حفاظت از ایمان در شرایط سخت جهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

استقامت در صیانت و حفاظت از ایمان در شرایط سخت، تنها راه چاره ای است که مومنان می توانند با آن توفیق به کامیابی را تجربه کنند. هنگامی که مومنان از همه جهات در تحریم و محاصره قرار می گیرند و حتی در میان امت اسلام کسانی در خدمت اهداف استکباری و شیطانی، همسو و همنوا با دشمنان با طبل نومیدی و شکست می نوازند، تنها استقامت در سایه «ربنا» می تواند امت اسلام را نجات بخشد و از فشار گفتمانی نومیدسازان رها و آزاد نماید.

امروز مومنان در سرتاسر جهان در شرایط بسیار سخت و فشارهای مضاعفی قرار دارند؛ زیرا شیطان تمامی قوت و قدرت خویش را به میدان آورده است تا شکست نهایی را بر امت اسلام در سرتاسر جهان تحمیل کند و کار امت را یکسره نماید. در چنین شرایطی بسیاری از مومنان از خود می پرسند، چگونه می توانیم ایمان خویش را حفظ کرده و حتی گام های برای کامیابی برداریم و شکست را به پیروزی تبدیل نماییم؟ قرآن بی گمان به این پرسش پاسخ داده است.

وعده های الهی به پیروزی عامل استقامت

از نظر قرآن، مومنان در شرایط سخت می بایست هماره متوجه عهدها و وعده های تخلف ناپذیر خدا باشند(روم، آیه ۶؛ آل عمران، آیه ۹؛ بقره، آیه ۸۰؛ و آیات دیگر) که حمایت از مومنان و پیروزی نهایی را برای آنان به عنوان یک سنت و قانون اجتماعی در تکوین تعریف و بیان کرده است؛ یعنی خدا وعده داده است که اگر مومنان استقامت ورزند و زیر بار گفتمان شیطانی دشمنان نروند، خدا با اشکال گوناگون از جمله امدادهای غیبی آنان را یاری می کند و نه تنها دشمن را در رسیدن به پیروزی نهایی ناکام می گذارد، بلکه پیروزی نهایی را برای مومنان رقم می زند.

خدا بارها در کتب آسمانی از جمله قرآن، به خلافت و حاکمیّت مؤمنان، در آینده وعده داده است(نور، آیه ۵۵) به طوری آنان یک حاکمیت و حکومت جهانی را تشکیل می دهند که در سایه آن امنیت کمال و تمام برای مومنان رقم خواهد خورد(همان)؛ زیرا بر اساس روایات فراوان از اهل‌بیت (علیهم السلام) آیه مزبور در مورد عصر ظهور حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشّریف است که در آن زمان حکومت جهانی مصلح کل برای اجرای اسلام عدالت محور بر پا می شود. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۶۱۹ – ۶۲۰، ح ۲۲۰ – ۲۲۱ و ۲۲۵ – ۲۲۶)

خدا هم چنین می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ إِنَّ فِی هَذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِینَ ؛ و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد ؛ به راستى در این امر براى مردم عبادت‏پیشه ابلاغى حقیقى است. (انبیاء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۶)

خدا در این آیات بیان می دارد که در کتب آسمانی پیشین به این وعده اشاره شده است و بندگان عابد خدا می بایست به این امر توجه داشته باشند که خدا این امر را به سرانجام می رساند و پیروزی نهایی را برای آنان رقم می زند و شکست را بر دشمنان تحمیل می کند.

البته مومنان در ایجاد تحقق وعده الهی نقش اساسی دارند، به این معنا که خدا وعده داده و تخلفی در آن نیست، ولی زمان تحقق آن به این است که مومنان شرایط را فراهم آورند که شامل استقامت، دعا و توسل به خدا و معصومان(ع)، مجاهدت و شهادت و انجام وظایف و تکالیف اسلامی است که در قالب شریعت بیان شده است. بنابراین، مومنان توجه داشته باشند که اگر تخلفی کردند مجازات می شوند(نساء، آیه ۱۲۳)، و اگر در برابر دشمن عقب نشینی کنند، نمی بایست امید داشته باشند که در آن مقطع زمانی پیروز می شوند و نمی بایست از شهادت باکی داشته باشند.(آل عمران، آیه ۱۴۳؛ مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۴۶؛ روح المعانى، ج ۳، جزء ۴، ص ۱۱۱)

انتظار پیروزی جهانی در سایه آمادگی همگانی

موتور محرکه امت اسلام، امیدی است که در قالب انتظار منجی و مصلح کل حضرت مهدی(عج) در دلها و قلوب مومنان روشن است. البته نهضت و قیام عاشورایی عامل مشروعیت بخشی است که آنان را به جانفشانی و شهادت در همه حال حتی علیه نظام های باطل داخلی تحریک می کند و «مجوز شرعی» برای قیام فراهم می آورد. به این معنا که قیام امام حسین(ع) به مومنان این مشروعیت عملی را برای قیام علیه هر گونه ظلم و بیداد و بی عدالتی در هر جامه و لباسی را می بخشد و آنان با چنین سرمشق عینی و عملی هرگز در قیام ها علیه بیداد و ظلم شک علمی یا تردید عملی ندارند.

این حرکت ها اگر به شکست بیانجامد، می تواند موجب شک و تردید در حقانیت شود، ولی چنین حالتی در مومنان واقعی پدید نمی آید؛ زیرا آنان بر این باورند که شکست ها هماره در چارچوب دو سنت اصلی الهی قابل تبیین و تحلیل است:

  1. سنت کیفر خطا و گناهی که مرتکب شده اند؛ چنان که شکست در غزوه احد به سبب همین امر بوده است.(آل عمران، آیه ۱۴۳؛ مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۴۶؛ روح المعانى، ج ۳، جزء ۴، ص ۱۱۱)؛
  2. سنت آزمایش و ابتلاء و فتنه الهی است که خدا برای هر مسلمانی وضع کرده است.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ انبیاء، آیه ۳۵) از نظر قرآن، مومنان به سختیها و شداید بسیاری به عنوان فتنه و ابتلاء گرفتار می شوند. البته فلسفه بسیاری برای آن است که بیان آن در این جا ضرورت ندارد. (بقره، آیه ۲۱۴؛ آل عمران، آیات ۱۶۶ و ۱۶۷؛ توبه، آیه ۱۰۲)

بنابراین، توصیه هایی که بر اساس این تبیین و تحلیل ارایه می شود، توبه و استغفار است؛ زیرا اگر گناه و خطایی است باید با توبه و استغفار آن را از خود دور کرد و تبعات و پیامدهای احتمالی دیگر را دفع و رفع کرد، که البته اصلاح گری نیز می بایست پشت بند آن توبه و استغفار باشد(بقره، آیه ۱۶۰؛ نساء، آیه ۱۴۶؛ نحل، آیه ۱۱۹)؛ و اگر ابتلاء و آزمون الهی است، با استغفار از پیامدهای طبیعی آن در امان مانده و خدا دستگیر شده و توفیق رهایی به سلامت از فتنه را فراهم آورد.(فتح، آیات ۱ و ۲)

هم چنین اگر این حرکت های مومنان به شکست انجامد، مومنان نمی بایست نومید شوند؛ زیرا وعده الهی بر فرجام نیک پیروزی جهانی هماره امید آفرین است. بنابراین، می بایست از هر شکستی درس و تجربه ای آموخت و قوی تر و محکم تر در میدان عمل و مبارزه با دشمن در آمد.

از نظر آموزه های واقعی، انتظار منجی و پیروزی نهایی به عنوان یک عبادت زمانی معنای واقعی خود را می یابد که مومنان با ایجاد شرایط مناسب، آمادگی خود را برای ظهور منجی و دست یابی به پیروزی نهایی داشته باشند. بنابراین، دستور قرآن بر آمادگی کامل به ویژه نظامی اختصاص به یک زمان و دوره یا مکان و عصری ندارد، بلکه فرمانی است که در همه اعصار و امصار جاری و ساری است و همگی می بایست در همه زمان ها و مکان ها با بهره گیری از همه امکانات برای قیام جهانی در عصر ظهور آماده کنند؛ زیرا منتظر واقعی کسی جز آمادگان نیستند؛ آنانی که در همه حال آماده ایستاده اند و هرگز از حالت آمادگی خارج نمی شوند. هر مومنی می بایست در آمادگاه در کمال آمادگی در «جایگاه» و موضع مشخصی قرار گیرد تا بتواند در زمان مناسب وظایف و تکالیف الهی خویش را انجام دهد.(آل عمران، آیه ۱۲۱) ایجاد رابطه میان مومنان و آمادگی در «رباط» و نگهبانی برای حمله یا دفاع از وظایف منتظران واقعی است.(آل عمران، آیه ۲۰۰) بنابراین، همان طوری که با نماز تزکیه نفس کرده و آمادگی روحی ایجاد می کنند، هم چنین با فراهم آوری اموال و نفرات و تجهیزات از چنان آمادگی برخوردار می شوند که دشمن از آنان بهراسد و فکر حمله را از سر خود دور دارد.(انفال، آیه ۶۰؛ نساء، آیه ۱۰۲) پس قرارگیری در مرصاد و کمینگاه برای دفع شبیخون یا عملیات ایذایی می بایست در دستور کار مومنان باشد و هرگز به دلیل شرایطی چون صلح گرفتار غفلت از دشمن نشوند.(توبه، آیه ۵)

اتحاد جهانی علیه تفرقه گران شیطانی

برای دفاع و صیانت از ایمان و امت اسلام می بایست، مومنان اتحاد جهانی با حق جویان را در دستور کار قرار دهند و حتی با حق جویان از شرایع اسلامی از مسیحی و یهودی سود جویند.(آل عمران، آیه ۶۴)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، محور اتحاد و وحدت می بایست بر پایه ولایت الله، ولایت در رهبری واحد الهی و ولایت همگانی مومنان، باشد تا امکان غلبه و چیرگی بر دشمنان فراهم آید.(مائده، آیه ۵۶) بنابراین، فقدان هر یک از عناصر ولایت به معنای فقدان دست یابی به پیروزی و غلبه بر دشمنان است.

البته از نظر قرآن، ولایت حقیقی تنها از آن خدای تعالی است و دیگران از رهبران الهی و مومنان، به عنوان مظاهر همان ولایت الهی از ولایت برخوردار هستند. این ولایت برای مظاهر موجب می شود تا کسانی واقعا در جایگاه ولایت و رهبری قرار گیرند که تنها در محور خدا و ولایت او حرکت کنند؛ پس هر گاه کسی از این ولایت الهی خارج شد، خود به خود از ولایت منعزل شده و هیچ گونه ولایتی ندارد تا فرمانی را صادر کرده و خواستار عمل به آن باشد.

اما وقتی ولایت الله ظهور یافت، هر گونه مخالفت و مخالف خوانی به معنای کفر و خروج از ولایت الله و دخول به ولایت شیطان است. به این معنا که انسان یا در ولایت الله قرار دارد یا در نقیض آن یعنی در ولایت غیر الله که از آن به ولایت شیطان یاد می شود. کسانی که در میان امت نوای تفرقه سر می دهند در حقیقت کسانی هستند که از ولایت الله خارج شده اند. چنین افرادی نه تنها به خود بلکه به امت آسیب وارد می سازند و شکست و فشل را برای مومنان وامت به ارمغان می آورند.(انفال، آیه ۴۶)

از نظر قرآن، تالیف قلوب و الفت میان دلها مهم ترین عامل در ایجاد وحدت و اتحاد حقیقی میان مومنان است که در سایه ولایت الله ایجاد می شود. این تالیف هرگز با پول و اموال کسب شدنی نیست و کسی نمی تواند با پول و اموال قلب های مومنان مستقیم بسازد که جانفشانی کنند و شهادت یا پیروزی را به عنوان یکی از دو نیکی به دست آورند؛ برای دست یابی به این مهم می بایست بر اساس ولایت الله دنبال تالیف قلوب مومنان بود تا تفرقه به وحدت و تشتت به اتحاد تبدیل شود. در این امر توجه به ابزارهایی چون اعتصام به حبل الله یعنی کتاب و عترت(ع) نقش اساسی دارد؛ زیرا کتاب راهنمای علمی راه و عترت راهنمای عملی آن است. با چنین امری می توان پیروزی بر دشمنان را قطعی ساخت و ایمان خویش را در شرایط سخت صیانت و حفاظت کرد.(آل عمران، آیه ۱۰۳؛ انفال، آیه ۶۳؛ مائده، آیه ۵۶ و آیات دیگر)

مومنان می بایست با اتحاد با یک دیگر، جلوی تفرقه افکنان داخلی و خارجی از جریان نفوذ یا جریان استکبار جهانی شیطانی را بگیرند تا بتوانند به صیانت از امت و ایمان خویش بپردازند؛ زیرا ایجاد صفوف از قلوب همدل وهمراه است که بنیان مرصوص را ایجاد می کند که نه قابل نفوذ و رخنه است و نه قابل ذلت و خواری؛ زیرا وقتی امت به عوامل وحدت آفرین و وحدت زا و وحدت افزا مهجز شد، عزت برای آنان رقم می خورد. از همین رو می بایست گفت که سدی از استقامت و ایمان بر پا می شود که : فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ؛ در نتیجه دشمنان نتوانستند از آن سد و مانع بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند. (کهف، آیه ۹۷)

البته دشمنان هماره تلاش می کنند تا با دمیدن بر تفاوت ها و اختلافات طبیعی چون تفاوت های فرهنگی، نژادی، زبانی، جنسی و مانند آن ها(حجرات، آیه ۱۳) این وحدت میان امت را از میان ببرند و با ایجاد فضای دروغین اختلاف سازی و برجسته سازی تفاوت ها، ابهت و شوکت مومنان را از میان ببرند.(انفال، آیات ۴۵ و ۴۶؛ آل عمران، آیات ۱۰۵ و ۱۵۲؛ و آیات دیگر) در این میان نفوذی ها و جریان های نفاق و گروه هایی ازاین قبیل نقش اساسی در ایجاد تفرقه با شایعه سازی و جاسوسی و جنگ روانی و مانند آن ها دارند که امت می بایست مراقب چنین افراد و گروه های اجتماعی داخلی باشد.(مائده، آیات ۴۱ و ۴۲؛ توبه، آیه ۴۷؛ احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)

استقامت در برابر استضعاف

از نظر قرآن، دشمنان استکباری تلاش می کنند تا با کارهای زشت شیطانی، مومنان را به استضعاف بکشانند و آنان را با شیوه هایی چون گروه گروه سازی و ایجاد تشتت در صفوف مومنان و ایجاد بسترهای شهوانی و جنسی یا تحریم و محاصره و مانند آن ها به تسلیم وادار سازند.(قصص، آیه ۴؛ انفال، آیات ۲۴ تا ۲۶؛ آیات دیگر)

در این شرایط بهره مندی از اتحاد با استفاده از همه ابزارها از جمله استغاثه به درگاه خدا و فریادرسی(انفال، آیه ۹؛ نساء، آیه ۷۵؛ انبیاء، آیه ۸۸) و یا در کنار هم زیستند با ایجاد شهرک های خاص مومنان(یونس، آیه ۸۷) و دستگیری مالی و معنوی از یک دیگر و مانند آن ها در برابر تلاش های مستکبران برای استضعاف مومنان می تواند بسیار مفید و کارساز باشد. این گونه اعمال به ویژه استمداد از خدا و انتصار به خدا و دین با انجام وظایف و تکالیف می تواند درهایی را به سوی مومنان بگشاید که جز به دست خدا گشوده نمی شود؛ این گونه است که معجزه رخ می دهد و به امدادهای غیبی الهی مستکبران شکست و عزت به مومنان باز می گردد.(شعراء، آیه ۲۲۷؛ بقره، آیه ۲۱۴؛ انفال، آیات ۷۲ و ۷۵)