حق سلامت روان در شهر و شهروندی

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام مجموعه ای از آموزه های شناختی، اخلاقی و قوانین است که از طریق عقل سلیم و نقل معتبر برای انسان مکشوف می شود؛ زیرا عقل سلیم و نقل معتبر وحیانی، دو حجت باطنی و ظاهری الهی است که می بایست بر اساس آن فلسفه و سبک زندگی را سامان داد.

آموزه های شناختی و معرفتی اسلام در حقیقت، فلسفه زندگی را مشخص می کند ، در حالی که آموزه های اخلاقی آن تامین کننده ارزش های متعالی است که بشر می بایست آن را بشناسد و در سطح فراتر از عدالت به عنوان محاسن و مکارم اخلاقی به کار گیرد؛ زیرا عدالت همان مجموعه قوانینی است که تامین کننده تعامل میان افراد در هنگام اختلاف و نزاع یا برای مهار و حذف نزاعات است.

به سخن دیگر، عدالت به معنای مقابله به مثل در هر کاری، به افراد بشر کمک می کند تا بر اساس برابر و مساوات، کنش ها و واکنش های خویش را سامان دهند تا این گونه مشکلی را دفع یا رفع کنند. دفع مشکل با مراعات قوانین همانند آن است که جلوی تصادفی در سر چهار راهی گرفته شود؛ چنان که رفع مشکل با مراعات قوانین به معنای آن است که قضاوتی انجام شود و مصالحه ای بر اساس حکم مبتنی بر قانون صورت گیرد.

پس بر اساس این مبنا باید گفت که فضایل اخلاقی که در قالب باید و نبایدهای ارزشی و ضد ارزشی بیان می شود، در کنار قوانین عادلانه تامین کننده سبک زندگی بر اساس فلسفه زندگی اسلامی است.

در این مجموعه غنی و کامل که خدا از آن به اتمام و اکمال دین اسلام یاد می کند(مائده، آیه ۳)، هر چیزی که تامین کننده نیاز بشر برای سعادت دنیا و آخرت اوست، بیان شده است.(نحل، آیه ۸۹)

از جمله اموری که در دین اسلام به آن توجه شده، مساله بهداشت در ابعاد گوناگون از جمله بهداشت روان است؛ زیرا انسان دارای روان و تنی است که لازم است تا شرایط به گونه ای فراهم آید که هر دو در سلامت کامل قرار گیرد و از هر گونه آسیبی در امان باشد؛ چرا که آسیب به هر یک به معنای فقدان شرایط مناسب کامل برای رشد فردی و اجتماعی است؛ این در حالی است که اسلام تضمین می کند تا در چارچوب آن، همه شرایط برای رسیدن انسان به مقام خلافت الهی فراهم آید. بر همین اساس، مجموعه آموزه های اسلامی در تمامی شرایع از نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و محمد(ص)، برای شناخت حقوق و مطالبه برای احقاق و اقامه آن در قالب مطالبه سهم خواهی و قسط است.(حدید، آیه ۲۵)

بهداشت و سلامت روان، در چارچوب قواعد و قوانینی می تواند تامین شود که مولفه های سلامت روان و عناصر آن را مد نظر قرار می دهد. به سخن دیگر، برای سلامت روان مولفه ها وعناصر و شاخص هایی بیان می شود که قواعد و قوانین می بایست آن را تامین و فراهم آورد. هر نقصی در قوانین و قواعد می تواند در تحقق عنصر یا شاخصی تاثیر منفی به جا گذارد و بهداشت و سلامت روان را مخدوش ساخته و آسیبی به سلامت آن وارد سازد.

بهداشت روان کمک می کند تا از بروز و ظهور هر گونه مشکلات و اختلالات روانی جلوگیری کند و این گونه سلامت روانی حفظ و محافظت شود؛ زیرا سلامت روانی حالت خاصی برای روان است که شخص در کمال اعتدال و تعادل قرار دارد، به گونه ای که حاکمیت قوای شهوت و غضب به دست عقل است و شخص سالم روانی، میان قوای جاذبه و دافعه به گونه ای هماهنگی ایجاد می کند که از نظر عقلی و عاطفی هیچ کمبودی نداشته باشد.

بر این اساس، دانشی چون بهداشت سلامت روانی کمک می کند تا با تحقق سلامت روانی در افراد جامعه، اسباب بهبود، رشد وکمال شخصیت افراد فراهم شود و فرد با خود ودیگران سازگاری داشته باشد و بتواند ارزش های خود و اجتماع را به نمایش بگذارد.

تاثیر شهرسازی مناسب با سلامت روانی شهروندان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نوع شهرسازی می تواند در بهداشت و سلامت روانی شهروندان نقش اساسی داشته باشد. از جمله آن ها می توان به وجود بوستان ها و گلستان ها، رودها و سدها و آب نماها، زیبایی های سمعی و بصری، راه ها و جاده ها، امکانات رفاهی و تفریحی، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، مراعات ادب و نزاکت اجتماعی، سلامت گفتاری و رفتاری شهروندان و مانند آن ها اشاره کرد.(سباء، آیات ۱۵ تا ۱۸؛ فرقان، آیات ۶۵ تا ۷۲؛ نحل، آیه ۶ و آیات بسیار دیگر)

اصولا وقتی خدا در قرآن از بهشت و بهشتیان سخن می گوید و به توصیف موقعیت بهشت و نیز امکانات و حتی رفتار بهشتیان می پردازد، بر آن است تا یک نمونه و شاهد از جامعه برتر و نمونه ارایه دهد که تامین کننده سعادتی است که آرامش و آسایش را برای انسان به ارمغان می آورد. فضایی که قرآن از بهشت ترسیم می کند، یک شهر آرمانی است که از نظر ویژگی های معماری در اوج هنر و زیبایی قرار دارد و همه اسباب آرامش و آسایشی را در یک جا فراهم آمده و در دسترس شهروندان بهشت قرار دارد.

نقش معاشرت عرفی شهروندان در سلامت روانی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، چگونگی معاشرت افراد یک اجتماع در سلامت روانی آن افراد جامعه نقش به سزایی دارد. بر همین اساس خواهان معاشرت افراد اجتماع در قالب معروف و عرفیات است که به عنوان یک شاخص برتر در همه جوامع شناخته شده و افراد بر اساس آن به کنش ها و واکنش های خویش را سامان می دهند. در حقیقت عرف یا معروف هر اجتماعی، برترین های رفتاری در تعاملات دیگران است که در قالب آداب و رسوم اجتماعی ساماندهی شده و به عنوان یک ارزش اجتماعی برتر از سوی همگان مراعات می شود. در برابر آن منکرات قرار دارد که از سوی اکثریت افراد آن اجتماع به عنوان نابهنجار و ضدارزش تلقی و نسبت به آن واکنش منفی نشان می دهند و هنجارشکنان را طرد می کنند.

بر این اساس، همان طوری که محیط اجتماعی مناسب تامین کننده بهداشت و سلامت روانی آن اجتماع است که دولت و ملت می بایست با کمک یک دیگر آن را تامین کنند، هم چنین معاشرت اجتماعی مناسب مبتنی بر عرف و معروف مهم ترین عامل در تامین بهداشت وسلامت روانی هر اجتماع بشری است. بر همین اساس همان طوری که قرآن از بهشت به عنوان یک محیط مناسب یاد می کند که همه شاخص های مناسب را برای سلامت روانی دارا است، هم چنین به مساله معاشرت و تعاملات شهروندان با یک دیگر توجه می دهد که از جمله مهم ترین آنها عدم رفتاری است که بیانگر بی احترامی به اشخاص است. به عنوان نمونه خدا از نشستن آنان به شکلی سخن می گوید که از آن به «متقابلین» یاد شده است.(صافات، آیه ۴۴؛ دخان، آیه ۵۳؛ واقعه، آیه ۱۶؛ حجر، آیه ۴۷) این تقابل به معنای رو به رو هم نشستن است به گونه ای که کسی پشت به دیگری ندارد. البته باید توجه داشت که مقتضای بهشتی بودن این است اصولا هماره تقابل به این معنا وجود دارد؛ زیرا انسان همانند شیشه ای است که همه اش «وجه» و «چهره» و رو به رو است. اما این بدان معناست که شیوه قرار گرفتن افراد در مجالس برای معاشرت می بایست به گونه ای باشد که پشت به یک دیگر نکنند و در معاشرت به این نکته توجه داشته باشند که هماره به مخاطب توجه داشته و روبه رو او قرار گیرند تا مخاطب احساس آرامش کند و آزرده خاطر نشود که هنگام سخن گفتن رو بگردانده یا پشت به من نشسته است.

هم چنین نوع تعاملات اهل بهشت بیانگر و ترسیم کننده این معنا است که چگونه شهروند در یک شهر آرمانی می توانند به گونه ای با هم معاشرت وتعامل داشته باشند که سعادت و آرامش و آسایش را برای همگان در عالی ترین سطح فراهم آورد. البته قرآن در این تصویرگری بر آن است تا حتی شیوه تعاملات مسئولان بهشت را نیز بیان کند تا معلوم دارد نوع تعاملات مسئولان آرمان شهری که سعادت را در دنیا نیز تامین می کند می بایست این گونه باشد. به عنوان نمونه ، بهشت به عنوان دارالسلام معرفی می شود که در آن اهل بهشت از مطلق سلامت بهره مند هستند.(انعام، آیه ۱۲۷؛ یونس، آیه ۲۵) مسئولان دارالسلام بهشت با اصالت بخشی به سلامت ، با اهل بهشت تعامل می کنند و قول و فعل ایشان مبتنی بر سلامت اهل بهشت است و برای آن تلاش می کنند. در چنین محیطی جز سلامت نمی توان یافت؛ زیرا تن و روان بلکه محیط و فضا همه به دوراز هر گونه آفت و آسیبی سرشار از مطلق سلامت است.(واقعه، آیات ۲۵ و ۲۶)

عبادالرحمن این مومنان واقعی در دنیا نیز با هر کسی که برخورد و تعامل دارند، در مقام احسان و اکرام، چنین تعاملی دارند و حتی در برابر بدگویی، تندخویی و درشت گویی و خشونت کلامی بی خردان و جاهلان نادان، با سلام و سلامت عبور می کنند و از تنش افزایی نه تنها پرهیز دارند، بلکه به گونه ای عمل می کنند که سلامت اجتماعی همه شهروندان تامین و کرامت آنان حفظ و صیانت شود.(فرقان، آیات ۶۲ تا ۷۵)

در اجتماعات آرمانی که قرآن ترسیم و تصویر می کند و خواهان تحقق آن در دنیا با توجه به امکانات آن است، محیطی به دور از هر گونه آلودگی صوتی و تصویری، هنجار شکنی و مانند آن ها است.(لقمان، آیه ۱۹؛ احزاب، آیه ۵۳؛ مراعات حقوق شهروندی و حفظ شان و شئون و کرامت و عزت افراد در سطح فردی و حریم خصوصی و نیز سطح اجتماعی می بایست به گونه ای باشد که احساس سعادت و خوشبختی در افراد برانگیخته شود.

حفظ ارزش ها و هنجارها در یک اجتماع آرمانی کمک می کند که مردم احساس خطر نکنند؛ زیرا ناامنی و احساس خطر در هر شکلی و قالبی می تواند سلامت روان شهروند را به مخاطره افکند؛ به عنوان نمونه اگر کسی در محیط شهری احساس کند که مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرد یا القاب زشت و زننده یا حتی نسبت های دروغ و افترایی به او می دهند، از نظر روانی احساس امنیت و آرامش نمی کند و روح و روان چنین شخصی هماره در نوعی ترس به سر می برد که بسیار آسیب زا است. از همین روست اسلام برای صیانت از سلامت و بهداشت روانی افراد اجتماع خواهان پرهیز از این نوع رفتارهای زشت و ضد ارزشی می شود و از هر گونه تهمت، غیبت و افتراء و حتی بدگمانی باز می دارد تا ناامنی وترس روانی از میان برود و افراد اجتماع در اضطراب روحی و روانی قرار نگیرند.(حجرات، آیات۱ تا ۵ و نیز ۱۱ و ۱۲؛ نور، آیه ۱۲)