حماسه سازی امت در سایه امامت و ولایت

samamosهر حرکتی در انسان می بایست از طریق عقل مدیریت شود؛‌ زیرا قوای شهوانی و غضبانی می تواند حرکت ها را به انحراف و کژی بکشاند و اجازه ندهد انسان به اهداف واقعی خود برسد و سرگرم اهداف خیالی و موهوم شود. در حرکت های اجتماعی نیز عقل جمعی در شکل و قالب رهبری نخبگان انجام گیرد تا قوای دیگر مدیریت و مهار شده و جامعه بتواند به فلسفه وجودی خود یعنی اهدافی چون سعادت فردی و جمعی دست یابد و آرامش و آسایش هر چند نسبی ولی به نسبت پایدار را تامین و تضمین نماید.

از این جا می توان به سادگی دریافت که نقش امامت و ولایت در ایجاد هر حرکتی مفید و سازنده در چارچوب اهداف و فلسفه وجودی اجتماع و جامعه و نیز ایجاد و مدیریت حماسه های موفقیت آمیز تا چه اندازه مهم و اساسی است. با نگاهی به وضعیت جوامع بشری در گذشته و حال می توان به این تبیین تحلیلی و توصیه برخاسته از آن رسید که فقدان رهبری خردمندانه و مبتنی بر ولایت با شاخصه ها و مولفه های موجود در ولایت تا چه اندازه موجب ناکامی و عدم موفقیت آنان شده و حماسه های بزرگ آنان به سرانجام خوشی نرسید و بلکه موجب هرج و مرج و آشوب های بزرگ اجتماعی و نابودی زیرساخت های جامعه شد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های قرآنی، نقش امامت و ولایت و رهبری را در مدیریت صحیح و سالم حماسه های اجتماعی از جمله حماسه های سیاسی و اقتصادی تبیین نماید و امت را به پیروی از رهبری دعوت و توصیه نماید.

تحلیل و تبیین قرآن از سنت های الهی در جامعه

قرآن کتاب هدایت است. این هدف موجب می شود تا آموزه های آن دارای ویژگی های معرفتی،‌ شناختی، تحلیلی، توصیفی و توصیه ای باشد؛ چرا که این ویژگی ها امکان پذیرش آموزه های آن از سوی خوانندگان فراهم می آورد. بخشی از آموزه های قرآنی اختصاص به تاریخ دارد که البته تنها گزارش های صرف تاریخی نیست،‌ بلکه بیانگر فلسفه تاریخ و تحلیل آن در راستای تعلیم و تربیت و توصیه هایی است که مسیر درست هدایتی را به بشر می آموزد.

خداوند در قرآن با بیان گزارشهای تاریخی از اشخاص، گروه ها و امت بر آن است تا برخی از سنت های حاکم بر جامعه و تاریخ را به مردمان گوشزد کرد و آنان را نسبت به این سنت ها حساس و متوجه نماید.

از نظر قرآن، جوامع بشری با همه اختلافاتی که در زمان ها و مکان ها و اعصار و امصار دارند، در بسیاری از کلیات و مسایل بنیادین وجه اشتراکی دارند که تفاوت های جزیی موجب نمی شود تا تغییر کلانی در افکار، موضع گیری ها، بینش ها و نگرش های رفتاری آنان پدید آید. به عنوان نمونه خداوند در آیاتی از جمله ۴۹ و ۵۰ سوره زمر بیان می کند که امّت‌ها داراى سخن، مواضع و عملکرد مشابه در برابر خوشى‌ها و ناخوشى‌ها هستند. هم چنین امت ها در برابر مساله معاد و رستاخیز برخورد مشابه و مناسخی از خود نشان می دهند.(مومنون، آیات ۸۱ تا ۸۳)

این گونه تشابه و سنخیت در کلیات و مسایل مهم و بنیادین موجب می شود که مثلا امت های مشرک در گرایش به جبر و بدعت گذاری هم‌سویى داشته باشند(نحل، ایه ۳۵) و هم چنین به رغم ارائه معجزه پیشنهادى آن‌ها از سوی خدا و پیامبران، در انکار و ایمان نیاوردن هماهنگ و هم سو باشند.(انبیاء، ایات ۵ و ۶)

از این جاست که سنت هایی برای همه بشریت از آغاز تا انجام به عنوان سنت های الهی حاکم بر جامعه و تاریخ رقم خورده است که از جمله آن ها سنت ارسال رسولان و اتمام حجت(رعد، آیه ۳۰؛ غافر، ایات ۸۲ و ۸۵ ؛ سبا، آیه ۳۴؛ فاطر، ایه ۲۴)، سنت استدارج و امهال( بقره، آیات ۴۲ تا ۴۴؛ اعراف، ایات ۹۴ و ۹۵)، سنت ابتلاء (عنکبوت، آیه ۲) و سنت استیصال و نابودی به عذاب الهی در دنیاست.(انعام، آیات ۴۲ و ۴۵) خداوند در آیات بسیاری از جمله آیات ۴۹ تا ۵۱ سوره زمر بیان می کند که امّت‌هاى گناه‌کار، داراى فرجام و سرنوشت مشابه هستند که همان عذابی است که آنان را به نابودی می کشاند و از روی زمین محو می کند.

بنابراین، از نظر قرآن همه بشریت در چارچوب قوانین و سنت های تکوینی الهی مدیریت می شوند. دانستن و آگاهی نسبت به این سنت ها موجب می شود تا انسان از هرگونه اعمالی که موجب خشم الهی و جریان سنت استیصال می شود دوری کند. آموزه های قرآنی در بخشی اختصاص به این سنت ها یافته و با گزارش های تاریخی واقع نگاری و عینی سازی می شود.

سنت های خوب و بد اجتماعی

در جوامع بشری رویه ها و شیوه و سبک های گوناگون زندگی وجود دارد که برخاسته از هستی شناسی، خداشناسی، انسان شناسی و جهان بینی خاص خودش است. این سنت های می تواند عقلانی وعقلایی و بلکه حتی وحیانی باشند و هم می تواند مبتنی بر اوهام و خرافات و تقلید های کورکورانه از نیاکان و پیشینیان باشد.(نساء، آیه ۲۶؛ ابراهیم، آیات ۹ و ۱۰) اما شکی نیست که در میان امت های گذشته قوانین و سنّت‌هاى درست و قابل پیروى نیز وجود داشته که برخاسته از عقل و وحی است.(نساء، آیه ۲۶) آن چه از طریق وحی انجام شده و در قرآن آمده تبیین احکام وحیانی و عقلانی از وهمانی و خرافی است.(همان) وظیفه ما نیز آن است که هر سنت و آیینی را که از پیشینیان به ما رسیده بر اساس معیارهای عقلانی و وحیانی بسنجیم و آن را بپذیریم و یا وازنیم.

موضع گیری های بسیاری از نیاکان و امت های پیشین در برابر دعوت های عدالت خواهانه و حق پیامبران (ع) بسیار خصمانه بوده است. امت ها با همه تفاوت هایی که از نظر امکانات و قدرت و ثروت داشتند، موضع گیری خوبی نسبت به پیامبران نداشتند و بسیاری از آن ها با موقعیّت‌هاى گوناگون تاریخى و اجتماعى یک رویه را در پیش گرفته بودند.(ص، آیات ۱۱ تا ۱۴؛ ق ۱۲ تا ۱۴) البته خداوند یادآور می شود که هیچ یک از دو حالت ضعف امت ها یا قدرت ایشان مانع از جلوگیری از عذاب نبوده و نیست؛ چرا که اقتدار و شکوه تمدّن‌هاى اقوام گذشته، بى‌تأثیر در پیشگیرى نزول از عذاب الهى و نابودى آنان بوده است.(روم، آیه ۹؛ فاطر، آیه ۴۴؛‌ غافر، ایات ۲۱ و ۸۲)

عامل بقا و نابودی جوامع بشری را می بایست در موافقت و مخالفت آنان با حق و رفتارهای اجتماعی عادلانه یا ظالمانه جست و جو کرد. جوامع بشری که مسیر حق را پیمودند و از ظلم و جور دور بودند از برکات الهی برخوردار بوده و عوامل به ظاهر طبیعی آنان را به نیستی و نابودی نمی کشاند؛ اما هر گاه امتی کفر و ظلم پیشه گرفت به عذاب الهی در قالب بلایای طبیعی گرفتار شدند که از جمله آن ها زلزله های نابودگر، سیل های بنیان کن، خشکسالی و قحطی، بیماری های فراگیر و مانند آن بوده است. با گردشی در تاریخ بلکه آثار تاریخی به جا مانده می توان آثار این اقوام و جامعه را دید.(فاطر، ایه ۴۴؛ غافر، ایه ۲۱ و آیات دیگر)

البته خداوند گزارش می کند که برخی از اقوام از جمله قوم یونس با آن که نخست مسیر گمراهی و ستمگری را در پیش گرفته بودند، ولی سپس به سبب تلاش های رهبران و نخبگان توبه کرده و مسیر درست را یافتند و همین مساله موجب شد تا زمانی که در مسیر حق و عدالت بودند از نابودی در امان باشند و تمدنی شکوفا و خوبی داشته باشند.(یونس، آیه ۹۸)

نقش رهبری در حماسه آفرینی های اجتماعی

حرکت های سالم و درست در جوامع بشری همواره مرهون رهبرانی عقلانی و وحیانی بود؛‌ چرا که آموزه های وحیانی موجب شد تا مردم نسبت به حقایق هستی آگاهی کامل و درستی یافته و در مسیر راست حرکت کرده و موفقیت هایی را داشته باشند. هدف خداوند از ارسال رسولان و کتب الهی این بوده که مردم با حقایق هستی آشنا شده و تربیت درستی یافته و بتوانند خود قیام به عدالت کنند.(حدید،‌آیه ۲۵)

به نظر می رسد که هر حرکت سالم و موفقیت آمیز برای جوامع بشری در سایه رهبری عقلانی پیامبران انجام گرفته است؛ چرا که اگر مدیریت ایشان نباشد، قوای دیگر بشری طغیان کرده و با فجور و تجاوز به حقوق دیگر قوا امکان بهره مندی را به همه نمی دهند. همان گونه که اگر عقل انسان بر انسان مدیریت نکند و حاکمیت نیابد،‌قوای شهوانی و غضبانی بر انسان مسلط می شود و راه فجور و ظلم را در پیش می گیرد و انسان را به گناه و ظلم و در نهایت عدم تعادل شخصیت و نابودی می کشاند، هم چنین جامعه اگر با خردمندان رهبری نشود دچار چنین حالتی می شود و روحیه تجاوزگری شدت یافته و جامعه از درون و بیرون تهدید به نابودی و فروپاشی می شود.

رهبری عاقل و خردمند است که با تصمیم گیری های درست، جامعه را در مسیر حرکت های قرار می دهد که بتوانند اهداف متعالی را تحقق داده و برآورده سازند. در زمانی که شرایط از حالت طبیعی خارج می شود و جامعه رشدی کاریکاتوری می کند این رهبری خردمند است که با ایجاد هیجان و حماسه در آن بخش می کوشد تا توان و ظرفیت جامعه را به آن سمت و سو سوق داده و رشد متعادلی را ایجاد کند. هم چنین در زمانی که دشمنان به بخشی از جامعه آسیب وارد کرده و راه نفوذ و سلطه را از آن طریق می جویند، این رهبری خردمند است که با شناسایی نقاط ضعف و تهدید، با ایجاد غرقه سازی اجتماعی و بسیج همه امکانات و سوق دادن آن به آن سمت می کوشد تا حماسه ای بیافریند و هیجانی را در جامعه ایجاد کند تا آن نقاط ضعف برطرف شده و به سرعت جلوی هر گونه احتمال نفوذ و ضربه از سوی دشمن گرفته و پوشیده شود.

به عنوان نمونه وقتی دشمن با ایجاد تحریم و اختلال در نظام اقتصادی بر آن است تا راه نفوذی برای سلطه گری خود در جامعه ای بیابد. این رهبری خردمند است تا با ایجاد فرمان تولید ملی و حماسه آفرینی اقتصادی در یک جهاد و بسیج فراگیر و مقاومتی می کوشد تا نقطه ضعف را بر طرف سازد؛ زیرا اقتصاد به عنوان مایه قوام بخش جامعه و ستون اصلی آن(نساء، ایه ۵) می بایست همواره مورد توجه قرار گیرد و اگر به هر دلیلی ضعفی از طریق بی عدالتی داخلی یا تحریم خارجی در این حوزه پدید آمد،‌ رهبری خردمند جامعه آن را با بسیج همه قوا و توان بازسازی کرده و اجازه نفوذ و سلطه به دشمنان را نمی دهد.

هم چنین در حوزه سیاسی اگر هر گونه رفتاری موجب شد که اختلاف و تفرقه در میان امت ظاهر شود و یا دشمن با جنگ روانی و نرم و افکارسازی بر آن شد تا مشروعیت سیاسی و مقبولیت نظام سیاسی را زیر سوال برد و راه نفوذی برای خود بیابد در این جاست که رهبری خردمند با شناسایی نقاط ضعف بر آن می شود تا همه امکانات را برای جنگ نرم با توجه به نقشه راه دشمن بسیج نماید و با غرقه سازی افکار عمومی جامعه آنان را به این نقطه ضعف حساس کرده و با حرکت های هیجانی و مدیریت شده، این نقطه ضعف را جبران کرده و از میان بردارد. حماسه سیاسی که در شکل انتخابات و حضور فراگیر امت در همه صحنه ها به ویژه راهپیمایی و مشارکت حداکثری در انتخابات انجام می گیرد، می تواند توان جامعه و دولت اسلامی را افزایش داده و هر گونه سلطه و نفوذ احتمالی را سد کرده بلکه دشمن را به وحشت و رهب انداخته و موجب عقب نشینی آنان شود.(انفال، آیه ۶۰)

امت حق جو و عدالت خواه(اعراف، ایه ۱۸۱) تحت نظارت و مدیریت رهبری خردمند و متقی و صالح می تواند در مسیر کمالی گام بردارد و از همه آزمون ها و فتنه ها به سلامت بیرون رود.(مائده، آیه ۴۸؛ اعراف، ایه ۱۶۸) رهبری خردمند با هدایت گری و راهنمایی های الهی خود(انبیاء، ایه ۷۳؛ سجده، ایه ۲۴) و دستگیری امت(همان) می تواند مسیر درست را نشان دهد.

امت به سبب باور به حق بودن رهبری و صلاحیت علمی و عملی و ایمان به روحیه احسان و ایثارگری او می داند که سخن او به منفعت و مصلحت امت است. از این رو،‌اجازه می دهد تا قوای شهوانی و غضبی(اقتصاد و ارتش) در اختیار رهبری قرار گیرد تا او بتواند با بسیج همه آن ها حماسه های سیاسی و اقتصادی و نظامی را موجب شود که ملت و امت را از دشمن و تهدید آن دور کرده و عزت و اقتدار امت را تامین و تضمین نماید.

از آن جایی که دشمنان در جنگ های متنوعی که علیه امت اسلام راه می اندازند از تهدید به حمله نظامی یا تحریم اقتصادی و جنگ نرم و روانی و مانند آن دست بر نمی دارند، لازم است که امت تحت رهبری امام خردمند و متقی و صالح خود، هر گونه رفتاری را سامان دهد و قوا و توان خود را بیهوده در جاهای غیر لازم و غیر ضروری هدر ندهد.

دشمنان در جنگ نرم می کوشند تا مشروعیت و فلسفه وجودی نظام سیاسی را زیر سوال برند. از این روست که به عقاید و مبانی و اصول فلسفی این نظام سیاسی حمله می کنند. این جاست که بر امت است که جهاد علمی را در سایه فکری و مرجعیت علمی رهبری خردمند سامان دهند.(فرقان، ایه ۵۲) و هم چنین از آن جایی که نظام سیاسی اصولگرا را با خواسته های شهوانی خود هماهنگ نمی یابند، ‌به تحقیر نظام سیاسی و اصول و مبانی آن می پردازند. این جاست که امت اسلام تحت رهبری خردمند خود می بایست از هر گونه سرزنش دیگران طرفی نبندد و به مسیر خود ادامه دهد و گفتمان اسلامی و حق خود را تقویت کند.(مائده، آیه ۵۴)

چنان که بارها گفته شده و می شود، دو قوه غضب و شهوت همان گونه که در شخص انسانی می تواند راه طغیان و فجور را در پیش گیرد و از مدیریت عقل خارج یا بدان حمله کند، در جامعه نیز چنین احتمالی وجود دارد. بنابراین همان گونه که وقار و کرامت شخص به قدرت و تسلط عقل بر دو قوه است،‌در جامعه عزت و اقتدار امت و دولت اسلامی بسته به حاکمیت رهبری خردمند است. بنابراین، امت می بایست از هر گونه منفعت طلبی و لذت طلبی بیرون از معیارها و چارچوب های عقلانی پرهیز کنند و منافع شخصی را بر منافع ملی و امت ترجیح ندهند. بنابراین، حماسه سازی در عرصه های گوناگون سیاسی و نظامی و اقتصادی در گرو آن است، امت به جهاد علمی، سیاسی و اقتصادی در سایه رهبری اقدام کند و از مال و جان و عرض خود بگذرد.

حماسه سازی زمانی می تواند مفید و سازنده برای امت باشد که هیجان های برخاسته از بسیج امکانات و افکار و غرقه سازی اجتماعی تحت مدیریت رهبری خردمند باشد تا رهبری میزان و چگونگی ایثارگری از جان و مال و عرض را مشخص دارد و به اولویت بخشی آن بپردازد.(اعراف، آیه ۱۲۸؛ احزاب ، ایه ۶)

بی گمان هر حرکت نظامی با بذل جان و مال و هم چنین هر حماسه سیاسی و اقتصادی با بذل عرض و مال همراه خواهد شد؛ چرا که دشمن از اذیت و تحقیر و سرزنش دست بر نمی دارد و اجازه نمی دهد که جامعه گفتمان عدالت و حق خواهانه خود را تجسد و تجسم بخشد و عینیت دهد. از این رو، خداوند بارها در آیاتی از جمله آیات یاد شده اخیر بر مقاومت در چارچوب مدیریت رهبری خردمند و صالح و متقی تاکید می کند تا امت بتواند در مسیر حق به جایی برسد که دیگر امکان هجوم و ضربه از بیرون نباشد. اما باید توجه داشت که همواره تفرقه در میان امت بزرگ ترین دشمن عزت و اقتدار امت و دولت اسلامی است.

خداوند در آیه ۱۲۸ سوره اعراف از امت می خواهد که جامعه نسبت به سنت های الهی از جمله سنت ابتلاء و آزمون آگاه و هوشیار باشند و در چارچوب جهاد اقتصادی و بذل و ایثار مال،‌ جهاد نظامی و بذل جان و مال،‌ و جهاد سیاسی و بذل عرض و پذیرش سرزنش و تمسخر و جنگ های روانی، با صبر و پیشه گرفته تقوای الهی و رعایت حدود و قوانین عقلانی و وحیانی ، با عزم جدی و همت عالی به حماسه های سیاسی و اقتصادی و نظامی و علمی و فرهنگی و اجتماعی در سایه مدیریت رهبر و امام صالح و متقی و خردمند بپردازند و این گونه در کارهای دنیا عزت و کرامت و سعادت را قرین خود و جامعه سازند.