حسابرسی الهی در کم تر از چشم برهم زدن

عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم

امر الهی بر خلاف خلق الهی فرآیندی نیست و از نظر زمانی می توان گفت که اصلا زمان در آن راه نمی یابد؛ زیرا امر الهی، فرازمانی است. پس درون زمان قرار نمی گیرد تا بر اساس سنجه های زمانی به سنجش در آید. از جمله امر الهی می توان به «امر الساعه» اشاره کرد که امر نسبت به زمان از جمله زمان قیامت که زمانبردار نیست و سخن گفتن از زمان در آن بی معنا و  مفهوم است.

از نظر آموزه های قرآنی، حسابرسی در قیامت نیز چیزی مشابه امر الهی است، اگر نگوییم که خود از مصادیق آن است. از این روست که حسابرسی در قیامت، چنان است که فرا زمان یا در کم ترین و کوتاه ترین ظرف زمان اتفاق می افتد که از آن در فرهنگ قرآنی به عنوان «کلمح البصر او هو اقرب؛ همانند چشم بر هم نهادن یا نزدیک تر از آن» تعبیر شده است.

حساب، پندار درست یا نادرست از وجوه احتمالی

واژه حساب از ریشه حسب به معنای پندار و گمانه، بیانگر وجود احتمالات متعدد و متنوع است که شخص نزدیک ترین وجه احتمالی را بر می گزیند و بر اساس آن آن قاعده، امور دیگر را ساماندهی می کند. پس ساختار اساسی حساب را می بایست در احتمالات جست و جو کرد. این خود بدان معنا خواهد بود که چیزهایی که مورد حساب و حسبان قرار می گیرند، دارای وجوه احتمالی هستند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زمانی حساب درست و نزدیک به حقیقت و واقعیت خواهد بود که بر اساس معیار و ملاکی صحیح ، وجوه احتمالی مد نظر قرار گرفته و بر پایه سنجه ای درست، حسابرسی و سنجش انجام شده باشد. در غیر این صورت، حساب می تواند پندار و گمانه ای باطل باشد؛ چنان بسیاری از حساب ها بر اساس گمانه و پندار نادرست است.

به نگاهی به آیات قرآنی که در آن واژه حساب و مشتقات آن با حرف نفی «لا» به کار رفته، دانسته می شود که از نظر قرآن کدام یک از حساب ها و پندارهای آدمی بی اساس است و شخص احتمالی را انتخاب کرده که بیرون از دایره حقیقت و واقعیت است؛ چرا که از سنجه و معیاری درست برای انتخاب احتمال حقیقی و درست بهره نگرفته است. به عنوان نمونه خدا می فرماید: لا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون؛ هرگز خدا را از آن چه ستمگران می کنند، غافل مپندار!(ابراهیم، آیه ۴۲)

ریشه این گمان و پندار نادرست به وجود غفلت باز می گردد که در انسان وجود دارد؛ شخص وقتی خدا را با انسان می سنجد به این نتیجه می رسد که همان طوری که انسان گرفتار غفلت است، احتمال این وجود دارد که خدا نیز گرفتار غفلت باشد و عمل ستمگران را متلفت نباشد هر چند که در حضور خدا انجام می شود. این در حالی است که خدا هم چون انسان نیست تا احتمالی چون غفلت در سنجش وارد شود و پنداری چنین شکل گیرد؛ زیرا نه تنها امور در برابر خدا حاضر و علم الهی همان بصیرت و شهود نسبت به امور است، هیچ چیزی بیرون از دایره التفات خدا نیست.

در آیات دیگر از قرآن، احتمالاتی دیگر چون نسیان، جهل، ناشنوایی، نابینایی، ظلم، و مانند آنها که در انسان محتمل است، از خدا سلب شده است تا کسی دنبال این احتمالات نرود و حساب نادرستی انجام ندهد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها وقتی در تحلیل احتمالات از سنجه های مناسب و درستی بهره گیرند می توانند بر اساس آن موازین از نظر میزان و موزون، به حساب درست دست یابند و از میان احتمالات،‌ احتمال وجیه و درست را بیابند. به عنوان نمونه حساب زمان و عدد سالیان را می توان بر اساس حرکت ماه و خورشید به دست آورد؛ چنان که خدا در این باره می فرماید: هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب؛ اوست که خورشید را به عنوان منبع تابان و ماه را نور قرار داد و برای ماه منازلی را مقدر کرده تا این گونه شما به عدد سالیان و حساب دست یابید.(یونس، آیه ۵)

هم چنین می فرماید: و جعلنا اللیل و النهار آیتین فمحونا آیه اللیل و جعلنا آیه النهار مبصره لتبتغوا فضلا من ربکم و لتعلموا عدد السنین و الحساب و کل شی فصلناه تفصیلا؛ و ما شب و روز را دو آیه از آیات الهی قرار دادیم. پس آیه شب را محو کرده و آیه روز را بصیرت بخش قرار دادیم  تا در روز فضلی از پروردگارتان را بجویید و تا این که عدد سالیان و حساب را بدانید و هر چیزی را به شکل تفصیلی تفصیل دادیم و به اجمال فرو نگذاشتیم.(اسراء، آیه ۱۲)

بنابراین، اگر بر اساس معیارهای صحیح مانند گردش ماه و خورشید و نشانه ها و آیات شب و روز، حساب انجام گیرد، حسابی درست و صحیح از میان احتمالات و قابل پذیرش است؛ چرا که در این صورت مطابق حق و واقع و نزدیک به آن خواهد بود.

حقیقت حسابرسی در دنیا و قیامت

براساس آموزه های وحیانی قرآن، حسابرسی خدا اختصاص به آخرت ندارد؛ زیرا خدا «سریع الحساب» (بقره، آیه ۲۰۲؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۱۱۹؛ مائده، آیه ۴؛ رعد، آیه ۴۱) است و انسان همان طوری که در حال عمل است، مورد حسابرسی قرار می گیرد. پس حساب هیچ کسی هرگز با عمل او جدا نخواهد بود. از همین روست که خدا می فرماید: اولئک لهم نصیب مما کسبوا والله سریع الحساب؛ اینان که حسنات دنیا و آخرت را می خواهند، برای آنان نصیبی از آن چه کسب کرده اند، در همین دنیا است؛ چرا که خدا سریع الحساب است.(بقره، آیه ۲۰۲)

از این آیه و آیات دیگر به دست می آید که عمل خوب و بد در همین دنیا نیز مورد حسابرسی قرار گرفته و برخی از عقاب و ثواب در همین دنیا به شخص باز می گردد.

پس سرعت و شتاب در حسابرسی الهی وجود دارد و این گونه نیست که همه حسابرسی الهی در آخرت باشد. به سخن دیگر،‌ در همان حال عمل،‌ حسابرسی نیز انجام می شود، فقط عقاب و ثواب الهی به گونه ای است که بخشی در دنیا داده می شود  و بخشی دیگر برای آخرت باقی می ماند.

از نظر قرآن، روز قیامت، روز قیام حساب است، خدا می فرماید: یوم یقوم الحساب؛ روزی که حساب قیام می کند.(ابراهیم، آیه ۴۱) در آن روز به سبب حسابرسی، دیدگان بصیرت شاخص می شود(ابراهیم، آیه ۴۲) هر کسی شتابان وارد شده، در حالی که سرهایشان را بالا گرفته و دیدگان فرو هشته است و خیره به صحنه قیامت می نگرند و پلکی نمی زنند و دلها از ترس عذاب الهی فروریخته و تهی شده است. (ابراهیم، آیه ۴۳)

از نظر قرآن،‌ هر کسی عین عمل خویش را حاضر می یابد و حسابرسی موافق با عمل است(نباء، آیه ۲۶)، بنابراین، معنا ندارد که به کسی بدی و سوء از سوی خدا برسد، بلکه حسنه و سیئه تابع عمل شخص است. پس اگر کسی با «سوء الحساب» مواجه شد، با عین عمل سوء خویش مواجه می شود.(رعد، آیه ۱۸) انسان عاقل و خردمند کسی است که امر الهی را با جان خویش پیوند می دهد و سرکشی و عصیان نمی کند؛ زیرا می داند که سوء عمل،‌ سوء‌ حساب را به دنبال خواهد داشت.(رعد، آیه ۲۱)

اما کافر چون اهل بصیرت و بینایی نیست، و دلش بر اساس عقل و فقاهت سامان نیافته است، به جای آب دنبال سراب می رود و وقتی نیز به مقصد می رسد، به جای مقصود خویش، با خدایی مواجه می شود که سریع الحساب است و خدا نیز به تمام کمال عین عملش را به او نشان می دهد که پر از هیچ و چیزی جز سراب نیست که پوچ و تهی است.(نور، آیه ۳۹)

از نظر قرآن همین کافران هستند که به تمسخر نسبت به حسابرسی روز قیامت می گویند: ربنا عجل لنا قطنا قبل یوم الحساب؛ پروردگار ما! پیش از روز حساب هر چه زودتر سهم ما را از عذاب به ما بده!(ص، آیه ۱۶)

روز قیامت که روز حسابرسی است(ص، آیات ۱۶ و ۲۶ و ۵۳) هر کسی به وعده الهی می رسد؛ زیرا خدا هرگز در وعده خویش تخلف نمی ورزد و خلاف آن عمل نمی کند(آل عمران،‌آیه ۱۹۴)، بلکه وقتی وعده ای از ثواب و عقاب داد همان را به تمام وفا می کند؛ زیرا خدا حقیقت وفا است که هر چیزی را به تمام کمال می دهد. این وفای الهی است که هر کسی به تمام وعده خویش می رسد که برخاسته از عمل خودش است(بقره، آیه ۲۸۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۱)؛ زیرا میزان و موزون و وزن در قیامت حق است و هیچ کسی در آن روز ظلم و ستمی نمی بیند.(اعراف، آیات ۸ و ۹؛ غافر، آیه ۱۷)

حسابرسی در ساختار امر الهی

به نظر می رسد که حسابرسی الهی هر چند که گاه با واژه سریع به معنای شتاب مقید شده است، اما این سرعت یا برای تقریب اذهان است؛ یعنی اصلا زمانی در حسابرسی الهی مطرح نیست؛ زیرا این حسابرسی از مصادیق امر الهی است که در آن زمان به معنا و مفهوم مقدار حرکت چیزی از الف به باء باشد؛ یا اگر زمانی باشد، این زمان آن اندازه کوتاه است که اصلا به شماره نمی آید؛ چنان که می گویند که در کسری از زمان و ثانیه و ثالثه انجام شده یا در کوتاه تر از چشم نهادن و بستن پلک یا کم تر از آن این کار انجام شده است. از جمله انتقال تخت ملکه سباء که در کوتاه ترین و نزدیک ترین و  کم ترین زمان ممکن، اتفاق افتاده است. خدا می فرماید که انتقال تخت به کم تر از «ارتداد طرف» انجام شده که به معنای بازگشت پلک باشد که همان پلک یا چشم بر هم زدنی است.(نمل، آیه ۴۰)

از نظر قرآن،‌ امر الهی چون فرآیندی هم چون خلق الهی نیست، هیچ بهره ای از زمان نمی برد و اصلا زمان در آن مطرح نیست. از این روست که خدا در قرآن بارها درباره امر الهی می فرماید: اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون؛ هر گاه امری را انجام دهد پس به آن می گوید: باش پس می شود.(بقره، آیه ۱۱۷؛ آل عمران، آیه ۴۷؛ مریم، آیه ۳۵؛ غافر، آیه ۶۸) یا می فرماید:  انما قولنا لشی اذا اردناه ان نقول له کن فیکون؛ قول ما به چیزی جز این نیست که هر گاه آن را اراده کنیم این که به آن می گوییم: باش پس می شود.(نحل، آیه ۴۰) یا می فرماید:  انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون؛ امرش جز این نیست که هر گاه اراده کند چیزی را آن که به آن می گوید: باش پس می شود.(یس، آیه ۸۲)

باید توجه داشت که این تاخیر که با «فاء» در «فیکون» مطرح شده، تاخیر زمانی نیست، بلکه تاخیر رتبی است؛ زیرا امر الهی بیرون از زمان و خط زمانی قرار می گیرد. این بدان معناست که تحقق امر الهی با همان با امر اتفاق می افتد و  این گونه نیست که نخست امری باشد و سپس وجودی؛ بلکه با همان امر الهی، وجود تحقق می یابد و مامور از هر چیزی هست می شود و ظهور پیدا می کند.

از نظر قرآن،‌ روز قیامت نیز از مصادیق «کن فیکون» است.(انعام،‌ آیه ۷۳) بنابراین، تاخیر و تقدیم زمانی در آن راه نمی یابد، بلکه بیرون از دایره زمان خواهد بود. اگر چنین است، حسابرسی در قیامت نیز این گونه خواهد بود. البته این اختصاص به آخرت ندارد،‌ بلکه اصولا حساب الهی در دنیا و آخرت این گونه است؛ یعنی حساب الهی از مصادیق امر الهی است. بر این اساس، حساب با عمل همراه خواهد بود و از مصادیق کن فیکون است. این بدان معنا خواهد بود که دنیا نیز حساب با عمل همراه است و اگر چنین است آن چه از تاخیر در دنیا به نظر می آید، تاخیر از نصیب بردن از ثواب و عقاب آن است. بنابراین کسی که مال حرام یا مال یتیم می خورد، در همان حین خوردن،‌ آتش می خورد(بقره، آیه ۱۷۴؛ نساء، آیه ۱۰)، نه این که اول مال حرام را می خورد، بعد این آتش می شود و آن را می خورد. در حقیقت کن فیکون در این حساب دنیوی انجام می شود و اگر تاخیری به نظر می رسد، یا تاخیر رتبی است، یا تاخیر در ادراک انسانی است که گرفتار خلق الهی است؛ زیرا در مقام خلقی است که فرآیند در آن از جمله فرآیندی زمانی ظهور قوی تری دارد.

البته در روز قیامت که روز ظهور تمام هر عملی است، این حالت به شکل کامل و تمام بروز و ظهور می کند و شخص در می یابد که مثلا آن چه را از حرام خوردن به شکل چیز گداخته ای در آمده که شکم و پوست ایشان را می سوزاند و می گدازد.(حج، آیه ۲۰)

به هر حال،‌ از نظر قرآن، امر الهی از مصادیق اموری است که بیرون از زمان و مقدار خطی آن قرار می گیرد. پس اگر از فاء تاخیر یا کلمح بالبصر در باره امر الهی سخن به میان آمده است، بیانگر تاخیر رتبی است. خدا می فرماید: ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر؛ فرمان ما جز فرمان واحدی نیست که مانند بستن بصر است.(قمر، آیه ۵۰)

قیامت نیز به سبب آن که از امور امری است، از چنین حالتی برخوردار است و خدا می فرماید: لله غیب السموات و الارض و ما امر الساعه الا کلمح البصر او هو اقرب ان الله علی کل شی قدیر؛ برای خدا است غیب آسمان ها و زمین و امر ساعت قیامت جز مانند بستن بصر یا آن نزدیک تر از آن نیست؛ زیرا به راستی که خدا بر هر چیزی قدیر و بسیار توانا است.(نحل، آیه ۷۷)

پس قدرت الهی به گونه ای است که همه امر ساعت قیامت در کم تر و کوتاه تر و نزدیک تر از پلک بر هم نهادن و چشم زدنی تحقق یابد. حسابرسی الهی نیز از همین شتاب و سرعت برخوردار است که اگر بخواهیم برای آن زمانی در نظر بگیریم می بایست بگوییم که «کلمح البصر او هو اقرب»؛ زیرا حساب نیز بیرون از زمان و دایره آن قرار دارد. تاکید بر «کاف» همانند که برای تشبیه است،‌ برای این است که بیان کند حقیقت امر الهی اصلا از جنسی نیست که بتوان برای آن زمانی در نظر گرفت. از این رو می فرماید اگر بخواهیم تشبیه و همانند سازی داشته باشیم می توان آن را به چنین زمانی بیان کرد. شکی نیست که تشبیه همان طوری که از وجهی مطلب را به اذهان نزدیک می کند، ولی از وجوهی موجب دور حقیقت می شود؛ چنان که گفته می شود: یقربه من وجه و یبعده من وجوه؛ از یک جهت نزدیک و از جهات گوناگون دور می کند؛ اما چاره ای جز این نیست که حقایق عالی و بیرون از فهم و فقه اذهان را خدا به شکل تشبیه و مثال بیان کند تا امکان فهم تقریبی فراهم آید.

این بدان معنا خواهد بود که همگان به یک معنا همزمان نه در زمانی خطی همه اعمال کوچک و بزرگ خویش و آثار آنها را در کتاب الهی می بینند و آن را حاضر(کهف، آیه ۴۹) یا مُحضَر و حاضر شده(آل عمران، آیه ۳۰) در می یابند که در برابرشان قرار گرفته و حساب و عقاب و ثواب همزمان به نمایش در می آید. این اندازه حساب قیامت سریع است که اصلا به مقدار و اندازه در نمی آید.