حقوق معنوی و مادی انسان

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان دارای حقوقی است که خداوند، قانونگذار و شارع و یا عرف برای او قرار داده است. البته مهم ترین حقوق و اساسی ترین آنها، حقوقی است که خداوند خالق و مالک انسان و هستی تعیین کرده است؛ زیرا همان طوری که اخلاق با مبانی توحید، از ضمانت اجرایی و استواری و استحکام برخوردار است، حقوق الهی انسان نیز این گونه است. این حقوق الهی می تواند در قالب حقوق طبیعی و فطری یا قانونی تعریف شده باشد؛ ولی باید دانست که حقوق قانونی انسان در اسلام در سنخیت کامل با فطرت و طبیعت انسان است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا امتیازات فطری و طبیعی و قانونی انسان بر اساس آموزه های قرآنی در دو بخش حقوق معنوی و مادی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حقوق فطری و قانونی

حقوق به معنای قدرت و امتیازی است کسی یا گروهی سزاوار برخوردار از آن هستند. خاستگاه این امتیاز و قدرت می تواند طبیعت فطری آدمی، قانون و یا عرف نانوشته باشد. حقوق فطری و طبیعی برگرفته از حق خدادادی است که هر کسی به عقل و خرد فردی و جمعی آن را درک می کند. البته بر اساس آموزه های قرآنی، حقوق قانونی انسان در اسلام نیز مطابق بر فطرت انسانی است؛ چنان که حق قصاص به عنوان یک حق قانونی مطابق با فطرت انسان و طبیعت اوست.(روم، آیه ۳۰)

البته غیر از حقوق الهی که در دو شکل حقوق فطری و قانونی برای انسان ها ثابت شده است، دو نوع حقوق دیگر نیز در زندگی بشر قابل شناسایی است که شامل حقوق قانونی نوشته شده و حقوق قانونی نانوشته است که از این اخیر به عنوان حقوق عرفی یاد می شود؛ زیرا بسیاری از مردم در جوامع برای خود امتیاز یا قدرتی را قایل هستند که منشای قانونی ندارد، ولی عرف آن جامعه پذیرفته و بدان پای بند است.

بررسی های میدانی و دانسته های عملی نشان می دهد که عرف های جوامع که به عنوان آداب و سنت و دیگر اشکال در جامعه جاری و ساری است، گاه بسیار قوی تر از قوانین مورد توجه و اعمال است؛ زیرا یکایک افراد جامعه خود را موظف به صیانت و حفاظت از آن دانسته و از هر گونه اهمال و کوتاهی و تسامح نسبت به حقوق عرفی جلوگیری به عمل آورده و خطاکاران را تنبیه و مجازات می کنند. مهم ترین شیوه تنبیه خطاکاران طرد اجتماعی است که بالاتر ازهر گونه تنبیه بدنی و مالی و زندان و مانند آن است.

اگر در جوامع پیشرفته ، قانون حاکمیت مطلق و بی چون و چرایی دارد، ولی در جوامع غیر پیشرفته ، این عرف است که حرف اول را می زند. البته در جوامع پیشرفته نیز می تواند حاکمیت عرف را ردگیری و شناسایی کرد که در لایه های زیرین جامعه به شدت و صولت حاکمیت خود را اعمال می کند.

به هر حال، مهم ترین اشکال و انواع حقوق انسان را می توان در حقوق الهی، قانونی و عرفی خلاصه کرد. از نظر بسیاری حقوق قانونی از ارزش و اعتبار بیش تری برخوردار است، زیرا از ضمانت های اجرایی خاص بهره مند است که از سوی قانونگذاران و قانونگزاران اعمال می شود.

پس از قدرت یا امتیاز قانونی، این عرف جامعه است که حرف اول را می زند؛ زیرا افراد جامعه بر اثر روابط و مناسبات خود یک رشته اختیارات و امتیازات به دست مى‌آورند که مجموعه آن را حقوق عرفی مى‌نامند و این حقوق مشتمل بر اختیارات مدنى، اجتماعى، سیاسى و همه مزایا و سلطه‌هایى است که می تواند از قانون ناشى ‌شود.

اما در میان مومنان، آن که حرف اول را می زند، همان حقوق طبیعی و فطری و حقوق شرعی است که در قالب قوانین و احکام بیان شده است. ضمانت اجرایی این حقوق در میان مومنان بسیار بالاست؛ زیرا حتی اگر کسی نباشد از آن تخطی نمی کنند و هماره وجدان بیدار، آنان را به مراعات آن سوق می دهد.(نگاه کنید: نثر طوبى، علامه شعرانی، ص‌۱۸۱؛ التّحقیق، حسن مصطفوی، ج‌۲، ص‌۲۶۲، «حق»؛ ترمینولوژى حقوق، جعفری لنگرودی، ص‌۲۱۶، «حق»؛ فرهنگ علوم سیاسى، مرکز اطّلاعات و مدارک علمى ایران، ص ۳۷۲ – ۳۷۳)

حقوق معنوی الهی

حقوق معنوی الهی مجموعه از قدرت و امتیازاتی است که خداوند برای انسان ثابت دانسته است. مهم ترین حقوق الهی انسان در بعد معنوی عبارتند از :

  1. هدایت: یکی از مهم ترین حقوق معنوی انسان حق هدایت است. این که خداوند بر خود فرض و واجب دانسته است تا انسان ها را به سوی خیر و کمال هدایت کند و آنان را از گمراهی و نقص و ضلالت دور سازد. البته هدایت در قالب هدایت تکوینی و هدایت تشریعی انجام می گیرد. هدایت تکوینی در قالب الهام معرفی و شناساندن حق و باطل یا خوب و بد و یا تقوا و فجور انجام می گیرد(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) یا در قالب وحی و الهام کارهای خوب و بد صورت می گیرد.(انبیاء، آیه ۷۳ ؛ بلد، آیه ۱۰ و آیات دیگر) هدایت تشریعی الهی نیز هماره در قالب الهام و وحی و انزال کتب و ارسال رسل انجام گرفته و می گیرد.(بقره، آیه ۳۸؛ حدید، آیه ۲۵؛ جمعه، آیه ۲ و آیات دیگر) خداوند در آیه ۱۲ سوره لیل می فرماید که هدایت انسان ها را بر خود فرض کرده است. این فرض به معنای «یجب علیه» نیست تا چیزی بر خداوند حاکم شود، بلکه به معنای «یجب عنه» است؛ یعنی از خداوند چنین بر می آید که جز این نکند؛ چنان که از خداوند جز عدل چیزی تمشی نمی کند. به هر حال، حقی از سوی خدا برای انسان وضع شده و خداوند بر خود فرض کرده تا مردم را به هدایت تکوینی و هدایت تشریعی هدایت کند.
  2. عبادت خدا: یکی دیگر از حقوق معنوی هر انسانی، حق عبادت خداست. به این معنا که هر انسانی از این حق الهی برخوردار است که خداوند را به عنوان معبود خویش عبادت کند و کسی را نرسد که چنین حقی را از انسانی سلب کند. این مطلب را می توان از آیات ۹ و ۱۰ سوره علق به دست آورد.
  3. حق حیات و زندگی : از مهم ترین و اساسی ترین حقوق همه انسانها حق حیات و زندگی است و کسی نمی تواند این حق را از کسی سلب کرده و او را بکشد و جانش را بگیرد (مائده ، آیات ۳۲ و ۴۵؛ انعام، آیه ۱۵۱)
  4. حق آزادی: آزادی یکی از مهم ترین حقوق معنوی انسان است؛ زیرا خداوند انسان را دارای اراده و اختیار آفریده تا بتواند بتواند مسئولیت خلافت الهی را به عهده گرفته و به انجام رساند. اگر انسان آزاد نباشد، خلافت الهی انسان معنا و مفهومی نخواهد داشت؛ چنان که اگر آزاد نباشد، بهشت و دوزخ نیز معنایی ندارد؛ زیرا انتخاب آزادانه انسان است که وضعیت او برای ابدیت مشخص می کند. از نظر اسلام انسان از همه نوع آزادی ها برخوردار است و مسئولیت انجام کارهایش را به سبب همین اراده و اختیار و ازادی باید به عهده گیرد و نمی تواند از مسئولیت اعمال خودش شانه خالی کند. شاید در این میان آزادی عقیده از مهم ترین آزادی هایی باشد که انسان می بایست از آن بهره مند شود؛ زیرا جهت گیری اعمال او هماره در چارچوب عقاید و باورهای اوست. پس اگر آزادانه بتواند عقیده و باوری را انتخاب کند، آن زمان می تواند او را بر اساس انتخاب آزادانه اش پاداش و کیفر داد. خداوند بارها در آیات بسیاری برخوردارى همه انسانها، از حق آزادى عقیده را مورد تاکید قرار داده و آن را امری بسیار مهم و اساسی در حقوق بشر دانسته است.(بقره، ایه ۲۵۶؛ آل عمران، ایه ۲۰؛ یونس، ایه ۹۹؛ هود، آیات ۲۸ و ۵۷؛ کهف، ایه ۲۹؛ مدثر، آیات ۵۴ و ۵۵ و آیات دیگر)
  5. حق اندیشه و انتخاب: از دیگر حقوق معنوی هر انسانی، حق اندیشه و تصمیم گیری و حق انتخاب آزادانه است. خداوند به هر انسانی عقل و ابزار تفکر و تدبر داده است و به او اجازه داده تا به اراده و اختیار خود راه خود را انتخاب کند.(بلد؛ آیه ۱۰؛ انسان، آیه ۳) از نظر قرآن انسانها، داراى حق رأى و انتخاب، در تعیین سرنوشت خویش هستند و کسی نمی تواند و نمی بایست این حق را از آنان سلب نماید.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱؛ شوری، ایه ۳۸)
  6. اتمام حجت: یکی از حقوق الهی انسان، اتمام حجت است. به این معنا که حقیقت چنان باید برای انسان آشکار و مشخص باشد که بتواند حق و باطل را از هم بشناسد و قدرت تمییز و انتخاب آزادانه آن را داشته باشد. پس اگر حقیقت بر انسان مجهول باشد و یا ناتوان از ترک باطل باشد، نمی تواند او را مواخذه کرد. پس یکی از حقوق اساسی انسان آن است که اتمام حجت شود و اما و اگر باقی نماند. خداوند در آیات قرآنی اتمام‌حجّت خود بر انسانها را با فرستادن انبیا به عنوان یکی از حقوق اساسی انسانها بر خود فرض دانسته است.(نساء، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۵)
  7. حق ازدواج: انتخاب همسر و ازدواج، از حقوق انسانهاست.(نساء، آیات ۳ و ۲۵) هم چنین تعدد زوجات با مراعات عدالت از حقوق مردان بوده (نساء، آیات ۳ و ۱۲۹) چنان که تصمیم در ازدواج مجدّد پس از طلاق و وفات شوهر از جمله حقوق زن است.(بقره، آیات ۲۲۸ تا ۲۳۴)

حقوق مادی انسان

هر انسانی دارای حقوق مادی است که از سوی خداوند به شکل حقوق طبیعی و فطری و یا شرعی و قانونی بیان شده است. از جمله مهم ترین حقوق مادی انسان ها عبارتند از:

  1. حق استفاده از طبیعت: استفاده از طبیعت، حقّ همه انسانهاست و کسی نمی تواند آنان را از بهره مندی از حقوق فطری و طبیعی خودشان محروم کند.(بقره، آیات ۲۲ و ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۳۲)
  2. حق تجارت: حق آزادی تجارت و کسب مشروع از حقوق الهی هر انسانی است که کسی نمی تواند آن را از وی سلب کند.(نساء، آیه ۳۲؛ بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۵ و ۲۷۸ و آیات دیگر)
  3. حق دفاع: هر انسانى، داراى حق دفاع از خود، در برابر ظالم است. این مطلب را خداوند در آیاتی از جمله آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج مورد تاکید قرار داده است.
  4. حق مالکیت: از دیگر حقوق مادی انسان می توان به حق ملکیّت مشروع و مالکیت اشاره کرد.(بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۶۱ و ۲۷۴ و ۲۷۹ و آیات دیگر) بر همین اساس هر شخصى، از حق قرارداد، در محدوده مالکیّت خویش برخوردار است(مائده، آیه ۱)
  5. حق مسکن: از دیگر حقوق مادی هر انسانی حق مسکن است. خداوند در آیات۸۴ و ۲۴۶ سوره بقره و ۴۰ سوره حج می فرماید که داشتن وطن و مسکن مورد اطمینان، از حقوق جامعه بشرى است.

مصادیق و موارد حقوق

آموزه های قرآنی افزون بر حقوق مادی و معنوی یک نگاه دیگری به مساله حقوق دارد. در آیات قرآنی برای هر انسانی با توجه به دسته بندی های دیگر مبتنی بر طبقه، مناصب، قشر، نسبت ها، عناوین اجتماعی، سیاسی، مذهبی و نیز نقش ها حقوقی را بیان کرده است.

از جمله در آیات قرآنی از حقوق همسایگان(نساء، آیه ۳۶)، حقوق همراهان در راه و مسیر (نساء، آیه ۳۶)، حقوق همسران(بقره، آیه ۲۲۸)، حقوق والدین(بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶)، حقوق نیازمندان(اسراء، آیه ۲۶؛ ذاریات، آیه ۱۹)، حقوق مهمانان(هود، آیه ۷۸؛ حجر، آیه ۶۸؛ ذاریات، آیات ۲۴ تا ۲۸)، حقوق مهاجران(انفال، آیه ۷۵؛ حشر، آیات ۷ و ۸)، حقوق مومنان(توبه، آیه ۱۱؛ بقره، آیه ۱۷۲)، حقوق مظلومان(نساء، آیه ۱۴۸؛ حج، آیه ۶۰؛ شوری، آیه ۴۱)، حقوق انصار(حشر، آیات ۷ تا ۹)، حقوق اولیای مقتول(نساء، آیه ۹۲)، حقوق اهل بیت پیامبر(انفال، آیه ۴۱؛ شوری، آیه ۲۳)، حقوق اهل ذمه(آل عمران، آیات ۱۱۰ تا ۱۱۲؛ توبه، آیه ۲۹)، حقوق اهل کتاب(مائده، آیه ۵؛ حشر، ایات ۲ تا ۴)، حقوق بازماندگان میت(بقره، آیه ۱۸۰)، حقوق بدهکاران(توبه، آیه ۶۰)، حقوق بردگان(نساء، آیات ۲۵ و ۳۶)، حقوق ملت ها(نساء، آیات ۸۹ و ۹۰)، حقوق توبه کنندگان(نساء، آیه ۱۷؛ انعام، آیه ۵۴)، حقوق ثروتمندان(بقره، آیات ۲۷۸ و ۲۷۹)، حقوق حاجیان(حج، آیه ۲۵)، حقوق دایه و شیردهندگان(بقره، آیه ۲۳۳)، حقوق دشمنان(بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۴؛ نساء ، آیات ۸۹ و ۹۰؛ مائده، آیات ۲ و ۸)، حقوق شریک(ص، آیه ۲۴)، حقوق طلبکار(بقره، آیه ۲۸۲)، حقوق فرزند(نساء، آیات ۹ و ۱۱ و ۱۲؛ طلاق، آیه ۶؛ تحریم، آیه ۶)، حقوق کارگران(توبه، آیه ۶۰)، حقوق کافران(ممحتنه، آیات ۸ و ۱۰)، حقوق کودک(بقره، آیه ۲۳۳؛ نساء، آیات ۷۵ و ۱۲۷)، حقوق مادر(طلاق، آیه ۶)، حقوق مجاهدان(انفال، آیه ۷۵)، حقوق مربی(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)، حقوق مستضعفان(نساء، آیات ۷۵ و ۱۲۷)، حقوق مظلوم(نساء، آیه ۱۴۸؛ حج، آیه ۶۰) و مانند آن ها سخن به میان آمده است. این حقوق شامل حقوق مادی و معنوی است.