خویشاوندی با رهبران و مسئولیت های مضاعف

samamosاسلام، بهترین و کامل ترین سبک زندگی را به بشر ارایه می دهد. از این روست که مسایل اجتماعی در آن پررنگ تر است؛ زیرا انسان موجودی اجتماعی است و مسایل اجتماعی وی نیز بیش تر از مسایل فردی او می باشد، بلکه حتی مسایل فردی انسان نیز به شکلی مرتبط با مسایل اجتماعی اوست و تحت تاثیر آن شکل می گیرد؛ چرا که احساسات و عواطف انسانی که خصوصی ترین مسایل فردی و شخصی او را تشکیل می دهد، متاثر از روابط شخص با والدین، همسر و خانواده است.

از آن جایی که مسئولیت ها و نقش های اجتماعی انسان، متاثر از جامعه است و شخصیت و هویت انسانی را شکل می بخشد، نقش رهبران در جامعه نیز پررنگ تر از همه نقش های دیگر اجتماعی است. البته این نقش و در نتیجه نفوذ اجتماعی مختص به رهبران نیست،‌ بلکه دامنه آن حتی خویشاوند رهبران را نیز در بر می گیرد. از این روست که اسلام افزون بر تبیین شخصیت های رهبران و مسئولیت ها و نقش آنان در جامعه سالم ایمانی و قرآنی، به نقش و مسئولیت های خویشاوند و مرتبطان با رهبران نیز توجه ویژه داشته است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی در خصوص وظایف و مسئولیت های همسران و خویشان پیامبر(ص) به بررسی نقش و مسئولیت خویشاوندان رهبران پرداخته و دیدگاه قرآن را در این زمینه ارایه نموده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نفوذ اجتماعی رهبران و خویشاوندان آنان

انسان ها به طور طبیعی، مقلد هستند. تقلیدگرایی ذاتی و طبیعی انسان، آثار بسیار مهمی در زندگی ایشان به جا می گذارد. هر چند که بیش تر مردم از آثار منفی تقلید سخن به میان می آورند و آن را عامل بسیاری از بدبختی ها و بی خردی می شمارند؛ بلکه انتقال فرهنگ ها، سنت ها،‌دانش ها و تجربیات و مانند آن تنها از طریق تقلید انجام می گیرد. وحدت اجتماعی و بقا و داوم جامعه بر اساس اصول تقلید می باشد.

انسان ها به سبب کمال گرایی ذاتی و گریز از نقص، انسان های دیگر را الگو و سرمشق زندگی خویش قرار می دهند و از آنان تقلید می کنند؛ زیرا این دیگری یا دیگران مهم، کسانی هستند که از نظر آنان به موفقیت دست یافته اند. از نظر هر فرد انسانی، موفقیت به معنای رسیدن به کمال، دست یابی به خوشبختی و سعادت است؛ هر چند گاه انسان در تطبیق مصادیق به خطا و اشتباه می روند و موفقیت را در چیزی می یابند که سعادت و خوشبخت و یا کمال نیست؛ اما ذات کمال گرایی، موجب می شود تا تقلید از دیگران موفق، را در برنامه و سبک زندگی خود داشته باشند؛ زیرا این دیگران مهم، کسانی هستند که مسیر موفقیت و کامیابی را شناخته و به آن دست یافته اند.

در همه جوامع، رهبران اجتماعی در جایگاه اصلی دیگران مهم و انسان های موفق و کامل نشسته اند؛ زیرا اینان نخبگانی هستند که با شایستگی تمام در مسیر موفقیت و کامیابی گام برداشته و بدان دست یافته اند. همه افراد جامعه تلاش می کنند تا به مرتبه ای از مقام و منزلت ایشان نزدیک و یا دست یابند. از این روست که سبک زندگی آنان را الگو و سرمشق زندگی خویش قرار می دهند و گاه اینان در چنان جایگاهی قرار می گیرند که در اصطلاح از آنان به کاریزما یاد می شود. کاریزما به معنای فرهمندی در حقیقت عبور از دایره انسان های عادی و قرار گرفتن در جایگاه انسان خداست. متاله و خدایی شدن این افراد موجب می شود که نفوذ اجتماعی آنان در جامعه بسیار بیش تر و قوی تر از هر رهبری دیگر باشد، به گونه ای که حکومت ایشان بر جسم ها نیست بلکه بر جان ها و قلوب است؛ چنان که ابزار قدرت ایشان، خشونت و زور و حتی اقتدار و قدرت قانونی نیست، بلکه اقتدار معنوی می باشد.

در این حالت،‌ نفوذ رهبران و مقام و منزلت ایشان در اسوه بودن نیز رنگ و معنایی دیگر به خود می گیرد و بی هیچ شک و تردیدی مردم می کوشند تا سبک زندگی خود را از آنان بگیرند و خود را همانند ایشان سازند.

اگر در برخی روایات آمده است که «الناس علی دین ملوکهم؛ مردم بر دین و سبک زندگی پادشاهان و رهبران خویش می باشند»(کشف الغمّه، ج‏۲،ص‏۲۱) ؛ در حق این گروه از رهبران فرهمند می بایست گفت که مردم یک گام فراتر رفته و می کوشند تا خودشان را از همه جهات همانند و شبیه رهبران فرهمند خویش سازند و اینان در حقیقت خدایان زمینی این مردمان هستند و از این دسته رهبران به نام هایی چون سایه خدا و فرزندان خدا و مانند آن یاد می شود. از این روست که امیرمومنان(ع) در حق نفوذ بی مانند رهبران می فرماید: النّاسُ بِاُمَرائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِابائِهِمْ؛ مردم، به دولت مردان خود شبیه‏ترند تا به پدرانشان. (تحف العقول، ص۲۰۸)

پیامبر اسلام‏(ص) در تاثیر رهبران در هدایت و ضلالت امت اسلام فرمودند: «صِنفان من امّتى اذا صلحا صلحت امّتى و اذا فسدا فسدت امّتى» هر گاه دو دسته از امت من فاسد شوند همه فاسد مى‏شوند و اگر صالح شوند در همه اثر گذاشته و همه صالح مى‏شوند.

سؤال کردند: آن دو دسته کیانند؟

پیامبر فرمودند: «الفقهاء و الاُمراء؛ دانشمندان و حاکمان».( بحارالانوار، ج‏۲، ص‏۴۹)

قرآن به این نکته توجه می دهد که خویشاوندان رهبران به ویژه رهبران فرهمند، از نظر تاثیرگذاری در حد رهبران عمل می کنند، بلکه گاه رهبران به خویشاوندان و رفتارهایی آنان سنجش می شوند و ارزیابی ها از این طریق انجام می گیرد. بنابراین، رفتار خویشاوندان به ویژه همسران و فرزندان، به معنای بازتاب شخصیت رهبری قلمداد می شود و داوری ها درباره نفوذ حقیقی شخصیت رهبر، بر اساس شخصیت و رفتارهای خویشاوندان درجه یک، انجام می گیرد. از این روست که بخشی از آموزه های قرآنی به مسایل همسران و فرزندان پیامبران اختصاص یافته است.

در برخی از آیات، از زنانی چون همسر لوط و نوح (تحریم، آیه ۱۰) به عنوان خویشاوندان غیر قابل تقلید و الگوبرداری یاد می شود و در آیاتی دیگر از فرزندانی چون فرزند نوح سخن به میان می آید و در آن خویشاوندی فرزند بدکار و کافر را از نوح(ع) نفی می شود.(هود، آیه ۴۶) این نفی برای آن انجام می گیرد تا قضاوت بر اساس آن انجام نگیرد و مردم فرزند و همسر رهبری بودن را ملاک و معیار قرار ندهند.

با این همه قرآن به این گرایش طبیعی انسان در تقلید از رهبران به ویژه رهبران فرهمند در همه حوزه ها حتی همسر و فرزند توجه دارد. از این روست که در آیات سوره احزاب و سوره های دیگر، به نقش حساس، مسئولیت و وظایف ویژه همسران و فرزندان رهبر فرهمندی چون پیامبر(ص) اشاره می کند. از این آیات می توان دریافت که همسران و فرزندان رهبران اجتماعی در جامعه اسلامی از چه وی‍‍ژگی هایی می بایست برخوردار باشند.

ملاک های برتری

خداوند در آیات قرآنی، پیش از این که به شخص و نقش افراد در خانواده و جامعه توجه کند، به ارزیابی شخصیت می پردازد و جایگاه افراد را بر اساس شخصیت آنان مشخص می کند. هر چند که ارتباطاتی چون همسری و فرزندی برای افراد نوعی شخصیت اجتماعی ایجاد می کند، ولی آن چه اصل و اساسی برای داوری و ارزیابی است، نوع دیگر ارتباطات است که شخص با خداوند ایجاد می کند.

بر این اساس، ملاک های برتری هر انسانی می بایست، در ارتباط با خداوند و میزان نزدیکی و دوری از او تبیین گردد. به سخن دیگر، میزان رنگ و صبغه خدایی گرفتن(بقره، آیه ۱۳۸) یا متاله و خدایی شدن او، معیار اصلی در سنجش برتری انسان و مقام و منزلت او برای رهبری و الگو قرار دادن در جامعه است.

خداوند برای تبیین این معنا به اشکال گوناگون با بیان ملاک های فرعی می کوشد تا ملاک ها و معیارهای گوناگونی برای سنجش در اختیار افراد جامعه قرار گیرد.

در آیات گوناگون، تقوا مهم ترین ملاک برای میزان سنجش ارتباط افراد با خدا معرفی می شود؛ زیرا نخستین بروز و ظهور رنگ خدایی گرفتن انسان، پرهیز از هر آن چیزی می باشد که از نظر عقل و شرع، ناپسند و زشت دانسته شده است. براین اساس، ملاک برتری و کرامت انسان، تقوا معرفی می شود.(حجرات، آیه ۱۳)

خداوند درباره خویشاوندان رهبری جامعه، ملاک برتری و کرامت ایشان را، تقوا دانسته و بر آن تاکید ویژه کرده است.(احزاب، ایه ۳۲) بنابراین، برای شناسایی میزان ارتباط شخص با رهبری می بایست به همسری و فرزندی او توجه نکرد، ‌بلکه به میزان شباهت اخلاقی او با رهبری توجه داشت. پس هر کسی که تقوای کامل تری داشته باشد، به رهبری نزدیک تر و قابل الگوبرداری می باشد.

از دیگر راه های شناسایی که قرآن برای میزان ارتباط خویشان با رهبر معرفی می کند، ایمان(تحریم، آیات ۳ و ۴)، خضوع و قنوت در برابر خدا(همان)، عبادت و بندگی (همان)، توبه و انابه به درگاه خداوند(همان) و تسلیم در برابر خداست.(همان)

بروز و ظهور این ایمان و بندگی را می بایست در اطاعت و عمل به فرمان های خدا و پیامبر(ص)، فرمانبرداری و اطاعت خاضعانه از خدا و پیامبر(همان) و اعمال عبادی ظاهری هم چون نماز و روزه داری و مانند(همان)آن جست.

بنابراین، برای شناخت میزان درستی و راستی شخصیت خویشاوندان رهبری، جهت الگوبرداری، می بایست به دو حوزه ایمان و عمل صالح آنان توجه کرد.(تحریم، آیات ۳ و ۴؛ احزاب، آیه ۲۸ و ۳۱) پس هر کسی در ایمان و عمل صالح به کمال و تمامیت نزدیک تر باشند، در خویشاوندی واقعی و حقیقی به پیامبر(ص) نزدیک تر هستند. از این روست که خداوند هر گونه خویشاوندی واقعی را از پسر نوح نفی می کند و او را از اهل و خویشان آن حضرت (ع) خارج می داند.(هود، آیه ۴۶)

وظایف و مسئولیت های خویشان

چنان که گفته شد، انسان ها به طور طبیعی به خویشاوندان به ویژه همسران و فرزندان رهبری توجه ویژه ای مبذول می دارند. این گونه است که خویشاوندان رهبری از جایگاه خاصی برخوردار شده و مقام و منزلت و نفوذ اجتماعی خاصی نیز پیدا می کنند.

خویشاوندی با رهبران فرهمند موجب می شود تا این افراد از شخصیت و کرامت و نفوذ رهبری سود برند و دارای نفوذ و کرامتی گردند. همین معنا را می توان در باره همسران پیامبر(ص) از آیات ۳۰ تا ۳۲ سوره احزاب به دست آورد.(المیزان، ج ۱۶، ص ۳۰۸) از این روست که خداوند به همسران و خویشان پیامبر(ص) توصیه می کند تا بر اساس موقعیت و جایگاه اجتماعی خویش که از طریق نسبت با پیامبر(ص) به دست آورند، توجه داشته و برخی از مسایل را مراعات نمایند.

از مهم ترین وظایف و مسئولیت هایی که می بایست خویشاوندان رهبران به سبب وابستگی به رهبری مراعات نمایند، اموری است که مردم به آن توجه دارند؛ زیرا مردم همه رفتارها و افکار ونیات خویشاوندان رهبری را هم چون خود رهبر زیر نظر دارند. این توجه حتی گاهی اوقات تشدید می شود؛ زیرا افکار و رفتار خویشاوندان را بازتاب نفوذ شخص وشخصیت واقعی رهبری می دانند؛ چرا که اگر شخصیتی به ویژه فرهمند اگر تاثیرگذار باشد، می بایست نخست در خویشان وی تاثیر بگذارد.

برخی از دانشمندان اسلامی یکی از ملاک های تشخیص شخصیت واقعی یک عالم اسلامی را، شیوه برخورد همسر و فرزندان دانسته و بر این گفته تاکید دارند که اگر زنی به شوهرش اقتدا در نماز می کند، می توان او را عادل دانست؛ زیرا همسر نزدیک ترین شخص به این عالم است و او از همه زیر و بم همسرش آگاه است. اگر در نماز اقتدا کرد، می بایست شوهری عادل و خوب باشد و گرنه می بایست در عدالت فرد تشکیک کرد.

بنابراین، خویشاوندان نخستین ابزار تشخیص حقانیت دانسته می شود. پس لازم است که خویشان رهبری به گونه ای عمل کنند که در داوری مردم خطا و اشتباهی پدید نیاید. البته این وظایف اختصاص به خویشاوندان رهبری ندارد، اما حساسیت مردم و جامعه نسبت به خویشان رهبری موجب می شود تا تاکید خاصی صورت گیرد و از ایشان خواسته شود تا در انجام و مراعات اموری توجه بیش تر داشته باشند؛ زیرا زیر ذره بین دقیق و توجه جدی مردم می باشند و هر گونه رفتاری از نظر جامعه برجسته و بزرگ می نماید.

از این روست که خداوند از وظایف همسران پیامبر(ص) اموری چون اجتناب از خودنمایی و خودآرایی های دوران جاهلیت را بیان می کند؛ زیرا عدم تغییر در رفتار ظاهری خود بیانگر عدم نفوذ شخصیت پیامبر(ص) خواهد بود و رفتارهای جاهلی به معنای عدم تاثیرپذیری از رفتارهای قرآنی و آموزه های وحیانی است.(احزاب، ایه ۳۲ و ۳۳) بنابراین، اگر خویشان رهبری هنوز بر رفتارهای جاهلی باقی مانده باشند، جامعه ایشان را الگوی رفتاری خود قرار می دهد و تاثیرات دعوت و تبلیغ پیامبر(ص) و رهبری برای تغییر رفتاری جامعه کاهش می یابد و بلکه ابتر می ماند.

در همین رابطه اجتناب از رفتارهای تحریک آمیز جنسی به عنوان وظیفه دیگری برای خویشان رهبری، بیان می شود؛ زیرا مسایل جنسی، ریشه بسیاری از نابهنجاری های اجتماعی است. تصحیح و اصلاح رفتار جنسی به عنوان مهم ترین وظیفه مورد تاکید قرار می گیرد.(همان)

شرایط حضور خویشان در اجتماع به شدت مورد توجه است؛ از این روست که همه شرایط حضور به گونه ای بیان می شود که کم ترین تبعات سوء و بیش ترین آثار مثبت را به همراه داشته باشد. خداوند از نوع گفتار تا پوشش و محدوده و مقدار و دیگر شرایط حضور خویشاوندان رهبری را در جامعه بیان می کند؛ چرا که احتمال تقلید و نیز سوء استفاده در همه این امور وجود دارد و خویشان رهبری می بایست در این امور رفتار خود را به بهترین شکل اصلاح نمایند.

در آیات قرآنی، از حفظ عفاف و حجاب و گفتار نیکو و پسندیده گرفته تا حفظ اسرار رهبری و پرهیز از سوء استفاده دشمنان با ماندن در خانه ها سخن به میان آمده است.(احزاب، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ تحریم، آیات ۳ و ۴)

خانه نشینی همسران رهبری از آن روست که حضور ایشان در جامعه همواره با سوء استفاده هایی از سوی برخی افراد همراه خواهد بود. هر عضوی از اعضای خانواده رهبری اگر در یابد که حضور وی موجب سوء استفاده دیگران و ضربه به روابط سالم امت و امام می شود، می بایست از حضور خود در اجتماع بکاهد یا محدود یا مخفی سازد.

اطاعت از رهبری خویشاوندان در همه امور از فرایضی چون نماز و زکات(همان) گرفته تا امور اجتماعی چون حجاب و نحوه برخورد و سخن گفتن با مردمان،‌ می بایست به گونه ای باشد که ایشان الگوهای رهبری قلمداد شوند و در همان مسیری جامعه سازی رهبری انجام گیرد و در تقویت بنیان های رهبری و نفوذ اجتماعی آن موثر واقع شود.(همان)

به سخن دیگر، مجاز بودن فعالیت خویشاوندان نزدیک رهبری در فعالیت های اجتماعی و حضور و ورود آنان به این عرصه ها می بایست با رعایت تمامی ضوابط اخلاقی، اجتماعی، امنیتی و مانند آن باشد.(احزاب، ایه ۵۳ و آیات پیشین)

خطاها و اشتباهات ایشان به سبب نقش فرهمندی و الگوبرداری، همواره از سوی مردمان و امت بزرگ دیده می شود، از این رو، مجازات دنیوی و اخروی نسبت به رفتارهای آنان نیز تشدید می شود. از این روست که هر گونه خطای فاحش، تمرد از رهبری، افشای اسرار خانوادگی یا مربوط به نظام اسلامی، با تشدید مجازات در دنیا مانند طلاق و در آخرت به عنوان گناه بزرگ با آتش دوزخ مواجه خواهد بود. .(احزاب، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ تحریم، آیات ۳ و ۴)

خداوند در آیه ۲۸ سوره احزاب حتی مناسب دانسته که خویشاوندان رهبری از امکانات رفاهی و تزیینات مادی دنیوی نسبت به توده های مردم محروم باشند؛ زیرا گرایش به مادیات و ظواهر دنیوی از سوی خویشان رهبری، خود مهم ترین عامل برای مسابقه امت برای کسب مادیات و فراموشی آخرت می شود. اگر شاهزادگان از درخت مادیات میوه ای بر گیرند، امت به پیروی از ایشان درخت مادیات را در خانه دل خویش بکارند و خدا را فراموش کنند. اگر بهره مندی از دنیا در حد متعادل برای توده های مردم خوب است، برای خویشاوندان رهبری بد است.(نگاه کنید: المیزان، ج ۱۶، ص ۳۰۷، ذیل آیه ۲۸ سوره احزاب)

خداوند در آیات ۲۸ و ۲۹ سوره احزاب به همسران پیامبر(ص) این اختیار را می دهد تا میان زندگی ساده و بدون تجملات یا طلاق یکی را بر گزینند؛ زیرا انتساب به رهبری اجازه نمی دهد تا در این موقعیت از زندگی رفاهی و تجملاتی برخوردار باشند و هر گونه گرایش به تجملات و خروج از ساده زیستی از سوی آنان در حقیقت مخالف با رهبری و خروج از دایره اطاعت از آن است.

کاخ نشینی و رفتارهای زشت و زننده جاهلی و گرایش به نابهنجاری ها و زشتکاری ها، در خور و شان خویشان رهبری نیست؛ بنابراین اگر اصلاح را نمی پذیرند از رهبری می بایست جدا شوند. پس اگر همسر هستند با طلاق و اگر فرزند هستند با اعلام جدایی چون فرزند نوح از اهل و اهلیت خویشی با رهبری این معنا به ملت فهمانده شود.

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از مسئولیت های خویشاوندی با رهبری به ویژه رهبری دینی است. البته این رهبری اختصاص به رهبری کلان ندارد، بلکه هر کسی در هر جامعه کوچک چون روستا از مقام رهبری دینی و یا مردمی برخوردار می باشد، می بایست این نکات را رعایت کند و خویشان رهبری مانند عالمی در روستا می بایست همواره خود را به عنوان الگو در جامعه بشناسند و رفتاری در خور و شایسته رهبری داشته باشند.