حکومت جهانی اسلام در آخر الزمان

بسم الله الرحمن الرحیم

آخرالزّمان واپسین دوران از دنیا است که پس از آن بساط عالم دنیا برچیده می شود و عالم آخرت آغاز می شود. پس آخر زمان، پایان دنیا و پیوستن به قیامت است. اما همین مقطع زمانی که می توان آن را به یک معنا عصر عالم دنیا دانست، تحولات عظیم تاریخی رخ می دهد که بر اساس مشیت و سنت های حکیمانه الهی در عالم تکوین و تشریع ، سرنوشت بسیاری از امور مشخص می شود.

از جمله جبرتاریخی که برای انسان و اجتماعات بشری رقم می خورد، پایان دوران کفر و سلطه و هیمنه اسلام با حکمرانی بندگان صالح و حجت ها و اولیاء الهی است.

اشراط الساعه از نظر قرآن

خدا در قرآن می فرماید: فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَهَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِکْرَاهُمْ ؛ آیا کافران جز این انتظار مى ‏برند که ساعت رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد،  و نشانه ها علامات آن اینک پدید آمده است. پس اگر رستاخیز بر آنان دررسد، دیگر کجا جاى اندرزشان است. (محمد، آیه ۱۸)

اشراط جمع «شَرَط» به معناى نشانه یا ابتداى شىء است ؛ و ساعت نیز به جزئى از اجزاى شبانه روز گفته مى‌شود و مقصود از آن در آیه همان قیامت است. بنابراین، مراد از اشراط الساعه نشانه‌هایى است که پیش از قیامت یا در آستانه ظهور قیامت، واقع مى‌شود.

مفسران، برخى از تحولات اجتماعى و همچنین فروپاشى نظام تکوین و درهم پیچده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگونى به آنها اشاره شده، از نشانه‌هاى قیامت دانسته‌اند. در روایات نیز بر تحولات اجتماعى و دگرگونیهاى کیهانى که پیش از قیامت واقع مى‌شود عنوان اشراط‌الساعه اطلاق شده است.

بر این اساس مى‌توانیم اشراط الساعه را سلسله‌اى از حوادث اجتماعى و طبیعى بدانیم که از زمان بعثت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)آغاز، و تا فروپاشى کامل نظام طبیعت ادامه مى‌یابد و همه آنها را مى‌توان نشانه‌هایى از ظهور قیامت دانست.

به سخن دیگر مى‌توان مجموعه اشراط الساعه را به دو بخش اساسى تقسیم‌کرد: ۱.‌تحولات اجتماعى که در حلقه پایانى حیات دنیا رخ مى‌دهد. ۲. دگرگونیهاى کیهانى که به فروپاشى نظام دنیا و ظهور قیامت مى‌انجامد.

براساس آیات قرآنی برخی از نشانه های الهی پیش از قیامت یعنی در آخرالزمان: «یَومَ یَأتى بَعضُ آیاتِ رَبِّکَ» (انعام، آیه ۱۵۸) که با تغییرات اساسی در نظام دنیوی همراه است شامل: جمع شدن خورشید و ماه(قیامت، آیه ۹)، ظهور دود و گاز روشن و نمایان در آسمان(دخان، آیه ۱۰)، تکویر یعنی تاریک شدن و جمع و پیچیده شدن خورشید و ماه(تکویر، آیه ۱)، حرکت شدید و دورانی آسمان(طور، آیه ۹)، گداخته شدن آسمان(معارج، آیه ۸)، سستی، شکاف و ریزش آسمان(حاقه، آیه ۱۶؛ فرقان، آیه ۲۵؛ انفطار، آیه ۱؛ مرسلات، آیه ۹؛ تکویر، آیه ۱۱)، درهم پیچیده شدن آسمان(انبیاء، آیه ۱۰۴)، زلزله شدید(زلزال، آیات ۱ و ۲)، فروپاشی کوه ها(حاقه، آیه ۱۴؛ قارعه، آیه ۵)، دگرگونی دریا و آتشین شدن آن(تکویر، آیه ۶؛ انفطار، آیه ۳) و مانند آنها است که با عبارت ها و تعابیر گوناگون در این آیات و آیات دیگر مطرح شده است.

البته این تغییرات اساسی که با فروپاشی نظام دنیوی و تبدیل و جایگزین شدن آن با نظام اخروی همراه خواهد شد؛ چنان که خدا می فرماید: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ روزى که زمین به غیر این زمین و آسمانها به غیر این آسمانها مبدل گردد؛ و مردم در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند. (ابراهیم، ایه ۴۸) پس از آن خواهد بود که تغییرات اساسی در نظام اجتماعی انسان ایجاد شود.

به سخن دیگر، پیش از فروپاشی نظام کنونی و جایگزین شدن نظام اخروی به جای نظام دنیوی، تغییراتی اساسی در نظام اجتماعی انسانها نیز رخ می دهد که از آن به تحولات آخرالزمانی یاد می شود.

شاید مراد این است که وقوع قیامت و برپا شدن حساب و کتاب به مقدماتی نیاز دارد که از جملۀ این مقدمات، آفرینش انسان و به دنبال آن جدا شدن و متمایز گردیدن انسانهای صالح از فاسد و پرهیزگار از بدکار، و سرانجام، مرگ آنان است. بدین سان، به طور قطع می‌توان گفت که پاره‌ای از مقدمات و علامتهای وقوع قیامت متحقق شده است (ترجمه المیزان، طباطبایی، ج ۱۸ ، ص ۲۳۷).

در اناجیل مسیحیان نیز به اشراط الساعه اشاره شده است که شامل مطالبی از این دست است: خورشید تاریک می‌گردد؛ ماه نور خود را باز می‌گیرد؛ ستارگان از آسمان فرو می‌ریزند؛ قوای افلاک متزلزل می‌شود؛ دریاها شوریدن آغاز می‌کنند؛ جنگهایی میان امتها و مملکتها رخ می‌دهد؛ قحطیها و اغتشاشها در می‌گیرد؛ برادر برادر را و پدر فرزند را هلاک خواهد کرد و فرزندان بر والدین خود خواهند شورید و دجال ظهور خواهد کرد (مرقس، باب ۱۳؛ متى، ۲۰:۲۱-۲۳)

در احادیثی که در منابع روایی شیعه آمده، علامت‌های دیگری برای برپایی قیامت بیان شده است؛ طلوع خورشید از مغرب، ماه‌گرفتگی‌هایی در مشرق، مغرب و جزیره العرب، خروج یأجوج و مأجوج، خروج دجال، خروج دابه الارض، آتشی که از عدن خارج می‌شود و مردم را به سوی محشر سوق می‌دهد.( شیخ صدوق، الخصال، ص۴۳۱-۴۳۲.) فرود حضرت عیسی(همان) از جمله این موارد است که البته در منابع روایی اهل‌سنت نیز نقل شده است.( ابن ماجه، سنن، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱م، ج۲، ص۱۳۶۳-۱۳۴۲؛ ابن حنبل، مسند، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱م.، ج۱، ص۴۰۵؛ دارمی، سنن، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱م، ص۱۲۳.)

همچنین از بعثت پیامبر(ص)، قیام حضرت مهدی(عج) و دمیده‌شدن در صور به عنوان نشانه‌های قیامت یاد شده است.( صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۰۳.)

تحولات اجتماعی آخرالزمان

با توجه به آیات و روایات بسیاری که درباره اشراط الساعه و حوادث و رخدادهای آخرالزمان مطرح شده می توان گفت که تحولات اجتماعی در جوامع انسانی از مهم ترین اشراط الساعه است که این امر با ظهور پیامبر(ص) به عنوان پیامبر آخر الزمان آغاز و ادامه یافته است؛ البته تحولات اساسی در بخش نهایی زمان بقای نظام دنیوی رخ خواهد داد که در این جا به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود.

  1. حاکمیت اسلام: خدا به صراحت در قرآن از وعده الهی حاکمیت دینی سخن به میان می آورد که بدان دین رضایت داده است.(نور، آیه ۵۵) بر اساس آیات قرآنی تنها دینی که خدا بدان رضایت داده و آن را می پذیرد، همان دین اسلام است.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) هر چند که کامل ترین شریعت در شرایع اسلامی (مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳) همان شریعت خاتم الانبیاء(ص) حضرت محمد مصطفی(ص) است(مائده، آیه ۳؛ احزاب، آیه ۴۰) و همه بشریت از جمله پیروان دیگر شرایع اسلامی از مسیحی و یهودی می بایست به این شریعت ایمان بیاورند(اعراف، آیه ۱۵۸؛ نساء، آیه ۷۹؛ انبیاء، آیه ۱۰۷) و اگر ایمان نیاورند مورد توبیخ قرار می گیرد(مائده، آیات ۱۵ و ۱۹ و ۶۵؛ بقره، آیات ۴۱ . ۱۳۶؛ آل عمران، آیات ۲۰ و ۷۰ و ۷۱ و ۱۱۰)، ولی شرایع دیگر هم چنان در آخر الزمان به عنوان اسلام باقی خواهند ماند، هر چند که آن دین کامل نیست که مرضی الهی باشد. از همین روست که در قرآن کریم از هیمنه اسلام و شریعت محمدی(ص) سخن به میان می آید که به معنای حذف دیگر شرایع اسلامی نخواهد بود.(مائده، آیه ۴۸)
  2. حاکمیت توحید: از آن جایی که حاکمیت برای اسلام خواهد بود، دیگر انواع شرک تحت حاکمیت اسلام از میان می رود و دین توحید حاکمیت می یابد.(نور، آیه ۵۵) بر اساس آیه ۱۰۵ سوره انبیاء به سبب اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ایمان و توحید آنان روشن می شود و با توجه به کلمه «صالحون»، همه شایستگی های آنها اعم از عمل و تقوا، علم و آگاهی، قدرت و قوت، و تدبیر و نظم و درک اجتماعی به ذهن می آید. بنابراین هنگامی که بندگان با ایمان، این شایستگی ها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز یاری می کند تا آنان بر مستکبران غلبه یابند، دست های آلودهشان را از حکومت بر روی زمین کوتاه کنند و دارنده میراث های آنها گردند.
  3. حکومت جهانی صالحان: از نظر قرآن، از مهم ترین تحولات اجتماعی که سنت الهی بر آن سامان یافته است، حاکمیت و حکومت جهانی صالحان بر همه زمین است، به طوری که دیگر ظالمان و مستکبران بر جهان حاکمیتی نخواهند داشت و عدالت صالحان حاکمیت می یابد.(انبیاء، آیه ۱۰۵) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، پس از اشاره به اختلاف نظر فراوانی که در میان مفسران در زمینه مراد از این آیه وجود دارد، و همچنین بیان دیدگاه خود در این زمینه، می‌فرماید: آنچه از همه مطالب برآمد این شد که خدای سبحان به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند، وعده می‌دهد که به زودی جامعه ای برایشان تکوین می‌کند که جامعه به تمام معنا صالح باشد، و از لکه ننگ کفر و نفاق و فسق پاک باشد، زمین را ارث برد و در عقاید افراد آن و اعمالشان جز دین حق، چیزی حاکم نباشد، ایمن زندگی کنند، ترسی از دشمن داخلی یا خارجی نداشته باشند، از کید نیرنگ بازان، و ظلم ستمگران و زورگویی زورگویان آزاد باشند؛ و این مجتمع طیب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد هرگز تا کنون در دنیا منعقد نشده و دنیا از روزی که پیامبر (ص) مبعوث به رسالت گشته تا کنون، چنین جامعه ای به خود ندیده، ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی (ع) خواهد بود؛ چون اخبار متواتری که از رسول خدا (ص) و ائمه اهل بیت (ع) در خصوصیات آن جناب وارد شده از انعقاد چنین جامعه ای خبر می‌دهد. (ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۵) باید توجه داشت که براساس یک سنت تغییرناپذیر الهی، حاکمیت نهایی جهان از آن صالحان و مستضعفان است و بالاخره روزی جهان در اختیار صاحبان واقعی آن؛ یعنی بندگان صالح و مؤمنان به خدا و رسول او، قرار می‌گیرد. در این روز جهانیان طعم شیرین عدالت، امنیت و معنویت را می‌چشند و بی هیچ بیم و هراسی خدای یگانه را پرستش می‌کنند. اما پرسش این است که این سنت الهی به دست چه کسی محقق خواهد شد؟ تردیدی نیست که امام مهدی (ع) تنها تحقق بخش این سنت الهی در تاریخ است و جز او کسی نخواهد توانست وعده خدا بر حاکمیت صالحان را محقق کند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که چون امام مهدی (ع) تنها ذخیره الهی برای تحقق سنت یاد شده است، خداوند او را از راه‌های گوناگون یاری خواهد داد تا بتواند سنتش را در میان بندگان جاری و وعده اش را محقق سازد. در این صورت جایی برای این پرسش که آن حضرت چگونه در برابر همه دنیای ظلم می‌ایستد و چگونه قدرت‌های نظامی و سیاسی زمان ظهور را در هم می‌شکند؟ باقی نمی ماند.( امام مهدی (عج) و سنتهای الهی، ابراهیم شفیعی سروستانی  ، موعود، ش ۳۴، آبان و آذر ۱۳۸۱: ص ۴۶ – ۵۱) در تفسیر آیه ۱۰۵ سوره انبیاء از امام محمد باقر(ع) نقل شده است: «هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیعِزُّهُمْ وَ یذِلُّ عَدُوَّهُمْ؛ یعنی این بندگان صالح، همانا آل محمد هستند که خداوند، مهدی  آنان را پس از کوشش ایشان مبعوث می کند. پس ایشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد». البته روشن است مفهوم این روایت، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم آیه را محدود نمی کند. بنا براین در هر زمان و در هر جا بندگان صالح خدا قیام کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام وارث زمین و حکومت آن خواهند شد.
  4. خروج سفیانی: خروج سفیانى و گرفتارى او و لشکریانش به عذاب الهى در آخرالزّمان از جمله تحولات مهم اجتماعی است که رخ خواهد داد(سباء، آیه ۵۱)؛ زیرا احتمالات گوناگونى در آیه داده شده است: یکى این‌که مربوط به قیامت باشد. دیگرى درباره دنیا هنگام قبض روح یا عذاب الهى باشد؛ ولى مى‌توان گفت: به قرینه «وحیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل باشیاعهم»، آیه فوق بیانگر حالت دنیاى آنان است؛ زیرا در قیامت همه یک‌جا براى حساب‌رسى جمع مى‌شوند؛ چنان‌که آیه ۱۰۲ هود و ۵۰ واقعه روشنگر آن است. در روایات بسیارى از شیعه و اهل سنّت این افراد با عنوان سفیانى و پیروان معرفی شده اند.( تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۷۴ ؛ بحار الأنوار، ج۳۳، ص۱۵۷؛ کتاب سلیم بن قیس، ص۷۷۵؛ بحار الأنوار، ج۵۲، ص۱۸۵ و ۲۵۲ و ۳۱۵؛ تفسیر القمی، ج۲، ص ۲۰۴ و ۲۰۵؛ الغیبهْ للنعمانی، ص۳۰۴)
  5. اجتماع شیعیان : اجتماع و گردهمآیی اصحاب مهدى موعود(علیه السلام)و شیعیان از سوى خداوند، هنگام ظهور او در آخرالزّمان از جمله تحولات اجتماعی آخر الزمان است(بقره، آیه ۱۴۸)؛ زیرا در اخبار اهل‌بیت(علیهم السلام) روایت شده که مقصود از «یأت بکم الله…» اصحاب مهدى(علیه السلام) در آخرالزّمان است و در روایتى دیگر آمده که آنان همه شیعیان ما هستند که خداوند آنان را از تمام شهرها به سوى امام مهدى(علیه السلام)گسیل مى‌دارد. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)
  6. جنگ جهانی: رها شدن مردم به حال خود در آخرالزّمان و ابتلاى آن‌ها به جنگ جهانى از جمله تحولات آخرالزمانی است(کهف، آیات ۹۸ و ۹۹)؛ زیرا «ترکنا» عطف بر «جعله دکّاء» است؛ بنابراین، مضمون «و ترکنا» نیز به حوادث پیش از قیامت مربوط مى‌شود و «یومئذ» نیز بر این مبنا، روزهاى نزدیک به قیامت خواهد بود. ضمیر «بعضهم» به مرجعى معنوى، مانند «النّاس» باز مى‌گردد و مقصود از «یموج فى بعض»، داخل شدن برخى بر برخى دیگر است که شاید به هجوم و تجاوزگرى گروهى از انسان‌ها به گروهى دیگر اشاره باشد. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)
  7. خروج دابه الارض سخنگو : خداوند، جنبنده‌اى سخنگو را از زمین در آخرالزّمان بیرون می آورد که خود یکی از آیات و نشانه های آخر الزمان است.(نمل، آیه ۸۲) هر چند در آیات قرآنی دابه الارض به هر جنبده ای از انسان و غیر انسان از جانوران اشاره دارد(نحل، آیه ۶۱؛ هود، آیه ۶)، ولی در آیات قرآنی به خصوص انسان نیز اطلاق شده است.(انفال، آیه ۲۲) در متن برخی از احادیث شیعه دابه الارض بر رجعت امیرمومنان علی (ع) منطبق شده است.( الکافی، ج۱، ص۱۹۷؛ بصائر الدرجات، ص ۲۰۰؛ بحار الأنوار، ج۳۹، ص ۲۴۳، به نقل از کنز الفوائد، ج۵۳، ص۱۱۰، به نقل از منتخب البصائر، تأویل الآیات الظاهره، ص ۳۹۹؛ بحار الأنوار، ج۳۹، ص ۲۴۳، به نقل از کنز جامع الفوائد، تأویل الآیات الظاهره، ص ۴۰۰؛ بحار الانوار ج ۵۳ صفحه ۵۲) این تعبیر که در روایات وارد شده که عصای موسی و انگشتر سلیمان که رمز قدرت و پیروزی و حکومت است با او است قرینه‌ای است بر اینکه دابه الارض یک انسان بسیار فعال است نه یک حیوان؛ و نیز اینکه در روایات وارد شده که مؤمن و کافر را نشانه‌گذاری می‌کند و صفوفشان را مشخص می‌سازد با انسان سازگار است. سخن گفتن با مردم که در متن آیه قرآن به عنوان توصیف او آمده نیز مناسب همین معنی است.( مجمع البیان ذیل آیه ۸۲ سوره نمل)  البته ابو الفتوح رازی در تفسیر خود ذیل آیه فوق می‌نویسد: بر طبق اخباری که از طریق اصحاب ما نقل شده،” دابه الارض” کنایه از حضرت مهدی صاحب الزمان ع است (تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۸ ، ص ۴۲۳)
  8. خلافت شیعیان: وعده خداوند به جانشینى شیعیان در آخرالزّمان از مهم ترین تحولات اجتماعی آن زمان است(نور، آیه ۵۵)؛ زیرا از امام سجاد(علیه السلام) روایت شده که در پى تلاوت آیه «وعدالله الّذین آمنوا…» فرمود: سوگند به خدا! آنان شیعیان ما اهل بیت هستند که خداوند به سبب مردى از خاندان ما ـ که مهدى(عج) این امّت باشد – آنان را خلیفه روى زمین قرار خواهد داد…». (نورالثقلین، ذیل آیه)
  9. رجعت کافران محض: همان طوری که رجعت مومنان محض چون امیرمومنان امام (ع) جزو تحولات اجتماعی مهم آخر الزمان است، هم چنین رجعت کافران محض از نشانه های آخر الزمانی است؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی اراده الهى بر بازگرداندن دسته‌اى از کافران هر امّت به دنیا، در آخرالزّمان تعلق گرفته است(نمل، آیه ۸۳)؛ چرا که دلالت آیه یاد شده بر رجعت از آن جهت است که مسأله نفخ صور در آیات بعدى مطرح شده و این قرینه‌اى است بر این‌که مقصود از این حشر، حشر روز قیامت نیست،بلکه حشرى است که در دنیا صورت مى‌گیرد و با خروج «دابّه الارض» ارتباط دارد. افزون بر این، در قیامت همه کافران بدون استثنا محشور مى‌شوند؛ ولى حشر در این آیه به دسته‌اى از کافران هر امّت مربوط مى‌شود. این نیز قرینه دیگرى است بر این‌که مقصود از حشر در این آخر الزمان و در دنیا است نه آخرت.
  10. نزول حضرت عیسی(ع): از مهم ترین تحولات اجتماعی، نزول عیسى(علیه السلام) در آخرالزّمان و ایمان آوردن اهل کتاب به او پیش از وفاتش است.(نساء، آیه ۱۵۹؛ زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۱) البته برداشت فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «به»، عیسى(علیه السلام) باشد؛ چنان‌که آیات سابق نیز درباره عیسى(علیه السلام)است. (مجمع‌البیان، ذیل آیه) هم چنین نکته فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «انّه» نزول عیسى(علیه السلام) در آخرالزّمان باشد.(المیزان، ذیل آیه)
  11. هجوم یاجوج و ماجوج: یکی از مهم ترین تحولات اجتماعی که با جنگ جهانی آخر الزمان نیز مرتبط است، پیش‌گویى قرآن به هجوم سریع و فتوحات فراگیر یأجوج و مأجوج در سراسر زمین در آخرالزّمان است(انبیاء، آیه ۹۶)؛ زیرا . اضافه شدن لفظ عموم «کل» بر اسم نکره «حدب» نشان‌مى‌دهد که ماجراى یأجوج و مأجوج به سرزمین خاصّى مربوط نیست; بلکه شامل تمام سرزمین‌ها و جهان خواهد بود. بر اساس آیات قرآنی این درگیرى یأجوج و مأجوج پس از ویرانى سد ذوالقرنین در آخرالزّمان خواهد بود(کهف، آیات ۹۸ و ۹۹)؛ البته نکته فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «بعضهم» به یأجوج و مأجوج برگردد.
  12. فرجام نیک : همان طوری که خدا در قرآن به فرجام نیک حزب الله و امت اسلام تاکید داشته و غلبه دنیوی و فلاح اخروی آنان را اثبات می کند، هم چنین در قرآن به نگرش مثبت و امیدآفرینى کتاب‌هاى آسمانى به فرجام نیک جامعه بشرى در آخرالزّمان اشاره می کند که افزون بر این که بیانگر یک امر تاریخی و وعده الهی است، هم چنین انگیزه بخش برای انسان و امت های اسلام در همه شرایع است تا در مسیر خویش استقامت ورزند و نومید نشوند و عاقبت خیر را برای خویش امید داشته باشند.(انبیاء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۶)
  13. وارثان زمین: از نظر قرآن از مهم ترین تحولات اجتماعی آن است که کافران از زمین حذف شده و همه زمین به صالحان به ارث می رسد.(انبیاء، آیه ۱۰۵)
  14. امنیت جهانی : در آخر الزمان امنیت جهانی برای همه اهل توحید و مومنان به شرایع اسلامی فراهم می شود و جنگ و خونریزی و ظلم و ستم و بی عدالتی از اجتماع بشری رخت بر می بندد و آرامش و آسایش برای آنان فراهم می شود.(نور، آیه ۵۵)
  15. اکثریت اصحاب یمین: هر چند که اقلیتی از سابقون مقربون در آخرالزمان زیست می کنند، ولی اکثریت بشریت را اصحاب یمین تشکیل می دهد که با نیکی و برّ با هم زیست می کنند؛ چرا که اصحاب یمین از ابرار هستند و رهبری آنان را سابقون مقربون به عهده دارند.(واقعه، آیات ۱۱ تا ۱۴ و ۳۸ تا ۴۰)

باید توجه داشت که علم الهی در دایره زمان قرار نمی گیرد تا در باره این امور شکی ایجاد شود؛ زیرا علم الهی در هستی به مانند حضور اشیاء در نزد اوست که بدان بصیرت و بینایی دارد؛ بنابراین ، در باره پیشینان و پسینیان علم حضوری و شهودی دارد و هیچ محدودیتی علمی برای خدا نیست.(حجر، آیه ۲۴) در ضمن این امور از سنت های الهی است که خدا در تکوین و تشریع جاری و ساری کرده و می کند؛ زیرا مشیت حکیمانه الهی به این امور تعلق گرفته است.