حقیقت عرش و نقش آن در زندگی بشر

samamosیکی از مفاهیم و آموزه های قرآنی عرش الهی است که به معنای تخت فرمانروایی از آن تعبیر می شود. به نظر می رسد که حقیقت عرش بر انسان چنان که بایسته و شایسته است، روشن نیست و از آموزه های قرآنی این معنا را می توان اثبات کرد که عرش الهی، مرکز استیلای خداوند بر جهان آفرینش است.

پرسشی که برای نویسنده مطرح است تاثیر این حقایق در زندگی بشر است؛ زیرا آموزه های وحیانی در راستای هدایت بشر به سوی کمال فرو فرستاده شده اند. بنابراین، می بایست به این نکته توجه داشت که آموزه ای چون عرش الهی نیز می بایست بر پایه این فرضیه دارای نقش هدایتی برای بشر باشد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر پایه آموزه های قرآنی، حقیقت عرش را تبیین و کارکرد و نقش این آموزه را در هدایت بشر به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آموزه های وحیانی و هدایتگری

عقل سالم بر این باور است که هیچ چیز در جهان بیرون از حکمت و فلسفه ای خاص نیست؛ هر چند که بسیاری از اهداف و حکمت های امور بر آدمی مخفی است و عقل نمی تواند به تبیین آن ها بپردازد، ولی این حقیقت بر عقل روشن است که هستی بیرون از دایره حکمت و فلسفه ای عقلانی نیست و هر امری در جهان در راستای اهداف خاصی آفریده شده است؛ زیرا عقل با نگاهی به آیات آفاقی و انفسی به این دانش شهودی و حضوری دست می یابد که آفریده های هستی، دارای آفریدگاری حکیم است که هیچ چیز را بی حکمت و فلسفه ای نیافریده است.

از آن جایی که انسان در میان آفریده ها از شرافت عقل و اراده برخوردار است، نیازمند راهنمایی خاص است تا بتواند به حقیقت فلسفه آفرینش دست یابد و مسیر خود را در میان راه های گوناگون مشخص نماید. از آن جایی که عقل خود از سطح توانایی خویش آگاه است، به این نتیجه رسیده است که دست یابی به راهی مطمئن در میان راه های گوناگون جز به ارایه و هدایت آفریدگار شدنی نیست؛ زیرا عقل انسانی دریافته است که آفریدگار حکیم هرگز کاری را نیمه رها نمی کند و بر همین اساس در نقش پروردگاری و ربوبیت به ادامه تکمیل آفریده ها اقدام می کند. این پروردگاری در اشکال مختلف بروز و ظهور می کند که می توان به دو دسته ربوبیت تکوینی و تشریعی بخش کرد.

آموزه های وحیانی در حقیقت پاسخی درخور و مناسب به این بخش از ربوبیت تشریعی است تا به عنوان مکملی برای ربوبیت تکوینی عمل نماید. این آموزه های وحیانی، هدایتگر انسان در مسیر کمالی الهی است تا انسان بر پایه آن راه خود را به درستی از میان راه های گوناگون بیابد.

بر این اساس، آموزه های وحیانی به دو دسته آموزه های شناختی و دستوری بخش می شوند؛ زیرا انسان نیازمند بینش و نگرش درستی است که از این طریق برای او حاصل می شود. آموزه های شناختی بیانگر، مباحث هستی شناسی، انسان شناسی، خداشناسی و مانند آن است که بینش انسان را روشن می سازد و موقعیت انسان در هستی و مسیر حرکت رو به کمالی وی را تبیین می کند ، چنان که آموزه های دستوری، به انسان نشان می دهد چگونه می تواند این مسیر را بیپماید و به کمالی دست یابد که در آموزه های قرآنی از آن به ربانی شدن و متاله گشتن یاد می شود. این آموزه های دستوری نگرش آدمی را می سازد تا به آن چه مطلوب آفرینش و فلسفه و هدف آن است دست یابد.

یکی از آموزه های قرآنی، مساله عرش و حقایق مربوط و مرتبط به آن است. بنابراین، بیان آن می بایست در اصل موضوع هدایت انسانی نقش مهمی را ایفا کند که در میان این همه مباحث هستی، این حقیقت مورد توجه قرآن قرار گرفته و در آموزه های وحیانی آن آمده است. بنابراین لازم است برای شناخت این حقیقت و کارکردها و نقش آن در زندگی بشر در مسیر تعالی و کمال، به آموزه های وحیانی مراجعه شود و آثار و کارکردهای آن روشن گردد.

حقیقت عرش

عرش در لغت عربی به معنای چیزی است که دارای سقف باشد. مجلس شاهان و تخت آنان را عرش می گویند؛ زیرا شاهان فرمان های خویش را از آن جا صادر می کنند. از این روست که عرش و تخت شاهی ، به عنوان نماد قدرت و فرمانروایی مورد توجه قرار می گیرد.

از آن جایی که عرش و تخت شاهی، عظیم و عالی است، نشانه ای از علو و عظمت نیز می باشد. از این روست که واژه عرش به معنای عزت، قدرت ، سلطنت، مملکت و حکومت شاهان به کار می رود و عرش کنایه از این امور است.

اما حقیقت عرش الهی بر مردم پوشیده است و تنها از آن همان چیزی را می داند و می شناسد که در آموزه های وحیانی بیان شده و روایات تفسیری معصومان (ع) به تفسیر آن پرداخته است.

بر پایه تحقیقات و پژوهش های اندیشمند به نام قرآنی ، راغب اصفهانی، در آموزه های وحیانی هر گاه این واژه به نسبت به خداوند مطرح شده ، به معنای سلطنت الهی بر هستی بوده است و ذوالعرش یعنی صاحب سلطنت و حکومت مطلق بر هستی می باشد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب، ص ۵۵۸ ، ذیل واژه عرش)

علامه ابوالحسن شعرانی بر این باور است که مراد از عرش الهی در آموزه های وحیانی، اعم از عالم روحانی و جسمانی است که مظهر علم الهی است. بنابراین ، عرش الهی آن چیزی است که تمامی آفریده ها و خلق الهی به آن قیام دارند و عرش الهی به منزله ظرف برای آفریده های خداوندی است.(نثرطوبی، شعرانی، ج ۲ ، ص ۳۳۲) بر این اساس، همه مخلوقات در ظرف عرش قرار دارند و عرش مقوم وجودی آنهاست.

به نظر برخی دیگر، عرش مقامی از مقامات الهی است که از جمله آن مقامات، مقام اوامر و فرمان های الهی است که به وسیله آن جهان اداره می شود و فرشتگان الهی ، مجریان مشیت و عاملان اویند.(المیزان، علامه طباطبایی، ج ۱۷ ، ص ۲۹۹)

از آیه ۸۶ سوره مومنون و ۸۲ سوره زخرف این معنا را می توان اثبات کرد که عرش عظیم الهی ، حقیقتی غیر از آسمان های هفتگانه می باشد. بنابراین عرش امری عظیم تر و بزرگ تر از مخلوقات دنیوی است و شاید بر همین اساس است که علامه شعرانی آن را اعم از عوالم مادی و روحانی دانسته است.

از آیه ۷ سوره هود نیز این معنا اثبات می شود که عرش الهی عنوانی است که بر همه خلق اعم از مادی و روحانی اطلاق می شود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: عرش در یک وجه ، همه خلق است.(معانی الاخبار، ص ۲۹ و نیز بحارالانوار، ج ۵۵، ص ۲۸ ، حدیث ۴۷)

بنابراین عرش موجودی مخلوق از مخلوقات الهی است که تحت تدبیر خداوندی می باشد(طه ، آیه ۵) و خداوند از آن به عنوان ابزار مدیریت و تدبیر خود بهره می برد. از امام امیرمومنان علی(ع) روایت شده که فرمود: عرش آن طوری که گمان می کنی مانند تخت پادشاهان نیست بلکه موجودی محدود و مخلوق و تحت تدبیر خداوند است و پروردگار تو مالک آن است.(توحید، شیخ صدوق، ص ۳۱۶ و نیز تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۶۹ ، حدیث ۱۷)

خداوند در آیه ۷ سوره هود می فرماید که عرش خداوند قبل از آفرینش آسمان ها و زمین خلق شده است و این عرش بر آب قرار گرفته است. از آن جایی که در آموزه های قرآنی آب و حیات ارتباط تنگاتنگی با هم یافته اند و هر چیز حی از آب آفریده شده است می توان گفت که عرش الهی ارتباط تنگاتنگی با حیات دارد، چنان که با آب ارتباط دارد.

در برخی از روایات آمده است که عرش الهی از نور آفریده شده و بر آب قرار داده شده است. امیرمومنان علی (ع) می فرماید: خداوند عرش خود را از نور آفرید و آن را بر آب قرار داد. از این روست که می فرماید: و کان عرشه علی الماء(بحارالانوار، ج ۴۰ ، ص ۱۹۵ ، حدیث ۸۰)

البته نورهایی که عرش از آن آفریده شده است انوارگوناگونی است، چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: همان خدای عزو جل عرش را از نورهای گوناگون آفرید که از این نورها، نور سبز ، زرد ، سرخ و سفید بود.(توحید، صدق ، ص ۳۲۶ و البرهان، ج ۲، ص ۲۰۸ ، حدیث ۶)

از این مطالب این معنا به دست می آید که عرش الهی، آفریده ای از نور است که بر آب حیات قرار گرفته است و پیش از دیگر آفریده های هستی آفریده شده و بر آن ها مسلط بوده و آنان به عرش قایم می باشند و تحت فرمان آن قرار دارند. از این رو عرش الهی نوعی احاطه بر دیگر آفریده های هستی دارد، به ویژه آن که دیگر آفریده ها متاخر از آن و قیام به عرش دارند و بی عرش مقومی ندارند.

ویژگی ها و صفات عرش

از مطالب پیشین دانسته شده که عرش دارای ویژگی ها و صفات انحصاری است. از جمله آن که عرش امری عظیم می باشد(مومنون ،آیه ۸۶ و توبه ، آیه ۱۲۹ و نمل ، آیه ۲۶)چنان که عرش افزون بر عظمت دارای کرامت خاصی است که در آیه ۱۱۶ سوره مومنون به آن اشاره شده است.

از دیگر صفات عرش می توان به مجد و عظمت آن یاد کرد که در آیه ۱۵ سوره بروج از عرش به مجید تمجید و ستایش شده است.

عظمت عرش و گستردگی آن به اندازه ای است که همه هستی و موجودات زمینی و آسمانی را در خود می گیرد.(انبیاء ،آیه ۲۲ و آیات پیش گفته ) بنابراین نوعی احاطه و چیرگی بر همه آفریده های هستی برای عرش ثابت است. این گستردگی و وسعت عرش به گونه ای است که جز خداوند هیچ موجودی دیگری را نمی تواند یافت که به این گستردگی و عظمت باشد.(زخرف، آیه ۸۲)

از دیگر ویژگی های عرش ، خلقت از نور، برخورداری از رنگ ها و انوار گوناگون، قرار گرفتن بر آب ، تقدم در آفرینش بر دیگر آفریده های هستی است که در آیات پیشین به آن اشاره شده است.

از صفاتی که قرآن برای عرش بیان می کند آن است که عرش دارای اطراف و پیرامون است که محل طواف و گردش فرشتگان است.

از دیگر ویژگی های عرش الهی آن است که دارای حاملانی است. هر چند که خداوند این حاملان را معرفی نکرده است که از چه کسانی هستند ولی با استفاده از آیات ۷ سوره غافر که " و من حوله " را عطف بر حاملان عرش کرده می توان دریافت که این حاملان فرشتگانی خاص هستند؛ زیرا در آیه ۷۵ سوره زمر می فرماید که " تری الملائکه حافین من حول العرش؛ فرشتگانی را می بینی که حول عرش می گردند" . (نگاه کنید، المیزان، ج ۱۷ ، ص ۳۰۸)

این فرشتگان حامل عرش در حقیقت همان کارگزاران الهی می باشند(حاقه ، آیه ۱۷) که شمار ایشان هشت فرشته است، که در حالی تحمید و تسبیح هستند(غافر، آیه ۷) و به خداوند ایمان دارند(همان) و برای مومنان استغفار می کنند(همان) این فرشتگان به احاطه علمی خداوند بر همه هستی آگاهی و اعتراف دارند(همان) و خواستار بهشت عدن برای مومنان و مصونیت آنان از عذاب دوزخ می شوند و برای مومنان تائب و پیرو راه خدا استغفار می کنند و برای رستگاری آنان و پدران صالح و سالک راه حق دعا می کنند.(غافر ، آیات ۷ و ۸)

این فرشتگان عرش الهی را در روز قیامت نیز با خود حمل می کنند که بیانگر حضور دایمی ایشان و عرش الهی حتی در قیامت است. این بدان معناست که عرش الهی در دگرگونی های قیامت تغییر و تبدیلی نمی یابد و این دیگر مخلوقات هستی یعنی آسمان ها و زمین است که تغییر و تبدیل می یابد.(حاقه ، آیات ۱۵ و ۱۷)

عرش الهی با همه بلندی در دسترس پیامبر (ص)است و آن حضرت (ص) به آن نزدیک می شود.(زمر ، آیه ۷۵) زیرا خداوند در این آیه سخن از مشهود بودن و رویت عرش برای آن حضرت (ص) و دیگر امورش خبر می دهد که بیانگر قرب و نزدیکی و حتی نوعی احاطه آن حضرت (ص) نسبت به عرش الهی می باشد. به سخن دیگر، عرش الهی نیز به یک معنا تحت مظهریت ربوبیت محمدی(ص) است و خداوندگار یکتا و یگانه از مجرای فیض خود حضرت محمد(ص) خود بر عرش و از عرش بر هستی ربوبیت را اعمال می کند.

هم چنین از آیه این معنا به دست می آید که امکان رویت فرشتگان اطراف عرش در قیامت وجود دارد؛ زیرا پیامبر(ص) آن فرشتگان را از نزدیک می بیند.

از این آیه هم چنین به دست می آید که فرشتگان پیرامون عرش مجریان اوامر و تدابیر الهی هستند و در حکم واسطه های فیض الهی عمل می کنند.(المیزان، ج ۷ ، ص ۱۵۸)

نقش عرش در هستی

از آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که عرش الهی ، مرکز فرمانروایی الهی بر جهان و محل تدبیر آفرینش است.(اعراف ، آیه ۵۴ و یونس،آیه ۳ و رعد، آیه ۳ و غافر،آیه ۱۵ )

خداوند در ایه ۱۱۶ سوره مومنون، عرش خود را سرچشمه فیض بخش جهان هستی بر می شمارد؛ به این معنا که هر فیضی که بر هستی جریان می یابد از مقام عرش الهی جاری می شود؛ بر این اساس است که خداوند عرش خویش را به کرامت می ستاید تا بیان کند که خاستگاه هر فیض و بخششی بر هستی از آن مقام عرش است؛ (مجمع البیان ، ج ۷ و ۸ ، ص ۱۹۳) چنان که عرش الهی سرچشمه هر کمال و اقتداری است ؛ از این روست که خداوند عرش خویش را به مجید می ستاید تا بیان دارد که هر کمال و اقتداری از آن جا نشات می گیرد.(بروج ،آیه ۱۵) بر این اساس است که خداوند در آیات ۱۹ و ۲۰ سوره تکویر به سلطه و حاکمیت خداوند بر عرش به عنوان پشتوانه اقتدار جبرییل(ع) اشاره می کند. به این معنا که خداوند صاحب عرش و مالک و رب آن، منزلت والای جبرییل(ع) و قدرت او را به عنوان فرستاده خود تضمین می کند.(مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۶۷۷)

نقش اصلی که خداوند برای عرش تبیین و تعریف کرده، تدبیر هستی و آفریده هاست. علامه طباطبایی اگر ما رب العرش را در آیه ۸۲ سوره زخرف عطف بیان برای رب السموات و الارض بدانیم، مقصود آن خواهد بود که آسمان ها و زمین یعنی مجموع عالم شهود همان عرش و تخت پادشاهی خداوند سبحان خواهد بود که تحت تدبیر اوست . بنابراین تدبیر امور هستی از شئون عرش ملک اوست.(المیزان، ج ۱۸ ، ص ۱۲۶)

اگر رب العرش ذکر عام بعد از خاص باشد، به این معنا خواهد بود که ربوبیت خداوندی بر عرش، به معنای ربوبیت او بر همه آسمان ها و زمین است و به تعبیر دیگر، ربوبیت خداوند بر عرش ، همان ربوبیت خداوندی بر همه خلق است.(همان)

به هر حال، از این عبارات این معنا به دست می آید که ربوبیت و تدبیر هستی از عرش انجام می گیرد و ارتباط تنگاتنگی با آن دارد. این بدان معنا خواهد بود که عرش الهی ابزاری برای ربوبیت و یا معبر و مجرای اعمال آن خواهد بود. بنابراین ، انسان می بایست به این نکته توجه کند که عرش الهی ارتباط تنگاتنگی با هدایت و رشد و کمالی یابی وی دارد. این آگاهی به آدمی کمک و یاری می رساند تا خود را در چارچوب حاکمیت عرش الهی قرار دهد و رفتارهایش را بر اساس آن تنظیم کند و سامان دهد.

اگر خداوند مالک و صاحب عرش است که تدبیر و ربوبیت هستی از آن جا و یا از مجرای آن انجام می گیرد، می بایست آدمی بپذیرد که تحت احاطه کامل خداوندی قرار دارد و هر چیزی که می خواهد یا می شود در چارچوب مشیت و اراده الهی است.

نقش عرش در زندگی بشر

اگر شناخت کامل و جامعی از عرش و نقش آن در هستی به دست آوریم به سادگی می توانیم نقش آن را در زندگی بشر نیز تبیین کنیم. از آن جایی که خداوند در آیه ۵۴ سوره اعراف و آیات بسیاری دیگری که به مساله رب العرش پرداخته و در آن آیات از ربوبیت و تدبیر خداوند بر عرش سخن به میان آورده است، این معنا به دست می آید که میان عرش الهی و ربوبیت و پروردگاری خداوندی بر هستی از جمله انسان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.

ربوبیت و تدبیر الهی بر عرش، مقتضی این معنا است که انسان می بایست در همه امور زندگی خویش به خداوند اتکال کند و از اتکال به غیر او پرهیز نماید(توبه، آیه ۱۲۹)؛ زیرا ربوبیت الهی ، ربوبیت مطلق و کاملی است که هیچ موجودی از دایره احاطه و نفوذ آن بیرون نیست و اصولا پروردگاری هستی تنها به دست خداوند است و اگر انسان کمالی را می جوید، می بایست در خدا و از خدا بخواهد.

خداوند در آیه ۲۲ سوره انبیاء ربوبیت و تدبیر خداوند بر عرش را دلیل بر یگانگی و یکتایی او و نبود شریک و معبودی دیگر در عالم هستی می داند تا این گونه به مردمان بنمایاند که اگر چیزی از کمال در زندگی می جویند می بایست به این تنها منبع کمال توجه یابند و تنها از خداوند هدایت و کمال را بخواهند.

براین اساس ، انسان می بایست در همه زندگی خویش خداوند را تکیه گاه خود بداند و کمال و بزرگی را از او بخواهد و به هیچ چیزی دیگر به عنوان پروردگار ننگرند و شرک نورزد و عبادت و عبودیت خویش را برای او خالص گرداند و مطیع فرمان او و راهی که ترسیم کرده است، باشد.

خداوند در آیات ۸۶ و ۸۷ سوره مومنون به این نکته توجه می دهد که اعتراف به تدبیر و ربوبیت الهی بر عرش به معنای آن است که شخص می بایست از خداوند خوف داشته و از خشم و غضب او بهراسد. بنابراین در پیش گرفتن تقوای کامل برای انسان های باورمند و مومن به این نکته ، امری است که می بایست آن را به عنوان مقتضی اعتراف به ربوبیت الهی بر شمرد.

به سخن دیگر، پذیرش ربوبیت به معنای پذیرش یکتایی و یگانگی خداوند، پروردگاری خداوند بر هستی و جان آدمی، لزوم پرهیزگاری و تقوای نسبت به خدا و آموزه های وحیانی آن می باشد. این گونه است که تفکر عرش الهی در زندگی عادی بشر تاثیر می گذارد و انسان اقتدار و شکوه خویش را از عرش الهی می جوید و به خداوند صاحب عرش تکیه و اتکال می کند و از عبودیت و عبادت غیر خداوند اجتناب می ورزد و از شرک و بت پرستی و گناه رهایی می یابد.