حقوق همسایگی در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

همسایگی که در عربی از آن به «جوار» یاد می شود، نوعی روابط اجتماعی میان خانوارهایی است که در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عنوان همجواری و همسایگی با دیگران حقوق و تکالیف را برای دو طرف ایجاد می کند که باید مراعات شود. همسایگان ممکن است تنها در همین عنوان همزیستی در یک جغرافیای منطقه ای با هم اشتراک داشته، ولی از نظر خویشاوندی یا اعتقادی و امور دیگر با هم هیچ گونه اشتراکی نداشته باشند. همین یک وجه اشتراک به تنهایی موجب حقوق و تکالیفی برای طرفین می شود؛ زیرا هر تکلیفی، به معنای وجود حقی برای دیگری است؛ چنان که هر حقی، تکلیفی را نیز برای صاحب حق پدید می آورد که باید بدان ملتزم شود.

مفهوم همسایگی

در ادبیات فارسی همسایه را کسی می داند که سایه او هماره بر سر دیگری است. واژه همسایه همانند همسر دلالت بر نوعی استمرار دایمی دارد. همسران کسانی هستند که هم از نظر کفو بودن در یک تراز قرار دارند و هم از نظر همخوابی سرهایشان هماره در کنار هم است؛ شوهر از ریشه «هر شو» تلفظ دیگری از «شب» نیز کسی است که هر شب با زنش است و این گونه نیست که مرد موقت برای زنی باشد. همسایه نیز کسی است که سایه دو طرف هماره بر سر یک دیگر افتاده است و در کنار و مجاورت هم زیست و زندگی می کنند.

در عربی واژه جوار و مجاورت به معنای پناه دادن است؛ زیرا در فرهنگ عربی، افرادی که در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کردند از قوم و قبیله و عشیره یک دیگر بودند؛ و افراد قبایل دیگر که به پناهندگی در کنار آنان زیست می کردند، به عنوان مجاور و پناهنده مطرح بودند. در آیه ۶ سوره توبه واژه استجار به معنای پناهندگی به کار رفته و خدا می فرماید: وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ؛ و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند.

از همین واژه و مشتقات آن در زبان عربی در بیان معانی چون پناه دادن ، حمایت کردن ، محافظت کردن ، مراقبت کردن ، کمک کردن ، یاری رساندن ، مساعدت کردن، ‌ به فریاد رسیدن ، نجات دادن ، رهایی دادن و مانند آن ها به کار گرفته شده است.

هر چند که در معانی و فهم موضوع باید به عرف مراجعه کرد و این عرف است که مفهوم و مصداق، را تعیین می کند، اما در تبیین برخی از مفاهیم و مصادیق، شارع نیز تفسیری و تبیینی کرده که می تواند در فهم موضوع و مصداق تاثیرگذار باشد. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید: کل اربعین داراً جیران من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله؛ هر چهل خانه از پیش رو و از پشت سر و از راست و چپ همسایه اند. (محجه البیضاء فی آداب الصحبه و المعاشره، فیض کاشانی).

این حدیث دایره مصداقی همسایه را چهل خانه از هر طرف بیان کرده است. بنابراین، حقوقی که برای همسایگان مطرح است، هر چند ممکن است عرف این محدوده را کم تر یا بیش تر بداند، از نظر شارع اسلام، حق و حقوق همسایگان باید در این محدوده چهل خانوار از هر چهار سو مراعات شود.

امیرمومنان امام علی(ع) نیز در تعیین مصداقی محدوده جغرافیایی همسایگی می فرماید: وَالجِوارُ أَربَعونَ دارا مِن أَربَعَهِ جَوانِبِها؛ تا چهل خانه از چهار طرف همسایه به شمار مى آیند.(خصال، صدوق، ج۲ ، ص ۵۴۴)

برخی از مفسران، واژه «الجار الجنب» در قرآن را به همسایه دور تفسیر کرده اند؛ زیرا خدا می فرماید: وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا ؛ و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود نیکى کنید که خدا کسى را که خیال باف ، متکبر و فخرفروش است، دوست نمى دارد. (نساء، آیه ۳۶)

در این آیه از دو دسته از همسایگان با عناوین « وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ» سخن به میان آورده است. برخی مراد از ذی القربی را همسایه خویش و برخی به معنای همسایه نزدیک گفته اند؛ در برابر نیز «جنب» که کناره و جانب است را همسایه غیر خویش یا همسایه دور دانسته اند.

به هر حال، در تفسیر قربی و الجنب که در لغت به معنای «دور» و «نزدیک» چند احتمال داده شده است. برخی مراد را دور و نزدیکی خویشاوندی و غیر خویشاوندی دانسته و برخی دیگر گفته اند منظور همان دوری و نزدیکی مکانی باشد. دسته دوم بر این باورند که از آنجا که کلمه همسایه، در عرف عامیانه مفهوم محدودی دارد و تنها همسایگان نزدیک مکانی را در برمی گیرد، شاید خدا برای توجه دادن به وسعت مفهوم آن از نظر اسلام، راهی جز این ندیده است که نامی از همسایگان دور نیز به صراحت ببرد تا حق و حقوق آنان نیز ادا شود. آنان در تقویت تفسیر خویش شاهد مثالی از روایت آورده و گفته اند بیان حدود همسایگی از سوی معصومان(ع) خود گواهی بر این مدعا است که مراد از القربی و الجنب همان قرب و بعد مکانی است نه نسبت خویشاوندی و عدم آن؛ زیرا شخصی می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم، حد همسایگی تا کجاست؟ فرمود: «اَرْبَعین دارا مِن کُلِّ جانب؛ چهل خانه از هر طرف».

البته نمی توان این را شاهدی برای تفسیر «ذی القربی» به همسایه نزدیک گرفت؛ زیرا کاربردهای «ذی القربی» در قرآن بیش تر برای بیان همان مفهوم خویشاوندی است.

اهمیت مراعات حقوق همسایگی

در آیات قرآنی و روایات اسلامی ، همسایه دارای حقوقی است که باید مراعات شود. سبک زندگی اسلامی در چارچوب فلسفه زندگی، رساندن اجتماع به مرتبه محاسن بلکه مکارم اخلاقی در حد ایثارگری است، به طوری که مسلمانان نه تنها اهل عفو و گذشت نسبت به دیگران باشند، بلکه باید از حقوق خویش ایثار کرده و اکرام و کرامت با دیگران برخورد کنند؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام.(مکارم الأخلاق، ص ۸؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۲؛ بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳)

از منظر آموزه های وحیانی قرآن، همسایه دارای حقوقی است که باید مسلمانان آن را مراعات کنند. سفارش های بسیاری در اسلام برای عنوان همسایه به دور از هر گونه رابطه دیگری چون مسلمانی و خویشاوندی سببی ونسبی و مانند آن ها مطرح شده است که بیانگر اهمیت همسایه و همجوار با همین عنوان است.

نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود : مازال جبرئیل یوصینی بالجار حتی ظننت انه سیورثه جبرئیل درباره همسایه آنقدر به من سفارش کرد که پنداشتم همسایه از همسایه ارث خواهد برد.

هم چنین از حضرت فاطمه (س) نقل است: عن ابن مسعود قال جاء رجل الی فاطمه علیها سلام فقال: یا بنت رسول الله هل ترک رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عندک شیئاً فطوقنیه! فقالت یا جاریه: هات تلک الجریده ، فطلبتها فلم تجدها. فقالت: ویلک اطلیبها! فانها تعدل عندی حسناً و حسیناً ، فطلبتها فاذاً هی قد قممتها فی قمامتها فاذاً فیها قال محمد النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم لیس من المؤمنین من لم یأمن جاره بوائقه و من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلا یؤذی جاره؛ از ابن مسعود روایت شده که مردی به خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شرفیاب شد و عرضکرد ای دختر پیغمبر آیا از ما ترک رسول خدا چیزی نزد شما موجود است ؟ حضرت فرمود ای کنیزک آن چوب تر برایم بیاور! ، کنیزک جستجو کرد؛ ولی آن را نیافت. حضرت فرمود: وای بر تو جستجو کن تا پیدا کنی! زیرا که ارزش جریده ، معادل حسن و حسین است. هنگامی کنیزک که در جایی که جارو کرده بود، در آنجا آن پیدا کرده و به حضرت زهرا سلام الله علیها داد. در آن نوشته شده بود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: مؤمن نیست کسی که همسایه از بلا و آزار او در امان نباشد و کسیکه ایمان به خدا و روز قیامت دارد همسایه اش را آزار نمی دهد.(نگاه کنید: سفینه البحار، ج ۱ حدیث فاطمه س)

از نظر آموزه های اسلامی، اهمیت همسایه در زندگی بسیار مهم و اساسی است و انسان قبل از این که اقدام به ساخت یا خرید خانه ای بگیرد باید از همسایگان آن تحقیق کند؛ زیرا همسایه خوب و بد همانند رفیق و همسفر راه زندگی است که باید انسان با هر کسی همراه و همسفر نشود. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: سَل عَنِ الرَّفیقِ قَبلَ الطَّریقِ، وَ عَنِ الجارِ قَبلَ الدّارِ؛ قبل از مسافرت ببین همسفرت کیست و پیش از خرید خانه ببین همسایه ات کیست.(کافی، ج۸ ، ص۲۴ ؛ نهج البلاغه ص۴۰۵ ، نامه ۳۱)

آن حضرت (ع) در جایی دیگر با تشبیه همسایه با امور دیگر بر آن است تا اهمیت و نقش همسایگان را در ایجاد مفهوم خوشبختی یا بدبختی گوشزد کند. ایشان می فرماید: اِنَّ لِلّدارِ شَرَفا وَ شَرَفُهَا السّاحَهُ الواسِعَهُ وَ الخُلَطاءُ الصّالِحونَ وَ اِنَّ لَها بَرَکَهً وَ بَرَکَتُها جَودَهُ مَوضِعِها وَسَعَهُ ساحَتِها وَ حُسنُ جِوارِ جیرانِها؛ خانه را شرافتى است. شرافت خانه به وسعت حیاط قسمت جلوى خانه و هم نشینان خوب است؛ و خانه را برکتى است، برکت خانه جایگاه خوب آن، وسعت محوطه آن و همسایگان خوب آن است. (مکارم الاخلاق، ص ۱۲۵)

در حقیقت همسایه خوب می تواند موجب آن باشد که خانه آدمی چنان وسیع شود که به آسانی در آن زیست کند و از رفتار صالح آنان بهره مند شود؛ اما همسایه بد می تواند جهان را بر آدمی تنگ آرد. از این رو، وقتی یکی از اصحاب از پیامبر(ص) پرسید: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! تصمیم دارم خانه ای بخرم، به نظر شما کدام محله را انتخاب کنم؟ حضرت بدون آنکه محله خاصی را به او پیشنهاد کند، فرمود: اَلْجَارُ ثُمَّ الدّارُ، اَلرَّفیقُ ثُمَّ السَّفَرُ؛ اول همسایه را بنگر سپس خانه بخر یا بساز، چنان که ابتدا رفیقی برگزین سپس سفر آغاز کن.

از نظر قرآن یکی از عذاب هایی که انسان ممکن است گرفتار شود، گرفتار شدن با همسایه بد است.(انعام، آیه ۶۵) از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: مراد از «و یذیق بعضکم بأس بعض» بدیهاى همسایگان بد است. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۴۸۷)

همچنین امام علی(ع) در وصیت خود به فرزندانش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرمود: اللّهَ اللّهَ فی جیرانِکُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّهُ نَبِیِّکُمْ، مازالَ یُوصی بِهْمِ حَتّی ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُورِّثُهُمْ؛ بر شما باد که درباره همسایگان فراموش نکنید، زیرا رسول خدا(ص) همواره درباره آنان سفارش می‌فرمود، آن‌چنان که ما گمان می‌بردیم که همسایه از همسایه ارث می‌برد.( نهج البلاغه، نامه ۴۷.)

حقوق و تکالیف همسایگی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برخی از عناوین دارای بار حقوقی است. یک فرد با توجه به نقش هایی که دارد ممکن است، پدر، فرزند، همسر، شهروند و مانند آن ها باشد؛ هر یک از این عناوین تکالیف و حقوقی را برای فرد ایجاد می کند که از نظر قانونی نمی تواند از آن ها فرار کند. به عنوان نمونه مرد به عنوان همسر باید در چارچوب «قوام» بودن عهده دار مسئولیت هایی هم چون تامین نفقه زنش باشد.(نساء، آیه ۳۴) هم چنین همین مرد به عنوان فرزند، باید به والدین خویش احسان کند و نمی بایست در برابر مسئولیت ها، نق بزند و «اف» بگوید.(اسراء، آیه ۲۳)

باید توجه داشت برخی از عناوین همانند مظلوم و مستضعف به تنهایی اقتضائاتی دارد که باید مراعات کرد بی آن که در این امر امور اعتقادی مدنظر قرار گیرد؛ از همین رو، در دفاع از مظلوم علیه ظالم یا مستضعف علیه مستکبر، هیچ عنوانی غیر از این عنوان لازم نیست تا برمسلمانان دفاع از مظلوم و مستعضف لازم آید. بنابراین، بر مسلمان است تا هر جا مظلوم یا مستضعفی را دید او را یاری رساند و علیه ظالمان و مستکبران بجنگد.(نساء، آیه ۷۵)

البته برخی با تفسیر آیه ۳۶ سوره نساء بر این باورند که درهنگام احسان نسبت به همسایگان باید هم کیش را بر دیگران ترجیح داد و آنان را مقدم کرد؛ زیرا مراد از «الجار ذى‌القربى» همسایه‌اى است که به سبب اسلام به انسان نزدیک است و «الجار بالجنب» همسایه‌اى است که مشرک است و در دین بعید است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴ ، ص ۷۲) اما باید توجه داشت که حتی با این تفسیر، نمی توان نفی حقوق همسایگی نسبت به کافر و مشرک کرد؛ زیرا آن چه اثبات می شود، تقدم و اولویت همسایه مسلمان بر غیر مسلمان در احسان است؛ اما این بدان معنا نیست که نمی توان نسبت به همسایه غیر مسلمان احسان کرد؛ بلکه می توان نسبت به او احسان کرد. هم چنین از این اولویت به دست نمی آید که حقوق همسایه غیر مسلمان ادا نشود؛ زیرا سخن از احسانی است که می تواند به معنای ایثارگری و بخشش باشد. پس لازم نیست ایثارگری داشت ولی باید حقوق همسایه را از همکیش و غیر همکیش ادا کرد.

به هر حال، در مساله همسایگی، حقوقی برای آنان است که اشتراک اعتقادی در آن تاثیری ندارد؛ یعنی بی آن که امر اعتقادی و مانند آن ها در آن نقشی داشته باشد، باید این حقوق به عنوان همسایه ادا شود. بر همین اساس، لازم است تا حقوق همسایه بی توجه به این که مسلمان است یا نیست؟ خویشاوند است یا نه؟ مراعات شود. در این جا به برخی از حقوق همسایگی اشاره می شود.

  1. احسان و نیکی به همسایه: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، لازم است که هر مسلمانی به والدین، خویشان، مساکین، یتیمان و همسایگان دور و نزدیک یا خویش و بیگانه احسان کند. (نساء، آیه ۳۶) البته اگر همسایه از خویشاوندان باشد یا همسایه نزدیک باشد باید بر غیر خویشاوند یا همسایه دور مقدم شود.(همان) چنان که گفته شد برخى کلمه «ذى‌القربى» را به معناى همسایه خویشاوند و «الجنب» را به قرینه مقابله به معناى همسایه غیر خویشاوند گرفته‌اند.(مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴ ، ص ۷۲؛ الکشاف، ج ۱، ص ۵۰۸) از نظر قرآن احسان به همسایگان از مصادیق عبادت است؛ زیرا خداى متعال در آیه مذکور به کارهاى نیکو امر نموده و آن را با دستور به عبادت خود آغاز کرده است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۱)
  2. عدم تکبر : هر گونه تکبر نسبت به همسایه جایز نیست.(نساء، آیه ۳۶) بنابراین، از حقوق همسایه می توان به عدم تکبر اشاره کرد.
  3. عدم تفاخر: فخرفروشی نسبت به همسایه نیز جایز نیست.(همان)
  4. حفظ امنیت جنسی: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود : من اطلع علی بیت جاره فرای عوره رجل او شعر امراه او شیئاً من جسدها علی الله ان یدخله النار لا یبالی ؛ هر کس که به خانهء همسایه اش نگاه کند و عورت مردی یا موی زنی ، یا قسمتی از بدن او را ببیند بر خداوند است که او را به آتش ببرد و باکی ندارد.( وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹۴)
  5. دعا : از جمله حقوق آن است که در حق همسایه دعا کند. امام حسن علیه السلام فرمود: شبی مادرم، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، به عبادت ایستاد و من تا صبح، جز دعا برای همسایگانمان چیزی از او نشنیدم. صبح که شد، در پاسخ سؤال من گفت:«پسرم اول همسایه، بعد خودمان.»
  6. حفاظت در هنگام نبود و غیبت: از حقوق همسایه حفظ او در هنگام نبود و غیبت او است. امام سجاد علیه السلام می فرماید: أَمّا حَقُّ جارِکَ فَحِفظُهُ غائِبا ؛ اما حق همسایه ات این است که درغیاب او آبرویش را حفظ کنى. (خصال ج۲ ، ص ۵۶۹)
  7. اکرام هنگام حضور: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِکرامُهُ شاهِدا ؛ و در حضورش او را احترام نهى.(همان)
  8. یاری در هنگام ظلم: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ نُصرَتُهُ إِذا کانَ مَظلوما ؛ اگر به او ظلمى شد یاریش رسانى.(همان)
  9. عدم تحقیق از عیب ها: امام سجاد(ع) می فرماید: وَلا تَتَّبِع لَهُ عَورَهً؛ دنبال عیبهایش نباشى.(همان)
  10. پوشاندن عیب: امام سجاد(ع) می فرماید: فَإِن عَلِمتَ عَلَیهِ سوءً سَتَرتَهُ عَلَیهِ؛ اگر بدى از او دیدى بپوشانى.(همان)
  11. نصحیت در خفا: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِن عَلِمتَ أَنَّهُ یَقبَلُ نَصیحَتَکَ نَصَحتَهُ فیما بَینَکَ وَبَینَهُ؛ اگر بدانى نصیحت تو را مى پذیرد او را در خفا نصیحت کنى.(همان)
  12. حمایت در سختی: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ لا تُسَلِّمهُ عِندَ شَدیدَهٍ ؛ در سختى ها رهایش نکنى.(همان)
  13. گذشت از لغزش : امام سجاد(ع) می فرماید: وَ تُقیلُ عَثرَتَهُ؛ از لغزشش درگذرى.(همان)
  14. بخشش گناه: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ تَغفِرُ ذَنبَهُ ؛ گناهش را ببخشى.(همان)
  15. معاشرت کریمانه: امام سجاد(ع) می فرماید: وَ تُعاشِرُهُ مُعاشَرَهً کَریمَهً؛ و با او به خوبى و بزرگوارى معاشرت کنى.(همان)
  16. کمک کاری: پیامبر(ص) می فرماید: إِنِ اسْتَغَاثَکَ أَغَثْتَهُ ؛ اگر از تو کمک خواست کمکش کنى. (مسکّن الفؤاد ، ص ۱۱۴)
  17. وام دهی : پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنِ اسْتَقْرَضَکَ أَقْرَضْتَهُ ؛ اگر از تو قرض خواست به او قرض دهى.(همان)
  18. برطرف کردن فقر و نیاز: پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنِ افْتَقَرَ عُدْتَ عَلَیْهِ؛ اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازى.(همان)
  19. تسلیت گویی: پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِیبَهٌ عَزَّیْتَهُ؛ اگر مصیبتى دید او را دلدارى دهى.(همان)
  20. تبریک گویی: پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ هَنَّأْتَهُ ؛ اگر خیرى به او رسید به وى تبریک گویى.(همان)
  21. عیادت : پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنْ مَرِضَ عُدْتَهُ ؛ اگر بیمار شد به عیادتش روى.(همان)
  22. تشییع کردن: پیامبر(ص) می فرماید: وَ إِنْ مَاتَ تَبِعْتَ جَنَازَتَهُ؛ وقتى مرد در تشییع جنازه اش شرکت کنى.(همان)
  23. بهره مند سازی از آب و هوای نیک: نباید همسایه از این امور محروم کرد ، بلکه باید کاری کرد که همسایه از مواهب طبیعی بهره مند شود. پیامبر(ص) می فرماید: وَ لَا تَسْتَطِیلُ عَلَیْهِ بِالْبِنَاءِ فَتَحْجُبَ الرِّیحَ عَنْهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ؛ خانه ات را بلندتر از خانه او نسازى تا جلوى جریان هوا را بر او بگیرى مگر آن که خودش اجازه دهد. .(همان)
  24. اطعام همسایه گرسنه : رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید : ما آمَنَ بى مَن باتَ شَبعانَ وَجارُهُ طاوِیا ؛ به من ایمان نیاورده است آن کس که شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد.( مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، ج۸، ص۴۲۹، ح۹۸۹۷)
  25. پوشاندن همسایه عریان: رسول اکرم(ص) می فرماید: ما آمَنَ بى مَن باتَ کاسیا وَجارُهُ عاریا؛ به من ایمان نیاورده است آن کس که شب پوشیده بخوابد و همسایه اش برهنه باشد.(همان)
  26. عدم اذیت و صبر بر اذیت: امام کاظم علیه السلام می فرماید: لَیْسَ حُسْنُ الْجِوَارِ کَفَّ الْأَذَى وَ لَکِنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى‏؛ خوش همسایگى تنها این نیست که آزار نرسانى، بلکه خوش همسایگى این است که در برابر آزار و اذیت همسایه صبر داشته باشى.(تحف العقول، ص ۴۰۹)
  27. امنیت : باید همسایه از هر جهت از سوی همسایه در امنیت و آرامش باشد. رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید: لایَدخُلُ الجَنَّهَ عَبدٌ لا یَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛ کسى که همسایه از شرش در امان نباشد، به بهشت نمى رود.(نهج الفصاحه، ص۶۸۱ ، ح ۲۵۳۲)
  28. نهی از منکر: امام صادق علیه السلام می فرماید : مَن لَهُ جارٌ وَ یَعمَلُ بِالمَعاصى فَلَم یَنهَهُ فَهُوَ شَریکُهُ؛ هر کس همسایه اى را داشته باشد که گناه مى کند ولى او را نهى نکند، شریک در گناه اوست.(ارشادالقلوب، دیلمی، ج۱، ص۱۸۳)
  29. زکات: زکات به معنای هر گونه انفاق مالی از واجب و غیر واجب است. در حق همسایه لازم است که انفال مالی انجام شود. از نظر امام على علیه السلام هر گونه نیکی در حق همسایه از مصادیق برّ است. ایشان می فرماید : زَکوهُ الیَسارِ بِرُّ الجیرانِ وَ صِلَهُ الارحامِ؛ زکاتِ آسان و رفاه، نیکى با همسایگان و صله رحم است.( شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ج‏۴، ص ۱۰۶ ، ح ۵۴۵۳)
  30. احترام : رسول اکرم (ص) می فرماید: حُرمَهُ الجارِ عَلَی الجارِ کَحُرمَهِ اُمِّه؛ رعایت حرمت همسایه همانند احترام مادر لازم است.(کافى،ج ۲، ص ۶۶۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۴۷)
  31. مایه برکت: همسایه باید مایه برکت همسایه باشد. امام على علیه السلام می فرماید: شیعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمرِنا اَلَّذینَ اِن غَضِبوا لَم یَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم یُسرِفوا، بَرَکَهٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا؛ شیعیان ما کسانى اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مى کنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مى نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم مى روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى کنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى کنند، براى همسایگانشان مایه برکت اند و نسبت به هم نشینان خود در صلح و آرامش اند.(کافى، ج ۲، ص۲۳۶ و ۲۳۷، ح ۲۴)
  32. تعهد نسبت همسایه : رسیدگی از وظایف همسایگی است. حضرت امام باقر علیه السلام یکی از ویژگی های مهم شیعه را، رعایت حق همسایگی می داند و می فرماید: والتعاهُدُ لِلجیرانِ مِنَ الفُقراءِ وَ اَهلِ المَسکَنَهِ وَ الغارِمینَ و الأَیتام؛ از نشانه های پیروان ما، رسیدگی به همسایگان نیازمند و تهی دست و بدهکاران و یتیمان است.(کافی، ج ۲ ، ص ۷۴ )

امام سجاد در رساله الحقوق در حق سی و یکمین درباره حقوق همسایگان می فرماید: و اما حق الجار فحفظه غائبا و اکرامه شاهدا و نصرته و معونته فی الحالین جمیعا، و لا تتبع له عوره و لا تبحث له سوءه لتعرفها، فان عرفتها منه من غیر اراده منک و لا تکلف، کنت لما علمت حصنا حصینا و سترا ستیرا، لو بحثت الا سنه عنه ضمیرا لم تتصل الیه لانطوائه علیه. لا تستمع علیه من حیث لا یعلم. لا تسلمه عند شدیده لا تحسده عند نعمه و تقیل عثرته و تغفر زلته. و لا تدخر حلمک عنه اذا جهل علیک و لا تخرج ان تکون سلما له. ترد عنه لسان الشتیمه و تبطل فیه کید حامل النصیحه و تعاشره معاشره کریمه و لا حول و لا قوه الا بالله».

آثار و برکات احسان و ترک احسان به همسایه

در آیات قرآنی هر گونه احسان و نیکی و انجام تکالیف و وظایف همسایگی دارای برکات و آثاری است که می تواند در افزایش کمی و کیفیت زیست انسان در دنیا و آخرت بسیار تاثیرگذار باشد و خوشبختی را برای او به ارمغان آورد و موجبات برکت و افزایش عمر و رزق او شده و آثاری دیگر چند را نیز به دنبال داشته باشد. برخی از این آثار در بخش تبیین حقوق همسایگان گفته شده است؛ اما برخی دیگر نیز که دارای اهمیت بیش تری هستند، عبارتند از:

  1. جلب محبت الهی: احسان به همسایگان، زمینه جلب محبّت الهى می شود و احسان محبوب خدا و بهره مند از این محبت خواهد شد.(نساء، آیه ۳۶) رسول اکرم صلى الله علیه و آله در این باره می فرماید: إِن أَحبَبتُم أَن یُحِبَّکُمُ اللّه وَ رَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائتُمِنتُم وَاصدُقوا إِذا حَدَّثتُم وَأَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَکُم؛ اگر مى خواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد کنید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکى رفتار نمایید.(نهج الفصاحه، ص۲۶۴ ، ح ۵۵۴)
  2. آبادانی خانه و شهرها و افزایش عمر: رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید: صِلهُ الرّحم و حُسن الخُلقِ وَ حُسن الجَوار یُعمران الدّیار و یَزدنَ فی الأعمار؛ صله رحم، خوش اخلاقى و خوش همسایگى، شهرها را آباد و عمرها را زیاد مى کند.(نهج الفصاحه ص۵۵۴ ، ح ۱۸۳۹) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : حُسنُ الجِوارِ یُعَمِّرُ الدِّیارَ وَیَزیدُ فِى العمارِ؛ خوش همسایگى شهرها را آباد و عمرها را زیاد مى کند.(کافى، الاسلامیه، ج۲، ص۶۶۷، ح۸)
  3. عذاب الهی: از نظر قرآن، کسی به ترک احسان نسبت به همسایگان می پردازد گرفتار عذاب الهی در دنیا و آخرت می شود.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۷)
  4. محرومیت از محبت: کسانی که گرفتار فخرفروشی و تکبر نسبت به همسایه هستند، از محبت الهی محروم می شوند.(همان)
  5. غفران الهی: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَن ماتَ وَ لَهُ جیرانٌ ثلاثَهٌ کُلُّهُمْ راضُونَ عَنهُ غُفِرَ لَهُ؛ هر کس بمیرد، در حالی که سه همسایه داشته باشد و همگی از او راضی باشند، آمرزیده می شود.

عوامل نیکی یا ترک احسان به همسایگان

بی گمان فلسفه زندگی و بینش و نگرش انسان نقش اساسی در تغییر رفتار و سبک زندگی او دارد. از همین روست که در آموزه های وحیانی پیش از آن که فرمانی در راستای تغییر رفتار و سبک زندگی داده شود، به تغییر نگرش ها و فلسفه زندگی توجه داده می شود؛ زیرا بینش و نگرش انسان است که منش و کنش و واکنش های او را سامان می دهد.

از نظر قرآن، توجّه به خدادادى بودن داراییها، تسهیل‌کننده احسان نسبت به همسایگان است. به سخن دیگر، این که انسان بداند هر چه دارد از خدا است، دیگر نسبت به همسایه بخل نمی ورزد و دست از احسان بر نمی دارد.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۷)

باید توجه داشت که انسان اگر بر این باور باشد تلاش ها و کوشش هایش تامین کننده روزی و رزق اوست، نه آن که قسمت الهی موجب شده تا کسی دارا یا ندار شود، چنین نگرشی موجب بخل ورزی می شود، اما اگر کسی باور داشت که رزق و روزی دست خدا و تقسیم کننده نیز خدا است، دیگر بخل نمی ورزد. اصولا کسانی بخل می ورزند که از نظر اعتقادی به چنین باور و اعتقادی نرسیده یا به آن توجه نیافته اند. به هر حال، عامل احسان نگرش مثبت به خدا و عامل بخل ورزی و عدم احسان به دیگران از جمله همسایگان ، نگرش باطل با بدبینانه یا عدم توجه به خدا و رزاقیت اوست.(همان)

از دیگر عوامل بازدارنده نسبت به احسان نسبت به همسایگان باید شیطنت ابلیس و همراهی و همگامی انسان با او دانست. از نظر قرآن کسی که شیطان را قرین و همراه خویش قرار دهد گرفتار بخل نسبت به دیگران و ترک احسان خواهد شد.(نساء، آیات ۳۶ تا ۳۸)

کفر نیز از دیگر عوامل بازدارنده است که در همین آیات به آن توجه داده شده است؛ زیرا کسی که گرفتار کفر است نه تنها اهل ایثار و اکرام نیست، بلکه از هر گونه احسان خرد و کلان نسبت به دیگران از جمله همسایگان ابا می ورزد.

از دیگر موانع احسان نسبت به همسایه باید به تکبر و فخرفروشی افراد اشاره کرد که ریشه در خیال بافی آنان دارد.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۷)