳)

دروغ، انسان را درمیان مردم بی اعتبار نموده و اعتماد دیگران را از وی سلب می کند و آثار بسیار نامطلوبی درپی دارد، لذا دروغ از نظر اسلام حرام است. به این معنا که فراتر از حکم اخلاقی زشت و بد بودن، به عنوان حکم فقهی از میان احکام پنج گانه، حکم حرام بر آن مترتب شده است.

بنابراین، از نظر اسلام، همواره دروع امری زشت، بد وگناه است. از نظر اسلام، دروغ از مصادیق رذیلت اخلاقی است و هرگز به عنوان یک فضیلت معرفی نمی شود. از نظر فقهی و حکم شرعی، نیز گناه و حرام است. پس در همه احوال و موارد یعنی از نظر عمومیت و اطلاق اصولی باید گفت که هرگز چیزی به نام دروغ خوب نداریم.

خداوند در آیاتی چند، خود و پیامبرش را از هرگونه مصادیق دروغ منزه و پاک می داند. این پاکی از دروغ حتی در قالب وعده از سوی خداوند و پیامبرش (واقعه، آیات۱و۲، هود، آیات۶۱ و ۶۵، نجم، آیات ۱۰ و ۱۱) بیانگر آن است که دروغ، مطلقا زشت و ناپسند و بد است و نمی توان دروغی را خوب و پسندیده معرفی کرد.

تفاوت انگیزه ها و اهداف

دروغ گویان با اهداف و انگیزه های چندی متوسل به دروغ می شوند. در بسیاری از موارد منافع شخصی است که شخص را به دروغگویی می کشاند و کمتر مواردی را می توان یافت که منافع دیگری با ملی، آنان را به دروغ سوق دهد.

گاه هدف دروغ، پنهان کردن جرم و گناه و خلاف یا قانونی است که شخص مرتکب شده است. ریشه بسیاری از دروغ ها را می توان در این انگیزه و هدف خلاصه کرد. برادران حضرت یوسف(ع) نیز به قصد پنهان کردن جرم خود به دروغ متوسل شده بودند که خداوند آن را در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره یوسف گزارش می کند.

انگیزه و هدف دیگری که شخص را به دروغ گویی می کشاند، نیرنگ و فریب است؛ چرا که نمی خواهد دیگری به سمت وسویی برود که مخالف اهداف دروغ گو و مقاصد و منافع و مصلحت اوست. از این رو با بهره گیری از دروغ و اعتمادی که دیگری به هر دلیل به او دارد (مانند استفاده از سوگند دروغ) شخص را گمراه می کند و فریب می دهد تا کاری را مرتکب یا ترک کند که خواسته دروغگو است. (اعراف، آیه ۲۰؛ عنکبوت، آیه ۱۲؛ منافقون، آیه ۱)

حسادت نیز می تواند انگیزه ای برای دروغ و دروغگویی باشد. خداوند در آیات ۹ و ۱۱ سوره یوسف گزارش می کند که حسادت برادران یوسف نسبت به وی، موجب دروغ گفتن برای جلب اعتماد یعقوب(ع) از سوی آنان شد.

البته کسی که برخلاف اعتقادات خود سخن می گوید نیز دروغگو است. به این معنا که خودش به امری معتقد است برخلاف همان اعتقاد خود، سخنی دیگر را بر زبان می راند. هرچند که این سخن دروغ او در حقیقت راست و مطابق واقع و حقیقت است؛ ولی از آن جایی که شخص به آن اعتقادی ندارد و برخلاف آن اعتقاد دارد، این سخن گفتن برخلاف اعتقادات شخصی، نیز از مصادیق دروغ است. (منافقون، آیه ۱)

بطور مثال ممکن است کسی به حجاب یا خمس اعتقاد قلبی نداشته و آن را قبول نداشته باشد. اما در ظاهر از اهمیت آن سخن بگوید. چنین شخصی هرچند سخنی راست و مطابق با واقع می گوید اما چون به آن اعتقاد ندارد و سخن و دلش یکی نیست لذا دروغگو محسوب می شود.

از نظر آموزه های اسلامی همه دروغ ها به هر هدف و انگیزه ای که باشد زشت، بد و ناپسند و حتی گناه کبیره و حرام است و مرتکب آن نمی تواند به عناوینی چون هدف و قصد و انگیزه خیر و… آن را امری خوب و حلال و پسندیده جلوه دهد.

دروغ های مصلحتی، دروغ های بد ولی مجاز اضطراری

اکنون این پرسش مطرح می شود که اگر دروغ مطلقا زشت، بد، ناپسند اخلاقی و گناه و حرام شرعی و فقهی است؛ پس چرا برای آن استثناء قائل شده اند و به اصطلاح دروغهای مصلحتی مجاز شده است.

بی گمان پاسخ را می بایست در خود پرسش جست وجو کرد. هرگز اسلام و آموزه های وحیانی آن، دروغی را خوب و حلال ندانسته است؛ بلکه در برخی از موارد به خاطر مصالحی بسیار مهم چون حفظ جان و عرض و آبرو یا مال بسیار زیاد، دروغ را مجاز دانسته است و این جواز درحد ضرورت است و براساس آموزه های اسلامی چیزی که به ضرورت و اضطرار به همان مقدار مجاز دانسته شده، در همان محدوده با شرایط سفت و سخت جایز است: الضرورات تبیح بقدرها.

پس جواز دروغ همانند جواز خوردن مرده برای مضطر آن است که باید به مقدار نیاز و با شرایط خاصی انجام گیرد. کسی که برای نجات جان خود مرده ای را می خورد یا کسی که برای درمان بیماری بی درمان و یا سخت درمان، مجازات، شراب بنوشد، درهمان اندازه مورد نیاز می تواند استفاده کند و دایره این مصلحت و جواز بسیار بسته و محدود است. پس اگر بیش از حدنیاز و بیرون از مصلحت اهم بخورد و بنوشد، گناه و حرامی را مرتکب شده است. پس راه به راه نمی توان به عنوان مصلحت دروغ گفت و با مصلحت توجیه کرد.

باز هم تاکید می شود در اسلام هیچگاه دروغ پسندیده و خوب و هنجاری معرفی نشده است حتی اگر برای مصالح بسیار مهمی در برخی از موارد خاص و استثنائی تجویز شده و مجاز دانسته شده باشد؛ زیرا عنوان ناپسند بودن و زشت و بد بودن، همچنان باقی است و در محدوده ای بسیار تنگ و با شرایط بسیار سخت به حکم اضطرار و ضرورت، مجاز دانسته شده است.

موارد استثنایی و اضطراری جواز دروغ

مواردی که از نظر فقه اسلامی برای مصالح و منافع بسیار مهم شرعی، فردی یا اجتماعی، دروغ به عنوان دروغ مصلحتی یا سفید به تعبیر انگلیس ها تجویز شده به شرح ذیل است:

۱. در موقعیت اضطرار و ناچاری: هرگاه کسی برای حفظ جان یا مال یا ناموس خود یا فرد مسلمان دیگر، سخن یا سوگند دروغ بخورد، جایز است. لذا امام صادق(ع) فرموده است: «اگر انسان از روی تقیه و ضرورت و ناچاری سوگند دروغ یاد کند، ضرری ندارد.» و در ادامه می افزاید به طور قاعده کلی، هر حرامی در مقام اضطرار مجاز می شود. (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۶، ص ۱۳۷، چاپ بیروت)

۲. اصلاح میان مردم: هرگاه بین دو نفر مسلمان خصومت و نزاعی باشد و ابتدا تمام راه های معمولی چاره را رفته اند؛ ولی نتیجه ای نبخشیده، در این صورت انسان با یقین به مؤثر بودن، می تواند با گفتن دروغ، کینه و عداوت را برطرف کرده و صلح و صفا و صمیمیت میان آنها برقرار کند، مشروط بر اینکه فایده و نتیجه ای بر آن محتمل باشد. مثلا اگر دو نفر یا دو خانواده با یکدیگر قهر باشند. پیش یکی رفته و از قول دیگری بگوید که فلانی تعریف و تمجید شما را می کرد و از اینکه با شما قهر کرده اظهار ناراحتی می نمود و به نظر من او مایل است که با شما آشتی کند. همچنین نزد آن دیگری رفته و از قول دوست اولی، مشابه همین مطلب را بگوید. این گونه دروغ ها گذشته از اینکه حرام نیست، پسندیده نیز هست و رسول خدا آن را تأیید کرده است، در وصیت پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) آمده است: «یا علی! ان الله احب الکذب فی الاصلاح و ابغض الصدق فی الفساد.» ای علی! خداوند دروغ را که باعث اصلاح بین مردم شود دوست دارد و از راست گفتن که باعث فتنه و نفاق شود، بیزار است. (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، چاپ بیروت، ج۸، ص ۵۷۸)

۳. خدعه و نیرنگ در جنگ: یکی دیگر از مواردی که گفتن دروغ حرام نیست، جنگ و جهاد است. اگر جنگ با انگیزه دفاع و یا رفع فتنه و فساد باشد استفاده از دروغ اشکالی ندارد. زیرا اگر بتوانیم با خدعه و فریب دشمن را غافلگیر کنیم و با یک حمله ضربتی به او یورش بریم، می توانیم با کمترین تلفات، دشمن را نابود سازیم، لذا در فراز دیگر از وصیت رسول خدا(ص) به علی(ع) آمده است: که در سه مورد دروغ گفتن جایز است که یکی از آنها جنگ است. (بحارالانوار، چاپ بیروت، ج۷۴، ص ۵۱؛ ابن اثیر ج ۴ ص ۱۶۰؛ ابن حجر عسقلانی، ج۸ ص ۱۱۷ و نراقی ج ۲ ص ۳۲۳)

۴. وعده به خانواده و همسر: در دین مقدس اسلام هزینه زندگی زن و فرزند به عهده مرد است. (در مورد همسر مطلقا و در مورد فرزندان در صورت نیاز آنها و تمکن پدر). البته نفقه واجب به تناسب امکانات و مقدار توان است و بیش از آن لازم نیست، ولی چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده طلبی و چشم و هم چشمی، تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد توان او است، در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می گیرد: یا باید با برخورد منفی و رد صریح در برابر خواسته های آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوارکننده و وعده های مصلحتی و غیر جدی تا حدودی آنها را راضی و قانع سازد. حال، با توجه به اینکه پاسخ منفی و تند جز جریحه دار شدن عواطف و تزلزل ارکان خانواده و حتی طلاق همسر سرانجامی ندارد، ناگزیر اجازه داده شده که از روش دوم استفاده شود و آن به ظاهر دروغ گفتن مصلحتی است. در همان روایتی که در بالا از رسول خدا(ص) نقل شد، به این مورد نیز اشاره شده و تمام روایت این است: «یا علی! ثلاث یحسن فیهن الکذب، المکیده فی الحرب و عدتک زوجتک و الاصلاح بین الناس» یا علی! سه مورد است که دروغ گفتن در آن نیکو است. خدعه و نیرنگ در جنگ. وعده به همسر و اصلاح میان مردم. این روایت ملاک و معیار خوبی در اختیار ما قرار داده است که می توانیم براساس آن تشخیص بدهیم که دروغ گفتن در این موارد اشکالی ندارد و اگر دروغ بگوییم در این موارد، دارای مصلحت و فایده می باشد.

دروغ مصلحتی یا منفعتی

این نکته را هیچ گاه نباید فراموش کرد که دروغ هرگز خوب و پسندیده نخواهد بود و همانند کارهای حرام دیگری چون مرده خواری و شرابخواری هر چند که به اضطرار باشد، آثار سوء وضعی خود را به جا می گذارد. از این رو پیامبران و اولیای الهی حتی از دروغ های مصلحتی پرهیز داشتند و حتی توریه با جواز آن انجام نمی دادند؛ زیرا جواز در اضطرار امری ناپسند و حرام و گناه مانند دروغ، شراب و مرده دلیل بر تغییر ماهیت آنها نمی شود و آثار سوء آنها در جان و جسم انسان باقی خواهد بود. از این رو برخی حتی از دروغ مصلحتی و مجاز به هر شکلی شده گریزان بوده و هستند؛ زیرا لقمه حرام اگر چه به مصلحت حفظ جان باشد، لاجرم و ناخواسته تأثیرات بد خود را خواهد گذاشت.

برخی از افراد به ظاهر متدین عادت کرده اند که در هر موقعیتی که منافع آنها به خطر می افتد و با کوچک ترین توجیه، به دروغ متوسل می شوند و نام آن را دروغ مصلحتی می گذارند، در حالی که- چنانکه در بالا اشاره شد- دروغ در همه حال امری حرام و بد و زشت است و اگر مواردی استثناء شده و جواز دروغ در آنها داده شده صرفا برای مصلحتی بزرگتر و مهم تر بوده و دروغهای مصلحتی فقط منحصر به همان موارد مجاز تعیین شده در روایات و شرع، می باشد و غیر از آن موارد، همگی دروغهای حرام بشمار می رود که فرد به خیال خود آنها را مصلحتی می داند در حالی که به واقع دروغهای منفعتی برای اوست که بخاطر به خطر افتادن منفعتی از او، متوسل به آن دروغ شده است.