خواسته های نفسانی و مهار آن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

نفس انسانی دارای احوال متعددی است. از زمانی که روح در کالبد خاکی دمیده می شود و نفس انسانی شکل می گیرد که از آن به روان یاد می شود تا زمانی که این نفس از کالبد خارج می شود، هر دم احوالی به خود می گیرد که از جمله احوال نفس انحراف و آلودگی به گناه و فجور و در نتیجه آن بیماری و تباهی است.

این انحراف به سبب خواسته های افراطی نفس و گرایش به تزیین و ارضای خواسته های مادی و شهوانی بیش از اندازه نیاز انسان است. این گونه است که گرفتار بدی و شرور می شود و راه فجور و عبور از مدار عدالت و تقوا را در پیش می گیرد و تباهی را برای انسان رقم می زند.

یکی از مهم ترین مباحث در انسان شناسی، شناخت این احوال نفس و مدیریت و مهار آن است؛ زیرا خوشبختی و بدبختی دو سرای انسان به این مساله بستگی دارد. آموزه های الهی در حقیقت برای بیان این مسایل و چگونگی مدیریت نفس است. نویسنده بر این اساس به سراغ آموزه های وحیانی اسلام رفته است تا خواسته های نفسانی و چگونگی مهار و مدیریت آن را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

احوالات نفس انسانی

نفس انسانی همان روح دمیده الهی در کالبد انسانی، مظهر تجلیات آیات و اسماء‌ و صفات الهی است.(فصلت، ایه ۵۳؛ ذاریات آیات ۲۰ و ۲۱) این بخش از حقیقت انسان که پدیده ای غیر از تن و جسم اوست(انعام،‌آیه ۹۳؛ زمر، آیه ۴۲) و از همین رو پس از مرگ از کالبد خارج می شود(توبه،آیات ۵۵ و ۸۵) در واقع همان حقیقت انسانی است. از این روست که خداوند به نفس انسانی به عنوان یک امر الهی قابل سوگند ارزش قایل است(شمس، ایه ۷؛ قیامت، آیه ۲) و بر خلاف تصور ابلیس که به کالبد خاکی آدم و کالبد آتشی خود بها می دهد،(اعراف،آیه۱۲؛ ص، آیه ۷۶) خداوند به روح خود که به شکل نفس در انسان تجلی یافته است بها می دهد.(حجر، آیه ۲۹؛ ص، آیه ۷۲)

نفس انسانی به سبب همین ویژگی مظهریت خداوندی، پدیده ای بسیار شگرف است که شناخت احوالات آن خود نیازمند ژرف نگری است.(ذاریات، آیه ۲۱)

در آیات قرآنی برای احوالات گوناگونی چون نفس لوامه(قیامت، آیه ۲)، نفس اماره(یوسف، ایه ۵۳)، نفس مطمئنه(فجر، ایه ۲۷) بیان شده است که بیان انعطاف و تاثر پذیری آن است.(نساء، ایه ۶۶)

خداوند در آیاتی بیان می کند که نفس دارای آفرینشی ابتدایی تسویه و اعتدال است. به این معنا که خداوند نفس آدمی را در حالت استوا، تسویه و اعتدال آفریده و قرار داده است.(شمس، آیه ۷) اما این نفس گرفتار احوالی دیگر می شود که بر اساس الهامات فجوری و تقوایی است که از بیرون بر او وارد می شود. شیاطین دشمنان بیرونی با وسوسه او را به فجور و شکستن حریم ها و حرمت ها و بی تقوایی می خوانند و فرشتگان به تقوا و مدیریت نفس دعوت می کنند تا به دور از هر گونه افراط نیازهای مادی و شهوانی خود را برآورده سازد.(شمس، آیات ۷ و ۸ و آیات دیگر)

از توانایی های نفس انسانی تسویل و تزیین است که واقعیت و حقایق را دگرگونه برای خود جلوه می دهد(طه، آیه ۹۶؛ یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳) و زمینه را برای حضور و نفوذ وسوسه های ابلیسی و شیاطین فراهم می آورد و تسلط و نفوذ آنان را بسترسازی می کند.(ق، آیه ۱۶؛ ناس، آیات ۱ تا ۶؛ مائده، آیه ۳۰)

وسوسه ها و تسویل نفس از سویی بر آدمی فشار می آورد و از سوی دیگر نفس لوامه و وجدان بیدار نیز او را به سوی اعتدال دعوت می کند و از بی تقوایی و فجور بر حذر می دارد. در حقیقت دو گرایش متضاد و متقابل در نفس انسانی همواره آدمی را به دو سو می کشد.(شمس، آیات ۷ و ۸) نفس لوامه و وجدان بیدار از هر گونه بی عفتی و بی حیایی که فجور نفس است باز می دارد و او را سرزنش می کند و از سویی دیگر نفس اماره او را به شهوت رانی و فجور فرمان می دهد و امر می کند.

البته خود فریبی نفس خود مشکلی است که در قرآن به عنوان سفاهت از آن یاد شده است.(بقره، آیه ۱۳۰) این خود فریبی اجازه نمی دهد تا نفس لوامه و ملامت گر بتواند کار خود را پیش برد. از این روست که سفیه، کسی است که از خرد خود بهره ای نمی برد و تحت فرمان عقل در نمی آید.

بهترین حالتی که نفس انسانی به آن می رسد، حالت اطمینان است که خداوند از این حالت به رضایتمندی و خشنودی یاد کرده است.(فجر، آیات ۲۷ و ۲۸) برای رسیدن به این مرحله می بایست نفس از مسیر دشواری بگذرد تا به سلامت رسد و از عصیان خودش رهایی یابد.(انعام، آیه ۱۶۴) گاه نفس در چنان حالتی از تنگنا و سختی قرار می گیرد که همه دنیا برای او تنگ می شود و گویی در زندان است.(توبه، آیه ۱۱۸) همگی ما این حالت را در هنگام غم و اندوه تجربه کرده ایم. می دانیم که چگونه همه دنیا با گستردگی و فراخی اش، چون زندانی خرد و کوچک در می آید. اما اگردر مقام ملامت گری نفس باشیم و به سلامت از فشار سنگین نفس و وسوسه های درونی و بیرونی به در آییم؛ چگونه اتاق تنگ و تاریک و کوچک برای ما خود جهانی به گستردگی کهکشان ها می شود و جان ها در اوج ها به پرواز در می آید و بر فراز همگان می خرامد و خرم به سرور و شادی می نشیند.

از بیماری تا تباهی نفس

بنابراین،‌از حالات نفس می توان به بیماری آن اشاره کرد. حالات بیماری نفس، همان حالتی است که نفس از استوا و اعتدال بیرون آمده است و به سوی شر و بدی رو می آورد. در حقیقت الهامات فجوری بر نفس مسلط می شود و انسان به جای این که از زشتی ها پرهیز کند بدان گرایش می یابد.

هر گاه نفس انسانی بیش ترین توجه آدمی را به سوی مادیات و شهوات نفسانی جلب و جذب کرد می بایست دانست که زمینه های بیماری در نفس فراهم آمده است؛ چرا که نفس که موجودی مجرد و معنوی و آن سویی است می بایست به سوی خیر و خوبی گرایش داشته باشد و بیش ترین توجه اش به معنویات باشد هر چند که اکنون در تن و کالبد خاکی جای گرفته و می بایست پاسخ گوی نیازهای جسمانی نیز باشد. این انحراف نفس از حالت اعتدال به سمت شهوات در خلوت و جلوت موجب می شود تا نفس انسانی آلوده به زشتی ها و خباثت ها شود و زنگاری بر حقیقت زیبا و نورانی نفس کشیده شود و در زیر زنگارهای سیاه و زشت گناه و شهوترانی، دفن و دسیسه شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

اگر این حالات آلودگی بر نفس تثبیت شود و شخصیت انسانی بر اساس آلودگی و زشت گرایی شکل گیرد(نساء، آیه ۱۱۱)، مشکلات و مصائب براو فرود می آید و همین مصیبت ها گاه او را به سوی عملکردهای زشت تر و آلودگی بیش تر سوق می دهد.(نساء، آیه ۷۹) و در نتیجه نفس انسانی به تباهی گرفتار می شود و در معامله دنیا زیان کار می شوند و به بهایی ناچیز و اندک حقیقت خود را می فروشند و از سرمایه جان زیان می کنند.(بقره، ایه ۱۰۲؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۴ و آیات دیگر)

امام علی(ع) با اشاره به فریب نفس و آثار تسلط هواهای نفسانی بر انسان فرموده اند: کَم مِن شَهوَهِ ساعَهٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً؛ چه بسیار خواهش های نفسانی لحظه ای، که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد. (جهادالنفس،ح۹۳)

این اندوه طولانی هم در دنیا و هم در آخرت است؛ چرا که از آثار تسلط هواهای نفسانی بر انسان، تنگدلی و افسردگی(توبه، آیه ۱۱۸)، گرفتاری ها و مصیبت ها(نساء، آیه ۷۹)، بلاها و عذاب های استیصال در دنیا و عذاب های دوزخی در آخرت است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۴)

شاید گام نخست انحراف از مدار عدالت و اعتدال و استوا بسیار کم باشد. شاید تنها به نگاهی به گناهی این انحراف و زاویه ایجاد شود ولی اندک اندک این نگاه کوتاه و گذرا که به ثانیه ای هم نمی انجامد تو را چنان گرفتار شهوت می کند که دیگر جز عصیان نمی توان برای او راهی را یافت. پس دچار فجور می شود و همه حریم ها و حرمت ها را می شکند و از اصول اخلاقی وعقلانی چشم می پوشد و مرتکب هر زشتی و پلیدی می شود. از این روست که امام صادق علیه‏السلام به آدمی هشدار می دهد که مواظب کوچک ترین حرکت انحرافی باشیم و اجازه ندهیم تا یک نگاه کوتاه تخم شهوت را در دل های ما بکارد و بدبختی و تباهی ابدی را برای خود رقم زنیم. آن حضرت(ع) می فرماید :اِیّاکُم وَ النَّظرَه فَانَّها تَزرَع فی القَلبِ الشَهوَه وَ کَفى بِها لِصاحِبِها فِتنَه؛ از نگاه [ناپاک] بپرهیزید که چنین نگاهى تخم شهوت را در دل مى‌کارد و ‏همین براى فتنه‌ى صاحب آن دل بس است.(تحف ‏العقول، ص ۳۰۵)

راهکارهایی برای مهار و مدیریت نفس

در آیات و روایات قرآنی راه هایی برای مهار و مدیریت نفس بیان شده است که نخستین آن پذیرش ملامت های نفس سرزنشگر است که از آن به وجدان بیدار و فطرت سالم یاد می شود. نفس سرزنشگر و ملامت کننده به سبب همان حالت روحانیتی که در نفس است هماره وسوسه های سفیهانه و فریبکارانه نفس اماره را زیر نظر دارد و آرام نمی گیرد و شماتت و سرزنش را در دستور کار دارد و هماره در دل آدمی غرولند می کند تا انحرافی انجام نگیرد و کژروی تحقق نیابد. این نفس سرزنشگر تا دم آخرت که دسیسه می شود و زیر خروار گناه دفن می گردد پیوسته در کوتاهی انسان از خدا و اطاعت از مولا سرزنش می کند.(قیامت، آیه ۲؛ مصباح الهدایه، عزالدین کاشانی، ص ۸۴؛ فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ص ۸۶۴)

گام نخست برای مهار نفس به شناخت نفس بستگی دارد. بی گمان دانستن توانایی ها و ضعف های نفس با شناخت دقیق از حقیقت نفس می تواند به آدمی کمک کند تا به درستی از نقاط قوت و ضعف بهره گیرد و مدیریت را به حوزه وجه اللهی نفس واگذار کند که از آن به عقل و فطرت و قلب سلیم نیز یاد می شود. امام على علیه السلام گام نخست در مجاهدت و تزکیه نفس را شناخت حقیقت نفس می داند و می فرماید:مَن عَرَفَ نَفسَهُ جاهَدَها، مَن جَهِلَ نَفسَهُ أهمَلَها؛هرکه نفس خود را شناخت، به جهاد با آن برخاست و هر که آن را نشناخت، به حال خود رهایش ساخت.(غرر الحکم، ح ۷۸۵۵ و ۷۸۵۶ – منتخب میزان الحکمه، ص ۳۶۴)

در آیات و روایات اسلامی این نکته مورد توجه و اهتمام است که برای مهار نفس می بایست هر آن چیزی که از شهوات دوست می دارد و بیش تر بدان گرایش دارد، از دسترس او دور نگه داشت. اگر به مال و منال دنیا گرایش دارد می بایست با انفاق و صدقه و احسان، او را به سوی تزکیه نفس سوق داد(لیل، آیات ۱۷ و ۱۸) و اگر از ایمان و طهارت و بندگی خداوند فرار می کند، نفس را به فراگیری معارف اسلامی و احکام دین و انجام آن وادار کرد.(آل عمران، ایه ۱۶۴؛ جمعه، ایه ۲؛ واقعه، آیات ۷۷ و ۷۹) اگر گرایش به آلودگی دارد او را به طهارت سوق داد(واقعه، آیات ۷۷ و ۷۹ ؛ اعلی، آیه ۱۴) و اگر به چشم چرانی عادت کرده است، باید او را به وادار کرد تا غض بصر کند و چشم فروهشته دارد.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) اگر مال دوست است و بخل می ورزد و حرص و طمع دارد، باید با انفاق و احسان ریشه های بخل و دنیا دوستی را قطع کرد.(حشر، ایه ۹ ؛ تغابن، آیه ۱۶)پس اگر به فحشاء و شهوات گرایش دارد می بایست این امور را از دسترس نفس دور داشته و به اجتناب از آن ها به تزکیه نفس پرداخت.(نور، ایه ۲۱ و آیات دیگر)

به سخن دیگر می بایست همواره پیش از جهاد بیرونی و جهاد اصغر به جهاد اکبر رو آورد و مجاهدت نمود تا مهار و کنترل نفس در اختیار انسان باشد.(عنکبوت، آیه ۶؛ انفال، آیه ۷۲) امام باقر علیه‏السلام در این باره نیز می فرماید: جَاهِد هَوَاکَ کَمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّک؛ با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنی.(عیون اخبار الرضا، ص۵۱)

پس می بایست برای مدیریت و مهار و کنترل نفس و جلوگیری از هر گونه انحراف،‌ نفس را به زحمت افکند و او را بر خلاف گرایش مادی و دنیوی و شهوانی اش هدایت کرد و به سختی انداخت. امام صادق علیه السلام می فرماید:اِحمَل نَفسَک لِنَفسِک فَإن لَم تَفعَل لَم یحمِلک غَیرُک؛نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز؛ زیرا اگر چنین نکنی دیگری خودش را به برای تو به زحمت نمی افکند.(جهاد النفس،ح ۲)

در همین باره امام علی علیه السلام هشدار و گوشزد می کند که مخالفت با هواهای نفسانی هر چند که سخت و دشوار است ولی تنها راه نجات و عامل رشد و تزکیه آدمی است. آن حضرت(ع) می فرماید:مَن لَم یعطِ نَفسَهُ شَهوَتَها أَصابَ رُشدُهُ؛کسی که به نفس خود، خواسته نفس را عطا نکند به رشد خود رسیده است.(جهاد النفس،ح ۲۱۳)

بی گمان برای مهار نفس در گام های نخست می بایست سخت گیری بیش تری کرد. از این روست که در آیات قرآنی روزه گرفتن به ویژه ترک مباحاتی چون خوردن و آشامیدن و زناشویی حرام می شود تا بستر تقوا فراهم آید و انسان قدرت یابد تا در برابر خواسته های حرام و مکروه نفس بیایستد.(بقره، آیه ۱۸۳) امام على علیه السلام در همین رابطه گرسنگی را عامل مهم در شهوت کشی می داند و می فرماید:نِعمَ العَونُ عَلى أشَرِ النَّفسِ وکَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ؛ گرسنگى کشیدن، چه نیکو یارى دهنده اى بر سرکشىِ نفْس و شکستن عادت آن است(غرر الحکم، ح ۹۹۴۲)؛ چرا که انسان شکم خویش را از خوراکی ها اشباع کند در حقیقت غذاهای دیو نفس را فراهم آورده است و اجازه داده تا او بر تمام حقیقت انسان مسلط و چیره شود. امام على علیه السلام در تاثیر مخرب شکم پروری می فرماید:کَثرَهُ الأَکلِ وَالنَّومِ تُفسِدانِ النَّفسَ، وتَجلِبانِ المَضَرَّهَ؛فراوانىِ خواب و خوراک، نفْس را تباه مى کند و زیان مى آورد.(غرر الحکم، ح ۷۱۲۰)

اصولا از امام على علیه السلام خوشبختی در رنج نفس است نه راحتی و آسایش آن. آن حضرت(ع) می فرماید:مَن أجهَدَ نَفسَهُ فی إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نفسَهُ فی لَذّاتِها شَقِیَ وبَعُدَ؛هرکه نفس خود را در راه اصلاح آن به رنج افکند، خوشبخت شود و هرکه آن را با لذّتهایش واگذارد، بدبخت گردد و (از درگاه حقّ) دور شود.(غرر الحکم، ح ۸۲۴۶ و ۸۲۴۷ – منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲)

برای این نفس به مصونیت برسد و هوایی نشود و تحت مهار و کنترل هواهای نفسانی در نیاید می بایست اصول حیا و عفت را در او تقویت کرد که بنیاد هر پرهیزگاری و تقوایی است. انسانی که دارای نفس عفیف باشد و نسبت به زشتی های انقباض داشته و گرایشی به آنها نداشته باشد، امید است که خود را از هر پستی و زشتی گناه حفظ کند و در مسیر رشد گام بردارد. امام على علیه السلام درباره نقش اساسی عفت و حیا در مهار و مدیریت نفس می فرماید:العَفافُ یَصونُ النَّفسَ ویُنَزِّهُها عَنِ الدَّنایا؛عفّت، نفس را مصون مى دارد و آن را از پستیها دور نگه مى دارد.(غرر الحکم، ح ۱۹۸۹ – منتخب میزان الحکمه، ص ۳۸۶)

پس با مرگ خواهش های نفسانی است که می توان امید داشت که مسیر رشد و کمال واقعی را بپیماییم. دراین میان یادآوری برخی از امور از جمله مرگ می تواند در کاهش خواسته های نفسانی تاثیرگذار باشد؛ زیرا غفلت آدمی بزرگ ترین دشمنی است که نفس را کمک می کند تا در مسیر انحراف گام بردارد. بنابراین، برای مدیریت نفس می بایست برخی از امور از جمله مرگ را مورد توجه قرار داد و به نفس گوشزد کرد که این دنیا گذراست و ارزش توجه بیش از اندازه را ندارد.امام صادق علیه السلام می فرماید:ذِکرُ المَوتِ یُمیتُ الشَّهَواتِ فی النَّفسِ، ویَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَهِ، ویُقَوّی القلبَ بمَواعِدِ اللّه، ویُرِقُّ الطَّبعَ، ویَکسِرُ أعلامَ الهَوى ویُطفِئُ نارَ الحِرصِ، ویُحَقِّرُ الدُّنیا؛یاد مرگ، خواهش هاى نفس را مى میراند و رویشگاه هاى غفلت را ریشه کن مى کند و دل را با وعده هاى خدا نیرو مى بخشد و طبع را نازک مى سازد و پرچم هاى هوس را درهم مى شکند و آتش حرص را خاموش مى سازد و دنیا را در نظر کوچک مى کند.(بحار الأنوار، ج۶، ص۱۳۳، ح۳۲ – منتخب میزان الحکمه، ص ۵۱۸)

محاسبه نفس در هر شبانه و روز به آدمی این امکان را می دهد تا از میزان موفقیت و پیشرفت خود آگاه شود. از این روست که مام على علیه السلام به مساله محاسبه نفس توجه می دهد و می فرماید:مَن حاسَبَ نَفسَهُ سَعِدَ؛هرکه نفس خود را محاسبه کند، خوشبخت شود.(غرر الحکم، ح ۷۸۸۷ – منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲)

انسان با مهار و مدیریت نفس است که خوشبختی و سعادت دنیوی و اخروی را برای خود تثبیت می کند؛ چنان که پیروی از هواهای نفسانی شقاوت و بدبختی ابدی را برای او رقم خواهد زد. پس می بایست برای دست یابی به خوشبختی از هیچ گونه مجاهدت و تلاشی دست بر نداشت و تا زمانی که به مقام نفس مطمئنه نرسیده ایم دست از تلاش بر نداریم و این زمانی است که قیامت صغری و کبرای خود را چه به اختیار در دنیا یا بی اختیار پس از مرگ دیده باشیم. پس مجاهدت و تزکیه امری است که تا قیامت لازم است و هرگز نمی بایست از آن دست برداشت. از این روست که عبادت یعنی مبارزه برای خودسازی تا مرگ ادامه دارد.(حجر، آیه ۹۹) امام على علیه السلام سعادتمندترین را اهل تقوا می داند که مهار نفس را به دست خود گرفته است:إنَّ أسعَدَ الناسِ فی الدنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضُرَّهُ، وإنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛خوشبخت ترین مردم در دنیا، کسى است که از آنچه مى داند برایش زیان آور است دورى کند و بدبخت ترین آنان کسى است، که از هواى نفس خود پیروى کند.(منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲)