درس هایی از مکتب اخلاقی امام باقر(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاق امامان(ع) در تمامیت کمالی آن قرار دارد؛ زیرا آنان میان خوب و خوبتر بلکه میان خوبتر و خوبترین، خوبترین ها و بهترین ها و نیکوترین ها را داشتند و در تعامل با دیگران به کار می گرفتند؛ زیرا خلق ایشان قرآنی و خدایی است و هماره به «احسنها» می پرداختند.

در قرآن کلیات اخلاقی همانند دیگر جوامع الکلم آمده است و آن چه موارد و مصادیق آن را تبیین می کند سنت و سیره چهارده معصوم(ع) است. نویسنده با این فرض به سراغ آموزه های اخلاقی تربیتی حضرت امام باقر(ع) رفته تا تفسیر و تطبیق آموزه های اخلاقی تربیتی قرآن را در سنت و سیره ایشان جست و جو کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اخلاق فردی و اجتماعی در سنت و سیره پیشوایان

خداوند در آیاتی از قرآن از جمله آیه ۲۱ سوره بقره و آیات ۴ و ۶ سوره ممتحنه به صراحت فرمان می دهد که از پیامبران و اولیای الهی(ع) به عنوان پیشوایان و اسوه های زندگی بهره گیرید. بلکه حتی در آیه ۹۰ سوره انعام به پیامبرش فرمان می دهد که پیامبران پیشین را الگو و اسوه خود قرار داده و به آنان اقتدا کند و آنان را مقتدای خویش قرار دهد. از همین روست که آیات قرآنی تنها به بیان صرف تجریدی معارف و احکام نمی پردازد، بلکه گزارش هایی از پیامبران پیشین ارایه می دهد تا ضمن عینیت بخشی به آموزه ها، امکان بلکه وقوع آن را بیان کند و این گونه نشان دهد که این راهی است که پیشینیان رفته و به موفقیت دست یافته اند.

 برآیند و نتیجه آن چه گذشت این خواهد بود که ما می بایست فلسفه و نیز سبک زندگی خود را از پیامبران(انعام، آیه ۹۰) و اولیای الهی چون لقمان(ع)، مریم(س)، زن فرعون(س) و مانند آن بگیریم.(تحریم، آیه ۱۱) از جمله این اولیای الهی امام معصوم از اهل بیت پیامبر(ص) است که خداوند در آیاتی از جمله ۳۳ سوره احزاب از عصمت آنان سخن به میان آورده و در سوره انسان و آیات دیگر قرآن، آنان را به عنوان الگوهای بشری معرفی کرده است.

از نظر آموزه های قرآنی، پیشوایان اسلام (ع) به عنوان مفسران حقیقی قرآن به سبب بهره مندی از ویژگی هایی چون عصمت، مخاطب خاص قرآن بودن، علم لدنی،‌ انتصاب الهی، و از مصادیق صادقین،‌ ابرار، اهل ذکر، راسخون در علم و مانند آن، از جایگاه خاصی برخوردارند و آنان هستند که در سنت و سیره خویش حقیقت قرآن را آشکار کرده و عمل می کنند و فلسفه و سبک زندگی خود را کلام الله قرار می دهند و تنها آنان شایسته پیروی و اطاعت و دوستی و محبت و مانند آن هستند.

بنابراین برای این که بهترین های اخلاق فردی و اجتماعی را بیاموزیم و آن را در منش و کنش خویش به کار گیریم یعنی سیرت و صورت خودمان را خدایی کنیم می بایست به سنت و سیره آنان مراجعه نماییم؛ چرا که مومن در میان خوب تر و خوب ترین همواره برترین ها را انتخاب می کند؛ چنان که حضرت موسی(ع) به حکم الهی به امت خویش فرمان می دهد که این گونه باشند.(اعراف، آیه ۱۴۵)

بهترین ها در منش اخلاقی

اگر بخواهیم بهترین ها را در منش اخلاقی و اخلاق فردی به دست آوریم و سیرت خودمان را در تمامیت کمالی قرار دهیم که پیامبر(ص) خود را مامور رساندن و تبیین آن معرفی کرده و می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، من برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته شدم، می بایست به سنت و سیره معصومان(ع) مراجعه نماییم.

البته در سنت امامان (ع) خوب و خوب تر و خوب ترین ها بیان شده است ولی در سیره آنان هماره می بینیم که ایشان به خوب ترین ها عمل می کردند؛ زیرا سیرت و منش ایشان در اخلاق فردی در تمامیت کمال قرار داشته است و «از کوزه همان برون تراود که در اوست». از این روست که هماره ایشان اهل عفو، احسان، ایثار و مانند آن بوده اند به گونه ای که خداوند آنان را به عنوان مقربان و ابرار در سوره انسان معرفی می کند؛ چرا که با آن که خودشان به شدت به چیزی نیاز دارند آن را ایثار می کنند و با خود گذشتگی و تحمل رنج و سختی، آرامش را برای دیگران به ارمغان می آورند. ایثارگری و احسان ایشان جلوه های بسیاری دارد که می توان با مراجعه به منابع روایی و تاریخی آن را به دست آورد.

سخنان معصومان(ع) یعنی همان سنت قولی ایشان به دو شکل بیان شده تا انسان ها خودسازی کرده و سیرت کمالی را به دست آورند. گاه از اموری نهی می کنند تا خود را از اموری تخلیه کنیم و گاه اموری را تشویق می کنند تا به تحلیه بپردازیم و خود را به کمالاتی مجهز کنیم.

از نظر امام باقر(ع) برخی از امور است که انسان را از خودسازی و بازسازی سیرت و منش اخلاقی باز می  دارد و موجب فریب و غرور فرد می شود. آن حضرت(ع) در سخنی می فرماید: سه چیز پشت انسان را می شکند: مردی که عمل خویش را زیاد شمارد، گناهانش را فراموش کند، و به رای خویش خوشنود باشد. (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۶۹، ص ۳۱۴)

در حقیقت این سه گانه عامل بازدارنده ای است و اجازه نمی دهد تا شخص خودسازی کند؛ چرا که نقص خود را نمی بیند و حتی نقص و عیب خودش را ممکن است کمال بداند. کسی که خود را کامل می داند و نقصی در خود نمی بیند و حتی نقص و گناهش را فراموش می کند و فکر و نظر خودش را درست می داند، دیگر در اندیشه بازسازی و اصلاح خودش نخواهد بود.

آن حضرت سفارش می کند که هماره اعمال خوب خود را کم شمارید و بیش تر تلاش کنید تا کارهای خوب انجام دهید،‌ در برابر گناهان خود را ببیند و فراموش نکنید و استغفار کنید.

امام باقر(ع) بر اموری چون فروتنی در باطن و ظاهر تاکید می کند، زیرا این امری است که آثار بسیار مثبت دیگری را نیز به دنبال دارد. رفتارهای فروتنانه آدمی را در  تغییر سیرت بسیار کمک می کند تا به سمت بهترین ها و برترین ها در کنش های اجتماعی نیز کشیده شود. آن حضرت (ع) از این روست که می فرماید: تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شانش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی . (بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۶)

در حقیقت کم اهمیت جلوه دادن اموری چون شان و مقام و منزلت، ترک جدال، سبقت در سلام و مانند آن برخاسته از یک صفت اخلاقی و باطنی به نام تواضع است. کسی که متواضع و فروتن باشد، در رفتارها و کنش های اجتماعی و رفتار با دیگران، به گونه ای عمل می کند که دیگران تکریم شوند و با این تکریم در حقیقت به خود و ذاتش احترام گذاشته و فرصت بازسازی به خود را داده تا رذایل اخلاقی را از خود دور کرده و با تخلیه آن زمینه تحلیه خصلت های خوب را فراهم آورد.

از آن جایی که بیشترین گناهان انسان از زبان است و در برخی از منابع چهل گناه را برای زبان ذکر کرده اند، امام باقر(ع) نسبت به نگه داری و حفظ زبان هشدار می دهد و می فرماید: هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند، مگر اینکه زبانش را نگه دارد. (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۸)

اگر گناه کمرشکن است و خوار شمردن گناه بزرگ ترین عامل شکست آدمی است، بهترین روش آن است که انسان به خدا پناه برد؛ زیرا گناه به طوری است که از راهی به سوی آدمی می آید و انسان می بایست به خدا پناه برد تا او را از شر گناه در امان نگه دارد. امام(ع) می فرماید: هر که بر خدا توکل کند، مغلوب نمی شود، و هر که از گناه به خدا پناه برد، شکست نمی خورد.(بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج ۶۸، ص ۱۵۱)

انسان می بایست به هر وسیله ای چنگ زند تا به خدا نزدیک شود و تحت کنف حمایت الهی در آید. در این میان برخی از اعمال که ذکر الهی را در جان آدمی زنده می کند، بهترین وسیله برای نزدیک شدن به مطلوب است؛ زیرا خداوند خواسته که هر وسیله ای مناسب برای قرب الهی بهره برند.(مائده، آیه ۳۵)

از جمله ابزارهایی که امام برای تقرب به خدا و آبادانی دل مومنان بیان می کند، اشک در نیمه شب هاست. امام (ع) می فرماید: هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی نیست که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود. (کافی، ج ۲ ، ص ۴۸۲)

آن حضرت(ع) در جایی دیگر در تاثیر گریه و آثار آن می فرماید: هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گریان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود . (کافی ، ج ۲ ، ص ۸۰)

برخی از خصلت ها و رذایل اخلاقی به جای آن که نخست دیگران را آزار رساند به خود شخص آسیب می رساند. از جمله این امور می توان به حسادت و حرص و دشمنی با مردم اشاره کرد. امام (ع) در باره صفت زشت آز و حرص می فرماید: شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد . (کافی ، ج ۲ ، ص ۳۱۶)

از نظر امام(ع) اصولا نشانه بندگی و دانشمندی و علم این است که شخص از دو خصلت زشت حسادت و خوار شمردن پاک و منزه باشد. آن حضرت می فرماید: هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۳)

امام (ع) درباره  آثار منفی عداوت باطنی و اضرار آن به خود شخص می فرماید: از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۲ ، ص ۳۰۱)

به هر حال، تغییر سیرت و باطن بسیار سخت است و انسان می بایست با توکل به خدا،‌ به تزکیه نفس بپردازد و دمی از خودسازی و تخلیه خود از خصلت های زشت و تحلیه به خصلت های خوب دست برندارد. در این میان برخی از رفتارهاست که زشت های را افزایش داده و اجازه تاثیر کارهای نیک در تغییر خصلت را نمی دهد. به عنوان نمونه حرام خواری و هیزبودن و بی حیایی و بی عفتی بزرگ ترین آفت جان و روح آدمی است. انسانی که بخواهد خصلت های الهی را به دست آورد می بایست اولین گام را در خودسازی به سوی حلال خواری و حیا و عفت ورزی بردارد. ازاین روست که از نظر امام باقر(ع) برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است . (بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۶)

بهترین ها در کنش اجتماعی

پیشوایان معصوم(ع) به سبب همان اوج بودن در تمامیت کمالات اخلاقی و منش و سیرت خودشان، در کنش های اجتماعی در اوج با مردم برخورد می کردند. البته آنان مردم را در سنت و سیره و قول و عمل به اوج می خوانند ولی از آن جایی که همه مردم در یک سطح نیستند با توجه به ظرفیت های به خوب و خوب تر نیز دعوت می کنند. به سخن دیگر، مراتب اسلام و تقوا و ایمان در افراد متفاوت و متنوع است. از این روست که وقتی آن حضرت(ع) می فرماید:مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۶) به مرتبه ای اشاره دارد که می توان گفت این مرتبه کف ایمان است؛ زیرا گمان بد نبردن، دشنام ندادن و دریغ نورزیدن سه خصلت عمومی انسان اخلاقی است و عقل نیز بدان حکم و دعوت می کند؛ انسان مومن در مراتب بالاتر نه  تنها این سه گانه را ندارد بلکه در برابر بدی احسان و ایثار می کند و به سبب دارا بودن آستانه صبر و تحمل بالا ، در امور شخصی و مسایل فردی از بالاترین مرتبه احسان با مردم برخورد می کنند. امام باقر(ع) از همین منظر می فرماید: چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها ، و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها . (کافی ، ج ۲ ، ص ۴۵۸)

پس ایمان در مراتب بالا کنش و واکنش هایی را موجب می شود که در سطح پایین تر آن را به دنبال ندارد. اما تشویق و ترغیب به همین کارهای ساده در کلام و سخنان معصومان(ع) بارها تکرار می شود؛ زیرا تربیت اخلاقی و تغییر سلوک و رفتار آدمی فرآیندی است و نمی توان به سرعت تغییرات بسیاری را ایجاد کرد. از همین روست که در تربیت و تغییر رفتار افراد از آسان ترین، کم ترین و ساده ترین شروع می شود تا پس از آمادگی مرتبه بالاتر را به او یاد آور شده و بدان تشویق کنند. اگر مومنان می بایست در چنان اوجی باشند که به یک دیگر احسان و ایثار کنند و جان و مال خویش را فدا یک دیگر سازند، گفتن سلام قولی گام نخست خواهد بود؛‌ چرا که سلام مومن در مراتب بالا جانفشانی برای کسب سلامت جاودانه مومن دیگر است. پس امام برای تشویق و ترغیب مردم به کارهای خوب در گام نخست می فرماید: چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۳، ص ۲۰)

تاکید بر آثاری چون پاکی و بی گناهی به عنوان آثار دست دادن برای آن است که مومنان عادت کنند که به یک دیگر احترام بگذارند تا این سلوک در نهایت به جایی برسد که جانفشانی کنند و سلامت یک دیگر را با دفاع از مومن در عمل نشان دهند و بخواهند.

پس مومن واقعی هماره یک گام برتر از دیگران است و در کارهای نیک نه تنها پیشگام و شتابان است بلکه بر خلاف قاعده مقابله به مثل در حوزه اخلاق فردی و مسایل شخصی، اهل احسان،‌ ایثار و عفو است و فراتر از عدالت توجه می کند و آن چنان است که امام (ع) در این سخن می فرماید: سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به نادانی رفتار شود، بردباری کنی . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۳)

امام (ع) برای این که مومنان هماره در فکر یک دیگر باشند، می فرماید: دعای انسان پشت سر برادر دینی اش، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . (کافی ، ج ۲ ، ص ۵۰۷) این سخن در حقیقت برای آن است که مومن هماره در فکر ایمان و مومنان باشند تا هم خودش از آن سود برد و هم برادر ایمانی اش بهره مند شود.

انسان باید در رفتار خویش یک قاعده طلایی را هماره در نظر داشته باشد : آن چه را برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند. از این روست که امام باقر(ع) می فرماید: بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید . (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۶۵، ص ۱۵۲)

بی گمان بهره مندی از همین آموزه هایی که در این جا به عنوان مشت نمونه خروار گفته شد، می توان سیرت و صورت انسان را متحول سازد و انسان را به چنان اوجی برساند که هیچ شاهین تیز پروازی از عقل و وهم بدان نمی رسد؛‌زیرا احسان و ایثار و برترین ها و بهترین ها بودن تنها در شاخه سار ایمان تجلی می یابد و عقل دون پایه محاسبه گر و بده و بستان گرا را به آن راهی نیست. باشد با بهره گیری از آموزه های مکتب انسان ساز اسلام و سنت و سیره پیشوایان معصوم(ع) خود را در کمالات به تمامیتی برسانیم که شایسته نام شیعه و پیرو بودن است.