حقیقت صراط مستقیم

بسم الله الرحمن الرحیم

هر مسلمانی روزانه ها بارها از خدا می خواهد تا وی را به صراط مستقیم هدایت کند؛ زیرا صراط مستقیم راهی است انسان را در مقام مقربان قرار می دهد و به عنوان «منعم علهیم» از مغضوبیت و ضلالت رها می شود. اما پرسش اساسی این است که حقیقت صراط مستقیم چیست؟ آیا یک بزرگراهی است که انسان در آن قدم می گذارد تا به مقصد و مقصود برسد؟ یا آن که مجموعه ای از عقاید و اعمال است که انسان آن را انجام می دهد؟ چگونه می توان دریافت که در صراط مستقیم هستیم و گرفتار راه های ضلالت و مغضوبیت نشده ایم؟ چه کسانی حقیقت صراط مستقیم هستند و می توان به عنوان معیار سنجش از آن برای شناسایی حق از باطل بهره برد؟

مفهوم شناسی صراط مستقیم

«صراط»، مشتق از «سرط» است .( مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۱۰۳.) سرط، یعنى بلعیدن سریع .( ترتیب العین، ج ۲، ص ۸۱۳ ، «سرط».) البته به راه روشن و وسیع از آن جهت که روندگان بسیارى را در خود جا مى دهد، صراط گفته شده است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۱۰۴.)

اما واژه مستقیم، از ریشه «قوم» در ترکیب صراط مستقیم، به معنای راه راستى است که هیچ گونه کجى در آن نباشد.(همان) بنابراین صراط مستقیم یعنى راه روشن و راست به دور از هر گونه کژی و انحراف.

درباره اینکه مقصود از صراط مستقیم چیست؟ اقوالى نقل شده است که شامل: قرآن، اسلام، پیامبراکرم ( صلى الله علیه وآله ) و ائمّه معصومین ( علیهم السلام ) است.

پیامبر(ص) درباره تفسیر «اهْدِنا الصِّراطَ المُسْتَقِیمَ» می فرماید: «إهدِنا» أرشِدْنا «الصِّراطَ المُستَقیمَ» یَعنِی دِینَ الإسلامِ؛ لأنَّ کُلَّ دِینٍ غیرَ الإسلامِ فَلَیسَ بِمُستَقیمٍ الذی لیسَ فیهِ التَّوحیدُ «صِراطَ الذینَ أنْعَمْتَ علَیهِم» یَعنِی بهِ النَبِیِّینَ و المُؤمِنِینَ الذینَ أنعَمَ اللّه ُ علَیهِم بِالإسلامِ و النبوَّهِ «غَیرِ المَغْضوبِ علَیهِم» یقولُ : أرشِدْنا غَیرَ دِینِ هؤلاءِ الذینَ غَضِبتَ علَیهِم و هُمُ الیَهودُ «و لا الضّالِّینَ» . و هُمُ النَّصارى ؛ «اهدنا» یعنى ما را رهنمون شو، «صراط مستقیم» یعنى دین اسلام ؛ زیرا هیچ دینى جز اسلام راست و مستقیم نیست؛ چون توحید و یگانه پرستى در آن نیست، «صراط کسانى که نعمتشان دادى» یعنى، پیامبران و مؤمنان، که خداوند نعمت اسلام و نبوّت را ارزانیشان داشت ، «نه غضب شدگان» ، مى فرماید : مارا به غیر دین آنان که بر ایشان خشم گرفته اى ، یعنى یهود ، راهنمایى فرما ، «و نه گمراهان» یعنى نصارا .(الدر المنثور، ج ۱، ص ۲۵)

امام صادق(ع) درباره کلام خدای تعالى «اِهْدِنا الصِّراطَ المُستَقیمَ» می فرماید : أرشِدْنا الصِّراطَ المُستَقیمَ، أرشِدْنا لِلُزُومِ الطَّریقِ المُؤَدِّی إلى مَحَبَّتِکَ، و المُبَلِّغِ إلى جَنَّتِکَ، مِن أن نَتَّبِعَ أهواءَنا فَنَعطَبَ ؛ یعنى ما را به راه راست رهنمون شو ، مارا به پیمودن راهى که به محبّت تو مى انجامد و به بهشتت مى رساند ، رهنمون شو، تا از هواهاى نفْس خود پیروى نکنیم و به هلاکت نیفتیم .(بحار الأنوار، ج ۴۷، ص ۲۳۸، حدیث ۲۳ .)

در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) نیز درباره کلام خدای تعالی«اِهْدِنا الصِّراطَ المُستَقیمَ» آمده است که آدمی گوید: أدِمْ لَنا تَوفِیقَکَ الذی بهِ أطَعناکَ فی ماضِی أیّامِنا حتّى نُطِیعَکَ کذلکَ فی مُستَقبَلِ أعمارِنا . و الصِّراطُ المُستَقیمُ هُو صِراطانِ : صِراطٌ فی الدُّنیا و صِراطٌ فی الآخِرَهِ، فأمّا الصِّراطُ المُستَقیمُ فی الدُّنیا فهُو ما قَصُرَ عنِ الغُلُوِّ، و ارتَفَعَ عنِ التَّقصیرِ، و استَقامَ فلَم یَعدِلْ إلى شَیءٍ مِنَ الباطِلِ، و أمّا الطَّریقُ الآخَرُ فهُو طریقُ المُؤمنینَ إلى الجَنَّهِ الذی هو مُستَقیمٌ ؛ آن توفیقى را که عطایمان کردى تا در ایّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنیم بر ما ادامه بده تا در ایّام مانده عمر خود نیز طاعتت کنیم . صراط مستقیم دو گونه است : صراطى در دنیا و صراطى در آخرت . صراطِ مستقیمِ در دنیا ، همان راهى است که از افراط و تفریط به دور است ، راه میانه است و به سوى باطل کمترین انحرافى ندارد ، و صراط آخرت ، همان راه مؤمنان به سوى بهشت است که راهى است مستقیم .(تفسیر منسوب، ص ۴۴ ، حدیث ۲۰ .)

البته امامان معصوم(ع) با اشاره به حقیقت ولایت و اسلام، آن را به پیامبر(ص) و معصومان(ع) حمل می کنند؛ زیرا کسی نمی تواند از اسلام و قرآن بدون معصومان(ع) سخن بگوید؛ زیرا حبل الله این ریسمان آویخته میان خدا و خلق از حقیقتی تشکیل شده که تار آن را قرآن و پودش را اهل بیت(ع) تشکیل می دهند. از این روست که هر گونه جدا سازی میان قرآن و عترت(ع) به معنای از دست رفتن اسلام و ایمان و حبل الله و عروه الوثقی خواهد بود؛ چنان که در حدیث ثقلین آمده است: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما ؛ من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»(صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح است بر اساس نظر شیخین بخاری و مسلم؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص ۲۱، ۳۰؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص ۲۳۰)

در روایتی دیگر آمده است: إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکمْ سَتَرِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَینِ وَ الثَّقَلَانِ کتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی‏؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.( کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۴.)

پس اگر اسلام به عنوان صراط مستقیم الهی معرفی شده است، نمی توان از اسلامی سخن گفت که فاقد وحی و معصومان(ع) باشد؛ زیرا معصومان(ع) تجلیات همان نور اسلام و صراط الهی هستند.

از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقیمُ، و عُروَتُهُ الوُثقى التی لا انفِصامَ لها ؛ منم صراط مستقیم خدا و محکمترین دستگیره او که ناگسستنى است .( بحار الأنوار ، ج ۸، ص ۷۰، حدیث ۱۹ .)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: الصِّراطُ المُستَقیمُ أمیرُ المؤمنینَ عَلِیٌّ علیه السلام؛ صراط مستقیم ، امیر المؤمنین على علیه السلام است .(معانی الاخبار، ص ۳۲، حدیث ۲)

البته این اختصاص به امیرمومنان امام علی(ع) ندارد، بلکه همه معصومان و عترت طاهره (ع) را شامل می شود؛ از این روست که امام سجاد(ع) می فرماید: نَحنُ الصِّراطُ المُستَقیمُ، و نحنُ عَیبَهُ عِلمِهِ ؛ ماییم صراط مستقیم و ما صندوق علم او هستیم.(معانی الأخبار ، ص ۳۵، حدیث۵ )

براساس روایات تفسیری که در ذیل آیه ۱۱۹ سوره توبه آمده: «یا ایها الّذین آمنوا اتقوا اللّه و کونوا مع الصادقین؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید تقواپیشه کنید و با صادقان باشید.» رسیده است که مقصود از صادقان تنها امامان معصوم‏اند.( اهل البیت فى الکتاب و السنه، ص ۱۵۸)

در روایتى از جابربن عبداللّه انصارى از پیغمبر اکرم(ص) نقل مى‏کند که: ان اللّه جعل علیاً و ابناءه حجج اللّه على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقیم؛ خداوند على(ع) و همسرش (فاطمه زهرا سلام اللّه علیها) و فرزندان او را حجتهاى الهى بر خلقش قرار داده و آنها درهاى علم در امت منند هر کس به وسیله آنها هدایت شود به صراط مستقیم هدایت شده است.( اهل البیت فى الکتاب و السنه، ص ۱۵۹)

در حدیث دیگرى ابن عباس از رسول خدا(ص) چنین نقل مى‏کند که به حضرت على بن ابى طالب (ع) فرمود: انت الطریق الواضح و انت الصراط المستقیم و انت یعسو المؤمنین؛ تو راه روشن و صراط مستقیم و رهبر مؤمنان هستى.( تفسیر برهان، ج ۳، ص ۱۷۰ ؛ بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۱۳ و ۴۱۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۳۴۵؛ مناقب آل ابى طالب، ج ۲، ص ۲۸۱)

حضرت امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرماید: ان اللّه جلعنا ابوابه و صراطه و سبیله و الوجه الّذى یؤتى منه فمن عدل عن ولایتنا او فضّل علینا غیرنا فانهم عن الصراط لناکبون؛ خداوند ما رهبران دینى و الهى را درهاى وصول به معرفتش، صراط، طریق و جهتى که از آن به او مى‏رسد قرار داده بنابراین کسانى که از ولایت ما منحرف گردند یا دیگرى را بر ما برگزینند از صراط حق منحرفند.( شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۵۸، ح ۸۹.)

امام صادق(ع) در تفسیری دیگر به گونه ای صراط را معنا می کند تا حقیقت آن به خوبی روشن شود. ایشان در تفسیر صراط می فرماید: ـ فی معنى الصِّراطِ ـ : هُو الطَّریقُ إلى مَعرِفَهِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ : صِراطٌ فی الدُّنیا و صِراطٌ فی الآخِرَهِ، فأمّا الصِّراطُ الذی فی الدُّنیا فهُو الإمامُ المَفروضُ الطاعَهِ، مَن عَرَفَهُ فی الدُّنیا و اقتَدى بِهُداهُ مَرَّ على الصِّراطِ الذی هو جِسرُ جَهَنَّمَ فی الآخرهِ وَ مَن لم یَعرفهُ فِى الدُّنیا زَلّت قَدمُهُ عَن الصَّراطِ فِى الآخره فَتردى فِى نَار جَهنّم.؛ آن، راه شناخت خداوند عزّ و جلّ است، و دو صراط وجود دارد : صراطى در دنیاست و صراطى در آخرت . صراط دنیا همان امامى است که اطاعتش واجب است . هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنماییهایش پیروى کند از صراط آخرت که پلى است بر روى دوزخ ، بگذرد ؛ اما کسى که در شناخت امام معصوم یا پیروى از او کوتاهى کند پایش بر قیامت خواهد لغزید و در دوزخ واژگون خواهد شد. ( بحار الأنوار ، ج ۲۴، ص ۱۱، حدیث۳ .)

اصولا بر اساس همین آیات سوره فاتحه الکتاب، نمی توان از صراط مستقیم به شکل انتزاعی سخن گفت و از اسوه های عینی و عملی آن سخنی به میان نیاورد. از همین روست که خدا پس از بیان صراط مستقیم به اسوه ها و سرمشق های عینی آن به عنوان «منعم علیهم» سخن می گوید و حتی بر پایه «تعرف الاشیاء باضدادها» با اشاره به مقابل این اسوه ها و اولیای الهی که تحت ولایت الله قرار دارند، به اولیای طاغوتی اشاره می کند. این بدان معناست که صراط مستقیم را نمی توان بدون عترت و معصومان(ع) شناخت و بدان راه یافت؛ زیرا آنان همان اسوه های عینی هستند که می توانند معیار سنجش رفتار ما باشند. از همین روست که پیامبر(ص) درباره امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ؛ علی با حق و حق با اوست هر جا که علی دور بزند حق دور می زند.( الأمالی للصدوق، ص ۸۹؛ الجمل، ص ۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص ۵۴۸؛ کفایه الأثر فی النص علی الأئمه الإثنی عشر، ص ۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص ۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲، ص ۴۴۸؛ المناقب، ص ۱۰۴؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص ۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعه الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵)

البته چنان که مرحوم طبرسى پس از نقل اقوال یاد شده ذیل آیه ۶ سوره حمد مى نویسد: بهتر است که صراط مستقیم را بر معناى عام آن حمل کرد، به طورى که شامل همه مصادیق یاد شده بشود؛ چرا که صراط مستقیم، دینى است که خداوند به آن فرمان داده است؛ پس صراط مستقیم اعمّ از توحید، عدل و ولایتِ کسانى که اطاعت از آنان واجب است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۱۰۴.)

در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم اصطلاحی از صراط مستقیم واژگان مورد استفاده قرار گرفته که شامل: « الّتى هى أقوم »، « حنیف »، « صراط »، « صراط الحمید »، « صراط السوى »، « صراط مستقیم » و « یستقیم » است.

لزوم سلوک بر صراط مستقیم

هر انسانی لازم است تا برای رسیدن به کمالات و رهایی از نواقص و عیوب و آثار دنیوی و اخروی آن یعنی دوزخ، به صراط مستقیم رو آورد و در آن سیر و سلوک کند. از نظر قرآن، هر چند که اراده انسان بر پیمودن صراط مستقیم، در گرو مشیّت خدا(تکویر، آیات ۲۷ تا ۲۹) و توفیق الهی است(شوری، آیه ۵۲)؛ اما شکی نیست که راهیابى و سلوک انسان به صراط مستقیم و پایدارى بر آن، منوط به خواست و اراده خود انسان نیز است.(همان) پس هر انسانی توان و استطاعت پیمودن این صراط مستقیم را دارا است.(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳) بنابراین بر هر کسی لازم است با پیروی از قوانین و شرایع اسلامی (همان؛ یس، آیه ۶۱) برای کسب فضایل و دست یابی به کمالات و مظهریت در اسمای الهی در این راه با هدایت های الهی (انعام، آیات ۸۷ و ۸۸؛ صافات، آیات ۱۱۴ و ۱۱۸؛ شوری، آیه ۵۲) کوشش و سعی کند.(نحل، آیات ۱۲۰ و ۱۲۱)

خدا در چرایی لزوم سلوک بر صراط مستقیم به آثار آن اشاره می کند تا انگیزه ای برای مردمان باشد. از نظر قرآن، سعادتمندی و رهایی از شقاوت(مریم، آیات ۳۲ و ۳۶)، کسب تقوای الهی و بهره مندی از آثار آن(انعام، آیه ۱۵۳)، رهایی از اغوای دیگران و از جمله شیاطین(حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱) و اسوه و سرمشق قرار گرفتن(حمد، آیات ۵ تا ۷؛ انعام، آیات ۸۷ و ۸۹) در گرو و رهن پیمودن صراط مستقیم و ملازمت با آن است.

از نظر قرآن کسانی در مسیر صراط مستقیم به درستی سلوک کرده و از آثار آن بهره مند شده اند که به عنوان «منعم علیهم» از سوی خدا معرفی شده اند. اینان همان مومنان واقعی ، پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین هستند؛ خدا می فرماید: وَلَهَدَیْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا ذَلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ عَلِیمًا؛ و قطعا آنان را به راهى راست هدایت می کردیم کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته است ؛ یعنى با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند؛ و آنان چه نیکو همدمانند. این تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست (نساء، آیات ۶۸ تا ۷۰)

مصادیق و جلوه هایی از صراط مستقیم

در آیات قرآنی برخی از اعمال به عنوان موارد و مصادیق اساسی صراط مستقیم بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.

  1. موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: اسلام(طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴)، اخلاص(حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱)، احسان به والدین(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳)، بهره مندی از قرآن(تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸)، اطاعت از خدا(یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱)، ایمان به آخرت(مومنون، آیه ۷۴)، اقامه نماز(مریم، آیات ۳۱ و ۳۶)، پرداخت زکات(همان)، توحید عبادی(حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱)، عدالت در گفتار(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳)، وفای به عهد خدا(همان) و مانند آن ها اشاره کرد.
  2. موارد سلبی و نفی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از استکبار(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶)، اجتناب از اطاعت شیطان(حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴)، اجتناب از شرک(انعام، آیات ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳)، اجتناب از فحشاء(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳)، اجتناب از فرزندکشی(همان)، اجتناب از قتل بی گناهان(همان)، اجتناب از مال یتیم(همان)، اجتناب از کم فروشی(همان) و مانند آن ها اشاره کرد.