حضرت یعقوب(ع) و مدیریت بحران خانوادگی

samamos پیامبران(ع) اسوه های بشریت هستند. آن چه در قرآن از ایشان گزارش شده، ارایه سرمشق هایی برای زندگی بهتر و برتر است تا انسان با پیروی از آنان به فلسفه و هدف آفرینش دست یابد و متاله و خدایی شود.

البته بر پایه آموزه های قرآنی، تنها پیامبر(ص) اسوه کامل و نیکویی است که می بایست همگان از ایشان پیروی کنند؛ اما باید توجه داشت که سبک زندگی پیامبر(ص) همان آموزه های قرآنی است؛ از این روست که گفته شده« خلقه القرآن، اخلاق پیامبر همان قرآن است». این بدان معنا خواهد بود که آن چه در قرآن از حسنات گزارش شده، پیامبر(ص) بدان پای بند بوده است. پس برای شناخت اسوه حسنه یعنی پیامبر(ص) لازم است تا هر آن چه در قرآن از حسنات گزارش شده شناسایی و بدان عمل شود. از جمله این حسنات، سبک زندگی پیامبران دیگر است که خداوند گزارش و رفتارهایشان را نقد کرده است.

شناخت زندگی حضرت یعقوب(ع) به ما کمک می کند تا سبک زندگی پیامبر(ص) را بشناسیم و از آن درس گرفته و در زندگی خود به کار گیریم.

نویسنده بر این اساس به سراغ زندگی پیامبران از جمله حضرت یعقوب(ع) رفته و گزارش قرآن را در این زمینه تحلیل وتبیین کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اسوه بودن حضرت یعقوب(ع)

از نظر آموزه های قرآنی، پیامبران(ع) انسان های معصوم و کاملی هستند. آنان به عنوان راهنما و سرمشق بشریت بر آن هستند تا انسان هبوط کرده به زمین را از طریق آموزه های وحیانی در کنار آموزه های فطری عقلانی، به حقیقت رهنمون باشند و دستگیر مردمان در راه رسیدن به مقام خلافت الهی شوند. از این روست که بر همه مسلمان واجب شده تا بی هیچ تفرقه ای به ایشان و کتب آسمانی وحی شده به آنان ایمان آورده و آنان را سرمشق زندگی خویش قرار دهند.(بقره، آیه ۲۸۵)

این بدان معناست که اسلام در آموزه های قرآنی به معنای پذیرش همه آموزه های وحیانی از سوی خداوند و اطاعت از همه پیامبران الهی است؛ از این روست که پیامبر(ص) خود را شیعه و پیرو حضرت ابراهیم(ع) می داند و مردمان را به دین حنیف آن حضرت(ع) دعوت می کند.(نحل، آیه ۱۲۳؛ انعام، آیه ۸۹ و آیات دیگر)

البته در قرآن از همه پیامبران الهی یاد نشده است و تنها حدود ۲۵ نفر ایشان معرفی و اطلاعات از عملکرد و سبک زندگی آنان ارایه شده است. این بدان علت است که این بخش از پیامبران و زندگی آنان می تواند راهنمای کاملی از همه زندگی فردی و اجتماعی بشر در شرایط گوناگون برای خدایی و ربانی شدن باشد.

در حقیقت آن چه در قرآن گزارش شده، راهنمای کاملی برای خدایی شدن و فعلیت یابی اسمای الهی و ظهور در مقام مظهر ربوبیت می باشد و مطالب به گونه ای انتخاب شده که همه احوال و مسایل مورد نیاز بیان شده است. از این روست که از قرآن به عنوان جوامع الکلم یعنی کلمات جامع نیز یاد می شود، به گونه ای که هر عبارت آن دارای اطلاعات جامع است که به شکل رمز و فرمول ساده و روشن ارایه شده است. در حقیقت این همان چیزی است که گاه به هفتاد بطن قران نیز از آن یاد شده است.

یکی از گزارش هایی قرآن، مطالبی است که درباره حضرت یعقوب و سبک زندگی وی ارایه شده است. خداوند در آیات بسیاری ضمن بر شمردن فضایل آن حضرت(ع) از یعقوب(ع) به عنوان پیامبری هدیات یافته و سرمشقی برای هدایت یاد می کند(انبیاء، آیات ۷۲ و ۷۳) و بر لزوم الگوگیری از روش ها و هدایت های الهی آن حضرت(ع) تاکید می کند؛(انعام، آیات ۸۴ و ۹۰) چرا که ایشان یکی از منادیان توحید و راهنمایی کنندگان بشر به سوی خدایی شدن و خلافت یابی است.(بقره، ایه ۱۳۳و آیات دیگر)

از آیات ۸۴ و ۹۰ سوره انعام این معنا به دست می آید که پیامبر(ص) مامور است تا از هدایت های الهی حضرت یعقوب(ع) همانند هدایت های دیگر پیامبران الهی پیروی کرده و مومنان را نیز به بهره گیری از سبک زندگی آن حضرت(ع) تشویق و ترغیب کند،‌ مگر آن که خداوند بخشی را به عنوان سبک نیکو مورد تایید قرار نداده باشد؛ چنان که در آیاتی سبک و شیوه حضرت ابراهیم(ع) را درباره استغفار از کافر(ممتحنه، آیه ۴) یا رفتار حضرت یونس را درباره قوم(صافات، آیات ۱۴۰ تا ۱۴۴؛ انبیاء، آیه ۸۷؛ قلم، آیات ۴۸ و ۴۹) را نیکو نمی شمارد و به نقد آن می پردازد و اجازه نمی دهد تا این گونه رفتارها به عنوان رفتارهای اهل ایمان مورد تقلید و الگوبرداری قرار گیرد.

حضرت یعقوب آینه فضایل

با نگاهی به صفاتی که خداوند برای حضرت یعقوب(ع) بیان می کند، می توان دریافت که چرا آن حضرت(ع) به عنوان یکی از الگوهای زندگی معرفی شده است.

حضرت یعقوب(ع) که فرزند اسحاق(ع) و نوه حضرت ابراهیم خلیل الله(ع) است، به سبب بندگی و اطاعت کامل از خداوند به اسرائیل یعنی بنده خدا و عبدالله لقب گرفته است و خداوند یک بار از ایشان به عنوان اسرائیل یعنی عبدالله یاد می کند.(آل عمران، آیه ۹۳)

از مهم ترین فضایل اخلاقی آن حضرت(ع) که در قرآن به از آن یاد شده می توان به احسان و نیکوکاری(انعام، آیه ۸۴)، اخلاص در پرستش(انبیاء، ایات ۷۲ و ۷۳)، اخلاص در ذکر و یاد آخرت(ص، ایات ۴۵ و ۴۶)، ادب نیکو(یوسف، ایه ۱۳)، درستکاری (انعام، آیات ۸۴ و ۸۵؛ انبیاء، آیه ۷۲)، امیدواری به خدا(یوسف، ایه ۸۳)، استعانت جویی از خدا(یوسف، ایه ۱۸)، فضلیت و برتری بر مردمان عصر خود(انعام، آیات ۸۴ و ۸۶)، مبارک بودن (هود، آیات ۶۹ تا ۷۳)، برگزیدگی و اصطفا از سوی خدا(انعام، آیات ۸۴ و ۸۷)، برخورداری از بصیرت(ص، آیه ۴۵)، تقوا و پارسایی(ص، آیات ۴۵ و ۴۹)، توکل(یوسف،‌آیات ۶۷ و ۸۴ و ۸۶)، توحید محض و پاک از هر گونه شرک(یوسف، ایه ۳۸ ؛ بقره، آیه ۱۳۳)، خشوع و فروتنی(انبیاء، آیات ۷۲ و ۹۰)، خوشنامی و نیک نامی(مریم، آیات ۴۹ و ۵۰)،‌اهل سجده (مریم، ایات ۴۹ و ۵۸)، صبر و شکیبایی نیک و زیبا(یوسف، ایات ۱۷ و ۱۸، ۸۳ تا ۸۵)، آخرت اندیشی(ص، ایات ۴۵ و ۴۶)، اهل عبادت خالصانه(انبیاء، ایات ۷۲ و ۷۳)، اهل عفو و گذشت(یوسف، آیات ۹۷ و ۹۸)، بهره مند از علم و دانش خدایی(یوسف، ایات ۸۶، ۹۴ و ۹۶)،‌ فروبرنده خشم و اندوه(یوسفف ایه ۸۴)، توانمند و قدرتمند(ص، ‌آیه ۴۵)، خیر و نیکوکار(ص، آیات ۴۵ و ۴۷) اهل گریه و انابه و توبه(مریم،آیات ۴۹ و ۵۸)، اهل آمرزش و استغفار برای دیگران(یوسف، ایات ۹۴ تا ۹۸) و خصلت ها و فضایل خوب دیگر است که در قرآن به آن ها اشاره و توجه داده شده است.

از این روست که خداوند آن حضرت(ع) را به عنوان الگو و اسوه به پیامبر(ص) و مومنان معرفی کرده و خواهان اقتدا و پیروی از ایشان شده است.(انبیاء، آیات ۷۲ و ۷۳؛ انعام، آیات ۸۴ و ۹۰)

تعالیم حضرت یعقوب(ع)

تعالیم آن حضرت (ع) همان تعالیم پیامبران دیگر بود(بقره، آیه ۱۳۶) هر چند که وی صاحب شریعتی نیز بوده (همان؛ آل عمران، ایه ۸۴)، ولی در عمل می توان ایشان را پیرو آیین ابراهیمی(بقره،ایات ۱۳۰ تا ۱۳۲؛ یوسف، ‌ایه ۳۸)دانست.

شریعت حضرت یعقوب(ع) با دیگر شرایع آسمانی پیوستگی و هماهنگی تمام و کمالی داشته است و یک خط سیر را طی می کرده است.(بقره، آیه ۱۳۶؛ آل عمران، ایه ۸۴) این آیین بر محور توحید و پیروی از شریعت ابراهیمی(یوسف، ایات ۲۹ و ۳۸) بوده است؛ از آن رو هر گونه ادعا درباره یهودی یا مسیحی بودن آن کذب محض می باشد؛ زیرا شریعت موسی(ع) و عیسی(ع) پس آن ظهور یافته است. (بقره، آیات ۱۳۳ و ۱۴۰)

در آموزه ها و تعالیم حضرت یعقوب(ع)بر توحید و پرهیز از هر گونه شرک به عنوان رکن اساسی تاکید شده است.(انعام، آیات ۸۴ و ۸۸؛ یوسف، ایه ۳۸)

تسلیم در برابر خدا و عبادت او روح و جوهر آیینی است که ایشان بدان دعوت می کرد.(بقره، آیه ۱۳۲ و ۱۳۳) هم چنین آن حضرت بر عنصر آخرت گرایی به عنوان هدف نهایی سیر بشر و ابزاری بودن دنیا تاکید داشته است.(یوسف، آیات ۳۷ و ۳۸)

بر پاداشتن نماز، پرداخت زکات و کارهای خیر دیگر(انبیاء، آیات ۷۲ و۷۳)، کیفر دزد(یوسففایات ۶۹ تا ۷۵)، عفو و گذشت و دیگر مکارم و فضایل اخلاقی از جمله آموزه های آن حضرت(ع) به فرزندان و پیروان خود بوده است که در آیات قرآنی به آن ها اشاره شده است.

پیشگویی و چشم زخم

آن حضرت(ع) همان گونه که دارای مقاماتی چون پیامبری(آل عمران، ایه ۸۲)، امامت و پیشوایی(انبیاء، آیات ۷۲ و ۷۳)، قضاوت و حکومت(انعام، آیات ۸۴ و ۸۵) بود، هم چنین دارای قدرت ها و اختصاصاتی نیز بوده است که از جمله آن ها پیشگویی است. آن حضرت(ع) در چند جا مسایلی را پیشگویی می کند که از جمله می توان به هشداری اشاره کرد که به یوسف (ع) می دهد و از او می خواهد تا داستان خواب خویش را برای برادران تعریف نکند، زیرا قصه گویی ایشان موجب حسادت انگیزی و دشمنی برادران و توطئه علیه او می شود.(یوسف، آیات ۴ و ۵)

هم چنین آن حضرت(ع) پیش بینی می کند که برادران می توانند با سفر به مصر ، افزون بر نجات بنیامین، یوسف (ع) را نیز بیابند.

چنان که آن حضرت(ع) پیش بینی می کند که خطری در سفر دوم منتظر برادران خواهد بود. آن حضرت(ع) برای رهایی از این خطر پیشنهاد می کند که از دروازه های مختلف و جداگانه وارد شهر مصر شوند تا گرفتار چشم زخم و خطرات آن نشوند. هر چند برادران این فرمان را انجام می دهند ولی این گونه نیست که بتوان با بهره گیری از اسباب از قضا و قدر الهی رهایی یافت.(یوسف، ایات ۶۷ و ۶۸)

آن حضرت (ع) می دانست که امور جهان بر مدار اسباب است و برای تاثیر اسباب هم چنین می بایست توکل داشت(یوسف، آیه ۶۷) ولی قضای الهی گاه کاری می کند که اسباب نتواند آن تاثیر خود را داشته باشد.(همان)

در حقیقت، از تعلیمات و آموزه های آن حضرت(ع) استفاده از عوامل و اسباب متعدد برای انجام کارهاست، ولی بدان معنا نیست که اسباب بر قضا و قدر الهی حاکم شوند، بلکه گاه حتی اسبابی چون ورود متفرق نیز نمی تواند جلوی خطر را بگیرد و قضای الهی را بازگرداند.

از دیگر توانایی ها و علم خدایی ایشان، استشمام بوی یوسف (ع) از دروازه های مصر و یک مسافت بسیار طولانی است(یوسف،‌ آیات ۹۳ و ۹۴) و شفایابی به وسیله پیراهن یوسف است.(یوسف،‌ آیات ۹۰ تا ۹۶)

مقاومت صبر در برابر اتهامات و مصیبت ها

از ویژگی های برجسته آن حضرت (ع) صبر جمیل و مقاومت در برابر مشکلات و مصیبت های سنگینی چون از دست دادن دو فرزند عزیز و گران مایه و تحمل اتهامات و تهمت هایی بود که از سوی فرزندان به ایشان نسبت داده می شود.

خداوند صبر و شکیبایی ایشان را در آیاتی ستوده و آن را با عنوان جمیل و زیبا ستایش کرده است. (یوسف، ایات ۱۷ و ۱۸، ۸۳ تا ۸۵) مشکلی که آن حضرت(ع) با آن مواجه بود، توطئه خانوادگی بود که فرزندان علیه یک دیگر سامان می دادند. بدتر از آن این که پدر را متهم به اموری نادرست کرده و با سوء استفاده از صبر و شرح صدر آن حضرت(ع) سخنانی گزاف بر زبان رانده و پیامبر خدا را به جهل و نادانی نسبت داده و علم و دانش او از غیب را به سخریه می گرفتند و حتی داستان گرگ و دریدن یوسف(ع) را ساختند، در حالی که ایمان به پیامبری آن حضرت داشتند.(بقره، آیه ۱۳۳)

شاید بزرگ ترین مصیبتی که آن حضرت(ع) بدان گرفتار شد، اتهامات ناروایی است که از سوی فرزندان زده می شد و ایشان را به تبعیض، گمراهی و کژاندیشی متهم می ساختند. خداوند گزارش می کند که فرزندان رفتار حضرت یعقوب(ع) نسبت به یوسف(ع) و بردارش بنیامین را محبتی آغشته به ضلالت و گمراهی می دانستند(یوسف، ایه ۸) و حتی آن حضرت (ع) را در پیری متهم می سازند که بر گمراهی قدیم خود باقی است و از زندگی و فقدان یوسف(ع) درس نگرفته است.(یوسف، ایات ۹۴ و ۹۵)

حضرت یعقوب(ع) ماموریت یافت تا با ارایه رفتاری نیک و مناسب به خانواده ها درس دهد چگونه با پیروی از صبر جمیل، حقایق را بر فرزندان آشکار ساخته و ایشان را از گمراه روشن بیرون آورده و بی آن که سرزنش مستقیمی را متوجه فرزندان گمراه سازد، ضمن مدیریت بحران، درس زندگی به آنان دهد تا گرفتار حسادت نشوند و گمان نبرند که والدین در ارایه محبت راه تبعیض می روند.

هم چنین از زندگی یعقوب(ع) این درس ارایه می شود که والدین از هر گونه رفتاری که توهم تبعیض دارد و حسادت دیگر فرزند را بر می انگیزد، خودداری کنند و اجازه ندهند تا با رفتاری، چنین توهماتی پدید آید.

آن حضرت (ع) هم چنین نشان می دهد که والدین می بایست رفتار همه فرزندان را زیر نظر بگیرند و متوجه عنصر حسادت در میان فرزندان باشند؛ بنابراین به صرف برداربودن نمی بایست به آنان اعتماد کرد، بلکه با توجه به میزان صداقت و درستکاری آنان می بایست عمل کرد. از این روست که به صراحت از بی اعتمادی خود نسبت به فرزندان سخن به میان می آورد و به آنان گوشزد می کند که تا چه اندازه به آنان در امانت داری و یا امور دیگر زندگی اعتماد دارد.(یوسف، آیات ۱۱ تا ۱۸؛ یوسف، آیات ۶۳ تا ۶۶)

آن حضرت(ع) از حسادت برادران نسبت به حضرت یوسف(ع) آگاه بود و از آن خوف و وحشت داشت(یوسف، ایات ۴ و ۵) از این رو، ضمن این که خود تلاش می کرد تا رفتاری را نداشته باشد که حسادت ایشان را افزایش دهد، از حضرت یوسف(ع) نیز می خواست تا رفتاری را در پیش نگیرد که موجب افزایش حسادت ایشان و تبدیل آن به کینه و انتقام جویی شود. از این جهت است که حضرت یوسف(ع) را از بیان خواب برحذر می دارد، زیرا حتی بیان خوابی می تواند حسادت برادران را برانگیزاند یا افزایش دهد.(همان)

آن حضرت(ع) با شناختی که از روحیات فرزندان داشت، می دانست هر عاملی خرد و کوچک می تواند حسادت باطنی ایشان را به فعلیت در آورد و با توجیهاتی دست به کاری زنند که همانند گناه قابیل نسبت به هابیل باشد. آن حضرت(ع) حتی بیان می کند که برادران می توانند به شیوه هایی موجبات هلاکت و کشتن شدن یوسف (ع) را فراهم آورند و اجازه دهند حضرت یوسف(ع) در موقعیتی خطرناک قرار گیرد و حادثه ای خطرآفرین رخ دهد و گرگی او را بدرد و یا زمینه مرگ او را به شکل به ظاهر طبیعی فراهم آورند.(یوسف، ایات ۱۱ تا ۱۳)

عدم اطمینان نسبت به فرزندان زمانی تقویت می شود که ایشان پس انجام جنایت نسبت به حضرت یوسف(ع)، خواهان همراهی برادر دیگر یعنی بنیامین می شوند. حرکت حضرت یعقوب(ع) نشان می دهد که انسان نمی بایست از یک سوراخ دوبار گزیده شود. از این رو، ضمن سرزنش فرزندان در عدم حفاظت از جان یوسف(ع) اعلام می کند تا پیمان محکمی نیاورند اجازه نمی دهد تا بنیامین با آنان به سفر مصر برود.(یوسف، ایات ۶۳ تا ۶۶) آن حضرت(ع) خواهان وثیقه استوار می شود تا بتواند بنیامین را به عنوان امانت در اختیار ایشان گذارد؛ (همان) زیرا نسبت به آنان سوء‌ظن و بی اعتماد است و شاهد و گواه بر این بی اعتمادی عدم حفاظت از جان حضرت یوسف(ع) می باشد.

البته ایشان به ما می آموزد که امین تنها موظف است تا چارچوب قدرت و توانایی خویش رفتار نماید و اگر با مشکلی ناخواسته و بیرون از توان مواجه شدند و نتوانستند امانت داری کنند، هیچ توبیخ و گناهی بر آنان نیست.(یوسف، ایه ۶۶)

آن حضرت(ع) نسبت بی ادبی فرزندان ضمن یادآوری دانش الهی و پیامبری خود به آنان می فرماید که آن چه شما بدان گرفتار شدید، همان بازی است که پیش از این با من انجام دادید. در حقیقت اگر کسی تسویلی انجام دهد و حقیقت را واژگونه نشان دهد، خود در شرایطی دیگر بدان شکل فریب خواهد خورد و این گونه نیست که واکنش طبیعی رفتار خود را در دنیا نبینند. از این روست که ماجرای گرفتاری بنیامین را نتیجه جلوه پردازی ها و تسویل نفس فرزندان می داند(یوسف، آیات ۸۲ و ۸۳) چنان که خود چنین بازی گری را در باره یوسف(ع) داشتند بازی فریب پدر را اجرا و پیراهن خون آلود را به ایشان عرضه کرده بودند.

به هر حال، زندگی حضرت یعقوب(ع) سرشار از آموزه هایی است که هر کسی می تواند با بهره گیری از آن ها بحران های شدید را در حوزه زندگی خانوادگی مدیریت نماید. بنابراین لازم است با مراجعه به آموزه های قرانی از آن ها درس گرفته و در زندگی خود به کار برد.