خودکفایی، آیین مسلمانی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

خودکفایی و استقلال جامع در همه حوزه ها، بر اساس آموزه های قرآنی، آیین مسلمانی است. بنابراین، هر مسلمان و جامعه اسلامی می بایست تلاش کند تا بر پای خودش بیایستد و بر دیگران و بیگانگان تکیه نکند. نویسنده با مراجعه به آموزه های قرانی ، به این امر پرداخته است. با هم آن را از می گذرانیم.

خودکفایی و استقلال، آیین مسلمانی

خداوند در آیات قرآنی بر استقلال همه جانبه امت اسلام از جوامع دیگر تاکید می کند. برخی از آیات به صراحت هر گونه وابستگی به ویژه در حوزه اقتصادی را مردود شمرده و از امت اسلام خواسته تا به گونه ای اقتصاد جامعه را بنیاد گذاشته و استوار سازند که نیازی به بیگانگان وجود نداشته باشد؛ زیرا اقتصاد قوام جامعه است(نساء، آیه ۵) و همانند ستون میانی چادر و خیمه عمل می کند. پس اگر اقتصادی خودکفا و مستقل وجود نداشته باشد، جامعه فاقد ستون اصلی و میانی خواهد بود و توان ایستادگی و مقاومت نخواهد داشت.

خداوند با تمثلی در آیه ۲۹ سوره فتح وضعیت مسلمانی و جامعه اسلامی را همانند گیاهی دانسته که بر ساق خود استوار است و به جایی تکیه ندارد. خداوند می فرماید: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا؛ محمد پیامبر خدا ، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با، یکدیگر مهربان آنان را بینی که رکوع می کنند ، به سجده می آیند و جویای فضل و خشنودی خدا هستند نشانشان اثر سجده ای است که بر چهره آنهاست این است وصفشان در تورات و در انجیل ، که چون کشته ای هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهای خود بایستد و کشاورزان را به شگفتی وادارد، تا آنجا که کافران را به خشم آورد خدا از میان آنها کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند به آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.

در این آیه خداوند می فرماید امت اسلام، امتی است که با خودشان مهربان و نسبت به دشمنان سخت گیر هستند. اهل عبادت و بندگی بوده و آثار سجود در پیشانی آنان دیده می شود. هم چنین آنان همانند گیاهی هستند که جوان و محکم روی پای خود ایستاده اند و تکیه ای به کسی و چیزی ندارند.

در این عبارت آیین مسلمانی توضیح داده شده که شامل امور زیر است: همراهی با پیامبر(ص)، شدت و سخت گیری نسبت به کفار، مهربانی نسبت به یک دیگر، اهل رکوع و سجود دایمی و اقامه نماز، جست و جوگر فضل و ثواب خداوندی و رضوان و خشنودی الهی، دارندگان چهره و سیمای اهل عبادت و آثار و نشانه سجده های بسیار، مفید چون گیاه، هماره در حال رشد و جوانی، استحکام داخلی، استواری بیرونی، موجب شادمانی خداوند و پیامبر(ص) به عنوان کشاورز و زارع، موجب خشم دشمنان.

در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه آمده است: در آیه شریفه خداى فرزانه در قالب این مثال به وصف پیامبر و ایمان‏آوردگان پرداخته که منظور از کِشت و زراعت وجود گرانمایه پیامبر است و جوانه‏ها یاران فداکار و پراخلاص آن حضرت که بر گرد خورشید وجود او هستند. آنان در آغاز طلوع اسلام ناتوان و بى‏یار و یاور بودند، همان گونه که هر نهال و زراعتى در آغاز ضعیف است و آن گاه به تدریج قوت و توان مى‏یابد و رشد مى‏کند، مردم توحیدگرا و با ایمان نیز دست یارى بر دست یکدیگر نهادند و رفته رفته با ایمان و اخلاص و خودسازى و پروا و دانش و بینش و مدیریت درست، به قدرتى شکست‏ناپذیر تبدیل شده و بر کارها تسلط یافتند.

علامه طباطبایی نیز می نویسد: «شطا»ی گیاه، به معناى آن جوانه‏هایى است که از خود گیاه به وجود مى‏آید و در اطراف ساق و ریشه ها و کنارهای آن مى‏روید، و کلمه «ایزار» که مصدر« ازره» است، به معناى اعانت و یارى است؛ و کلمه«استغلاظ» به معناى رو به غلظت نهادن و سفت و محکم شدن است؛ و کلمه «سوق» جمع«ساق» است؛ و کلمه « زراع» جمع « زارع» به معنای کشاورز است.

و معناى آیه این است که: مثل مؤمنین مثل زراعت و گیاهى است که از کثرت برکت جوانه‏هایى هم در پیرامون خود رویانده باشد، و آن را کمک کند تا آن نیز قوى و غلیظ شده، مستقلا روى پاى خود بایستد، بطورى که برزگران از خوبى رشد آن به شگفت درآمده باشند.

مفسران تفسیر نمونه نیز می افزایند: در توصیف دوم که در انجیل آمده نیز پنج وصف عمده براى مؤ منان و یاران محمد (ص ) ذکر شده است: جوانه زدن ، کمک کردن براى پرورش، محکم شدن ، بر پاى خود ایستادن، و نمو چشمگیر اعجاب انگیز.

در حقیقت اوصافى که در تورات براى آنها ذکر شده اوصافى است که ابعاد وجود آنها را از نظر عواطف و اهداف و اعمال و صورت ظاهر بیان مى کند و اما اوصافى که در انجیل آمده بیانگر حرکت و نمو و رشد آنها در جنبه هاى مختلف است. آرى آنها انسانهائى هستند با صفات والا که آنى از«حرکت » باز نمى ایستند، همواره جوانه مى زنند، و جوانه ها پرورش مى یابد و بارور مى شود. همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر مى دهند و روز به روز خیل تازه اى بر جامعه اسلامى مى افزایند.

آرى آنها هرگز از پاى نمى نشینند و دائما رو به جلو حرکت مى کنند، در عین عابد بودن مجاهدند، و در عین جهاد عابدند، ظاهرى آراسته ، باطنى پیراسته ، عواطفى نیرومند، و نیاتى پاک دارند، در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدایند، و در برابر دوستان حق نمایانگر لطف و رحمت او.

سپس در دنباله آیه مى افزاید: این اوصاف عالى ، این نمو و رشد سریع ، و این حرکت پربرکت ، به همان اندازه که دوستان را به شوق و نشاط مى آورد سبب خشم کفار مى شود.(تفسیر نمونه ذیل آیه)

در این آیه به صراحت با عباراتی چون «فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ » از جامعه اسلامى خواسته شده تا به عنوان آیین مسلمانی به استقلال و خودکفایی برسند. پس از آیین مسلمانی یکی این است که جامعه و امت اسلامی باید خودکفا، مستحکم و مستقل باشد و روى پاى خود بایستد و هیچ نیازی به دشمنان نداشته باشد، بلکه باید چنان در حالت سرزندگی و جوانی و کوشش و تلاش و رشد و نمو باشد و از همه جهات مستقل و خودکفا که دشمنان را به خشم آورد و موجبات نومیدی آنان را فراهم آورد؛ به طوری که اگر تحریم کردن نه تنها اندوهگین نشود، بلکه آن را عامل برای افزایش قدرت و رشد و شکوفایی خود بداند و گمان نبرد که با تحریم اقتصادی، اقتصادش فرو می پاشد و جامعه بی ستون قوام بخشی به نام اقتصاد خواهد ماند.

خداوند در آیه ۲۸ خواستار قطع رابطه اقتصادی با دشمنان اسلام و مسلمانان می شود که از آیین مسلمانی است که با دشمنان قطع ارتباط کنید. سپس به مسلمانان نسبت به تحریم اقتصادی و قطع رابطه با دشمنان دلگرمی می دهد و می فرماید که اگر رابطه اقتصادی با دشمنان قطع شود شما ضرر و زیانی نخواهد کرد؛ زیرا خداوند از فضل خویش شما کمک می کند و مشکلات اقتصادی شما را حل و فصل می کند؛ چنان که می فرماید: وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ و اگر در این قطع رابطه‏ از فقر بیمناکید، پس به زودى خدا- اگر بخواهد- شما را به فضل خویش بى‏نیاز مى‏گرداند، که خدا داناى حکیم است. (توبه،‌ آیه ۲۸)

این که خداوند در این آیه و آیات دیگر خواستار استقلال همه جانبه به ویژه اقتصادی است، از آن روست که اقتصاد قوام بخش جامعه و ستون آن است؛ و استقلال و خودکفایی به معنای استقلال در زمینه های دیگر نیز خواهد بود؛ اما وابستگی اقتصادی موجب می شود تا جامعه فاقد ستون اصلی باشد و نتواند بر ساق خود استوار و محکم بیایستد و هماره نیازمند تکیه گاهی است که نمی توان به آن اعتماد کرد؛ زیرا جز خداوند هیچ کسی تکیه گاه عزت آفرین نیست، بلکه موجب ذلت جامعه و امت می شود.

این خودکفایی و استقلال اقتصادی است که زمینه و بستر استقلال سیاسی و نظامی را فراهم می آورد؛ زیرا اگر جامعه اسلامی بخواهد دارای استقلال سیاسی باشد باید از توان نظامی نیز برخوردار باشد و وابستگی به دیگران نداشته و یا اجازه ندهد تا دیگران بر آنان سلطه یافته و چیره گردند. این گونه است که اگر بخواهیم به مفاد آیه ۶۰ سوره انفال عمل کنیم و در حد استطاعت از نفرات و تجهیزات جنگی و دفاعی برخوردار باشیم باید استقلال اقتصادی داشته و بتوانیم همه قوت و توان نظامی را از این راه به دست آوریم.

پس از آن جایی که استقلال سیاسی و نظامی در گرو و مرهون استقلال اقتصادی است، لازم است تا به عنوان امت اسلام و یک هویت مستقل در عرصه جامعه جهانی و در میان امت های دیگر، از استقلال اقتصادی برخوردار بوده و از هر گونه وابستگی اقتصادی رهایی یافته و بر پا و ساق خود استوار بوده و تکیه و اعتمادی به دیگران نداشته باشیم؛ چرا که خداوند در آیه ۵ سوره نساء و به صراحت و روشنی کامل در آیه ۲۸ سوره توبه بیان می کند که وابستگی اقتصادی مهم ترین عامل وابستگی جامعه به بیگانگان خواهد بود؛ از همین روست که در توصیف مسلمانی و آیین آن در آیه ۲۹ سوره فتح می فرماید که خودکفایی و استقلال و اعتماد بر خود و برپای خود ایستادن، از آیین مسلمانی است.

راه های دست یابی به خودکفایی

اگر بخواهیم به خودکفایی و استقلال اقتصادی برسیم باید اصول و قواعدی را مراعات کنیم. در این جا به برخی از مهم ترین اصول و راه های دست یابی به استقلال و خودکفایی اقتصادی اشاره می شود:

  1. کار : شکی نیست که اصل اولی در تولید اقتصادی کار است. از این روست که در آیات قرآنی بر این اصل اساسی و مهم تاکید شده است.(نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، ایه ۷۳؛ روم، آیه ۴۶؛ مزمل، آیه ۲۰ و آیات دیگر) انسان در زندگی دنیوی هر آن چه بکارد در آخرت درو می کند؛ از همین روست که باید عامل خود باشد تا بهشتی غنی و آخرتی سعادتمند داشته باشد. اصولا انسان در زمین آمده تا با کار در آن بتواند خود و جهان را بسازد و آخرت خویش را تامین نماید.(هود، آیه ۶۱) از آیات قرآنی به دست می آید که امت اسلام اگر بخواهد به امر خودکفایی و استقلال واقعی دست یابد، باید مجاهدت و تلاش کند و تنها به کار عادی بسنده نکند.
  2. توزیع درست منابع و ثروت: البته کار نیازمند منابع و ثروت است که آن نیز به وفور در زمین به اشکال گوناگون وجود دارد. آب و خاک و هوا و معادن و کانی ها و مانند آن ها همه از منابع ثروت و اقتصاد است که اگر به درستی توزیع و در اختیار همگان قرار گیرد، اقتصاد جامعه شکل مناسب به خود می گیرد و امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی و همه جانبه برای جامعه فراهم می آید. خداوند در آیات قرآنی یکی از اصول اساسی اسلام و مسلمانی را توزیع عادلانه ثروت دانسته و بر توزیع و گردش سالم اقتصاد در همه حوزه ها از جمله منابع و ثروت ملی تاکید کرده است. از جمله مهم ترین ایه در این زمینه می توان به آیه ۷ سوره حشر اشاره کرد.
  3. اعتدال در مصرف: شاید یکی از مهم ترین عوامل موثر در استقلال و خودکفایی اقتصادی طریق درست مصرف کردن است؛ زیرا در هر نقطه ای از جغرافیای زمین زندگی کنیم، نیازهای انسانی در حد مورد نیاز فراهم است؛ اما به علت اسراف و تبذیر یعنی افراط در مصرف و بدتر از آن ریخت و پاش و استفاده نادرست و دور ریز محصولات و فراورده های اقتصادی، خود و جامعه را گرفتار مشکل اقتصادی می کنیم. از همین روست که در آیات قرآنی از هر گونه اسراف حتی در نوشیدن نوشیدنی هایی چون آب تاکید شده (اعراف، آیه ۳۱ ) و از تبذیر و ریخت و پاش نهی شده است.(انعام، آیه ۱۴۱)
  4. قناعت: البته می توان از اصل پیشین این معنا را نیز به دست آورد؛ اما از آن جایی که قناعت به معنای بسنده کردن به آن چه در اختیار است، می توان گفت که این نیز یک اصل مهم در آیین مسلمانی است در حوزه رفتار اقتصادی است. این که انسان به آن چه دارد قناعت کند و با تعفف و عفت مداری و عزت محوری اجازه ندهد تا برای وضعیت بهتر دست به سوی دیگران دراز کند. به قول حضرت سلمان فارسی علیه الرحمه، اگر به همان غذای موجود قناعت می شد، آفتابه به گرو نمی رفت. بسیاری از مشکلات اقتصادی که در خانوارها پدید می آید به سبب عدم توجه به این اصل مهم اقتصادی است؛ زیرا کسی که اهل قناعت باشد و به داشته های اندک خود بسنده کند دیگر هرگز دست ذلت و خواری به سوی دیگری دراز نمی کند و زیر بار قرض و وام و ربا و مانند آن نخواهد رفت.
  5. عدالت و اجتناب از بی عدالتی و ظلم اقتصادی: از دیگر مواردی که مانع جدی در برابر اقتصاد مقاومتی و خودکفایی و استقلال اقتصادی است، کم فروشی، گران فروشی، اختلاس، ویژه خواری و رانت خواری و مانند آن هاست که همه به عنوان ظلم اقتصادی و بی عدالتی اقتصادی مطرح است. آیات بسیاری از قرآن به این مساله پرداخته است؛ زیرا جوامعی چون جامعه شعیب به سبب همین ظلم اقتصادی فروپاشیده و دچار مصیبت نابودی و هلاکت جمعی شده است.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۸؛ شعراء، آیه ۱۸۳ و آیات دیگر)
  6. اجتناب از اقتصاد ربوی و مانند آن: از آیین مسلمانی در حوزه اقتصادی اجتناب از هر گونه روش ها و راه هایی است که به ظاهر اقتصادی است ولی در عمل و بلند مدت ضد اقتصادی خواهد بود و آثار و تبعات آن به جای رشد و بهره وری اقتصادی و پیشرفت و توسعه و تولید و کار، موجب بی کاری و دامن زدن به اقتصاد انگلی و وابسته و بیمار می شود. اقتصاد ربوی از جمله اقتصادهایی است که به عنوان اقتصاد بیمار و فاقد توان ایستادگی و مقاومت بر پای خود و عامل فروپاشی جامعه معرفی شده و به عنوان جنگ با خود بیان شده است.(بقره، ایات ۲۷۵ تا ۲۷۹؛ روم، آیه ۳۹)
  7. استفاده از تولید داخلی: از آیه ۲۸ سوره توبه این اصل استفاده می شود که یکی از راه های رسیدن به خودکفایی ، عدم وابستگی اقتصادی به بیگانگان و تکیه بر محصولات داخلی است. خداوند می فرماید که اگر جامعه اسلامی از وابستگی اقتصادی به بیگانگان به ویژه دشمنان رها شود و به تولیدات و محصولات داخلی تکیه کند، خداوند به فضل خویش جامعه اسلامی را به حدی از خودکفایی و استقلال اقتصادی می رساند که هیچ نیازی به بیگانه و تولیدات بیگانگان نداشته باشد و سربار دیگران نشود.
  8. مدیریت عالمانه و متعهدانه : از دیگر عوامل موثر در صحنه اقتصادی، مدیریت عالمانه و متعهدانه است. خداوند در آیات ۵۴ و ۵۵ سوره یوسف به این امر در مدیریت اقتصادی به ویژه برای عبور از بحران توجه می دهد. از آیه ۲۶ سوره قصص نیز این معنا قابل استنباط است. تعهد بی تخصص و تخصص به تعهد نمی تواند مفید باشد. بنابراین در راس امور اقتصادی کسانی باید قرار گیرند که دارای چنین جامعیتی باشند؛ زیرا متخصص بی تعهد سرمایه ملی را تباه کرده و با اختلاس و ویژه خواری و مانند آن از مسیر عدالت خارج می شود و عالمانه به اقتصاد جامعه ضربه می زند، هم چنین متعهد غیر متخصص نیز جاهلانه با برخی از تصمیم گیری های نادرست خود اقتصاد را فرو می پاشاند.

آن چه بیان شد تنها برخی از اصول و آیین مسلمانی در حوزه عمل و کار اقتصادی است. به هر حال، اگر به آیین مسلمانی عمل کنیم باید اقتصادی را ایجاد کنیم که بر پای خودش بیایستد و هماره چون گیاهی با طراوت و جوان و در حال رشد و نمو باشد. چنین شرایطی تنها با فضل الهی و توجه به اصول و قواعدی شدنی است که در آیات قرآنی به عنوان اصول و آیین مسلمانی مطرح و بیان شده است.