خدمات اجتماعی دولت و امت

صدقه

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی ولایی و امت اسلام در قبال یکایک افراد جامعه مسئولیت و وظایفی دارند که در حوزه خدمات اجتماعی خودنمایی می کند. توجه به بی خانمان ها، در راه ماندگان، بینوایان، بی پناهان و مانند آن ها از وظایف دولت و امت اسلام است که در آیات قرآنی به آن ها توجه داده شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش و وظیفه امت و دولت را در حوزه خدمات اجتماعی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم خدمات اجتماعی

خدمت به معنای «انجام کاری برای کسی» است. بنابراین خدمات انجام کارهایی است که انسان در نقش اجتماعی به دیگران ارایه می دهد.

خدمات به دیگران می تواند در دو صورت واجب و مستحب انجام شود؛ زیرا برخی از خدمات به دیگران واجب است، همانند خدماتی که به همسر و والدین و فرزندان ارایه می شود؛ البته خدمات واجب محدود به این افراد نیست، بلکه چنان که گفته می شود دامنه وسیع و گسترده تری دارد.

هم چنین خدمات در حوزه عمل اجتماعی می تواند به دو شکل: خدمات عمومی عام یا خدمات اجتماعی خاص انجام گیرد. «خدمات اجتماعی عام یا عمومی» عبارت از ارائه هرگونه خدمت مادی و معنوی به اقشار مختلف جامعه در جهت تأمین نیازهای مشترک و عمومی آنها است.

«خدمات اجتماعی به مفهوم خاص» خدمات اجتماعی است که در رابطه با «گروه های خاص» اجتماعی انجام می شود. منظور از «گروه های خاص» اجتماعی عبارت از اقشاری از جامعه هستند که به علل مختلف جسمانی، روانی، شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی علاوه بر نیازهای مشترک با همه مردم، نیازهای ویژه ای دارند که ممکن است این نیازمندی کوتاه مدت، میان مدت یا دائمی و همیشگی باشد. از جمله گروه های خاص اجتماعی می توان از جانبازان و معلولان جسمی، روانی، عقب افتادگان ذهنی ، ایتام و خانواده های بی سرپرست، سالمندان تنها، خانواده های مستمند و کم درآمد، در راه ماندگان، ورشکستگان، پناهندگان و آوارگان، مصیبت زندگان و آسیب دیدگان از حوادث و سوانح طبیعی و غیر طبیعی، معلولین اجتماعی چون زنان ویژه، معتادین، بزهکاران، متکدّیان و مانند آن ها اشاره کرد.

در فرهنگ سیاسی امروز، رفاه اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین وظایف و تکالیف نظام سیاسی در راستای تامین آسایش عمومی تعریف و در قوانین اساسی و مدنی به آن توجه داده شده است. شماری از نهادهای دولت نهاد و مردم نهاد چون بهزیستی، تامین اجتماعی ، هلال احمر و مانند آنها برای تحقق این مهم تشکیل شده است.

نهادهایی که به خدمات عمومی و خاص اجتماعی می پردازند در سه حوزه اصلی «امدادی، حمایتی و بیمه ای» مشغول فعالیت هستند.

خدمات اجتماعی در نظام ولایی اسلام

نظام سیاسی اسلام که نظام ولایی است، بر اساس ساختار ولایت دوستانه و محبانه ، بر آن است تا شرایط مناسب رشد و کمال یابی را برای همگان فراهم آورد. از همین رو، توجه خاص و ویژه ای با محرومانی دارد که سطح عمومی آنان در تراز سطح همگانی نیست. به سخن دیگر، از وظایف نظام سیاسی ولایی و امت اسلام آن است تا شرایط برابری را برای همگان فراهم آورد تا بتوانند به سعادت دنیوی و اخروی دست یابند. بر این اساس لازم است تا کمبودهای برخی از افراد و اقشار به شکل خاص و ویژه جبران شود و بتوانند در سطحی قرار گیرند که کف برآورد شدن نیازهای عمومی آنان است. البته اگر شرایط به گونه ای شود که همه به سقف آن دست یابند مطلوب است؛ ولی از آن جایی که هرگز نمی تواند به این سقف در دنیا رسید، سخن گفتن از آن آرمان گرایی غیر واقع بینانه است؛ چرا که نمی توان یک معلول ذهنی را به سقفی رساند که یک دارای هوش کامل قرار دارد. از همین رو، در شناخت راهبردهای اجتماعی باید به این مهم توجه داشت که حقیقت گرایی باید واقع بینانه باشد و نمی توان از واقعیت ها چشم پوشید و برنامه ریزی را بر اساس حقایقی قرارداد که آرمانی دست نیافتنی در این دنیا است.

به هر حال، امت اسلام و نظام سیاسی آن باید تلاش جمعی داشته باشند تا همگان از کف خدمات اجتماعی برخوردار باشند و بتوانند نیازهای اولی و ابتدایی خود را بر آورده و برطرف سازند.

از نظر قرآن، هر یک از افراد امت به عنوان مسلمان، وظایف فردی و اجتماعی دارند که با انجام آن ها می توانند خود را از خسران و زیان ابدی نجات دهند و این گونه نیست که انجام وظایف شخصی به تنهایی بتواند شخص را اهل نجات از دوزخ کرده و به بهشت برساند؛ بلکه اگر به هر دو وظیفه عمل نشود و تنها به یکی بسنده شود، شخص امیدی به نجات نباید داشته باشد؛ پس اگر به وظیفه اجتماعی خود عمل کند و به وظیفه شخصی نپردازد همان اندازه زیانکار خواهد بود که وظیفه شخصی بدون اجتماعی بپردازد.(عصر، آیات ۱ تا ۳؛ انسان، آیات ۵ تا ۱۲ و آیات دیگر)

خداوند در سوره انسان بیان می کند که انجام خدمات اجتماعی به ویژه برای اقشار خاص و ویژه می تواند انسان را به مقام ابرار و نیکان برساند و از دوزخ و شقاوت نجات داده و به بهشت رضوان الهی وارد سازد. خداوند می فرماید: وَیطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا؛ و هم بر دوستی (خدا) به فقیر و اسیر و یتیم طعام می دهند، می گویند: ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.(سوره انسان، آیه ۸ و ۹)

بی گمان توجه و عنایت خاص به گروه هایی اجتماعی چون مسکین و کارافتاده و نیز یتیمان بی سرپرست و اسیران جنگی در بند، وظیفه اجتماعی است که انسان برای جلب رضایت الهی باید انجام دهد. البته لازم نیست انسان ایثارگری کند و لقمه دهان خود و کودکانش را بردارد و در دهان اقشار خاص بگذارد، بلکه بخشی از اموالی که خداوند به او بخشیده را در این راه هزینه کند.

از همین روست که خداوند در آیاتی از جمله ۱۹ سوره ذاریات و ۲۴ و ۲۵ سوره معارج از حقوقی سخن می گوید که در اموال هر کسی برای سائلان و محرومان ثابت است. به این معنا که به شکل مشاع، حقی در هر مالی برای این دو قشر اجتماعی است. خداوند می فرماید: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ و در اموالشان براى سائل و محروم حقى معین بود.(ذاریات، آیه ۱۹)

بنابراین، در خدمات اجتماعی به ویژه هزینه هایی که عرضه می شود، نباید منتی بر این دو قشر گذاشته شود؛ زیرا پرداخت آن لازم و ضروری است؛ چرا که پرداختی از حق معین آنان به خود آنان است. به سخن دیگر، هر کسی باید به این وظیفه اجتماعی توجه و عنایت داشته باشد؛ زیرا وظیفه اجتماعی و مسئولیت عمومی در قبال دیگران است و نباید هیچ منت و اذیتی را به دنبال داشته باشد؛ چرا که کاری انجام نداده است؛ جز آن که واسطه فیض الهی شده است، و خداوند برای همین واسطه گی عنایت و پاداشی برای او در نظر می گیرد.

خداوند درباره پرداخت صدقات مالی که امر واجب است، پاداش هایی را در نظر گرفته که مهم ترین آن ها طهارت باطنی انسان است: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازى و برایشان دعا کن زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست.(توبه، آیه ۱۰۳)

البته چنان که گفته شد هر کسی به همین وظیفه و تکلیف شرعی و واجب خود عمل کند، دیگر نیازی نیست که ایثارگری کند و از دهان خود بردارد و به دهان دیگران بگذارد، اما از آن جایی که همگان به این مسئولیت اجتماعی خود عمل نمی کنند، مومنان خاص بر خود لازم می بینند تا از خودگذشت کنند و با ایثارگری لقمه را از دهان خود برداشته و به دهان دیگران بگذارند؛ چنان که اهل بیت(ع) این گونه بودند. هر یک از آنان به اختیار خودش ایثارگری کرد و این گونه نبود که همسر و فرزندان به حکم شوهر و پدر این کار را کرده باشند؛ زیرا هر کسی می تواند به اختیار از خویش بگذرد، اما اجازه ندارد از حق دیگری این کار را انجام دهد و لقمه را از دهان زن و بچه خویش بگیرد و به دیگران بدهد. واژه « عَلَى حُبِّهِ» به هر دو معنای نیازمندی شدید به آن چیز و نیز محبوب بودن آن چیز است. پس هم چیزی محبوب را با آن که به شدت به آن نیاز داشتند ایثارکرده و به دیگران بخشیده اند.

همین رویه را مومنان خاص از جمله انصار مدینه النبی(ص) در پیش می گیرند. آنان هم از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) سرمشق گرفته و در حالی که خود به شدت به چیزی نیازمند هستند، برای اقشار خاص اجتماعی هزینه کرده و خدمت رسانی می کنند. خداوند می فرماید: مَّا أُوتُوا وَیؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ گرچه حاجتمند هستند، ولی مستمندان را بر خویش مقدم می دارند و هر کس از بخل ضمیر و باطنی خویش محفوظ بماند ، حتماً رستگار می گردد.(حشر، آیه ۹)

در روایات نیز به مساله خدمات اجتماعی عام و خاص توجه داده شده است. از امام حسن مجتبی (علیه السّلام) نقل شده است که فرمود: «از پدرم شنیدم که جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود کسی که در برآوردن حاجت برادر مسلمان خود بکوشد چنان است که خدا را نه سال عبادت کرده است که روز را به روزه و شب را به عبادت به سر برده باشد. (گناهان کبیره ، دستغیب، ج۲، ۱۳۴۸، ص۸۸).

در قسمتی از فرمایش امام صادق (علیه السّلام) می خوانیم: «کسی که صبح سرش را از خواب بردارد و فقط به فکر کارهای شخصی خویش باشد، خیال کند که خداوند او را فقط برای این آفریده که از بامداد تا شامگاه از آن وقت که هوا روشن می شود تا موقع تاریکی به دنبال منافع شخصی خود باشد و به فکر کارهای اجتماعی و مصالح امت اسلام نباشد چنین کسی مسلمان یعنی عضو جامعه اسلامی نیست.» (اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۳۸ ، باب همت گماشتن به امور مسلمین)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مِنْ أَفْضَلِ الأَعْمالِ عِنْدَ اللَّهِ إِبْرادُ الْکِبادِ الْحارَّهِ وَ إِشْباعُ الْکِبادِ الْجائِعَهِ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله بِیَدِهِ لا یُؤْمِنُ بِی عَبْدٌ یَبِیتُ شَبْعانَ وَ أَخُوهُ- أَوْ قالَ جَارُهُ- الْمُسْلِمُ جائِعٌ؛ برترین اعمال از نظر خداوند، خنک ساختن دل های سوخته تشنگان و سیر کردن شکم های گرسنه است قسم بر آن که هستی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در اختیار اوست ایمان به من نیاورده آن که سیر بخوابد و برادر مسلمان یا همسایه او گرسنه باشد.» (بحارالانوار ج ۷۴، ص ۳۶۹).

امام کاظم – علیه السّلام – فرمود: اِنَّ خَواتیمَ أعمالِکُم قَضاءُ حَوائجِ إخوانِکُم والإحسانِ إلیهِمْ ما قَدَرْتُم و الاّ لَمْ یُقْبَلْ مِنْکُم عَمَلٌ؛ همانا مُهر قبول اعمال شما، برآوردن نیازهای برادرانتان و نیکی کردن به آنان در حد توانتان است و الا (اگر چنین نکنید)، هیچ عملی از شما پذیرفته نمی شود. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۹

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: قال الله عزّوجل: ألخَلقُ عِِیالی فَأَحبُّهُمْ إِلیَّ أَلْطَفُهمْ بِهمِ وَ أَشعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ؛ خدای متعال می‌فرماید: مردم خانواده من هستند، پس محبوبترین آنان نزد من کسانی هستند که با مردم مهربان‌تر و در راه برآوردن نیازهای آنان کوشاتر باشند. (الکافی، ج ۲، ص ۱۹۹)

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: مَنْ قَضی لِمُؤمنٍ حاجهً‌ قَضی اللهُ لَهُ حوائجَ کثیرهً أَدْناهُنَّ الجنَّهُ؛ هر کس یک نیاز مؤمنی را روا سازد، خداوند حاجت های فراوان او را روا سازد که کمترین آن بهشت باشد. (قرب الاسناد، ص ۱۱۹)

امام کاظم – علیه السّلام – فرمود: اِنّ لِلّهِ عباداً فی الأرضِ یَسعَونَ فی حوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ یَومَ القِیامَهِ؛ همانا خدا را در زمین بندگانی است که برای رفع نیازهای مردم می‌کوشند، اینان در روز قیامت (از عذاب)، در امان هستند. (بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۹)

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: مَنْ کانَ فی حاجَهِ أخیهِ الْمؤمِنِ المسلِمِ کانَ اللهُ فی حاجَتِهِ ما کانَ فی حاجَهِ أخیهِ؛ کسی که در فکر برآوردن نیاز برادر مؤمن مسلمان خود باشد تا زمانی که در فکر نیاز او هست، خداوند نیز در (فکر) نیاز وی باشد و نیازش را بر طرف می کند.( امالی شیخ طوسی، ص ۹۷، ح ۱۴۷)

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: أَلماشی فی حاجَهِ أَخیهِ کَالسّاعی بَیْنَ الصّفا وَ المروَهِ؛ کسی که در راه برطرف ساختن نیاز برادر خود قدم بردارد، مانند کسی است که سعی میان صفا و مروه به جای آرد. (تحف العقول، ص ۳۰۳)

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: مَنْ مَشی فی عَونِ أخیهِ و مَنْفَعَتِهِ فَلَهُ ثوابُ الْمجاهدینَ فی سَبیلِ الله؛ کسی که برای کمک به برادر خود و سود رساندن به او اقدام کند، پاداش مجاهدان در راه خدا به او داده خواهد شد.( ثواب الاعمال، ص ۳۴۰)

هم چنین رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: مَنْ قَضی لأخیهِ المؤمنِ حاجهً کانَ کمَن عَبَدَ اللهَ دَهرَهُ؛ هر کس یک نیاز برادر مومن خود را برآورد، مانند کسی است که عمر خویش را به عبادت خدا سپری کرده باشد.( امالی شیخ طوسی، ص ۴۸۱، ح ۱۰۵۱)

در جایی دیگر رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرموده است: أیّها مُسلمٍ خَدَمَ قوماً مِنَ المسلمینَ إلاّ أعْطاهُ اللهُ مِثلَ عَددِهِم خُدّاماً فی الجَنَّهِ؛ هر مسلمانی که گروهی از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار دهد.( الکافی، ج ۲، ص ۲۰۷)

هم چنین رسول خدا – صلی الله علیه و آله – می فرماید: خِدمَهُ المُؤمِنِ لِأخیهِ المُؤمِنِ دَرَجَهٌ لا یُدرَکُ فَضلَها إلاّ بِمِثلِها؛ خدمت کردن مؤمن به برادر مؤمن خود، مقامی است که فضیلت و ثواب آن جز با آن (خدمت کردنبه برادر مؤمن) به دست نیاید. (مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۴۲۹)

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: لَقَضاءُ حاجهِ إِمرئٍ مُؤمنٍ أفضلُ مِنْ حَجَّهٍ و حَجَّهٍ و حَجَّهٍ، حتّی عَدَّ عَشَرَ حِجَجٍ؛ برآوردن نیاز مؤمن به یقین برتر از یک حج و یک حج و یک حج است. (امام – علیه السلام – تا ده حج شمردند.( امالی شیخ صدوق، ص ۱۹۷)

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: مَنْ سَعی فی حاجَهِ أَخیهِ المؤمنِ فکأنَّما عَبَدَ اللهَ تِسْعَهَ آلافِ سنَهٍ، صائماً نهارُهُ قائماً لَیلَهُ؛ کسی که در راه برآوردن نیاز برادر مؤمن خود بکوشد، گویی نُه هزار سال با روزه گرفتن و شب زنده داری کردن، خدا را عبادت کرده باشد. (بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۶)

این ها بخشی از آموزه هایی است که در روایات برای تشویق مردم به حضور در مشارکت های اجتماعی و خدمات اجتماعی بیان شده است. البته در روایات از کسانی که از حوزه خدمات اجتماعی و مشارکت در آن کنار می کشند به شدت سرزنش شده و کیفر و مجازاتی برای آنان بیان شده است که در این جا به آن ها اشاره نمی شود.

به هر حال، نگرش اسلام به حوزه خدمات اجتماعی چنان است که از اسلام به عنوان یک دین اجتماعی یاد شده که به مشارکت اجتماعی مردم و نقش و مسئولیت های آنان در حوزه های مختلف اجتماعی چنان توجه و بها داده شده که اگر کسی آن را انجام ندهد گویی از مسلمانی خارج و بیرون شده است. حوزه مسایل اجتماعی از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی در عبادیات شخصی و محض نیز می توان رگه های پررنگ اجتماعی را شناسایی و ردگیری کرد.

از نظر آموزه های اسلامی، احکام به سبب حکمتی که در متعلق آن است، به پنج دسته سامان دهی شده است. با بررسی در فلسفه اعمال و احکام عبادی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اسلام می بینیم که غالباً ریشه این احکام در مصالح و مفاسدی است که در متعلق احکام وجود دارد و خداوند از طریق این احکام بر آن است تا آن مصالح تامین و مفاسد دفع شود. هم چنین تزکیه نفس و حرکت رشید در جوهر نفس مهم ترین برآیندی است که در انجام احکام مد نظر است. در همین رابطه هم چنین تزکیه جمعی و تنزیه جامعه و اصلاح امور مسلمین نیز مد نظر و اهتمام شارع مقدس است؛ چنانچه از صدقات و انفاقات به عنوان عامل «تطهیر نفوس انسانی و یاری و امداد به نیازمندان و مستحقان زکات» و از نماز به عنوان عامل تقرب جویی به خدا و تجلی صفات خداوندی در شخص و نیز «بازدارنده بسیاری از جرم های اجتماعی و منکرات و فحشاء»(عنکبوت، آیه ۴۵)، از روزه به عنوان «وسیله پیرایش روان»(بقره، آیه ۲۸۳) و زمینه تجربه فقر و گرسنگی در دنیا و آخرت، از حج به عنوان عامل تقوا و بستر «آشنایی و معرفت اجتماعی همگانی»، از زکات به عنوان « یک تعاون و همکاری اجتماعی برای نیازمندان و ادای حق معین الهی از دارایی» یاد می شود. هم چنین در ادای کفّاره گناهان ضمن برشمردن آن به عنوان همکاری و تعاون اجتماعی، چنان سخن گفته می شود که گویی کسی که گناهی انجام می دهد یا در عبادتش کوتاهی می کند به حقوق اجتماعی تجاوز کرده است و این تجاوز جز با یک همکاری و خدمات اجتماعی محو نمی شود. پس آن تجاوز تنها با خدمات اجتماعی و پرداخت مالی جبران شده و خلل موجود زایل می شود. (نگاه کنید: ابوزهره، محمد، ۱۳۵۸، ص۵۱؛ زاهدی اصل، محمد؛ (۱۳۸۷)، مقدمه ای بر خدمات اجتماعی در اسلام، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ دوم)

از نظر قرآن، خدمات رسانی اجتماعی چیزی جز ادای حق اجتماعی امت و دولت نیست که به عنوان وظیفه الهی و شرعی بر گردن آنان است. فلسفه این کار نیز چیزی جز توزیع عادلانه ثروت و مواهب الهی و گردش سالم اقتصادی ومنابع نیست که باید انجام شود و همگان در تحقق این عدالت قسطی مسئولیت دارند و باید بدان قیام کنند.(حشر، آیه ۷؛ حدید، آیه ۲۵)

کسانی که بخواهند به تقوای الهی دست یابند باید خدمات رسانی اجتماعی را یک وظیفه الهی دانسته و بدان اقدام نمایند. این خدمات رسانی به ویژه به اقشار خاص و مستحقان آن امری مورد تاکید است(حشر، آیه ۷)؛ چرا که امر «اتقوا الله» در ذیل آیه ۷، پس از بیان حکم «فىء» و این که هرچه پیامبر(صلى الله علیه وآله) امر کرد، باید پذیرفت و از هر چه نهى کرد، باید امتناع ورزید، مى‌تواند به منزله ذکر عام پس از خاص باشد؛ یعنى عمل به حکم فىء و هزینه کردن آن در موارد استحقاق، از مصادیق تقوای الهی است.

منابع تامین خدمات اجتماعی

از نظر قرآن، انجام خدمات اجتماعی به ویژه نسبت به اقشار خاص یک وظیفه و تکلیف شرعی همگانی بر امت و دولت اسلامی است.(اسراء، آیه ۲۶؛ روم، آیه ۳۸؛ توبه ، آیه ۶۰؛ حشر، آیه ۷) البته خداوند منابع تامین بودجه برای خدمات اجتماعی را تعیین و بیان کرده است. در حقیقت اگر خداوند ردیفی برای بودجه و برنامه ای برای خدمات اجتماعی تعریف کرده است، هم چنین منابع تامین مالی آن را نیز بیان داشته است. این منابع تامین خدمات اجتماعی عبارتند از:

  1. زکات: مهم ترین منبع تامین بودجه ردیف خدمات اجتماعی عام و خاص زکات است. خداوند علیم و حکیم با تعیین زکات بودجه خدمات اجتماعی خاص را فراهم آورده است. (توبه، آیه ۶۰)
  2. صدقات: صدقات واژه عام تر از زکات است؛ زیرا زکات به برخی از چیزها تعلق می گیرد؛ اما صدقات هر آن چیزی است که انسان در راه خدا به دیگری می دهد. بنابراین شامل صدقات واجب مالی چون زکات و خمس و صدقات مستحب مالی می شود. صدقات را می توان در دو حوزه خدمات اجتماعی عام و خاص به کار برد.(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ آیات دیگر)
  3. خمس: خمس یک پنجم از مازاد درآمدسالانه پرداخت می شود و به منصب ولایت و امامت اختصاص دارد. البته از مصارف آن خدمات اجتماعی عام و خاص است که در آیاتی از جمله ۴۱ سوره انفال بیان شده است. باید توجه داشت که «غنمتم» در هر نوع فائده عمومیّت دارد و اختصاصی به غنایم جنگی ندارد؛ (مفردات الفاظ قرآن کریم، ‌راغب، ذیل واژه غنم) پس این فواید شامل هر نوع درآمدى مى‌شود که انسان به دست می آورد. البته مقصود از «ابن‌السّبیل» در آیه فوق براساس روایات متعدّد، در راه‌ماندگان از ذرّیّه پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و باید خمس به این اقشار تعلق گیرد. (نورالثقلین، ذیل آیه) البته دست امام معصوم (ع) و نواب ایشان نسبت به مصرف خمس باز است و می توانند در موارد عام تر هزینه کنند که امروز اینگونه عمل می شود. هم چنین از آیه ۲۶ سوره اسراء و ۳۸ سوره روم می توان این معنا را به دست آورد؛ زیرا مقصود از «ذاالقربى» ذرّیّه پیامبر(صلى الله علیه وآله) است. روایتى از امام زین‌العابدین(علیه السلام) نیز همین مطلب را تأیید مى‌کند. نقل شده پس از نزول آیه فوق حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) فدک را به حضرت فاطمه(علیها السلام) اعطا کرد (مجمع‌البیان، ذیل آیه) این شأن نزول قرینه است که این آیه مدنى است نه مکى و بنابراین مقصود از حق ابن‌سبیل نیز مى‌تواند خمس باشد.
  4. فیء و انفال: از دیگر منابع درآمدی برای خدمات اجتماعی، انفال و فی است که اموال اختصاصی دولت از جنگل ها و مراتع و دریاها و معادن و دیگر منابع عمومی است.(انفال، آیه ۱؛ حشر، آیه ۷)

آداب خدمات اجتماعی

خدمات اجتماعی عام و خاص آن دارای آدابی است که باید مراعات شود. این آداب نسبت به خدمات اجتماع خاص به اقشار خاص به طور طبیعی باید بیش تر رعایت شود؛ زیرا این اقشار از جهاتی رنج می برند و کوتاهی در آداب خدمات رسانی می تواند به عدم تاثیر خدمات رسانی یا تشدید مشکلات آنان بیانجامد. از مهم ترین آداب در خدمات رسانی اجتماعی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اخلاص: اخلاص شرط خدمت رسانی است؛ بنابراین باید تنها خدا را در خدمت رسانی مد نظر قرار داد.(بقره، آیه ۱۷۷؛ روم، آیه ۳۸)
  2. اعتدال: میانه روی و اعتدال به دور از افراط و تفریط از دیگر آداب خدمت رسانی اجتماعی است که در قرآن به آن توجه داده شده است.(اسراء، آیات ۲۶ و ۲۹)
  3. رغبت و میل: انسان با میل و رغبت باید به خدمات رسانی اجتماعی بپردازد. بنابراین، خدمات رسانی با حالتی از بی میلی نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه می تواند تاثیر سوء در فرد و خدمات پذیرنده به جا بگذارد.(بقره، آیه ۱۷۷) البته برداشت فوق بنابر این است که ضمیر «على حبّه» به «المال» برگردد، نه به دهنده و خدمات رسان.
  4. رفتار نیک و پسندیده: خدمات رسانی باید با نیک رفتاری و خوش گفتاری همراه باشد و شخص خدمات رسان گشاده رو و مسرور از انجام عمل خدمت رسانی باشد.(بقره، آیه ۲۱۵) در جمله «ما تفعلوا من خیر» از انفاق، به خیر تعبیر شده است که اشاره دارد به این‌که رفتار انفاق‌کننده نیز باید پسندیده باشد.
  5. مرغوبیت خدمات رسانی: خدمتی که انجام می شود باید مرغوب باشد و خدمات گیرنده از آن خشنود شود و بدان رغبت نماید.(بقره، آیه ۲۱۵) بنابراین‌که «خیر» در جمله «ما انفقتم من خیر» قید احترازى، و «من» ابتدایى باشد نه بیانى، معنا چنین مى‌شود: «آن‌چه انفاق مى‌شود، باید خیر باشد». البته خداوند در آیات دیگر از قرآن وقتی از انفاق سخن می گوید از مردمان می خواهد از آن چیزی انفاق کنند که محبوب خودشان باشد و اگر خودشان مثلا بدان محتاج بودند از گرفتن آن خشنود شوند نه آن که بی رغبت و از روی ناچار بگیرند. پس هر چیزی که می دهد از بهترین ها و نیز خواستی و محبوب باشد: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؛ هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.(آل عمران، آیه ۹۲)
  6. پرهیز از تکبر و خیال بافی: کسی که خدمات اجتماعی را ارایه می دهد، باید به دور از تکبر و خیال بافی این کار انجام دهد و گمان نکند که کاری مهم انجام می دهد و خود را برتر و خدمات گیرنده را حقیر و خوار بشمارد.(نساء، آیه ۳۶)
  7. پرهیز از تفاخر: خدماتی رسانی باید به دور از هرگونه تفاخر و فخرفروشی باشد و شخص با این خدمات رسانی نباید بر گیرنده خدمات یا دیگران فخر فروشد.(همان)
  8. آسان و نرم گفتاری: لزوم گفتارى نرم و وعده‌اى نیک در مواجهه با خدمات گیرنده در صورت ناتوانى از تأمین نیازهاى وى می توان باری از دوش خدمات گیرنده بردارد. اگر نتوانستیم نیازهای خدمات گیرنده را برطرف کنیم یا توانش را نداشته یا به آن میزان نیاز از عهده آن بر نیامدیم باید با زبان خوش با او رفتار کنیم تا مصبیتی بر مصیبت های او افزوده نشود و به گونه ای نباشد که عطایش را به لقایش ببخشد؛ بلکه با گشاده رویی و خوش بیانی و نرم گفتاری کار را بر او آسان کنیم و عسرش را به یسر و آسانی تبدیل نماییم.(اسراء، آیات ۲۷ و ۲۸)
  9. وظیفه شماری: خدمات دهنده باید خدمات رسانی را به عنوان وظیفه از سوی خود و حقی برای خدمات گیرنده بداند. بنابراین نباید منتی بگذارد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى کَالَّذِی یُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لَا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، صدقه ‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم‏، انفاق مى ‏کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارایى است که بر روى آن‏، خاکى (نشسته‏) است‏، و رگبارى به آن رسیده و آن (سنگ‏) را سخت و صاف بر جاى نهاده است‏. ریاکاران‏ نیز از آنچه به دست آورده‏ اند، بهره‏ اى نمى ‏برند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى ‏کند.(بقره، آیه ۲۶۴)

مستحقان خدمات اجتماعی خاص

چنان که گفته شد، خدمات اجتماعی به دو دسته عام و خاص تقسیم می شود. خدمات اجتماعی عام همانند مشارکت در انتخابات و بیعت، مشورت و مشاوره و مانند آن ها که در جایی خود بحث می شود. اما در میان افراد امت کسانی هستند که به سبب ضعف ها و کمبودهای جسمی و روانی و عاطفی نیازمند توجه خاص و ویژه هستند. اینان در یافت کنندگان خدمات خاص اجتماعی از سوی دولت و امت هستند که در این آیات قرآنی از این اقشار اشاره شده است:

الف: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ؛ صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان [گردآورى و پخش] آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى ‏شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [این] به عنوان فریضه از جانب خداست و خدا داناى حکیم است (توبه، آیه ۶۰)

ب: یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ ؛ از تو مى ‏پرسند چه چیزى انفاق کنند [و به چه کسى بدهند] بگو هر مالى انفاق کنید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نیکى کنید البته خدا به آن داناست. ( بقره، ایه ۲۱۵)

ج: لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ؛ نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‏ اند و آنان همان پرهیزگارانند. (بقره، آیه ۱۷۷)

د: فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ ذَلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه‏مانده را بده این [انفاق] براى کسانى که خواهان خشنودى خدایند بهتر است و اینان همان رستگارانند. (روم، آیه ۳۸)

ه. مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ آنچه خدا از [دارایى] ساکنان آن قریه ‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وى] و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏ کیفر است. [این غنایم نخست] اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مى‏ باشند و خدا و پیامبرش را یارى مى کنند اینان همان مردم درست کردارند.(حشر، آیات ۷ و ۸)

و: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین] بود.(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵)

بنابراین می توان اقشاری چون فقیران، مسکینان، در راه ماندگان، پناهجویان، یتیمان، مهاجران، سائلان، محرومان، نیازمندان از خویشان پیامبر(ص) و مانند آن ها را از مهم ترین مستحقان خدمات اجتماعی دانست که باید از منابع عمومی و خاص بهره مند شوند و به ایشان خدمات رسانی انجام شود.

به عنون نمونه از مهم ترین بهره مندگان از خدمات رسانی در راه ماندگان هستند. باید توجه داشت که یکی از اصطلاحات اجتماعی در فرهنگ قرآنی، اصطلاح «ابن سبیل» به معنای در راه مانده است. ابن‌سبیل در لغت به معناى رهگذر، ره‌رو و مسافر است و در اصطلاح به مسافرى گفته مى‌شود که در راه مانده و زاد و توشه مسافرت ندارد.( لغت‌نامه‌دهخدا، مفردات‌راغب؛ ذیل واژه ابن سبیل»)

به نظر می رسد که در راه مانده به سبب ناتوانی در ادامه مسیر نیازمند کمک خاص اجتماعی است تا بتواند به منزل و مقصد خویش برسد. این خدمات می تواند شامل فراهم آوری خوابگاه، غذا، ره توشه مسافرت و هزینه های سفر باشد. بخشی از اموال عمومی از انفال و زکات باید برای این مصارف هزینه شود.

از نظر قرآن، خدمت رسانی به ابن سبیل یک واجب شرعی است و امت و دولت باید به این امر قیام کنند. خداوند می فرماید: وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا ؛ و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود نیکى کنید که خدا کسى را که خیال باف متکبر و فخرفروش است، دوست نمى دارد.(نساء، آیه ۳۶) از آن جایی که این نوع خدمت رسانی یک واجب و تکلیف عمومی و همگانی است، کسی نمی تواند خود را از زیر بار این مسئولیت بیرون برد و یا در انجام آن منت و اذیتی بگذارد. در حقیقت لزوم احسان به ابن‌سبیل براى اطاعت از خداوند و به دور از تکبّر و فخرفروشى امری لازم و ضروری است. در آیه ۳۴ سوره نساء جمله «و اعبدوالله‌…» بیان توحید عملى است براى همین، پس از آن جمله تعلیلیه «ان الله لایحبّ‌…» آمده تا‌ بفهماند بخیل و ریاکار که در آیه ۳۷ و ۳۸ ذکر شده شرک عملى دارند. (المیزان، ذیل آیه) نتیجه این که احسان به ابن سبیل اگر در جهت رضاى خداوند باشد توحید عملى است و گرنه شرک عملى خواهد بود. پس کسی که با خیال بافی توهم زده و خود را برتر دانسته و فخرفروشی می کند، درک درستی از توحید فعل ندارد؛ زیرا کاری انجام نداده است؛ بلکه تنها ابزاری شده تا حق و مالی به حق دار برسد. البته ابزار اگر به درستی عمل کند و دست خود را دست خدا بداند که حقی را به حق دار می رساند، به عنوان یک ابزار سالم و درست از پاداش الهی که محبت خداوندی است بهره مند خواهد شد؛ زیرا مفهوم «انّ الله لایُحبّ من کان مُختالا فخوراً» این است که خداوند، غیر خیال باف، غیرمتکبّر و غیرفخرفروش را دوست دارد که به قرینه مقابله، مقصود، همان احسان‌کننده است که به این گروه ها و اقشار اجتماعی خدمات رسانی می کند.

پس انسانی که در حوزه خدمات اجتماعی وارد می شود باید دو مانع اصلی را از دل خود بیرون برد که شامل اختیال و تفاخر است. اختیال به خیال بافی می گویند که گرفتار خودبزرگ بینی و تکبر می شود همانند ابلیس که گرفتار شد. فخور کسی است که به خودش می نازد و به دیگران فخر می فروشد. بی گمان تکبر و تفاخر مهم ترین عوامل در سر راه خدمات اجتماعی افراد است؛ زیرا این دو صفت زشت اجازه نمی دهد تا خدمات اجتماعی را انجام دهد یا اگر بدهد به درستی انجام نمی دهد بلکه با منت و اذیت و فخر فروشی و تکبر هر آن چه را کاشته بر باد می دهد و تباه می سازد.

به هر حال، انجام خدمات رسانی به ابن سبیل یکی از واجبات شرعی است که باید از سوی افراد امت و دولت انجام گیرد؛ زیرا همان طوری که پیامبر(ص) به عنوان رهبر نظام سیاسی ولایی مسئولیت انجام این خدمت را به عهده دارد، هم چنین بر امت است که به این خدمات اجتماعی اهتمام ورزند و حقوق مالی را در این راه هزینه کنند.(اسراء، آیه ۲۶؛ روم، آیه ۳۸)

هم چنین از دیگر اقشار نیازمند مسکین است. مسکین به کسی گفته می شود که توان حرکتی ندارد و در جایی سکونت یافته به طوری که در انجام کارهایش نیازمند یاری و خدمات دیگران است.