خمس منبع درآمدهای نظام ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی ولایی مخارجی دارد که باید منابع آن از راه هایی تامین شود و دخل آن معلوم باشد. آموزه های وحیانی قرآن دخل و خرج نظام سیاسی ولایی را مشخص کرده است که از جمله منابع دخل آن، خمس است که به درآمدهای هر شخصی تعلق می گیرد حال درآمد جنگی باشد یا غیر جنگی.

مفهوم شناسی خمس و غنیمت

واژه خمس با ضم خاء به معنای یک پنجم از واژه خمسه با فتح خاء به معنای پنج گرفته شده است(کهف، آیه ۲۲). خمس یک اصطلاح قرآنی است که در قرآن به کار رفته است. خدا می فرماید: وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ؛ و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان او و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم ایمان آورده‏ اید و خدا بر هر چیزى تواناست.(انفال، آیه ۴۱)

واژه غنیمت از غنم گرفته شده که به معنای گوسفندان است؛ زیرا برای این لفظ مفردی نیست و برای مفرد واژه «شاه» به کار می رود. غنمیت چنان که لغویان گفته اند، به مالی گفته می شود که بی رنج و مشقت به دست می آید. ابن منظور در لسان العرب می نویسد: و الغنم: الفوز بالشّیء من غیر مشقّه و… الغنم، الغنیمه و المغنم، الفیء… و فی الحدیث الرّهن لمن رهنه؛ له غنمه و علیه غرمه، غنمه زیادته و نمائه و فاضل قیمته… و غنم الشّیء غنما: فاز به؛ غنم یعنی دسترسی به چیزی بدون مشقّت ؛ و غنم، غنیمت و مغنم به معنی فیء است؛ و فیء در لغت به معنای چیزهایی است که بدون زحمت به انسان می رسد؛ و در حدیث وارد شده که رهان و گروگان در اختیار گرو گرفته است، پس همان طوری که غنیمت و منافعش برای او است، وغرامت و زیانش نیز متوجّه او است؛ و نیز غنم به معنی زیادی و نمو و اضافه قیمت است… فلان چیزی را به غنیمت گرفت؛ یعنی به آن دسترسی پیدا کرد.

و در کتاب «تاج العروس» و «قاموس» آمده است: و الغنم: الفوز بالشیء بلا مشقّه؛غنیمت آن است که انسان بدون زحمت به چیزی دسترسی پیداکند.»

راغب اصفهانی در «مفردات الفاظ قرآن کریم» نوشته است: غنیمت از ریشه «غنم» به معنی گوسفند گرفته شده، و سپس می افزاید: ثم استعمل فی کل مظفور به من جهه العدی و غیرهم؛ سپس در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست می آورد به کار رفته است.»

بر این اساس، باید گفت واژه غنمیت، به درآمدهای جنگی اختصاص ندارد؛ از این رو، حتّی کسانی که یکی از معانی غنیمت را غنائم جنگی ذکر کرده اند، انکار نمی کنند که معنای اصلی آن معنای وسیعی است که شامل هر درآمد آسان و بی رنج و مشقت می شود. چنان که در روایت آمده، غرامت در برابر غنیمت به کار می رود و همان طوری که غرامت دارای معنای وسیع و گسترده است، غنمیت نیز این گونه است.

واژه غنیمت در کلام امیرمومنان امام علی(ع) در معنای وسیع و عام آن به کار رفته است. ایشان می فرماید: اِغْتَنَمَ الْمَهَلَ؛ فرصت‌ها و مهلت‌ها را غنیمت بشمارید! (نهج البلاغه، خطبه ۷۶) و در جایی دیگر نیز فرموده است: مَنْ اَخَذَ بِها لَحِقَ وَ غَنِمَ؛ کسی که به آئین خدا عمل کند به سرمنزل مقصود می رسد و بهره می برد.(همان، خطبه ۱۲۰) و نیز به مالک اشتر می فرماید: وَ لاتَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضارِیاً تَغْتَنِمُ اَکْلَهُمْ؛ در برابر مردم مصر همچون حیوان درنده ای مباش که خوردن آنها را غنیمت و درآمدی برای خود فرض کنی!(همان، نامه ۵۳)

امیرمومنان (ع) به عثمان بن حنیف می فرماید: «فَوَاللّهِ ما کَنَزْتُ مِنْ دُنْیاکُم تِبْرأَ وَلا اَدَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِهاوَفْراً؛بخدا سوگند از دنیای شما طلائی نیندوختم، و ازغنائم و درآمدهای آن اندوخته ای فراهم نکردم!» (همان، نامه ۴۵)

و در جایی دیگر می فرماید: «اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطّاعَهَ غَنِیمَهَ الاْکْیاسِ؛خداوند سبحان اطاعت را غنیمت و بهره هوشمندان قرار داده است.» (همان، کلمات قصار ۳۳۱)

و نیز می فرماید: «وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فی حَالِ غِناکَ؛ هر کس در حال بی نیازی ازتو قرضی بخواهد غنیمت بشمار!» (همان، نامه ۳۱)

با این همه برخی واژه غنمیت در آیه ۴۱ سوره انفال را به سبب سیاق مختص به غنایم جنگی دانسته اند. اما باید توجه داشت که شأن نزولها و سیاق، هیچ گاه عمومیّت آیه راتخصیص نمی زنند؛ و به عبارت روشن تر، هیچ مانعی ندارد که مفهوم آیه یک معنی کلّی و عمومی باشد و در عین حال مورد نزول آیه یکی از مصادیق این حکم عمومی و کلّی باشد.

با این حال، حتی اگر سیاق را عاملی برای اختصاص و تخصیص حکم در آیه بدانیم، با مراجعه به سنت معصومان(ع) می توان دست از این اختصاص برداشت؛ زیرا در روایات حکم خمس اختصاص به غنایم جنگی ندارد. بنابراین، به حکم فرمان الهی نمی توان دست از تفسیر و تبیین پیامبر(ص) برداشت و آن را نادیده گرفت؛ زیرا خدا می فرماید: مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه را فرستاده او به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.(حشر، آیه ۷) این آیه یک حکم کلّی درباره لزوم پیروی از فرمانهای پیامبر را بیان می کند، در حالی که مورد نزول آن اموالی است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است و اصطلاحاً به آن فیء گفته می شود. هم چنین خدا می فرماید: وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ و این ذکر و قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند. (نحل، آیه ۴۴)

البته مفسران به اتفاق بر این باورند که غنمیت در لغت دارای معنای وسیع و گسترده ای است که شامل هر مالی می شود که به مشقت و رنج به دست می آورد.( تفسیر فخر رازی، ج ۱۵، ص ۱۶۴؛ المنار، ج ۱۰، ص ۳؛ روح المعانی، ج ۱۰، ص ۲)

طبرسی در مجمع البیان می نویسد: «قال اصحابنا انّ الخمس واجب فی کلّ فائده تحصل للانسان من المکاسب و ارباح التّجارات، و فی الکنوز والمعادن و الغوص و غیرذلک ممّا هو مذکور فی الکتب، و یمکن ان یستدلّ علی ذلک بهذه الایه فانّ فی عرف اللّغه یطلق علی جمیع ذلک اسم الغنم و الغنیمه؛ علمای شیعه معتقدند که خمس در هرگونه فائده ای که برای انسان فراهم می گردد واجب است، اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد، یا از طریق گنج و معدن و آنچه با غوص از دریاها خارج می کنند، و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است، ومی توان به این آیه بر این مدّعا استدلال کرد؛ زیرا در عرف لغت به تمام اینها غنیمت گفته می شود.(مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۴۳)

در تفسیر المیزان نیز با استناد به سخنان علمای لغت تصریح شده که غنیمت هرگونه فایده است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان می افتد، و مورد نزول آیه گرچه غنائم جنگی است ولی می دانیم که هیچ گاه مورد، عمومیّت مفهوم آیه را تخصیص نمی زند.(المیزان، ج ۹، ص ۸۹)

به هر حال، آیه غنیمت معنای وسیعی دارد و هرگونه درآمد و سود و منفعتی را شامل می شود؛ زیرا معنی لغوی این لفظ عمومیّت دارد و دلیل روشنی بر تخصیص آن به غنایم جنگی در دست نیست.

ملکیت حاکم اسلامی بر غنایم و درآمدها

با توجه به آن چه از واژه غنیمت گفته شد، هر درآمد و سود حاصله، غنمیت است و باید خمس آن یعنی یک پنجم یا به تعبیر امروزی بیست درصد از آن را در اختیار حاکمیت اسلامی قرار داد. از آیات قرآنی از جمله آیه ۱ سوره انفال به دست می آید که خدا و پیامبر(ص) به عنوان حاکم اسلامی، مالک اصلی خمس غنایم هستند، بلکه در مواردی کل غنمیت جنگی هستند. به این معنا که اگر در درآمدها و سود حاصله تنها خمس آن ملک حاکم اسلامی است و حاکم اسلامی به شکل مشاع در این مال و سود شریک است، اما برخی از غنیمت ها از جمله غنیمت انفال تنها در اختیار حاکم اسلامی است و تنها حاکم اسلامی مالک آن خواهد بود. از این روست که خدا می فرماید: یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ؛ از تو در باره غنایم جنگى مى ‏پرسند بگو غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده او دارد.(انفال، آیه ۱) این برداشت اختصاص بنا بر این است که «لام» در «للّه و الرّسول» براى بیان ملکیّت باشد. (المیزان، ج ۹، ص ۹ – ۱۰)

البته از آیات قرآنی این معنا نیز به دست می آید که غنیمت گیرندگان چه جنگی و غیر جنگی به شکلی مالک غنیمت هستند(انفال، آیات ۴۱ و ۶۹)؛ اما باید میان غنمیت ها فرق گذاشت؛ زیرا برخی از غنمیت ها مانند زمین و خانه(احزاب، آیه ۲۷) که از اموال غیر منقول هستند، به ملکیت غنمیت گیرندگان در نمی آید و در قالب انفال و فیء اختصاص به حاکم اسلامی دارد(انفال، آیه ۱؛ حشر، آیه ۷)؛ ولی برخی دیگر به شکل مشاع در ملکیت حاکم اسلامی و غنمیت گیرندگان است، به شرطی که در آن غنمیت خیانت نکرده و خمس مال را در اختیار حاکم اسلامی قرار دهند.(انفال، آیه ۴۱) درروایت است: کُلُّ شَیْءٍ قُوتِلَ عَلَیْهِ عَلَی شَهَادَهِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ- وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص- فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ- وَ لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً- حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقُّنَا؛ هر چیزی که بر آن با حکم شهادتین قتال و جهادی انجام گیرد، خمس آن برای ما است و برای کسی حلال نیست تا چیزی از خمس را خرید و فروش کند تا زمانی که حق ما را به دست ما برساند و خمس آن را بپردازد.( وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۹، ص۴۸۷، أبواب ما یجب فیه الخمس، باب۲، حدیث۵)

البته مشهور فقهای امامی براین باورند که خمس به همه اموال جنگی از منقول و غیر منقول تعلق می گیرد. با این همه روایات چندی دلالت دارد که زمین ها و اراضی مفتوحه عنوه و اشغالی در هنگام جنگ، از مصادیق «فیء» بوده و از آنِ امت اسلام و مسلمانان حاضر و غایب تا روز قیامت است. این اموال در دست امام معصوم قرار می گیرد؛ و امام معصوم نیز یا آن را در مقابل مالی به دیگری واگذار کرده یا خود به آبادانی آن پرداخته و درآمد آن را در راه مصارف مسلمانان و مدیریت حاکمیت اسلامی بکار می‌گیرد.( وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۹، ص۵۱۰، أبواب قسمه الخمس، باب۱، حدیث۳، طبع آل البیت؛ نیز : وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۵۸، أبواب جهاد العدو، باب۷۲، حدیث۱)

به سخن دیگر، براساس روایات و عملکرد پیامبر(ص) و امام علی(ع)، تقسیم اراضی اشغالی به صورت تخمیس نبوده بلکه در ملک همه مسلمانان است؛ منتها چون امام مسلمین و حاکم اسلامی، امام معصوم یا پیامبر (ص) و جانشینان به حق آنان است، وی می تواند یا زمین را به اشخاص حاضر تقبیل کرده و از محصول آن هم اخذ زکات یا خراج کند یا خود به آبادانی آن پرداخته و منافع زمین را خرج مصالح مسلمانان و دولت اسلامی کند.

مدیریت شکاف اقتصادی با انفال و فیء

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اقتصاد به گونه ای باید مدیریت شود که همگان از اقل امکانات برخوردار شده و بتوانند زندگی سالم و منبع کفافی داشته باشند. از همین روست که بر عدالت قسطی تاکید می شود و برای تحقق آن راهکارهایی نیز بیان شده است که از جمله آن ها بهره گیری از انفال و زکات و خمس و صدقات واجب و مستحب است. خدا به صراحت در باره مدیریت اقتصادی برای رهایی از شکاف طبقاتی اقتصادی می فرماید: مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ آنچه خدا از دارایى ساکنان آن قریه ‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر او و متعلق به خویشاوندان نزدیک وى و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده او به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏ کیفر است. (حشر، آیه ۷)

به هر حال، دولت با استفاده از منابع خاص باید به گونه ای عمل کند که هم دخل و خرج خود را تامین کرده و هم بتواند نیازهای اقشار نیازمند را برطرف کرده و شکاف طبقاتی و اقتصادی را به حداقل کاهش دهد و سطحی از رفاه را برای همگان تامین کند.