حیا، ریشه و آثار آن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

حیا یک حالت نفسانی است که آدمی را از وقاحت باز می دارد و صفات نیک و پسندیده را در انسان زنده می کند. حیا نشانه ای از زنده بودن جان و روان آدمی می دهد و این که بیمار نیست و گرفتار مرگ اخلاقی نشده است. انسان های وقیح از هیچ زشتی باک و پروایی ندارند و بی شرمانه زندگی می کنند و مرتکب زشتی ها می شوند. خداوند نیز خود را به صفت حیا ستوده است که به معنای ترک قبیح از سوی اوست.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام، گوشه ای از حقیقت فضلیت اخلاقی حیا را بیان کرده و ریشه ها و آثار آن را در زندگی انسان تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حیا، کلید خیر

حیا یکی از فضایل اخلاقی است. این حالت نفسانی، به انسان کمک می کند تا از زشتی ها پرهیز کند. در آموزه های قرآنی این صفت به انسان و خدا نسبت داده شده است. اما از آن جایی که خداوند دارای نفس نیست نمی تواند به معنایی باشد که در انسان یافت می شود. هنگامی که از حیا در انسان سخن به میان می آید، به معناى انقباض و خوددارى نفس از زشتیها و ترک زشتیهاست.( مجمع البیان، ج ۵ ـ ۶ ، ص ۶۴۶ ) اما وقتی حیا درباره ذات بارى به کار می رود به این معنا نیست، زیرا خداوند پاک و منزّه از چنین وصف انقباض نفس است،( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۷۰، «حیى») بلکه مقصود از حیا درباره خداوند، ترک قبیح است.( مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۱۶۵) به این معنا که خداوند هر آن چه را عقل قبیح شمارد و زشت بداند انجام نمی دهد. مثلا خداوند هرگز خلاف وعده خود عمل نمی کند(حج، آیه ۴۷؛ روم، آیه ۶) یا به بندگان ظلم روا نمی دارد؛ (آل عمران، آیه ۱۸۲؛ انفال، آیه ۵۱) چرا این خلف وعده و یا ظلم از اموری است که عقل آن را زشت و قبیح می داند و خداوند هرگز بر خلاف احکام قطعی عقل نمی کند و بر خود نمی پسندد. پس اگر عقل بگوید که عقاب و مجازات بدون بیان قبیح است، خداوند نیز تا حجت را بر بندگان تمام نکرده باشد و احکام و قوانین را به ایشان نگفته باشد؛ بندگان خویش را مجازات نخواهد کرد.(نساء، آیه ۱۶۵و آیات دیگر)

نقیض حیا در انسان، وقاحت است.( مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۱۶۳) انسان وقیح کسی است که بی هیچ شرم و آزرم، زشتی ها را مرتکب می شود. چنین سلوک و رفتاری نشان دهنده بیماردلی انسان است که از فطرت خارج شده و بر خلاف عقل رفتار می کند؛ زیرا از ذاتیات عقل و خرد آن است که شخص با حیا و دین دار باشد. از این روست که در روایات از امام موسی کاظم(ع) و دیگران نقل شده است که خداوند هنگامی عقل و حیا و دین را بر انسان عرضه داشت ، انسان عقل را برگزید و هنگامی که به حیا و دین فرمان بازگشت داده شد، آن دو گفتند که ما همواره ملازم عقل هستیم و هر جا عقل باشد ما آن جا حضور داریم.(اصول کافی، ج ۱؛ کتاب عقل و جهل) به این معنا که حیا و اخلاق و دین داری و سلوک درست و نیک در زندگی از چیزهایی هستند که همواره ملازم عقل هستند و از آن جدا نمی شوند. پس هر انسان دین دار و با حیایی، انسانی خردمند و عاقل است، چنان که هر عاقلی، دین دار و با حیاست.

اسلام دین اخلاقی است . پیامبر(ص) می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و محاسنها؛ من تنها برای اتمام بزرگواری های اخلاقی و نیکی های آن برانگیخته شده ام. بنابراین، حیا که نماد فضایل اخلاقی است به عنوان زینت اسلام مطرح می شود. رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید: اَلحَیاءُ زینَهُ الاسلامِ؛ حیا زینت اسلام است. (مستدرک الوسایل، ج۱، ص۴۸۸، ح۱۲۴۴)

از این روست که خود آن حضرت(ص) نماد همه مکارم و محاسن اخلاقی بودند و خداوند وی را به خلق عظیم می ستاید(قلم، آیه ۴) این خلق عظیم را می بایست در حیا آن حضرت که نماد اخلاق عقلانی است جست و جو کرد. ابى سعید الخدرى درباره حیای حضرت پیامبر(ص) می فرماید: کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله اَشَدَّ حَیاءً مِنَ العَذراءِ فى خِدْرِها. و کانَ اِذا کَرِهَ شَیئا عَرَفْناهُ فى وَجْهِهِ؛ رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از دختران پشت پرده با حیاتر بودند، و اگر چیزى را دوست نمى‏داشتند، از چهره‏شان مى‏فهمیدیم. (مکارم الأخلاق، ص ۱۷)

خود آن حضرت(ص) درباره نقش حیا در اسلام و ایمان فرد می فرماید: خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلینَ: اَلْحَیاءُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحِجامَهُ وَ السِّواکُ وَ التَّعَطُّرُ؛ پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا، بردبارى، حجامت کردن، و مسواک و عطر زدن. (نهج الفصاحه، ح ۱۴۶۳)

امیرمومنان علی(ع) نیز به این نقش مهم و ارزشمند حیا در زندگی انسان به ویژه مومنان اشاره داشته و می فرماید: اَلْمُؤْمِنُ حَیىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌّ؛ مؤمن، با حیا، بى‏نیاز، باوقار و پرهیزگار است.(غررالحکم، ح ۱۸۵۲)

امام کاظم علیه السلام نیز در همین رابطه به پیوند تنگاتنگ حیا و ایمان اشاره می کند و می فرماید: اَلحَیاءُ مِنَ الایمانِ وَالایمانُ فِى الجَنَّهِ وَالبَذاءُ مِنَ الجَفاءِ وَالجَفاءُ فِى النّارِ؛ حیا از ایمان و ایمان در بهشت است و بدزبانى از بى مهرى و بدرفتارى است و بدرفتارى در جهنم است.( بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۰۹، ح۱)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله هم چنین می فرماید: إِذا رَأَیتَ مِن أَخیکَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَیاءُ وَالامانَهُ وَالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دینى) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش: حیا، امانتدارى و راستگویى.(نهج الفصاحه، ح ۲۰۵)

در حقیقت کسی که این خصلت های سه گانه را داراست از عقل و خرد بهره مند است و همین مسایل موجب می شود تا در نهایت اهل دین و ایمان باشد. در حقیقت این خصلت ها مایه نجات اوست.

از آن جایی که فضایل اخلاقی همان حقیقت انسانیت است و هر خیری که انسان بخواهد می بایست در سلوک اخلاقی بداند، در روایات برخی از فضایل اخلاقی که بسیار کلیدی و اساسی است به عنوان کلید خیر معرفی شده است. از جمله امام على علیه السلام درباره حیا می فرماید: اَلحَیاءُ مِفتاحُ کُلِّ الخَیرِ؛حیا کلید همه خوبى هاست.(غررالحکم، ج۱، ص۹۳، ح۳۴۰ )

در روایاتی از جمله روایاتی که از امام موسی کاظم(ع) نقل شده، به خوبی روشن می شود که حیا تا چه اندازه در زندگی اخلاقی انسان نقش دارد. از این روست که در این روایت و روایات دیگر، حیا به عنوان نماد اصلی اخلاق و فضایل اخلاقی مطرح می شود و آن را در کنار عقل و دین قرار می دهد. دراین روایت امیرمومنان علی(ع) حیا را کلید هر خیر می داند. خیر هر نعمتی است که به درستی از آن بهره گرفته شده و موجبات رشد و تعالی و تقرب انسان را فراهم می آورد. بنابراین، حیا نعمتی است که همه خیرها را برای انسان سبب می شود.

این که از این امور به عنوان کلید یاد می شود، از آن روست که این امور همانند کلید، قفل های خیر و یا شر را باز می کند. مثلا امام باقر(ع) شراب را کلید همه شرور دانسته و می فرماید: قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَاب؛ خداوند برای شر و بدی ها قفل های گذاشته است و کلید های همه آن قفل ها شراب است.( الکافی ،ج ۲ ، ص ۳۳۸ )

به هر حال، حیا به معنای خودداری نفس از زشتی و پلیدی و بدی، هر چند که خود یکی از فضایل از اخلاقی است ولی بی گمان نماد اخلاق است. از این روست که در روایات از آن به عنوان کلید همه خیرها معرفی شده است.

آثار و کارکردهای حیا

حیا امری نفسانی است. کسی که این فضلیت را در خود داشته باشد در جلوت و خلوت حیا می ورزد و این گونه نیست که در برابر مردم شرم و حیا داشته باشد ولی در خلوت و از خدا شرم و حیا نورزد؛ بلکه مانند حضرت آدم و حوا(ع) حیا می ورزند و می کوشند تا شرمگاه های خویش را بپوشانند حتی اگر ناظر محترمی جز خداوند نباشد.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ اعراف،‌آیه ۲۲؛ طه،‌آیه ۱۲۱) امام على علیه السلام در این باره می فرماید: غایَهُ الحَیاءِ أن یَستَحیِىَ المَرءُ مِن نَفسِهِ؛ اوج حیا این است که آدمى از خودش حیا کند.( غررالحکم، ج۴، ص۳۷۳، ح۶۳۶۹)

با نگاهی به آموزه های قرآنی این معنا قابل استنباط است که حیا در بهشت نیز خواهد بود؛‌ یعنی با آن که در بهشت هیچ تکلیفی نیست، اما اصول اخلاقی و در راس آن ها حیا امری است که در همه جا یافت می شود؛ زیرا بهشت جز خیر و خوبی و زیبایی نیست و هر چیزی که شر و بد و زشت است در بهشت راهی ندارد. از این روست که اهل بهشت، اهل مکارم اخلاق و محاسن آن هستند و حتی حوریان بهشتی نیز حیا می ورزند.(صافات، آیه ۴۸؛ الرحمن، آیه ۷۲)

حیا می بایست در همه ابعاد و جوانب زندگی انسانی خود را نمایش دهد. انسان اخلاقی و با حیا در گفتار(احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳)، رفتار (قصص، آیه ۲۵)، نگاه کردن(صافات، آیه ۴۸)، خوابیدن (نور، آیه ۵۸)، راه رفتن(نور، ایه ۳۱؛ قصص، آیه ۲۵)، در فقر و نداری(بقره، ایه ۲۷۳)، در خلوت و جلوت(یوسف، آیات ۲۳ تا ۲۸؛ نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ اعراف،‌آیه ۲۲؛ طه،‌آیه ۱۲۱)، در امور جنسی و غیر جنسی(فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸ ؛‌تحریم، آیات ۱۱ و ۱۲؛ مریم، آیات ۱۸ و ۲۳؛ مومنون، آیات ۱ و ۵)، در تاهل و تجرد(نور،آیات ۳۲ و ۳۳)، در برخوردهای خانواگی و اجتماعی(نور، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۵۸) حیا می ورزد و شرم و آزرم دارد.

در همه ابعاد زندگی چنین افرادی می توان نشانه های حیا را یافت. پس با نداری خویش اهل تکدی گری نیست(بقره، ایه ۲۷۳)، با همه نیاز جنسی و فشارهای آن، اهل چشم چرانی نیست(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) و از هر گونه حرکات و رفتارهای تحریک زای جنسی خودداری می ورزد(همان؛ احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳) و حجاب را مراعات می کند تا به مسایل جنسی و بی حیایی کشیده نشود یا دامن نزند(نور، آیه ۳۱)، در خلوت و جلوت عورت خویش را می پوشاند.(همان و نیز اعراف، آیه ۲۲)

با نگاهی به نشانه های حیا، می توان نقش برجسته حیای جنسی را دریافت. از این روست که حیاورزی از سوی زنان بیش تر مورد تاکید است؛ زیرا حیای زنان عامل مهم بازدارنده هر گونه رفتارهای زشت و بد جنسی و غیر اخلاقی است. از این روست که خداوند برجسته تر ویژگی کمالی زن را در حیا او جست و جو می کند(قصص،‌ایه ۲۵) و شیاطین و فرعونیان مستکبر در تهاجم فرهنگی به جامعه انسانی و بنیادهای خانواده و ملتی،‌ بیش تر توجه و اهتمام را بی حیایی زنان دارند تا ایشان را به بی حیای کشانده و بنیاد خانواده و جامعه ای به این شکل متزلزل کنند. فرعون بر همین اساس است که در یک تهاجم فرهنگی استکباری بر آن شد تا مردان یهودی را بکشد و زنان ایشان را به بی حیایی بکشاند.(بقره، ایه ۴۹؛ ابراهیم، ایه ۶)

با آن که حیا و عفت به عنوان یک فضلیت اخلاقی برای مرد و زن است ولی بر همین اساس و اسباب و حکمت های دیگر، حیا در زنان بسیار ارزشمندتر و برجسته تر است. از این روست که رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید : اَلحَیاءُ عَشَرَهُ أَجزاءٍ فَتِسعَهٌ فِى النِّساءِ وَواحِدٌ فِى الرِّجالِ؛حیا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و یک جزء در مردان.(کنزالعمال، ج۳، ص۱۲۱، ح۵۷۶۹) آن حضرت(ص) هم چنین می فرماید: اَلحَیاءُ حَسَنٌ وَلکِن فِى النِّساءِ أَحسَنُ؛ حیا خوب است ولى براى زنان خوب تر است.(نهج الفصاحه، ح ۲۰۰۶)

پیامبر هم چنین صلى‏الله‏علیه‏و‏آله می فرماید : اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الاُمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الاَغْنیاءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَهُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَیاءُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛ عدالت نیکو است اما از دولتمردان نیکوتر، سخاوت نیکو است اما از ثروتمندان نیکوتر؛ تقوا نیکو است اما از علما نیکوتر؛ صبر نیکو است اما از فقرا نیکوتر، توبه نیکو است اما از جوانان نیکوتر و حیا نیکو است اما از زنان نیکوتر. (نهج الفصاحه، ح ۲۰۰۶)

نشانه های حیا

چنان که گفته شد برای هر چیزی از جمله حیا نشانه هایی است که در زندگی خودش را نشان می دهد. از کوزه برون همان تراود که در اوست. اگر کوزه شخص پر از اخلاق باشد، در همه ابعاد زندگی و جوانب آن می توان نشانه های از اخلاق را یافت و اگر بی حیا و وقیح باشد آن بی شرمی را می توان در همه زندگی او یافت. در آیات و روایات برای حیا نشانه های بیان شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله در عبارتی جامع نشانه های حیا را در زندگی افراد به خوبی بیان می کند. آن حضرت(ص) می فرماید : أمَّا الحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ اللِّینُ، والرّأفَهُ، والمُراقَبَهُ للّه فِى السِّرِّ والعَلانیَهِ، والسَّلامَهُ، واجتِنابُ الشَّرِّ، والبَشاشَهُ، والسَّماحَهُ، والظَّفَرُ، وحُسنُ الثَّناءِ عَلَى المَرءِ فِى النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَیاءِ، فَطُوبى لِمَن قَبِلَ نَصیحَهَ اللّه وخافَ فَضیحَتَهُ؛ اما شاخه هاى حیا عبارتند از: نرمش، مهربانى، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دورى از بدى، خوشرویى، گذشت، بخشندگى ، پیروزى و خوشنامى در میان مردم، اینها فوایدى است که خردمند از حیا مى برد. خوشا بحال کسى که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسوایى خودش بترسد. (تحف العقول، ص ۱۷)

انسان های با حیا در رفتارشان نیک رفتار هستند و جز نیکی از آنان نمی توان سراغ گرفت. هر خیری را برای خود و دیگران می پسندند و هر شر و بدی را نسبت به خود و دیگران روا نداشته و نمی پسندند. امام باقر علیه السلام در تبیین کلام خدا می فرماید: فى قَولِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن یُقالَ لَکُم، فَاِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ یُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنین، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ یُحِبُّ الحَیّى الحَلیمَ اَلعفیفَ المُتعَفِّـفَ؛درباره این گفته خداوند که «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: بهترین سخنى که دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید، چرا که خداوند، لعنت کننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حیا و بردبار و عفیفِ پارسا را دوست دارد. (امالى صدوق، ص ۳۲۶)

از آثار و کارکردهای حیا می توان به از میان بردن خطا و گناه اشاره کرد. انسان گناه کار اگر اهل حیا شود حیا او موجب می شود تا بدی ها و زشتی ها از او برطرف شود و مانند حسناتی که سیئات و بدی ها را می زداید ، حیا خطایای او را بپوشاند و از میان ببرد. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: اَلحَیاءُ مِنَ اللّه یَمحو کَثیرا مِنَ الخَطایا؛ حیا از خدا بسیارى از گناهان را پاک مى کند.( غررالحکم، ج۱، ص۳۹۹، ح۱۵۴۸)

از دیگر آثار حیا می توان به محبوبیت در پیشگاه خداوند اشاره کرد. حیا موجب می شود تا شخص نزد خداوند محبوب شود؛ زیرا خداوند چنین افرادی را دوست می دارد. رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید : إنَّ اللّه یُحِبُّ الحَیِىَّ الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعفِّفَ؛ خداوند انسان با حیاىِ بردبارِ پاک دامنى را که پاکدامنى مى ورزد، دوست دارد. (کافى، ج۲، ص۱۱۲، ح۸)

ریشه های حیا و شرم

از آموزه های وحیانی اسلام این معنا به دست می آید که حیا و بلکه هر امر نیک و فضلیت انسانی ریشه در عقل دارد. انسان خردمند دارای نشانه هایی است که از آن جمله می توان به دین و حیا اشاره کرد. (اصول کافی، ج ۱، باب عقل و جهل)

همان گونه که حیا خاستگاه حیا عقل است ؛ خود حیا خاستگاه و ریشه بسیاری از امور خیر و نیک دیگر است. از این روست که در امیرمومنان علی (ع) آن را کلید هر خیر دانسته است.(غررالحکم، ج۱، ص۹۳، ح۳۴۰ ) از جمله خیرها،‌مرودت و مردانگی است که ریشه در حیا دارد. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: اَصلُ المُروءَهِ الحَیاءُ وَ ثَمَرَتُهَا العِفَّهُ؛ ریشه مردانگى حیا و میوه اش پاکدامنى است.(غررالحکم، ج۲، ص۴۱۸، ح۳۱۰۱)

از این سخن امیرمومنان (ع) هم چنین روشن می شود که عفت میوه حیاء‌ است. بنابراین کسی که عفیف است می بایست آن را نشانه ای از حیا دانست. پس انسان های عفیف چون مومنان فقیری که تکدی گری نمی کنند، باید انسان های با حیایی دانست که حیا موجب می شود تا ایشان تعفف ورزند(بقره، آیه ۲۷۳؛ نساء، آیه ۶) چنان که مومنانی که عفت می ورزند و مسایل جنسی آنان را به گناه نمی کشاند، اهل حیا هستند.(نور، آیات ۳۳ و ۶۰)

اقسام و انواع حیا

حیا و شرم دارای انواعی است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: اَلحَیاءُ عَلى وَجهَینِ فِمِنهُ ضَعفٌ وَمِنهُ قُوَّهٌ وَإسلامٌ وَإیمانٌ؛ حیا بر دو گونه است: یکى حیاى ضعف و ناتوانى و دیگرى حیاى قدرت و اسلام و ایمان.( بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۴۲، ح۱۰۸)

خداوند نیز نوعی از حیا و شرم را نادرست دانسته و نوع دیگری را درست و پسندیده شمرده است. از جمله در آیه ۲۶ سوره بقره و ۵۳ سوره احزاب بیان می کند که در انسان نمی بایست در بیان حقایق شرم داشته باشد؛ چنان که خداوند شرم نمی ورزد و حقایق را بیان می کند. انسان در بیان حقایق و مسایل می بایست به حقیقت بودن آن توجه داشته باشد و کاری به بزرگی و کوچکی مساله نداشته باشد. بنابراین، اگر مطلبی است که حق است و می بایست دیگران بدانند حتی اگر ساده و کوچک و به ظاهر پیش پا افتاده است می بایست گفته شود.

پس در بیان احکام شرعی نمی بایست شرم و حیا ورزید؛ چنان که شرم و حیا ورزیدن در پرسش از مسایلی چون نکاح و زناشویی، احکام جنابت و حیض و یا مسایل جنسی نمی بایست شرم و حیا ورزید.

از نظر قرآن حیا در بیان حقایق و یا پرسش از آن،‌حیای بی جا و نادرستی است که می بایست از آن پرهیز کرد.(همان) البته انسان های بسیار اخلاقی بسیار با حیا هستند و از این که حق خویش را بخواهند شرمگین می شوند و همین موجب سوء‌استفاده برخی از افراد از جلمه افراد گستاخ و بی حیا می شود. چنان که پیامبر(ص) به سبب خلق عظیم خود، شرم می کرد و مزاحمت های میهمان را بر خود روا می داشت. خداوند می فرماید: نمی بایست کاری کرد که از شرم وحیا فرد سوء‌استفاده شود و باید جلوی کسانی که از شرم و حیای افراد سوء استفاده می کنند گرفته شود. از این روست که خود فرمان می دهد که جایز نیست بیش از اندازه در خانه حضرت(ص) بمانند که موجبات اذیت و آزار آن حضرت را فراهم می آورد.(احزاب، آیه ۵۳)

برخی از افراد خجالت می کشند تا برخی از کارها را انجام دهند. از نظر این افراد برخی از کارها دون شان آدمی است و شرم آور است که تن به این کارها داده شود. اما امیرمومنان امام على علیه السلام به مومنان هشدار می دهد که نمی بایست در برخی از امور حیا ورزید. از آن جمله حضرت (ع) می فرماید: ثَلاثٌ لایُستَحیى مِنهُنَّ: خِدمَهُ الرَّجُلِ ضَیفَهُ وَقیامُهُ عَن مَجلِسِهِ لأَبیهِ وَمُعَلِّمِهِ وَطَلَبُ الحَقِّ وَإن قَلّ؛از سه کار حیا نباید کرد: خدمت به میهمان، از جا برخاستن در برابر پدر و آموزگار خویش و طلب حق گرچه اندک باشد. (غررالحکم، ج۳، ص۳۳۸، ح۴۶۶۶)