خانواده قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بنیاد خانواده در جهان سست شده و به شکلی خطرناک مفهوم خانواده معنا خود را از دست داده و از نظر مصداقی کم رنگ شده است؛ در حالی که خانواده واقعی و حقیقی است که جامعه پایدار و سالم را شکل می دهد و می سازد. این بدان معنا خواهد بود که جامعه انسانی به شکل خطرناکی در معرض تهدید و فروپاشی است و انسان ها به جای آن که اجتماعی را تشکیل دهند، جمعیت هایی را شکل می دهند که هیچ گونه ارتباط واقعی انسانی در میان آنان نیست. بازتاب آن کشتارهای بیرحمانه مردم در کوچه و خیابان و کاهش شدید امنیت اجتماعی، اخلاقی، جانی، عرضی و مالی خواهد بود.

اگر بخواهیم جامعه و امت قرآنی را بسازیم و دولت و نظام سیاسی ولایی را در جهان حاکم سازیم، در گام نخست باید خانواده قرآنی را بسازیم که بنیاد جامعه و امت قرآنی است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا خانواده قرآنی را ترسیم کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فلسفه و هدف تشکیل خانواده

خانواده که در زبان عربی به آن «اهل» می گویند(قاموس الفارسیّه، ص ۲۱۳، «خانواده».)، هر چند که در مفهوم عام شامل همه کسانی هستند که با مردی در یک مسکن و خانه زندگی می کنند(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۹۶، «اهل».)؛ اما در مفهوم خاص آن، کوچک ترین واحد اجتماعی است که با ازدواج و همسری مرد و زنی شکل می گیرد و در نهایت فرزندان آنان این واحد اجتماعی را تکمیل می کند.( نظام حیات خانواده در اسلام، قائمى، ص ۲۰.)

در آموزه های قرآنی با واژگانی چون «اهل»، «زوج»، «نکح»، «نسب»، «صهر» و هم خانواده ها و مشتقات آن به موضوع خانواده و مباحث آن پرداخته شده است؛ زیرا موضوع خانواده از اهمیت بسیاری در فرهنگ تعلیم و تربیتی قرآن برخوردار است.

از نظر قرآن، هدف اصلی تشکیل خانواده و فلسفه آن، دست یابی به سعادت و خوشبختی است؛ زیرا اگر مولفه ها و عناصر اصلی سعادت را آرامش و آسایش بدانیم، این مهم در خانواده دست یافتنی تر از هر جایی دیگر است. انسان همانند همه آفریده های دیگر، جفت آفریده شده است. این بدان معناست که حقیقت کمالی انسان در کنار زوج و جفت است که به تمامیت می رسد. جفت هر انسانی با همه اشتراکات، تفاوت هایی دارد که به عنوان مکمل و تکمیل کننده عمل می کند؛ در حقیقت این تمایزات و تفاوت ها در کنار آن مشترکات است که ظرفیت بی پایانی برای بهره مندی هر انسانی فراهم می آورد. اگر جفت هر انسانی مشترک و همانند باشد، هرگز این ظرفیت فراهم نخواهد شد. پس تفاوت میان زن و مرد یک تفاوتی بسیار مفید و سازنده است. ازدواج میان زن و مرد بنیاد اجتماعی را می سازد که بر بنیاد بده و بستان متوازن و متعادل میان آن دو شکل گرفته است؛ زیرا مفهوم اجتماع با مفهوم جمع تفاوت ماهوی دارد. در جمع ممکن است حضور افراد بدون هیچ گونه بده و بستان باشد؛ در حالی که اجتماع بر پایاه بده و بستان و برآورد نیازهای طرفین است. در اجتماع طرفین به اشکال گوناگون بر آن هستند تا نیازهای خود را از طریق دیگری بر طرف کرده و در مقابل نیازهای دیگری را نیز برطرف سازند. این بده و بستان اگر متوازن و متعادل باشد، اجتماع عدالت محور شکل می گیرد؛ و اگر این گونه نباشد، آن اجتماع ظالمانه خواهد بود. البته باید توجه داشت که گاه اشخاص به دلایل شخصی از حقوق خویش می گذرند به احسان یا درجه بالاتر به اکرام از حق خویش می گذرند یا حتی ایثار می کنند و دیگری را بر خود مقدم می دارند در حالی خود بدان نیاز شدید دارند و علاقه مند هستند؛ با این همه به دلایل کاملا شخصی از علاقه و محبت و حق خویش چشم می پوشند و به دیگری می بخشند.(انسان، آیات ۵ تا ۸؛ حشر، آیه ۹)

از نظر قرآن، کوچک ترین اجتماع انسانی باید بر محور و مداری قرار گیرد که فراتر از حوزه عدل است؛ یعنی خانواده باید بر محور و مدار احسان و اکرام شکل گیرد و تنها در صورتی که اختلاف میان همسران به مرز بحران یا خطر رسید، در آن جا است که پایه عدالت به مساله گشوده می شود و بر اساس قوانین عادلانه مناسبات همسران ساماندهی مجدد و بازسازی می شود. البته قرآن در این مرتبه نیز خواهان آن است که همسران بر اساس احسان و اکرام وارد عمل شوند؛ زیرا روابط انسانی میان همسران بسیار لطیف تر و عاطفی تر از آن است که بر اساس معیارهای خشک و سخت عدالت ساماندهی یا سنجش و ارزیابی شود.(بقره، آیه ۲۳۷؛ نساء، آیه ۱۲۸)

هم چنین خدا در قرآن با آن که اصل اساسی در روابط اجتماع بزرگ انسانی یعنی اجتماع و جامعه را عدالت می داند(مائده، آیه ۸؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ حدید، آیه ۲۵)، با این همه خواهان است که روابط میان مومنان بر محور و مدار احسان و اکرام باشد؛ زیرا روابط میان امت اسلام روابط اخوت و برادری است که عواطف و احساسات بر آن غلبه دارد.(حجرات، آیه ۱۰؛ حشر، آیه ۹؛ فتح، آیه ۲۹)

از نظر قرآن، انسان به جفت و زوج نیاز طبیعی دارد؛ از همین روست که خداوند پس از آفرینش حضرت آدم(ع) برایش جفت و زوج قرار داد تا در کنارش به آرامش برسد.(بقره، آیه ۳۵؛ و نیز نگاه کنید: نساء، آیه ۱؛ زمر، آیه ۶؛ اعراف، آیه ۱۸۹) پس هدف از تشکیل خانواده و گزینش همسر دست یابی به سعادت به ویژه آرامش است؛ هر چند که بعد آسایشی و مادی قضیه نیز در این امر دیده و ملاحظه شده است.(نساء، آیه ۳۴) خداوند می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ و از نشانه‏ هاى او این که از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان مودت و رحمتی نهاد. آرى در این نعمت براى مردمى که مى‏ اندیشند، قطعا نشانه‏ هایى است.(روم، آیه ۲۱)

پس فلسفه و هدف تشکیل خانواده و گزینش همسر، سکونت و آرامش است که در کنار مودت و رحمت میان همسران به دست می آید. در حقیقت این مودت و رحمت میان همسران در قالب احسان و اکرام است که آرامش و سکونت را به زندگی هر یک می بخشد و آنان را به سعادت و خوشبختی می رساند.

در آیه ۲۱ سوره روم بر این نکته تاکید شده که دست یابی به خوشبختی و آرامش و سکون و رهایی از اضطراب و حرکت های خسته کننده؛ زمانی به دست می آید که همسران با مودت و رحمت به یک دیگر بنگرند و ارتباطات میان فردی را سامان داده باشند. به سخن دیگر، آرامش و سکون تنها در پرتو دو اصل اساسی مودت و رحمت به دست می آید و همسران باید به این مهم به عنوان عامل اصلی توجه داشته باشند.

هم چنین باید توجه داشت که مودت و رحمت میان همسران برخاسته از مودت و رحمت الهی است و انسان مظهر این اسماء و صفات الهی قرار می گیرد. رحمت میان همسران باید فراگیر و مصداقی از رحمانیت و ویژه و اختصاصی یعنی مصداقی از رحمیت الهی باشد. از همین روست که خداوند رحمت در آیه نکره آورده است تا این ویژگی ها مورد تاکید قرار گیرد.

به هر حال ، فلسفه تشکیل خانواده به دست آوردن آرامشی است که در پرتو مودت و رحمت به دست می آید؛ پس باید همسران فراتر از دایره حقوق عادلانه با یک دیگر روابط خویش را سامان داده و از مسیر احسان و اکرام به این مهم دست یابند. از همین روست که خداوند در آیه ۱۸۷ سوره بقره روابط میان همسران را به لباس تمثیل کرده است؛ زیرا لباس چنان که از آیات دیگر قرآن به دست می آید کارکردهای چندگانه ای دارد که شامل تزیین و زیبایی، پوشیدن عیوب، دفع گرما و سرما، اذیت و آزار، ایجاد رفاه و آسایش و مانند آن ها می شود. پس همسران باید این گونه باشند؛ و این جز با احسان و اکرام و مودت و رحمت به دست نمی آید.

خداوند در آیه ۱۲۸ سوره نساء درباره اصل احسان در روابط همسران حتی در اوج مشکلات و اختلافات بر واژه احسان تاکید کرده و می فرماید: وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ و اگر احسان و نیکی کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید، قطعا خدا به آنچه انجام مى‏ دهید خبیر و آگاه است.

از نظر قرآن احسان به خانواده و ایجاد روابط میان فردی میان همسران بر پایه آن حتی در اوج اختلافات موجب می شود که شخص از پاداش الهی برخوردار شده و هم چنین از بخل رهایی یابد و به مقام بخشندگی در آید که برای او در دنیا و آخرت آثار و برکات بسیاری است.

ویژگی های خانواده قرآنی

خانواده قرآنی چنان که گفته شد اصل را بر اکرام و احسان و در مرتبه اخیر عدالت می گذارد و از حقوق خود می گوید. به سخن دیگر، همسران وقتی خانواده را تشکیل می دهند چرتکه نمی اندازند و از حقوق متقابل خویش سخن نمی گویند ، بلکه هر یک بر آن است تا به دیگری چنان احسان و اکرام کند که سرشار از خوشبختی باشد. کسی که برای آخرت کار می کند، احسان و اکرام کردن به دیگران برای او یک امر طبیعی و وظیفه انسانی و اسلامی است. از این روست که با عشق و علاقه و بدون هیچ اجر و مزدی و انتظار و توقع آن به این کار اقدام می کند.

در فرهنگ قرآنی، هر یک از همسران باید همانند پیامبران بگویند: وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ؛ و بر این کارم اجرى از شما طلب نمى ‏کنم. اجر و پاداش من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.(شعراء، آیات ۱۸۰ و ۱۶۴ و ۱۴۵ و ۱۲۷ و ۱۰۹) زیرا روابط میان همسران فراتر از روابط میان افراد عادی است. وقتی انسان برای کودک خویش تلاش می کند، آیا انتظار و توقع پاداش یا مزدی از سوی کودک یا دیگران دارد؟ به طور طبیعی او محبتی که به کودکش می کند، برخاسته از عشق و علاقه است و هیچ گونه انتظاری ندارد و منتی نمی گذارد و اذیت کلامی و رفتاری نیز نخواهد داشت. روابط میان همسران نیز باید این گونه باشد؛ زیرا بنیاد خانواده بر مودت و رحمتی است که آسایش و آرامش را به خانواده می بخشد و شکی نیست که آرامش و سکونت برترین و بهترین نعمتی است که انسان می تواند داشته باشد.

هر چند که یکی از مهم ترین فلسفه های تشکیل خانواده و گزینش همسر، پاسخ به نیازهای جنسی و توالد و تناسل (بقره، آیه ۱۸۳؛ رعد، آیه ۳۸ و آیات دیگر) و نیز پاسخ به نیازهای معیشتی و آسایشی است(نور، آیات ۳۲ و ۳۳)، ولی آن چه اصالت دارد همان جنبه آرامشی است که از طریق ازدواج به دست می آید؛ زیرا نیازهای عاطفی و احساسی و روانی قوی ترین نیازی است که انسان می خواهد به آن از طریق همسر پاسخ دهد. بر همین اساس اگر کسی بخواهد به درستی به این نیاز پاسخ گوید بهتر است که راهی را برگزیند که به این مهم به آسانی و بهترین شکل دست یابد؛ شکی نیست که احسان و اکرام بهترین روش و شیوه دست یابی به این مهم است.

البته برای رسیدن به آرامش باید مقدمات و بسترهایی نیز فراهم آید که از جمله مهم ترین آن ها، کفویت میان همسران است. کفو بودن به معنای همسانی نیست، بلکه به معنای آن است که همسران در درجه ای از اشتراکات فکری، ایمانی ، اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و مانند آنها باشند که درک متقابلی از وضعیت و خواسته های یک دیگر داشته باشند و بتوانند با حفظ تفاوت ها آن را به درستی و راستی پاسخ دهند. از همین روست که خانواده قرآنی بر اساس کفویت میان همسران شکل می گیرد.(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ نور، آیات ۳ و ۲۶) البته از همین آیات به دست می آید که کفو بودن از نظر اعتقادی و فرهنگی مهم ترین امر در تحقق خانواده خوشبخت و همسران موفق است.

عامل دیگری که باید مد نظر قرار گیرد، عفت در همسران است. عفت افزون بر حیا که امر اخلاقی است از مهم ترین بسترهای موفقیت در زندگی و تشکیل خانواده است. همسران باید بر اصل پاکدامنی زندگی خود را آغاز کنند و هرگز گرایشی به ناپاکی و خباثت نداشته باشند.(همان)

در همین رابطه تقوای الهی نیز بسیار نقش تعیین کننده در موفقیت همسران و تشکیل یک خانواده قرآنی دارد.(طور، آیات ۲۱ و ۲۶ و آیات دیگر) تقوای الهی به معنای مراعات همه آن چیزی است که در قالب احکام خمسه بیان شده است. تقوای الهی در سه مرتبه تقوای عام و تقوای خاص و تقوای اخص باید مد نظر قرار گیرد و همسران تلاش کنند تا از مرتبه ای به مرتبه ای برتر درآیند تا این گونه خوشبختی دنیوی و اخروی را برای یک دیگر تضمین کنند.(بقره، آیات ۲۳۱ تا ۲۳۳؛ نساء، آیه ۱۲۸؛ طلاق، آیه ۱)

تقوای الهی از طریق عدالت و دو مرتبه برتر یعنی احسان و اکرام به دست می آید و همسران باید این معیارها را در زندگی در نظر گیرند و به کار بندند.(نساء، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ و آیات دیگر)

حضرت صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود : هر کس زن‏ گرفت ، ‏باید او را تکریم کرده گرامى و محترم بشمارد.(بحارالانوار، ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۴)

بی گمان خانواده قرآنی که بر مدار و محور ایمان به خدا و آخرت شکل می گیرد و انسان ترس از خدا دارد و تقوای الهی را پیشه می گیرد، یک خانواده موفق است؛ زیرا هرگز به دنبال فساد و فحشاء نیستند ؛ به یک دیگر خیانت نمی ورزند، و حدود الهی را در خانواده مراعات می کنند و این گونه به سبب ترس از خدا و آخرت هرگز دنبال طلاقی نمی رود که ابغض الحلال است و خشم خداوند را به دنبال دارد؛ بلکه با احسان بلکه اکرام ایثاری از حقوق مسلم خویش می گذرد تا خانواده را هم چنان بر پایه مهر و مودت و رحمت رحمانی و رحیمی برپا دارد.(نساء، آیه ۳۵؛ روم، آیه ۲۱ و آیات دیگر)

به عنوان نمونه حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند : هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار زشتی از آن محو کند مقام او را دویست هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد.(مکارم اخلاق طبرسی به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی)

البته هماره خانواده های صالح مورد عناد و کینه و حسادت دیگران از دوستان و دشمنان قرار می گیرد(نمل، آیات ۴۷ تا ۴۹) که باید به خداوند پناه برد و برای رهایی از آن استعاذه جست و تعویذ خواند.(شعراء، آیات ۱۶۷ و ۱۶۹؛ نوح، آیه ۲۸؛ و آیات دیگر)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود : بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوشرفتارتر هستم.(وسائل ج ۱۴ ص ۱۲۲)

شخصى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد : همسرى دارم که به هنگام ورود به خانه به استقبالم مى ‏آید و به هنگام خروج ‏بدرقه ‏ام می کند. هنگامى که مرا اندوهناک یافت در تسلیت من می گوید : اگردرباره رزق و روزى مى ‏اندیشى غصه نخور که خدا ضامن روزى است و اگر در امور آخرت مى ‏اندیشى خدا اندیشه و اهتمام ترا زیاده گرداند. پس ‏رسول خدا فرمود : خداى را در این جهان عمال و کارگزارانى است و این ‏زن از عمال خدا می باشد ، چنین همسرى نصف اجر یک شهید را خواهدداشت.(وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۷)

خانواده قرآنی هم چنین اهل مشورت هستند و با هم دیگر در امور مشورت می کنند تا بهترین و برترین راهکارها را پیدا کنند؛ هر چند که در نهایت باید یکی نفر که مسئولیت خانواده را به عهده دارد تصمیم بگیرد و با توکل عزم بر کار کند.(بقره، آیه ۲۳۳؛ آل عمران، آیه ۱۵۹)

هم چنین خانواده قرآنی اهل معاشرت با هم هستند و برای تحقق آن در کنار هم می نشنیند و با هم می خورند و خلوت هایی دارند تا نیازهای عاطفی و جنسی خود را برطرف سازند.(نور، آیه ۵۸)

در روایات است که نشستن همسران در کنار هم و نگاه کردن موجب افزایش محبت و پاداش الهی است. همسران قرآنی به یک دیگر محبت و مودت می ورزند و رحمت و مهر خویش را آشکار کرده و بر زبان و رفتار جاری می سازنند. روایات بسیاری در این باره آمده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : این سخن مرد که به همسرش می گوید : واقعا ترا دوست دارم ، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد.(شافى، ج ۲ ، ص ۱۳۸)

امام صادق علیه السلام فرمود : یکى از اخلاق پیغمبران این است که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند.(بحارالانوار، ج ۱۰۳ ، ص ۲۳۶)

رسول خدا (ص) فرمود : هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.(بحارالانوار، ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۸)

حضرت صادق علیه السلام فرمود : هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.( همان، ص ۲۲۳)

پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : بهترین زنان شما ، زن هایى ‏هستند که داراى محبت ‏باشند.(همان، ص ۲۳۵)

حضرت رضا علیه السلام فرمود : بعضی زن ها براى شوهرشان ‏بهترین غنیمت هستند ، زنانی که به شوهرشان اظهار محبت کنند.(مستدرک وسایل الشیعه، ج ۲ ، ص ۵۳۲)

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ، عرض کردم : بفرمایید. اظهار داشتند :

بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم ! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.

ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.

ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر ، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.

ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.

ای علی ! خدمت به همسر کفاره (پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.

ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد. (بحار الانوار، ج ۱۳ ، ص ۱۳۳ ؛ جامع الاخبار ص ۱۰۲)

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از مهم ترین اصول و معیارهای قرآنی برای خانواده و همسران موفق و صالح است. بی گمان عمل به این آموزه ها خوشبختی و سعادت دو سرا را تضمین می کند. باشد که بنیانگذار خانواده قرآنی باشیم و از برکات آن بهره مند.