خیانت خانوادگی، علل و آثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم

ماهواره ها در تهاجم فرهنگی علیه انسانیت، اصول اخلاقی و ارزش ها و هنجارهای انسانی را در نوک تیز حملات زشت و ناپسند خود قرار داده اند. از آن جایی که خانواده مهم ترین و محوری ترین مرکز آموزش های هنجاری و پرورش افراد سالم و اخلاقی و ارزشی است، این حملات به کانون خانواده بیش از هر کانونی دیگر است.

 

با نگاهی گذرا به فیلم های سینمای استکباری و اقمار آنان، به سادگی می توان دید که فرعونی وار در صدد آن هستند که زنان را به بی حیایی بکشانند، عفت را از مردان سلب کنند، فرزندان و کودکان را از اصول ارزشی دور سازند و با نسبیت گرایی، حقیقت را ذبح کرده و نسل و حرث را از میان ببرند و در زمین فساد و تباهی کنند. به نظر می رسد که جهت گیری رسانه های استکباری و اقمار آنها در همه ژانرها و تولیدات فرهنگی حتی خبری و مستند به این سمت و سوست. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی در صدد بیان علل و آثار خیانت همسران که کانون خانواده و ارزش های هنجاری و اخلاقی را سست و به چالش می کشاند، بر آمده است؛ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خانواده کانون ارزشها و هنجارها

خانواده در فارسى، معادل «اهل» در کلام عرب است.( قاموس الفارسیّه، ص ۲۱۳، «خانواده») «اهل الرجل» کسانى را گویند که با او در یک مسکن زندگى کنند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۹۶، «اهل»)

خانواده و اهل بیت در اصطلاح علوم اجتماعی، در مفهوم محدود آن عبارت است از یک واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج یک زن و یک مرد است که فرزندان پدید آمده از آنها آن را تکمیل مى کنند.( نظام حیات خانواده در اسلام، قائمى، ص ۲۰)

به نظر می رسد که خانواده را می بایست نخستین و کوچک ترین اجتماع و جامعه بشری معرفی کرد. خانواده خاستگاه جوامع بزرگ تری چون خویشان، عشیره، قبیله،‌ قوم، و سپس ملت و امت است. با تشکیل خانواده از طریق زوجیت و ازدواج، کانونی شکل می گیرد که بسیاری از نیازهای روحی، روانی، مادی و معنوی بشر از طریق آن پاسخ داده می شود. از این روست که خانواده به عنوان کانون آرامش و آسایش و یک نعمت بزرگ الهی معرفی می شود.(بقره، ایه ۱۸۷؛ اعراف، آیه ۱۸۹؛ روم، آیه ۲۱)

این کانون با عشق و محبت و عواطف و احساسات شکل می گیرد و با احسان و ایثار همسران تداوم می یابد(نساء، آیه ۱۲۸) به گونه ای که عدالت و قانون تنها زمانی ورود پیدا می کند که عواطف و احساسات کاهش یافته و تداوم زندگی خانوادگی با احسان و ایثار شدنی نیست. این جاست که باز قانون نه در قالب خشک و زمخت آن، بلکه در قالب معاشرت بر پایه معروف و امور پسندیده و انصاف در راستای مدیریت وضعیت بحرانی و ایجاد پایایی و مانایی خانواده وارد می شود تا فرزندان به عنوان یکی از ثمرات اصلی اجتماع خانواده آسیب نبینند.(نساء، آیات ۱۹ و ۳۴ و ۳۵؛ بقره، آیه ۲۳۷؛ طلاق، آیه ۶ و آیات دیگر)

خداوند خانواده را نخستین مرکز تعلیم و تربیت بشر معرفی می کند و از همسران به ویژه شوهر و پدر خانواده به عنوان مدیر اصلی خانواده و قوام آن(نساء، آیه ۳۴) می خواهد که ارزش ها و امور پسندیده را به خانواده بیاموزند و آنان را از هر گونه انحراف و کژرفتاری دور نگه دارند تا گرفتار شقاوت و بدبختی دنیا و آخرت نشوند.(تحریم، آیه ۶؛ زمر، آیه ۱۵)

تربیت خانوادگی از نظر اعتقادی و رفتاری بسیار مهم و اساسی است؛‌زیرا فرزندان و بلکه حتی همسران از یک دیگر می آموزند و تقلید می کنند. بنابراین، لازم است که اصول ایمانی به فرزندان آموخته شود و آنان را بر اساس هنجارها و ارزش های اخلاقی و انسانی پرورش داد. البته از آن جایی که تعلیم به ویژه تربیت ارزشی سخت و دشوار است و هماره با موانع جدی از درون یعنی هواهای نفسانی و وسوسه های بیرونی شیاطین انسانی و جنی مواجه است، مربیان می بایست بسیار صبور باشند و نهایت صبر و مدارا و رفق را داشته باشند تا بتوانند مسیر درست را به آنان بیاموزند و آنان را بر اساس اصول انسانی و اخلاقی پرورش دهند و از شقاوت و بدبختی دنیوی و اخروی رهایی دهند.(طه، آیه ۱۳۲؛ تحریم، آیه ۶)

این تعلیم و تربیت با امر و فرمان و عمل تربیتی و رفتارهای صحیح آموزشی همراه باشد تا بتواند تاثیر مثبت خود را به جا گذارد.(مریم، آیات ۵۴ و ۵۵) محیط خانواده می بایست محیط تقوا باشد (بقره، آیات ۲۲۳ و ۲۳۱ و ۲۳۳؛ نساء،‌آیه ۱۲۸) و رفتارهای جنسی والدین به گونه ای باشد که تاثیرات مخرب اخلاقی و هنجاری به دنبال نداشته باشد و والدین با عفت و حیا به گونه ای در لباس و پوشش و رفتارهای جنسی برخورد کنند که ضمن استفاده مناسب و خوب از فضای سالم جنسی، تاثیرات منفی بر کودکان و فرزندان نداشته باشد.(نور، آیه ۲۸)

به هر حال از آیات قرآنی به دست می آید که کانون خانواده اصلی ترین کانون خوشبختی انسان و محل آرامش و آسایش اوست و در این محیط سالم است که انسان به کمال می رسد و با تبادل کمالات و فضایل به یک دیگر و پوشاندن عیوب و نواقص و یا حتی برطرف کردن آن، زمینه دست یابی به کمال مطلق فراهم می آید. در این بین اگر فرزندان سالم و صالح تربیت شوند، چشم روشنی خانواده خواهد بود و زمینه رشد بیش تر برای والدین فراهم می آید و آنان در مقام ربوبیت و خلافت الهی نقش خود را نیز ایفا می کنند. پس خانواده نه تنها مرکز رشد و کمال آدمی، بلکه کانون تعلیم و تربیت ارزشی و هنجاری است.

انحرافات در خانواده

هر گونه انحراف در خانواده به معنای از دست رفتن یکی از مولفه های خوشبختی و سعادت فردی و جمعی در دنیا و آخرت خواهد بود. از این روست که در اسلام و آموزه های قرآنی بر مدیریت خانواده و صیانت از آن بسیار تاکید شده تا از هر گونه انحراف و یا ورود علل و عوامل انحرافی جلوگیری به عمل آید.

وقتی خانواده بر پایه عفت و حیا(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ نور، آیات ۳ و ۲۶) و سنخیت و کفویت اعتقادی و مانند آن (همان آیات و نیز بقره، آیه ۲۲۱) شکل گرفته می بایست در همین چارچوب استمرار یابد و اجازه داده نشود تا خللی در این اصول ایجاد شود. بی گمان اصولی چون صداقت، امانت، عفت، حیا، عشق و مودت و محبت سالم، عیب پوشی،‌عفو و گذشت، احسان و ایثار و مانند آن ها بنیاد خانواده را شکل می دهد و هر گونه آسیب و بحران در این حوزه ها و ابعاد به معنای ضربه به قوام خانواده است.

از نظر قرآن هر گونه رفتاری که موجب خلل و اختلال در این روند شود رفتاری غیرشرعی و ضداخلاقی دانسته شده و حتی به والدین هشدار داده می شود که در محبت و ابراز آن تبعیض روا ندارند؛ زیرا این گونه رفتارها موجب می شود تا رذایل اخلاقی چون حسادت در افراد ایجاد شود و پیامدهای مخربی چون کینه و خشم و قتل و مانند آن را به دنبال داشته باشد.(یوسف، آیات ۸ و ۹)

خیانت بزرگ ترین دشمن کانون خانواده

چنان که گفته شد، خانواده بر اساس اصول اخلاقی و هنجاری شکل می گیرد و روابط میان همسران بر بنیاد عشق، عواطف مودت آمیز و محبت آور است. هر گونه عاملی که این روابط سالم را تخریب کند به عنوان عامل انحراف شناخته و می بایست از آن پرهیز و اجتناب شود.

همسران لباس یک دیگر هستند(بقره، آیه ۱۷۷) و همان طوری که یک دیگر را می آرایند و زیباتر جلوه می دهند عیوب و نواقص یک دیگر را می پوشانند. به عنوان نمونه اگر روابط زناشویی در میان همسران نبود، فشار جنسی موجب می شود تا تعادل روحی و روانی مرد و زن از میان برود و رفتارهای زشت و نابهنجاری را از خود بروز دهند. روابط زناشویی در محیط خانواده موجب می شود تا تعادل روانی استمرار و استقرار یابد و شخص گرفتار رفتارهای زشت و نابهنجار برخاسته از فشار نیاز جنسی نشود.

یکی از مهم ترین اصول اخلاق خانوادگی، امانت است؛ همسران نسبت به یک دیگر می بایست به گونه ای عمل کنند که این اصل مخدوش نشود. وقتی پیمان زناشویی بسته شد، همه امور ایشان به ویژه ارتباط جنسی به عنوان یک امانت در دست آنان است و کسی نمی تواند روابط خارج از روابط زناشویی با دیگری برقرار کند؛ زیرا چنین عملی به عنوان خیانت محسوب می شود.

همسران نه تنها می بایست اسرار زندگی خانوادگی را حفظ و صیانت کنند و به کسی لو ندهند،‌هم چنین می بایست صیانت جنسی داشته باشند و گرفتار روابط بیرون از خانواده در این حوزه نشوند. این صیانت گاه به گونه ای باید باشد که عضو دیگری از اعضای خانواده مانند همسران دیگر یا فرزندان از اسرار آنان مطلع نشوند.(تحریم، آیات ۳ و ۴)

خیانت که نقیض امانت است، به مخالفت در برابر حق، از طریق پیمان شکنى مخفیانه گفته می شود.( مفردات الفاظ قرآن کریم،‌راغب اصفهانی، ص ۳۰۵، «خَوْن»)

پس عناصری چون مخالفت با حق و عهد شکنی مخفی دو عنصر اساسی در شکل گیری خیانت است. در حقیقت کسی که خیانت می ورزد با یک امر حقی مخالفت کرده و بر خلاف تعهدات خویش رفتار و عمل نموده است. وقتی پیمان زناشویی بسته می شود، همسران به یک دیگر قول می دهند که نیازهای جنسی خویش را در چارچوب روابط زناشویی همسران برطرف کنند و این نیازهای جنسی را از طرق دیگر پاسخ ندهند.

بی گمان وفاداری، یکی از عوامل بسیار مهم و مۆثر در دوام یک ازدواج است. وفاداری به معنای تعهد به پیمان زناشویی و خیانت نکردن به همبستگی عاطفی و جنسی مشترک است. وفاداری، بستر شکل گیری اعتماد متقابل است. در مقابلِ وفاداری، خیانت مهم ترین عامل در تضعیف اساسِ زندگی زناشویی و آسیب دیدن اعتماد فردِ مورد خیانت واقع شده است. خیانت یا پیمان شکنی، به هر شکلی از ارتباط گفته می شود که در آن یکی از زوجین یا هر دو، پا از رابطه متعهدانه ی متقابل فراتر گذاشته و به ایجاد ارتباطهایی خارج از چارچوب، با جنس مخالف سوق پیدا می کنند. خیانت جنسی، یکی از انواع پیمان شکنی است که در آن فرد به ایجاد ارتباط جنسی با فردی غیر از همسر خود می پردازد. انواع دیگر خیانت نیز وجود دارند مانند ارتباطات عاطفی فراتر از روابط دوستانه ی معمولی که می تواند از طریق تلفن، موبایل و اینترنت برقرار شود، و همچنین پورنوگرافی. با وجود گوناگونیِ انواع پیمان شکنیهای زناشویی، می توان نقطه ی مشترک همه آنها را در این جمله خلاصه کرد که ” در پیمان شکنی- به هر شکلی که باشد- صمیمیتی که باید به همسر اختصاص یابد، بدون اطلاع و رضایت وی، با فرد یا افراد دیگری تقسیم و تسهیم می شود. ”

به هر حال، وفاداری به این معناست که همسران نیازهای جنسی خود را در محیط خانوادگی برطرف کنند؛ البته مراد از نیازهای جنسی تنها جماع و نکاح نیست، بلکه شامل همه نیازهایی است که دو جنس مخالف از طرق مختلف مانند معاشقه آن را برطرف می کنند. نیازهای عاطفی و احساسی و روحی و روانی می بایست در چارچوب خانواده پاسخ داده شود و هر یک از دو طرف ملزم است که در پاسخ گویی به همه این نیازها بکوشد.

البته از آن جایی که همه انسان ها در یک سطح نیستند، گاهی می شود که همسران ناتوان از پاسخ گویی درست و مناسب به این نیازها هستند،‌در این جا باید یک کف در پاسخ گویی هماره در نظر گرفته شود؛ زیرا عدم مراعات این کف به معنای عدم کفویت همسران است که شاید بتوان گفت طلاق بهترین درمان و آخرین آن است. اگر ما سطح انتظارات را پاسخ گویی به تمام نیازهایی بدانیم که از یک روابط همسری انتظار می رود، کف این انتظارات پاسخ گویی به نیازهایی است که جنبه حیاتی تر دارند. به عنوان نمونه نیاز جنسی و نیازهای عاطفی چون محبت و مودت که آرامش و سکونت را به همسران هدیه می دهد، کف پاسخ گویی است. از این روست که در اسلام گفتن عبارات مودت آمیز چون دوستت دارم، و پاسخ گویی به نیاز جنسی به ویژه در هر چهل روز، دو اصل اساسی است که باید رعایت شود؛ زیرا این دو نیاز از اساسی ترین و اصلی نیازهایی است که زن و مرد را به تشکیل خانواده سوق داده است. البته نیازهای آسایشی و مالی نیز نقش دارد ولی در سطح این دو نیاز اصلی نیست. چنان که نیاز به فرزند داشتن یک نیاز برخاسته از تشکیل خانواده است ولی در حد آن دو نیاز نخستین قرار نمی گیرد. پس اگر خانواده ای نتواند به این دو نیاز اصلی پاسخ دهد بهتر است که در خانواده و رفتارهای آن تجدید نظر شود. اما اگر نیازهای دیگر یا پاسخ داده نشود یا کم تر پاسخ داده شود،‌در این موارد عفو و احسان و گذشت مورد تاکید قرار می گیرد؛ زیرا این ها در درجه کم تر اهمیت در تشکیل خانواده و اصول بنیادین آن است؛ زیرا بدون فرزند می توان به زندگی مشترک ادامه داد یا کمبود های اقتصادی آن چنان مانع جدی در راه خوشبختی و سعادت خانوادگی نیست.

به نظر می رسد که عامل بسیاری از خیانت ها میان همسران نیز به همان دو اصل فقدان محبت و روابط جنسی باز می گردد. برخی از آمارها نشان می دهد که بسیاری از طلاق یعنی بیش از هفتاد درصد ارتباط تنگاتنگی به مساله روابط جنسی و زناشویی دارد. البته سردی روابط زناشویی به فقدان محبت باز می گردد که آرامش و مودت را از خانواده سلب می کند. اگر خانواده بر پایه محبت و مودت شکل گرفته (روم، ایه ۲۱) سردی این روابط در حوزه روابط جنسی به سرعت خود را نشان می دهد. این گونه است که از نظر رفتاری ما فقدان روابط جنسی مناسب و سالم را به عنوان عامل اصلی شناسایی و معرفی می کنیم ولی اگر خوب دقت کنیم ریشه را می بایست در همان فقدان محبت و عشق جست و جو کرد؛ زیرا مودت و محبت میان همسران کانون گرمی را پدید می آورد که نیازهای جنسی به طور طبیعی پاسخ مناسب می یابد مگر آن که یکی از همسران مشکل و نقص جنسی داشته باشد که در آن صورت باز خانواده می تواند پایدار بماند و حفظ شود؛ زیرا قدرت مودت و محبت میان همسران این نقص و نقصیه را جبران می کند؛ اما اگر عشق و مودت نباشد و روابط جنسی به دلایل دیگر گرم باشد، می تواند به جدایی بیانجامد؛ زیرا آن چه ملات اصلی خانواده است عشق و محبت و مودت است. اگر این ملات باشد به طور طبیعی در موارد نقص و نقصیه با احسان و ایثار همسران خانواده تداوم می یابد.

بنابراین می توان گفت، عامل بسیاری از مشکلات خانوادگی را نه تنها در سردی روابط جنسی بلکه در سردی روابط عاطفی و فقدان محبت و مودت می بایست جست. در این صورت است که خیانت جنسی و مانند آن پدیدار می شود و خانواده ها از هم می پاشند.

در آموزه های قرآنی و روایات بسیاری می توان موارد را شناسایی کرد که بر عنصر اصلی مودت در روابط خانواده و عواطف و احساسات تاکید داشته و راه های تحکیم و استحکام آن را بیان کرده اند.

زمینه های خیانت

چنان که گفته شد مهم ترین عامل در تحکیم خانواده عنصر عاطفی و مودت و محبت و عشق است؛ زیرا فقدان آن می تواند به سادگی موجب خیانت خانوادگی در حوزه های جنسی و مالی و اقتصادی و مانند آن شود؛ اما عناصر دیگری نیز می تواند به عنوان بستر و زمینه ساز خیانت مطرح شود.

از مهم ترین عوامل بستر ساز خیانت می توان به نفس اماره (یوسف، آیات ۵۲ و ۵۳)، دلبستگی به فرزند(انفال، ایات ۲۷ و ۲۸)، دلبستگی به مال و ثروت دنیوی(همان)، موقعیت اجتماعی از نظر نژادی و اشرافیت و مانند(آل عمران، آیه ۷۵) اشاره کرد. این ها اموری هستند که زمینه ساز خیانت افراد به یک دیگر می شود. همین عوامل را می توان در خیانت همسران جست و جو کرد. برخی از همسران به اسباب مالی و فرزندی و نژادی به یک دیگر خیانت می کنند. بنابراین شناخت این عوامل می تواند در جلوگیری از خیانت مفید باشد. همسران می بایست توجه داشته باشند که این عوامل می تواند موجب خیانت شود پس می بایست به گونه ای رفتار و عمل کنند تا این عوامل یا شکل نگیرد یا مدیریت شود تا خیانتی را موجب نشود.

موانع خیانت

اگر موارد پیش گفته به عنوان عوامل بستر ساز خیانت می تواند زمینه ساز خیانت همسران شود، مواردی است که می تواند با تاکید بر آنها جلوی خیانت را گرفت. به عنوان نمونه تقویت حیا و عفت در افراد می تواند جلوی خیانت هسمران را بگیرد. وقتی انسان از خدا حیا داشته باشد این حیا خود عامل بازدارنده در خیانت افراد است.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸) البته برخی از افراد به سبب حیا از دیگران نه خدا از خیانت پرهیز می کنند که از نظر تاثیر در ردیف پایین تری نسبت به حیا از خدا قرار دارد.

تقوای الهی(آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶)، اعمال قدرت(همان)، رحمت و برهان الهی(یوسف، ایه ۲۴)، اعتقاد به ناکامی و شکست هر گونه تدبیر در خیانت(یوسف، آیه ۵۲)، اعتقاد به احاطه خداوند بر اعمال و اسرار نهان دل ها(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ غافر، آیه ۱۹) ، بندگی خالصانه برای خدا(یوسف، ایه ۲۴) و نیز توجه به پاداش الهی(انفال، ایات ۲۷ و ۲۸) مهم ترین عوامل بازدارنده از خیانت از جمله خیانت همسران است.

البته توجه به برخی از آثار خیانت می تواند به عنوان عامل بازدارنده و مانع از خیانت عمل کند. مثلا وقتی کسی بداند که خیانت موجب رسوایی او می شود، به خود اجازه نمی دهد تا به همسرش خیانت کرده و رسوا عام و خاص شود.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸) هم چنین خشم خدا برای کسانی که به خدا و آخرت اعتقاد دارند به عنوان یک مانع عمل می کند.(آل عمران، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲)

آثار خیانت خانوادگی

بی گمان خیانت خانوادگی میان همسران همان آثار پیش گفته را به دنبال خواهد داشت. افزون بر این آثاری مخرب دیگری بر فرد و جامعه به جا می گذارد که از نظر فردی می توان به افسردگی اشاره کرد؛ زیرا خیانت همسران، شکست و ناکامی عشقی و عاطفی را موجب می شود و شخص را دچار افسردگی و گاه خودکشی می کند.

فروپاشی خانواده و طلاق از جمله آثار خیانت خانوادگی است. همسری که به او خیانت شده باشد دیگر به خود اجازه نمی دهد تا با خائن زندگی کند و خواهان طلاق می شود.(آیات نخست سوره نور)

لعنت ابدی مردم و خداوند نیز از پیامدهای خیانت همسری است(همان) هم چنین مرگ و قتل از آثار فقهی و حقوقی خیانت همسران است که در همین آیات نخست سوره نور و آیات دیگر قرآن بیان شده است.

هر گونه روابط میان زن و مرد بیرون از روابط خانوادگی مانند رابطه مراوده به عنوان خیانت تلقی می شود و موجب زندانی شدن و یا شلاق و مرگ است.(همان آیات، و نیز یوسف، آیات ۵۲ و ۲۵)

خیانت همسران هم چنین موجب می شود تا فرزندان از نظر اعتقادی و رفتاری درست تربیت نشوند و به عنوان افراد خطر آفرین و ضد هنجار در جامعه در آیند. پدیده خیانت همسران مهم ترین عامل در افسردگی، مرگ های زود رس، قتل ناموسی، فرار فرزندان، خودکشی و افزایش بزهکاری در جامعه و مانند آن است.

روان شناسان و رفتارشناسان علوم اجتماعی و تربیتی بر این باورند که خیانت تبعات بسیار ویران کننده ای بر یک خانواده در پی دارد. اگر از بعد فردی بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم شخص خاطی دچار اضطراب شدید ناشی از ترس مداوم بر سر فاش شدن رابطه اش می شود که این اضطراب مستمر می تواند منشا بسیاری از بیماری های روانی می شود. ضمن اینکه باید تجربه تلخ عذاب وجدان و احساس گناه شدید نه تنها در قبال زوج مورد خیانت قرار گرفته، بلکه در رابطه با زیر پا گذاشتن قواعد اخلاقی فرد را در بر می گیرد. از دیگر عوارض فردی این کار می شود به وابستگی و عادت به این نوع رابطه پنهانی اشاره کرد که ممکن است فرد به آن وابسته شود و به تعبیری در آن فرو رود. همچنین از دیگر مشکلات، ابتلا به ویروس اچ آی وی و دیگر بیماری های مقاربتی است که سلامتی هر دو طرف را تهدید می کند. ضمن اینکه فرد ممکن است مجبور شود برای طرف مقابل خود هدیه خریده یا به وی به طور مستمر پول پرداخت کند که این ضرر اقتصادی این رفتار است. البته مجموعه استرس هایی که گفتم پتانسیل بالایی برای سوق دادن فرد به سمت مصرف مواد مخدر و روان گردان دارد و می تواند فرد را در نهایت به سمت اعتیاد بکشاند.

هم چنین از نظر اجتماعی، با خیانت، اعتماد بین زوجین از بین می رود و در ادامه جامعه را با خطر از دست دادن اعتماد به زندگی زناشویی خود روبرو می کند؛ چرا که خبر این گونه خیانت ها با توجه به حساسیت خاص جامعه، به سرعت دهان به دهان شده و یا در رسانه ها پخش می شود و می تواند دیگر افراد را در معرض بدبینی به همسر خود قرار دهد.

هم چنین خیانت باعث سردی روابط میان همسران و دوری از یکدیگر و نیز رواج خشونت کلامی و فیزیکی بین زوجین می شود؛ چرا که زوج خیانت دیده در خشم شدیدی از این حرکت همسر خود به سر می برد و احتمال تبدیل شدن این خشم به خشونت بسیار زیاد است. این خشونت ها می تواند به طلاق یا حتی قتل و جنایت خانوادگی از سوی هر کدام از طرفین منتهی شود. این چیزی است که آن را به کرات در صفحات روزنامه ها می خوانیم و مشاهده می کنیم که ریشه بخش قابل توجهی از قتل های خانوادگی در خیانت یکی از همسران نهفته است. از بین بردن قبح خیانت در نزد جامعه و افکار عمومی، تحمیل هزینه زیاد به دادگستری یا نظام سلامت روان جامعه به خاطر بررسی موارد خیانت و مجازات یا درمان آن، افزایش بی اعتمادی در جامعه و…، تشویق دیگران به داشتن این نوع ارتباطات پنهانی، رواج قانون شکنی، افزایش بی اعتمادی درجامعه، ترس برای ازدواج در سایر افراد جامعه یا افرادی که خیانت دیدند و شک در ازدواج مجدد از دیگر تبعات خیانت زناشویی است.

تحقیقات زیادی در این رابطه در سطح جهان انجام شده و نتایج ارزشمندی هم به دست آمده است. اما اگر بخواهیم تیتر وار به این موارد اشاره کنیم در صدر آن عدم رضایت از روابط زناشویی نشسته است که زمینه را برای خیانت و زیر پا گذاشتن تعهد ناشی از ازدواج فراهم می کند. علاوه بر این ماجراجویی و کنجکاوی، انتقام گیری از همسر به‌ویژه اگر نسبت به همسرش سوء ظن داشته باشد یا متوجه خیانت همسر نسب به خود شود، لذت جویی و تنوع طلبی و شاید هم سرگرمی و تفریح، کسب تجربه جدید در ارتباط باجنس مخالف، داشتن احساس استقلال، مورد توجه قرار گرفتن و به نوعی ابراز وجود، جبران کمبود محبت در زندگی و روابط زناشویی، غفلت(مسامحه) به‌ویژه در شروع ارتباط پنهانی، نیاز اقتصادی و مالی، تاثیر پذیری از رسانه ها و حتی چشم و هم چشمی با دیگران از ریشه های خیانت است.

نقش ماهواره ها و رسانه ها

شبکه های ذکر شده با پخش فیلم و سریال های شبانه روزی اهداف زیر را دنبال می کنند:

۱- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین

۲- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسروالبته شوهر به زن

۳- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده و مورد تهدید قرار دادن ارزش های اخلاقی و اجتماعی خانواده ها

۴- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده

۵- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم

۶- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر

۷- هویت زدایی ازمفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر

۸- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).

۹- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!

۱۰- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده

۱۱- افزایش تأثیرپذیری جنسی وخشونت درجوانان ونوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص

۱۲- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان

۱۳- بی تفاوت بار آوردن نسل جوان نسبت به مسائل جامعه

۱۴- تضعیف اعتقادات مذهبی و دینی مخاطبان

۱۵- القای تفکر جهانی زیستن و در رأس آن رواج پوچ گرایی خلقت انسان

۱۶- از بین بردن قدرت تفکر و تعمق نسبت به مسایل سیاسی،اجتماعی،اعتقادی و…

۱۷- در موضع انفعال قراردادن مخاطبین وسلب اختیار از آنان در رابطه با تصمیم گیری

۱۸- القاء خواسته های گردانندگان شبکه ها به بیننده و ایجاد شکاف میان مردم وحاکمیت وتغییر ماهیت و افکار عمومی با تبلیغات مورد نظر

۱۹- از بین بردن حجاب های اخلاقی و دینی در میان خانواده ها و نسل جوان

۲۰- ترویج خشونت وبی بند و باری و مسایل جنسی

۲۱- ازبین بردن حجب وحیا میان خانواده ها(درگذشته کودکان ونوجوانان درباره مسایل جنسی، پول، خشونت، بیماری،مرگ و… لب فرو می بستند ،اما به تدریج این نوع راز داری ها به فراموشی سپرده شد.)

۲۲- ترویج مد گرایی و ارائه مدهای آرایشی و پوششی نا بهنجار

۲۳- بزرگ نمایی نقاط ضعف و بی اهمیت جلوه دادن نقاط قوت کشورهای مورد نظرهجوم رسانه ای

۲۴- گسترش فرهنگ مصرف و عدم تمایل به اقدامات خلاقانه و ….

۲۵- تلاش برای خلق هیجانات کاذب و خلق آرمان های عوام فریبانه

۲۶- افزایش جرایم توسط نمایش تصاویر خشونت بار و نزاع و کشتار

۲۷- ارائه اخبار و اطلاعات ناروا و تحریف اخبار و شایعه پراکنی

۲۸- تهی نمودن زبان و ادبیات ملی از زیبایی های خاص خود

۲۹- تغییر و تخریب معانی و مفاهیمی همچون آزادی عقیده، آزادی بیان، حقوق بشر و …

۳۰- تلاش در جهت ترویج فرهنگ برهنگی

۳۱- آموزش و جذاب جلوه دادن تفریحات ناسالم برای جوانان