خرده گیری و عیب جویی وغفلت از خود

samamosعیب جویی و جست و جو از عیوب دیگران، یکی از رذایل اخلاقی است. خرده گیری و نکته گیری از خطاهای دیگران و ایراد عیب ها، نشان دهنده نوعی بیماری است. خرده گیران، به همان اندازه که نسبت به خطاها و اشتباهات دیگران تیزبین هستند و چون عقابی جنبیدن هر پشه ای را بر زمین می بینند،‌ ولی از عیوب خود غافل هستند. در حقیقت انسان های خرده گیر،‌ به عیب خود کور و به عیب دیگران بینا هستند.

 

چنین خصلت و منش در انسان ها، آثار زیانباری را بر جامعه انسانی به جا می گذارد و اخوت و برادری ایمانی را می گسلد و روابط اجتماعی را به تیرگی می کشاند و انسجام و وحدت جامعه ایمانی را دچار اختلال می کند. افزون بر این خشم خدا را برای عیب جو به همراه خواهد داشت. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های اسلامی، به واکاوی این بیماردلی و منش زشت و پست اخلاقی پرداخته و آثار و کارکردهای آن را بر روح و روان شخص عیب جو و جامعه ایمانی مورد بررسی قرار داده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خاستگاه و ریشه عیب جویی و خرده گیری

عیب جویی و خرده گیری نسبت به دیگران، یک خصلت زشت و پستی است که برخی از انسان ها بدان دچار می شوند. عیب جو و خرده گیر، نسبت به هر عمل دیگری نکته سنج است. چنین شخصی به خود کور و به دیگران بیناست و ذره بین به دست گرفته همه شخصیت و ابعاد وجودی و زندگی شخص را واکاوی می کند. تفحص و جست و جو در احوال اشخاص و دیگران، عادت او شده است و هر جایی سرک می کشد تا نقص و عیبی را بیابد و بدتر از آن، این عیوب و خطاها را به رخ دیگران بکشد. در حالی که از خود غافل است.

البته برخی از خرده گیران، عیوبی را مطرح می کنند که شاید در خودشان نباشد، ولی در خودشان عیوبی است که اصلا به آن توجه ندارند. خرده گیر شاید چشم چران نباشد، اما انسانی بخیلی است یا دچار عیب دیگری است که اصلا به آن توجهی ندارد.[۱]

عیب جو هر چند که اهل تهمت نیست و عیوبی که بیان می کند در فرد هست؛ ولی چه در حضور یا پشت سر و غیاب شخص آن ها را بیان کند، گناه کرده است؛ زیرا از نظر آموزه های قرآنی، عیب جویی و فاش کردن عیب های مومنان چه در حضور یا غیاب، حرام است.[۲]

خداوند در این آیات و هم چنین آیه ۱ سوره همزه به کسانی که خرده گیری می کنند عذاب سخت دوزخ را وعده می دهد و ایشان را از چاه ویلی که در آن می افتند برحذر می دارد. در این آیه سخن از دو دسته افراد است که از آنان به همزه و لمزه یاد کرده است. همزه کسی است که جلوی روی افراد از آنان خرده می گیرد ؛ و لمزه کسی است که پشت سر دیگران عیب آنان را فاش می کند.[۳] البته با توجه به محتوای سوره می بایست به این نکته توجه داشت که همزه و لمزه مالداران و ثروتمندانی هستند که خرده گیری نسبت به دیگران را در چارچوب ثروت اندوزی خود انجام می دهند؛ در حقیقت همزه مال اندوزی است که با نمایش مال و ثروت خویش، می کوشد تا دیگران را خوار کرده و عیوب آنان را آشکار سازد. به عنوان نمونه لباس های گرانبها می پوشد و در مجالس حاضر می شود تا تن پوش های بی مقدار مردمان آشکار شود و این گونه مومنان را تنقیص کند و به نوعی تمسخر و استهزا نماید؛ لمزه هم مال اندوزی است که با زر و سیم خویش که کنز کرده و اندوخته، می کوشد تا مومنان را تمسخر کند و عیب و نواقص ایشان را به رخ ایشان بکشد. خداوند کسانی را که با این رفتارهای زشت خویش می کوشند تا عیب مومنان آشکار شود و خوار و ذلیل شوند، ایشان را به خواری می کشاند و خود ایشان را تمسخر می کند.[۴]

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نسبت به عیب جویی هشدار و از آن پرهیز می دهد و می فرماید: لا تَـکُنْ عَیّابا وَ لا مَدّاحا وَ لا طَعّانا وَ لا مُماریا؛ نه عیب‏جو باش و نه ثناگو، نه زخم‏زبان زن و نه مجادله گر.[۵]

عیب جو، به سبب تفحص معایب دیگران و بیان ایراد عیوب و خطاهای دیگران، خرده گیر و نکته گیری است[۶] که به قصد امر به معروف و نهی از منکر به بیان عیب و خطا نمی پردازد،‌ بلکه این بیان و افشاگری او تنها از باب استهزاء و تمسخر و تنقیص دیگران است، از این روست که خداوند با ذکر عذاب الیم و عدم محبوبیت عیب جو در نزد خود خواسته است تا حرمت این گونه افشاگری از خطاها و عیب های دیگران را بیان کند.[۷]

با نگاهی به مطالب گذشته و نیز آیات دیگر قرآنی این معنا به دست می آید که خرده گیری ریشه در نوعی بینش انسان دارد. از این روست که خداوند در بیان زمینه های بروز بیماری خرده گیری در انسان ها به مواردی اشاره می کند که ارتباط تنگاتنگی با بینش و اعتقادات و باورهای افراد دارد.

از جمله ریشه های بیماری پست و ضد اخلاقی عیب جویی را می بایست در کفر افراد جست. کسانی که به خداوند کافرند، در صدد این هستند که دیگران را با خرده گیری خوار کرده و استهزاء و تمسخر کنند و بر عیب های ایشان بخندند. به شکلی عیب دیگران را جوک و لطیفه کنند و بر آنان بخندند.[۸]

تکذیب پیامبران و رسالت آنان نیز در ادامه همین بینش و اعتقاد باطل صورت می گیرد و نتیجه این تکذیب آنان است که به آموزه های وحیانی و اخلاقی آنان توجهی نکرده و مسیر باطل و کفر آمیز خویش را در عیب جویی و خرده گیری از دیگران ادامه می دهند.[۹]

خداوند در آیات ۷۷ و ۷۹ سوره توبه در بیان خاستگاه و ریشه های خرده گیری در افراد، به نفاق به عنوان یک عامل اشاره می کند. شکی نیست که نفاق نیز عامل بینشی و اعتقادی است. منافق کسی است که برخلاف کفر باطنی خود را مسلمان و مومن جا زده است تا از امکانات و منافع جامعه اسلامی بهره برد. این افراد چون هیچ اعتقادی به خدا و باورهای اسلامی ندارند، همان مسیر باطل و کفر خویش را در عمل می پیمایند و به خرده گیری از دیگران و تمسخر آنان می پردازند.

خرده گیری اگر در میان مسلمانان یا مومنانی یافت می شود، آن نیز ارتباطی تنگاتنگ با بینش و باورهای شخص دارد؛ زیرا درجه ایمانی افراد درسطحی نیست که بتواند ایشان را از مسیر کفر آمیز و باطل دور نگه دارد. مسلمانانی که از نظر باور و اعتقاد سست ایمان و ضعیف هستند و مثلا به مالکیت و ربوبیت خداوندی و تقسیم روزی باوری ندارند، اهل بخل می شوند. بخل زمینه ساز آن است که نسبت به مومنان و مسلمانانی که اهل انفاق هستند، خرده گیری کنند و به تمسخر و استهزاء ایشان بپردازند و آنان را سفیه و بی خرد بدانند که مال خویش را تباه می سازند؛ چرا که اگر خداوند می خواست مثلا به کسی چیزی بدهد خود می دهد پس لازم نیست که ما از جانب خداوند انفاق کنیم و چیزی به نیازمندان بپردازیم. منافقان به سبب همان کفر باطنی خویش چنین اعتقاداتی نسبت به خداوند داشته و با سوء استفاده و تبیین غلط از مسایل، باورهایی نادرست می سازند و بر اساس آن رفتار دیگران به ویژه مومنان را نقد می کنند و به تمسخر می گیرند.[۱۰]

مسلمان مال دوست و ثروت اندوز به سبب باورهای غلط و نادرست خویش، گرفتار عیب جویی می شود و به مردمان خرده می گیرد.[۱۱] چنان که مسلمان سست ایمان که به گناه آلوده است، در دام هواهای نفسانی می افتد و به جای آن که مشغول خود باشد، نکته گیر دیگران است و در مسیر جوک سازی و لطیفه گویی از رفتار دیگران و یا اقوام دیگر می افتند و برای اقوام مسلمان و قبایل و طوایف مردمی جوکهای خنده دار و لطیفه می سازند تا ایشان را تمسخر کنند.[۱۲]

ریشه بسیاری از نکته گیری و خرده گیری ها در میان مسلمانان و جامعه اسلامی را می بایست در همین سست ایمانی و گناهکاری افراد دانست. کسانی که برای مسلمانان و قومیت ها و ملت ها، جوک و لطیفه می سازند و با این کار قوم و مردمی را تمسخر می کنند و به قول خودشان به ریش این اقوام می خندند، در حقیقت سست ایمان های بیماردلی هستند که با تمسخر دیگران می خندند و شادی می کنند. چنین خنده و شادی جز تباهی و بدبختی برای این عیب جویان و جوک سازان و جامعه اسلامی چیزی را به همراه نخواهد داشت؛ بلکه چنان خداوند می فرماید یکی از مهم ترین آسیب هایی که این گونه رفتار در جامعه به دنبال خواهد داشت، گسست انسجام ملی و وحدت اخوانی در میان مسلمانان است. خداوند در آیات ۱۱ تا ۱۲ سوره حجرات به مسلمانان هشدار می دهد که عیب جویی و تجسس در احوال و اخلاق مسلمانان و کاستی های زندگی یک دیگر یکی از مهم ترین عوامل در گسست اجتماعی و اخوت و برادری ایمانی است که می بایست به شدت از آن پرهیز کرد.

آثار و کارکردهای عیب جویی

بر اساس آموزه های قرآنی و روایی، خرده گیری از دیگران و بیان کاستی های شخص و زندگی افراد جامعه ایمانی، آثار زیانباری را در شخص و جامعه و نیز در دنیا و آخرت به جا می گذارد.

افزون بر گسست اجتماعی که بیان شد، خداوند آثار زیانباری دیگری را درآیات قرآنی بیان کرده است که در این جا به برخی از آن ها پرداخته می شود.

عیب جو و خرده گیر همان گونه که دیگران را با عیب جویی به تمسخر می گیرد و بر عیوب و کاستی های آنان می خندد، ‌می بایست بداند که خود نیز گرفتار چنین امری خواهد شد و خداوند او را به تمسخر خواهد گرفت.[۱۳]

هم چنین عیب جویی ظلم به دیگران است و به همین عنوان است که از نظر عقلانی نیز قبیح و زشت دانسته شده است؛ چرا که ظلم و مصادیق آن از نظر عقل و شریعت، قبیح و گناه است. خداوند تنها عیب جویی و افشای عیوب دیگران را زمانی مجاز دانسته است که ظلمی به شخص شده باشد و مظلوم تنها راه برای احقاق حق خویش را افشای عیب و ظلم او بداند.[۱۴]

پس کسی که بی جهت از دیگران عیب جویی می کند، می بایست منتظر این معنا باشد که خداوند او را در همین دنیا رسوا سازد و تمسخر مومنان را به تمسخر خود پاسخ دهد. جالب این که خداوند به خرده گیران هشدار داده و تهدید می کند که اگر خرده گیری و عیب جویی کنند، خودشان گرفتار این می شوند که دیگران از او عیب جویی کنند و چیزی را که برای خود نمی پسندد، و تنها برای دیگران می پسندد، خود گرفتار آن شود؛ چرا که دیگران ممکن است در اقدام متقابل و قانون مقابله به مثل به عیب جویی از او بپردازند.[۱۵]

پس برای این که مقابله به مثل نکنند، کاری نکن تا زمینه مقابله به مثل فراهم آید.پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ستار عیوب بودن را می پسندد. به سخن دیگر نسبت به دیگران می بایست به گونه ای عمل کرد که دوست داری که دیگران در باره تو عمل کنند. اگر می خواهی به تو رحم کنند و نسبت به تو مهربان باشند پس تو نیز مهربان باشد و نسبت به دیگران رحم کن. هم چنین اگر می خواهی عیوب تو پوشیده بماند در پوشاندن عیوب دیگران بکوش. پیامبر(ص) می فرماید: مَن عَلِمَ مِن أخیهِ سَیِّئَهً فَسَتَرَها سَتَرَ اللهُ عَلَیهِ یَومَ القیامَهِ؛ هر که از برادر خود چیز ناپسندی بداند و آن را بپوشاند خداوند روز قیامت (عیبهای) او را بپوشاند.[۱۶]

البته علامه طباطبایی براین باور است که مسلمانان از یک جمعیت و در حکم واحد هستند. پس عیب جویی از دیگران عیب جویی از خود است.[۱۷]

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز نسبت افشاگری عیوب دیگران هشدار داده می فرماید: مَن کَشَفَ عَورَهَ اَخیهِ المُسلِمِ کَشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى یَفضَحَهُ بِها فى بَیتِهِ؛ هر کس عیب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش کند، خداوند زشتى او را آشکار سازد، تاجایى که او را در درون خانه اش رسوا سازد.[۱۸]

برای این که گرفتار مساله عیب جویی و مقابله به مثل و آنان نشوید، پرهیز از این افراد که دیگران را مضحکه خود کرده اند و با جوک سازی از عیوب دیگران زمینه خنده و تمسخر دیگران را فراهم می آورند، می بایست در دستور کار باشد. اصولا چنین افرادی برای دوستی و برادری ایمانی به درد نمی خورند؛ چرا که اینان خوره ایمان و اخلاق انسان هستند. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: لا تواخِ مَن یَستُرُ مَناقِبَکَ وَ یَنشُرُ مَثالِبَکَ؛ با کسی که خوبیهایت را می پوشاند و عیبهایت را آشکار می سازد برادری مکن.[۱۹]

خرده گیری هم چنین زمینه ساز فسق است. به این معنا که خرده گیری و تفحص در معایب دیگران و تجسس در احوال و کاستی مردمان، موجب می شود که شخص گرفتار فسق شود.[۲۰]

هم چنین، عیب جویی از دیگران، مانع از مغفرت و تاثیرگذاری استغفار پیامبر(ص) در حق این افراد می شود[۲۱] و محرومیت این افراد را از هدایت الهی به دنبال خواهد داشت.[۲۲]

عیب جویان نه تنها محبوب خداوند نیستد[۲۳]، بلکه دچار خشم الهی در دنیا و آخرت می شوند و خداوند ایشان را گرفتار آتشی در قلب هایشان می کند و هم چنین آتشی مسلط و فراگیر در دوزخ برایشان قرار می دهد.[۲۴] امام صادق علیه‏السلام در این باره به عیب جویان هشدار می دهد و می فرماید: مَن اَحصى عَلى اَخیهِ المُؤمِنِ عَیبا لِیَعیبَهُ بِهِ یَوما ما کانَ مِن اَهلِ هذِهِ الآیَهِ قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفِاحِشَهُ فِى الَّذینَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِى الدُّنیا وَ الآخِرَهِ وَ اللّه‏ُ یَعلَمُ وَ اَ نتُم لا تَعلَمونَ ؛هر کس درصدد عیب‏جویى برادر مؤمنش برآید، تا با آن روزى او را سرزنش کند، مشمول این آیه است: کسانى که دوست دارند، زشتى‏ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت خواهد بود و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید.[۲۵]

عیب جویان کسانی هستند که از خود غافل هستند؛ چرا که اگر از خود غافل نبودند،‌به جای این که در اندیشه تفحص و جست و جو عیوب و کاستی های دیگران باشند، دراندیشه اصلاح خود و برطرف کردن عیوب خود بودند. پس به جایی این که در اندیشه عیب جویی باشند، می بایست از عیب خود تفحص کرده و آن را اصلاح نمایند.

کسانی که عیب خود را نمی ببیند و عیب دیگران را می بینند انسان های غافلی هستند. این افراد گاه عیوبی را که خود دارند همان را نمی بینند ولی در دیگر می بینند و افشا می کنند و مردم را به همان تمسخر می کنند. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: اَکبَرُ العَیبِ اَن تَعیبَ ما فیک مِثلُهُ؛ بزرکترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خود توست عیب بشماری.[۲۶]

کسانی که عیب دیگران را می ببیند ولی عیب خود را نمی ببیند و از آن غافل هستند ، در بدترین حالت هستند. امیرمومنان علی (ع) می فرماید: مِن أشَدِّ عُیوبِ المَرءِ أن تَخفى عَلَیهِ عُیوبُه؛ یکى از بدترین عیبهاى آدمى این است که عیبهایش بر او پوشیده باشد. [۲۷]

پس انسان مومن و عاقل کسی است که پیش از این که عیب دیگران را ببیند عیب خود را ببیند و پیش از اصلاح دیگران در اصلاح خود بکوشد. امام على علیه السلام می فرماید: إن سَمَتْ هِمَّتُکَ لإِصلاحِ النّاسِ فَابدَأْ بِنَفسِکَ ، فإنَّ تَعاطیکَ إصلاحَ غَیرِکَ و أنتَ فاسِدٌ أکبَرُ العَیبِ ؛ اگر قصد اصلاح مردم را دارى، از خودت آغاز کن؛ زیرا پرداختن تو به کار اصلاح دیگران، در حالى که خودت فاسد هستى، بزرگترین عیب است.[۲۸]

عیب جویی از دیگران و غفلت از خود، نشانه نادانی و جهالت نیز است. امام على علیه السلام می فرماید: کَفى بِالمَرءِ جَهلاً أن یُنکِرَ علَى الناسِ ما یأتِی مِثلَهُ ؛ در نادانى آدمى همین بس که از مردم بر کارى خرده گیرد که خودش مانند آن را انجام مى دهد.[۲۹]

ان حضرت هم چنین می فرماید : کَفى بِالمَرءِ جَهلاً أن یَجهَلَ عُیوبَ نَفسِهِ ، و یَطعَنَ عَلَى النّاسِ بِما لا یَستَطیعُ التَّحَوُّلَ عَنهُ ؛ در نادانى آدمى همین بس که عیبهاى خود را نداند و از مردم بر کارى خرده گیرد که خود نمى تواند از آن دست بردارد.[۳۰]

امام باقر علیه السلام نیز می فرماید : کَفى بِالمَرءِ عَیبا أن یُبصِرَ مِنَ النّاسِ ما یَعمى عَنهُ عن نَفسِهِ ، أو یَنهى النّاسَ عَمّا لا یَستَطیعُ التَّحَوُّلَ عَنهُ ، و أن یُؤذِیَ جَلیسَهُ فیما لا یَعنیهِ ؛ آدمى را همین عیب بس که از [ عیب هاى ]مردم ببیند آنچه را از خود نمى بیند، یا مردم را از چیزى نهى کند که خودش نمى تواند از آن دست بردارد و همنشین خود را با چیزهاى بیهوده بیازارد. (۳)[۳۱]

این ها نمونه های از آثار منفی و کارکردهای زیانبار عیب جویی و خرده گیری است که بیان شد. با نگاهی گذرا به همین آثار و کارکردهای منفی در شخص و جامعه و نیز دنیا و آخرت می توان دریافت که عیب جویی خصلتی زشت و نابهنجاری بدی است که افراد جامعه می بایست از آن پرهیز کنند و خود را بر ترک آن وادار سازند و اگر در خود یا دیگران این عیب را دیدند در اصلاح آن بکوشند و یا در نهایت از این دسته افراد به ظاهر بذله گو و خوش اخلاق که مجالس خویش را با عیب دیگران گرم می کنند و با تمسخر از اقوام و اشخاص بازار گرمی می کنند پرهیز کرد،‌ تا دچار این بیماری زشت و فسق و گناه و عذاب الهی نشویم.


[۱] . توبه، آیات ۷۶ و ۷۷ و ۷۹

[۲] . نساء، آیه ۱۴۸؛‌توبه، آیه ۷۹؛ حجرات، آیه ۱۱؛ قلم، آیات ۱۰ و ۱۱

[۳] . مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص ۸۱۸

[۴] . توبه، آیات ۷۷ و ۷۹

[۵] . مکارم الاخلاق، ص ۴۶۷

[۶] . فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۲۳۶۸

[۷] . توبه، آیه ۷۹؛ نساء، آیه ۱۴۸

[۸] . توبه، آیات ۷۷ و ۷۹ و ۸۰؛ مطففین، آیات ۲۹ و ۳۰ و ۳۴

[۹] . قلم، آیات ۸ و ۱۱

[۱۰] . توبه، آیات ۷۶ تا ۷۹

[۱۱] . همزه، آیات ۱ و ۲

[۱۲] . مطففین، آیات ۲۹ و ۳۰

[۱۳] . توبه، آیات ۷۷ و ۷۹

[۱۴] . نساء، ایه ۱۴۸

[۱۵] . حجرات، آیه ۱۱

[۱۶] و الترغیب و الترهیب ج۳ ص۲۳

[۱۷] . المیزان، ج ۱۸، ص ۳۲۲

[۱۸] . الترغیب والترهیب، ج ۲، ص ۲۳۹، ح ۹

[۱۹] . غررالحکم ح۹۵۶۵ ص۴۱۸

[۲۰] . توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰

[۲۱] . توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰

[۲۲] . همان

[۲۳]. نساء، ‌آیه ۱۴۸

[۲۴] . همزه، آیات ۱ تا ۸

[۲۵] . مستدرک الوسایل، ج ۹، ص ۱۱۰، ح ۱۰۳۷۹

[۲۶] . نهج البلاغه : الحکمه ۳۵۳

[۲۷] . غرر الحکم : ۹۲۹۰

[۲۸] . غرر الحکم : ۳۷۴۹

[۲۹] . غرر الحکم : ۷۰۷۳

[۳۰] . غرر الحکم : ۷۰۷۱

[۳۱] . المحاسن : ج ۱ ، صص ۴۵۵ و۱۰۵۱