خلافت الهی و امامت انتصابی

samamosهر چند که خلافت عمومی برای همه انسان ها اثبات شده و همگان به عنوان نوع بشر بر دیگر آفریده های هستی از خلافت و ولایت الهی برخوردار می باشند و در مقام انباء و اخبار و یا تعلیم و تربیت آنها می نشینند و به حکم ربوبیت طولی ذاتی و تکوینی در نقش پروردگاری به کارویژه اختصاصی ظاهر می شوند، با این همه خلافت با توجه به ملاک ها و معیارهایی دارای مراتب بی شماری است و هر کسی در مرتبه ای از آن قرار دارد.

بی گمان بر اساس معیارها و ملاک هایی که از سوی خداوند در کتب وحیانی و اسمانی به ویژه قرآن کریم ارایه شده است ، تنها کسانی از مقام عالی و برتر خلافت الهی برخوردار می باشند که در مقام عبودیت مطلق قرار گرفته و در اطاعت و تسلیم در مقام فنای ذاتی و صفاتی و اسمایی نشسته باشند. اینان افزون بر خلافت عمومی از خلافت خاص و ولایت ویژه ای برخوردار می شوند که از آن به امامت انتصابی یاد می شود. 
امامت انتصابی، امامت انسان های کمالی است که از سوی خداوند برگزیده و اصطفا می شوند. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا با توجه به آموزه های قرآنی نگاهی گذرا به امامت و ملاک های برگزیدگی بیاندازد و علت انتخاب و انتصاب امامان معصوم (ع) را به زبانی دیگر تبیین و تحلیل نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
نبوت عامه و نبوت خاصه 
هر انسانی به سبب تعلیم اسمایی از سویی خداوند ازاین ظرفیت و توانمندی برخوردار می باشد که به طور مستقیم با خداوند ارتباط برقرار کرده و از وحی و الهام وی بهره مند شود. از این روست که خداوند در آیات نخست سوره شمس ، از الهامات الهی یاد می کند که هر نفس انسانی از آن بهره مند می باشد و راه کمال و سعادت را به وی می آموزد.
با این همه دست یابی به مقاماتی که الهام های خاص و وحی به اشکال مختلف را نصیب انسان کند، نیازمند آن است که انسان در یک فرآیند راه تقوا را در پیش گیرد و هواهای نفسانی خود را مدیریت و مهار نماید و ظرفیت ها و توانمندی های اسمایی را در خود فعلیت بخشد.
مسیری که خداوند از آن به دین اسلام یاد می کند ، همان مسیری است که به انسان این امکان را می دهد تا با تسلیم شدن در برابر خدا و آموزه های وحیانی ، ظرفیت ها و توانمندی های اسمایی خود را فعلیت بخشد. این گونه است که هر کسی در اطاعت و تسلیم کوشاتر باشد، در فعلیت بخشی اسمای الهی در خود نیز تواناتر می شود.
با فعلیت بخشی انسان به هر یک از اسمای الهی ، نوعی همانند و مشابهت میان شخص با خداوند تحقق می یابد. هر چه این مشابهت و همانندی با تحقق و فعلیت بخشی اسمایی بیش تر و کمال تر شود، تقرب معنوی نیز افزایش می یابد و سطوح میان انسان و خدا کاهش یافته و ظرفیت ارتباطی و گیرندگی و فرستندگی زیاد می شود.
این گونه است که هر کسی به نوعی از انباء و نبوت دست می یابد و ارتباط نزدیک تر و کامل تری با خدا پیدا می کند. مبنای ارتباطی مستقیم تر از انواع الهامی و وحیانی، چیزی جز عبودیت نیست. انسانی که در مقام تسلیم و اطاعت است ، گام در مسیر عبودیت و بندگی گذاشته است. افزایش بندگی با افزایش فعلیت بخشی به هر یک از اسمای الهی در شخص و یا کمال بخشی به آن ها انجام می پذیرد. 
شخصی با فعلیت بخشی به نام بدیع در خود عبد بدیع می شود و با فعلیت بخشی به عالم و یا قادر و یا بصیر ، عبد عالم و قادر و بصیر می گردد و این امور در وی تحقق و فعلیت و یا تقویت می شود. اگر هر یک از اسمای الهی که در یک تعبیر کلی اسمای صد گانه است و در تعبیر دیگر چون جوشن کبیر اسمای هزارگانه می باشد، در شخصی تحقق و فعلیت یابد، انسان در مقام عبودیت آن اسم در می آید و ارتباط وی با خدا از طریق آن اسم تحقق می یابد.
انسان های کامل ، انسان هایی هستند که همه اسمای الهی ظاهری را در خود تحقق بخشیده اند و از آنان به عبدالله و یا عبدالرحمان یاد می شود؛ زیرا رحمان همانند الله ، نامی کلی برای همه اسمای الهی می باشد. در این مقام است که انسان به سبب مشابهت و مناسخت با خدا و متاله شدن ، این امکان را می یابند تا از وحی خاص بهره گیرند که از آن به انباء یاد می شود.
به سخن دیگر، دست یابی ارتباطی میان بنده و خدا زمانی شکل می گیرد که شخص خود را به مقام عبدالله و یا عبدالرحمان رسانده باشد؛ زیرا در این مقام است که مسانخت و مشابهت که در فارسی از آن به همانند یاد می شود تحقق می یابد و میان گیرنده و فرستنده پیام شرایط فراهم می اید.
رسیدن به مقام انسان های کامل و تحقق بخشی به عبدالله و عبدالرحمان برای همه بشر شدنی و امکان پذیر است. بنابراین همه بشر می توانند از ارتباط با این مقام برخوردار گشته و پیام های انبایی را دریافت کنند. از این مقام در اصطلاح به نبوت عامه و یا نبوت عمومی یاد می شود.
شخصی که در مقام پیامبری از این نوع قرار دارد، از مبدا و خداوند به طور مستقیم بهره مند می شود ولی در مقام ماموریت نیست بلکه تنها کسی است که گلیم خویش را از آب بیرون آورده است. بسیاری از عارفان در طول تاریخ بشریت به این مقام رسیده و از ارتباط از نوع نبوت عمومی برخوردار شده اند.
اما تنها کسانی به نبوت خاصه و تشریع و ماموریتی دست می یابند که خداوند آنان را از میان انسان های کامل برگزیده باشد. از این روست که در آیات قرآنی از اصطفا و برگزیدگی برخی از انسان های کامل برای ماموریت های خاص و نمایندگی و ولایت ویژه سخن آمده است.
همان گونه که خداوند از میان همه موجودات هستی ، آدم را برگزید تا به عنوان خلیفه الهی و ولی الله در میان موجودات و آفریده های هستی مسئولیت داشته باشد(آل عمران آیه ۳۳) هم چنین از میان انسان های کامل کسانی را برگزیده است تا در مقام نبوت خاص ماموریت الهی را به عهده و رهبری انسان ها را در مسیر کمالی به دست گیرند.
خداوند در آیاتی چون ۳۳ سوره آل عمران و ۸۳ تا ۸۷ سوره انعام از پیامبران به عنوان انسان های برگزیده و ممتاز یاد می کند که چون در صراط مستقیم انسانیت و کمال قرار گرفته بودند انتخاب شده و ماموریت خاصی بر عهده آنان گذاشته شده است.
گزینش پیامبران از میان انسان های کامل نیز چنان که آیه ۱۷۹ سوره آل عمران و نیز ۶۸ سوره قصص تبیین می کند بر اساس مشیت و اراده الهی بوده است. بنابراین نمی توان بر اساس معیارهای انسانی گفت که چرا این شخص از میان اشخاص به عنوان پیامبر برگزیده شده و دیگری انتخاب نشده است؛ زیرا اموری است که بیرون از درک و فهم بشر است و می بایست به عنوان مشیت و اراده الهی آن ها را پذیرفت. از این روست که آیه ۶۸ سوره قصص به مساله مشیت و اراده توجه می دهد و انتخاب پیامبر اکرم (ص) را بر اساس این ملاک و معیار بیان می کند؛ زیرا برخی از قریشان معترض این مطلب بودند که چرا ولید بن مغیره با آن همه قدرت و ثروت و بینش عالی به این مقام نرسیده است و چرا قرآن بر یکی از اشراف مکه و طائف نازل نشده است؟ که خداوند در پاسخ ایشان به مساله مشیت اشاره می کند و اراده خود را فوق همه چیز معرفی می نماید.(التحریر و التنویر، ج ۲۱ و ۲۲ ، جزء ۲۰ ، ص ۱۶۴)
تفاوت مراتب پیامبری
از آن جایی که انسان ها دارای درجات متفاوتی از بهره مندی از اسمای الهی هستند ، تفاوت های فاحشی نیز میان پیامبران وجود دارد. به این معنا که هر یک از پیامبران برگزیده الهی بر اساس درجه و مرتبه فعلیت بخشی و کیفیت اطاعت و تسلیم و تقرب است که از جایگاه و مقام برخوردار می باشد.
به سخن دیگر، همه پیامبران در مساله کف دارایی اسمایی مشترک می باشند و از این رو هیچ تفرقه ای میان آنان نیست و همه به یک معنا انسان های کامل و برگزیده ای از سوی خداوند بر اساس مشیت الهی هستند ولی میان پیامبران تفاوت های فاحشی به سبب چگونگی و کیفیت فعلیت بخشی است هر چند که در کم همه با هم مشترک می باشند.
هر پیامبری که از سوی خداوند انتخاب و برگزیده می شود دارای علم خاص می شود و اسم اعظم و اکبر به آنان اعطا شده و از مراتب ایمانی خاص برخوردار می شوند.( ال عمران آیه ۳۳)
از امام باقر (ع) در این باره روایت شده که خداوند به پیامبرش فرمود: ای محمد ! من مسلما قطع نکردم علم ، ایمان ، اسم اکبر ، میراث علم و آثار علم نبوت را از خانه های پیامبرانی که میان تو و پدرت آدم (ع) بودند و این است قول خدای متعال که می فرماید: ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین.( تفسیر نورالثقلین ، ج ۱ ، ص ۳۲۹، ذیل آیه)
با این همه تفاوت هایی بسیاری بر اساس درجات و مراتب تحقق اسمایی و کیفیت آن در میان پیامبران وجود دارد که آیاتی چند به آن ها اشاره می کند. از جمله خداوند در ایه ۱۷۹ سوره آل عمران برخی از پیامبران را دارای علم غیب خاص معرفی می کند که از سوی خداوند برگزیده شده اند. به برخی از ایشان افزون بر نبوت مقام داوری و قضاوت (انعام آیه ۸۴ تا ۸۹) و برخی دیگر مقام پادشاهی ظاهری و مکنت (همان ) و مقام های دیگری داده شده است. 
خداوند به صراحت اعلام می کند که برخی از پیامبران را بر برخی دیگر فضلیت و برتری داده ایم که این می تواند هم به عنایت و مشیت الهی باشد و هم به سبب آمادگی و فعلیت بخشی با کیفیت اسمای الهی صورت گیرد. به نظر می رسد که نمی توان نقش کیفیت را در این مساله نادیده گرفت.
امامت عالی ترین مقام 
از این روست که خداوند از میان همه پیامبران خویش تنها به شماری معدود و انگشت شمار امامت را ارزانی داشته است؛ زیرا این بزرگواران از ازمون های بسیار سخت تر و شدیدتری بیرون آمدند و با کیفیت بخشی به اسمای فعلیت بخشیده در خود ، تقرب و نزدیکی بیش تری به خدا یافته بودند. از این روست که توانایی در اختیار گرفتن مقامات عالی تر از نبوت خاص و خلافت عمومی و ولایت عمومی را یافته و به ولایت و خلافت ویژه و اختصاصی رسیده اند.
نخستین پیامبری که پس از دست یابی به مقام پیامبران اولوالعزم توانسته است به مقام امامت و ولایت خاص دست یابد، حضرت ابراهیم (ع) است. وی پس از سال ها تلاش و کدح جانکاه توانست به مقام خلیل بودن دست یابد.(نساء آیه ۱۲۵) و در مقام خلوت الهی راه پیدا کند.
خداوند بر آن حضرت (ع) صفات خاص و ویژه ای یاد می کند که از جمله سربلندی در آزمون های سخت و توانفرسا بوده است. این گونه است که پس از ابتلائات و آزمون های بسیاری آن حضرت توانست به مقام امامت دست یابد و در جایگاه رفیع و بلند برگزیدگان مختار در آید که افزون بر برگزیدگی و از عنوان اخیار نیز بهره مند شود.(ص آیات ۴۵ و ۴۷)
خداوند در آیاتی چند از جمله آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره بقره از اطاعت خاضعانه و تسلیم محض وی سخن می گوید که در برابر رب العالمین و پروردگار جهانیان انجام می داد. این خضوع و تسلیم محض در برابر رب العالمین که همان الله باشد، به معنا و مفهوم دست یابی به مقام عبداللهی است که از ویژگی های منحصر به فرد دیگری نیز بهره مند بود. قنوت و ملازم با طاعت و خضوع بودن (مفردات ص ۶۸۴ ذیل قنت و مجمع البیان ، ج ۵ و ۶ ، ص ۶۰۳) به آن حضرت جایگاه و مقام ویژه ای بخشید که از آن به مقام امامت یاد می شود.
آن حضرت (ع) پس از دست یابی به این مقام از خداوند خواست که آن را در فرزندانش نیز قرار دهد که خداوند به سبب بزرگی و بلندی این مقام تنها آن را مختص شماری از فرزندان آن حضرت دانست که هرگز به ظلمی الوده نشده باشند و در حق خود و خدا و بندگان وی لحظه ای ستم نکرده باشند. 
به سخن دیگر، اگر ملاک های برگزیدگی عام برای اموری چون پیامبری و رهبری اجتماعی تحقق اموری چون توحید و یکتا پرستی (نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۱) شکر و سپاس گزاری (همان ) اطاعت خاضعانه (همان و نیز بقره آیات ۱۳۰ و ۱۳۱) انابه و توجه به خدا (شورا آیه ۱۳) علم و دانش (بقره آیه ۲۴۷) و توانایی جسمی (همان ) و فعلیت بخشی به اسما و صفات الهی و دست یابی به مقام عبداللهی و تقرب به خداوندی می باشد، بی گمان دست یابی به مقام شامخ و بلند امامت نیازمند تحقق بخشی به صفاتی فراتر و برتر می باشد.
امامت علی و اهل البیت (ع)
با مطالب پیش گفته روشن می شود که چرا مقام امامت مقامی شامخ و بلند است و دست یابی به آن برای همگان شدنی و حتی برای بسیاری از پیامبران الهی غیر ممکن بوده است.
بنابراین هنگامی که خداوند مقام امامت را برای امیرمومنان علی (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اثبات می کند بیانگر این معناست که ایشان تا چه اندازه به مقام عبداللهی نزدیک بوده و تا چه مقدار توانسته اند مشابهت و مسانخت خود را با خدا تحقق بخشند.
چنان که گفته شد ، همه پیامبران در مقام عبدالله و عبدالرحمان قرار داشتند و برخی از ایشان توانسته بودند تا به شکل بسیاری کیفی همه اسما را در خود تحقق بخشند که از جمله ایشان حضرت ابراهیم (ع) بود که به مقام امامت نیز برای نخستین بار دست یافت و از ولایت خاص برخوردار شد.
با این همه ، نمی توان پیامبری چون رسول اکرم (ص) را یافت که در مقام عبده نشسته باشد و بنده ذات الهی و مقام هو باشد. از این روست که از آن حضرت در آیات قرآنی به عبده یاد شده و در تشهد نماز بر ما واجب است تا پیش از رسالت به عبودیت وی گواهی دهیم و آن حضرت (ص) در مقام عبده بشناسیم.
از آن جایی که به حکم آیه سوره مباهله حضرت امیرمومنان علی (ع) نفس پیامبر(ص) است و خود پیامبر(ص) بارها به اشکال مختلف بیان داشته نور وجودی حضرت امیرمومنان (ع) با او یگانه و یکتاست ، می توان دریافت که حضرت امیرمومنان علی (ع) نیز در مقام عبده بوده است. البته دیگر معصومان (ع) چنان که روایات بسیاری وارد شده از مقام نوری پیامبر (ص) و علی (ع) بهره مند می باشند و آنان نیز این گونه در مقام عبده نشسته اند. 
براین اساس می توان گفت که مقام اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نه تنها از همه پیامبران(ع) بالاتر و برتر است بلکه به سبب وحدانیت و یگانگی نفس و جان ایشان با جان و نفس پیامبر(ص) همه آنان حتی از حضرت ابراهیم خلیل الله (ع) نیز برتر می باشند.
امام علی بن حسین زین العابدین (ع) با اشاره به آیه ۵۸ سوره مریم می فرماید که ما همان کسانی هستیم که خداوند ایشان را به شکل خاص برگزیده و اجتباء نموده است. آن حضرت (ع) به صراحت می فرماید: مقصود این آیه (ممن هدینا و اجتبینا) ما (اهل بیت ) هستیم .(مجمع البیان ، ج ۵ و ۶ ، ص ۸۰۲) 
آنان نه تنها از مقام اصطفا و برگزیدگی عمومی پیامبران برخوردار می باشند بلکه از مقام اجتبا و برگزیدگی خاص برای امامت نیز برخوردار می باشند. ازاین روست که گفته اند ولایت کبرای الهی و خلافت عظمای خداوندی تنها از آن خاندان نبوت عصمت و طهارت (ع) است و پیش از ایشان و یا پس از ایشان کسی به این مقام نخواهد رسید ؛ زیرا همه هستی از مقام نوری ایشان ظهور یافته و همه هستی از مقام نوری ایشان به خداوند باز می گردند و نهان می شوند؛ چون مقام ایشان به تبع مقام رسول الله (ص) مقام رجعت و منتهی است و به حکم دایره آغاز و انجام ایشان نیز کسانی هستند که هستی از ایشان آغاز و خلق شده است. از این روست که آن حضرت (ص) می فرماید: اول ما خلق الله نوری .
باشد با پیروی از ایشان و پذیرش اطاعت و امامت و ولایت انان در مسیر کمالی گام برداریم و راه رسیدن به خدا و کمال را بر خود آسان گردانیم ؛ زیرا تنها با توکل برخدا و توسل به اهل بیت (ع) است که می توان از خطرات بی شمار دنیا و وسوسه های درونی و بیرونی ابلیس د ر امان ماند.