خشونت اجتماعی علیه امنیت اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

خشونت اجتماعی به شکل اتفاقی یا سازمان یافته بروز و ظهور می کند. هر چند خشونت های موردی نیز باید از ابعاد گوناگون روان شناسی و مانند آن مورد تحلیل و بررسی و راهکارهایی بیان شود، اما مهم ترین آسیب جدی به امنیت اجتماعی از سوی خشونت های سازمان یافته وارد می شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا عوامل و آثار خشونت های اجتماعی به ویژه علیه زنان و کودکان و پیران به عنوان مستضعفان جامعه را تبیین کند و راهکارهایی برای پیشگیری و درمان این مشکل بلکه معضل اجتماعی ارایه دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خشونت ارزشی و خشونت ضد ارزشی

واژه «خشن» در عربی ضد لیانت و نرمی است. بنابراین، خشونت به معنای اعمال رفتاری تند، سخت و شدید علیه چیز یا کسی است.(لسان العرب، ج ۴، ص ۱۰۴، «خشن»؛ لغت نامه، دهخدا، ج ۶ ، ص ۸۶۳۰ ، «خشونت».)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، خشونت بازتاب قوه نفسانی غضب است که به عنوان قوه دافعه در کنار قوه نفسانی شهوت به عنوان قوه جاذبه عمل کرده و سلامت و بقای آدمی را تضمین می کند.

البته این نیروی همانند نیروی شهوت باید تحت مدیریت و امارت مرتبه عقلانی نفس عمل کند نه آن که برعکس باشد و عقل تحت سلطه قوای جاذبه و دافعه یعنی شهوت و غضب در آید. امیرمومنان امام علی(ع) در این باره هشدار داده و می فرماید: کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ؛ چه بسیار عقلی که اسیر و تحت حاکمیت و امارت هواهای نفسانی است.(نهج البلاغه، حکمت ۲۱۱)

اما اگر قوای شهوانی و غضبانی تحت امارت عقل باشد؛ در این هنگام خشونت و غضبی که اعمال می شود برای تامین امنیت و تضمین بقای آن و در راستای دفع و رفع تهدیدهای احتمالی و فعلی است. در این زمان است که خشونت اعمالی از سوی انسان خشونتی قانونی و عقلانی و عقلایی و در چارچوب قوانین و مقررات و محدوده آن خواهد بود. خشونت های قانونی که از سوی هر شخص انسانی در دفاع از خود و خانواده و نیز جان و مال و عرض اعمال می شود، خشونتی بر اساس امارت عقل است؛ چنان که خشونت های قانونی جامعه در قالب نیروهای انتظامی در داخل و نیروهای نظامی در مرزها علیه دشمنان داخلی و خارجی، خشونت های عقلانی و عقلایی و قانونی است و از مشروعیت و مقبولیت چند جانبه برخوردار است و کسی آن را سرزنش و محکوم نمی کند. سرکوب آشوب ها و فتنه های سازمان یافته یا جمعی از سوی نیروی انتظامی، اعمال زور در چارچوب قانون و عقل و نقل است؛ چنان که دفع دشمن و دفاع از سرزمین و جان و مال و امنیت مردم و رفع هر گونه تهدیدی، از مصادیق اعمال زور قانونی است که برآیند اقتدار نظام سیاسی است.

بنابراین، از نظر آموزه های وحیانی قران، خشونت می تواند به دو شکل مثبت و منفی، ارزشی و ضد ارزشی در فرد و جامعه بروز و ظهور کند. خشونت های قانونی در راستای اعمال زور مقتدرانه علیه دشمن و تهدید آن، تحت امارت عقل فردی و عقلای جامعه انجام می شود و می تواند شامل مجازات های قانونی چون اجرای حدود و قصاص و تعزیرات و جنگ و جهاد و مانند آن ها باشد.

اما خشونت های غیر قانونی که تحت سلطه وامارت هواهای نفسانی انجام می شود، بی گمان برای فرد و جامعه خطرساز است و باید سرکوب و مهار شود. بنابراین، نمی توان از خشونت به عنوان رفتاری نابهنجار سخن گفت؛ زیرا خشونت می تواند مثبت یا منفی و ارزشی و ضد ارزشی باشد. در آیات قرآنی برای بیان خشونت به هر دو معنای مثبت و منفی از واژگانی چون «غلظه»، «عتلّ» و مشتقّات آنها و «تنهر»، «أعزّه»، «أشدّاء»، «دع» و جملاتى که مفهوم خشونت را مى رساند، استفاده شده است.

خشونت اجتماعی، اعمال غیر قانونی زور

اما امروزه در فرهنگ سیاسی – اجتماعی ایران، وقتی سخن از خشونت به میان می آید تنها ناظر به جنبه منفی و ضد ارزشی آن است. خشونت در فرهنگ امروزه ایرانی به معنای کاربرد زور غیر قانونی علیه فرد یا اشخاص یا گروه های اجتماعی است. از این روست که خشونت در اصطلاح سیاسی – اجتماعی و فرهنگ نامه به معنای «کاربرد نیرو در غیر جاى خود و یا برخلاف قانون» تعریف شده است.(فرهنگ علوم سیاسى، آقابخشى، ص ۴۵۳، «خشونت».)

بر همین اساس، اعمال زور و خشونت از سوی ناپدری و نامادری علیه کودکان یا همسر آزاری یا خشونت گروه های اشرار و اوباش علیه شهروندان چون اخاذی و گروگان گیری یا خشونت صاحبان قدرت و ثروت علیه اقشار دیگر خارج از قوانین نمونه های از خشونت های اجتماعی است.

خشونت خلاف قانون در اشکال گوناگون کلامی و گفتاری یا رفتاری و نیز جسمی و روانی انجام می شود. در اسلام از هر گونه خشونت خلاف قانون پرهیز داده شده است. خشونت رفتاری در قالب بی محلی و پشت کردن و گوش ندادن یا ادا و اطوار در آوردن می تواند شخصیت افراد را تهدید کند و از نظر روانی مشکلاتی را موجب شود.

بنابراین نباید خشونت را تنها در محدود رفتارهای فیزیکی مانند تنبیه و اذیت و آزار جنسی و غیر جنسی محدود کرد، بلکه خشونت های گفتاری و مانند آن نیز بسیار خطرناک است. در اسلام از خشونت کلامی و گفتاری(طه، آیات ۴۳ و ۴۴) مانند دیگر خشونت های غیر قانونی نسبت به دیگران مانند بی محلی و تند خویی و مانند آن پرهیز داده شده است. (ضحی، آیه ۱۰؛ آل عمران، آیه ۱۵۹ و آیات دیگر)

با توجه به آن چه بیان شد، باید تعریف خشونت اجتماعی غیر قانونی دامنه و گستره آن را فراتر از خشونت های فیزیکی و اعمال خشونت و زور دانست.

به سخن دیگر، خشونت اجتماعی غیر قانونی هر گونه گفتار و رفتار ظالمانه است که از نظر روحی و روانی شخص را مورد اذیت و آزار قرار می دهد. البته خشونت های فیزیکی برجسته و روشن ترین ، مصداق خشونت های اجتماعی غیر قانونی است.

آثار خشونت های اجتماعی غیر قانونی

از نظر آموزه های وحیانی، همان طوری که در جامعه نفس باید عقل بر قوای نفسانی و غضبانی حکومت کرده و مدیریت و مهار آن ها را به دست گیرد تا مثلا خشونت تنها در راستای تامین امنیت و دفع تهدید و خطر احتمالی و قطعی دشمن باشد، هم چنین در اجتماعات انسانی باید خشونت اعمالی همان زور قانونی در چارچوب حاکمیت اقتداری نظام سیاسی باشد و از هر گونه اعمال خشونت غیر قانونی جلوگیری شود؛ زیرا اعمال زور و خشونت غیر قانونی آثار و تبعات خطرناکی برای فرد و اجتماع انسانی دارد که گاه غیر قابل جبران است. از مهم ترین آثار زور و خشونت های غیر قانونی اجتماعی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تفرقه و فروپاشی انسجام اجتماعی: جامعه بر اساس رفتارهای عادلانه شکل گرفته و در سایه رفق و مدارا در قالب احسان و اکرام انسجام و استحکام می یابد. در حقیقت قوانین عقلی عادلانه همانند ملات ابتدایی برای سنگ های افراد جامعه است که با نرمینه های از عفو احسانی و بخشش و ایثار اکرامی چنان انسجام و استوار می شوند که چیزی آن را تخریب و تهدید نمی کند. اظهار محبت در قالب مودت اجتماعی و اخوت اسلامی، هم چنین عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یک دیگر و نیز ایثار از حقوق و کمک مالی به عنوان اکرام در برابر ظلم افراد در راستای جذب آنان از مهم ترین آموزه های وحیانی قرآن برای تحقق جامعه قرآنی است. بنابراین، نه تنها پاداش کلوخ انداز در جامعه قرآنی نسبت به شهروندان، سنگ نیست، بلکه حتی کلوخ هم نیست، بلکه به جای کلوخ انداختن به عنوان مقابله به مثل با احسان و اکرام به قصد جذب کردن سیاست داخلی امت قرآنی نسبت به یک دیگر و نیز شهروندان و امت است. خداوند درباره این سیاست عمومی دولت و امت نسبت به یک دیگر می فرماید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ ؛ محمد پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر و خشن و با همدیگر رحمان و مهربان هستند.(فتح، آیه ۲۹) این رحمت حتی نسبت به شهروندان غیر مسلمان از اهل کتاب نیز در راستای جذب حداکثری انجام می شود: وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ؛ بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو می کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند. پس عفو کنید و درگذرید و صفحه دیگری را برای آنان بگشا که در آن خطایی نیست و سفید است تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کارى تواناست. (بقره، ۱۰۹) این صفحه را ورق زدن باید بسیار زیبا باشد به طوری که هیچ خطایی از گذشته در آن نباشد: فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ؛ پس به زیبایی صفحه را برگردان و صفحه دیگر بگشا.(حجر، آیه ۸۵) همین سیاست از سوی نظام سیاسی اسلام اجرا شده و موجبات جذب حداکثری را فراهم آورد و تالیف میان امت و امام را موجب شد.(توبه، آیه ۱۲۸؛ انفال، آیه ۶۳) خداوند درباره تاثیر مثبت نرمی و ترک خشونت در راستای جذب حداکثری می فرماید: فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ؛ پس به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى دارد. (آل عمران، آیه ۱۵۹) در همین آیه بیان می شود اگر اعمال خشونت از سوی نظام سیاسی و یا امت علیه یک دیگر انجام شود، نه تنها انسجام اجتماعی از میان می رود، بلکه خشونت با مردم و اطرافیان، سبب بى علاقگى و پراکنده شدن آنان می شود.(همان)
  2. ذلت و خواری جامعه: جامعه ای که در آن خشونت نهادینه شده باشد و افراد به شکل نهادینه و سازمان یافته به اعمال خشونت غیر قانونی و زور اقدام می کنند، دچار نابودی نخبگان و از دست رفتن سرمایه علمی و عملی شده و پراکندگی مردمان زمینه ساز سلطه دیگران و از دست رفتن عزت و گرفتار شدن به ذلت و خواری در دنیا می شود. خداوند با اشاره به سنت خود در جامعه می فرماید کسانی که خشونت غیر قانونی را علیه مردم به ویژه نخبگان جامعه چون پیامبران اعمال می کنند، نه تنها از عزت بهره ای نخواهند برد بلکه گرفتار ذلت و سلطه دشمنان خواهند شد و بدبختی و شقاوت بهره آنان خواهد بود.(آل عمران، آیه ۱۱۲)
  3. غضب الهی: اعمال خشونت غیر قانونی علیه دیگران به عنوان عملی ستمگرانه و ظالمانه مطرح است. کسی که نسبت به دیگران به ویژه رهبران و نخبگان جامعه اعمال خشونت غیر قانونی دارد، باید خود را مغضوب خدا بداند. غضب خداوند نسبت به همه ظالمان به ویژه کسانی است که خشونت ظالمانه و غیر قانونی را به شکل سازمان یافته علیه نخبگان و رهبران الهی هدایت می کنند. چنین افراد و گروه ها و جامعه ای باید خود را آماده غضب الهی و بلایا متعددی کند که به دنبال غضب بر آنان بار خواهد شد. جامعه مغضوب از سوی خداوند هرگز رنگ سعادت و امنیت و سلامت را به خود نخواهد دید.(همان)
  4. فقر و مسکنت: جامعه ای که در آن خشونت سازمان یافته شکل گرفته باشد به سبب ظلم و ستم سازمان یافته مغضوب خدا و گرفتار فقر و فاقه و مسکنت خواهد شد به طوری که نه تنها قدرت قیام را نخواهد داشت بلکه از هر گونه تحرک به ویژه اقتصادی باز خواهد ایستاد و گرفتار مسکنت دایمی می شود.(همان)
  5. قانون گریزی: خشونت غیر قانونی سازمان یافته و گسترده در جامعه مهم ترین عامل در قانون گریزی و عدم اطاعت از قانون است. جامعه ای که گرفتار این نابهنجاری است هرگز آرامش و آسایش را به خود نخواهد دید و به سعادت نمی رسد؛ زیرا جز از راه قانون و اطاعت از آن نمی توان به سعادت و آرامش و آسایش رسید و جامعه ای که گرفتار خشونت و اعمال زور غیر قانونی و خلاف قانون است، به طور طبیعی قانون گریز بوده و تن به اطاعت از قانون نمی دهد. خداوند در آیات ۱۰ و ۱۳ سوره قلم با آوردن واژه «عُتلّ» که به معنای «فظّ و غلیظ» یعنی درشت خوى و خشن است (لسان العرب، ج ۹، ص ۳۹، «عتل») به این نکته توجه می دهد که چنین افرادی هرگز مطیع عقل و نقل نبوده و از قانون پیروی نمی کنند و مطیع آن نمی شوند.
  6. لعن الهی: کسانی که به خشونت خلاف قانونی و ظالمانه اقدام می کنند و به شکل سازمان یافته علیه گروه های دینی و عقیدتی اعمال خشونت غیر قانونی دارند، ملعون از سوی خدا هستند.(بروج، آیات ۴ تا ۸)
  7. دوزخ: خشونت غیر قانونی علیه مردم به ویژه مومنان و رهبران اسلامی خود عامل رفتن این افراد به سوی دوزخ است.(همان)
  8. ظالمان: کسی که خشونت غیر قانونی را نسبت به دیگران اعمال می کند، جزو ظالمان محسوب می شود و احکام ظالم بر او بار می شود.(اعراف، آیه ۱۵۰)

عوامل خشونت غیر قانونی

بی گمان درمان هر دردی نیازمند شناخت عوامل ایجادی آن است. اگر بخواهیم جلوی خشونت های اجتماعی غیر قانونی را بگیریم باید عوامل آن را بشناسیم. از آن جایی که خشونت های اجتماعی بنیاد اجتماع را تهدید و موجب فروپاشی آن است، لازم است تا از نظر اجتماعی به این مساله رسیدگی شده و با شناخت عوامل ایجادی از آثار مخرب آن جلوگیری کنیم. از نظر قرآن مهم ترین عوامل ایجادی خشونت های غیرقانونی عبارتند از:

  1. تکبر درونی و استکبار بیرونی: از نظر قرآن، انسان های فروتن و متواضع هماره حدود قانونی و مرزهای آن را پاس می دارند و از آن تجاوز نمی کنند، اما کسانی که گرفتار تکبر و خودبزرگ بینی و خود برتربینی هستند، در رفتار اجتماعی در قالب استکبارورزی به خشونت غیر قانونی و اعمال زور خلاف قانون می پردازند. فرعون به عنوان نماد مستکبران بشری این گونه رفتار می کرد و خشونت غیر قانونی سازمان یافته را علیه مردم خویش به کار می گرفت و بستری برای فروپاشی و نابودی جامعه مصری را فراهم آورد.(اعراف، ایات ۱۲۳ و ۱۲۴؛ طه، آیه ۷۱؛ شعراء، آیه ۴۹؛ بقره، آیه ۸۷)
  2. اسراف: اسراف به معنای زیاده روی در هر چیزی است. این زیاده روی ممکن است از اصول اعتقادی یا اقتصادی یا اجتماعی باشد. اصولا اهل اسراف به حد و مرزهای قانونی بسنده نمی کنند و با تجاوز از آن حقوق دیگران را تضییع کرده و اعمال خشونت غیر قانونی را نیز انجام می دهند.(یس، آیات ۱۸ و ۱۹) به عنوان نمونه قوم لوط که گرفتار اسراف جنسی بودند خشونت را علیه حضرت لوط (ع) و مهمانان آنان اعمال می کردند.(حجر، آیات ۶۸ تا ۷۷ ؛ اعراف، آیه ۸۱؛ و آیات دیگر)
  3. اطاعت از اشراف مستکبر: کسانی که از اشراف مستکبر پیروی و اطاعت می کنند و در جرگه آنان هستند، تحت تاثیر مستکبران اعمال خشونت می کنند. در حقیقت اینان سربازان همان اشراف هستند و در خدمت آنان برای اهداف آنان تلاش می کنند هر چند که از اوباش و اشرار پست اجتماع باشند و هیچ اختیاری نداشته باشند.(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۹)
  4. روحیه تجاوزگری: کسانی که دارای روحیه تجاوزگری هستند، اهل خشونت غیر قانونی هستند. خداوند در تحلیلی از علت خشونت یهودیان حتی علیه پیامبران خود می فرماید که روحیه تعدی و تجاوز موجب شد تا این گونه اعمال زور و خشونت علیه پیامبران داشته باشند.(بقره، آیه ۶۱؛ آل عمران، آیه ۱۱۲)
  5. تعصب باطل: تعصب می تواند خوب و بد باشد؛ زیرا انسان به چیزی که عقیده یافت نسبت به آن تعصب دارد ؛ اما ممکن است این عقیده حق یا باطل باشد. عقیده های باطل مانند برتری نژادی می تواند خود عامل خشونت های غیر قانونی باشد. برخوردهای سازمان یافته از سوی مردم مدین علیه حضرت شعیب(ع) برخاسته از تعصبات باطل آنان نسبت به بت پرستی بوده است. (هود، آیات ۸۴ تا ۹۱) هم چنین خشونت های سازمان یافته علیه دیگر پیامبران از جمله حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع) این گونه است.(مریم، آیه ۴۶؛ انبیاء، آیه ۶۸؛ غافر، آیه ۲۶)
  6. تکذیب اسلام و قیامت: از دیگر عواملی که موجب خشونت های غیرقانونی می شود، عدم پذیرش اسلام و حسابرسی روز قیامت است؛ زیرا چنین افراد گرفتار فجور می شوند و هیچ قانون و مرزی را نمی پذیرند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) خداوند در تحلیل خشونت علیه کودکان و یتیمان ، آن را به عدم پذیرش و تکذیب اسلام و روز جزا و حسابرسی نسبت می دهد.(ماعون، آیات ۱ و ۲)
  7. حسد: از مهم ترین عوامل خشونت سازمان یافته و برنامه ریزی علیه فرد یا افراد ، حسادتی است که در خشونت گرایان است. خداوند در تحلیل خشونت خانوادگی برادران حضرت یوسف(ع) علیه ایشان به مساله حسادت توجه می دهد.(یوسف، آیات ۸ تا ۱۰)
  8. عصیان: از دیگر عوامل موثر در خشونت های سازمان یافته می بایست به روحیه عصیانگری این افراد توجه داد. انسان های عصیان گر هرگز در محدوده های قانونی عمل و رفتار نمی کنند و گرایش به خشونت غیر قانونی دارند.(بقره، آیه ۶۱)
  9. انتقام جویی: از دیگر علل و عوامل گرایش به خشونت های سازمان یافته و برنامه ریزی شده، مساله انتقام جویی است. کسانی که حس انتقام جویی در آنان برانگیخته شده گرایش به خشونت های غیر قانونی دارند تا این گونه آتش خشم خویش را فرونشانند و با اعمال غیر قانونی انتقام خویش را بازستانند.(بروج، آیات ۴ تا ۸)

درمان خشونت های غیر قانونی

آموزه های اسلامی و قرآنی با بیان علل و عوامل ایجادی خشونت های غیر قانونی و خلاف قانون بر آن است تا راهکارهای درمانی آن را تبیین کرده و توصیه نماید.

از نظر اسلام، خشونت های غیر قانونی باید از جامعه حذف شود و کسی حق ندارد نسبت به دیگران اعمال خشونت خلاف قانون داشته باشد. پیامبر(ص) به عنوان رهبر نظام ولایی می بایست بر اساس عنصر لیانت و نرم و رفق و مدارا با مردم رفتار کند و شفقت و عدالت و انصاف را مراعات نماید؛ بنابراین حتی گاه از اعمال خشونت قانونی نیز دوری می کرد مگر آن که حدود الهی باشد که باید اجرایی شود.

در آیات قرآنی بر ترغیب به خوش خلقى و پرهیز از خشونت، در رفتارهاى اجتماعى تاکید بسیار شده است.(آل عمران، آیه ۱۵۹) از نظر قرآن ترک و اجتناب از خشونت باید از همه افراد به ویژه صاحبان قدرت از نیروهای نظامی و انتظامی مراعات شود و نباید کسی به داعی اتهامی مجازات و خشونت علیه او انجام شود.(نساء، آیه ۹۴)

امت نیز باید از برخوردهای خشن گفتاری و رفتاری نسبت به نیازمندان و مستضعفان خودداری کنند و با لیانت و نرمی و خوش گفتاری و سخن نیک با آنان رفتار و برخورد کلامی داشته باشند.(ضحی ، آیه ۱۰)

آموزه های قرآنی با تاکید و تشویق و ترغیب بر اصول احسان و اکرام در معاشرت های اجتماعی بر آن است تا خشونت خلاف قانون را از جامعه حذف کند و رفتار اجتماعی را در راستای صفا و صمیمت و اخوت اسلامی سامان دهد.

از نظر قرآن توجه به اموری می تواند خشونت را در انسان و افراد جامعه مهار و مدیریت کند. از این رو برای درمان خشونت اجتماعی به این مسایل توجه بسیار می دهد. از جمله این موارد عبارتند از:

  1. توجه به قیامت و حسابرسی : چنان که گفته شد بی توجهی به قیامت و حسابرسی آن خود عامل تشدید و افزایش خشونت اجتماعی غیر قانونی از سوی افراد و گروه ها و نهادهای قدرت و ثروت است. بنابراین، توجه به این امور خود عامل بازدارنده و مهار کننده خشونت است.(ماعون، آیات ۱ و ۲)
  2. توجّه به ربوبیّت خدا: توجّه به ربوبیّت خداوند، در آگاهى از اعمال انسان و بهره مندى از آمرزش وى، عامل اجتناب از برخورد خشونت آمیز با والدین و دیگران است.(اسراء ، آیات ۲۳ و ۲۵)
  3. توجّه به عطایاى خدا: توجّه به عطایاى الهى، سبب اجتناب از برخورد خشونت آمیز با دیگران به ویژه سائلان و محرومان جامعه است.)ضحی ، آیات ۶ تا ۱۰)
  4. رحمت خدا: رحمت الهى، عامل خوش اخلاقى و اجتناب از خشونت در رفتار آدمی است. انسانی که متاله و خدایی می شود هماره رحمت او بر غضب او پیش می گیرد و سبقت می جوید و با مردمان نرم و خوش برخورد می کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)