حسن عقلی در آینه آیات قرآن

samamosحسن عقلی ، به افعالی گفته می شود که عقل عملی به طور مستقل انجام دادنش را می پسندد و انسان به طور فطری به آن گرایش دارد؛ از مصادیق حسن عقلی می توان به عدالت اشاره کرد.( موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ج ۱ص ۶۶۷) برخی هر آن چیزی که سازگار با طبعیت فطری بشر یا صفت کمالی باشد ، چون آگاهی و دانش را در گستره معنایی حسن عقلی می دانند.( مصطلحات علم الکلام الاسلامی ج ۱ ص ۴۸۲)

مصادیق حسن عقلی

قرآن مواردی را به عنوان حسن عقلی بر شمرده و در آیات چندی با مخاطب قراردادن عقل و فطرت انسان یادآور می گردد که اگر انسان بر فطرت و عقل سالم باشد به آسانی این حقیقت را درک کرده و متمایل به آن عمل می کند. از مواردی که قرآن به عنوان مصادیق حسن عقلی یاد می کند آزادی به معنای حقوقی آن است . به این معنا که انسان به طور فطری و طبیعی دوست می دارد که برده و نوکر دیگری نباشد و از این نظر آزاد باشد . از این رو استقلال و آزادگی را می پسندد و بردگی و بندگی و وابستگی را ناخوش می دارد. در قرآن برای بیان ارزش ذاتی بعضی از چیزها به این مثال توجه می دهد که انسان به طور فطری دوست ندارد که برده دیگری باشد و نتواند خود مستقل تصمیم بگیرد و به تصمیمات خود عمل کند . آن گاه ادامه می دهد که آیا میان برده و آزاد تفاوتی و تمایزی نیست؟

بی گمان فطرت آدمی از بردگی بیزار است و نفرت دارد. بنابراین قرآن با توجه دادن به این گرایش فطری و ذاتی انسان از او می خواهد که از بردگی و بندگی دیگران خود را رها ساخته و با پذیرش ولایت الهی و بندگی او به آزادگی و استقلال واقعی دست یابید.( نحل آیه ۷۵)

در آیه ۶۰ سوره الرحمان با مخاطب قرار دادن عقل بشری از او می خواهد که در برابر احسان و نیکی خداوند رفتار و منش درستی در پیش گیرد و می فرماید: هل جزاء الاحسان الا الاحسان ؛ پاداش نیکی جز نیکی نیست ؛ بنابراین با توجه دادن به حسن عقلی احسان به انسان می فرماید که انسان می بایست با توجه و عنایت به این اصل عقلی پاسخ درستی به احسان خداوند دهند و به جای تمرد و طغیان بندگی خداوند را پیشه خود کنند.

در موردی دیگر به حسن عقلی ادای امانت اشاره می کند و می فرماید که از آن جایی که ادای امانت و رد آن به صاحب آن امری پسندیده در نگاه عقل و خرد انسانی است ، بر همگان است که ادای امانت کرده و امانتی که خداوند به ایشان سپرده است بر پایه این قانون و قاعده عقلی بر گردانند.( نساء ایه ۵۸)

برتری معبود حقیقی و بدیهی بودن آن در نزد عقل انسانی نسبت به دیگر معبودان ( نمل آیه ۵۹) و برتری نور بر ظلمت و روشنایی بر تاریکی ( انعام آیه ۱۲۲ و رعد آیه ۱۶) ارزش ذاتی حیات و زندگی در برابر مرگ و فنا( انعام آیه ۱۲۲) بدیهی بودن برتری خالق و آفریدگار بر غیر خالق ( نحل آیه ۱۷ و ۶۴) نیکویی و برتری قدرت و دارایی بر ناتوانی و بینوایی ( نحل آیه ۷۵) ارزش ذاتی قضاوت و داوری عادلانه بر قضاوت ظالمانه ( نساء آیه ۵۸) تقدم و ارزش ذاتی علم در مقابل جهل ( انعام آیه ۵۰) بینایی بر کوری و در حقیقت دارایی هایی کمالی در برابر نقص و فقدان آن ( همان و هود آیه ۲۴) پیروی از هدایت یافته گان و به مقصد رسیدگان ( یونس آیه ۳۵) رهایی از چند سروری و داشتن یک صاحب اختیار به جای چند نفر که هر کدام دستور و فرمان جداگانه می دهند( یوسف آیه ۳۹ و زمر آیه ۲۹) و برتری حرکت در راه راست و هنجار و مستقیم ( نحل آیه ۷۶ و ملک آیه ۲۲) و دعوت و فراخونی به عدل و عدالت ( نحل آیه ۷۶) از موارد دیگری است که قرآن با توجه به حکم حسن عقلی بودن آن مردم را به قضاوت و داوری می خواند و از ایشان می خواهد که دست کم به حکم عقل عملی کرده و آن چه عقل عملی حسن می داند و می پسندد عمل کرده و آن را ناپسند می شمرد دوری و پرهیز کنند.