حق تابعیت طبیعی و احکام اشغالگری

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان دارای حقوق طبیعی است که که هیچ کس حتی خود شخص نیز نمی تواند آن را سلب کند؛ چنان که شخص نمی تواند حق آزادی خود را به بردگی تبدیل کند و خود را بفروش برساند. از حقوق طبیعی هر انسانی جدا از عقیده، رنگ، جنس، مذهب، نژاد و مانند آن ها، حق تابعیت و وطن است. هر انسانی در هر جایی که به دنیا آمده، طور طبیعی از حقی برخوردار می شود که از آن به حق وطن یاد می شود؛ در احکام و آموزه های دستوری اسلام، حق وطن، احکامی دارد که از آن جمله تمام بودن نماز است. بر این اساس سلب حق وطن و تابعیت طبیعی، گناه و نیز عملی مجرمانه است؛ هر چند که در این مورد شخص می تواند جلای وطن کرده و از تابعیت و آثار آن اعراض کند؛ زیرا از حقوق دیگر طبیعی، حق انتخاب آزادانه مسکن و وطن است و همه زمین برای همه انسان ها به یک معنا وطن بوده و هر کسی می تواند در هر کجای آن ساکن شود. آن چه در این مطلب آمده، تبیین حق طبیعی وطن و تابعیت و احکام اشغالگری و آوارگی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حق طبیعی وطن و تابعیت سرزمینی

هر انسانی در جایی به دنیا می آید و پا بر زمین می گذارد. از نظر قرآن، آن سرزمین به عنوان وطن او تلقی می شود و کسی حق ندارد، او را از آن سرزمین بیرون براند. بر این اساس، از حق تابعیت و شهروندی طبیعی آن جامعه و نظام سیاسی برخوردار خواهد شد.

از نظر قرآن، هر کسی این حق را سلب کند و یا زمینه ساز شرایطی بحران آفرین باشد که مردم به سبب سلب امنیت ناچار به آوارگی از سرزمین مادری خود شوند، جزو ظالمان و مجرمان تلقی شده و مجازات می شوند.(بقره، آیات ۸۴ و ۸۵ و ۲۱۷؛ اسراء، آیات ۷۶ و ۷۷و ۱۰۳ ؛ ابراهیم، آیه ۱۳ ؛ و آیات دیگر)

خداوند، به کسانی که حقوق طبیعی از جمله حق وطن و تابعیت را از مردم سلب می کنند، هشدار می دهد در دنیا و آخرت مجازات خواهند شد. برخی از مجازات این افراد در قالب مجازات های قانونی، مانند سرکوب از سوی مومنان و برخی از آن ها در قالب عذاب های الهی مانند غرق شدن(اسراء، آیه ۱۰۳)، خواری و ذلت در دنیا(بقره، آیات ۸۴ و ۸۵) و عذاب های اخروی و آتش دوزخ (همان) خواهد بود.

در قرآن سلب حقوق شهروندی و اخراج از سرزمین و وطن از سوی ظالمان و مستکبران، مجوزی برای جنگ و جهاد علیه آنان دانسته شده است و خداوند فرمان می دهد تا مسلمانان و مومنان علیه کسانی که حقوق شهروندی را از مردم سلب می کند، به جنگ و جهاد برخیزند و اجازه ندهند تا حقوق مردم سلب و گروهی مظلوم و مستضعف قرار گیرند.(توبه، آیه ۱۳؛ نساء، آیه ۷۵؛ بقره، آیه ۱۹۱) خدا در آیه ۲۴۶ سوره بقره می فرماید اخراج از وطن و اسارت فرزندان بنى‌اسرائیل در زمان طالوت محرّک آنان به پیکار برضدّ متجاوزان بوده است. هر چند در این آیه گزارشی از یک واقعه و رخداد تاریخی داده شده، اما حکم و سنتی در قالب این واقعه نیز بیان شده است.

ممنوعیت آواره سازی

یکی از پیمان های مهم که در شرایع اسلامی به ویژه شریعت موسوی، خداوند از مومنان و مسلمانان به آن شریعت گرفته، آواره نساختن یک‌دیگر از دیار، خانه ها و سرزمین مادری شان است(بقره، آیه ۸۴) ؛ زیرا سعادت انسان در گرو، تامین سعادتی است که با آرامش و آسایش تامین می شود. پس یکی از مهم ترین نیازهای بشر، تامین امنیت و فراهم بودن آن است. کسانی که تهدید به اخراج از سرزمین می شوند و یا کسانی با اعمال و رفتاری زمینه ساز، آواره سازی و آوارگی مردم می شوند، ظالمان و ستمگرانی هستند که مهم ترین مولفه و عنصر سعادت و خوشبختی را از فرد یا گروه یا جامعه ای گرفته اند.

خداوند از زبان حضرت یوسف(ع) بیان می کند که هدف هجرت و کوچ بنی اسرائیل از کنعان و فلسطین به مصر، رهایی از تهدیدات امنیتی و تامین امنیت فراگیر از جمله امنیت غذایی بوده است. آن حضرت(ع) در قالب یک جمله دعایی خطاب به پدر و برادران خویش که قصد هجرت به مصر و سکونت در این سرزمین را داشتند، می فرماید: فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى یُوسُفَ آوَى إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ ؛ پس چون بر یوسف وارد شدند پدر و مادر خود را در کنار خویش گرفت و گفت ان شاء الله با امن و امان داخل مصر شوید.﴿یوسف، آیه ۹۹﴾

اما پس از مدتی، این امنیت توسط فرعونیان و قبطیان سلب می شود؛ زیرا در مدت کوتاهی جمعیت فرزندان اسرائیل نزدیک به نیم میلیون می رسد. این گونه است که قبطیان، سبطیان را تهدیدی برای امنیت خود تلقی کرده و تلاش می کنند تا ایشان را به اشکال گوناگون از موطن و سرزمین خویش اخراج کنند و زمینه تهجیر و هجرت اجباری را فراهم آورند. کشتار بی گناهان، اسارت و بردگی جنسی زنان، قتل کودکان، اجرای محدودیت های گوناگون و سلب حقوق شهروندی از جمله این اقدامات بود که از سوی فرعون و فرعونیان از قبطیان انجام می گرفت.(قصص، آیات ۴ و ۵؛ اسراء، آیه ۱۰۳ و آیات دیگر)

با تجربه ای که یهودیان در سرزمین مصر داشتند، می بایست میزان و درجه اهمیت و ارزش امنیت از جمله امنیت سکونت و حق طبیعی سرزمین و تابعیت را بدانند؛ اما آنان بر خلاف پیمان الهی و شریعت موسوی عمل کرده و حتی به خودشان رحم نمی کردند؛ چه رسد نسبت به دیگر ساکنان فلسطین و کنعان. این گونه است که یهودیان اقدام به آواره‌سازى همدیگر و سلب تابعیت و شهروندی به‌رغم مفاد پیمان الهى می کردند.(بقره، آیه ۸۵)

توجیهات ظالمان در سلب حق تابعیت

هماره در هر جامعه ای، گروهی به داشته های خود بسنده نکرده و به سبب زیادی خواهی به تجاوزگری رو می آورند. این افراد برای رفتار زشت خویش از جمله آواره سازی مردم و سلب حقوق شهروندی، توجیهاتی دارند که از جمله آن ها، عبارتند از:
۱. مخالفت با عقاید اکثریت: اکثریت هماره به معنای حق بودن نیست؛ چنان که اقلیت به معنای حق بودن نیست؛ چرا که بسیاری از افکار و عقاید و رفتار اکثریت و اقلیت می تواند خلاف حق و عدالت باشد. از آن جایی که اکثریت، قدرت را در دست دارند، بر این باورند که گفتمان ایشان حق و گفتمان اقلیت ناحق و باطل است. بر این اساس، اکثریت هر گاه با مقاومت اقلیت مواجه می شود، اقداماتی را در سرکوب آنان انجام می دهد که شامل سلب حقوق شهروندی از جمله حق تابعیت است. کافران که اکثریت را در جوامع بشری تشکیل می دادند، در برابر دعوت پیامبران، اقدام به سلب حقوق شهروندی از آنان و پیروان ایشان می کردند.(اسراء، آیات ۷۶ و ۷۷؛ ابراهیم، آیه ۱۳؛ حج، آیه ۴۰؛ ممتحنه ، آیه ۱)

  1. مخالفت با رویه و رفتار اکثریت: همان طوری که مخالفت با عقاید اکثریت به ویژه ظالمان و ستمگران، موجب سلب حقوق شهروندی از سوی آنان می شود؛ هم چنین مخالفت با رویه و رفتارهای آنان نیز موجب حرکات ظالمانه و سلب حقوق از سوی اکثریت ظالم و ستمگر می شود. قرآن گزارش می کند قوم لوط در توجیه سلب حقوق شهروندی از حضرت لوط(ع) و خانواده اش، مخالفت آنان به سبب رویه اکثریت هم جنس گرا و هم جنس باز بوده است؛ زیرا آنان مردانی پاک و طاهر هستند و حاضر به همراهی با هم جنس بازان نیستند.(اعراف، آیات ۸۰ تا ۸۲؛ نمل، آیات ۵۴ تا ۵۶؛ شعراء، آیه ۱۶۷)
  2. دشمنی: از دیگر علل و عواملی که موجب می شود تا حق تابعیت و وطن از گروهی سلب شود، تجاوزات دشمنان به سرزمین و آواره سازی مردمان از میهن و خانه و کاشانه آنان است.(بقره، آیه ۲۶۸؛ اسراء، آیه ۱۰۳) برخی به دلایل واهی با مردمی دشمنی می ورزند و زمینه اخراج را فراهم می آورند. البته از نظر اسلام کسانی که با اشغالگری و ظلم سرزمینی را غصب کرده اند، غصب دلیلی برای حق طبیعی نخواهد بود، بلکه باید غاصبان سرزمین را ترک کنند و در صورت عدم ترک، می بایست با غاصبان و اشغالگران جنگید؛ چنان که یهودیان با اشغالگران سرزمین خویش با کمک طالوت جنگیدند.
  3. حسادت: از جمله عواملی که موجب می شود تا حقوق طبیعی دیگران سلب شود، حسادت است که البته از نظر قرآن توجیهی نادرست است؛ چنان که موارد پیشین نیز توجیهاتی ناحق است.(یوسف، آیات ۸ و۹)
  4. بهبود وضعیت: برخی به امید تغییر وضعیت و بهبود آن، حق طبیعی دیگران را سلب می کنند تا مثلا خودشان یا اکثریت در آرامش و آسایش قرار گرفته و وضعیت عمومی بهبود یابد. کسی نمی تواند به این داعی و انگیزه حقوق طبیعی دیگران را سلب کند.(همان)
  5. استکبار: روحیه استکباری در برخی عامل مهم در سلب حقوق شهروندی از سوی آنان نسبت به دیگر شهروندان و مردم است.(اعراف، آیه ۸۸)
  6. اتهامات واهی: از دیگر عواملی که موجب می شود تا گروهی به ظلم و ستم حقوق شهروندی را سلب کنند، اتهامات واهی و نادرست است. از جمله این اتهامات می توان به توطئه امنیتی و ایجاد ناامنی، بستر سازی برای فتنه، ایجاد آشوب و سلب حقوق شهروندی از دیگران و مانند آن اشاره کرد. فرعون ، حضرت موسی(ع) را به این امور متهم می کرد تا حقوق شهروندی را از وی سلب کند.(طه، آیات ۵۷ و ۶۳؛ شعراء، آیات ۳۴ و ۳۵؛ اعراف، آیات ۱۰۴ تا ۱۱۰ و ۱۲۰ و ۱۲۳)

موارد جواز سلب حق وطن و تابعیت

از نظر قرآن حقوق طبیعی و شهروندی تا زمانی کارآیی دارد که شهروندان رفتاری را انجام نداده باشند که موجب سلب حقوق شهروندی از ایشان می شود. در برخی از موارد جایز است تا از اشخاصی به سبب رفتارهای ظالمانه ، سلب حق وطن و تابعیت شود.

  1. فتنه گری: از جمله اسباب و عواملی که موجب می شود تا حق شهروندی از شخصی سلب شود، فتنه گری است. خداوند در آیه ۱۹۱ سوره بقره مسلمانان را موظّف به پراکندن و آواره کردن کافران مکّه به سبب فتنه گری ایشان کرده و حتی فتنه گری را بدتر از قتل دانسته است؛
  2. مقابله به مثل: از دیگر اسبابی که مجوز سلب حقوق شهروندی از جمله تابعیت را می دهد، مقابله با کسانی است که پیش از این حقوق شهروندی را سلب و مردم را آواره کرده و خود در آن مساکن و وطن ساکن شده اند.(بقره، آیه ۱۹۱؛ اسراء، آیه ۶۷؛ توبه، آیه ۴۰) بر اساس آیه ۱۳ سوره توبه اقدامات پیشین ظالمان موجب می شود تا اجازه جنگ علیه آنان صادر شود و آنان را از موطن خودشان بیرون رانند.
  3. اشغالگری: اشغالگری مجوزی برای حق نمی شود. پس اشغالگران و غاصبان را می توان از سرزمینی که در آن با اشغال سکونت یافته اند، بیرون راند و در این راه جنگ و جهاد دارای مجوز است. خداوند در آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج اجازه پیکار با اخراج کنندگان مسلمانان از سرزمین خود را صادر کرده و در آیه ۲۶۴ سوره بقره اخراج از وطن را مجوزی برای پیکار ضدّ متجاوزان قرار داده است. هم چنین از نظر قرآن، دوستی و رابطه با اشغالگران جایز نیست.(ممتحنه، آیات ۱ و ۹)
  4. شقاوت سازان: کسانی که زمینه بدبختی و رنج دیگران را فراهم می آورند و امنیت و آسایش را از دیگر شهروندان سلب می کنند، از حقوق شهروندی از جمله سکونت در وطن محروم می شوند و می توان حقوق ایشان را سلب کرد؛ چنان که پیامبر(ص) به فرمان الهى مامور به آواره کردن یهود بنى‌نضیر از سرزمین خودشان می شود؛ زیرا آنان موجب رنج و ناامنی در مدینه را فراهم آورده و به یاری دشمنان و کافران رفته و اطلاعات و امکانات در اختیار دشمن قرار می دادند.(حشر، آیات ۲ تا ۴ و روایات تفسیری)
  5. دشمنی: از جمله عواملی که موجب می شود تا حق طبیعی سرزمین و وطن از کسانی سلب شود، دشمنی است.(بقره، آیه ۱۹۱ و آیات دیگر) خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۷ سوره نمل ، از تهدید سلیمان علیه السلام به اخراج و آواره کردن ملکه سبا و پیروانش با ذلّت و خوارى در صورت تسلیم‌نشدن سخن به میان می آورد؛ زیرا آنان دشمنانی بودند که تن به پذیرش حق نداده و به رفتار خصمانه خود ادامه می دادند.
  6. شایعات امنیتی: از دیگر علل و عواملی که جواز سلب حقوق شهروندی را فراهم می آورد، شایعه سازی و شایعه پراکنی است که امنیت جامعه را تهدید می کند و در جنگ روانی لرزه بر امنیت روانی جامعه می افکند. از همین رو، از سوی خدا و پیامبر(ص) شایعه پراکنان شهر مدینه تهدید به آواره شدن و اخراج از شهر و سلب حقوق شهروندی می شوند.(احزاب، آیه ۶۰)

حقوق آوارگان

کسانی که به ناحق آواره شده و حقوق آنان سلب شده ، می توانند اقداماتی برای تامین حق خویش انجام دهند؛ چنان که بر دیگران است که برای احقاق حق و دفاع از مظلوم اقداماتی را انجام دهند. برخی از این حقوق و اقدامات عبارتند از:

  1. اقدام نظامی: آواره شدگان به ناحق، مجاز به اقدام نظامى به نفع خود و احقاق حق خویش هستند.(بقره، آیه ۲۴۶؛ توبه، ایه ۱۳؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰)
  2. استفاده از اموال عمومی: آوارگان می توانند از اموال عمومی برای تامین و بهبود شرایط خود استفاده کنند و بر دولت و نظام ولایی است که تا شرایط را با استفاده از اموال عمومی از جمله فی و انفال فراهم آورد.(حشر، آیات ۷ و ۸)
  3. استمدادخواهی: از جمله اقداماتی که آوارگان می توانند علیه اشغالگران و کسانی که حق طبیعی آنان را سلب کرده انجام دهند، استمداد خواهی از دیگران و نظام ولایی است. بر امت ونظام سیاسی ولایی است تا در این زمینه به کمک مظلومان و مستضعفان بروند.(نساء، آیه ۷۵)
  4. سرکوب : خداوند در آیات قرآنی بر سرکوب پیمان‌شکنان از جمله اخراج‌کنندگان رسول خدا صلى الله علیه وآله از محلّ زندگى خود را صادر کرده است.(توبه، آیه ۱۳) بنابراین ، سرکوب کسانی که بر خلاف قوانین طبیعی و پیمان نامه های فیمابین یا بین المللی اقدام به سلب حقوق طبیعی می کنند، لازم و ضروری است.