درمان بیماری روانی تظاهر و ریاکاری

خیانت

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از بیماری های روانی، ریاکاری و ریاورزی است؛ زیرا شخص ریاکار از دوگانگی شخصیتی رنج می برد و گرفتار نفاق و هم چنین خودشیفتگی یا احساس کمبود است. شناخت علل و عوامل، نشانه ها و آثار و نیز درمان این بیماری روانی می تواند شخص و جامعه را از بسیاری از عواقب و پیامدهای این بیماری حفظ کند. نویسنده در این مطلب با مراجعه آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا ابعاد گوناگون این بیماری را تبیین و راه های درمان را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی و ماهیت ریا

ریا، از واژه «رَاءَى به معنای دیدن» و یا «رؤى به معنای نگاه کردن با چشم یا با قلب مانند رویای در خواب» مشتق شده است.( المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۲۴۷، «روى»)

ریاکاری در اصطلاح به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند(ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان، بیروت، ۱۴۰۸ ه.ق، چاپ دوم، ج۲، ص۶۵۰.) و نیز به معنای«تظاهر کردن به نیکی، دورویی و نفاق (معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، انشارات امیرکبیر، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۱۷۰۰.)و انجام کار برای نشان دادن به دیگری آمده است.»(سیاح، احمد؛ فرهنگ بزرگ جامع نوین، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸، ج۱، ص۶۳۱.)

ریاکاری در فرهنگ عامه و علم اخلاق، عبارت از آن است که انسان بخواهد با ارائه کارهای نیک خود، مقام و منزلتی در دل مردم پیدا کند.

اما در اصطلاح شرعی، ریا آن است که آدمی در انجام عبادات شرعی، به دور از اخلاص بخواهد تظاهر به انجام آن کند و چنین قصدی داشته باشد.(نگاه کنید: فهری، احمد؛ بحثی پیرامون ریا و عجب، تهران، انتشارات نهضت زنان مسلمان، ۱۳۵۹، چاپ چهارم، ص۶.)

پس ریاکاری در اصطلاح شرعی اخص از اصطلاح اخلاقی است؛ زیرا ریا در علم اخلاق، اختصاص به اعمال عبادی نداشته و شامل سایر افعال غیر عبادی انسان نیز می شود.

امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «ریا عبارت است از نشان دادن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده و یا اعمال حقه به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آن ها و اشتهار پیدا کردن نزد آن ها به خوبی و صحت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهی».(موسوی خمینی، روح‌الله؛ شرح چهل حدیث، تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵، ص۳۵.)

به هر حال باید توجه داشت که ریا، مصدر است و به معنای نمایندن و نمایش است. منظور از نمایاندن ، این است که شخص ریاکار ، خیر وخوبی را با انگیزه نمایش به دیگران ارائه می دهد در صورتی که تظاهر او به نیکی و خوبی حقیقت ندارد.«الریاء بمعنی الارائه ، و المرادبه ، ارائه الخیر للغیر»( مسلکنا، ص۴۰۷)

رفتارهای نمایشی و متظاهرانه که ظاهری نیک و باطنی خالی از حقیقت داشته باشد و به منظور جلب توجه دیگران، با انگیزه های سودجویانه و یا جاه طلبانه انجام می گیرد را « رفتارهای ریاکارانه» می گویند.

واژه متضاد « ریا» ، «اخلاص» است به این معنا که هرگاه ریا از دری وارد شود، اخلاص از در دیگر خارج می شود . همان طور که «اخلاص» رمز موفقیت ، منشاء، نورانیت و محبوب ذات حضرت احدیت می باشد، در نقطه مقابل « ریا» عامل هلاکت ، منشاء کدورت و وسیله ای برای ارضای خواسته های نفس و نفسانیت است.

واژه «رئا» ۵ بار درآیات قرآن به کار رفته است.

علایم و نشانه های ریا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ریاکار و سالوس مردمی بیمار دل هستند و از بیماری روانی رنج می برند. ایشان از بیماری نفاق و دورویی و گاه احساس کمبود رنج برده و برای خودنمایی و بزرگ نمایی تظاهر به کار خیر می کنند و گاه این رفتار ایشان برخاسته از خودشیفتگی است که اهل نفاق نیز بدان گرفتارند؛ زیرا منافق کارهای بد و زشت و فساد و افساد خویش را اصلاحات دانسته و آن را نیکو می داند.

اگر بخواهیم ریاکار و سالوس را بشناسیم، می توانیم از تضاد رفتاری اش او را بشناسیم و از بیماردلی او آگاه شویم. اگر کسی در خلوت و تنهایی رغبت به عمل و عبادتی نداشته باشد، ولی وقتی در انظار عموم قرار می گیرد، از کسالت فارغ شده و حالت نشاط پیدا می کند، این شخص ریاکار و عمل او ریایی است.

از آن جایی که برای ریا مراتبی است که برخی روشن و بعضی مخفی نها است و تشخیص مراتب مخفی بسیار مشکل است، ائمه اطهار علیه السلام برای آن، علایم و نشانه هایی بیان کرده اند که اگر کسی خواست خود را بیازماید و بفهمد که آیا در او این صفت ناپسند وجود دارد یا نه؟ می تواند با آن علایم و نشانه ها تشخیص دهد.

بنابراین اگر کسی در خلوت و تنهایی رغبتی به عبادت نداشته و حتی نماز واجب خود را با کسالت بسیار می خواند، ولی وقتی درمسجد یا اجتماعات دیگر در انظار عموم قرار می گیرد، از کسالت فارغ شده و حالت نشاط پیدا می کند، ریاکار و عمل او ریایی است. او دوست دارد که در جمع از کارهایش تعریف کنند. توقع شنیدن مذمت یا بیان نقایص را ندارد. اینها علامت ریاکاری است.

امام صادق(ع) از امیرالمومنین علی(ع) نقل می فرمایند که ایشان می فرماید: «ثَلاثُ عَلامات للمُرائی: ینْشطُ اِذا رَای النّاس، وَ یکسِلُ اِذا کانَ وحدَهُ، وَ یحِبّ اَنْ یحْمَدَ فی جَمیعِ اُمُورِهِ؛ ریاکار دارای سه نشانه و علامت است: ۱.هنگامی که مردم او را در حال عمل و عبادت ببینند نشاط پیدا می کند؛ ۲. ولی در حال عبادت اگر تنها باشد کسل می شود؛ ۳. و دوست دارد که در همه امور از او تعریف کنند.(محمدبن علی ابن بابویه؛ الخصال، مصحح: علی امکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۴، ج۱، ۱۶۰؛ بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۳۰۳.)

در جایی دیگر، حضرت علی (ع) در معرفی «ریاکار» می فرماید: برای ریاکار چهار نشانه وجود دارد: ۱. هنگام تنهایی ، چون زمینه ای برای خودنمایی وجود ندارد سست وتنبل است: «یکسل اذاکان وحده» ؛ ۲. وقتی که در برابر دیدگان مردم قرار می گیرد با نشاط و کوشا است : «وینشط اذا کان فی الناس»؛ ۳. اگر از او ستایش کنند، آن کار را بهتر انجام می دهد: « ویزید فی العمل اذا اثنی علیه»؛ ۴. و اگر از او تعریف نکنند از کار می کاهد: « وینقص منه اذا لم یثن علیه» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج۲ ، ص۱۸۰)

نشانه هایی که امام علی(ع) مطرح می کند بیانگر تاثیر محیط بر رفتار شخص و نیز احساس کمبودی است که ریاکار در خود می یابد به طوری که دوست دارد با تعریف و تمجید دیگران این کمبود و حقارت درونی را جبران کند.

پس ریاکار اگر به کاری اقدام می کند، دنبال کارهای می رود که چشم پر کن باشد و بتوان تظاهر به آن کرد. بنابراین از اعمال عبادی و نیکی که باطنی و نهان است و امکان آگاهی و دیدن شدن در آن وجود ندارد، اجتناب می ورزد و تنها کارهایی را انجام می دهد که دیده و شنیده شود و چشم پرکن باشد و موجبات اشتهار و محبوبیتش را فراهم آورد.

پس ریاکار اهل تظاهر و خودنمایی است و کارهایی را انجام می دهد که در آن امکان خودنمایی فراهم باشد و اگر کاری را مخفی و نهان انجام داد شرایط را به گونه ای فراهم می آورد تا دیده و شنیده شود و یا با بنان و بیان خود کاری می کند که مردم از آن آگاه شوند. این گونه است که هر جا می نشیند به طریقی از کارهای خیر و نیک خویش سخن می گوید و از به به و چهچه مردم خوشحال و خشنود می شود.

افراط در کارها از نشانه ای ریاکاری است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: الْوَلِیمَهُ أَوَّلَ یَوْمٍ حَقٌّ وَ الثَّانِیَ مَعْرُوفٌ وَ مَا زَادَ رِیَاءٌ وَ سُمْعَهٌ؛ ولیمه (سور) دادن، روز اول حق است و روز دوم احسان، از دو روز که گذشت، خودنمایى و شهرت‏طلبى است.(کافى، الاسلامیه، ج ۵، ص ۳۶۸، ح ۴)

ظاهر برتر و باطن ضعیف از دیگر نشانه های کاری است که با ریاکاری انجام می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید : مَن کانَ ظاهِرُهُ أرجَحَ مِن باطِنِهِ خَفَّ میزانُهُ؛ هر کس ظاهرش بهتر از باطنش باشد، ترازویش سبک آید.(امالی، صدوق، ص ۴۹۲ ، ح ۸ ؛ من لا یحضره الفقیه ج ۴ ، ص ۴۰۴ ، ح ۵۸۷۰ ؛ تحف‏ العقول، ص ۲۹۴)

آثار ریا کاری و تظاهر نمایی

ریاکاری و سالوسی آثار و کارکردهایی دارد که شناخت آن ها می توان به ضد ارزشی بودن آن کمک کند. از جمله این آثار و کارکردها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. فقدان اخلاص: ریاکاری ضد اخلاص است؛ زیرا ریاکار هر کاری نیک و خیری را به قصد دیده شدن و محبوبیت در نزد مردم انجام می دهد. از این روست که خداوند در آیات قرآنی با تاکید بر مردم می فرماید:رئاءالناس، نماندن و آشکار کردن برای مردم.(بقره، آیه ۲۶۴؛ و نیز نساء، آیه ۳۸ و ۱۴۲)   از روایات معصومین(ع) به راحتی می توان فهمید که اساس و زیربنای سعادت انسان بندگی خالصانه است و اگر بنده ای عملی را انجام دهد که در آن ریا باشد اثری نداشته و در پیشگاه خداوند پذیرفته نیست.
  2. همدم شیطان: ریاکار و سالوس همدم شیطان است و شکی نیست که شیطان بدترین هم نشین برای انسان است.(نساء، آیه ۳۸)
  3. محرومیت از محبت خدا: کسی که دنبال خودنمایی و محبوبیت در میان مردم است، از محبت خداوند محروم است.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۸)
  4. محرومیت از هدایت: ریاکار از هدایت تشریعی و پاداشی الهی محروم است؛ زیرا کاری که انجام می دهد برای خدا نیست و از خلوص طرفی نبرده است.(بقره، آیه ۲۶۴)
  5. بطلان و تباهی اعمال نیک: کسی که تظاهر به عبادت و نیکی و احسان می کند و از اخلاص بهره ای نبرده است، با ریاکاری تمام اعمال نیک خویش را احباط و تباه می کند و اعمالش هیچ سودی برای او در دنیا و آخرت نخواهد داشت.(بقره، آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶) پس انسان ریاکار اگر اعمال صالح دیگری هم داشته باشد، به خاطر حالت ریایی که دارد، اعمال صالح او نیز باطل می گردد و دیگر استحقاق ثواب نخواهد داشت. چنانچه رسول(ص) فرمودند: «از خدا بترسید و از ریا اجتناب کنید، زیرا ریا شرک به خداست و برای ریاکار در قیامت چهار اسم است و او را با چهار نام می خوانند: ای کافر! ای فاجر! ای غادر(مکار)! و ای خاسر(زیان دیده و ورشکسته)! عمل تو از بین رفته و اجر تو، باطل گردیده است و برای تو در این روز نصیب و بهره ای نیست». (زین الدین الجبل العاملی؛ پیشین، ص ۱۴۷.) پیامبر اکرم(ص) در حدیثی میزان و ملاک صعود اعمال را که موجب خوشحالی فرشتگان و قبولی درگاه الهی می گردد، اخلاص قرار داده و اعمالی را که به جهت ریا و خودنمایی انجام پذیرفته است، مردود و موجب قرار گرفتن در سجین و دیوان اعمال گناهکاران معرفی می نماید.( کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، درالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ه.ش، ج۳، ص۴۰۲.)
  6. عذاب الهی: ریاکار گرفتار عذاب الهی است و در دنیا و آخرت خوار می شود؛ با آن که هدف ریاکار رسیدن به عزت و سربلندی است، با تظاهرکاری خویش به جای عزت گرفتار ذلت و خواری شده و خداوند او را در دنیا و آخرت خوار می سازد؛ زیرا کارش سست و موهن بوده و سزاوار اهانت و توهین.(نساء، آیات ۳۷ تا ۳۹ ؛ انفال، آیه ۴۷)
  7. تهدید الهی: ریاکار از سوی خداوند تهدید شده و خداوند او را به دوزخ و چاه ویل آن تهید کرده است.(ماعون، آیات ۴ و ۱۰)
  8. شرک: ریاکار به سبب آن که مردم را در نیت خود داخل می کند، انسانی مشرک است. (بقره، آیه ۲۶۴؛ و نیز نساء، آیه ۳۸ و ۱۴۲) از همین روست که در روایات اسلامی از ریا به شرک تعبیر شده و انسان ریاکار مشرک خوانده شده است. امام صادق(ع) فرموده است: «هر ریایی شرک است.(مجلسی، محمد باقر؛ پیشین، ج۷۲، ص ۳۰۲.) و رسول اکرم(ص) ریاء را شرک اصغر دانستند.» پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «بی تردید مخوفترین چیزی که از آن برای شما بیمناکم شرک اصغر است. پرسیدند: شرک اصغر کدام است؟ حضرت فرمودند: ریا. خداوند در روز قیامت، هنگامی که جزای بندگانش را می دهد به ریاکاران می گوید بروید نزد آنان که برای آنان عبادت کردید و ببینید آیا پاداش اعمال خود را نزد آنان می یابید یا نه».(محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شفیعی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹، دوم،، ج۴، ص۲۸.) «شداد بن اوس» گفته است: رایت رسول الله یبکی ، فقلت : مایبکیک ؟ قال : انی تخوفت علی امتی الشرک ، اما انهم لا یعبدون صنما و لا شمسا و لا قمرا و لا حجرا و لکنهم یراوون باعمالهم ؛ روزی پیامبر خدا را دیدم که می گرید ! عرض کردم چرا گریه می کنید؟ فرمود: از شرک و چندگانه پرستی برامتم بیمناک هستم و لذا می گریم ! بدانید مراد از شرک این نیست که آنها بت پرست می شوند، خیر، آنها نه بت خواهند پرستید و نه خورشید و ماه و سنگ را، لیکن اعمال خود را ریاکارانه انجام می دهند.( المحجه البیضاء ، ج۶ ، ص۱۴۱ ؛ مجموعه ورام ، ج۲ ، ص۲۳۳ ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج۲ ، ص۱۷۹)
  9. کفر: بر اساس آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶ سوره بقره، ریاکار به یک معنا به آخرت و معاد کافر است و از همین روست که دنبال تظاهر و خودنمایی است. اگر کسی برای خدا کار کند خدا می بیند و می داند و نیازی نیست تا تظاهر کند.
  10. نفاق: ریاکاری جزء صفات منافقین دانسته شده و اصولاً ریا جز دورویی و تفاوت ظاهر و باطن چیز دیگری نیست؛ زیرا چیزی را به مردم ارائه میدهد که خود در باطن به آن معتقد نیست. قرآن کریم در این باره می فرماید: «منافقین می خواهند خدا را فریب دهند، در حالی که او آنان را فریب می دهد و هنگامی که به نماز برمی خیزند با کسالت برمی خیزند و در برابر مردم ریا می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی کنند».( نساء، آیه ۱۴۲)
  11. تحقیر خدا: سالوس و ریاکار از سوی خداوند تحقیر می شوند(نساء، آیات ۳۷ تا ۳۹ ؛ انفال، آیه ۴۷)؛ چرا که هر کاری انسان انجام می دهد به انگیزه جلب منفعت و یا دفع مفسده است، عملی که ریاکاران برای غیرخدا و نشان دادن به مردمان و جلب توجه آنان، انجام می دهند، نیز مطابق همان قاعده است. این نشانه آن است که اینان مردم را قادرتر از خالق دانسته و توجه خود را به مخلوق معطوف داشته اند و خود را مقرب مخلوق قرار داده و تقرب مخلوق را بهتر و مفیدتر از تقرب به خالق دانسته اند، و آن جا که کار را هم برای خدا و هم برای مخلوق انجام می دهند، خدا را تا حد مخلوق پایین آورده اند، آن چنان که عمل را برای هر دو انجام داده اند، و این از اکبر کبایر است.( مظاهری، حبیب الله؛ پیشین، ص۲۳۵.)
  12. محرومیت از بهشت: بر اساس آیات پیش گفته انسان ریاکار و سالوس دوزخی است. پیامبر(ص) نیز می فرمایند: بهشت سخن گفت که: من حرام هستم بر هر بخیل و ریاکننده ای.( زین الدین الجبل العاملی؛ التنبیهات العلیه علی وظایف الصلاه القلبیه، مشهد، انتشارات مجمع البحوث الاسلامیه، چاپ اول، ص ۱۴۸.)
  13. دشمن اسلام: پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «اخوف ما اخاف علیکم الریا والشهوه الخفیه؛ خطرناکترین چیزی که از آن بر شما می ترسم ریاکاری و شهوت پنهانی است! » (محجه البیضاء، جلد۶، صفحه ۱۴۱) ظاهرا منظور از شهوت پنهانی همان انگیزه های مخفی ریاکاری است.
  14. کم ترین شرک: حضرت پیامبر اکرم (ص) می فرماید«ادنی الریاء شرک؛ کمترین ریا شرک به خداست. » (محجه البیضاء، جلد۶، صفحه ۱۴۱) یکی از اصحاب می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله را گریان دیدم، عرض کردم: چرا گریه می کنید؟ فرمود: «انی تخوفت علی امتی الشرک، اما انهم لایعبدون صنما و لا شمسا و لا قمرا و لا حجرا، و لکنهم یرائون باعمالهم؛ من بر امتم از شرک و چند گانه پرستی بیمناکم! بدانید آنها بت نخواهند پرستید و نه خورشید و ماه و قطعات سنگ را، ولی در اعمالشان ریا می کنند و از این طریق وارد وادی شرک می شوند. (همان) باز در حدیث دیگری از همان حضرت صلی الله علیه و آله می خوانیم: «یقول الله سبحانه انی اغنی الشرکاء فمن عمل عملا ثم اشرک فیه غیری فانا منه بری ء و هو للذی اشرک به دونی؛ خداوند سبحان می فرماید: من بی نیازترین شریکانم، هرکس عملی بجا آورد و غیر مرا در آن شریک کند من از او بیزارم، و این عمل از آن کسی است که شریک قرار داده نه از آن من! » (میزان الحکمه، جلد ۲، صفحه ۱۰۱۷، چاپ جدید) امام صادق علیه السلام می فرماید: «کل ریاء شرک انه من عمل للناس کان ثوابه للناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله؛ هر ریائی شرک است، هر کس برای مردم عمل کند پاداش او بر مردم است، و هر کس برای خدا عمل کند ثوابش بر خداست! » (امالی صدوق، صفحه ۳۹۸)
  15. رد اعمال و عدم قبولی آن: پیامبر(ص) یم فرماید: «لایقبل الله عملا فیه مقدار ذره من ریاء؛ خداوند عملی را که ذره ای از ریا در آن باشد قبول نمی کند! » (همان)
  16. فاجر و غادر : پیامبر(ص) می فرماید: «ان علم رائی ینادی علیه یوم القیامه یا فاجر یا غادر یامرائی ضل عملک و حبط اجرک اذهب فخذ اجرک ممن کنت تعمل له؛ روز قیامت شخص ریا کار را صدا می کنند و می گویند ای فاجر! ای حیله گر پیمان شکن! و ای ریاکار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو و پاداش خود را از کسی که برای او عمل کردی بگیر! » (همان)
  17. احباط عمل: پیامبر(ص) می فرماید: ان الملک لیصعد بعمل العبد مبتهجا به فاذا صعد بحسناته یقول الله عزوجل اجعلوها فی سجین انه لیس ایای اراد بها؛ فرشته عمل بنده ای را با شادی به آسمان می برد هنگامی که حسنات او را به بالا می برد خداوند عزوجل می فرماید آن را در جهنم قرار دهید، او عمل خود را به نیت من انجام نداده است! » (کافی، جلد۲، صفحه ۲۹۵)
  18. عدم استجابت دعا: دعای ریاکار و سالوس استجابت نمی شود هر چند که کاریهای نیک بسیاری را انجام می دهد و صدقات و انفاقات مالی بسیار دارد و به طور ظاهری باید این گونه اعمال دفع بلا و رفع بلا و جلب منفعت از جمله استجابت دعا باشد ولی به سبب همان عدم خلوص و ریاکاری تاثیری ندارد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «سیاتی علی الناس زمان تخبث فیه سرائرهم و تحسن فیه علانیتهم، طمعا فی الدنیا لایریدون ما به عند ربهم یکون دینهم ریاء، لایخالطهم خوف یعمهم الله بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلایستجیب لهم؛ زمانی بر مردم فرا می رسد که باطن آنها آلوده و ظاهرشان زیبا است، و این به خاطر طمع در دنیا می باشد، هرگز آنچه را نزد پروردگارشان است اراده نمی کنند، دین آنها ریا است، و خوف خدا در قلبشان نیست، خداوند مجازاتی فراگیر بر آنها می فرستد و آنها همچون فرد غریق او را می خوانند ولی دعای آنان را اجابت نمی کند! » (کافی، جلد ۲، صفحه ۲۹۶)
  19. باطن بیمار و زشت ریا: امام امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم: «المرائی ظاهره جمیل و باطنه علیل … ؛ ریا کار ظاهر عملش زیبا و باطنش زشت و بیمار است! » (غرر الحکم جلد ۱، صفحه ۶۰، شماره ۱۶۱۴) و نیز فرموده است: «ما اقبح بالانسان باطنا علیلا و ظاهرا جمیلا؛ چه زشت است که باطن انسان خراب و بیمار و ظاهرش زیبا باشد» ! (غرر الحکم، جلد ۲، صفحه ۷۴۹، شماره ۲۰۹.)

اقسام ریاکاری

ریا را از جنبه های گوناگون می توان تقسیم کرد:

۱. ریا در عقیده: این قسم از جمیع اقسام ریا سخت تر، عاقبتش بدتر و ظلمتش بالاتر است. صاحب این ریا اگر در واقع معتقد به آن امری که ارائه می دهد نباشد، از جمله منافقین می باشد که مخلد در نار و هلاکت ابدی است و عذابش از تمامی اهل جهنم بیشتر است و اگر فردی معتقد باشد، ولی برای منزلت پیدا کردن در قلوب مردم، اظهار کند، این شخص گرچه منافق نیست ولی این ریا باعث می شود که نور ایمان از قلب او بیرون رفته و ظلمت کفر به جای آن وارد شود؛ زیرا این فرد گرچه در اول امر مشرک است به شرک خفی -زیرا که معارف الهیه و عقاید حقه را که باید خالص برای خدا باشد، به مردم تحویل داده و غیر را در آن شریک قرار داده و این عمل قلبی از برای خدا نبوده- ولی این ملکه خبیثه، کار انسان را منجر می کند به اینکه خانه قلب مختص به غیر خدا شود و کم کم ظلمت این رذیله سبب می شود انسان بی ایمان از دنیا رود.( موسوی خمینی، روح‌الله؛ پیشین، ص ۳۶-۳۷.)

۲. ریا در عمل: ریا در اعمال خود به دو گونه است:

الف. عبادات واجبه: این قسم از ریا بدین معنی است که فرد با وجود اینکه معتقد به مبدأ و معاد است در اصل عبادات واجبه خود ریا کند. چنین فردی گرچه در خلوت، روزه و نماز و زکات و … را ترک می کند اما در انظار عموم، برای جلب قلوب مردم و یا رفع تهمت از خود نماز می خواند، روزه می گیرد و امثال این ها. و قصدش در انجام این فرائض، اطاعت اوامر الهی و یا رسیدن به ثواب آنها نیست، بلکه تنها هدفش نشان دادن به مردم است.( نراقی؛ احمد؛ معراج السعاده، قم، انتشارات طوبای محبت،۱۳۸۵، چاپ اول، ص ۵۱۵.)

ب. ریا در مستحبات: این نوع ریا نیز مذموم و مهلک است، ولیکن به درجهای پایین تر از قسم قبل. به طور مثال چنین شخصی در خلوت، نوافل شبانه روزی، نماز شب و روزه های مستحبی را به جا نمی آورد، اما در حضور مردم رغبت به این اوصاف داشته باشد و هدفش از انجام این اعمال آن است که در نظر مردم یک انسان مقدس جلوه کند.( همان. ص ۵۱۶.)

۳. ریا در گفتار: ریا در گفتار آن است که برای جلب توجه مردم و جای گرفتن در دل آنها هر جا که رسید، مشغول به موعظه و پند و اندرز گردد و سعی کند مردم را به یاد خدا بیندازد و مخصوصا کلماتی از پند و اندرز را حفظ کرده و به عنوان تکیه کلامش بیان می کند.( مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، درالکتب الاسلامیه ، ۱۳۹۷ه.ق، چاپ دوم، ج ۷۲، ص ۲۶۷.)

۴. ریا در شکل و هیئت بدنی: بدین شکل که شخص، قیافه خود را ژولیده نموده و به هنگام راه رفتن سرش را بیش از حد به زیر می اندازد و آهسته قدم بر می دارد و اثر سجده را بر پیشانی باقی می گذارد و یا خود را به شکل و قیافه علمای بزرگ در آورده و می خواهد از این طریق خود را در صنف آنان قرار دهد، در حالی که از علم و دانش بهره کافی ندارد.(همان، ج۷۲، ص۲۶۷.)

۵. ریا در معاشرت: شخص ریاکار وسایلی را فراهم می کند تا علما و مقدسین به دیدن او بیایند تا مردم بگویند فلانی کسی است که بزرگان دین به دیدنش می آیند و گاهی شخصیت های دنیایی را به طرف خود می کشد تا نشان دهد مورد احترام همه طبقات است. (همان، ص۲۶۸.)

نقابی برای دیگران

چنان که گفته شد ریا عبارت از این است که انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهای نیک خود به دیگران در پیش آنان اعتبار و منزلت کسب کند.( نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص۴۷۲و۴۷۳.)

اگر بخواهیم کمی دقیق تر باشیم باید بگوییم ریاکار کسی است که از ارزش یا معیاری دفاع و آن را تبلیغ می کند و درانظار دیگران آن ارزش را به خود نسبت می دهد، ولی در عمل آن را به جا نمی آورد و شکست یا نقص و کمبودهای خود را پنهان و انکار می کند.

در حقیقت ریاکار کسی است که اعمالش با باورهای درونی یا بیان شده اش در تضاد باشد. بر این اساس می توان از مراتب ریاکاری سخن گفت و برای آن شدت و ضعف قایل شد؛ زیرا این تضاد و تفاوت میان باور و رفتار می توان شدید یا ضعیف باشد.

انسان متعادل از نظر شخصیت کسی است که بتواند میان باورها و اعمال یک موازنه درست و سالم ایجاد کند و کسی که قادر به چنین موازنه ای نیست در حقیقت گرفتار نفاق و ریا و مانند آن می شود. بنابراین، اگر باورها با اعمال شخص برابر باشند، در این صورت میزان ریاکاری صفر خواهد بود.

برای این که انسان از نفاق و تظاهر و ریاکاری رها شود، باید میان باور و رفتار موازنه درست و سالم ایجاد کرد. البته بعضی ها به تغییر باورهای خود روی می آورند و به این ترتیب باورها را معادل اعمال می سازند، حال آن که در حقیقت باید اعمال را تغییر دهند تا با باورها برابر و معادل شوند. این باورها هستند که باید متغیرهایی غیر وابسته باشند و عینیت پیدا کنند . البته باید توجه داشت که ریاکاری را نمی توان به سادگی ناسازگاری میان آن چه مورد ستایش قرار می گیرد و آن چه انجام می شود دانست. بنابراین پشتیبانی از یک باور یا عقیده و عدم پیروی از آن درعمل می تواند تنها به این معنی باشد که فرد نتوانسته است بر بعضی از عیوب و نقصان های خود غلبه پیدا کند. ازسوی دیگر گاه مردم عیوب و ضعف هایی را می شناسند که شخصاً با آن ها دست و پنجه نرم می کنند یا کرده اند.

درواقع ریاکار در ابتدا به فریب دیگران دست می زند و چنان که دیدیم به خاطر تضاد میان باورها و اعمال به جای تعدیل و تصحیح اعمال باورها ی خود را تغییر می دهد.

لذا توصیه به دیگران برای غلبه بر آن ضعف ها ممکن است صادقانه باشد و ریا محسوب نمی شود. ولی بدیهی است فردی که به وضوح دیگران را به خاطر رفتاری محکوم می کند که خودش آن رفتار را انجام می دهد ریا کار است . درحقیقت درحالت اوّل با نوعی ضعف اخلاقی روبرو هستیم که جامعه ممکن است آن را مورد بخشودگی قرار دهد پس اگر کسی چیزی بگوید و سپس کار دیگری را انجام دهد بیشتر قابل بخشش است تا کسی که کاری را انجام دهد و سپس چیز دیگری را برزبان آورد. هر چند که هر دو ناپسند است.

درقلمرو روان شناسی رفتار ریاکارانه ارتباط نزدیک با خطای انتساب ذاتی دارد. دراین حالت افراد تفسیر و تعبیر اعمال خود را به محیط ارجاع می دهند حال آن که اعمال دیگران را ناشی از ویژگی های ذاتی آنان می دانند . به این ترتیب درحالی که اعمال خود را توجیه می کنند به داوری و قضاوت در باب دیگران می نشینند.

باید توجـــه داشت کـــه ریا در خلاء صورت نمی گیرد و همبستــــه هایی دارد کــه آن را همراهی می کنند . می گویند ریا زاده دروغ است و دروغ زاده … این زنجیره پایان ناپذیر می نماید. به هرحال آن چه مسلّم است درهنگام مواجهه با ریاکاری با خوشه ای از خصائل معمولاً منفی روبرو خواهیم شد که تصویر و تحلیل آن را پیچیده تر می کنند. دروغ ، تظاهر ، فریب ، دورویی ، تملّق ، حقه بازی ، بی صداقتی ، تقلّب و.. ملازمان و همراهان ریا محسوب می شوند.

دراین میان فریب و خود فریبی در ارتباط با بحث ما اهمیّت ویژه ای دارند. در ریا با فریب عمدی و آگاهانه دیگران روبرو هستیم و چنان که خواهیم دید ریاکاری درنهایت به خود فریبی می انجامد . آیا می توان تصّور کرد که خودفریبی آگاهانه و از روی عمد صورت می گیرد یا آن هم ناآگاهانه است ؟ مرز میان این مفاهیم درعالم نظر چندان روشن نیست و تجزیه و تحلیل آن ها در جامه رفتار و درعالم عمل نیز کار ساده ای نیست. برخی از افراد واقعاً تشخیص نمی دهند که آن خطاهای شخصیتی که دردیگران مورد سرزنش آن ها قرار می گیرد درخودشان نیز وجود دارد. این امر را باید نوعی فرافکنی روان شناختی دانست . یعنی به جای فریب عمدی دیگران نوعی خود فریبی درکار است . لذا ریاکاری روانشناختی توسط برخی نظریه پردازان یک مکانیسم دفاعی ناآگاهانه محسوب می شود. از سوی دیگر فرد ریاکاری نیز که آگاهانه و عمداً در راستای منافع و علائق خود دیگران را فریب می دهد درنهایت مقهور خود فریبی خواهد شد. تشخیص میزان آگاهانه یا ناآگاهانه بودن این فرایند دشوار خواهد بود.

در یک طبقه بندی سه عنصر اصلی مهم است : اوّل اعتقادات درونی فرد ، دوّم باورهای اظهارشده یا برزبان آمده و سوّم اعمال مورد مشاهده . به این ترتیب در هر دو سطح بیرونی و درونی با دو نوع ریاکار روبرو خواهیم شد. درسطح بیرونی در گروه اوّل کسانی قرار می گیرند که باورهای اظهار شده با اعمال آنان در تضاد است ولی با اعتقادات باطنی آن ها تناقضی ندارد و سازگار است . به عبارت دیگر این افراد آن چه را که باور دارند برزبان می آورند ولی نمی توانند آن را در اعمال خود تحقق بخشند . این افراد را ریاکاران صادق می خوانند . درگروه دوّم سطح بیرونی کسانی قرار می گیرند که باورهای اظهارشده آن ها هم با اعمال و هم با اعتقادات باطنی آن ها ناسازگار است و ریاکاران نادرست بیرونی خوانده می شوند. در سطح درونی نیز با دو گروه روبرو می شویم . در گروه اوّل ریاکاران صادق درونی کسانی هستند که اعتقادات درونی واقعی آنها با اعمالشان در تضاد است و اگر اعتقادات درونی اظهار شوند صادقانه بیان خواهند شود. به عبارت دیگر باورهای درونی آنان با دوام می مانند و لذا آن ها با خود صادق اند و نمی کوشند که ابن باورها را تابع امیال و اعمال خود سازند.

اگر میزان یقین و قطعیّت شما نسبت به باوری بالا نباشد و نسبت به آن تردید وجود داشته باشد اعمال شما مطابق با آن نخواهد بود و تردید زمینه ساز ریاکاری می شود.

گروه دوّم درسطح درونی به کسانی تعلق دارد که باورهای بیان شده مطابق با اعمال آنان است ولی از سویی اعتقادات درونی آن ها با اعمالشان در تضاد است و از سوی دیگر این اعتقادات درونی سازگار و منطبق با باورهای اظهارشده آنان نیز نیست . این افراد که ریاکاران نادرست درونی خوانده می شوند اغلب درصدد جلب موافقت دیگران هستند و می خواهند خوشایند دیگران باشند و اعتقادات ضعیفی دارند. بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که ما با دو گروه ریاکاران صادق و ریاکاران نادرست روبرو هستیم که مفاسد عمده ریاکاری متوجه گروه دوّم است .

چه عواملی موجب می شود که فردی در گروه ریاکاران صادق قرار گیرد؟ عدم قطعیت باورها و تردید درآن ها یکی از این عوامل است .پیروی از امیال نفسانی و مادی عامل دوّم است که فرد را از عمل صحیح منطبق با باور خود باز می دارد. و بالاخره عامل سوّم دور از دسترس بودن و دشواری سطح نظام اعتقادی فرد است . اگر معیارها و ارزش های اعتقادی فرد درباب خوب و بد ، خیر و شر و درست و غلط بالاتر از ظرفیت های ممکن انسان باشد آشکارا رفتار وی توانایی انطباق با باورها را نخواهد داشت.

علل و عوامل ریا کاری

از میان علل و عوامل ریاکاری به دو حوزه شناختی و رفتاری می توان اشاره کرد:

۱. عدم شناخت خدا: اگر کسی خدا را شناخته و معتقد باشد که در نظام هستی مؤثری غیر از او وجود ندارد و از احدی بدون رضای او کاری ساخته نیست، دیگر امید فیض و بخشش از دیگران ندارد، چه رسد به آنکه اعمال خود را برای آنان انجام دهد. بر همین اساس می توان عدم شناخت به خدا و سپس در حوزه اعتقادات عدم باور و کفر به خدا را به عنوان مهم ترین علل ریاکاری بر شمرد.(بقره، آیه ۲۶۴؛ نساء، آیه ۳۸)

۲. حب جاه و مقام: این حب جاه و مقام است که فرد را وادار به ریا می کند تا بدین وسیله در انظار مردم برای خود کسب آبرویی کند و ریشه حب جاه و مقام نیز حب دنیا است.( مظاهری، حبیب الله؛ درسهائی از اخلاق، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶، چاپ ششم، صص۲۳۳-۲۳۴.)

  1. کفر به خدا: ایمان نداشتن به خداوند، عامل ریاکارى در انفاقها و صدقات می شود. بنابراین ریشه اعتقادی برای این بیماری روانی از سوی قرآن مطرح می شود. ( بقره (۲) ۲۶۴ ؛ نساء (۴) ۳۸)
  2. کفر به قیامت و رستاخیز: از نظر قرآن، ایمان نداشتن به قیامت و وعده هاى الهى، منشأ ریاکارى در انفاق و صدقات و دیگر اعمال عبادی و تظاهر نمایی در انجام آن ها می شود. (همان)
  3. شیطان: شیطان به عنوان دشمن سوگند خورده انسان، موجب روى آورى انسان، به ریاکارى در انفاق می شود تا این گونه اعمالش به دور از اخلاص بوده و زمینه حبط عمل و عدم استحقاق ثواب فراهم شده و انسان به جای بهشت به دوزخ برود و این گونه ظن خویش را اثبات کند. (نساء (۴) ۳۸)

درمان بیماری تظاهرنمایی و ریاکاری

ریا و ریاکاری یک امر شخصی و فردی نیست که آثار زیانبارش تنها متوجه شخص ریاکار شود؛ زیرا ریاکاری و تظاهرنمایی همیشه در برابر دیگران انجام می گیرد و ریاکار با رفتار ریاکارانه خود، ذهن و دل دیگران را مورد هدف قرار می دهد و با دغل بازی و حیله گری، فلز کم ارزش زرنگار و مطلا را به عنوان طلا و زر ناب معرفی می کند. این گونه است که گاه سرمایه اجتماعی اعتماد را از مردم سلب می کند. حضرت علی (ع) این گونه رفتارها را تقبیح نموده و می فرماید: ما اقبح بالانسان باطنا علیلا و ظاهرا جمیلا؛ چقدر زشت است که برای آدمی که باطنی بیمار و ظاهری زیبا داشته باشد.(غررالحکم ، حدیث۹۶۶۱)

آثار اجتماعی و فرهنگی ریاکاری را نمی توان نادیده انگاشت و از کنار آن به سادگی گذشت؛ زیرا جامعه ای که به آفت «ریا» مبتلا شود، اعتماد و اطمینان ، تعهد و وفای به عهد ، صداقت و صراحت ، و امثال این گونه ارزشها، در میان چنین مردمی به کلی رنگ می بازند و اصول اخلاقی جامعه که زندگی مردم برآن اصول استوار می باشد را متزلزل می گرداند.

به هر حال«ریاکاری و سالوسی» نوعی بیماری است که روح و روان شخص ریاکار به آن مبتلا شده است البته باید توجه داشت که «ریا» یک بیماری نیست بلکه مجموعه ای از بیماری ها را با خود به همراه دارد، بنابراین اگر «ریا» را مادر بیماری ها و یا به تعبیری ، « ام الامراض» معرفی نماییم سخنی دور از حقیقت نگفته ایم.

ریاکاری خود به سبب آن که مادربیماری ها و ریشه بسیاری از بیمارهای روانی است، هماره با بیماری های دیگری همراه است که از جمله موارد زیر است:

(الف) ریاکاری نوعی از انواع نفاق به شمار می آید؛ زیرا از ویژگی های برجسته نفاق، دوگانگی در رفتار و اعتقاد و دو چهر گی در حضور و غیاب است قرآن کریم در معرفی منافقان می فرماید: منافقان با زبانشان چیزی را می گویند که در دلهایشان وجود ندارد « یقولون بافواههم مالیس فی قلوبهم » (آل عمران ، توبه۱۸۷)

حضرت علی (ع) در معرفی ریاکار نیز می فرماید : المرائی ظاهره جمیل و باطنه علیل؛ ریاکار ظاهری زیبا و باطنی بیمار دارد.(غررالحکم، ج ، ص حدیث۱۵۷۷)

(ب) از دیگر بیماری هایی که «ریاکاری» با خود دارد بیماری «خودستایی» است . ریاکار با رفتارو گفتارش سعی دارد تا شخصیت ضعیف و حقیر خود را در ذهن و ضمیر مخاطب تثبیت کند و لذا او می کوشد تا بارفتارهای نمایشی ، از خود شخصیتی برازنده و قابل قبول ارائه نماید . قرآن کریم نسبت به این خصلت شیطانی، به مسلمانان توصیه و تاکید می کند و می فرماید: خودستایی نکنید زیرا خداوند داناتر است به ا ین که چه کسانی پاکتر و پرهیزکارترند «فلا تز کو ا انفسکم ، هو اعلم بمن اتقی » (نجم، آیه۳۲)

(ج) از آفات دیگری که «ریاکار» با خود به همراه دارد «شرک» است . شرک ضد «توحید» می باشد و مشرک به کسی می گویند که در گفتار و رفتارش برای خداوند شریک قائل شود، البته شرک ، از لحاظ شدت و ضعف ، بزرگ و کوچک ، مراتب و انواعی دارد مانند «شرک اکبر» ، «شرک اصغر» «شرک جلی» و «شرک خفی» که در جای خود پیرامون هر کدام از آنها بحثهای مفصلی انجام شده است.

امام صادق (ع) فرمود: هر گونه رفتار ریاکارانه شرک محسوب می شود « کل ریا شرک» (کافی، ج۲ ، ص۲۹۳ ) وبرخی از اندیشمندان اسلامی گفته اند: ریا «شرک اصغر » یا«شرک خفی» است که شرک در عقیده و یا شرک در عبادت نیز محسوب می شود، چون ریاکار ، در عمل عبادی، که باید فقط برای خدا انجام بگیرد با خودنمایی و ریاکاری دیگران را در آن شریک می سازد.

 پیامبر اکرم (ص) فرمود: روز قیامت به ریاکار گفته می شود برو پاداش عمل خود را از همان کس بگیر که آن کار را به خاطر او انجام دادی.« اذهب فخذاجرک ممن کنت تعمل له.» (منیه المرید، ص۳۱۸ ؛ المحجه البیضاء ، ج۶ ، ص۱۴۱)

اما برای درمان صفت پست و بیماری روانی ریاکاری راهبردهای شناختی و رفتاری مطرح شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

الف. درمان علمی و شناختی:

۱. از بین بردن روحیه جاه طلبی و مقام خواهی: برای درمان ریا لازم است انسان توحه داشته باشد که رغبت آدمی به هر چیزی برای آن است که خیال می کند خیری در آن بوده و سودی نصیب او می گردد، یا در حال و یا در آینده. ولی اگر بداند کاری که مورد نظرش می باشد لذتی فعلی است و در آینده زیان و رنجی را به همراه دارد، به آسانی می تواند از آن کار صرفه نظر کند.( فهری، احمد؛ پیشین، صص ۵۳-۵۷.)

۲. تقویت ایمان و رسیدن به مرحله یقین: به طور کلی درمان ریا و دیگر بیماریهای قلبی، تقویت ایمان و کوشش برای رسیدن به درجه یقین است. چنانچه اگر کسی به درجه یقین برسد، همان نور یقین، تاریکی ها و آلودگی های قلب او را اصلاح می کند. و کسی که خدا را در همه حال حاضر و ناظر می بیند، چگونه می تواند در حضور او عبادت را به منظور مخلوق انجام دهد.( دستغیب شیرازی، عبدالحسین؛ قلب سلیم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، صص ۳۸۳-۳۸۴.)

یکی از سالکان حقیقی الهی در درمان رذایل اخلاقی(به ویژه درمان ریا) پس از بیان اینکه سرچشمه تمام رذایل را ضعف شناخت خداوند می داند، فرموده است: «همه رذایل را انس گرفتن با خداوند در عبادت، رفع و دفع می کند و اگر انسان بداند که خداوند متعال در همه حالات و زمانها از هر خوبی، خوب تر است، از انس با او منصرف نخواهد شد».(بهجت، محمد تقی؛ فریادگر توحید، قم، دفتر انتشارات انصاری، ۱۳۸۷، ص۲۴۲.)

ب. درمان عملی و رفتاری:

۱. مخفی کردن عبادت: تا آنجا که می تواند اعمال خود را پنهانی انجام دهد و آن قدر بر این عمل مداومت داشته باشد که نفس او به پنهان داشتن عادت کند و به علم و اطلاع خداوند قناعت ورزد و طمعی به دیگران نداشته باشد.( دستغیب شیرازی، عبدالحسین؛ پیشین، صص۳۸۶-۳۸۷.)

۲. مداومت بر اخلاص عمل: فرد مرائی باید در اعمال خود دقیق شود و از نفس خود در هر عملی که انجام می دهد حساب بکشد و ببیند که آیا این کار را برای خدا انجام داده یا غیر. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «خداوند می فرماید: من بهترین شریک هستم. هرکس در عملی که انجام می دهد دیگری را شریک سازد، تمام اعمال او را نمی پذیرم جز عملی که خالص برای من باشد.»( فیض کاشانی،ملا محسن؛ المحجه البیضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامی، ج۸، ص ۱۳۸.)

در صحیفه سجادیه، امام زین العابدین(ع) پاکیزگی از ریا و تظاهر در اعمال را نیز از خداوند متعال خواسته است(صحیفه سجادیه، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، قم، انتشارات آیین دانش، ۱۳۸۷، دعای ۴۴) و حدیثی از امام علی(ع) روش بی نیازی از عذر خواهی از خداوند و واگذاری به غیر را، ترس از خدا و عمل بدون ریا و خودنمایی معرفی نموده است.( نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه فرهنگی تبلیغاتی امیرالمؤمنین، ۱۳۸۱، ص ۶۹.)

با توجه به این که بیماری ریاکاری ضد اخلاص است ، پس باید بیماری«ریا» را باید با داروی شفابخش «اخلاص» درمان کرد، ونور اخلاص، در دلی می تابد که آن دل از کدورت طمع ، جاه طلبی ، نفاق و ضعف اعتقاد به عنایات الهی ،که سرمنشاء ریاکاری است کاملا پاک باشد. خداوند متعال در حدیث قدسی می فرماید: اخلاص ، رازی از رازهای من است آن را در دل آن دسته از بندگانم به ودیعت می گذارم که دوستشان می دارم » الاخلاص سر من اسراری استودعه قلب من احببته من عبادی»؛ (بحارالانوار ، ج۵۳ ، ص۳۵۶ ؛ منیه المرید ، ص۱۳۳ ؛ المحجه البیضاء ، ج۸ ، ص۱۲۵)

یارب دل من به صدق پیراسته کن

علمی که نه باعمل ، زمن کاسته کن

از بنده هر آن عمل که آید به وجود

اول به صفای «نیت» آراسته کن