حکومت، امانت الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حکومت در دست حاکمان و کارگزاران نظام سیاسی ولایی، امانتی الهی است و هر گونه تصرفی بر خلاف شرایط امانت داری، خیانت محسوب می شود و مجازات دنیوی و اخروی را در پی دارد. بنابراین، حاکم و کارگزار باید شرایط امانت داری را بشناسند و همه حقوق صاحب اصلی امانت را مراعات کرده و در نهایت به صاحب آن بازگرداند. البته مراعات حقوق حکومت به عنوان ودیعه، سپرده و امانت الهی برای کسانی که از این امانت بهره می برند، آثار و برکاتی دارد که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، درباره شرایط امانت داری و آثار آن سخن گفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شرایط امانت داری

از نظر قرآن، حکومت، منصبی الهی با خاستگاه ولایت الهی است. بنابراین، کسانی که عهده دار این منصب می شوند، به عنوان مظهر ولایت الهی عهده دار آن خواهند بود. خداوند به صراحت، درباره امانت بودن آن در آیاتی سخن به میان آورده است. از جمله می فرماید: أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ؛ وَأَنْ لَا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ؛ موسی که به آنان گفت: بندگان خدا را به من بسپارید؛ زیرا که من شما را فرستاده‏ اى امین هستم ؛ و بر خدا برترى مجویید که من براى شما حجتى آشکار آورده‏ ام. (دخان، آیات ۱۸ و ۱۹)

در این آیات به صراحت از این که مردم امانت الهی هستند و حکومت و حاکمیت بر ایشان تنها از آن خداوند و مظاهر اوست، سخن به میان آمده است. حضرت موسی(ع) درباره مجوز شرعی ولایت خویش بر مردم، به دو اصل رسالت و امانت داری خویش اشاره می کند. تاکید بر رسالت از آن روست که ایشان از منظر مظهریت و به عنوان فرستاده ای الهی خواهان عهده دار شدن حکومت و ولایت مردم است. از آن جایی که مردم و حکومت بر ایشان، تنها از آن خدا و مظاهر اوست، ایشان به عنوان امین الهی می تواند این امانت را در دست گیرد و به صاحب اصلی بازگرداند که همان خداوند تبارک و تعالی است. از نظر ایشان، هر گونه حکومتی بدون توجه به مظهریت و امانت، به عنوان برتری جویی نسبت به خداوند است. البته ایشان برای اثبات مظهریت و امانت داری خویش برهان و دلایل روشنی نیز ارایه می دهد تا هر کسی مدعی این منصب الهی نشود.

خداوند در آیه ۵۸ سوره نساء، ضمن بیان این که حکومت و منصب ولایت و امامت، امانتی الهی است، جایگاه و مقام امامان علیهم السلام را به عنوان امانتداران شایسته منصب امامت مطرح می کند و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا؛ خدا به شما فرمان مى‏ دهد که سپرده ‏ها را به صاحبان آنها رد کنید؛ چون میان مردم داورى مى ‏کنید، به عدالت داورى کنید! در حقیقت نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‏ دهد. خدا شنواى بینا است.

در روایت آمده است که مقصود از «الأمانات» در این آیه همان مقام امامت است که هر امامى وظیفه دارد آن را به امام بعدى واگذارد. (نورالثقلین، ذیل آیه) این امانت در نهایت باید به خداوندی بازگردانده شود که از آن جا نشات گرفته است.

از نظر قرآن، پیامبران و امامان معصوم(ع) به سبب عصمت الهی، امانت داران شایسته ای هستند و هرگز در امانت خیانت نمی ورزند.(نساء، آیه ۵۸؛ آل عمران، آیه ۱۶۱) البته کسانی که شیوه و رویه پیامبران را در سبک زندگی خویش در پیش گرفته اند نیز این گونه هستند و هرگز در امانت خیانت نمی ورزند.(احزاب، آیات ۷۲ و ۷۳؛ آل عمران، آیه ۷۵)

خداوند درباره امانت داری مومنان و پیروان حقیقی پیامبران(ع) می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ… وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ؛ به راستى که مؤمنان رستگار شدند … و کسانى که امانتها و پیمان خود را مراعات مى کنند.(مومنون، آیات ۱ و ۸؛ نیز معارج، آیه ۳۲)

از مهم ترین شروط در امانت داری، حفظ و نگهبانی از امانت به طوری است که در ودیعه و امانت تصرفی غیر مقبول و غیر معقول نشود(یوسف، آیه ۵۵)؛ زیرا این گونه تصرفات به عنوان خیانت تلقی می شود و در قرآن از آن نهی شده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! به خدا و پیامبر او خیانت مکنید! و نیز در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود می دانید که نباید خیانت کرد. ( انفال، آیه ۲۷) از آیه بعدی به دست می آید که از نظر قرآن اموال و اولاد نیز امانت هایی است که در اختیار مردم است و باید به گونه ای در آن تصرف کنند که خیانت تلقی نشود؛ به این معنا که اموال در جایی که عقل و نقل آن را مشروع دانسته است، مصرف شود؛ و فرزندان در مسیر بندگی و اهداف آفرینش انسان، تربیت و آموزش و پرورش داده شوند.

هم چنین از دیگر شروط امانت داری، بازگرداندن با صحت و سلامت امانت و ودیعه به صاحب آن است؛(نساء، آیه ۵۸) زیرا ودیعه و امانت ملک کسی امین نمی شود، بلکه لازم است آن را به صاحب ملک باز گرداند.(همان)

پس دو شرط اصلی در امانت داری، حفظ ودیعه به شکل مناسب معقول و مقبول و بازگرداندن آن به صاحب ودیعه با شرایط مطلوب امانت داری است.

از دیگر شروط، امانت داری آن است که در حد توان خویش بکوشد و اگر دید توانایی حفظ امانت ندارد آن را به صاحبش رد کند و یا به کسانی که توانایی و شایستگی دارند واگذار کند. اصولا شایسته سالاری در نظام ولایی اصلی است که در آیات بسیاری بیان شده است. حضرت موسی(ع) وقتی می بیند برادرش هارون (ع) از وی فصیح تر و گویا و روشن تر سخن می گوید و پیام را می رساند، وی را مقدم می دارد و مسئولیت را به وی می سپارد و می فرماید: وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءًا یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ ؛ و برادرم هارون از من زبان‏ آورتر است؛ پس او را با من به دستیارى گسیل دار تا مرا تصدیق کند! زیرا مى‏ ترسم مرا تکذیب کنند.(قصص، آیه ۳۴) بنابراین، توانایی و قابلیت های خود را بشناسید و مسئولیت را در همان اندازه بپذیرید تا ناخواسته در امانت الهی خیانت نکنید؛ چنان که اکثریت مردم این گونه عمل کرده و می کنند.(احزاب، آیات ۷۲ و ۷۳)

امانت داری، شرط حاکم و کارگزار

از نظر قرآن، از مهم ترین شروط اصلی در شایستگی برای حکومت و کارگزاری نظام ولایی، امانت داری است؛ زیرا هر گونه تصرفی در زندگی مردم از باب ولایت باید در راستای حکمت ها و اهداف آفرینش، فلسفه وجودی اجتماع و نظام سیاسی باشد. کسی که تصرفاتی بر خلاف حکمت ها و اهداف انجام می دهد، در امانت خیانت ورزیده است و باید به عنوان خیانت در امانت مجازات شود.

اصولا از نظر قرآن، شرط پذیرش یا واگذاری هر مسئولیتی به شخصی، امین بودن است. بر همین اساس است که در قرآن، شرط امین بودن حتی در کارهای جزیی غیر از رسالت و نبوت مطرح شده است. خداوند در اهمیت و ارزش امانت داری، ضمن بیان آثار و برکات آن، بیان می کند که اصل اساسی در رسالت از سوی خداوند، امانت داری است و همه پیامبران، رسولانی امین بودند.(شعراء، آیات ۱۷۸ ، ۱۴۳ ، ۱۶۲ ، ۱۰۷ و ۱۲۵؛ دخان، آیه ۱۸؛ اعراف، آیه ۶۸ و آیات دیگر)

از نظر قرآن، امانت داری شرط هر مسئولیتی حتی شرط برای گرفتن اجیر و کارگر روزمزد است: قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ؛ یکى از آن دو دختر گفت: اى پدر! او را اجیر بگیر و استخدام کن! چرا که بهترین کسى است که اجیر و استخدام مى ‏کنى. هم نیرومند و هم امین و در خور اعتماد است.(قصص، آیه ۲۶)

در انتقال هر پیام و مالی از جایی به جایی دیگر نیز باید شرط امانت داری مراعات شود. به سخن دیگر، همان طوری که فرستاده پیام باید امین باشد، منتقل کننده کالا و اشیاء نیز باید شخصی امین باشد. در این مساله فرقی نمی کند که انسان باشد یا فرشته یا جن. از همین روست که پیام رسانان چون پیامبران(ع) و جبرئیل از فرشتگان به سبب امانت داری(شعراء، آیه ۱۹۳؛ تکویر، آیه ۱۹) ماموریت و مسئولیت انتقال پیام را به عهده می گیرند و عفریتی از جنیان نیز بر امانت داری خویش در انتقال تخت بلقیس از سبا به فلسطین تاکید می کند.(نمل، ایه ۳۹)

از آن جایی که اصل حکومت به ولایت الهی باز می گردد و امانتی در دست حاکم و کارگزاران است، امانتدارى، از شاخص ها و ملاک‌هاى استخدام و به‌کارگیرى افراد به عنوان کارگزاران حکومتی است. برهمین اساس، حضرت یوسف(ع) به این شرط توجه داده و می فرماید: قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ ؛ یوسف گفت: مرا بر خزانه ‏هاى این سرزمین بگمار که من حفیظ و علیم و نگهبانى دانا هستم. (یوسف، آیه ۵۵) باید توجه داشت «حفیظ» در آیه، به معناى نگه‌دارنده ودیعه است. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) پس از این‌که یوسف علیه السلام براى رسیدن به مقام خزانه‌دارى، از خود به صفت «حفیظ» و «علیم» یاد مى‌کند، استفاده مى‌شود که کارگزاران حکومت، باید امین باشند.

از نظر قرآن، نوع تعامل انسان با امانت های الهی از جمله توحید و رسالت، خلافت الهی، ولایت و امامت ، مال و فرزند و مانند آن ها، انسان ها را به دسته های گوناگونی چون مومن و کافر و منافق تقسیم می کند؛ زیرا کسانی که در امانت های الهی خیانت ورزند به گروه کافر و منافق سقوط می کنند.(احزاب، آیات ۷۲ و ۷۳) پس حقیقت این امور از جمله حکومت و کارگزاری حکومت، همان فلسفه آزمون و آزمایش الهی است و انسان ها با این امور مورد آزمایش قرار می گیرند تا هر کسی آن چه هست نشان دهد؛ زیرا لام «لیعذّب» در آیه براى عاقبت است. (المیزان، ذیل‌آیه)

امین واقعی کسی است که در حضور و غیبت، امانت را به گونه ای حفظ می کند که هیچ گونه خللی عمده ای در امانت وارد نشود؛ حالا این امر نسبت به مسایل شخصی مانند حفظ همسران از خیانت باشد، یا در مسایل عمومی و اجتماعی چون حفظ اموال عمومی و یا بالاتر انسان هایی که به عنوان عبادالله و بندگان خداوند در دست حکومت ها و کارگزارن آن قرار دارد.(نساء، آیه ۳۴؛ دخان، آیه ۲۸ ؛ یوسف، آیات ۵۲ تا ۵۵)

از نظر قرآن، یکی از ملاک ها و معیارهای ارزشی گذاری انسان ها در همه ابعاد زندگی، امانت داری است. کسی که امین باشد، انسانی خوب و شایسته ای است.(آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶، یوسف، آیه ۵۵؛ قصص، آیه ۲۶)

آثار امانت داری

امانت داری در هر امری از جمله امر حکومت و کارگزاری، برکات و آثاری دارد که از جمله مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. جلب اعتماد: بی گمان اعتماد بزرگ ترین سرمایه اجتماعی است. کسی که در زندگی خود به عنوان امین شناخته شود، شریک مردم در همه امور زندگی است؛ چرا که مردم به او اعتماد کرده و او را در کارهای حمایت می کنند و امور زندگی خویش را به وی می سپارند و او را از امکانات و داشته های خود بهره مند می سازنند. رفتارهای نیک امین در زندگی موجب می شود، تا دیگران به سادگی و آسانی او را استخدام کرده و به کار گیرند و مسئولیت های خرد و کلان و بزرگ و کوچک خویش به وی سپارند؛ چنان که دختران شعیب و خود ایشان، حضرت موسی(ع) را به سبب امانت داری به استخدام گرفت(قصص، آیه ۲۶) و حضرت یوسف(ع) به سبب امانت داری نسبت به همسر عزیز مصر، از سوی شاه مصر به نخست وزیری منصوب شد.(یوسف، آیات ۵۲ تا ۵۵)
  2. محبت خدا و مردم: امانت داری موجب می شود تا شخص محبوب خدا و به دنبال آن محبوب مردم شود؛ زیرا هر کسی میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا نیز میان او و خلق را اصلاح می کند. خداوند می فرماید: بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ؛ آرى! هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى نماید، بى‏ تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.(آل عمران، آیه ۷۶) پس امانت داری و عدم خیانت در هر امانتی از جمله عهد و پیمان، موجب می شود تا شخص محبوب خداوند شود؛ زیرا این رفتار بیانگر کسب تقوای الهی است. خداوند در آیه ۳۸ سوره هود کسانی که خیانت ورزند را تهدید می کند و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ؛ قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‏ اند، دفاع مى ‏کند؛ زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.
  3. عنایت خداوندی: هر کسی امین باشد، مورد عنایت خاص خدا در دنیا و آخرت قرار می گیرد و از مواهب و نعمت های الهی برخوردار می شود.(یوسف، آیات ۵۴ تا ۵۶)
  4. دست یابی به مقام محسنان: از جمله آثار و برکات امانت داری، دست یابی به مرتبه و مقام محسنان است که فراتر از مقام عادلان است. امین به سبب دست یابی به این مقام از همه آثار و برکات محسنان و نیکوکاران در دنیا و آخرت بهره مند می شود.(یوسف، آیات ۵۴ و ۵۶)
  5. رستگاری: امانتدارى، از جمله عوامل دستیابى مؤمنان به رستگارى در دنیا و آخرت است و کسی که می خواهد وارد بهشت سعادت شود، باید امین باشد. (مومنون، آیات ۱ و ۸)
  6. ارجمندی: کسی که امین است در نزد خداوند ارجمند است.(آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶) از آن‌جا که خداوند در این آیه درصدد ستایش از گروهى اهل‌کتاب است که اگر حجم سنگینى از مال در اختیارشان گذاشته شود، به رسم امانت باز مى‌گردانند، استفاده مى‌شود که امانتدارى، امر پسندیده‌اى است.
  7. مصداق وفای به عهد: امانت داری از نظر قرآن از مصادیق وفای به عهد و پیمان است که از نظر عقل و نقل مطلوب است. (آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶)
  8. تکریم الهی: امین از سوی خداوند مورد تکریم قرار می گیرد(معارج، آیات ۲۲ و ۳۲ و ۳۵) و شکی نیست که تمامی اعمال عبادی برای دست یابی به تقوایی است(بقره، آیه ۲۱) که پیامد و برآیند آن کرامت اکتسابی فراتر از کرامت تشریفی و ذاتی است.(حجرات، آیه ۱۳؛ اسراء، آیه ۱۷)
  9. غفران و رحمت الهی: برخوردارى مؤمنان از غفران و رحمت الهى در اثر رعایت امانت الهى از جمله امانت خلافت و امامت و فرائض شرایع اسلامی در آیات قرآنی از جمله آیات ۷۲ و ۷۳ سوره احزاب مورد تاکید قرار گرفته است. باید یاد آور شد در روایتى از امام باقر(علیه السلام) به این مضمون آمده است که خیانت به خدا و رسول(صلى الله علیه وآله)، مخالفت با آنان، و خیانت به امانت، مخالفت با فرایض است. (نور‌الثقلین، ذیل‌آیه) هم چنین برخى احتمال داده‌اند که مقصود از امانت عرضه شده، اوامر و نواهى خداوند است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه)

از نظر قرآن هر کسی در امانت خیانت ورزد، مستحق عذاب الهی است؛ چنان که کافران و مشرکان و منافقان این گونه مستحق عذاب الهی در قیامت خواهند شد؛ زیرا امانت خدا را مراعات نکرده اند.(احزاب، آیات ۷۲ و ۷۳)

هم چنین از نظر قرآن کسانی که خیانت می ورزند، گرفتار رسوایی خواهند شد و خیانت در امانت مایه رسوایى و کیفر در قیامت است.(آل عمران، آیه ۱۶۱)

عوامل خیانت

کسانی در امانت ها از جمله امانت حکومت و کارگزاری خیانت می کنند که گرفتار اموری از جمله موارد زیر هستند:

  1. انحصارطلبی و خودبرتربینی: خود برتربینى و انحصارطلبى، سبب خیانت افراد در امانت دیگران است؛ چنان که یهودیان با خودبرتربینی این گونه عمل کردند.(آل عمران، آیه ۷۵) طبق برخى شأن نزول‌ها، مقصود از «و منهم من ان تأمنه بدینار‌…» برخى یهودیان هستند. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه)
  2. بی تقوایی : بى‌تقوایى ، عامل خیانت افراد در امانت‌هاى دیگران است. این تقوا می تواند شامل تقوای عقلی و نقلی باشد؛ یعنی هر تقوایی که عقل و نقل بدان اشاره می کند.(آل عمران، آیات ۷۵ و۷۶)
  3. جهالت نادانی و بی خردی: جهالت به معنای فقدان علم یا خردورزی و تعقل برخى انسان‌ها، عامل خیانت آنان در امانت الهى است. (احزاب، آیات ۷۲ و ۷۳) احتمال دارد که ذکر صفت «ظلوم» و «جهول» درباره انسان پس از بیان موضوع امانت‌پذیرى او، توجّه‌دادن به عامل خیانت در امانت باشد. در ضمن باید یادآور شد که جهل در آیات قرآنی گاه در برابر علم و گاه عقل قرار داده شده است. پس عامل خیانت می تواند جهالت به معنای نادانی یا سفاهت و بی خردی باشد.
  4. ستم ورزی: بر اساس همان آیات و مطالب پیش گفته می توان دانست که از دیگر عوامل خیانت ستم ورزی بسیار و ظلوم بودن انسان است.(همان) پس وجود روحیّه ستمگرى، سبب تعدّى به امانت و خیانت در آن می شود.
  5. فرزند دوستی: بسیاری از مردم هر چند خود انسان های خوبی هستند ولی به سبب فرزند دوستی گرفتار خیانت در امانت و حتی کفر و شرک می شوند.(کهف، آیات ۸۰ و ۸۱) خداوند در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره دخان به این نکته توجه داده است. در حقیقت، هشدار به فتنه بودن مال و اولاد، پس از نهى از خیانت در امانت، مى‌تواند به این حقیقت اشعار داشته باشد که ریشه خیانت، مال دوستى و فرزند دوستی و مانند آن ها است.
  6. مال دوستی: چنان که گفته شد ، مال دوستی می تواند همانند فرزند دوستی موجب خیانت افراد در امانت شود.(دخان، آیات ۲۷ و ۲۸)