درمان بیماری روانی از راه تحلیل رویا

در آموزه های وحیانی قرآن، رویا و خوابنمایی درجه از پیامبری است و یکی از راه های ارتباط خدا و انسان است. این در حالی است که برخی هیچ گونه ای ارزش و اعتباری برای رویا قایل نیستند؛ اما باید دانست که خوابنمایی دارای نشانه ها و نمادهایی است تحلیل آن می تواند شناختی از شخصیت افراد و مشکلات آنان ارایه کرده و فرصت درمان را برای درمانگر فراهم آورد. نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا ابعادی از تحلیل رویا و آثار درمانی آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

رویا، شهود و رویت ملکوتی روان انسانی

واژه رویا از رویت گرفته شده که به معنای دیدن است. رویا هر آن چیزی است که شخص رویابین درهنگام خوابیدن می بیند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۳۷۵، «رأى».) در آیات قرآنی، برای بیان این مفهوم و حقیقت در انسان از واژگانی چون رویا، احادیث، احلام و مشتقات آنها استفاده شده است.

از نظر اسلام و قرآن، رویا و خواب نما دارای ارزش است و می توان بدان اعتماد کرد(انفال، آیه ۴۳)، هر چند که هر خوابنمایی همانند برهان نیست و حجیت اصولی ندارد؛ اما برای پیامبران به سبب آن که یکی از ابزارها و راه های وحی الهی است، حجیت داشته و بر اساس مفاد آن عمل می کنند.(صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۵؛ انفال، آیه ۴۳، فتح، آیه ۲۷)

رویا، ابزاری در وحی الهی

رویا در فرهنگ قرآنی به عنوان ابزاری در وحی الهی معرفی شده است. به این معنا که وحی دارای اقسامی است که یکی از ابزارهای وحی ، بهره گیری از رویا است. براساس آیات ۱۰۲ و ۱۰۵ سوره صافات، خداوند از طریق رویا به حضرت ابراهیم(ع) وحی فرستاده تا فرزندش را در راه خداوند ذبح نماید. آن حضرت(ع) نیز به مفاد رویا به عنوان مصداقی از مصادیق وحی الهی عمل کرده است.

هم چنین پیامبر(ص) از طریق رویا وحی دریافت کرده است.(نگاه کنید: اسراء، آیه ۶۰؛ انفال، آیه ۴۳؛ فتح، آیه ۲۷) از دیگر پیامبران می توان به حضرت یوسف(ع)اشاره کرد که از طریق رویا وحی دریافت کرده و از آینده خود و پیامبرش اش مطرح شده است.(یوسف، آیات ۴ و ۵ و ۱۰۰) در این آیات هم چنین بیان می شود که تحقّق و وقوع خارجى سجده و تعظیم پدر، مادر و برادران در برابر یوسف(علیه السلام)، تعبیر رؤیاى سجده خورشید، ماه و ستارگان در برابر وى بوده است. در حقیقت خورشید در این رویا پدر و ماه همان مادر و ستارگان همان برداران بوده اند.

از آیه ۶۰ سوره اسراء که درباره وحی از طریق رویا به پیامبر(ص) است این نکته نیز به دست می آید که منشای رویا خداوند و خواست و اراده او بوده است.

اقسام رویا

برخی رویا را به چند دسته تقسیم کرده اند که شامل :۱. رویای صادق؛ ۲. رویای کاذب؛ ۳. رویای آشفته می شود. از نظر قرآن خواب های پیامبر(ص) رویای صادق و راست است. خداوند می فرماید: لَقَد صَدَقَ اللّهُ رَسولَهُ الرُّءیا بِالحَقِّ؛ خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست کرد.(فتح، آیه ۲۷) صادق بودن خوابنما و رویا به این معنا است که رویابین آن چه دیده حقیقتی است که در خارج تحقق یافته و یا خواهد یافت. از جمله خوابنماهای صادق می توان به رویای حضرت یوسف(یوسف، آیات ۴ و ۶ و ۱۰۰)، رویای همبندان یوسف(یوسف، آیات ۳۶ و ۴۱)، رویای شاه مصر(یوسف، آیات ۴۳ و ۴۶ تا ۴۹) و رویای حضرت ابراهیم(صافات، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵) اشاره کرد.

اما این که رویای آشفته از رویاهای صادق یا کاذب است، باید گفت که رویای آشفته که از آن به اضغاث الاحلام در قرآن یاد شده (یوسف، آیه ۴۴) از رویاهای صادق است، ولی به سبب پیچیدگی و نشانه ها و نمادهای گوناگون، معبر توان عبور از نشانه ها و رسیدن به حقیقت را ندارد و از همین روست که ناتوان از تفسیر و تعبیر و تحلیل رویا است.

این دسته رویاها را اضغاث می نامند؛ زیرا «اضغاث» جمع «ضغث» به معناى یک دسته از گیاه یا علف خشکیده و یا شاخه هاى قطع شده و خوابهاى آشفته و پریشان به سبب همین درهم ریختگی و پراکندگی و بی ریشه بودن به آن تشبیه شده است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۰۹، «ضغث»)

البته باید توجه داشت که رویاهای کاذب دارای نشانه ها و نمادهایی است که می توان از آن برای تحلیل شخصیت و روحیات اشخاص بهره برد. پس نباید از هیچ خوابنمایی به سادگی عبور کرد ، بلکه باید خواب نما به ویژه خوابنماهای چند تایی را با ارزش در حوزه تحلیل شخصیت و روان شناسی شخصیت دانست و به آن ها در راستای تحلیل و درمان بهره برد.

از آیات قرآنی به دست می آید که تکرار یک رویا در چند خواب می تواند نشانه ای از صادق بودن آن رویا و ارزش زیاد در مسایل مربوط به شخص وشخصیت و آینده او باشد. علامه طباطبایی می نویسد: جمله «إنّى أرى» در رویای حضرت ابراهیم(ع) بر تکرار رؤیا دلالت دارد، هم چنان که جمله «و قال الملک إنّى أرى» در آیه ۴۳ سوره یوسف نیز چنین دلالتی دارد.(نگاه کنید: المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۲) این تکرار رویا به شکل پیاپی با یک مضمون یا مضامین هم راستا همانند هفت گاو و هفت خوشه گندم در خوابنمای شاه مصر، زمینه ساز حجت قرار گرفتن رویا برای رویابین شده است. از همین روست که حضرت ابراهیم(ع) بر اساس مفاد آن تلاش می کند که خواب خویش را صادق دانسته و آن را تصدیق کرده و راست بداند و از تکذیب و دروغ بودن آن امتناع ورزد.(صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۵)

تفاوت حجیت در خواب پیامبر(ص) با خواب ابراهیم(ع) در این است که خداوند خواب پیامبر(ص) را صادق و راست کرد و آن چه را حضرت (ص) دیده بود تحقق بخشید و حقیقت خارجی بدان داد، چنان که در فتح مکه این اتفاق افتاد(فتح ، آیه ۲۷)، در حالی که حضرت ابراهیم(ع) خود به تصدیق و راست نمایی خوابش اقدام می کند. این گونه است که در تعبیر قرآنی در مورد اول واژه «صدق» از ثلاثی مجرد و در مورد دوم از واژه «صدّق» از باب تفعیل ثلاثی مزید استفاده شده است.(صافات، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵)

هم چنین از آیه ۴۳ سوره انفال که درباره جنگ بدر است، مسلمانان به رویای پیامبر(ص) اعتماد کرده و آن را تصدیق کرده و راست دانسته و در چارچوب آن خواب رفتار و عمل کرده اند.(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۴۰)

برخی رویا را به چند قسم دسته بندی کرده اند که شامل اقسام زیر است: ۱.خواب حکاکی: که فقط حوادث را برای انسان می نمایاند، مانند خوف و خشم و نفرت و یا سایر صفات که در کمون و اندرون انسان نهفته است؛ خواب ارضائی: که صرفا به خاطر اقناع و ارضاء رغبات و امیال سرکوفته زندگی است؛ ۳. خواب غیبی: که در بعضی از موارد بعضی از خواب ها موضوعات متقبل الوقوع یعنی اموری که بعدا باید انجام بگیرد در خواب می بیند و این نوع از خواب ها معمولا از برای صلحا و صالحان اتفاق می افتد و بیشتر و بیشتر از برای انبیاء و پیامبران و اولیاء صورت وقوع پیدا کرده است؛ و ممکن است که علل دیگری از برای خواب و رویا در بین بیاید که درست باشد و قابل اطمینان و فقط به این دلیل نباید اکتفا نمود.( دکتر محقق ، محمد باقر ، خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی ، چاپ دوم ، ص۳۰)

شباهت ها و تفاوت های نمادها

نمادها و نشانه ها در خواب و بیداری ممکن است شبیه یا متفاوت باشد. از آیه ۶۰ سوره اسراء به دست می آید که خداوند برای بیان یک حقیقت از دو دسته نماد مختلف در خواب نما و قرآن استفاده کرده است. پیامبر(ص) در رویا ممیون هایی را می بیند که از منبر ایشان بالا می روند، در حالی که در قرآن، شجره ملعونه را نماد خاندانی گرفته که خلافت پیامبر(ص) را غصب می کنند و بر منبر ایشان که نماد خلافت اسلامی بالا می روند: واِذ قُلنا لَکَ اِنَّ رَبَّکَ اَحاطَ بِالنّاسِ وما جَعَلنَا الرُّءیَا الَّتى اَرَینـاکَ اِلاّ فِتنَهً لِلنّاسِ والشَّجَرَهَ المَلعونَهَ فِى القُرءانِ ونُخَوِّفُهُم فَما یَزیدُهُم اِلاّ طُغیـانـًا کَبیرا؛ (به یاد آور) زمانی را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان کاملاً آگاه است.) و ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه [= درخت نفرین شده‌] را که در قرآن ذکر کرده‌ایم. ما آنها را بیم داده (و انذار) می‌کنیم؛ اما جز طغیان عظیم، چیزی بر آنها نمی‌افزاید!»

در این آیه از دو دسته نماد سخن به میان آمده که یک دسته در خوابنما و دیگری در قرآن بیان شده ولی مفاد و مضمون هر دو یک حقیقت است. در روایات تفسیری و تفاسیر آمده است: مقصود از «الرّؤیا الّتى» خواب پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) است که در رویا می بیند میمونهایى بر منبرش بالا مى روند.(التّبیان، ج ۶ ، ص ۴۹۴؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۵۴) پس شجره ملعونه و میمون ها بر یک حقیقت دلالت می کند؛ زیرا در قرآن پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان شجره طیبه (ابراهیم، آیه ۲۴) معرفی شده که نظام ولایی الهی بر مدار و محور آنان سامان می یابد؛ در برابر شجره معلونه قرار می گیرد که همان خاندان بی امیه و امویان است. اینان همان میمون هایی هستند که خلافت را غصب می کنند. در آیات قرآنی کسانی به عنوان میمون و بوزینه مطرح می شوند که تلاش می کنند قوانین شرعی را دور زده و برای رسیدن به مقاصد نفسانی خویش در قالب کلاه شرعی مردم را فریب دهند؛ چنان مسخ ماهیگیران روز شنبه و اصحاب سبت به بوزینه بیانگر رویه نادرست این افراد میمون صفت است.(اعراف، آیات ۱۶۴ تا ۱۶۶) قرآن بر این حقیقت تاکید می کند که انسان ها جنس الاجناس بوده و در فرآیند زندگی خویش به انسان فرشته، یا انسان حیوان، یا انسان نبات و حتی انسان جماد یعنی سنگ خارا و آتش زنه تبدیل می شوند.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ جن، آیه ۱۵؛ بقره، آیه ۲۴؛ تحریم، آیه ۶)

در خواب شاه مصر نیز دو دسته نماد مطرح است: ۱. هفت گاو چاق و هفت گاوه لاغر که لاغرها چاق ها را می خورند؛ ۲. هفت خوشه گندم سبز و هفت خوشه گندم خشک شده. هر دو نمادها، دلالت بر هفت سال ترسالی و هفت سال خشکسالی داشت.(یوسف، آیات ۴۳ تا ۴۹)

بنابراین، نشانه ها و نمادها در خواب و بیداری ممکن است متفاوت باشند، ولی یک حقیقت را نشان دهند؛ چنان که می تواند در چند خواب متوالی و پیاپی نمادهایی متفاوت با مضمون و مفهوم یکتا و یگانه باشد.

رویابینی در هنگام وفات روان آدمی

بر اساس آموزه های قرآنی هر کسی به خواب می رود، در خواب روانش از سوی خداوند یا کارگزارانش به تمام کمال گرفته می شود. خداوند در این باره می فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِى قَضَىٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَٰلِکَ لَاَیَٰاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خداوند روان ها را به هنگام مرگ قبض می‌کند، و روان هایی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد؛ سپس روان کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و روان های دیگری را (که باید زنده بمانند) بازمی‌گرداند تا سرآمدی معیّن؛ در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند!(زمر، آیه ۴۲)

واژه «توفی» از وفات به معنای گرفتن تمام و کامل است؛ چنان که فوت به معنای نیستی و نابودی که در فرهنگ قرآنی هیچ جایگاهی در حوزه مرگ و موت ندارد. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر نفس و روان کسی هنگام خواب، به طور کامل قبض و گرفته می شود. پس آن دسته ای که اجل ایشان رسیده نگه داشته و دیگران تا زمان اجل دوباره به بدن بازپس فرستاده می شود و در حقیقت نوعی رستاخیز هر روزه را انسان در خوابی تجربه می کند.

بر اساس این آموزه های وحیانی قرآن، انسان یک صعودی به سوی بالا و یک نزولی به سوی تن و بدن دارد. این شخص در مسیر صعودی نسبت به اعمال گذشته خویش آگاهی می یابد و صورت ملکوتی اعمال و شخصیت وی به او نشان داده می شود هر چند که مانند قضیه عالم ذر و الست(اعراف، آیه ۱۷۲) بسیاری از مردم آن دیده ها و شنیده های ملکوتی اعمال را فراهم می کنند و گرفتار غفلت و فراموشی می شوند که به سبب حضور در دنیا و تن به سراغ آنان می آید.

هم چنین در مسیر نزولی ، برخی از حقایق آینده به وی نشان داده می شود. این شخص با توجه به درجه شخصیتی و مرتبه وجودی در کمال، حقایق را در عالم معنا ، به سبب تجربیات عمومی و یا شخصی با قوه واهمه از کلی به جزیی تبدیل می کند و یا با قوه متخیله به نمادها و نشانه های تبدیل می کند که برایش آشنا است. این گونه است که حقیقت در قالب نمادها و نشانه ها در می آید؛ چنان که وقتی شخصی بخواهد مفاهیم و معانی را از حضوری به حصولی در قالب الفاظ منتقل کند نیازمند بهره گیری از نشانه هایی چون الفاظ آشنا است، هم کار را با حقایق وجودی انجام می دهد و آن ها را که خالص از هر گونه شکلی است به قالب صورت و شکل در می آورد تا در عالم ذهن تنزل یابد. در حقیقت حقایقی که هنگام نزول می بیند تنزل می دهد و این گونه است که نمادها و نشانه ها جایگزین معنا می شود. هر چه شخص در پرداخت قوی تر باشد، نمادها به آن حقیقت نزدیک تر بوده و امکان تعبیر فراهم تر می شود.

بنابراین، هر کسی دو دسته رویا دارد: ۱. رویای صعودی؛ ۲. رویا نزولی. رویاهای صعودی ناظر به اعمالی است که انسان انجام داده و در هنگام صعود در خواب و رویا می بیند و آن صورت ملکوتی اعمالی است که خود یا دیگران انجام داده اند؛ و رویاهای نزولی ناظر به حقایقی است که در آینده اتفاق می افتد و روان هنگام نزول با آنان ارتباط برقرار می کند و چون در عالم معنا است ، شخص رویابین آن را با استفاده از قوه واهمه و قوه متخیله به شکل نمادها و صورت ها و نشانه ها در می آورد.

توضیح آن که ، نظام خارجی هستی دارای نشئات و عوالمی است که شامل عالم شهادت و محسوس، عالم مثال منفصل یا برزخ، عالم لاهوت، عالم جبروت و مانند آن است. بسیاری از اشخاص در خواب به عالم مثال منفصل و برزخ می روند و کم تر کسی است که در عوالم برتر وارد می شود. عالم مثال و دیگر عوالم را در یک کلمه عالم ملکوت در مقابل عالم ملک(انعام، آیه ۷۵؛ اعراف، آیه ۱۸۵؛ یس، آیه ۸۳؛ مومنون، آیه ۸۸) یا علم غیب در مقابل عالم شهادت تعبیر می کنند که از اصطلاحات قرآنی است.(توبه، آیات ۹۴ و ۱۰۵؛ رعد، آیه ۹؛ مومنون، آیه ۹۲؛ سجده، آیه ۶؛ زمر، آیه ۴۶؛ حشر، آیه ۲۲؛ جمعه، آیه ۸؛ تغابن، آیه ۱۸)

عوالم در درون انسان نیز همانند عوالم خارجی در هستی است. از این روست که در قبال عالم برزخ و عالم مثال منفصل(مومنون، آیه ۱۰۰) در درون انسان نیز عالم برزخی است که از آن به عالم مثال متصل یاد می شود؛ زیرا این عالم در درون آدمی و متصل به اوست نه در بیرون او. این عالم برزخ درونی به انسان کمک می کند تا معنا را در قالب مثال در آورد و تمثل بخشد و این گونه به حقیقت معنایی نزدیک شود. انسان با استفاده از همین قوه توانسته است الفاظ را بسازد تا معانی را از طریق آن به دیگری منتقل سازد. قوه خیال و قوه متخیله در آدمی مسئولیت این کار را به دارد. البته گام اول را قوه واهمه بر می دارد که کلیات را به جزئیات تنزل داده و زمانی تصویرگری را برای قوه خیال و قوه متخیله فراهم می آورد.

از آن جایی که حقایق هستی در حال تنزل و تصاعد هستند. هماره قبض و بسطی در عالم صورت می گیرد. از نظر قرآن همه حقایق هستی در ام الکتاب نوشته شده (رعد، آیه ۳۹) و فرشتگان مسئولیت دارند در زمان خاص آن نسبت به عالم ماده و دنیا، آن چه در ام الکتاب است، در عالم ماده استنساخ کنند و رونوشت بردارند.(جاثیه، آیه ۲۹) البته رونوشت آنان برابر با اصل وجود، امر وجودی است. به این معنا که حقیقتی که در ام الکتاب است، در عالم ماده تحقق وجودی می بخشند و این گونه است که آن چه در ام الکتاب است، توسط فرشتگان رونویسی شده و تحقق خارجی می یابد. پس آن چه در جهان به وقوع می پیوندد نسخه نویسی و رونویسی فرشتگان از روی ام الکتاب است. هم چنین آن چه انسان انجام می دهد، رونویسی فرشتگان از همان نسخه است.(همان) از این روست که هر مصیبت و مساله که در جان و جامعه و جهان پدید می آید پیش از وجود هر چیزی از جمله انسان در آن ام الکتاب نوشته شده است و فرشتگان در زمان خاص و مقدرش آن را رونویسی و تحقق خارجی می بخشند.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

از آن جایی که جهان مادی در مرتبه پست ترین مراتب هستی قرار دارد، حقایق پس تحقق در عوالم دیگر در آخرین مرتبه در این جا تحقق می یابد و صورت مادی پیدا می کند. این گونه است که هر ساله پس از امضای آن چه در ام الکتاب است از سوی خلیفه الله مانند امام زمان(عج) فرشتگان آن را برای اجرا می برند.(قدر، آیات ۱ تا ۵؛ دخان، آیات ۱ تا ۵)

از نظر قرآن هر گاه فرشتگان مامور اجرای این مواد امضایی به سمت عالم مثال منفصل و برزخ هستی پایین می آیند و امر را تنزل می دهند، گاه رهزنانی چون شیاطین جنی که نوعی سنخیت با عالم مثال دارند، وارد عمل می شوند و اطلاعاتی از آن چه در آینده اتفاق می افتد کسب کرده و خود از آن استفاده کرده و یا به کاهنان و موکلان خویش می رسانند.(صافات، آیات ۶ تا ۹؛ جن، آیات ۶ تا ۹) البته بر اساس اطلاعات و گزارش های قرآنی، این سارقان که به استراق سمع می روند، از سوی شهاب سنگ ها مورد حمله قرار می گیرند تا دسترسی آسانی به اطلاعات در آن عالم مثال منفصل نداشته باشند.(همان)

همان طوری که از این دسته آیات به دست آمد، حقایق هستی در عوالم هستی در حالت تنزل و تصاعد است و این گونه است که وقتی روان آدمی در خواب توفی و قبض کامل می شود، روان آدمی در عوالم به اعتبار میزان و درجه آزادی و شخصیت کمالی اش، می تواند اطلاعاتی را کسب کند. این اطلاعات به دو دسته اطلاعات نزولی و صعودی تقسیم می شود. اطلاعات نزولی همان چیزی است که پیشگویی از آینده و آینده بینی در رویا قلمداد می شود؛ در همه داستان هایی که قرآن از رویا و رویابین و رویاگذاربیان کرده مرتبط به حوزه اطلاعات نزولی و مسایل آینده بوده است که به وقوع می پیوندد.

آثار و فواید رویا و خواب نمایی

با توجه به آن چه گفته شد، به سادگی می توان دریافت چه آثار و فوایدی برای خواب است. در قرآن چندین فایده و اثر برای رویا بیان شده است:

۱.آرامش: از کارکردهای رویا می توان به آرامش بخشی آن اشاره کرد. بسیاری از مردم با دیدن رویا از اضطراب و تشویق به ویژه در زمان های بحرانی رها می شوند و همین آرامشی که به دنبال رویا پدید می آید انگیزه ای قوی در آنان ایجاد کرده و با امیدبخشی به آنان حرکت و عمل و عزم را در آنان تقویت می کند؛ چنان که رؤیاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره تعداد افراد دشمن، اطمینان بخش و آرامش آفرین، براى قلبهاى رزمندگان، در جنگ بدر چنین کارکردی داشته است.(انفال، آیه ۴۳)

۲.آزمایش: از دیگر کارکردهای رویا می توان به نقش آزمایشی رویا اشاره کرد؛ زیرا انسان در خواب حقایقی را می بیند که می تواند وضعیت او را در نقش آزمون پذیر تثبیت کند. در آیات قرآنی برای امتحان و ابتلا و آزمون های الهی فلسفه ها و اهدافی بیان شده که در جای خود باید از آن بحث کرد. از جمله مهم ترین آن اهداف می توان به ظرفیت بخشی اشاره کرد. از نظر قرآن حقیقت نمایانده شده در رؤیا بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، وسیله آزمایش مردم بوده است(اسراء، آیه ۶۰)؛ چنان که رؤیاى ابراهیم(علیه السلام) درباره ذبح اسماعیل(علیه السلام)، ابتلا و آزمایشى براى آن حضرت و فرزندش اسماعیل(علیه السلام) بوده است.(صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۶)

  1. علم و آگاهی به حقایق آینده: از برجسته ترین کارکردهایی که قرآن برای رویا بیان کرده، کارکرد آگاهی بخشی نسبت به حقایق و مسایل آینده است. به عنوان نمونه از آیات سوره یوسف به دست می آید که رؤیا، صورت و نمودى از حوادث و دریچه اى براى آگاهى به آینده است.(یوسف، آیات ۵ و ۶ و ۳۶ و ۴۱ و ۱۰۰) از نظر قرآن، پیامبران از طریق رویا با حقایقی از آینده زندگی خود آشنا و آگاهی می یابند؛ چنان که رؤیاى یوسف(علیه السلام) و تعبیر یعقوب(علیه السلام)، موجب آگاهى آنان به حوادث آینده زندگى یوسف(علیه السلام) شده است.(یوسف، آیات ۵ و ۶ و ۱۰۰) همان طوری که پیامبران از طریق رویا با حقایق آینده آشنا می شوند، کسانی که رویا می بینند با حقایقی ازآینده زندگی خود آگاه می شوند ؛ چنان که رؤیاى هم بندیهاى یوسف و تعبیر آن حضرت، موجب آگاهى آنان به حوادث آینده زندگى شان می شود(یوسف، آیه ۳۶ و ۴۱) البته این آگاهی محدود به مسایل شخصی نیست، بلکه گاه اخباری از آینده ملت و کشوری است؛ چنان که رؤیاى پادشاه و عزیز مصر، موجب آگاهى نسبت به سالهاى فراوانى و قحطى در مصر شده و بر اساس آن برنامه ریزی با مشکل خشکسالی ریخته می شود.(یوسف، آیات ۴۳ تا ۴۹) قرآن هم چنین گزارش می کند که چگونه رؤیاى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)، باعث آگاهى مسلمانان از ورود به مسجدالحرام با امنیّت و اجراى اعمال حج و امیدبخشی به آنان در شرایط سخت و بحرانی می شود.(فتح، آیه ۲۷) هم چنین از آیه ۶۰ سوره اسراء به دست می آید حصول آگاهى و کشف برخى حقایق براى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)، از آثار رؤیاى آن حضرت بوده است. بنابراین، نباید رویا را دست کم گرفت؛ زیرا این دسته از رویاها که رویاهای نزولی هستند، در بردارنده اطلاعاتی از آینده شخص یا جامعه و جهانی است. در حقیقت اخباری است که از ام الکتاب که در نزد خداوند علی حکیم است.(زخرف، آیه ۴)
  2. پیشگیری از ناگواری ها: از آیات قرآنی به دست می آید که رویا نقش کلیدی را می تواند در جلوگیری از ناگواری ها در آینده داشته باشد؛ چنان که رؤیاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، موجب پیشگیرى از شکست مسلمانان و بروز حوادث ناگوار در میان آنان می شود(انفال، آیه ۴۳) چنان که پیشگیرى از گرفتارى مردم مصر به آثار سوء قحطى، از آثار رؤیاى عزیز مصر است.(یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹)
  3. روحیه و امید بخشی: از کارکردهای رویا امیدبخشی و روحیه دادن به اشخاص، جامعه و مردم است؛ چنان رؤیاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مورد افراد دشمن، مانع ضعف و سستى نیروهاى مسلمان و باعث تقویت روحیّه آنان و امیدبخشی به مردم شد.(انفال، آیه ۴۳)
  4. اتحاد و همبستگی: انسجام و وحدت از جمله آثار رویا است که در آیه ۴۳ سوره انفال به آن اشاره شده است. به سخن دیگر، رؤیاى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) در قالب اندک دیدن افراد سپاه کفر، عامل وحدت مسلمانان، در ضرورت پیکار با سپاه کفر می شود.
  5. شخصیت شناسی: از طریق رویا می توان شخصیت افراد را نیز دانست؛ چنان که حضرت یوسف(ع) از طریق تحلیل رویا همبندان از شخصیت واقعی هر یک آگاه شد و پیش بینی از آینده آنان را براساس نمادهایی انجام داد که واگویه ای از شخصیت آنان و نیز شغل و کار ایشان است.(یوسف، آیات ۳۶ و ۴۱)

تحلیل رویا در روان شناسی شخصیت

تحلیل و بررسی عمیق تر رویاها به روان شناسان کمک می کند تا اطلاعات گسترده ای از شخصیت ، زندگانی روانی، بهنجارها و نا بهنجارها ، تظاهرات وسواس گون و اختلالات و پریشانی های روانی و مانند آن ها به دست آورد. از این رو، یک روش مهم روان شناسی برای ترجمه و تعبیر محتویات ضمیر ناخودآگاه، بررسی رویاها است؛ زیرا رویا به عنوان پدیده ای تلقی می شود که به طور مستقیم در ارتباط با زندگی روانی است. به سخن دیگر، رویا نماینده و محصول بخشی از اندیشه فرداست که نیروی هدایت کننده و مهار کننده ناشی از خودآگاه بر آن اعمال نمی گردد؛ همان طوری که محصول رویت و دیداری است که شخص هنگام صعود و نزول در عوالم هستی هنگام توفی نفس از سوی خداوند و کارگزارانش با آن مواجه می شود و در قالب نمادها و نشانه ها آن را تصویرسازی و جان بخشی می کند.

از نظر قرآن، انسان در رویا به آن عوالم بیرونی متصل می شود و ارتباط و اتصالی میان نفس و عوالم گوناگون هستی و ملکوت و حقایق هر عامل برقرار می کند؛ چنان که این اتصال بریا برخی در بیداری حاصل می شود و شخص می تواند با آن عوالم هستی اتصال یابد و کسب اطلاعات و کشف و شهود داشته باشد. طریقه اهل طریقت، صحت این معنا را اثبات می کند؛ زیرا این افراد با تقوا و ریاضت و مجاهدات می توانند چنین اتصالی را در بیداری برقرار کرده و کشف و شهود کنند. شخص در رویا به چنین حالاتی نزدیک می شود.

باید توجه داشت که خواب، حالت و یا پدیده­ای است که آدمی ارتباط خود را با محیط اطراف از نظر هوشیاری از دست داده است، اما این ارتباط به طوری کلی و قطعی همانند حالت مرگ یا بیهوشی نیست؛ درواقع خواب، نقطه مخالف بیداری و هوشیاری است و جسم و ذهن در حال استراحت و تجدید قوا است. در خواب ظاهری، چشمها بسته می شود و تا زمان چایان خواب، کلیه ارتباط هوشیاری با محیط واقع قطع گردیده است. مردمک چشم کوچکتر شده و نشانه های دیگر بروز می کند. در خواب باطنی و موجی از مراحلی خواب معمولی، امواج تتا توسط دستگاه الکتروآنسفالوگرافی EEG از مغز ظاهر می گردند دامنه آنها ۲۰۰ میکرو ولت و فرکانس آن از ۴ تا ۷ هرتز است. در این حالت آثار در فرد آشکار می شود که شامل موارد زیر است: ۱. در ابتدای خواب آگاهی کم می شود و بتدریج از بین می رود؛ ۲. شعور انسان به طرف کندی می رود؛ ۳. حرکات ارادی انسان ابتدا ضعیف و سپس به کلی از بین می رود.( خرمشاهی ، بهاءالدین ؛ جهان غیب و غیب جهان ، انتشارات کیهان ، تابستان ۱۳۶۵)

اما این خواب غیر از رویا و خواب نمایی است. رویا یا خواب نما و خواب دیدن، مرحله ای است که شخص در آن چیزهایی را می بیند که شامل خواب های ترسناک و یا کابوس ها و خواب های زیبا و خواب های قابل تعبیر و نیز خواب های به ظاهر پرت و پلا و بدون معنا می شود.

وقتی ما از تعبیر خواب سخن می گویم مراد تفسیر و ترجمان رویاهای آدمی با توجه به باورهای اجتماعی و رویداد های ذهنی یک فرد در جامعه خود، باورهای اعتقادی و بررسی نمادها و نشانه ها است. زبان رویا زبانی است که تجربیات درونی و احساسات و افکار را به شکل پدیده های حسی و وقایعی در دنیای خارج بیان می کند و منطق آن با منطق روزمره ما فرق دارد. زبان رویا در اصل که « زبان واقعی افکار و احساسات و تابع رفتار و کردار ماست ». بنابراین می توان همان طوری که با اعمال روزه مره شخصیت را شناخت؛ زیرا هر کسی بر اساس شخصیت و شاکله وجودی خود عمل می کند: کل یعمل علی شاکلته(اسراء، آیه ۸۴) هم چنین هر خوابی تابعی از احساسات، عواطف و اعمال ما است و نشانه ای از شخصیت پیچیده ای است که ما را قادر به درک هشیارانه و صحیح ضمیر ناخودآگاه خواهیم می کند.

رویاها به سهولت در خاطر نمی مانند و بزودی فراموش می گردند. کسی که می خواهد رویاهایش را به خاطر آورد، بهتر است که به هنگام بیداری چند کلمه کلیدی آنرا یاداشت کند و یا به خاطر بسپرد.( اپلی ، ارنست ، رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ ، ترجمه دل آرا قهرمان ، چاپ اول ۱۳۷۸ ، چاپخانه آتش ، ص۴۲)

درباره زبان رویا هم چنین باید گفت رویا پیام ناخودآگاه است که ما در مدت شب دریافت می کنیم. به نظر می رسد رویا، شناختی بی نهایت وسیع و از همه وقایع و امکانات دارد و صادره از مرکزی است که می تواند نزدیکترین و دورترین حقایق بشری را شامل می شود.( اپلی ، ارنست ، رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ ، ترجمه دل آرا قهرمان ، چاپ اول ۱۳۷۸ ، چاپخانه آتش ، ص۴۹)

هنر تعبیر خواب در حقیقت فهم این زبان پیچیده و رمز آلودی است که شخصیت انسان در مواجه به افکار و اعمال خودش یا دیده ها و رویت های ملکوتی از خود بروز و ظهور می دهد. پس فهم زبان رویا هنری است که مثل همه هنرهای دیگر به استعداد، تمرین، حوصله و یادگیری نیاز دارد. یکی از مهمترین و اغلب مشکلترین مسائلی که در تعبیر رویا با آن مواجه می شویم، تشخیص آن است که یک رویای مخصوص مظهر امیال و آرزوهای غیر منطقی و ارضای آنهاست و یا به هراس یا تشویش ساده ایی مربوط است و یا اصولا دید وسیعتری را در مورد وقایع محیطی و داخلی انسان و عوامل موثر بر آن به ما می دهد.( فروم ، اریک ، زبان از یاد رفته ، ترجمه دکتر ابراهیم امانت ، انتشارات مروارید ، چاپ چهارم ۱۳۶۶ ، ص۲۵۵)

معبر توانمند کسی است که جامعه و باورهای فرد رویا بین را به خوبی بشناسد و از نظر روانشناسی و اخلاقی شناخت لازم را از فرد رویا بین داشته باشد. رویا گاه مظهر نفس بهتر و گاه مظهر نفس کمتر است و وظیفه ما در تعبیر رویا این است که با یافتن کلیدهای لازمه در هر مورد معنای واقعی آن را در می یابیم

درباره این که رویا چگونه در خواب شکل می گیرد ، نظرات چندی بیان شده که مرتبط با نفس و روان انسانی است. غزالی در کتاب اربعین گوید، نفس همان روح است که حقیقت و خواص انسانی است، انسان بدان وابسته است و خداوند می فرماید: قل الروح من امر ربی؛ و نیز گویند نفس همان لطیفه ربانی و روحانی است که از برای آن تعلقی به قلب جسمانی است؛ و همین لطیفه است که در دو موقع به خصوص یعنی خواب و مرگ به طور ناقص و کامل از بدن مفارقت نموده و در هنگام خواب به سوی او بازگشت نموده و به هنگام مرگ به کلی از او جدا شده است. این نظریه بر اساس آیات قرآنی از جمله آیه ۴۲ سوره زمر است.

مرحوم کُلینی (ره) از معصوم‌(ع) نقل می کند که بشرهای اوّلی خواب نمی دیدند. کم کم رؤیا را خدا نصیب اینها کرد. اینها به انبیاء شان می گفتند: ما وقتی خوابیدیم، چیزهائی را در عالم رؤیا می بینیم، اینها چیست؟ می فرمودند: اینها از سنخ همان حرف هایی است که ما به شما می گوییم. (کافی، ج ۸، روضه کافی، ص ۹۰) ما می گوییم در درون انسان چشم و گوشی است که نمونه اش را شما در عالم خواب می بینید. کسانی که در بیداری حالت منامیه دارند، همان وضعی که دیگران در عالم رؤیا دارند، اینها در حالت بیداری دارند.

جوادی آملی در درس تفسیر خویش می فرماید: که بشر اوّلی گرچه می خوابید ؛ ولی خواب نمی دید، رؤیا نصیبش نمی شد. انبیاء پیام الهی را به اینها می رساندند، دستورات دینی را ابلاغ می کردند ؛ اینها عمل نمی کردند. به انبیاء شان می گفتند : حالاما اگر انجام بدهیم، چه می شود ؛ اگر انجام ندهیم، چه می شود ؟! پیامبران می فرمودند : اگر انجام بدهید ؛ علاوه بر رفاه دنیا، بعد از مرگ متنعّم اید و اگر انجام ندادید، بعد از مرگ معذّب هستید. انکار آنها بیشتر شد می گفتند : بعد از مرگ که خبری نیست ! انسان که مرد، می پوسد ؛ در قبرستان خبری از حیات بعد از مرگ نیست. بعد کم کم رؤیا را خدای سبحان نصیب این ملّت کرد. اینها بعد از اینکه صبح می شد، بیدار می شدند ؛ می آمدند پیش پیامبرشان، می گفتند : اینها چیست که ما در خواب می بینیم ؟! می فرمودند : اینها نمونه هائی از آن چیزهائی است که ما به شما می گوئیم. شما خیال نکنید اگر بعد از مرگ خبری هست، نظیر خبرهای دنیاست ! اینها شبیه آن چیزی است که ما درباره برزخ با شما سخن می گوئیم ؛ با روح تان و با بدنی که مناسب با آن عالم باشد، نه بدنی که مناسب با این عالم است.

شما در هر نشئه ای یک روح دارید، یک بدن دارید ؛ منتها بدن دنیائی یک جور است، بدن برزخی همین بدن است مناسب آن عالم ؛ بدن آخرت همین بدن است مناسب با آن عالم ؛ بالاخره شبیه آن است.(جوادی آملی، تفسیر آیات ۲۳ تا ۲۷ سوره روم)

صدرالمتالهین در پاسخ به این پرسش که فراورده تخیل در رویا در جهان طبیعی چه تفاوتی و چه مشابهتی با فرآورده خیال در آخرت دارد؟ می گوید: «وجه مشابهت میان آنها این است که آنچه در خواب دیده می شود مزاحم هیچ یک از هستی های این جهان نیست، چه شخص در خواب چه بسا افلاک بزرگ و کوه های بلند می بینید که با آنچه در این عالم مزاحمت ندارد… به همین سان، آنچه انسان بعد از مرگ می بیند مزاحمتی و مضایقتی میان آن و اجسام این عالم نیست؛ اما وجه مفارقت ذاتی میان آنها این است که سرای آخرت و صورت های واقع در آن موجوداتی عینی هستند که از جهت نیرومندی و شدت تاثیر برتر از موجودات عینی این عالم هستند، چه رسد به صورت هایی که در خواب مشاهده می شود. نسبت جهان هستی به این جهان همچون نسبت بیداری به خواب است، چنانکه در گفتار رسول (ص) آمده است: الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا؛ مردم در خواب اند پس چون بمیرند بیدار شوند.

انسان ادراک فراحسی است که می تواند بازتابی از شهود عوالم دیگر از جمله عالم مثال منفصل و برزخ باشد. پس باید گفت کسب اطلاع یا هرچه معادل آن از امری یا چیزی یا رویدادی بدون دخالت حواس عاری بشری یک ادراک فراحسی است که بیرون از دایره روان شناسی ظاهری و در حوزه روان شناسی باطنی و نیمه ناهشیار ما است. این ادراک فراحسی خود چند شعبه دارد که شامل: دور آگاهی، رازبینی، رازشنوی، استجابت دعا (که کمتر کسی در عمر خویش نیازموده است)، تسخیر و تصرف در اشیاء و تاثیر از راه دور، غیبگویی و مانند آن می شود.(نگاه کنید: خرمشاهی ، بهادالدین ، جهان غیب و غیب جهان ، انتشارات کیوان ، تابستان ۱۳۶۵ ، ص۵۲)

با آنکه غزالی بیشتر در زمره متکلمان به شمار می آید تا عرفا، ولی اظهار نظر او عارفانه است است: و عجب در آن است که از درون دل، روزنی گشاده است به ملکوت آسمان…. چنانکه پنج دروازه گشاده است به عالم محسوسات که آن را عالم جسمانی گویند، چنانکه عالم ملکوت را عالم روحانی گویند، و بیشتر خلق، عالم جسمانی را محسوس می دانند. و این علم نیز مختصر است و دلیل بر آنکه از درون دل، روزنی دیگر است علوم را، درچیز است: ۱. یکی خواب (رویای صادقه) است که چون راه حواس بسته شود، آن در درونی گشاده گردد و از عالم ملکوت و از لوح محفوظ غیب نمودن گیرد، تا آنچه در مستقبل خواهد بود بشناسد و ببیند. ۲. دلیل دیگر آن است که هیچ کس نباشد که وی را فراستها و خاطره های راست، برسبیل الهام در دل نیامده باشد، که نه از راه حواس بود، بلکه بلکه در دل پیدا آید و نداند که از کجا آمده و بدین مقدار بداند که علمها همه از راه محسوسات نیست.( خرمشاهی ، بهادالدین ، جهان غیب و غیب جهان ، انتشارات کیوان ، تابستان ۱۳۶۵ ، ص۶۶)

اِبن سینا می نویسد: هر گاه بشنوی که عارفی از غیب خبر می دهد و بشارت یا انذاری که قبلا داده است، درست درآمد، پس باور کن آن برتو دشوار نیاید، زیرا این امر در قوانین طبیعت علل و اسباب معینی دارد. تجربه و قیاس هماهنگ هستند که نفس انسانی به گونه ای در حالت خواب به غیب دسترسی پیدا می کند. پس مانعی ندارد که این دسترسی در حالت بیداری نیز روی دهد، مگر آنکه مانعی محقق داشته باشد. بدان که این مطلب را از راه سخن و شهادت و گواهی نمی توان مسلم داشت فقط ظن ها و گمانهایی است که امکان وقوع دارند و فقط از امور عقلی بدانها می رسیم و چنین امری اگر وقوع یابد، قابل اعتماد است، و از جمله سعادت هایی که روی می آورد برای دوستداران استبصار این است که این احوال بر آنان در دوران خودشان یا بارها بطور متوالی در دیگران مشاهده کنند تا تجربه ای باشد درخصوص امر عجیبی که وجود دارد و حجت و داعی باشد برای پیدا کردن علت آن و هرگاه واضح گردد، فایده آن بزرگ خواهد بود و نفس به وجود این علل اطمینان می یابد و هم خاضع می گردد و در اموری که عقل به آنها اطلاع حاصل می کند، مزاحمت ایجاد نمی کند که این سودی عظیم و امر مهمی است.(خرمشاهی ، بهادالدین ، جهان غیب و غیب جهان ، انتشارات کیوان ، تابستان ۱۳۶۵ ، ص۷۶)

به نظر می رسد که رویاها دارای این خصوصیات است: ۱. تصویری زنده از موقعیت وجودی ما را ارائه می دهد؛ ۲. رویاهایی که رویدادها و برخوردهای روزانه را اشاره می کنند ولی رویابین توجه نکرده است؛ ۳. رویاهایی که می کوشد تا با نشان دادن رویدادهای پرمایه و گوناگون، نقشهایی در روح ایجاد کند که موجب به حرکت درآوردن انرژیهای تازه و هدایت آنها به سوی اهداف سازنده می شود؛ ۴. تنها ناخودآگاهی فعال است و بخش آگاهی رویا به کلی کنار گذاشته می شود. این رویاها به دلیل استفاده از مواد وام گرفته از ناخودآگاه جمعی، انرژی بسیار زیادی با خود حمل می کنند که بر روح آدمی سنگینی می کند؛ و در کنار این چهار نوع اصلی باید به رویاهای اشاره کرد که مربوط به حقیقت و تحولات زیست شناسی است مانند: دوران بلوغ، یا بیماریهای جسمی و….(دکتر محقق ، محمد باقر ، خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی ، چاپ دوم ،ص۱۹)

رویا راهی برای برقراری ارتباط با ناخودآگاه است. تصویر سازی ذهنی در رویا را روشی برای آشکار سازی چیزی در رابطه با خویشتن، روابطمان با دیگران و یا شرایط حاکم بر زندگی است. رویاها به ما کمک میکنند تا استعدادعای بالقوه خود را شکوفا سازیم. رویا یک پیام مستقیم از ناخودآگاه شخصی است.

همان طوری که رویاهای انسان محتوی آرزوها و امیال گذشته وی است، در عین حال به آینده نیز نظر داشته و هدفها و مقاصد آینده رویابین را مشخص می کنند. همچنین یونگ معتقد بود که رویاها ممکن است حاوی حقایق ناگزیر، خطاهای حسی، خیالپردازی های ماجراجویانه، خاطرات، برنامه ها و تجارب غیر منطقی نیز باشند.

هم چنین رویاها ابزارهای حل مسئله بوده و با مشکلات روزمره زندگی مرتبط است. بنابراین بر مبنای این نظریه، چنانچه شما زیاد رویایی درباره یک موضوع می بینید، علت آن ممکن است مشکلات و دغدغه های ذهنی و روانی شما در زندگی تان در همان رابطه باشد. هر چند که می تواند نمادها و نشانه هایی که در رویا می بینید از نظر ظاهری فرق داشته باشد ولی در تفسیر و تحلیل کلی یک موضوع و مفهوم را بازتاب می دهد.

رویاها هم چنین عناصر کنترل، قدرت و انگیزش عامل نیروی پیشرانه در پس رفتارهای ما است. چنان که رویاها راهی برای مطرح ساختن ناامنی ها بوده و واگویه رفتار و کردار ما است که تحت حکمرانی ناخودآگاه قرار دارد.هم چنان که رویاها کوششی در جهت کمال و نیاز به کنترل علت عملکرد ما است.

ما به خاطر فعالیت های شدیدی که به طور مداوم در ذهن ناخودآگاهمان در حال انجام است، خواب می بینیم. و از آنجا که رابطه جنسی یکی از نیرومندترین غرایز و امیال انسانی است، حیرت انگیز نیست که برخی خواب های ما محتوای جنسی داشته باشد. باید گفت که دغدغه های هر کسی در رویا بسیار نقش دارد. اگر کسی هماره در اندیشه حل یک مساله علمی و یافتن راهکار است آن را در رویا می بیند؛ بسیاری از اختراعات و ابتکارات و کشفیات معمول رویای انسان است. بنابراین، اگر میل و انگیزه شدیدی برای انجام برخی کارها داشته باشیم، احتمال این که آن را در خواب ببینیم، خیلی زیاد است و ذهن خودآگاه ما نمی تواند از اتفاق آن جلوگیری کند. وقایع روزمره به ویژه آن وقایعی که در نزدیک خواب با آن مواجه هستیم تاثیر مستقیم و شگرفی بر رویا و محتوای آن دارد. از این روست که در روایات خواندن قرآن و ادعیه سفارش شده است؛ زیرا شخص را در رویا در همان محیط حفظ و نگه می دارد؛ کسی که مطالعات درسی را در این زمان انجام داده و می خوابد، رویا آن ها را تحکیم می کند.

تجربه نشان داده که این رویاها حرف های زیادی را می تواند برایمان بازگو کند. اینگونه رویاها می تواند به ما نشان دهد که ما از وضعیت کنونی زندگی خود چندان راضی نیستیم.

رویا، نمادهایی از شخصیت و بیماری

تحلیل رویا می تواند با نمادهایش حقایقی از شخصیت و حتی بیماری و دغدغه شخص را بیان کند و از طریق این نمادها که از ناهشیار به آگاهی هوشیار رانده شده است، می توان با تحلیل رویا، اموری که در ضمیر ناخودآگاه وناهشیار نهان شده را کشف کرد؛ یعنی اموری که دغدغه شخص و یا عامل بیماری روانی اوست؛ زیرا هر کسی در مرتبه ای از رویا چیزی را می بیند که دغدغه اصلی اوست و گاه این دغدغه به ناهشیار رانده شده ، ولی در رویا خودش را نشان می دهد.

در خواب نما و رویا انسان کاری را انجام می دهد که اگر مطابق اصول اخلاقی درونی شده یعنی در قالب وجدان باشد، پس از خواب احساس رضایت می کند و اگر ضد آن اصول اخلاقی باشد، احساس گناه و شرم کرده و دچار افسردگی، وسواسی، اندوه، غم و رفتارهای نامتعادل می شود. اگر شخص در رویا رفتار جنسی خاصی را انجام دهد که با اصول اخلاقی درونی شده، مطابق نباشد، احساس گناه می کند؛ اما این حرکت ضد اخلاقی در رویا بیانگر شخصیت ناهشیار و شاکله اصلی وجودی اوست.

البته این مساله نباید با احتلام که در نوجوانی و جوانی رخ می دهد، خلط شود؛ زیرا احتلام در نوجوانی و جوانی یک واکنش طبیعی و نشانه بلوغ جنسی و آمادگی بدنی برای ازدواج است.(نور، آیات ۵۸ و ۵۹) از این رو، نمی توان از این رویاها که موجب احتلام می شود، برداشتی درباره شخصیت ارایه داد و یا او را بیماری تلقی که امور ضد اخلاقی را به نهان ناهشیار خویش رانده و در خواب آن را به نمایش می گذارد.

به هر حال، رویا یک منبع غنی برای شناخت شخصیت و عوامل بیماری روانی است که می تواند بازتاب هایی در جسم همانند زخم معده، حالت تهوع، استفراغ و مانند آن ها داشته باشد؛ زیرا بیماری های روانی همانند بیماری های عصبی نخستین کنش و واکنش را در معده و مانند آن بروز می دهد.

گفته شد که رویا منبع غنی برای شناخت است؛ زیرا در رویای صعودی شخص بازتاب و چهره ملکوتی اعمال خویش را می بیند که حامل شخصیت اوست؛ زیرا اعمال بازتابی از شخصیتی است که برآیند هستی شناختی، جهان بینی، نگرش، اعتقاد و ایمان اوست.(اسراء، آیه ۸۴)

در رویای نزولی نیز دانسته می شود تا چه اندازه روان ملکوتی اش بالا رفته و تعالی یافته و رشد نمود که م یتواند حقایق آینده را ببیند و درک کند و برای خود و دیگران به ارمغان آورد. در حقیقت، در رویای نزولی، شخص به جایگاهی دست می یابد که شبه پیامبری است. از این روست که پیامبر(ص) به این دسته از رویا اهمیت بسیاری می داد و هر روز از یاران از مبشرات یعنی رویاهای نزولی که بیانگر آینده و بشارت ها برای امت است می پرسید. در روایت است: لم یبق من النبوه إلا المبشرات ، قالوا: و ما المبشرات؟ قال: «الرؤیا الصالحه»؛ از نبوت به جز رؤیای صالحه که مایه مژده و شادی است چیزی باقی نمانده است. گفتند: مبشرات چیست؟ فرمود: رویای صالح.(صحیح بخاری، حدیث ۶۵۸۹) هم چنین روایت شده که فرمود: «رؤیای صالح یا خواب نیکو مژده‌ای است از طرف خدا برای بیننده‌ آن و یک قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پیامبران است: الرؤیا جزء من ستٍ وأربعین جزءاً من النبوه.».

پس از تحلیل رویا و نمادها و نشانه های آن می توان حقایقی از شخصیت فرد به دست آورد و نیز زمینه های اختلال روانی در شخص را شناسایی کرد.

در رویا انسان فراتر از احساسات، عواطف باطنی خود را نیز بروز می دهد. البته باید میان احساسات – و نه حواس ظاهری- با عواطف فرق گذاشت؛ زیرا احساسات همان بروز و ظهور عواطف باطنی انسان است که در چهره رفتار و گفتار خودش را نشان می دهد. عواطف در حقیقت لایه های درونی روان است و در آن محیط در جریان است و ممکن است اصولا خودنمایی نکند، ولی احساسات همانند هیجان به شدت ظهور و بروز دارد و جزو لایه های برونی روان آدمی است. محبت عاطفی می تواند در قالب مودت ظاهری که نوعی حالت احساسی است بروز و ظهور و خودنمایی کند. این مودت همان عواطفی است که ما بروز می دهیم و در قالب احساسات به دیگران منتقل می کنیم. در قرآن از همسران خواسته شده محبت عاطفی باطنی خود را در شکل مودت و رحمت بروز و ظهور دهند.(روم، آیه ۲۱) هم چنین از مومنان خواسته شده تا محبت عاطفی – باطنی خود را در شکل مودت احساسی به اهل بیت(ع) به نمایش بگذارند.(شوری، آیه ۲۳)

با تحلیل رویا می توان عواطف درونی روان را با نمادهایی که در قالب احساسات و نمادهای احساسی تمثیلی بروز می یابد، دریافت و از آن آگاه شد. بسیاری از عوامل بیماری زا را می توان با شناسایی نمادهای رویا به دست آورد و به درمان آن پرداخت.

احساسات با توجه به محیط می تواند ساده یا پیچیده بروز کند. در محیطی چون روستا، احساسات ساده و بسیط است و شخص همانی را بروز م یدهد که در حوزه عواطف درنی در جریان است؛ اما در یک محیط پیچیده شهری وقتی شخص می گوید: از دیدن شما خوشحالم، شاید زمانی است که به هیچ وجه از دیدن شما خوشحال نیست و درونش می گوید: برو به جهنم! در این محیط پیچیده شهری که احساسات پیچیده می شود، ممکن است هر دو بدانند که این احساس بروز خوشحالی واقعی نیست ؛ ولی هیچ کدام ناراحت نمی شوند که یک احساس کاذب ارایه شده است.

رویاها می توانند در تحلیل این عواطف درونی به ما کمک کند و وقتی با دیدن شخص در خواب و رویا، ماری یا گربه ای یا سگی را می بینیم، در حقیقت عواطف درونی و چهره ملکوتی طرف مقابل را می بینیم.

همین کار را می توان با کلمات محرک در قالب تداعی معانی انجام داد و با تکرار و تاکید بر واژگان و پاسخ ها و اشتباهاتی که می کند، می توان دریافت که در عاطفه و حوزه تاریک و ناهشیارش چه می گذرد؟ به عنوان نمونه صد کلمه محرک را چند بار تکرار و پاسخ ها را یادداشت و تفاوت در پاسخ ها مورد ارزیابی قرار می گیرد.

در تحلیل رویا شناخت افراد برای تحلیل درست بسیار مهم است. هم چنین باید با استفاده از چند رویا و کنار هم گذاشتن نمادهای آن به درک واقعی ازنمادها در رویا نایل شد. در رویای شاه مصر و نیز حضرت ابراهیم(ع) خواب چند بار تکرار شده است و حتی نمادها در رویای شاه مصر از هفت گاو به هفت خوشه گندم دگرگون می شود.

اما نقش شناخت افراد در تحلیل درست از رویا همانند آن تفسیر رویای ابن سیرین است. کسی نزد ابن سیرین معبر آمد و گفت : در خواب دیدم اذان می گویم . ابن سیرین گفت : توفیق حج می یابی . دیگری آمد و گفت : در خواب دیدم اذان می گویم. ابن سیرین گفت : تو دزدی می کنی، پس توبه کن. حاضران متعجب شدند و گفتند : یک خواب را دو تعبیر کردید. ابن سیرین گفت: اولی آمد و سیرتی نیکو داشت ، این آیه به خاطرم رسید؛ و اذّن فی الناس بالحج : ندا در ده ای ابراهیم در میان مردمان برای حج رفتن .(حج، آیه ۲۸)

دومی را به صورت و سیرت بد دیدم ، این آیه به دلم آمد : ثم اذن موذن ایتها العیر انکم لسارقون ، پس ندا کرد ندا کننده ای که ای کاروانیان به درستی که شما دزدانید. (یوسف ،آیه۷۰، برگرفته از کتاب لطائف الطوائف، ص۲۱۸)

معبر رویا باید نمادشناس باشد و از نشانه ها آگاهی داشته باشد تا بتواند تحلیلی درست و راست ارایه کند. البته ممکن است هر کسی نمادهای شخصی داشته باشد، ولی در بیش تر موارد نشانه ها و نمادها مشترک است و از همین روست که یونگ از کهن نمادهای اساطیری سخن می گوید که مشترک برای همه انسان های بشر است و به شکلی باید گفت که این نمادهای کهن، همان نمادهای فطری و ذاتی هر بشری است که در ساختار وجودی هر کسی سرشته شده است.

معبر می تواند به شخص در تعبیررویا و تفسیر آن یاری رساند؛ البته شخص رویابین خودش می داند که چه هدف و فلسفه ای پیشت رویا است؛ ولی گاه توان تفسیر نمادها و نشانه ها را در ظاهر ندارد. معبر تنها رویابین را یاری می رساند تا آن ملکوت اعمال را که در قالب نمادها و نشانه دیده بازتفسیر نماید؛ زیرا این رویابین است که حقایق را در قالب نمادها در آورده است. پس وی در ضمیر ناخودآگاه از آن آگاهی دارد و می توان را با کمک هم آشکار کرد و رابطه میان نماد و حقیقت و واقعیت برقرار کرد. البته باید مواظب بود تا نمادی را به گونه ای تحلیل نکنیم که واقعیت دگرگون شود.

در رویای نزولی نیز حقایق را شخص دریافته و آن را به نماد با کمک قوه واهمه و متخیله تبدیل کرده است. در حقیقت شخص است که معنایی را به نمادی تصویر می کند هر چند که به ظاهر از آن آگاه نیست؛ ولی با تذکر می توان او را به معنایی که دیده راهنمایی کرد و از طریق آن حقیقت شخصیت فرد را دریافت و از اختلالی که دارد یا بدان مبتلا می شود آگاه شد.

در تحلیل رویا می توان از تمثیلات قرآنی و ضرب المثل های آن و هم چنین روایات معراجی بهره برد؛ زیرا در قرآن از تمثیل بسیار استفاده شده است؛ چنان که قرآن ، خود گواهی می دهد که چیزی جز تصریف یک حقیقت و آیت به اشکال تمثیلی گوناگون برای بیان آن حقیقت نیست.(ابراهیم، آیه ۲۵؛ نور، آیه ۳۵؛ عنکبوت، آیه ۴۳؛ حشر، آیه ۲۱؛ اعراف، آیه ۵۸؛ انعام، آیات ۴۶ و ۶۵ و ۱۰۵)

به عنوان نمونه می توان گفت چوبدستی نمادی است که به عنوان «نقطه اتکای جادویی» در خواب تعبیر می شود؛ زیرا عصا و چوبدستی موسی برای جادوگران و توده های مردم نه یک معجزه بلکه یک نماد جادو و سحر است؛ تفکری که از یهودیان به سایر اقوام و ملل در جهان منتقل و توسعه یافته است.