خطرپذیری در زندگی از نگاه اسلام

samamosریسک یا مخاطره پذیری یکی از عناوین مطرح در زندگی امروزی به ویژه در فعالیت های اقتصادی است. از نظر عرف جامعه، کسانی که دارای خلاقیت هستند و به عنوان کارآفرین و مبتکر شناخته می شوند، انسان هایی با درصد بالایی از خطرپذیری هستند.

به نظر می رسد که تحولات گوناگون در همه حوزه های فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مانند آن، مدیون کسانی است که دارای روحیه خطرپذیری بوده و هستند؛ زیرا آنان به سبب جسارت و شهامتی که دارند،‌ خطر می کنند و در دنیای ناشناخته ها گام می گذارند و این گونه است که کشفیات جدیدی را انجام می دهند و تحولات بسیاری را در جامعه پدید می آورند.

پرسش این نوشتار این است که آیا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، خطرپذیری امری ممدوح است یا آن که به عنوان امری مذموم تلقی می شود؟ اسلام این روحیه را چگونگی ارزش گذاری می کند؟ چرا که شکی در وجود چنین روحیه ای در بسیاری از افراد نیست و همین روحیه است که رفتارهای شخص را جهت می دهد؟ اسلام به عنوان دینی که رفتارهای مکلفین را ارزش گذاری می کند در این زمینه چه حکمی دارد؟ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مخاطره پذیری : شجاعت،‌ شهامت یا تهور و بی باکی

خطر که در انگلیسی از آن به ریسک(risk ) تعبیر می شود، واژه ای است که انسان ها را به طور طبیعی به احتیاط وا می دارد. هیچ انسانی زمانی که می داند خطری جان و مال و عرض او را تهدید می کند،‌ به سوی خطر نمی رود و بی هیچ شک و شبهه ای به حکم عقل عمل کرده و به حکم قوه غضبی در برابر خطر واکنش شدیدی از خود بروز می دهد. زمانی که انسان با خطری مواجه می شود به طور طبیعی عقل با حکم به پرهیز او را برای مواجه و درگیری احتمالی آماده می کند و به قوه غضبی فرمان می دهد تا آمادگی مبارزه خشونت آمیز برای دفع خطر داشته باشد.

با نگاهی به رفتارهای طبیعی انسان ها می توان در یافت که حتی احتمال خطر موجب تغییر رفتار آدمی می شود و بسیاری از مردم با عصای احتیاط با احتمالات خطر مواجه می شوند.

اما با این حال برخی از مردم نه تنها این گونه نیستند، بلکه به درون خطر می زنند و از آن پرهیز نمی کنند؛ چه رسد که نسبت به احتمال خطر واکنش احتیاطی در پیش گیرند و خود را کنار بکشند.

خطرپذیران به دو دسته و گروه اصلی تقسیم می شوند: ۱. کسانی که با سنجش میزان خطر و هدف،‌ می کوشند تا در یک چارچوب عقلانی اهم و مهم کرده و در مقام تزاحم خطر و هدف، اگر ارزش هدف را بیش تر دانسته و خطر را به جان بپذیرند. این افراد همان کسانی هستند که در اصطلاح عرف به عنوان شجاع شناخته می شوند. مجاهدان در راه خدا این گونه هستند؛ چرا که آنان خطر مرگ را به جان می خرند تا رضایت و خشنودی خدا و بهشت موعودش را به دست آورند.

۲. دسته دیگر کسانی هستند که عقل و خرد در زندگی آنان جایی ندارد بلکه این عواطف و احساسات که زندگی آنان را مدیریت می کند. این دسته چون به فرمان نفس و هواهای آن هستند گوش به زنگ احساسات و عواطف خود بوده و اگر قوه شهوانی یا غضبی هر فرمانی را صادر کند بی درنگ آن را انجام می دهند. بنابراین، وقتی با خطری مواجه شوند اگر از سوی نفس یا وسوسه های بیرونی تحریک شوند به درون خطر می زنند و بی محابا پیش می روند. این دسته افراد که در اصطلاح عرف به انسان های بی باک، متهور، بی پروا و مانند آن شناخته می شوند، تحت کنترل نفس یا وسوسه های بیرونی قرار دارند و بر اساس احساسات و عواطف عمل می کنند. در این گروه بیش تر جوانان قرار دارند؛ زیرا اینان دارای عقل بالغ و کاملی نیستند و هنوز احساسات و عواطف است که قوه محرکه آنان را تشکیل می دهد. موتور حرکتی آنان می تواند خواسته های نفسانی دو قوه غضب و شهوت باشد یا وسوسه های بیرونی باشد که از سوی دیگران مدیریت و کنترل می شود و جوانان تنها به عنوان ابزار مورد استفاده قرار می گیرند. همین مساله است که در ساختار ارتش ها بیش تر از جوانان استفاده می کنند و با جهت دهی احساسات آنان ایشان را به دامن و درون خطر گسیل می دارند.

توده های مردم به صرف احتمال خطر دست از عمل می بردارند. اما برخی از مردم تنها به صرف احتمال خطر از کاری دست بر نمی دارند، بلکه تنها در مواردی راه احتیاط در پیش می گیرند که خطر را دیده و شناخته و احتمال برخورد را با درصد بالایی بدهند. این افراد در اصطلاحات امروزی به افرادی شناخته می شوند که خطر پذیر و ریسک پذیر هستند. برخی از همین گروه ‌ حتی اگر ریسک و خطر بسیار بالا باشد اقدام می کنند.

به هر حال، اصطلاح ریسک پذیری و خطرپذیری که در عرف جامعه امروزی شایعه است درباره گروهی است که احتمال خطر معمولی و بلکه بالا آنان را از مسیر اصلی منحرف نمی کند و تنها به صرف احتمال خطر دست از کاری بر نمی دارند. این افراد از نظر توده های مردم ، افرادی با شهامت شناخته می شوند. خطرپذیری یعنی احتمال هر نتیجه‌ای به غیر از آنچه انتظارش را داریم.

برخی خطرپذیری را به معنای تمایل به مخاطره‌پذیری و پذیرش مخاطره‌های معتدلی می دانند که می‌توان از طریق تلاش‌های شخصی مهار شود. در هر مخاطره ای یک عنصر اصلی به نام «احتمال شکست» در ایجاد آن نقش دارد. پس خطرپذیر با دانستن احتمال شکست اقدام به کاری می کند.

در عمل اقتصادی یک کارآفرین با سرمایه گذاری در عرصه هایی کم تر شناخته شده بر آن است تا به تولید و ثروت بیش تر دست یابد. این جا احتمال شکست وجود دارد، ولی کارآفرین با سنجش میزان موفقیت نسبت به شکست، اقدام کرده و در آن عرصه سرمایه گذاری می کند.

در فرهنگ انگلیسی وبستر ریسک یا مخاطره پذیری به معنای احتمال ضرر یا خطر یا احتمال خسارت،‌در معرض مخاطره یا آزمایش گذاشتن و مخاطره کردن و مخاطره انداختن آمده است. پس ریسک پذیری به معنای قبول خطر کردن و پذیرش احتمال شکست، ضرر، خسارت و زیان در راه رسیدن به مقصد و هدفی است. خطرپذیر کسی است که اهل احتیاط مصطلح نیست به گونه ای که محافظه کارانه از هر گونه اقدامی که احتمال خطر در آن باشد دست بردارد و لقای رسیدن به هدف را به عطای خطر ببخشد.

برخی ریسک و خطرپذیری را اقدام به انجام عملی دانسته اند که از پیامد های آن به طور کامل خبر نداریم. یعنی بر اساس احتمال اقدام می کنیم نه با یقین صد در صد. اگر نسبت به انجام کاری یقین کامل و مطمئن باشیم که به نتیجه خواهد رسید، ریسک به حساب نمی آید.اما فردی که با توجه به احتمال شکست دست به عمل می زند فردی با قدرت خطر پذیری بالا است. به نظر می رسد که توده های مردم کم تر خطر پذیر هستند و درجه خطرپذیری نیز در میان افراد به دلایل سنی، روحی و روانی و عوامل دیگر بسیار متفاوت است.

خطرپذیری، عامل تغییرات مهم

به نظر می رسد که همه تغییرات در همه حوزه ها در گرو خطرپذیری افراد است. تاریخ را کسانی که ساخته اند که خطرپذیر بوده و نسبت به روندهای طبیعی واکنش مثبتی بروز نمی دادند. اینان همواره در اندیشه این هستند که راه های دیگری را تجربه و کشف کنند. پس نسبت به آداب و سنت ها و رویه ها و روش ها موجود نگاهی دیگری دارند که اگر اعتراضی نباشد ولی آن را تنها راهکار برونرفت یا شیوه درست رسیدن به مقصد و هدف نمی دانند. پس همواره راه های دیگر را تجربه می کنند تا موفقیت ها را به شکل ساده تر و آسان تر و کم هزینه تری به دست آورند. هر چند که در ابتدا ممکن است به سبب آزمون هزینه های گزاف بپردازند و با دل به دریا زدن مرگ را نیز بی نصیب نگذارند.

شاعران پارسی گو در باره روحیه خطرپذیری و تاثیر آن در کشف حقایق و ایجاد تغییرات شگرف بارها داد سخن داده اند. از جمله امیرمعزی می سراید:

در خطر کردن بزرگی و خطر جویم همی/ این مثل نشینده ای کاندر خطر باشد خطر

و آن دیگری می سراید:

بزرگی گر به کام شیر در است/ شو خطر کن زکام شیر بجوی.

با نگاه تحلیلی به پیشرفت ها و تغییراتی که در طول تاریخ پدیدار شده می توان به این نتیجه رسید که روحیه خطرپذیری در ایجاد تغییرات بسیار اساسی است. هم چنین یکی از دلایل مهم نوآوری، کشفیات مهم جغرافیایی و علمی و فنی و نیز موفقیت های مالی، علمی ، صنعتی، تجاری و مانند آن در کشورهای پیشرفته همین میزان خطر پذیری افراد آن جوامع است.

پیامبران(ع) را می توان از افرادی دانست که از روحیه خطرپذیری بسیاری برخوردار بودند. حضرت نوح(ع) در میان مردمی بت پرست دست به اقدام توحیدی می زند و مردم را به آخرت و دوری از فسق و فجور و کفر می خواند با آن که خطر طرد اجتماعی و سنگ سار و مرگ نیز می رفت.(سوره نوح و آیات دیگر)

حضرت ابراهیم(ع) نیز با پذیرش خطر، اقدام به بت شکنی کرد و آتش عظیم نمرودیان را به جان خرید هر چند که به عنایت الهی از آن به سلامت بیرون آمد.(انبیاء، آیات ۶۰ تا ۷۰) ایشان بارها تهدید به مرگ و سنگ سار می شود ولی خطر را به جان می خرد تا به هدف عالی خود یعنی جامعه ایمانی و توحیدی برسد.(مریم، آیه ۴۶)

حضرت لوط(ع) در شرایط دعوت به ایمان و پرهیز از عمل فسق لواط و هم جنس بازی می کرد که تنها خانواده مسلمان و پاک در آن قوم و شهر بوده است. حضرت شعیب (ع) نیز تهدید به سنگ سار و طرد و مرگ می شود ولی با این همه دست از اصلاحات خود برای تغییرات کلان در حوزه رفتار اقتصادی بر نمی دارد.(هود، آیه ۹۱)

اصحاب کهف نیز جوانانی بودند که در مخالفت سنت فرهنگی ملت خود قیام می کنند و پس از علنی کردن افکار و اعتقادات به غاری می گریزند با آن که ترس کشته شدن و سنگ سار شدن را به جان خریده بودند.(کهف، ایه ۲۰)

پیامبر(ص) برای ایجاد جامعه مدینه و تحقق عدالت اسلامی مجاهدت های بسیاری کرد و در این راه شکنجه ها و سختی ها و اذیت و آزارهای بسیاری را به جان خرید، بی آن که ترسی به دل راه دهد؛ چرا که خود را وقف هدفی بزرگ و بلند کرده بود و جان خود را در طبق اخلاص نهاده بود تا به آن هدف خود که همان تغییرات اساسی در جامعه جاهلی و جهان بوده نایل شود. پس تهدیدات را به جان خرید.(یس، آیه ۱۸ و آیات دیگر)

نیازها و تنگناها،‌ عامل خطرپذیری

چنان که می دانیم اموری چون مبانی شناختی از جمله هستی شناسی، جهان بینی و بینش ها و نگرش ها در نوعی عملکرد و رفتارهای آدمی تاثیر شگرف و اساسی دارد. هم چنین میزان عزم و اراده افراد نیز در حرکت های آنان نقش مهمی را ایفا می کند.

بر همین اساس، در ارتباط با خطرپذیری افراد و توصیف وضعیت آنان می بایست به این علل و عوامل توجه کرد. خردمندان هر چند که به ظاهر آدم های ریسک پذیری نیستند، ولی وقتی آنان به سنجش میزان خطر و هدف می نگرند، رفتار و عمل می کنند. از این روست که نمی تواند خطرپذیری بالا را مختص به افراد احساسی و عاطفی دانست،‌بلکه خردمندانی بزرگ چون پیامبران برای رسیدن به تغییرات اساسی در فکر و رفتار جامعه خطر شکنجه و مرگ های سخت چون سنگ سار شدن و در آتش افتادن را به جان خریدند.

یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار در ریسک و خطرپذیری را می بایست، نیازها و احتیاجات انسان دانست. در برخی از ضرب المثل ها آمده که احتیاج مادر اختراع است. وقتی انسان به چیزی احتیاج داشته باشد می کوشد راه هایی را برای برآورد حاجت خود بیابد. در کویرهای خشک ایران رسیدن به آب موجب شد تا قنات اختراع شود و کیلومترها خاک از اعماق زمین استخراج شود تا آب مورد نیاز تامین گردد. کشفیات و اختراعات همواره با خطرپذیری همواره بوده است. انسان ها برای این که بتوانند نیازهای خود را تامین کنند غیر از راه های معمول برای رسیدن به هدف بزرگ و متعالی خود راه های دیگر را نیز تجربه کردند که همواره با خطرهای ناشناخته همراه بوده است.

امیرمومنان علی(ع) می فرماید: ضرورات الأحوال تحمل على رکوب الأهوال؛ ضرورت ها و اضطرارهایی که انسان ها با آن در احوال گوناگون مواجه بودند ایشان را به خطرپذیری سوق داده است. انسان برای رسیدن به هدف و رهایی از چیزی که او را مضطر ساخته است حاضر می شود تا خطر را به جان پذیرد و بر آن سوار شود و به درون خطر نهیب زند تا به هدف برسد.(شرح غرر الحکم، ج ۴، حدیث ۵۸۹۳)

انسان می بایست خطر را در حد معقول و معمول آن بپذیرد. البته این که گفته می شود خطر معقول باشد، به این معناست که هر کاری را می بایست بر ترازوی عقل نهاد و دو کفه خطر و هدف را ارزیابی و سنجش کرد. پس اگر دانسته شد که هدف چنان ارزشمند است که انسان جان خود را بدهد در این صورت خطر کردن در جایی که احتمال مرگ است معقول خواهد بود. به عنوان نمونه رضایت خداوندی هدف بسیار اساسی و ارزشمندی است و کسی که بخواهد رضایت خداوند را بجوید گاه می بایست به جهاد و جنگی برود که احتمال مرگ در آن بسیار بالاست. با این همه عقل انسانی حکم می کندکه چنین خطری را برای هدفی چون رضایتمندی خدا بپذیرد و این تجارت را انجام دهد هر چند که به ظاهر خسران تن است ولی سود آن برای جان بسیار است؛ چرا که در آن رضایت جانان به دست می اید.

اما اگر آن هدف این اندازه بلند و ارزشی نباشد نمی بایست جان را برای آن به خطر انداخت. البته دفاع از ناموس،(عرض) و مال در برابر ظالم و متجاوز نیز همین گونه ارزش گذاری می شود؛‌ زیرا جان باختن در دفاع از حق در برابر ظالم به معنای ظلم ستیزی است که خود امری محبوب عقل و شریعت است. از این روست که جان بختن برای آن خوب و معقول و معمول است؛ اما این که انسان برای کسب مال جان را در کف قرار دهد این نه تنها معقول نیست بلکه معمول هم نیست. پس خطرپذیری نسبت به جان برای کسب مال جایز نیست.

به هر حال، خطرپذیری زمانی از نظر عقل و شریعت درست است که در ترازوی عقل و دین سنجیده و داوری شود. پس اگر درست بود در همان میزان می بایست خطر کرد.

البته بسیاری از مردم در هنگام عمل توهماتی دارند که مانع از اقدام آنان می شود. از جمله این توهمات سختی کار و رسیدن به هدف است. در این موارد است که می بایست خطر کرد و به درون کار پرید تا کار بر شخص اسان شود. توهم سختی و احتمال صعوبت آدمی را از کار باز می دارد که امری غیر معقول است. از این روست که آن حضرت (ع) در جایی دیگر می فرماید: اذا خفت صعوبه أمر فاصعب لم یذلّ لک؛ هر گاه از سختی چیزی ترسیدی، وارد آن شو تا بر تو هموار و آسان گردد.

مثلا دکتر برنز، از پایه گذاران روش شناخت درمانی، برای غلبه بر اضطراب اجتماعی توصیه می کند: اگر از معاشرت های اجتماعی پرهیز می کنید باید برای رفع آن هر چه بیشتر با دیگران رفت و آمد کنید و احساسات خود را بروز دهید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید. باید با دیگران بجوشید تا ناراحتی شما برطرف گردد، درست مانند کسی که از آسانسور می ترسد، باید سوار آسانسور شود تا بداند که در آن محبوس نمی شود.

اضطراب صحبت در برابر جمع، ناشی از افکار منفی و خطاهای شناختی است و راه درمان آن، مقابله با افکار مخرّب و اصلاح نگرش و واکنش منطقی در برابر تهدیدهاست؛ مثلاً اگر پیش خود بگویید: ممکن است کسی از جمع سؤالی کند که نتوانم جواب دهم، راه حل آن است که گفته شود: به آنها می گویم: سؤال بسیار جالبی است که جوابش را نمی دانم. وقتی یک خطای ساده اجتماعی را وحشتناک می بینید از خود بپرسید: بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ اگر به واقع این اتفاق بیفتد چه می شود؟

پس هر گاه سختی چیزی باعث هراس و بیم تو شد، در مقابل آن مقاومت کن و آن را به زانو در آور، در آن زمان است که مشکل بر تو آسان می شود.

به هر حال، از آموزه های قرآنی و روایی به دست می آید که خطرپذیری رفتاری است که می بایست در ترازوی عقل و وحی قرار داده شود و با توجه به معقول بودن میزان هدف و خطر می بایست اقدام به خطر کرد و گرنه از مصادیق انداختن نفس در هلاکت است که در آیه ۱۹۵ سوره بقره از آن نهی شده است. پس این گونه نیست که در هر کاری انسان هر خطری را به جان بخرد بلکه می بایست در ترازوی عقل و دین نهاده و بسنجد و با اهم و مهم کردن خطر و هدف اقدام نماید.