خانواده، بنیاد سلامت اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

کانون اصلی اجتماع، خانواده است. هر چه سازه خانواده از نظر انسجام و تعاون و سلامت بهتر و قوی تر باشد، به همان اندازه جامعه این گونه خواهد بود؛ زیرا اجتماع آینه تمام نمای خانواده است. در آموزه های وحیانی قرآن به خانواده به عنوان هسته اصلی اجتماع توجه و اهتمام ویژه ای مبذول شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش خانواده را از منظر تاثیرات اجتماعی آن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سلامت اجتماعی در گرو سلامت خانواده

واژه خانواده در زبان فارسى، معادل «اهل» در کلام عرب است.( قاموس الفارسیّه، ص ۲۱۳، «خانواده».) «اهل الرجل» کسانى را گویند که با او در یک مسکن زندگى کنند(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۹۶، «اهل».)

خانواده در فرهنگ اجتماعی و جامعه شناسی، کوچک ترین واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج زن و مردی و در نهایت فرزندانی است که از این ازدواج پدید می آید.(نگاه کنید: نظام حیات خانواده در اسلام، قائمى، ص ۲۰.)

خانواده یا همان اهل، اهل بیت و آل، در نظام اجتماعی قرآن، دارای ساختاری است که بنیاد آن را عقد ازدواج با حفظ شرایط و قواعد شکل می دهد. در این ساختار مرد به عنوان «قوام» و ستون اصلی خیمه خانواده مطرح است و مسئولاتی را به عهده دارد که مهم ترین آن ها ایجاد امنیت و آسایش است. زن به عنوان مدیریت داخلی خانواده نیز مسئولیت ها و نقش هایی دارد که باید آن را به نحو احسن انجام دهد. خداوند می فرماید: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ؛ مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج مى کنند پس زنان درستکار فرمانبردارند و به پاس آنچه خدا براى آنان حفظ کرده اسرار شوهران خود را حفظ مى کنند.(نساء، آیه ۳۴)

پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه و مسئولیت شوهر در خانواده می فرماید: الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَهُ رَاعِیَهٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَهٌ عَنْهُم‏؛ مرد، سرپرست خانواده است و درباره آنان از او سئوال مى شود و زن، سرپرست خانه شوهرش و فرزندان اوست و درباره آنان از وى سئوال مى شود.(مجموعه ورام ، ج۱ ، ص۶)

خداوند نیز در جایی دیگر درباره مسئولیت و نقش مرد در خانواده می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خودتان و خانواده خویش را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست‏ حفظ کنید، بر آن آتش فرشتگانى خشن و سختگیر گمارده شده اند. آنان از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى کنند و آنچه را که مامورند انجام مى‏ دهند. (تحریم، آیه۶)

در روایت است. از امام صادق(ع) درباره این آیه : فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- “قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً ” کَیْفَ نَقِی أَهْلَنَا قَالَ تَأْمُرُونَهُمْ {بِما یُحِبُّ اللّه } وَ تَنْهَوْنَهُمْ{عَمّا یَکرَهُ اللّه}؛ خداوند می فرمایند : «خود و خانواده تان را از آتش دوزخ حفظ کنید»، از آن حضرت (ع) پرسیدند: چگونه خانواده مان را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ امام صادق(ع) فرمودند:{به آنچه خدا دوست دارد} امرشان کنید ؛ و {از آنچه خدا نمى پسندد} نهی شان نمایید.(کافی، الاسلامیه، ج۵ ، ص ۶۲)

از نظر قرآن، آن چه به عنوان اهداف اصلی خانواده مطرح است، همان اهداف خلقت انسان یعنی کسب تقوای عبادی و رسیدن به مقام متاله و خدایی شدن و کسب مقام مظهریت ربوبیت الهی و خلافت خداوندی است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۳۰ و ۱۳۸ ؛ آل عمران، آیه ۷۹) بی گمان دست یابی به این فلسفه آفرینش لوازم و مقتضیاتی دارد که از جمله آن ها محیطی سرشار از احسان رحمتی و مودتی و سکینت خانوادگی است.(روم، آیه ۲۱)

دست یابی به چنین محیط سالم رشدی نیازمند تدبیر و مدیریت همه کسانی است که خانواده را شکل می دهند. در این میان هر کسی از افراد خانواده مسئولیت و نقشی دارند که باید انجام دهند. اگر مرد مسئولیت آرامش و آسایش را در خانواده به عهده دارد؛ زن باید افزون بر تولید نسل و تربیت و پرورش فرزندان سالم، خود را از برخی از مسایل منفی حفظ کند تا سلامت خانواده تضمین شود. خداوند در داستان بیعت زنان به اهم مسایل مربوط به زنان در راستای سلامت خانواده اشاره کرده و فرموده است: أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ اى پیامبر! چون زنان با ایمان نزد تو آیند که با این شرط با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند؛ و دزدى نکنند؛ و زنا نکنند؛ و فرزندان خود را نکشند؛ و بچه ‏هاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان و حیله به شوهر نبندند؛ و در کار نیک از تو نافرمانى نکنند؛ با آنان بیعت کن! و از خدا براى آنان آمرزش بخواه! زیرا خداوند آمرزنده مهربان است. (ممتحنه، آیه ۱۲)

وقتی خانواده ای با این ویژگی ها و صفات شکل گیرد، به طور طبیعی اجتماع بزرگ انسانی نیز می تواند به این ویژگی های دست یابد؛ زیرا همان طوری که افراد هر اجتماع همان افراد خانواده هستند، بلکه فلسفه و سبک زندگی خانواده در اجتماع خودنمایی می کند و آن چه در خانواده کوچک مراعات می شود به طور طبیعی در خانواده بزرگ تر اجتماع نیز بروز و ظهور می یابد. بنابراین، فسق و فجور و نابهنجاری ها از آن جامعه زدوده می شود؛ زیرا خانواده سالم، اجتماع سالمی را شکل می دهد که مجموعه این اجتماعات کوچک سالم، اجتماع بزرگ سالم را شکل خواهد بخشید.

از نظر قرآن، اگر خانواده سالم باشد و همسران از نظر آرامشی و آسایش به سلامت باشند، به طور طبیعی جامعه نیز به سعادت دست می یابد؛ زیرا نابهنجارهای جنسی همسران است که به بیرون از خانواده کشیده و جامعه را آلوده می کند. اگر همسران به عنوان یک پوشش عیوب یک دیگر را در خانواده بپوشانند و حتی جلوه های از زیبایی و آراستگی به یک دیگر بدهند؛ نه تنها جامعه آلوده نمی شود، بلکه به آراستگی همسران جامعه نیز آراسته و زیبا می شود.(بقره، آیه ۱۸۷)

سازوکارهای ایجاد خانواده و جامعه سالم

در آیات قرآنی سازوکارهایی برای ایجاد خانواده سالم و در نتیجه جامعه سالم بیان شده است که برخی از آن ها امور پیش گفته است.

از جمله مهم ترین سازوکارهایی که قرآن برای ایجاد خانواده و جامعه سالم بیان کرده، مراعات حقوق در چارچوب قوانین عادلانه در گام نخست، و مراعات بایسته ها و شایسته های اخلاقی در چارچوب احسان و اکرام است.

خداوند از مردمان می خواهد تا اساس خانواده را نه بر حقوق قانونی عادلانه بلکه بر احسان و اکرام سامان دهند؛ زیرا روابط میان همسران فراتر از یک بده و بستان هم چون سایر عقود است؛ زیرا از نظر قرآن، اساس روابط میان همسران را رحمت الهی شکل می دهد که موجبات سکونت و آرامش روانی آنان را فراهم آورده و در ساختار اظهار محبت در قالب مودت آشکار و ابرازی تحکیم و استوار می شود.(روم، آیه ۲۱)

از نظر قرآن زمانی به قوانین حقوقی عادلانه مراجعه می شود که اختلافی میان زن و شوهر پدید آمده باشد و از آنان نتوانسته اند از نظر عاطفی عقلانی در چارچوب احسان عفو و گذشت و یا اکرام ایثاری آن را حل و فصل نمایند. در این جا است که حکمیت حقوقی و قانونی در قالب عدالت خشک عقلی وارد میدان عمل می شود تا جلوی قطع پیوند را بگیرد و هم چنان با ملات قانون این سنگ را روی سنگ دیگر حفظ کرده و سازه خانواده را صیانت و نگه دارد.

به سخن دیگر، اگر هدف و فلسفه شکل گیری خانواده پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و روانی کسب آرامش و توالد و تناسل بر اساس عواطف و احساسات مدیریت عقلانی و با استفاده از سازوکار احسان و اکرام قلبی است؛ اما اگر به هر دلیل این رابطه مخدوش شده و عواطف و احسان و اکرام نادیده گرفته شده باشد؛ در آن صورت سازوکار قوانین حقوقی مطرح می شود تا این پیوند به طور کامل قطع نشود و بستر بازسازی مجدد فراهم آید.

از نظر قرآن هر گاه اختلافی میان همسران ایجاد شود، بی گمان ریشه آن را باید در مهم ترین عنصر ایجادی و شکل گیری خانواده جست و جو کرد. پس اگر عواطف و احساسات و پاسخ گویی به نیازهای آرامشی و آسایشی مهم ترین عامل شکل گیری خانواده است؛ باید فقدان آن را مهم ترین عامل اختلاف دانست.

در آیات قرآنی ریشه اختلافات خانوادگی اموری چون عدم تمکین زن و نشوز(نساء، آیات ۳۴ و ۱۲۸) و اعراض مرد(همان) دانسته شده است. با نگاهی دقیق به این عناوین می توان گفت که عدم پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و روانی عامل مهم اختلافات است. این نیازهای عاطفی به حوزه عملکرد جنسی زن و عدم ابزار محبت و مودت از سوی شوهر وابسته است. در حقیقت ریشه بسیاری از مشکلات و اختلافات خانوادگی را باید در عدم ارضای میل جنسی همسران جست و جو کرد. بررسی های میدانی و پژوهشی این معنا را اثبات کرده که بسیاری از طلاق ریشه در این عامل اصلی دارد؛ هر چند که در توجیه علل و عوامل طلاق امور و مسایلی دیگر مطرح است؛ ولی این مسایل چیزی جز توجیهاتی برای سرپوش گذاشتن بر مشکل اصلی نیست.

دومین عامل اصلی در علت اختلافات مسایل آسایشی است. از این روست که خداوند پس از بیان عامل آرامشی و روانی به سراغ عامل آسایشی رفته و از بخل شدید و کمبودهای اقتصادی به عنوان عامل اختلاف یاد کرده است.(نساء، آیه ۱۲۸)

به سخن دیگر، هر اجتماعی حتی اجتماع کوچک خانواده به فلسفه و هدف تامین آرامش و آسایش شکل می گیرد؛ زیرا این دو مهم ترین مولفه و عنصر سعادت و خوشبختی است. پس اختلال و یا فقدان در این دو مولفه موجب ایجاد اختلاف و تنش خانوادگی میان همسران می شود.(نساء، آیات ۳۴ و ۱۲۸)

سازوکاری که برای رفع اختلاف در آیات قرآنی بیان شده عفو و گذشت و ایثار نسبت به یک دیگر است؛ زیرا اساس خانواده حقوق عادلانه و قوانین حاکم آن نیست، بلکه احسان و اکرام است که خاستگاه آن قلب و ایمان است. انسان می تواند با عفو و چشم پوشی نسبت به خطای دیگری یا نادیده گرفتن حقوق خویش و ایثارگری آرامش و اسایش را به خانواده هدیه کند. بنابراین، اگر کسی بخواهد مورد مغفرت و رحمت الهی قرار گیرد، رحمت و مغفرت را سنت رفتاری خویش کند.(تغابن، آیه ۱۴)

خداوند برای تشویق تشکیل خانواده به مردمان یادآور می شود که راه کسب حتی ثروت و افزایش آن ، تشکیل خانواده است؛ زیرا در صورت تشکیل خانواده ، خدا به فضل خویش توجه ویژه ای به خانواده کرده و آنان را به ثروت و غنا می رساند و از فقر و تهیدستی می رهاند.(نور، آیات ۳۲ و ۳۳)

بنابراین، برای بقای سعادت و تضمین آن باید این دو مولفه هماره از سوی همسران مد نظر و تامین شود. در غیر این صورت باید منتظر اختلاف و طلاق بود؛ چرا که چنین خانواده ای هرگز برقرار و باقی نخواهند ماند و به سرعت فرو می پاشد.

از نظر قرآن کسانی که برای حکمیت و اصلاح اختلاف میان فردی همسران گام می نهند باید به این دو مولفه و عنصر به عنوان ریشه انسجام خانوادگی و اختلاف و طلاق توجه داشته باشند و راهکارهایی برای رفع و حل آن بیاندیشند.(همان)

از نظر اسلام اگر کسی بخواهد خیری برساند و اهل خیر باشد، باید این خیر را نخست در جامعه کوچک خانواده نهادینه کند تا از آن جا خیر به دیگران نیز سرایت کرده و جامعه از ظلم و ستم دور شود. پیامبر(ص) می فرماید: خَیرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتىَ الَّذینَ لا یَتَطاوَلُونَ عَلى أَهلیهِم وَ یَحِنُّونَ عَلَیهِم وَلا یَظلِمُونَهُم؛ بهترین مردان امّت من کسانى هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند و اهانت نکنند و دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نکنند.(مکارم الأخلاق، ص ۲۱۶)

مرد خانواده باید پیش از آن که پای قانون و عدالت قانونی و حقوقی در خانواده باز شود، به سراغ اصول اخلاقی احسان و اکرام رفته با عفو و گذشت و حتی ایثار از حقوق خود، سازه خانواده را هم چنان استوار نگه دارد و به عنوان ستون اصلی آرامش و آسایش خانواده عمل کند. ایجاد آرامش و آسایش به عنوان حقیقت سعادت و خوشبختی نه تنها برای خانواده و جامعه مفید و سازنده است، بلکه مهم ترین عامل در افزایش عمر و برکت آن خواهد شد؛ زیرا کسی که در محیطی پر تنش و اضطراب آمیز زندگی می کند، به انواع بیماری های تنی و روانی مبتلا می شود و عمرش به شدت کاهش می یابد. امام صادق(ع) می فرماید: مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فى عُمُرِهِ؛ هر کس به شایستگى در حقّ خانواده اش نیکى کند، عمرش طولانى مى شود.(کافى، الاسلامیه، ج۲، ص۱۰۵) و نیز می فرماید: مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِهِ زادَ اللَّهُ فی عُمرِهِ؛ هر که به خانواده ‏اش نیکى کند، خداوند بر عمرش بیفزاید.(همان، ج۸ ، ص۲۱۹۹)

آن حضرت (ع) هم چنین فرمودند: إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَعِیالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وَإن لَم یَکُن فى طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٌ جَمیلَهٌ وَ سَعَهٌ بِتَقدیرٍ وَغَیرَهٌ بِتَحَصُّنٍ؛ مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد: خوشرفتارى ، گشاده دستى به اندازه و غیرتى همراه با خویشتن دارى.(تحف العقول ص ۳۲۲)

پس خوش رفتاری به عنوان عامل آرامش و گشاده دستی به عنوان عامل آسایش مهم ترین امری است که سعادت خانواده را تضمین و سلامت آن را تامین می کند.

خانواده سالم با صیانت در قالب تقوای الهی به دست می آید به طوری که هر یک از افراد خانواده، خود را در قبال دیگری مسئول دانسته و به تواصی به حق و صبر دعوت کرده و از آتش خشم الهی بترساند.(تحریم، آیه ۶؛ نساء، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹)

از نظر پیامبر(ص) چنین خانواده ای مورد عنایت الهی است. آن حضرت می فرماید: إذا أرادَ اللّه بِأهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِى الدّینِ وَ وَقَّرَ صَغیرُهُم کَبیرَهُم وَ رَزَقَهُمُ الرِّفقَ فى مَعیشَتِهِم وَ القَصدَ فى نَفَقاتِهِم وَ بَصَّرَهُم عُیُوبَهُم فَیَتُوبُوا مِنها؛ هرگاه خداوند براى خانواده اى خیر بخواهد آنان را در دین دانا مى کند، کوچک ترها بزرگ ترهایشان را احترام مى نمایند، مدارا در زندگى و میانه روى در خرج روزیشان مى نماید و به عیوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف کنند.(نهج الفصاحه ص۱۸۱ ، ح ۱۴۷)

البته وقتی از حسن خلق و خوشخویی شوهر سخن به میان می آید افزون بر جنبه عاطفی باید به جنبه مالی و مادی قضیه نیز توجه شود؛ از این روست که امیرمومنان امام علی(ع) در تفسیر از حسن الخلق می فرماید: حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِیالِ؛ خوش اخلاقى در سه چیز است: دورى کردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسایش و رفاه براى خانواده. (مجموعه ورام، ج۱ ، ص۹۰؛ بحارالأنوار، بیروت، ج ۶۸، ص ۳۹۴)

البته بر زن است که هماره اصولی که در آیه ۱۲ سوره ممتحنه مطرح شده را مراعات کند و به عنوان یک زن صالح کمک کار همسرش برای ایجاد خانواده سالم سعادتمند باشد. از همین روست که پیامبر(ص) می فرماید: اَلمَرأَهُ الصّالِحَهُ أَحَدُ الکاسِبَینِ؛ زن شایسته یکى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(امالی، طوسی، ص۶۱۴ ؛ مستدرک الوسایل ومستنبط المسایل، ج۱۴ ، ص۱۷۱ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج۱۰۰، ص۲۳۸)

از نظر قرآن کسانی به خانواده سالم و متقی می اندیشند و برای آن تلاش می کند که به خدا و روز قیامت و حسابرسی آن ایمان و توجه و التفات دارند.(طلاق، آیات ۱ و ۲) بر خلاف آن، کسانی که سست ایمان بوده یا توجه و التفاتی به این امور ندارند، پای بند اصول اخلاقی در خانواده نبوده و مسیری را می روند که به طلاق می انجامد و خشم خدا را بر می انگیزاند هر چند که طلاق حکم حلالی است، ولی ابغض الحلال است که خشم خداوند را در پی دارد. آنانی که به قیامت ایمان یا توجه نداشته گرفتار ظلم به خانواده می شوند. به سخن دیگر، رعایت نکردن حدود الهى مربوط به حقوق خانواده و روابط زناشویى، موجب قرار گرفتن در زمره ظالمان است و خداوند نسبت به آنان خشم می گیرد.(بقره، آیه ۲۲۹)

یک خانواده سالم خداترس بوده و تقوای الهی بر تمام ابعاد زندگی آنان حاکم است. از این روست که هرگز جز به حق و عدالت و احسان و اکرام با یک دیگر معاشرت نمی ورزند و ظلم و خیانتی نسبت به یک دیگر ندارند.(طور، آیات ۲۱ تا ۲۶)