خودکامگی دولتمردان مانع پیشرفت

کار

بسم الله الرحمن الرحیم

آسیب شناسی و شناسایی موانع پیشرفت اسلامی لازم تحقق بخشی به تمدن نوین اسلامی است. از مهم ترین موانع پیشرفت اسلامی می توان به استبداد و خودکامگی دولتمردان اشاره کرد که امکان بروز و ظهور افکار و اندیشه های جدید، روش ها و شیوه های نوین، ابتکارات را به افراد جامعه نمی دهد و شرایط را به گونه در می آورد که امکان نقد و تبیین سره از ناسره فراهم نمی شود و فرصت شناخت راهکارها و به کارگیری آن از دست می رود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا نقش خودکامگی دولتمردان را به عنوان یک مانع جدی در سر راه پیشرفت اسلامی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

پیشرفت در سایه گفتمان اسلامی

هر جامعه ای بر آن است تا وضعیت خویش را بیش از پیش بهبود بخشد و امروزش از دیروزش بهتر باشد؛ زیرا عدم تغییر در جهات مثبت و عدم پیشرفت به معنای عقب ماندگی و سلطه جوامع دیگری است که به پیشرفت روز افزون دست می یابد. اگر جامعه ای در حالت سکون باشد و رکود همه ابعاد آن را در بر گیرد، به سرعت دچار بحران ناکارآمدی شده و توان بقا و استقامت را از دست داده و در تقابل با فشارهای درونی و بیرونی می شکند و فرومی پاشد. بنابراین، بر هر جامعه ای است در هر عرصه ای به پیشرفت و افزایش توش و توان خود بیاندیشد و برنامه ریزی داشته باشد.

پیشرفت در سایه گفتمان انقلاب اسلامی دارای الگوی خاصی است که باید آن را شناخت و از آن پیروی کرد. مهم ترین شاخص های الگوی پیشرفت در یک جامعه اسلامی عبارتند از:

  1. عدالت قسطی: مهم ترین شاخصه برای جامعه اسلامی، تحقق عدالت قسطی و قیام همگانی برای عدالت قسطی است؛ زیرا عدالت قسطی فلسفه بعثت پیامبران است تا همگی از فضای مناسب برای تعالی معنوی سود برند و بندگی خدا نموده و به تقوا و یقین و مظهریت در ربوبیت دست یابند.(حدید، آیه ۲۵؛ بقره، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۷۹ و آیات دیگر) البته خداوند به مومنان هشدار می دهد که عدالت قسطی در جامعه ایمانی باید از هر جایی دیگر نمود بیش تری داشته باشد. باید برخورداری از عدالت همه اقشار را در بر گیرد و همگی بسیار قوی و محکم در امر عدالت قسطی ورود کرده و به آن عمل نمایند. از همین روست که بر اصطلاح «قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ » در قالب: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ تاکید می کند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ و نیز مائده، آیه ۸)
  2. گردش سالم ثروت: مهم ترین شاخص در یک جامعه اسلامی، گردش سالم ثروت است. به این معنا که همگی از ثروت و انفال جامعه سود می برند و ثروت تنها در دست یک گروه و قشر نیست بلکه در جریان سالم در همه اقشار اجتماعی می گردد. از همین رو، دور از اقتصاد ربوی عمل کرده و اگر بخشی نیازمند باشند به ابزارهایی چون انفاق و انفال و وام نیک و قرض الحسنه و هبه و مانند آن نیازهایشان برطرف می شود بی آن که فشاری بر آنان تحمیل شود.(انفال، آیه ۱؛ حشر، ایه ۷؛ بقره، آیات ۱۷۷ و ۲۱۵ و ۲۷۵ تا ۲۷۸ ؛ روم، آیه ۳۹؛ و آیات دیگر)
  3. توزیع عادلانه و اعتدال در مصرف: از مهم ترین شاخص های پیشرفت تمدنی، توزیع عادلانه ثروت است. این توزیع عادلانه باید با اعتدال در مصرف بدون اسراف و تبذیر همراه باشد تا ثروت جامعه به جای حیف و میل شدن در بخش تولید و افزایش ثروت به کار گرفته شود.(حشر، آیه ۷؛ انفال، آیه ۱؛ انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱؛ اسراء، آیه ۲۶؛ فرقان، آیه ۷۶)

در آیات قرآنی شاخص های دیگری نیز بیان شده که در این جا از بیان آن ها خودداری می شود.

اهم لوازم پیشرفت اسلامی

همان طوری که شاخص ها و معیارهای پیشرفت اسلامی تبیین شد، ضروری است تا برخی از مهم ترین لوازم پیشرفت نیز بر اساس آموزه های اسلامی و قرآنی دانسته شود. مهم ترین لوازم پیشرفت عبارتند از:

  1. گفتمان سازی بر اساس اصول اسلامی: شناخت اصول اساسی اسلام و تبدیل آن به عنوان یک معیار سنجش و ارزیابی مهم ترین گامی است که باید برای رسیدن به پیشرفت و تمدن نوین اسلامی مد نظر قرار گیرد.(جن، آیه ۱۶)
  2. استقامت بر اصول اساسی اسلام: پس از شناخت اصول اسلامی، لازم است تا جامعه بر باورها و اعتقادات خویش در این زمینه استقامت ورزد و عقب نشینی نکند؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن میان پیشرفت و استقامت بر اصول اساسی اسلام به عنوان معیار و شاخص حق تلازم است.(جن، آیه ۱۶) در این آیه با تاکید بر «الطّریقه» یعنی همان طریق اسلام و ایمان بیان می شود که دست یابی به «ماء غدقاً» در سایه باور به آن و استقامت ورزی در این راه شدنی است. البته «ماء غدقاً» مثالی براى پیشرفت و توسعه در رزق و روزى است.(مجمع‌البیان؛ المیزان، ذیل‌آیه) بنابراین، دست یابی به لوازم ابتدایی پیشرفت و توسعه اقتصادی در جامعه و افزایش آن، پای بندی و استقامت ورزی بر طریقت اسلام و اصول اساسی آن است.
  3. امنیت و آرامش جامعه: بی گمان جامعه ای که گرفتار نا امنی است، امکان سرمایه گذاری در آن وجود ندارد و مردم بیش از آن که در اندیشه پیشرفت باشند در اندیشه حفظ و صیانت از جان و عرض خویش هستند. بنابراین، دست یابی به پیشرفت و تمدن نوین اسلامی مرهون تحقق امنیت و آرامش در جامعه است تا امکان سرمایه گذاری در شرایط بی خطر یا کم خطر فراهم آید و مردم منابع و سرمایه های مادی و معنوی خود را به کار اندازند.(بقره، آیه ۱۲۶؛ نحل، آیه ۱۱۲)
  4. ایمان : جامعه ای که ایمان به حق و حقانیت نداشته باشد و نخواهد در مسیر و صراط مستقیم حق گام بردارد، هرگز به پیشرفت و توسعه پایدار دست نمی یابد و به همان سرعتی که رشد می کند به سبب رشد و توسعه بادکنکی و حبابی می ترکد و فرو می پاشد. از این روست که خداوند با عبارت «تمتع» یعنی بهره مندی مقطعی به این ناپایداری در این جوامع اشاره می کند.(توبه، آیه ۶۹؛ هود، آیه ۶۵؛ ابراهیم، آیه ۳۰؛ حجر، آیه ۳ و ایات دیگر) از نظر قرآن پیشرفت پایدار لازمه ایمان است.(اعراف، آیه ۹۶)
  5. پایبندى به تعالیم خدا و آموزه های شریعت: پایبندى و عمل به تعالیم الهى از اسباب بهره‌مندى از توسعه اقتصادى و پیشرفت و توسعه پایدار است. بنابراین، جامعه ای که بر خلاف تعالیم و آموزه های وحیانی اسلام و شریعت عمل می کنند نباید انتظار داشته باشند تا به توسعه پایدار و پیشرفت اسلامی دست یابند. بر اساس آیات قرآنی حتی تبعیض در امر عمل به آموزه ها و نادیده گرفتن اموری چون هنجارهای اجتماعی از جمله حجاب و بی تقوایی موجب می شود تا جامعه از پیشرفت و رشد برخوردار نشود.(مائده، آیه ۶۶ و آیات دیگر)
  6. تقوا: رعایت تقواى الهى از عوامل دست‌یابى جوامع به پیشرفت، رشد و توسعه اقتصادى و بهره مندی از برکات الهی در ابعاد گوناگون است.(اعراف، ایه ۹۶؛ طلاق، آیات ۲ و ۳) بنابراین، اگر جامعه ای گرفتار بی تقوایی و هنجار شکنی شود گمان نکند به پیشرفت و رشد اقتصادی دست می یابد. جامعه اسلامی به سبب گرایش به نابهنجاری چون بی عفتی، شراب خواری، نزول خواری و رباخواری، بی یا بدحجابی و مانند آن ها ، هرگز به پیشرفت و رشد اقتصادی دست نمی یابند؛ زیرا خداوند مسلمانانی که به نابهنجاری گرایش می یابند زودتر و سریع تر عذاب می کند و آنان را تنبیه کرده و اجازه نمی دهد تا رنگ خوشی و شادی را ببیند. راه های برونرفت از مشکلات و فشارها و تحریم تنها برای جامعه اسلامی است که بر تقوا و هنجارها و ارزش ها تاکید داشته و بر آن عمل کند و در مقام عزم تردید نکند.(همان)

خودکامگی و استبداد مانع پیشرفت تمدنی

با توجه به آن چه بیان شد شاخص ها و لوازم پیشرفت تمدنی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین و روشن شد. البته در این مطالب، می توان موانع پیشرفت را نیز شناخت و بر اساس آن جامعه اسلامی و کارکردهای نظام اسلامی را ارزیابی و آسیب شناسی کرد.

اما آن چه کم تر مورد توجه در مساله پیشرفت و تمدن سازی بر اساس مدل اسلامی بوده است، مساله نقش دولتمردان و رهبران جامعه به عنوان عامل و مانع پیشرفت تمدنی است.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، به نقش مثبت و منفی دولتمردان و رهبران توجه ویژه شده است؛ زیرا مردم تابع دولتمردان و رهبران خود هستند و پیشرفت و عقب ماندگی جامعه در گرو عملکرد آنان است. از مهم ترین موانع پیشرفت در جامعه باید به خودکامگی و استبداد دولتمردان اشاره کرد؛ زیرا آنان همانطوری که فرصت ساز هستند می توانند فرصت سوز باشند.

خودکامگی دولتمردان به عنوان مهم ترین آسیب و مانع جدی در سر راه پیشرفت خود را در ابعاد گوناگون نشان می دهد. برخی از این آثار خودکامگی عبارتند از:

  1. ایجاد ترس و خفقان در جامعه: خودکامگی و استبداد دولتمردان موجب می شود تا در جامعه ترس و خفقان حاکم شود و کسی جرات نداشته باشد به نقد عملکرد دولت و نظام بپردازد، در حالی که نظارت بر عملکرد دولتمردان بر اساس گفتمان اسلامی، حق طبیعی آنان است. از نظر قرآن از وظایف جامعه اسلامی، بر اساس ولایت متقابل، نظارت دو سویه امت و امام است. به این معنا که امام همان طوری که مسئول در برابر خداوند است در برابر خلق نیز مسئول است و باید پاسخ گو باشد، هم چنان که امت باید در برابر خدا و دولت پاسخ گوی عملکرد خود باشد. اما وقتی دولتمردان با ایجاد ترس در جامعه اجازه نظارت و نقد عملکرد نمی دهند نمی توان امید داشت تا نواقص فعالیت ها و عمکرد دولت در زمینه تصمیم گیری و تصمیم سازی و سیاست گزاری و برنامه ریزی و عملیات مورد ارزیابی و تحلیل دقیق قرار گیرد و این گونه است که خفقان موجب می شود تا روز به روز دولت و عملکرد آنان با گفتمان پیشرفت اسلامی زوایه گرفته و در یک مسیر تقابل صد و هشتاد درجه ای قرار گیرد. اگر مردم به سبب ترس از مواخذه و محاکمه و اهانت و توهین از سوی مسئولان نتوانند به نقد عملکرد دولت بپردازند ، خفقان بر جامعه حاکم خواهد و کسی قدرت نظارت و مواخذه عمکرد دولت را نخواهد یافت. این گونه است که پیشرفتی تحقق نخواهد یافت. از نظر قرآن اصولا دولت هایی به این رویه گرایش می یابند که از ساختار گفتمانی استکباری برخوردار باشند. دولت های استکباری به سبب کبر و خودبرتربینی دیگران را نادان، کم خرد، بی بصیرت، بی دانش، و مانند آن ها دانسته و اجازه سخن گویی و نقد نمی دهند.(یونس، آیه ۸۳) دولت های استکباری هماره از حد عدالت و اعتدال بر خلاف شعاری که می دهند عبور کرده و به اسراف و زیاده روی رو می آورند و خودبرتربینی به آنان اجازه نمی دهد تا کسی را برتر ببیند و به سخن دلسوزانه اش گوش دهند. علو و در کنار اسراف از ویژگی هایی چنین دولت ها و دولتمردانی است که در همین آیه مورد تاکید قرار گرفته است.
  2. ایجاد نظام طبقاتی: اصولا دولت های خودکامه و مستکبر حتی در قالب و نام اسلامی، براساس گفتمان علو و اسراف و کبر و تکبری که در آنان است، به ایجاد نظام طبقاتی رو می آورند و ملت را به اقشار مختلف و طبقاتی دسته بندی می کنند که امروزه به عنوان شهروندان درجه یک تا درجه سه دسته بندی می شود. شهروندان درجه یک از هر گونه انحصاری در ثروت و سرمایه ملی برخوردار بوده و همه فضای فرهنگی ، رسانه ای ، اجتماعی ، اقتصادی و مانند آن را در دست می گیرند و با ویژه خواری و بهره مندی از عناصر ثروت و قدرت ، اجازه نمی دهند تا بخش اعظم جامعه که به عنوان شهروندان درجه سوم شناخته می شوند از این ثروت و قدرت برخوردار شوند.(قصص، آیه ۴) از نظر طبقه حاکمه، شهروندان درجه سوم، از نظر فکری و رای و نظر و حضور و مشارکت ، انسان هایی پست هستند که توسعه نیافتگی، بی بصیرتی، فقدان فکر و تفکر ، هیاهوگرایی، آشوب طلبی و صفاتی همانند آن ها، شاخص این طبقه و قشر اجتماعی است و رای و فکر آن بی ارزش و کم تاثیر است. از این رو، آنان را به عنوان ارذال و اوباش می شناسد هر چند ممکن است به صراحت آن را جز در مجامع ومحافل خصوصی به کار نبرند .(هود، آیه ۲۷) خداوند در آیه ۴ قصص تاکید دارد که ایجاد نظام طبقاتی از ویژگی های دولت های استبدادی است؛ زیرا منظور از «جعل أهلها شیعا» این است که فرعون گروهى از مردم مصر، مثل قبطیها را گرامى مى‌داشت و گروهى دیگر مانند بنى‌اسرائیل را به بیکارى و بهره‌کشى وادار مى‌نمود (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) و این خود نوعى نظام طبقاتى در یک دوران است که پس از استبداد و زورگویى «علا فى الأرض» پدید آمد.
  3. استثمار و بهره کشی: از مهم ترین ویژگی های حاکمیت استبدادی و خودکامه، استثمار و بهره کشی از دیگری است. این بهره کشی ممکن از از شخص باشد یا از ثروت ملی برای منافع شخصی. به نظر می رسد که دولت خودکامه بر آن است تا منافع ملی را برای منافع شخصی به خدمت گیرد و این گونه است که بی محابا به اختلاس و ارتشاء رو می آورد و اجازه نمی دهد تا ثروت ملی در راه پیشرفت به کار گرفته شود. اختلاس و سوء استفاده ای که از ثروت ملی و انفال صورت می گیرد می تواند به تنهایی یک جامعه را از فقر به دارایی برساند. اما دولت استبدادی، با خفقان و راه هایی که در پیش می گیرد ، اجازه نقد و بررسی و نظارت را نمی دهد و این گونه است که مانع پیشرفت می شود ؛ زیرا اجازه نمی دهد تا با نظارت و نقد ، ثروت های بر باد رفته به چرخه گردش سالم اقتصادی بازگردد و برای ملت و پیشرفت و رشد اقتصادی و تمدنی به کار گرفته شود. از این روست که قرآن به صراحت هشدار می دهد که استبداد درپى‌دارنده استثمار و بهره کشی ظالمانه ای است که ثروت را کنز و غارت می کند و اجازه بهره وری درست از آن را نمی دهد.(نگاه کنید: اعراف، آیات ۱۲۷ تا ۱۲۹)
  4. تهمت: استبداد، منشأ روى‌ کار آمدن حاکمان خودکامه ای است که به افترا و تهمت زدن به دیگران اجازه نمی دهند تا حقایق را افشا و برملا سازند. خودکامگان با این حربه تلاش می کند تا خود را پاک و مبرا سازند و دولت ها و دیگران را متهم به ناکارآمدی و فساد و اختلاس و تباهی کنند. رویه ای که در میان مستکبران و ظالمان یک رویه عادی است و افرادی مستبد و مستکبری چون فرعون و فرعونیان از آن بهره می گرفتند. بنابراین، اگر بخواهیم به پیشرفت و توسعه دست یابی باید از مستبدان و مستکبرانی رها و نجات یابیم که به افترا و تهمت خود را خوب و پاک ترین دولت ها معرفی می کنند و اختلاس و ارتشاء را به دیگران نسبت می دهند و نیکان عالم را بدترین افراد معرفی می نمایند. (اعراف،آیات ۱۲۳‌و‌۱۲۴؛ شعراء‌، آیات ‌۴۹)
  5. قتل و شکنجه : اصولا استفاده از هر گونه روش و رویه زشت و ضد عقلانی و ضد اخلاقی از رویه هایی مستبدان و مستکبران است. آنانی که افکار و عقاید خوب و پاک را سرکوب کرده و ابتکار و اختراع را می کشند و دلبسته به شیطان و شیاطین بزرگ و کوچک هستند. شکنجه های آنان شامل شکنجه های روحی و روانی است که با تهمت و افترا و شکستن و هتک حرمت ها انجام می گیرد. اصولا دولت خودکامه و مستبد در راستای مصادره اموال و استثمار و ویژه خواری به عامل تهدید به شکنجه و تهدید به قتل مؤمنان و خوبان توجه خاصی دارد و اجازه نمی دهد تا نیکان خودنمایی کنند و موجبات رسوایی عملی آنان را با عمکرد مثبت و خوب فراهم آورند.(اعراف، آیات ۱۲۳ تا ۱۲۷؛ یونس، آیه ۸۳؛ طه، آیه ۷۱؛ شعراء، آیه ۴۹)
  6. بازداشت بی گناهان: حاکمان استبدادگرا و خودکامه هر فریاد حق و پاکی را سرکوب می کنند و زمینه بازداشت آنان را فراهم می آورند (یوسف‌، آیات‌۳۲‌و‌۳۵) و خداپرستان حق گو و عدالت خواه و حق طلب را به حبس تهدید می کنند.(شعراء‌، آیات‌۲۳‌و‌۲۹) این رویه ای است که در دولت های استکباری علیه حق طلبان در جریان است و صدای یک درصدی ها را خاموش می کنند. در جامعه ایرانی نیز گرایش به این نوع استبداد با طبقه بندی و اقشارسازی و شکاف طبقاتی در جریان است که مانع جدی سر راه پیشرفت اسلامی ایرانی خواهد بود.
  7. سلب آزادی : اصولا خودکامگان خود اهل اسراف و نابهنجاری، ظلم و بی عدالتی بوده و علیه حق عمل و رفتار می کنند. این گونه است که به هر شکلی شده جلوی آزادی واقعی را می گیرند و اجازه نمی دهند تا گفتمان سالمی بر جامعه حاکمیت یابد. از این روست که از آزادى حقیقی و حق انتخاب دین حق، جلوگیری می کنند و با هیاهو مردم را به سمت و سوی شهوت و بدحجابی و بی حجابی سوق می دهند و دین خواهی و عدالت خواهی و قسط خواهی را سرکوب کرده و عدالت قسطی را به تمسخر می گیرند و اجازه نمی دهند تا انفال میان مردم تقسیم شود و مردم به حق طبیعی و خداداد خود برسند. آن را مصادره کرده و در قالب اختلاس به غارت می برند و برای خود هزینه می کنند و اگر کسی علیه نابهنجاری های سخنی بگوید به سرعت سرکوب و به شدت مجازات می شود و نابهنجارگرایان مورد تشویق و ترغیبت واقع شده و برای آنان ریخت و پاش از همان انفال مصادره ای می کنند. این گونه رفتارها همه برخاسته از روحیّه استبدادى و خودکامگی است که در دولتمردان نمودار شده و اجازه نمی دهند نظارت بر عملکرد و یا اموال انجام شود و کسی سخنی حقی برزبان جاری سازد. بدنام کردن و هیاهوسالاری و تهمت و افتراء به حق جویان و عدالت خواهان و عدالت گرایان در راستای سلب آزادی انجام می گیرد.(نگاه کنید: اعراف، آیات ۸۸ و ۱۲۳ و ۱۲۴؛ یونس، آیه ۸۳؛ هود، آیات ۸۷ تا ۹۱؛ ابراهیم، آیات ۹ تا ۱۵؛ طه، آیات ۷۱ تا ۷۳؛ شعراء، آیه ۴۹)
  8. مانع ایمان : از آن جایی که دل های خودکامه ها مهر خورده و مختوم است، صدای حق را نمی شوند و علیه مومنان موضع می گیرند و به نفع کافران و منافقان و فاسقان سخن و حرکت می کنند. این گونه است که اینان مانع جدی بر سر اهل ایمان هستند و با صراحت می گویند ما نه تنها مردم را به بهشت نمی بریم بلکه آزاد می گذاریم تا به دوزخ بروند. این گونه است که سد راه اهل ایمان و مومنان می شوند و برای فاسقان و فاجران وسیله عشرت از بیت المال فراهم می آورند و انفال را به جای بخشیدن به صاحبان حق یعنی مردم به فاسقان و فاجران می بخشند.(یونس، ایه ۸۸ و آیات دیگر)
  9. اذیت وآزار: مستبدان و مستکبران موجب آزار و اذیّت خوبان و نیکان را فراهم می آورند و از هر گونه ابزار اذیت و آزاری بهره می گیرند. با جنگ روانی و جنگ نرم، اجازه نمی دهند تا گفتمان رقیب خودنمایی کند و راه حق و طریق پیشرفت را در قالب عدالت قسطی و بر اساس شاخص ها و معیارهای فطری ، اخلاقی، عقلانی و عقلایی نشان دهد. این گونه است که هماره مومنان مظلوم و مورد اذیت و آزار قرار می گیرند و فاسقان دستانشان باز گذاشته می شود.(اعراف، آیات ۱۲۷ تا ۱۲۹؛ قصص، ایه ۴ و آیات بسیار دیگر)

به هر حال، آن چه بیان شد تنها گوشه ای از فعالیت ضد اسلامی و ضد عدالتی است که خودکامه ها و مستکبران انجام می دهند و اجازه نمی دهند تا پیشرفت و توسعه اسلامی پایدار تحقق یابد و همه اقشار مردم از حق طبیعی و ثروت و امنیت و آرامش و آسایش برخوردار باشند.

رهبر معظم انقلاب، به این مساله توجه می دهد که لازم است تا دولت اسلامی تشکیل شود. این دولت اسلامی باید از همه معیارها و شاخص های یک دولت اسلامی برخوردار باشد تا بتواند الگوی پیشرفت را تحقق بخشد. وی مرحله سوم را که اکنون در آن قرار داریم، «تشکیل دولت اسلامی» یعنی تشکیل دولتی بر اساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی خواندند و افزودند: تا وقتی این مرحله به طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند.( ۹۵/۰۲/۰۶)