حضرت مریم(س) اسوه پاکدامنی

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان مردان می توان الگوها و اسوه های بسیاری را معرفی کرد که در این میان پیامبر(ص) و اهل بیت ایشان(ع) از اسوه های مطلق و کامل قلمداد می شوند و از اسوه های دیگر می توان به حضرت ابراهیم(ع) با یک استثنا و دیگر پیامبران(ع) در موارد که قرآن گزارش و تایید کرده است،‌ اشاره کرد؛‌ اما در میان زنان قرآن از چهار زن سخن به میان آورده است.

از میان ایشان دو تن از گذشتگان هستند که حضرت مریم(س) دختر عمران و حضرت آسیه همسر فرعون(س) هستند و دوتن از امت محمد(ص) یعنی حضرت خدیجه(س) و حضرت فاطمه(س) است. البته در قرآن از حضرت ساره(س) همسر حضرت ابراهیم(ع) یاد شده ولی به عنوان یک الگو معرفی نشده است.

نویسنده در این مطلب بر آن شد تا توصیف و تبیین قرآن را از زندگی حضرت مریم(س) را بیان کند تا علت اسوه شدن دانسته شود و معلوم گرد که در چه زمینه هایی ایشان الگوی زنان می باشد.

با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مریم دختر عمران، سازه الهی

مریم دختر عمران پسر مائان از مادری به نام حنه ولادت یافت و قبل از ولادت پدرش را از دست داد و کفالت او را زکریا به عهده گرفت و او بر اساس نذری که مادر کرده بود، خادم کنیسه بیت المقدس نمود. روزی برای آوردن آب به غاری رفت و در آن جا جبرئیل(ع) به صورت انسان و جوان زیبا بر وی تمثل یافت در او از روح الهی دمید و او به فرمان خدا به عیسی بن مریم(ع) باردار شد.(نگاه کنید: تاریخ طبری، ج ۱، ص ۳۴۵)

خداوند در آیات قرآنی هیچ گزارشی از تولد و میلاد پیامبری چون حضرت عیسی(ع) و مادرش نداده است؛ زیرا در این مادر و فرزند معجزات و دلایل روشنی بر حقانیت پیامبری و وحی و مانند آن است که خداوند از آن گزارش می دهد تا هم انسان ها شناختی از حکمت و قدرت خداوند پیدا کنند و هم روش زندگی آنان را سرمشق سبک زندگی خود قرار دهند.

بر خلاف باورهای برخی از مسیحیان حضرت مریم(س) و فرزندش، انسانی هم چون سایر انسان ها هستند؛ از این روست که مرگ و هلاکت به سراغ آنان می رود و هم چنین نیازمند گردش در جامعه و خرید و فروش، خورد و خوراک و خواب و مانند آن هستند.(مائده، آیات ۱۷ و ۷۵)

پدر حضرت مریم(س) عمران نام داشت.(آل عمران، آیات ۳۵ و ۳۶؛ تحریم، آیه ۱۲) وی مردی خوشنام از دیدگاه مردم بود.(مریم، آیه ۲۸) از این روست که هیچ اتهامی از بدی و سوء از او نقل نشده است و همگان او را به نیک نامی و خوشنامی می شناختند. حتی برخی بر این باورند که او در زمان خود امام جماعت ایشان در عبادت بود.(روح المعانی، ج ۳، جزء ۳، ص ۲۲۲؛ جامع البیان، ج ۳، جزء ۳، ص ۲۶۴)

برخی گفته اند که حضرت عمران(ع) پسری به نام هارون داشته است، از این روست که مردم از حضرت مریم(س) با عنوان خواهر هارون یاد می کنند.(مریم، آیه ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۵ و ۶،‌ص ۷۱۹؛‌ التبیان، ج ۷، ص ۱۲۲)

البته به نظر می رسد که این اصطلاح «اخت هارون»(مریم،‌ آیه ۲۸) یک اصطلاح برای بیان ارتباط قبیله ای باشد. در قبایل دوازده گانه از فرزند بنی اسرائیل(ع) افراد به نام قبیله یا عشیره ها خوانده می شدند. در حقیقت این اصطلاح برای بیان این است که ایشان از عشیره و طائفه هارون(ع) برادر حضرت موسی(ع) بوده است.(امالی سید مرتضی، ج ۴، ص ۱۰۶؛ معالم التنزیل، بغوی، ج ۳، س ۲۳۶) این کاربردها در جوامع عربی و غیر عربی نیز برای مخاطب قرار دادن افراد وجود داشته و دارد.

به هر حال، خانواده حضرت مریم(س) از طرف پدری به هارون (ع) متصل می شود.(همان) در حقیقت نسبت حضرت مریم(س) به حضرت هارون(ع) و از آن جا به بنی اسرائیل(ع) و حضرت اسحاق(ع) و حضرت ابراهیم(ع) می رسد.( مریم، آیات ۱۶ و ۵۸؛ روح المعانی، ج ۹؛ جزء ۱۶، ص ۱۵۶)

این خانواده در میان یهودیان عصر حضرت مریم(س) معروف پاکی و خوشنامی بودند و در میان ایشان شخصیت های بزرگی وجود داشته و از اعتبار و بزرگی و شرافت بهره مند بودند.(مریم،آیات ۲۷ و ۲۸)

مادر مریم(س) نیز زنی خوشنام از دیدگاه مردم بود.(مریم، آیه ۲۸) وی زنی معتقد به ربوبیت خدا و وعلاقه مند به سعادت نسل خود بود.(آل عمران، آیات ۳۵ و ۳۶) مادر مریم، زمانی که مریم(س) را باردار و آبستن بود، نذر می کند که او را خادم کنیسه مقدس قرار دهد.

خداوند این نذر را می پذیرد و خلقت او را متعادل و نیکو قرار داده و در محیط مناسبی او را پرورش می دهد تا به بهترین شکل پرورش یابد.(آل عمران، آیات ۳۵ تا ۳۷) در حقیقت، حضرت مریم(س) تحت عنایت الهی همانند حضرت موسی(ع) رشد پیدا می کند(طه، آیه ۴۱)؛ از این روست که حضرت مریم(س) به عنوان یک سازه خاص و صنعت ویژه الهی به عنوان معجزه ای برای مردمان مطرح می شود.(آل عمران، آیه ۳۶ و ۳۷؛ مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۷۳۹)

چنان که گفته شد، خانواده حضرت مریم(س) خانواده هارونی و مشهور به خوشنامی بودند. هم چنین حضرت مریم(س) هم چون حضرت عیسی فرزندش، در کودکی به سخن در آمد و سخن گفتن او در هنگام تولد از معجزات و آیات الهی بوده است.(مومنون، آیه ۵۰؛ تفسیر کبیر، فخررازی، ج ۸، ص ۲۷۹؛ روح المعانی، ج ۱۰، جزء ۱۸، ص ۵۶) از این روست که پس از تولد حضرت مریم(س) از آن جایی که عمران وفات کرده بود، میان سران کنیسه نزاع و درگیری برای سرپرستی و کفالت ایشان در می گیرد؛ چرا که از همان آغاز تولد ایشان معجزاتی دیده شد و هرکسی دوست می داشت تا عهده دار سرپرستی او شود و از این راه نام و نشانی برای خود کسب کند.(‌آل عمران، آیه ۴۴؛ روح المعانی ج ۳، جزء ۳، ص ۲۱۹)

همین درگیری موجب می شود تا به حکم قرعه گردن نهاده شود؛ زیرا القرعه لکل امر مشکل؛ برای راهکاری برای هر امر مشکل و غیر قابل حل است. بنابراین، میان سران کنسیه یهودی، قرعه انداخته می شود.

از آن جایی که خداوند پرورش او را به عهده گرفته است،‌حضرت زکریا(ع) از پیامبران آن دوره را مامور می کند تا این مسئولیت را به عهده گیرد. از این روست که کفالت و سرپرستی حضرت مریم(س) به حضرت زکریا(ع) به حکم قرعه و انتخاب الهی واگذار می شود؛(آل عمران، آیه ۳۷) چرا که عمران از دنیا رفته و کسی می بایست کفالت و سرپرستی او را به عهده می گرفت که از سوی خداوند پیامبری به نام زکریا(ع) برای این مسئولیت انتخاب می شود.(تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۳۸، حدیث ۱۳۹؛ المیزان ج ۳، ص ۲۱۵)

این حکایت خود گواه روشنی بر این معناست که خداوند عهده دار پرورش مستقیم مریم(س) شد تا سازه ای خاص برای مسئولیت و ماموریتی خاص و استثنایی داشته باشد.

خداوند در آیاتی دیگر به اشکال مختلف بر این نکته تاکید می کند که حضرت مریم(س) زنی برگزیده از سوی خداوند با پرورش خاص و استنثایی برای مسئولیتی استثنایی بوده است.(آل عمران، آیه ۴۲ و آیات دیگر)

کودکی و کرامات حضرت مریم(س)

همسر عمران یعنی مادر مریم(س) دوست می داشت که فرزندی را که باردار و آبستن است، فرزند پسر باشد تا مسئولیت پیامبری و خدمتکاری خدا و خانه او را به عهده گیرد؛ اما هنگامی که فرزند دختری به دنیا می آورد، به حکم قضا و قدر تن می دهد و بر پایه نذری که داشت،‌ دختر را به خدمتکاری خانه خدا می فرستد، در حالی که امید داشت تا با تولد پسر، نقش مهم تری فرزندش در هدایت خلق به عهده می گرفت.(آل عمران، آیات ۳۵ و ۳۷)

آن حضرت، نام دخترش را خود بر می گزیند.(همان) از این جا می توان دریافت که حضرت عمران پیش از تولد آن مریم(س) از دنیا رفته و مسئولیت نامگذاری را مادر به عهده گرفته است.

حضرت مریم(س) به کنیسه سپرده می شود و در آن جا زیر نظر حضرت زکریا(ع) از سران کنیسه و یکی از پیامبران بنی اسرائیل، پرورش می یابد. از آیات پیش گفته بر می آید که حضرت مریم(س) دوران کودکی خود را با رشد جسمانی و معنوی خارق عادتی می گذراند.

این بدان معنا بود که خداوند برای مسئولیتی خاص او را پرورش می دهد. مریم(س) در این دوره نیز با آن که کودک و یا نوجوانی بود، دارای کرامات چندی بود که حتی حضرت زکریا(ع) را به شگفتی می آورد. به این معنا که کرامت او محدود به سخن گفتن در گهواره هم چون حضرت عیسی(ع) نبود،‌ بلکه پس از آن بارها از او کراماتی دیده شد که بر مقام و منزلت او افزود.

از جمله کراماتی که خداوند برای حضرت مریم(س) نقل می کند، برخورداری روزانه او از رزق و روزی الهی بوده است. حضرت زکریا (ع) هر گاه به محل و محراب عبادت حضرت مریم(س) وارد می شد، با رزق و روزی های شگفت انگیزی مواجه می شد. مثلا در غیر فصل انگور، در نزد ایشان انگور تازه می یافت.(‌آل عمران، آیات ۳۶ و ۳۷؛ جامع البیان، ج ۳، جزء ۳ ، ص ۲۴۴)

خداوند در آیه ۱۲ سوره تحریم نیز از منزلت و شخصیت بس بلند و قابل تکریم و احترام حضرت مریم(س) سخن به میان می آورد. در حقیقت هدف از عنایت خاص خداوند و عطای کراماتی چون رزق و روزی هر روزه و قرار گرفتن بر سفره الهی در محراب عبادت زمینه ساز این معنا بود تا او را به کراماتی خوشنام سازد و جایگاه او را برای پذیرش مسئولیت مهم تثبیت نماید.

همین ویژگی ها و کرامات حضرت مریم(س) است که حضرت زکریا(ع) نیز خواهان فرزندی می شود تا هم او را از بی وارثی در آورد و هم عهده دار مقام پیامبری و وصایت گردد و وارث علوم پیامبری شده و هدایت خلق را به عهده گیرد.(آل عمران،‌آیات ۳۸ تا ۴۰؛ مریم، آیه ۶)

حضرت مریم(س) شبانه روز و همواره در محراب عبادت مشغول به پرستش بود. (آل عمران،‌ آیات ۳۶ و ۳۷؛ المیزان، ج ۳، ص ۱۷۴) ایشان از سالکان صراط مستقیم الهی بودند(مریم، آیات ۳۶ و ۵۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص ۷۴)

آن حضرت(س) بر اساس کتب وحیانی و الهی به عبادت می پرداخت و همواره سبک زندگی خویش را بر مدار و محور آموزه های وحیانی شریعت بنا می گذاشت. از این روست که خداوند او را به تصدیق کننده کتب آسمانی و عامل به کتاب تورات و تصدق گر آن معرفی می کند.(تحریم، ایه ۱۲؛ مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۴۷۹)

آن حضرت(س) به عنوان یک سازه و صنعت خاص الهی، از عنایت خاص خداوندی برخوردار بود. پس همان گونه که خداوند پرورش جسمی او را با غذاهای بهشتی و آسمانی به عهده داشت؛ هم چنین پرورش روحی و روانی او را خود به عهده گرفته بود. از این روست که خداوند او را به عنوان منعم علیه معرفی می کند که تحت هدایت های ویژه الهی قرار داشته و به مقامات بزرگ انسانی رسیده اند.(مریم؛ آیات ۱۶ و ۵۸)

این گونه است که فرشتگان بر او فرود می آیند تا به او دانش و علوم کتب آسمانی از جمله تورات را بیاموزند و او را بر اقامه و برپایی نماز دستور دهند. در حقیقت شیوه خاصی از نماز را به او آموختند که همراه با دعا(قنوت)، سجده و رکوع بود.

به نظر می رسد که در جامعه یهودی رکوع امری بوده که بدان عمل می شده است. از این روست که فرمان رکوع کردن با دیگران و نوعی نماز جماعت را به او فرمان می دهند؛ اما نوعی عبادت لفظی و سجده را نیز به ایشان آموختند که خاص آن حضرت(س) بوده است. بنابراین، آن حضرت(س) ماموریت داشت که افزون بر نمازهای جماعت که با دیگران برگزار می کند و این حضور در جماعت بر او فرض و واجب بود، می بایست نمازهای خاصی را انجام دهد که اختصاص با او بود. (آل عمران، ایات ۴۲ و ۴۳)

نوع نمازی که حضرت مریم(س) به جا می آورد از جهاتی با نماز مسلمانان یکسان است؛ زیرا سه رکن از هیات و ارکان نماز اسلامی یعنی قنوت، سجده و رکوع را دارا می باشد.(همان و نیز نگاه کنید: کشاف، زمخشری، ج ۱ ، ص ۳۶۲)

از این آیات پیش گفته چنین بر می آید که وی دارای شهود و ارتباط مستقیم با فرشتگان بوده و فرشتگان در محراب عبادت به نزد ایشان رفته و با او گفت و گو کرده و راهنمایی می کردند تا چگونه عبادت کند. از این روست که ایشان را سازه الهی دانسته اند.

فضایل مریم(س)

خداوند برای حضرت مریم(س) فضایل اخلاقی و مقامات چندی را بر می شمارد که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

از جمله فضایل ایشان می توان به اموری چون اخلاص(مریم، ایه ۲۶) ،‌ ادب به ویژه در بیان مسایل جنسی(آل عمران، ایه ۴۷؛ مریم، آیات ۱۶ و ۲۰)،‌ راستگویی و صدیقه بودن(مائده، آیه ۷۵ ؛ تحریم، ایه ۱۲)، طهارت از هرگونه پلیدی و آلودگی های روحی و باطنی و ظاهری(آل عمران، ایه ۴۲؛ محمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۷۴۵)، عفت و پاکدامنی(نساء، ایه ۱۵۶؛ انبیاء، ایه ۹۱؛ تحریم، ایه ۱۲)، گریه و انابه در برابر خداوند و پس از استماع ایات الهی(مریم، ایات ۱۶ و ۵۸)، اهل عبادت و بندگی و خضوع و خشوع دربرابر خدا(آل عمران، ایه ۴۳؛ مریم، آیات ۱۶ و ۵۸)، اهل رکوع و سجود در برابر خدا(همان) و دیگر صفات انسانی و اخلاقی پسندیده بوده است به گونه ای که همگان به ویژه حضرت زکریا (ع) به ایشان اعتماد داشته (آل عمران، آیات ۳۶ و ۳۸) و با دیدن مشاهده وی خواهان پسری از خداوند می شود که همانند مریم(س) اهل تقوا و عفت و صلاح و عفاف و ایمان و اخلاص و مانند آن باشد.(تفسیر کبیر، ج ۳، ص ۲۰۹)

خداوند ایشان را با عنوان بسیار مهم صدیقه (مائده، آیه ۷۵) می ستاید و او را برگزیده خود دانسته (ال عمران، ایه ۴۲) و فرشتگان (همان) و حتی جبرئیل را بر او نازل می کرده است.(مریم، آیات ۱۶ و ۱۹)

اخلاق و فضایل اوست که ایشان را اسوه مردمان ساخته است( تحریم، ایات ۱۱ و ۱۲) و خداوند ایشان را به عنوان برگزیده زنان به جامعه معرفی می نماید تا سبک زندگی او را الگوی زندگی خود قرار دهند.(همان و مریم، آیات ۱۶ و ۵۸ ؛ آل عمران، آیه ۳۶)

در مقام آن حضرت همین بس که نه تنها تحت سرپرستی پیامبری چون زکریا بوده و یا فرشتگان بر او آمد و شد داشته و به آموزش و پرورش و تربیت او می پرداختند و یا حتی جبرئیل بر ایشان نزول اجلال می فرمودند، بلکه خداوند مستقیم با حضرت مریم گفت و گو می کند و درباره کیفیت آبستن و فرزنددار شدن وی با او سخن می گوید.(آل عمران، ایه ۴۷) همین برای بزرگی کسی کفایت می کند که خداوند با او در باره مسایل زندگی شخصی او گفت و گو کند و او را دلداری دهد و راهنمایی نماید.

مریم(س) اسوه زنان در عفت و پاکدامنی

حضرت مریم(س) سازه الهی برای کاری عظیم تر بود. خداوند بر آن بود که تا معجزه ای دیگر همانند خلقت آدم نشان دهد. آن حضرت(س) می بایست بی زناشویی و بی آن که با مردی هم بستر شود، فرزند را به اعجاز به دنیا آورد.

از این روست که خداوند جبرئیل را در شکل جوانی معتدل تمثل کرده و نزد او می فرستد. در همین ملاقات است که پاکدامنی آن حضرت به نمایش گذاشته می شود. آن حضرت (س) به هنگام مواجه با مرد ناشناس در یک جای تنها می گوید از تو به خدا پناه می برم و تو نیز اگر اهل تقوا هستی این گونه باش و متعرض آبروی او نشود و از خدا بترسد و تقوا پیشه گیرد. (مریم، آیات ۱۷ و ۱۸)

این تاکید آن حضرت به لزوم تقواپیشگی از سوی مرد، نشان می دهد که تا چه اندازه نسبت خداوند و رعایت آموزه های دینی حساس بوده است. وی که از سوی خداوند از هر گونه پلیدی و زشتی پاک شده و اهل عصمت بود، (آل عمران، آیه ۳۶) خواهان عصمت تقوایی از سوی مرد می شود.(مریم، آیه ۱۸)

مریم(س) در این گفت و گو و جاهای دیگر به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه از شخصیتی پاک و روح و روانی با حیا برخوردار بوده است و همواره بر حیا و عفت و آبرومندی خود حساس بوده است.(مریم، آیات ۱۸ و ۲۳)

تاکید قرآن بر «بشرا سویا» درباره جبرئیل (ع) از آن روست تا نشان دهد که جوانی از هر لحاظ مقبول دختران و زنان، در خلوتگاه مریم(س) وارد می شود و آن حضرت(س) به جای رفتار و واکنش طبیعی، هیچ تمایل و گرایش به جوان نشان نمی دهد و در مقابل هر گونه احتمال تعرض و درخواست جنسی به خدا پناه می برد و مرد را نیز به ذکر الهی و تقوای او می خواند.

جبرئیل(ع) در این دیدار به حضرت بشارت و مژده می دهد که بی آن که مردی او را لمس کند، صاحب فرزندی می شود که پیامبرخداست. البته پیش از این فرشتگان به او مژده فرزندی را داده بودند که بی پدری از او زاده می شود و در گهواره و کهنسالی با مردمان سخن می گوید.(آل عمران، آیات ۴۵ تا ۴۷)

آن حضرت(س) نیز از این که بدون ازدواج فرزند دار می شود تعجب کرده و شگفت زده می شود ولی به حکم آن که بارها خود کرامات و معجزات بسیاری چون میوه های در غیر فصل و غذاهای آسمانی و بهشتی را دیده بود، هرگز منکر این اتفاق نمی بود؛ چرا که توجه به قدرت خداوند و مشیت او، موجب رفع هر گونه تعجب و شگفتی است.(آل عمران، ایه ۴۷؛ مریم، آیات ۲۰ و ۲۱) با این همه ترس و خوف داشت تا متهم به فحشا شود؛ زیرا مردمان نمی توانستند بپذیرند که کودکی بی پدر نیز می تواند متولد شود؛ ‌در حالی که حضرت آدم (ع) بی پدر و مادر متولد شده بودند، ولی تکرار آن را به این شکل برای آنان باور کردنی نبود.

آن حضرت(س) دوره بارداری و آبستنی خود را مخفی و نهان نگه می داشت.(مریم، آیات ۱۶ و ۲۲) در این دوره وی دچار حزن و اندوهی شدید شد و فشار روحی بر وی گران و سنگین آمد؛ چرا که اتهام زنا از سوی نادانان و بی آبرویی برای کسی که عفیف و با حیا و پاکدامن است بسیار سخت است. از این روست که از سوی خدا و فرشتگان دلداری داده می شود و حتی پس از تولد حضرت عیسی(ع) فرزند به مادر توصیه و سفارش می کند که غمگین و اندوهگین نباشد.(مریم، آیات ۱۶ تا ۲۶)

آبستنی وی زمانی اتفاق افتاد که وی از خانواده اش برای عبادت بیش تر کناره گیری کرده بود و در شرق بیت المقدس در غاری پناه برده تا در آن جا به عبادت بپردازد. اما در همان جا آن دیدار مهم با جبرئیل رخ می دهد و آبستن می گردد.(همان)

اکنون چه کسی می تواند آبروی او را حفظ کند و او را از اتهام سنگین فحشا و زنا پاک و منزه دارد؟ بی گمان این خداوند است که این صدیقه طاهره را حفظ می کند و به دفاع از او می پردازد.(نساء، آیه ۱۵۶؛ مائده ، آیه ۷۵) بنابراین، کسی که پاکدامنی پیشه کند اگر در موضع تهمت و اتهامی قرار گیرد خداوند مدافع او خواهد بود و به دفاع از او برخواهد خواست و اجازه نمی دهد تا بنده اش به گناهی ناکرده متهم شود و متحمل عذاب گردد.

در این جاست که کودک در شکم مادر و پس از آن به سخن می آید و مادر را دلداری می دهد و حتی خداوند جبرئیل را به سوی او می فرستد تا به وی دلداری دهد و از رنج و فشار روحی که گرفتار آن است رهایی یابد.(مریم، ایات ۲۳ تا ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۵ و ۶، ص ۷۹۰)

از این رو به ایشان امر می شود که روزه سکوت بگیرد و اجازه دهد تا خود به نیابت از مادر با مردمان سخن بگوید.(مریم، ایات ۲۶ تا ۲۹)

در این زمان برای آرامش مادر خداوند آب را در زیر پای پسرش جاری می کند تا از آن بنوشد و خود را شست و شو دهد و از خرمای تازه درخت خشکیده نخل بخورد تا قدرت و توان یابد؛ در حالی که از درد زایمان به تپه ای بیرون از شهر گریخته بود.(مومنون، آیه ۵۰؛ مریم ، آیات ۱۶ تا ۲۵)

در این جا مریم در کنار درخت خشکیده خرما و در محیطی باز و بدون پرستار کودک خویش را به دنیا می آورد.(همان) و با تغذیه و نوشیدن از خرمای تازه و آب جان تازه ای می گیرد و با کودکی در آغوش به میان مردمان می آید.

مریم همواره در رفاه الهی پرورش یافته است و حتی زمانی که به سوی در تپه ای بیرون شهر بی هیچ امکاناتی قرار می گیرد باز خداوند به او نعمت خاص عنایات می کند و آسایش و آرامش او تضمین می کند.(همان؛ مومنون، آیه ۵۰) چرا که برای ماموریتی بزرگ برگزیده شده بود.

اما آن چه که موجب می شود تا خداوند او را اسوه مومنان از زن و مرد و به ویژه زنان کند، عصمت و عفت و پاکدامنی اوست به گونه ای که خداوند او را ضرب المثل و نمونه برتر برای پیروی و الگوبرداری معرفی می کند.(تحریم، ایات ۱۱ و ۱۲)

البته صفاتی دیگری که در این آیات برای آن حضرت مطرح شده نیز در تحقق این ضرب المثل و الگو بودن نقش دارد که غیر از عفت و پاکدامنی، تصدیق ایشان به ولایت اهل بیت(ع) و کلمات تامات الهی، تصدیق ایشان به کتب آسمانی و عمل بر اساس آموزه های وحیانی و اهل دعا و نیایش و قنوت بودن ایشان است.

بر اساس همین آیات، آن چیزی که موجب شد تا ایشان به مقام بزرگ مادری پیامبری استثنایی چون روح الله برگزیده شود، همان عفت و پاکدامنی است که نقش محوری را ایفا می کرد. از این روست که در عبارت مساله پاکدامنی ایشان را بر نفخ روح حضرت عیسی(ع) در او، مقدم می شود تا این گونه نقش کلیدی پاکدامنی را در این مساله گوشزد کرده باشد.

آن چه در این مطلب بیان شد تنها گوشه ای از حقیقت بزرگ اسوه شدن زنی چون حضرت مریم(س) برای همه مومنان در طول تاریخ بشریت است که خداوند در این ایات بدان پرداخته است. بازخوانی و تحلیل و تبیین همه آن چه در باره این مقام بزرگ زن آسمانی در قرآن بیان شده است نیازمند دقت و وقت دیگری است که بیرون از حوصله این مقال است.