حقیقت ام الکتاب و لوح محفوظ

و بشر الصابرین

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اصطلاحات قرآنی در حوزه هستی، ام الکتاب و لوح محفوظ است. شناخت و معرفت نسبت به این حقیقت هستی، همانند شناخت قیامت و معاد می تواند در سبک زندگی انسان بسیار تاثیر بگذارد؛ یعنی همان طوری که شناخت قیامت و معاد و سپس ایمان و باور به آن، موجب می شود تا انسان به فجور و اباحه گری، در اندیشه تقوای الهی برآید تا ره توشه آخرتی برای خویش فراهم آورد، هم چنین شناخت و ایمان بشر نسبت به ام الکتاب و لوح محفوظ می تواند سبک زندگی انسان را دگرگون سازد؛ زیرا باور به این که یک کتاب تکوینی نه تدوینی همه چیز هستی از آغاز تا انجام را در خود دارد، به طوری که هیچ گونه تغییری در محتوای آن رخ نمی دهد، به معنای آن است که نوعی جبر فلسفی و فلسفه تاریخ بر کلی هستی حاکم است. البته در آیات قرآنی از حقیقت کتاب دیگری به نام «محو و اثبات» سخن گفته شده که در مرتبه پایین تر قرار دارد، که به نوعی ناظر به مساله «بداء» و امکان تغییر در برخی از امور جزیی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت ام الکتاب، لوح محفوظ، کتاب محو و اثبات و عناوین مربوط و مرتبط با این ها را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حقیقت ام الکتاب

از نظر قرآن، برخی از حقایق در هستی است که انسان ها از آن آگاه نیستند؛ زیرا این ها از امور غیبی هستند که از دایره عالم شهادت و شهود انسانی در حالت عادی بیرون است. از جمله حقایق هستی که از مصادیق غیب است، می توان به فرشتگان و آخرت اشاره کرد. از آن جایی که این حقایق از امور محسوس و مشهود نیست، نیاز است تا از طریقی دیگر انسان نسبت به آن شناخت و سپس ایمان آورد. آموزه های وحیانی الهی در ساختار کتب وحیانی از جمله راه های شناخت انسان نسبت به این امور است. از نظر قرآن کسانی که به تقوای فطری و الهام ذاتی ودیعت نهاده شده در خویش(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر) عمل می کنند، از ظرفیت بهره گیری از هدایت بیرونی به نام وحی نیز برخوردار می شوند و همین عقل و فطرت ایشان را به سوی بهره گیری از تقوای عبادی در ساختار وحی و شریعت سوق می دهد و با ایمان به غیب، سبک زندگی دیگری را در پیش می گیرند که از جمله آن ها اقامه نماز و ایتاء زکات و انفاق دیگر است.(بقره، آیات ۲ تا ۵)

وحی قرآنی، انسان را با بسیاری از حقایق غیبی هستی آشنا می کند که از جمله آن ها یک حقیقت تکوینی به نام ام الکتاب است. با توجه به ویژگی هایی که قرآن برای ام الکتاب بیان می کند، معلوم می شود که ام الکتاب، یک امر تدوینی و نوشتاری مانند قرآن نیست، بلکه یک حقیقت وجودی خارجی و تکوینی همانند دیگر موجودات آفاقی هستی است.

برای درک و فهم حقیقت ام الکتاب بهترین روش آن است که ویژگی های آن دانسته شود. از جمله صفات و ویژگی هایی که قرآن برای آن ام الکتاب بیان کرده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. جامعیت: از ویژگی های اساسی ام الکتاب، جامعیت آن است. به این معنا که کتاب جامع نه تنها حقایق وجودی هستی و اصل آن است، بلکه جامع همه حوادث مربوط به موجودات آسمان و زمین نیز است.خدا می فرماید: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِکَ فِی کِتَابٍ إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ؛ آیا ندانسته‏ اى که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است مى‏ داند. اینها همه در کتابى مندرج است. قطعا این بر خدا آسان است (حج، آیه ۷۰) هم چنین می فرماید: وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلَا یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِی کِتَابٍ إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ ؛ و خداست که شما را از خاکى آفرید. سپس از نطفه‏ اى آنگاه شما را جفت جفت گردانید؛ و هیچ مادینه‏ اى بار نمى‏ گیرد و بار نمى ‏نهد مگر به علم او؛ و هیچ سالخورده‏ اى عمر دراز نمى‏ یابد و از عمرش کاسته نمى ‏شود مگر آنکه در کتابى مندرج است. در حقیقت این کار بر خدا آسان است. (فاطر، آیه ۱۱) پس از نظر قرآن، همه حوادث و رخ داده های در گذشته و حال و آینده اتفاق می افتد، پیش از این در کتابی ثبت شده که همان ام الکتاب و لوح محفوظ است.( الکشاف، ج ۳، ص ۱۷۰؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۵۰) پس اگر همه حوادث در آن ثبت و ضبط است، به طور طبیعی کتب آسمانی وحیانی نیز در آن ثبت است. از همین رو، می بایست که ام الکتاب هم چنین جامع همه کتب آسمانی نیز است(زخرف، آیه ۴)؛ زیرا مراد و مقصود از «اُمّ‌الکتاب»، همان لوح محفوظ است (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۶۰ ) و «ال» در «الکتاب»، جنس و مفید استغراق است؛ پس ام الکتاب و لوح محفوظ مادر همه کتابهای آسمانی از جمله قرآن است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درباره جامعیت ام الکتاب فرمود: کان الله قبل کل شی‌ء و کان عرشه علی الماء و کتب فی اللوح المحفوظ ذکر کل شی‌ء؛ خدا پیش از هر چیزی وجود داشت و عرش او بر آب بود و در لوح محفوظ ذکر همه چیز وجود دارد. (بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۲۰۷) امام صادق (ع) نیز فرمود: قال الله للقلم: اکتب فی اللوح المحفوظ ما کان و ماهو کائن الی یوم القیامه فالمداد مداد من نور و القلم قلم من نور و اللوح لوح من نور؛ خداوند به قلم گفت: هر چه را که شده و یا تا روز قیامت ‌خواهد شد در لوح محفوظ بنویس، پس مرکب از نور و قلم از نور و لوح از نور بود.(همان، ص ۳۶۸)
  2. امامت: از نظر قرآن، ام الکتاب، در مقام امامت و پیشوایی است؛ یعنی پیشگام در هر امری و نیز مرجع در امور است. این امامت یک امامت اعتباری نیست، بلکه تکوینی همانند خلافت انسان از خدا است که مخالفت یا عصیان کسی در امامت و خلافت هیچ تاثیری ندارد. از آن جایی که کتاب در این جا به معنای حقایق وجودی است، نه کلمات نوشتاری، به طور طبیعی، خاستگاه و ریشه هر امر وجودی به این کتاب باز می گردد؛ از همین روست که ام الکتاب، به عنوان اصل و مرجع نیز مطرح است.(زخرف، آیه ۴) خدا در آیه دیگر می فرماید: إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ؛ آرى ماییم که مردگان را زنده مى‏ سازیم و آنچه را از پیش فرستاده‏ اند با آثار و اعمال شان درج مى ‏کنیم و هر چیزى را در امام مبین و روشن برشمرده‏ ایم. (یس، آیه ۱۲) مراد از این امام مبین، ام الکتاب و لوح محفوظ است که هر چیزی در آن نوشته شده است؛ زیرا تنها جایی که همه حقایق در آن ثبت و ضبط است، ام الکتاب و لوح محفوظ است.
  3. مرجعیت: قرآن تاکید دارد که ام الکتاب می بایست به سبب آن که اصل و ریشه هر چیزی است، به عنوان مرجع مطرح باشد. این مرجعیت حتی در بازگشت همه هستی به آن نیز خودنمایی می کند. به سخن دیگر، همان طوری که در قرآن آیات محکم و استواری است که بسیار صریح و روشن است، می بایست به عنوان ام الکتاب قرار گرفته و آیات متشابه به آن ارجاع شود(آل عمران، آیه ۷)، هم چنین در هستی نیز این گونه است که هر امری باید به آن بازگردد تا به استحکام و استواری رسد. لازم است توضیح داده شود که مراد و مقصود از واژه ام الکتاب در آیه ۷ سوره آل عمران، ام الکتاب مورد بحث نیست که یک حقیقت خارجی و تکوینی است؛ زیرا مراد در این آیه مطالب محکم، روشن و صریحی است که هیچ گونه تشابه و متشابهت در آن نیست و می توان به عنوان مرجع برای تاویل و فهم آیات متشابه مورد استفاده قرار گیرد. پس هر جا با واژه ام الکتاب در قرآن مواجه شدیم، به معنای ام الکتاب هستی نیست که مورد بحث و مطالعه این مقال است.
  4. اصالت: واژه «ام» به معنای مادر به کار رفته است. این اصطلاح اشاره دارد که خاستگاه هر حقیقی در هستی، همین حقیقت تکوینی است. بنابراین، این حقیقت همانند مادری است که حقایق دیگر از آن زاده و به آن نسبت داده می شوند؛ بنابراین، می توان گفت که ام الکتاب اصل هستی و دیگر حقایق هستی از ماسوی الله فرع آن هستند.(زخرف، آیه ۴) از نظر قرآن، چون این کتاب اصل است، همه چیز از روی آن استنساخ و نسخه برداری می شود. به سخن دیگر حوادث هستی همه بر اساس این کتاب از سوی فرشتگان نسخه برداری و در هستی تحقق می یابد. خدا می فرماید: هَذَا کِتَابُنَا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ این است کتاب ما که علیه شما به حق سخن مى‏ گوید ما از آنچه می کردید نسخه بر مى‏ داشتیم. (جاثیه، ایه ۲۹) امام صادق(ع) می فرماید هر چه که در جهان اتفاق می افتد چیزی است که در قبل نوشته و اکنون اجرایی می شود. بنابراین، هر کاری که انسان می کند، از پیش تعیین شده است و امروز در دنیا آن را اجرا می کند.(تفاسیر روایی) و در تفسیر قمى در ذیل آیه (هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق…) مى گوید: پدرم از ابن ابى عمیر، از عبد الرّحیم قصیر، از امام صادق (علیه السلام ) برایم حدیث کرد که گفت : من از آن جناب از معناى (ن و القلم ) پرسیدم ، فرمود: خداى تعالى قلم را از درختى که در بـهـشـت اسـت و نـامـش (خـلد) مـى باشد خلق کرد، و سپس به نهرى که در بهشت است دسـتـور داد تا مداد شود، پس نهر منجمد و سفیدتر از برف شد، و هم شیرین تر از شهد، آنـگـاه به قلم فرمود: بنویس. پرسید: پروردگارا چه بنویسم ؟ فرمود: بنویس آنچه را که شده و آنچه را که تا قیامت خواهد شد. پس قلم، همه را در رقى سفیدتر از نقره، و صـاف تـر از یـاقوت بنوشت، پس خداى تعالى آن را در هم پیچید، و در رکن عرش قرار داد، و سپس دهانه قلم را مهر و موم کرد، در نتیجه دیگر تا ابد گویا نخواهد شد. پـس کـتـاب مکنونى که نسخه ها همه اش از آنجاست همین کتاب است، مگر شما عرب نیستید؟ پـس چـرا مـعـنـاى کـلام را نـمـى فـهـمـیـد؟ مـگر شما به یکدیگر نمى گویید این کتاب را اسـتـنساخ کن، مگر جز این است که کتاب از نسخه اصلیش استنساخ مى شود؟ این همان است که خداى تعالى مى فرماید : انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون. علامه طباطبایی در ذیل آن می نویسد: ایـنـکـه فـرمـود: پـس قـلم، هـمـه را در رقـى… تـمـثـیـل لوح مـکـتـوبـى اسـت کـه حـوادث در آن ضـبط شده به «رق » و کلمه «رق » بـطـورى کـه راغب گفته به معناى هر چیزى است که بر روى آن نوشته شود و شبیه به کاغذ باشد؛ و در سابق هم حدیثى از آن جناب نقل کردیم که فرمود: قلم نام فرشته اى و لوح نیز نام فرشته اى دیگر است. و ایـنـکـه فـرمـود: (آن را در هـم پـیـچید و در رکن عرش قرار داد) تمثیلى است که در آن عـرش خـدا بـه تـخـت سـلطـنـتـى تـشـبیه شده که داراى پایه و رکن است. و اینکه فرمود (سـپس دهانه قلم را مهر و موم کرد…) کنایه است از اینکه آنچه در آن رق نوشته شده، قـضـاء حـتـمـى اسـت کـه رانـده شـده، و دیـگـر تـغـیـیـر و تـبـدیـل نـمى پذیرد. و اینکه فرمود (مگر شما عرب نیستید…) اشاره به مطلبى است که در تفسیر آیه مذکور خاطرنشان کردیم، و ان مطلب این معنا را توضیح مى دهد. و در الدر المـنـثـور اسـت کـه ابـن جـریـر از ابـن عباس روایت کرده که گفت : خداى تعالى (نـون ) را کـه عـبـارت بود از یک دوات بیافرید، و قلم را نیز خلق کرد، پس به قلم گـفـت بـنـویـس. قلم پرسید: چه بنویسم ؟ گفت : بنویس آنچه را که تا روز قیامت خواهد شد، چه اعمالى که به عنوان خیر و احسان صورت مى گیرد، و چه اعمالى که به منظور فـجـور انـجـام مى شود، چه رزقى که از حلال داده مى شود، و چه آنکه از حرام مصرف مى گردد، آنگاه حالت و شؤ ون هر یک از اینها را نیز ثبت کن که : چه وقت در دنیا خلق و ظاهر مى شود، و چقدر در دنیا مى ماند، و چه وقت و چه جور از دنیا بیرون مى شود. آنـگـاه خـداى تعالى بر هر یک از بندگانش حافظانى و بر کتابش خازنانى گماشت تا آن را حـفظ کنند، و همه روزه عمل آن روز را از آن خازن گرفته استنساخ مى کنند، و چون آن رزق تـمـام شـود آن دسـتـور هـم تـمـام مـى شـود، و اجـل مـنـقـضـى مـى گـردد آن وقـت حـافـظـان نـزد خـازنـان آمـده عمل آن روز کسانى را که اینان موکل بر آنند مطالبه مى کنند خازنان مى گویند: ما براى رفـقـاى شـمـا نـزد خـود عـملى نمى یابیم، حافظان برمى گردند و متوجه مى شوند که رفقایشان مرده اند. ابـن عـبـاس گـفـت : مـگـر شـمـا عـرب نیستید؟ مى شنوید که حافظان مى گویند (انا کنا نـسـتـنسخ ما کنتم تعملون ). استنساخ وقتى صورت مى گیرد که کتابى باشد تا از آن نسخه بردارند. علامه طباطبایی می نویسد: ایـن خـبـر بطورى که ملاحظه مى فرمایید آیه شریفه را جزء کلام ملائکه حفظه شمرده است؛ و نـیـز در هـمـان کـتـاب اسـت کـه ابـن مـردویـه از ابـن عـبـاس روایـت کـرده کـه در ذیـل ایـن آیـه گـفـتـه اسـت : حـفـظـه از ام الکـتـاب آنـچـه را کـه بـنـى نـوع بـشـر عـمـل مـى نـمـایـنـد اسـتـنـسـاخ مـى کـنـنـد، چـون هـر انـسـانـى هـمـان را عمل مى کند که ملائکه از ام الکتاب استنساخ کرده اند. و از کـتـاب سـعـد السـعـود ابـن طـاووس نـقـل شـده کـه بـعـد از آنـکـه مسأله دو فرشته موکل بر هر بنده را ذکر کرده، گفته است : و در روایتى آمده که این دو ملک هر صبح و شام که مى خواهند نازل شوند، اسرافیل عمل آن بنده را از لوح محفوظ استنساخ نموده بدست آن دو مـى دهـد، و چـون هـر صـبـح و شـام صـعـود مـى کـنـنـد، و نـامـه عـمـل آن روز بـنـده را مى برند، به دست اسرافیل مى دهند، و وى آن نامه را با نامه اى از لوح محفوظ استنساخ کرده بود مقابله مى کند، تا معلوم شود هر دو نسخه با هم برابرند و وى درست استنساخ کرده. (المیزان، ذیل آیه)
  5. ثبات: از دیگر ویژگی هایی که برای ام الکتاب است، ثبات است؛ زیرا کتاب به معنای نوشته شده، حقیقتی است که ثبت و ضبط شده و دگرگونی و تغییر در آن نیست(زخرف، آیه ۴)؛ زیرا مفسران گفته اند که «امّ‌الکتاب» کنایه از حقّى است که قابل تغییر نیست.( تفسیر التحریروالتنویر، ج ۲۵، جزء ۲۵، ص ۱۶۲) هم چنین گفته اند که مقصود از «کتاب»، لوح محفوظ است (الکشاف، ج ۴، ص ۳۸۰)
  6. حفظ: ام الکتاب افزون بر ثبات، دارای ویژگی حفظ است، به طوری که محو و نابودی و نیستی در آن راه نمی یابد. از همین روست که واژه کتاب بر آن اطلاق شده است. خدا در باره این صفت ام الکتاب می فرماید: قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنَا کِتَابٌ حَفِیظٌ؛ قطعا دانسته‏ ایم که زمین چه مقدار از اجسادشان فرو مى ‏کاهد و پیش ما کتاب حافظ و ضبطکننده‏ اى است. (ق ، آیه ۴) هم چنین خدا می فرماید: فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ؛ در لوح محفوظ است.(بروج ، آیه ۲۲) و «محفوظ» ممکن است به معناى محفوظ بودن از تغییر و تبدیل باشد. (التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۱۲۵) از نظر قرآن هر چیزی از جمله خود قرآن نیز در ام الکتاب و لوح محفوظ ، حفظ می شود و از هر گونه تغییر و محو و نابودی در امان است.(بروج، آیات ۲۱ و ۲۲)
  7. مخلوقیت: با آن که ام الکتاب، اصل و خاستگاه ما سوی الله است، اما این گونه نیست که مخلوق نباشد، از این روست که واژه کتاب بر آن اطلاق شده تا دانسته شود که یکی از مخلوقات تکوینی الهی است؛ زیرا کتاب نیازمند کاتبی است که آن را بنگارد. در مکتوب تکوینی، این کتابت به شکل خلقت خواهد بود.(زخرف، آیه ۴)
  8. امریت: در اصطلاح قرآنی، خلق خود به دو بخش امری و خلقی تقسیم می شود.(اعراف، آیه ۵۴) باید توجه داشت که خلقی که در مقسم قرار می گیرد، غیر از خلق در مقسوم است که قسیم امر قرار گرفته است. از نظر قرآن، ام الکتاب از خلق امری است.
  9. خلق مستقیم: از نظر قرآن، ام الکتاب از امور خلقی و امری مستقیم و بی واسطه اسباب الهی است. از این روست که آن را به «لدن» نسبت می دهد، چنان که علم حضوری (کهف، آیه ۶۵) و ذکر حضوری(طه، آیه۹۹) را به این نسبت می دهد. خدا می فرماید: وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ؛ و همانا که آن قرآن عربی در کتاب اصلى = لوح محفوظ به نزد ما سخت والا و پر حکمت است.(زخرف، آیه ۴)
  10. حکمت: ام الکتاب و لوح محفوظ دارای حکمت و هدف مندی است؛ زیرا از سوی خدا حکیم ایجاد شده است(زخرف، آیه ۴)؛ چرا که بنا بر قولى، «حکیم» یعنى داراى حکمت بالغه. (التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۶۱۸ ) و بارها گفته شده که مقصود از «امّ‌الکتاب»، همان لوح محفوظ است. (الکشاف، ج ۴، ص ۲۳۶)
  11. علو و عالی: از نظر قرآن، چون ام الکتاب از لدن علی حکیم است، به طور طبیعی بهره مند از این دو صفت حکمت و علو خواهد بود.(زخرف، آیه ۴)
  12. رفعت: از دیگر صفاتی که قرآن برای ام الکتاب و لوح محفوظ بر شمرده، رفعت است. خدا می فرماید: فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَهٍ مَرْفُوعَهٍ مُطَهَّرَهٍ؛ همه امور در صفحه های کرامت داده شده رفیع و مطهر است.(عبس ، آیات ۱۳ و ۱۴) واژه «مرفوعه» در آیه به معنای رفیع در قدر و منزلت، نزد خداوند است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۲۰۲)
  13. پاک از بطلان و فساد: از نظر قرآن، لوح محفوظ و ام الکتاب، پاک و مبرا از هر گونه فساد و بطلان است(زخرف، آیه ۴)؛ زیرا صفت علو و «عالى» به معناى عالى از فساد و بطلان است. (التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۶۱۸)
  14. عظمت: این کتاب دارای استخوان بندی محکم و استواری است و بر همین اساس حکیم و عظیم نیز دانسته شده است؛ چرا که وقتی قرآن مکرم است، به طور طبیعی عظیم نیز است؛ زیرا از مولفه های کرامت عظمت است.(عبس، آیات ۱۳ و ۱۴) چنان که گفته شده مقصود از «صحف مکرّمه» لوح محفوظ است (جامع‌البیان، ج ۱۵، جزء ۳۰، ص ۶۸ ) و واژه «مکرّمه» به معناى «معظّمه» و «عظیم» نیز آمده است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۲۰۲)
  15. پاک از ضلالت و نیسان: خدا به صراحت در باره این دو صفت ام الکتاب ولوح محفوظ می فرماید: قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی فِی کِتَابٍ لاَ یَضِلُّ رَبِّی وَلاَ یَنْسَى؛ گفت علم آن در نزد پروردگارم در کتابی است که پروردگارم آن را گم یا فراموش نمی کند.(طه ، آیه ۵۲) مراد از «کتاب» لوح محفوظ است. وصف کتاب به «لایضلّ ربّى ولاینسى» و نیز قید «عند ربّى»، «لدینا» و «عندنا» براى آن در آیات بعدى بیانگر عظمت «لوح» محفوظ است. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۲۳)
  16. روشن و مبین: خدا به صراحت از ام الکتاب با وصف مبین و روشن یاد می کند هیچ چیز در آن به هم آمیخته نیست، بلکه هر چیزی به طوری جدا و مشخص شده که هیچ ابهام و اجمالی در آن راه نمی یابد(یونس، آیه ۶۱)؛ مقصود از «کتاب مبین» همان ام الکتاب و لوح محفوظ است. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۸۰) از نظر قرآن امور جزیی حتی رزق و روزی هر کسی در این کتاب مبین مشخص و معین شده است؛ چه رسد امور کلی.(یونس، آیه ۶۱ ؛ هود، آیه ۶) در این کتاب حتی موجوداتی که خلق نشده اند نیز موجوداست، چه موجوداتی که خلق شده و مرگ آن را در بر گرفته است؛ زیرا طبق قول برتر منظور از «مستقر» موجود زنده‌ای است که وجود خارجی پیدا کرده و به فعلیت رسیده است و منظور از «مستودع‌« موجود زنده‌ای است که هنوز فعلیت نیافته ودرمرحله قوه است.
  17. مکنون: همان طوری که ام الکتاب محفوظ است، مکنون نیز است و هر کسی به آن دسترسی ندارد. از نظر قرآن دسترسی به این ام الکتاب تنها برای مطهرین است که همان چهارده معصوم است. خدا می فرماید: فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛ در کتابى نهفته که جز پاک‏شدگان بر آن دست ندارند.(واقعه ، آیات ۷۸ و ۷۹) طبرسی می نویسد: مقصود از «کتاب» لوح محفوظ و مکنون به معناى پنهان نگه داشته شده از خلق است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰ ، ص ۳۴۱ ) البته برخی مکنون را همان محفوظ دانسته اند؛ زیرا با در کنون حفظ می شود؛ از این رو گفته اند که مراد از «کتاب» لوح محفوظ و «مکنون» به معناى محفوظ است.( التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۴۳۰)
  18. مطهر و پاک از هر گونه آلودگی: از نظر قرآن، ام الکتاب و لوح محفوظ پاک و مطهر از هر گونه آلودگی است.(عبس، آیات ۱۳ و ۱۴)
  19. مسطور: از نظر قرآن، ام الکتاب کتابی مسطور است، یعنی هر چیزی همانند مطالب یک کتاب در سطر سطر آن حقیقت آمده است.(طور، آیات ۲ و ۳) خدا می فرماید: وَ إِنْ مِنْ قَرْیَهٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَهِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابًا شَدیدًا کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُورًا؛ و هیچ آبادی نیست مگر این‌که ما پیش از فرا رسیدن روز قیامت نابود کننده‌ آن و یا عذاب کننده‌ آن با عذابی شدید هستیم، این امر در کتاب یعنی لوح محفوظ نوشته شده است‌.(اسراء، آیه ۵۸)
  20. منشور: حقایق موجود در ام الکتاب به شکل نشر می یابد و تحقق خارجی پیدا می کند.(همان) گویی که لوح در هم پیچیده دارای همه حقایق اندک اندک باز و نشر می یابد.

مسایل و مصادیقی از ام الکتاب و لوح محفوظ

به نظر می رسد که واکاوی ابعاد دیگر ام الکتاب و لوح محفوظ می تواند در کشف حقیقت ام الکتاب ما را یاری رساند. از نظر قرآن، لوح محفوظ و ام الکتاب دارای ابعاد دیگری هستند که از جمله مهم ترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. مسایل ارث در ام الکتاب: حکم اولویّت خویشاوندان نَسَبى براى ارث بردن، ثبت شده در لوح محفوظ است؛ یعنی این امر تشریعی، امری غیر خدشه بردار است و یکی از قوانین طبیعی حاکم بر روابط انسان ها و از سنت های الهی است که تغییر بردار نیست(احزاب، آیه ۶) ؛ زیرا مقصود از «الکتاب» بنا بر یک احتمال، لوح محفوظ است. (التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۱۵۹) و «ذلک» اشاره به همه آنچه در دو آیه ذکر شده است مى‌باشد (الکشاف، ج ۳، ص ۵۲۴) که مقصود از «أولى» اولویّت در ارث است که در روایتى از امام باقر (علیه السلام) اشاره شده است. (تفسیر عیّاشى، ج ۲، ص ۷۲، ح ۸۶ ؛ بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۳۷، ح ۱۸)
  2. ثبت و ضبط امور هر فرد انسانی و اعمال انسان در ام الکتاب: از نظر قرآن، اعمال انسانها، محفوظ در کتابى (لوح محفوظ) نزد خداوند است.(یونس، آیه ۶۱؛ طه، آیات ۵۱ و ۵۲؛ نمل، آیات ۷۴ و ۷۵؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۲۳) این اعمال به شکل دقیق ثبت و ضبط شده است(مومنون، آیات ۶۱ و۶۲؛ الکشاف، ج ۳، ص ۱۹۳) بنابراین به کسی کم ترین ظلمی نمی شود.(همان) از نظر قرآن، کاستیهاى ایجاد شده در بدن انسان پس از مرگ و اضمحلال آنها در خاک، مشخص شده در لوح محفوظ است (ق، آیات ۳ و ۴؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۳۹) و هم چنین مقدار عمر تمامى انسانها و کم و زیاد شدن آن، ثبت و مشخص شده در لوح محفوظ است(فاطر، آیه ۱۱) پس در لوح محفوظ همه امور انسان از مرگ و زندگی و اعمال و رفتارهای انسانی ثبت و ضبط است.(همان؛ یس، آیه ۱۲)
  3. مقدرات: برای هر چیزی از جمله انسان مقدراتی است که در ام الکتاب و لوح محفوظ ثبت و ضبط است. بر همین اموری چون ویرانى شهرها و مرگ و میر همه انسانها، پیش از فرا رسیدن قیامت، و نیز گرفتارى جامعه‌هاى کافر و حق‌ستیز به عذاب استیصال، و امور دیگر انسان و جوامع بشری، به شکل امرى حتمى، تقدیر و نوشته شده، در لوح محفوظ است .(اسراء، آیه ۵۸؛ مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۵۳ ؛ الکشاف، ج ۲ ،ص ۶۷۴ ؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۱۳۳)
  4. نسخ و بداء در ام الکتاب: از نظر آموزه های قرآنی مسایل کتاب محو و اثبات که خود کتابی دیگر است، در ام الکتاب موجود است. خدا می فرماید: یَمْحُوا اللهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛ خدا هر چیزی را بخواهد محو و هر چیری را اثبات می کند و ام الکتاب نزد اوست.(رعد ، آیه ۳۹) پس هر تغییری در هستی بر اساس ام الکتاب است و ریشه کتاب محو و اثبات نیز خود ام الکتاب است.؛ علامه می نویسد: و به قرینه «یمحو اللّه ما یشاء» مى‌توان استفاده نمود که «امّ‌الکتاب» قضاى محتوم الهى و غیر قابل تغییر است.(المیزان، ج ۱۱، ص ۳۷۶) این بدان معناست که اگر نسخ حکم یا امری مطرح است یا بداء نسبت به امری ایجاد می شود، همه این ها در ام الکتاب و لوح محفوظ است؛ پس، این گونه نیست که خدا نمی داند که بداء و نسخی خواهد بود؛ زیرا حتی همین بداء و نسخ در ام الکتاب ثبت و ضبط شده است(احزاب، آیات ۵ و ۶)؛ زیرا الکتاب همان لوح محفوظ و ام الکتاب است.( التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۱۵۹) در ام الکتاب احکام و نسخ آن ها و نیز حوادث هستی و مسایل و اموری که نسبت به آن مقدر شده آمده است. پس مثلا اگر حق خویشاوندی بیان شده در ام الکتاب است؛ چنان که خود کتاب های تدوینی الهی چون قرآن در ام الکتاب است. پس نسخه اصلی هر چیزی در ام الکتاب است. به سخن دیگر، لوح محفوظ ، صفحه‌ای است که تمام اتفاقات عالم در آن ثبت شده است. این اتفاقات، همراه با جزئیات کامل است و به هیچ وجه قابل تغییر و دگرگونی نیست. جنس این کتاب معلوم نیست، هرچند قطعا از جنس کتاب کاغذی و مادی نیست. گاهی از این لوح با نام‌های ام الکتاب، الکتاب، کتاب، کتاب مسطور، رق منشور، کتاب مکنون و کتاب حفیظ، کتاب مبین، لوح محفوظ و مانند آن ها نیز یاد می‌شود. در مقابل آن، لوح محو و اثبات قرار دارد که محل ثبت حوادث و اتفاقاتی است که قرار است محقق شود و برخلاف لوح محفوظ، اموری که در آن نوشته شده است، بر اساس شرایط و ضوابطی قابل تغییر و تبدیل است.
  5. قضا و قدر: چنان که گفته شد همه مقدرات در ام الکتاب است، هم چنین هر چیزی که باید تحقق یابد و قضا و حکم نهایی بی تغییر درباره آن وجود دارد، در این کتاب است(رعد، آیه ۳۹)؛ زیرا مقصود از «امّ‌الکتاب» لوح محفوظ است (الکشاف، ج ۲، ص ۵۳۴ ) و به قرینه «یمحو اللّه ما یشاء» مى‌توان استفاده نمود که «امّ‌الکتاب» قضاى محتوم الهى و غیر قابل تغییر است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۳۷۶) در ام الکتاب همه مصیبت ها و نیز داده ها و گرفته ها نیز ثبت و ضبط است.(حدید، آیه ۲۲)

نقش ایمان به ام الکتاب در زندگی

از نظر قرآن، ام الکتاب یک حقیقت غیبی است که ایمان به آن در سبک زندگی انسان ها بسیار تاثیر دارد. به عنوان نمونه خدا می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است. این کار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏ فرحناک نباشید و شادمانى نکنید؛ و خدا هیچ خیال باف خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد همانان که بخل مى ‏ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى دارند و هر که روى گرداند قطعا خدا بى ‏نیاز ستوده است. (حدید، آیات ۲۲ تا ۲۴)

در این آیات به روشنی نشان داده شده که چگونه شناخت و ایمان به حقیقت ام الکتاب و لوح محفوظ می تواند در سبک زندگی انسان تاثیرگذار باشد. در حالی که اهل ایمان به سبب ایمان به غیب از جمله ایمان به ام الکتاب، به داده ها و نداده ها و نیز داشته ها و نداشته ها، داده ها و گرفته ها بر اساس مشیت الهی نظر می کنند، به طوری که نسبت به گرفته ها نومید نمی شوند و نسبت به داده ها هیجان زده و فرحناک نشده و بدمستی پیشه نمی کنند، بر خلاف این افراد کسانی که ایمان ندارند و در خیال بافی های خویش غرق هستند، گمان می کنند که هر چه را دارند از علم خویش است و یا به گونه ای دیگر می اندیشند و رفتار می کنند؛ چنان که خیال باف به داشته هایش فخر می کند و بر آن است تا بخل ورزد و چیزی را انفاق نکند؛ زیرا بر این باور نیست که روزی هر کسی مقدر است و هر کسی دارای قسمتی است که به او خواهد رسید؛ البته بر دارا است تا حق نیازمندان و سائلان را بدهد و بداند که خدا حق ایشان را در مال او قرار داده است.(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ زخرف، آیه ۳۲)

خدا در آیاتی که به مسایل و موضوعات و نیز ویژگی های ام الکتاب و لوح محفوظ پرداخته، ابعادی از تاثیر آن را در زندگی مومنان به آن نیز بیان کرده است.

امکان تغییر سرنوشت در کتاب محو و اثبات

چنان که گفته شد همه چیز از کلیات و جزئیات هستی بر اساس علم ذاتی الهی در ام الکتاب نوشته و محفوظ و مکنون است؛ این ام الکتاب در اختیار خلیفه الله است تا بر اساس آن مقدرات را به فرشتگان پس امضا تحویل داده تا ایشان آن را قضا کنند؛ چنان که آیات ۱ تا ۴ سوره دخان و سوره قدر براین امر دلالت دارد.

از آن جایی که انسان و جن دارای اراده و اختیار آزاد در انتخاب کفر و ایمان، شقاوت و سعادت و مانند آن ها است، دارای نوعی اختیار تغییر سرنوشت و مقدرات است. این تغییر بر اساس اختیار انسان و جن در شرایط محدودی انجام می شود.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

البته چنان که گفته شد، این گونه نیست که این تغییرات که در دو شکل اصلی نسخ و بداء انجام می شود، بیرون از معلومات لوح محفوظ و ام الکتاب باشد؛ بلکه همین تغییرات جزیی نیز در ام الکتاب موجود است؛ زیرا اگر برای خدا معلوم نباشد، به معنای جهل خدا خواهد که خدا از آن پاک و مبرا است. به سخن دیگر، در مساله بداء یا نسخ، این تغییر برای خدا معلوم است، اما بر بنده یا دیگر افراد معلوم نیست؛ زیرا در ام الکتاب همه امور هستی از جمله این تغییرات ثبت و ضبط شده است.

بنابراین، کتاب محو و اثبات در کنار و هم عرض کتاب لوح محفوط نیست، بلکه در طول آن قرار دارد. پس محتوای این لوح، برخلاف لوح محفوظ، قابل تغییر و دگرگونی و پاک کردن و نوشتن مجدد است. آنچه در این لوح نوشته شده به صورت مشروط و معلق است و تحقق یا عدم تحقق آن، وابسته به تحقق شرایطی است. مثلا برای یک شخص، پنجاه سال عمر نوشته شده، ولی به این صورت که اگر صله رحم کند، شصت سال خواهد بود و اگر قطع رحم کند، چهل سال خواهد بود. به همین صورت، اگر او صله رحم کرد، در آن کتاب پنجاه سال محو و شصت سال ثبت خواهد شد.(بحارالانوار، مجلسی، ج۴، ص۱۳۰)

این حقیقت در قرآن کریم به صورت‌های دیگری هم بیان شده است و در آیاتی از قرآن از تغییر سرنوشت برخی از اشخاص و جامعهها خبر داده است. در این آیات، خاطر نشان کرده است که گاهی قضای الهی بر چیزی تعلق گرفته ولی در اثر عوامل خاصی آن قضا تغییر داده شده است. ازجمله این موارد، جریان یونس است. در قرآن کریم بیان شده است که هم سرنوشت او و هم سرنوشت قومش به واسطه اعمال نیکی که انجام دادند تغییر کرد. در مورد خودش بیان می‌شود که قرار بود یونس تا روز قیامت در شکم ماهی بماند ولی او در شکم ماهی به تسبیح خدا پرداخت و خدا این قضا را تغییر داد و او را از شکم ماهی بیرون آورد: فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ (ترجمه: و اگر او از زمره تسبیح‌کنندگان نبود، قطعاً تا روزی که برانگیخته می‌شوند، در شکم آن نهنگ می‌ماند!(صافات، آیات ۱۴۳و۱۴۴)

هم چنین در مورد قوم وی نیز بیان شده و از آیه بعدی فهمیده میشود که قرار بود بر قوم یونس بلا نازل شود، ولی این قوم وقتی آثار بلا را دیدند ایمان آوردند و آن بلا از آنان برداشته شد و تامدت‌ها در رفاه و آسایش بودند.: فَلَوْ لا کانَتْ قَرْیهٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إیمانُها إِلاّ قَوْمَ یونُسَ لَمّا آمَنُوا کَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْی فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلی حینٍ (ترجمه: چرا هیچ شهری نبود که اهل آن‌ ایمان بیاورد و ایمانش به حال آن سود بخشد؟ مگر قوم یونس که وقتی در آخرین لحظه‌ ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم، و تا چندی آنان را برخوردار ساختیم.(یونس، آیه ۹۸)

بنابراین، کتاب محو و اثبات بر اساس ساختار بداء است که یکی از اصول اصلی عقاید اسلامی بر اساس مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. در روایات بسیاری، از تاثیر اعمال خوب یا بد مانند اخلاق خوب و صله رحم و صدقه دادن و یا گناهان ویژه در سرنوشت انسان، وسعت و تنگی روزی، و بلندی و کوتاهی عمر مطالبی آمده است. جایگاه این تغییرات که در قضای الهی صورت می گیرد، همان لوح محو و اثبات است. از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده که او از پیامبر اسلام درباره این آیه ۳۹ سوره رعد پرسید، آن حضرت فرمود: صدقه دادن درست و نیکی به پدر و مادر و انجام کار خوب، بدبختی را تبدیل به سعادت می کند و بر عمر می افزاید و از حوادث بد حفظ می کند. (درالمنثور، سیوطی، ج۴، ص۶۶)