حقوق انسانی در عدالت قسطی

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید از ضرورت قیام توده های مردم از همه ادیان و مذاهب بر اساس فلسفه وجودی اسلام برای برپایی عدالت قسطی سخن به میان آورده است. اما پرسش اساسی این است مردم چه حق و حقوقی دارند که با قیام به عدالت قسطی به آن می رسند؟ به سخن دیگر، برای چه چیزی و چگونه باید قیام کنند؟ نویسنده در این مطلب بر آن است تا به این پرسش ها بر اساس آموزه های وحیانی قرآن پاسخ دهد.

اسلام، بستری برای قیام جهانی قسط گرایان

بر اساس آیه ۲۵ سوره حدید، فلسفه وجودی اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) آشنایی بشر با حقوق طبیعی انسانی خود و ایجاد انگیزه برای قیام و اقامه عدالت قسطی و سهم خواهی است. خداوند می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به سهم خواهی و عدالت قسطی برخیزند و قیام کنند، و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبرانش را یارى مى‏کند. آرى، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.

از آیه به دست می آید که شناخت این حقوق طبیعی و قیام برای سهم خواهی و مطالبه گری، نوعی نصرت خداون و پیامبرانش است.

هم چنین از آن جایی که قیام برای برپایی و اقامه عدالت قسطی از سوی همه مردم یعنی ناس انجام می گیرد، به این معنا خواهد بود که اسلام بستری برای شناخت حقوق طبیعی و زمینه سازی قیام همه مردم برای عدالت قسطی است. پس باید جایگاه اسلام و فلسفه وجودی آن را، بستر سازی برای شناخت و قیام دانست.

هم چنین تاکید بر مردم و ناس به این معنا است که اسلام برنامه ای خاص برای مسلمانان نیست، بلکه دایره خطابات اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) همه بشریت بی توجه به مسلمان بودن است. پس زن و مرد، مسلمان و کافر، سیاه و سفید، خرد و کلان و مانند آن ها به عنوان مردم، مخاطب اسلام و همه کتاب های آسمانی هستند و اختصاصی به مسلمان ندارد. در حقیقت، همه مردم از این حقوق به عنوان ناس برخوردارند و تنها شرطی که موضوعیت دارد ناس و مردم بودن است نه عنوانی دیگر.

از نظر قرآن اگر کافر نیز این حقوق را بشناسد و برای آن قیام کند، در حقیقت خواسته و ناخواسته و نیز دانسته و نادانسته در خدمت نصرت الهی است؛ زیرا هر کسی از مردم که به این حقوق قیام کرده است، در راستای اهداف الهی و فلسفه وجودی دین اسلام قیام کرده است. از همین روست که خداوند بر علم غیب تاکید کرده است.

از قرآن هم چنین به دست می آید کافر به خدا و قیامت نیز حقوقی دارد که خداوند برای او در نظر گرفته و کسی حق ندارد آن را از وی سلب کند. این حقوق طبیعی برای کافر به خدا و قیامت و آخرت، ازاین جهت ثابت است که انسان است. خداوند این حقوق را برای او تضمین کرده و اگر کسی آن را از وی سلب کند حق قیام دارد.

البته از آیات دیگر به دست می آید که انسان اگر کاری کرد باید از آن کارش بهره مند شود؛ زیرا عدالت اقتضا می کند که هر کسی از کارش بهره مند شود و اگر کسی قیام به امری خیر کرد، باید از خیر آن نیز بهره مند شود حتی اگر در آخرت نصیب و بهره ای برایش نباشد.(بقره، آیات ۱۰۲ و ۲۰۰؛ شوری، آیه ۲۰)

بر اساس مبانی قرآنی همه پیامبران(ع) منادی یک حقیقت به نام اسلام بوده اند. از این رو، می فرماید: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ؛ دین نزد خداوند اسلام است.(آل عمران، آیه ۱۹) این دین در قالب شرایع ارایه شده تا به مقتضیات زمکانی یعنی زمان و مکان نیز توجه داشته باشد. از این روست که می فرماید: شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ؛ از احکامِ‏ دین، آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد، براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: «دین را برپا دارید و در آن تفرقه ‏اندازى مکنید.»(شوری، آیه ۱۳)

البته همه پیامبران الهی دارای شریعت نبودند، بلکه شرایع اصلی چنان که از همین آیه به دست می آید تنها پنج شریعت است؛ پس پیامبران دیگر به جای شریعت دارای مناهج و روش هایی هستند که بدان عمل می کردند. این روش ها به جزئیات توجه دارد، در حالی که شریعت به جزئیات نزدیک به کلی و اسلام به کلیات اهتمام دارد. به سخن دیگر، روش ها و مناهج، زیر مجموعه شریعت و شیوه ها و شرایع نیز زیر مجموعه دین اسلام است. خداوند در این باره می فرماید: لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَهً وَمِنْهَاجًا؛ برای هر گروهی از شما شریعت و روشی نهادیم.(مائده، آیه ۴۸)

پس اگر دین اسلام تنها دین الهی است که همه پیامبران در قالب شرایع به آن دعوت می کردند، باید تنها دینی باشد که موجب رضایت و خشنودی خداوند باشد. از این روست که می فرماید: وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ و هر که جز اسلام، دینى [دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود، و وى در آخرت از زیانکاران است.(آل عمران، آیه ۸۵)

البته از آن جایی که شریعت محمدی(ص) آخرین و کامل ترین شریعت و منهاج الهی است که با ولایت امیرمومنان و اهل بیت عصمت و طهارت و عترت طاهره به تمامیت کمالی خود رسیده است(مائده، آیه ۳) این شریعت محمدی (ص) است که به عنوان اسلام در زمانه ما مقبول و مرضی خداوند تبارک و تعالی است.

ضرورت قیام و سهم خواهی با رهبری پیامبران

به نظر می رسد که اگر حقوق طبیعی برای انسان ها ثابت است، دیگر نیازی نیست کسی قیام برای قسط و سهم خواهی داشته باشد؛ اما به نظر می رسد که این سخن کامل و درست نیست؛ زیرا به دلایل و عواملی چون زیاده خواهی انسان ها، هواهای نفسانی و وسوسه های ابلیسی، برخی اجازه نمی دهند حقوق طبیعی همگان استیفا شود؛ چرا که ظالمان و مستکبران با ظلم و استکبار خویش ، مظلومان و مستضعفان را از حقوق طبیعی خودشان محروم می سازند. پس لازم است تا توده های مردم حقوق خویش را بشناسند و برای گرفتن آن اقدام نمایند.

از آیه ۲۵ سوره حدید به دست می آید که حق گرفتنی است نه دادنی؛ از این روست که سخن از قیام و ضرورت آن برای سهم خواهی و عدالت قسطی در آیه رفته است؛ زیرا اگر حق همین طوری استیفا می شد بی آن که قیام و ضرورتی برای اقامه و قیام باشد، دیگر نیازی نبود که خداوند پیامبران را فرستاده باشد تا در مقام رهبری چنین قیامی نقش و مسئولیت الهی خود را به عهده گیرند.

خداوند در آیه ۷۵ سوره نساء روشن می کند که نه تنها پیامبران، باید مسئولیت رهبری چنین قیام های قسطی و سهم خواهانه ای را به عهده گیرند، بلکه باید پیامبران و پیروان مومن آنان باید به نفع مظلومان و مستضعفان وارد جنگ و مقاتله شوند. خداوند می فرماید: وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا؛ و چرا شما در راه خدا [و در راه نجاتِ‏] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‏ جنگید؟ همانان که مى‏گویند: «پروردگارا، ما را از این شهرى که مردمش ستم‏ پیشه ‏اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.»

چرایی سلب حقوق طبیعی مردم

شاید این مطلب واضح و روشن باشد؛ زیرا معلوم است که ظالم و مستکبر حقوق طبیعی مردم را از ایشان سلب می کند. خداوند در باره چرایی و چگونگی سلب حقوق مردم از سوی افراد به نکات زیر توجه می دهد:

  1. تجاوز به حق ارث انسانهاى دیگر، ناروا و نکوهیده است.(فجر، آیه ۱۹؛ نساء، آیه ۷۵)
  2. بر اساس آیه ۶۰ سوره بقره تجاوز به حقوق و مزایاى انسانهاى دیگر، از موارد فسادگرى و افساد است و از همین رو، امری نکوهیده و ناروا شمرده شده است.
  3. تضییع حقوق انسانها، پیامد نژادپرستى است. پس می بایست یکی از علل و چرایی را در این امر جست و جو کرد.(آل عمران، آیه ۷۵)
  4. شراکت از جمله عوامل تجاوز به حقوق یک دیگر است؛ زیرا ظرفیت تجاوزگری در این گونه کارها بیش تر از موارد دیگر است.(ص، آیه ۲۴)
  5. جواز پیگرد و مجازات متجاوزان به حقوق طبیعی در آیات قرآنی مورد تاکید است. خداوند در ۴۲ سوره شوری بیان می کند که تجاوزگران به حقوق انسانها، سزاوار پیگرد و مجازات هستند. پس پیگرد و مجازات این افراد از حقوق طبیعی دیگران است.

مدافعان حقوق طبیعی مردم

چنان که از آیه ۲۵ سوره حدید و آیات دیگر به دست می آید، پیامبران(ع) مهم ترین رهبران صالح و مصلح هستند که به عنوان مدافعان حقوق طبیعی مردم معرفی شده و در طول تاریخ به این مهم پرداخته و حتی جان خویش را در این راه از دست داده اند. غیر از پیامبران کسانی به امر دفاع از حقوق مردم اقدام می کنند که دارای چنین ویژگی هایی باشند:

  1. رستاخیز و حساب قیامتی : اعتقاد به حسابرسى دقیق خداوند، پشتوانه رعایت حقوق انسانها است. از این روست که پیامبران و کتب آسمانی به اصل رستاخیز به عنوان یک محرک قوی برای عدالت قسطی و انجام کارهای نیک و خیر و عدم تجاوزگری توجه داده اند.(نساء، آیه ۶)
  2. تقوای الهی: تقوا، زمینه رعایت حقوق انسانهاى دیگر است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.(بقره، آیات ۲۳۳ و ۲۴۱ و ۲۸۲)
  3. ترس از کیفر الهی: توجّه به کیفر الهى، زمینه‌ساز رعایت حقوق انسانها است.(نساء، آیه ۹)
  4. احسان: انسان هایی که دارای روحیه انسان و ایثار هستند به مراعات حقوق دیگران اهتمام می ورزند.(بقره، آیه ۲۳۶)
  5. تشویق الهی: تشویق و تحریک عواطف، از روشهاى قرآن براى ترغیب به رعایت حقوق انسانهاى دیگر است.(نساء، آیه ۹)
  6. عدالت خواهی: کسانی که روحیه عدالت خواهانه داشته باشند، نسبت به مراعات حقوق دیگران اهتمام دارند.(نساء، آیه ۵۸)

از نظر قرآن، قیام مداوم، علیه تضییع‌کنندگان حقوق انسانها، راهى براى دفاع از آن است.(آل عمران، آیه ۷۵) پس لازم و ضروری است که هماره مردم نگاه و رویکرد مثبت به قیام و نهضت علیه ظالمان و مستکبران داشته باشند. این رویکرد باید تقویت شود.

حقوق و سهمیه های طبیعی مردم

قرآن به عنوان کامل ترین و آخرین کتاب الهی، همه حقوق طبیعی انسان را بیان کرده است تا این گونه فلسفه بعثت پیامبران و انزال کتب آسمانی تحقق یابد. از همین روست که در آیات قرآنی به این نکته توجه داده می شود که قرآن خود بهترین میزان برای شناخت حقوق طبیعی انسانی است و احکام شرعی اصولا در راستای تحقق این حقوق وضع شده است.(بقره، آیات ۱۸۷ و ۲۲۹ و ۲۳۰)

از نظر قرآن همه بشریت در اموری مساوی و برابر هستند و هیچ کسی بر دیگری برتری ندارد. از آیه ۱۳ سوره حجرات به دست می آید که همه انسان ها در حقوق اولیه برابر و مساوی هستند و از آیه ۴۲ سوره شوری نیز به دست می آید که حقوق همگانی باید محترم شمرده شود.

در این جا به برخی از مهم ترین حقوق طبیعی انسان اشاره می شود تا با دانسته شدن آن ها، بر اساس میزان الهی قرآن و رهبری صالحان مصلح ، قیام های عدالت خواهانه و سهم خواهی و مطالبه گری جهانی شکل گیرد و توده های مردم علیه ظالمان و مستکبران قیام کنند و حقوق خویش را مطالبه کرده و سهم خواهی نمایند. برخی از این حقوق طبیعی عبارتند از:

  1. حقوق دینی: از مهم ترین حقوق انسانی، حقوق دینی است. از نظر اسلام هر چند که اعتقاد و باورهای ایمانی کافران نسبت به هستی و خدا باطل است، ولی نمی توان نسبت به آنان و افکار و باورهای ایمانی آنان اهانت آمیز برخورد کرد. بر اساس آیات قرآنی، همه مردم حقوقی دینی دارند که باید آن را تساوی حقوق و برابری آن دانست. از جمله این که خداوند در آیه ۲۵ سوره حج می فرماید ساکنان حرم مکه و مسجد الحرام همان حقوقی را دارا هستند که واردشدگان به این حرم و تفاوت و فرقی میان آن دو گروه نیست. از آیه ۱۲۵ سوره بقره و ۹۶ و ۹۷ سوره آل عمران و ۵۷ سوره قصص به دست می آید که امنیت برای همه حاضران در حریم حرم یک حق طبیعی دینی است؛
  2. حق امنیت غذایی: از حقوق طبیعی هر انسانی، حق امنیت غذایی است. به این معنا که همه انسان ها از مواهب طبیعی دنیا این حق را دارا هستند که از لحاظ غذایی تامین شوند و این گونه جان آنان از هر گونه خطر مرگ به سبب گرسنگی در امان ماند. از همین رو، خداوند در آیات قرآنی برای حفظ جان انسان ها حتی مجوز خوردن خبیثات را در حالت ضرورت و اضطرار داده است.(مائده، آیه ۳ و آیات دیگر) خداوند بر اساس همین حق طبیعی به همگان فرمان می دهد تا امنیت غذایی ناتوانان را تامین کنند. هم چنین بر اساس آیات قرآنی، گرسنگان و بینوایان، داراى حق تغذیه از اموال توانمندان هستند.(حاقه، آیه ۳۴؛ مدثر، آیه ۴۴؛ فجر، آیه ۴۴؛ بلد، آیات ۱۴ تا ۱۶)؛
  3. حقوق مالی: بر اساس آیات قرآنی ، ثروت زمین برای همگان است و تفاوتی میان بشری با بشری نیست. بر همین اساس است که آیات قرآنی بر تقسیم اموال و ثروت انفال در میان مردم تاکید دارد تا گردش سالم ثروت در جامعه بشری اتفاق بیافتد.(حشر، آیه ۷؛ انفال، آیات ۱ و ۴۸) از آیه ۱۹ سوره ذاریات و ۲۴ و ۲۵ سوره معارج نیز به دست می آید که در هر مالی که هر انسانی به دست می آید حقی برای دو گروه سائل و محروم است. پس از نظر قرآن دست کم برای سائل یعنی هر کسی که درخواست کمک مالی دارد و محروم و نداری که حتی درخواست مالی ندارد، حقی از مال است که باید پرداخت شود و آنان می توانند مطالبه کرده و سهم خواهی نمایند؛ هم چنین از آیات ۷ و ۸ سوره حشر به دست می آید که آواره‌شدگان به ناحق از وطن، به سبب اخراج و تبعید، مستحقّ استفاده از اموال فىء هستند و می توانند در این باره سهم خواهی و مطالبه گری داشته باشند؛
  4. حق حضانت: والدین از حق حضانت فرزندان خویش برخوردارند و کودک نیز این حق را داراست که والدین آنان را سرپرستی و نگه داری کنند. بنابراین، هر گاه این حق از سوی دیگران نادیده گرفته شود باید قیام کرد و سهم خواهی نمود و حق کودک یا والدین را استیفا کرد.(بقره، آیات ۲۳۲ و ۲۳۳؛ طلاق، آیه ۶)
  5. حق ازدواج: از مهم ترین حقوق طبیعی هر انسانی، حق ازدواج است. (نساء، آیات ۳ و ۲۵ ؛ نور، آیه ۳۲) هر انسانی برای پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی و جسمی و جنسی و عاطفی خود نیاز به همسر دارد. خداوند موجودات از جمله انسان را جفت و زوج آفریده است.(نساء، آیه ۱؛ روم، آیه ۲۱؛ فاطر، آیه ۱۱؛ شوری، آیه ۱۱) پس لازم است تا هر کسی جفت داشته باشد. بر اساس آیات قرآنی از جمله ۳۲ سوره نور می فرماید: وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ بى‏ همسران خود، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بى ‏نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست. از این آیه و آیات دیگر و نیز روایات عترت طاهره (ع) به دست می آید که نخست بر والدین و سپس بر خویشان و در نهایت بر دولت است تا به افراد بی همسر، همسر دهد و آنان را به ازدواج هم در آورد. پس مردم برای حق ازدواج می بایست قیام کرده و حق طبیعی خود را از همسری مطالبه کنند و سهم خواهی نمایند؛ در آیات قرآنی هم چنین تعدد زوجات برای مرد(نساء، آیات ۳ و ۱۲۹)، تصمیم مجدد برای ازدواج برای زن(بقره، آیات ۲۲۸ تا ۲۳۴) از جمله حقوق ازدواج دانسته شده است؛
  6. حق وطن: از نظر اسلام یکی از حقوق طبیعی حق سکونت در وطن است؛ وطن جایی است که در آن جا به دنیا آمده است. پس هر کسی در جایی که به دنیا می آید، حق سکونت را دارا است و کسی نمی تواند او را از آن جا بیرون و آواره نماید؛ پس اگر کسی را از وطن بیرون کردند می تواند قیام کند و با زور شمشیر حق خویش را مطالبه کند و سهم خواهی نماید. در ضمن در صورت ناتوانی می تواند از دیگران مدد و یاری بخواهد و بر دیگران است تا وی را یاری رسانند.(نساء، آیه ۷۵)
  7. حقوق آوارگان: اگر حق وطن یک حق طبیعی است، در صورت اخراج و آوارگی حقوق دیگری برای او آوارگان است که از جمله آنها حق مالی است. خداوند در آیه ۷ و ۸ سوره حشر می فرماید که آواره‌شدگان به ناحق از وطن، به سبب اخراج و تبعید، مستحقّ استفاده از اموال فىء هستند. هم چنین از حقوق آواره‌شدگان به ناحق، جواز اقدام نظامى به نفع خود است.(بقره، آیات ۱۱۹و ۲۴۶؛ توبه، آیه ۱۳؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰)
  8. حق حیات : هر موجود زنده ای از حق طبیعی حیات و رندگی برخوردار است. انسان نیز از این حق برخوردار است و کسی نمی تواند این حق را از وی سلب کند. (مائده، آیات ۳۲ و ۴۵؛ انعام، آیات ۱۴۰ و ۱۵۱؛ اسراء، آیات ۳۱ و ۳۲ و آیات دیگر) البته در شرایطی این حق سلب می شود که در اصطلاح به آن سلب حق حیات به حق یاد می شود. این عنوان خود بیانگر این معنا است که حق حیات یک حق طبیعی است که در صورت خاص و استنثایی سلب می شود.(بقره، آیه ۶۱؛ آل عمران، آیات ۱۱۲ و ۱۸۱؛ نساء، آیه ۱۵۵) از نظر قرآنی کسی که حیات و زندگی دیگری را سلب می کند و او را می کشد ، این گونه حق حیات را از خود سلب می کند و در اختیار خانواده مقتول یا اولیای دم قرار می دهد(مائده، آیه ۴۵) و هم چنین از آیات ۸ و ۹ سوره تکویر به دست می آید که مؤاخذه و حسابرسى در قیامت از پیامدهایی است که باید سلب‌کنندگان حق حیات از دیگران خود را برایش آماده سازند؛ یعنی افزون بر مجازات در دنیا باید آمادگی مجازات قیامتی نیز باشند؛ زیرا حق حیات مهم ترین حق هر انسانی است؛
  9. حق کسب و کار: بر اساس آیه ۳۲ سوره نساء، انسانها (زنان و مردان) داراى حق مساوى، در کسب و کار و مالکیّت هستند و کسی نمی تواند این حق را از ایشان سلب نماید؛
  10. حقوق اجتماعی و مدنی: هر انسانی در جامعه و اجتماع از حقوقی برخوردار است که از آن به حق اجتماعی و مدنی یاد می شود. خداوند در آیه ۸۳ سوره قصص بر این حق توجه داده و همگان را نسبت به این حق اجتماعی، به شکل مساوی و برابر دانسته است؛
  11. حق برابری قضایی و تساوی در عدالت: مراعات عدالت در قضاوت، از حقوق تمامى انسانها است و کسی نمی تواند آن را سلب نماید و با تبعیض با مردم برخورد نماید(نساء، آیه ۵۸)؛ از آیه ۱۸۸ سوره این معنا به دست می آید که در میان افراد جامعه و مسئولیت ها، نقش قوه قضائیه در ادا و استیفای حقوق مردم ، قوی تر و مهم تر است. پس باید این افراد به این مسئولیت خود بیش تر اهتمام ورزند؛
  12. حق آزادی : در آموزه های قرآنی آزادی در انواع گوناگون مورد تاکید قرار گرفته است. این آزادی شامل آزادی اندیشه و آزادی عقیده و مانند آن ها می شود. از نظر برخوردارى همه انسانها، از حق آزادى عقیده در آیات قرآنی به عنوان یک حق طبیعی مطرح شده است.(بقره، آیه ۲۵۶؛ آل عمران، آیه ۲۰؛ یونس، آیه ۹۹؛ هود، آیات ۲۸ و ۵۷ و آیات دیگر) هم چنین آزادى اندیشه، به عنوان حق طبیعى همه انسانها مطرح در آیات قرآنی مطرح می شود.(بقره، آیات ۲۱۹ و ۲۶۶؛ آل عمران، آیه ۱۹۱)
  13. حق استفاده از طبیعت: از دیگر حقوق طبیعی هر انسانی، حق استفاده از طبیعت و مواهب آن است که در آیات بسیاری مورد تاکید قرار گرفته است.(بقره، آیات ۲۲ و ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۳۲؛ ابراهیم، آیات ۳۲ و ۳۳؛ و آیات بسیار دیگر)
  14. حق پناهندگی: حق پناهندگى، راهى براى نجات از شکنجه و فشار از جمله حقوق طبیعی هر انسانی است.(نساء، آیه ۱۰۰؛ انفال، آیات ۲۶ و ۷۲ و ۷۴) هم چنین پذیرش پناهندگى و تأمین امنیّت، از حقوق افراد جویاى پیامهاى الهى است که در آیه ۶ سوره توبه مورد تاکید قرار گرفته است؛
  15. حق تجارت و بازرگانی: از جمله حقوق همگانی بشر، حق تجارت و کسب سود تجاری است(نساء، آیه ۳۲)؛ هم چنین خداوند در آیات قرآنی کسب هر گونه سودهای نامشروع را از اموری دانسته که با حق طبیعی تجارت مخالف دانسته است که باید با آن مبارزه و مخالفت ورزید؛ زیرا این گونه کسبها به عنوان ضد حقوق طبیعی است و موجبات تضییع حقوق دیگران می شود.(بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۵ و ۲۷۸؛ آل عمران، آیه ۱۳۰؛ نساء، آیات ۲۹ و ۱۶۱)
  16. حق تعیین سرنوشت: هر انسانی دارای حق تعیین سرنوشت و حق رای و آزاد در تصمیم گیری است و کسی نمی تواند این حق را از ایشان سلب نماید.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱؛ شوری، آیه ۳۸)
  17. حق دادرسی: انسانها، داراى حق دسترسى به قضا و دادرسى عادلانه هستند که در آیات قرآنی از جمله ۵۸ و ۱۰۵ سوره نساء و ۲۱ و ۲۲ سوره ص بر آن تاکید شده است؛
  18. دفاع: هر انسانى، داراى حق دفاع از خود، در برابر ظالم است.(حج، آیات ۳۹ و ۴۰)
  19. حق عبادت: از آیات ۹ و ۱۰ سوره علق به دست می آید که عبادت خدا، از حقوق انسان است و کسی نمی تواند این حق را از انسانی سلب نماید؛
  20. حق قصاص: جان هر کسی ارزش مند است و کسی حق سلب آن را ندارد و اگر کسی به ناحق جان کسی را گرفت اولیای دم از حق قصاص برخوردار هستند.(بقره، آیات ۱۷۸ و ۱۷۹؛ مائده، آیه ۴۵؛ اسراء، آیه ۳) این حق از آن جا ثابت می شود تا کسی متعرض جان دیگری نشود و بداند که قتل به ناحق موجب قتل به حق او خواهد بود و این گونه به عنوان یک اصل بازدارنده موجب می شود تا حیات و زندگی انسان ها تضمین شود(بقره، آیه ۱۷۹)؛
  21. حق مالکیت: هر انسانى، داراى حق ملکیّت مشروع است(بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۶۱ و ۲۷۴ و ۲۷۹ ؛ نساء، آیات ۵ و ۲۹ و آیات دیگر) و هم چنین برخوردارى هر شخصى، از حق قرارداد، در محدوده مالکیّت خویش(مائده ، آیه ۱) وحق تصرف و نقل و انتقال در ملک ، از جمله حقوق طبیعی هر انسانی است.(نازعات، آیه ۳۳؛ عبس، آیه ۳۲ و آیات دیگر)؛
  22. حق مسکن: داشتن وطن و مسکن مورد اطمینان، از حقوق جامعه بشرى است که در آیاتی از جمله ۸۴ و ۲۴۶ سوره بقره و ۴۰سوره حج مورد تاکید قرار گرفته است؛
  23. حق هدایت: هر کسی از این حق برخوردار است که به سوی کمال هدایت شده و راهنمایی گردد و کسی حق ندارد این حق را از وی سلب نماید(لیل، آیه ۱۲)؛

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از حقوق طبیعی هر انسانی است. در آیات قرآنی به حقوق دیگری از جمله حقوق والدین(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)، فرزندان(نساء، آیات ۱۱ و ۱۲؛ بقره، آیه ۲۳۳) همسران(بقره، آیه ۲۲۸؛ روم، آیه ۲۱؛ نور، آیه ۵۸)، همسایگان(نساء، آیه ۳۶)، بدهکاران، طلبکاران(بقره، آیه ۲۸۲)، مهاجران(انفال، آیه ۷۵)، مهمانان(هود، آیه ۷۸؛ حجر، آیه ۶۸)، نیازمندان(اسراء، آیه ۲۶؛ ذاریات، آیه ۱۹)، همراهان(نساء، آیه ۳۶)، مربیان(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)، متعلمان، معلمان و دیگران در آیات و روایات بیان شده است.

از نظر قرآن هیچ کسی حق ندارد این حقوق را از انسانی سلب نماید مگر آن که به سبب برخی از رفتارهای خطرآفرین و علل و عواملی برخی از این حقوق از وی بر اساس قوانین و چارچوب های قانونی از وی سلب می شود که از جمله آن ها قتل به ناحق، زنا و نشوز و مانند آن ها که در آیات قرآنی بیان شده است.

پس هر کسی باید حق و حقوق طبیعی خود را بشناسد و برای آن تلاش کند و اگر ظالم و مستکبری آن را سلب کرده برای اقامه و گرفتن آن قیام نماید و از زور خود و دیگران بهره گیرد و در صورتی که ناتوان باشد دیگران با به یاری بطلبد و بر دیگران نیز است که برای گرفتن حق مظلوم و مستضعف قیام کرده و به داد آنان برود و حق ایشان را بازگرفته و به ایشان عودت دهد.