حزم و دوراندیشی از دیدگاه امیرمومنان علی(ع)

samamosحزم و دوراندیشی از مصادیق بصیرت است؛ با این تفاوت که حزم، بیشتر ناظر به عمل همراه با احتیاط است و بصیرت هرچند که ناظر به عمل است ولی بیشتر به ابعاد نظری آن توجه دارد.
حزم یعنی این که انسان به فرجام کارها در لایه‌ها و سطوح مختلف آن بنگرد و با نوعی تدبیر، فراتر از آنچه به عنوان خروجی و برآیند و برونداد مستقیم عمل است بنگرد و لوازم دور و نزدیک آن را بسنجد و آنگاه عزم نماید.
به سخن دیگر، حزم و دوراندیشی، تحلیل عمل و بازتاب‌ها و لوازم قریب و بعید آن است. حازم همانند شطرنج باز ماهری است که هر حرکت مهره‌های شطرنج را به درستی می‌سنجد و احتمالات مختلف حرکت را درنظر می‌آورد و تاثیر و بازتاب آن را در حرکت بعدی خود و طرف مقابل می‌سنجد و آنگاه دست به اقدام و عمل می‌زند.

نویسنده در مطلب پیش‌رو با مراجعه به کلام امیرمومنان(ع) در برخی منابع روایی بویژه غرر‌الحکم به تحلیل و تبیین حالت نفسانی حزم در زندگی بشر پرداخته است.
مولفه‌ها و عناصر حزم و دور اندیشی
حزم یکی از حالات نفس انسانی است. وقتی سخن از حزم در شخص می‌شود به حالتی گفته می‌شود که بیانگر تدبر و تفکر در موضوعی است. در فارسی حزم را می‌توان به دور اندیشی تعبیر کرد. پس انسان حازم کسی است که در موضوع، اندیشه می‌کند ولی این اندیشه‌ تنها محدود به خود موضوع نیست، بلکه لوازم قریب و بعید آن را نیز درنظر دارد. به این معنا که همه جوانب موضوع و پیامدها واقعی و احتمالی آن را می‌سنجد.
از این‌رو حازم را دور اندیش گفته‌اند که به دور دست‌ها از احتمالات و پیامدها و بازتاب یک عمل می‌نگرد. امیر مومنان علی(ع) حزم را توجه داشتن به فرجام و عاقبت کارها تعریف می‌کند و می‌فرماید: الحزم النظر فی العواقب و مشاوره ذوی العقول. دوراندیشی توجه داشتن به فرجام کارها و مشورت کردن با خردمندان است. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث ۱۹۱۵)
تاکید بر مشورت از آن روست که عقل انسانی هرچند درحد کمال باشد، خردورز به حکم عقل از عقول دیگران نیز بهره‌مند شود و درصد خطا و اشتباه را کاهش دهد؛ چرا که هرکسی تجربیاتی دارد که دیگری ندارد و بهره‌مندی از عقول و دانش و تجربیات دیگری می‌تواند موجب کاهش احتمال خطاها و اشتباهات شود و پیامدهای منفی عمل را به شدت کاهش داده و حتی انگیزه در انجام کاری را در شخص تقویت کند.
از مهمترین عناصری که در تحقق حزم باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله اندیشیدن و خردورزی است؛ چرا که عنصر اساسی در تحقق مفهومی حزم و حالت آن در انسان، اندیشه و اندیشیدن است. به سخن دیگر، حازم کسی است که پیش از هر عملی می‌اندیشد و هیچ عملی را بی‌اندیشه و اندیشیدن انجام نمی‌دهد. از این رو حضرت امیرمومنان(ع) در بیان تعریف حزم می‌فرماید: الحزم باجاله الرای؛ دور اندیشی در به کار انداختن اندیشه است. (نهج‌البلاغه، حکمت۴۸)
رای و نظری که حازم به کار می‌اندازد، به گونه‌ای است که او را زیرک نشان می‌دهد. در حقیقت با زیرکی، همه جوانب عمل را می‌سنجد و نکات و لطایف آن را مد نظر قرار می‌دهد. همین زیرکی است که مفهوم حزم را شکل دیگری می‌بخشد و اهمیت آن را دوچندان می‌کند. حضرت امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: الحزم کیاسه؛ حزم و دور اندیشی همان کیاست و زیرکی است. (المجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۳۹، حدیث ۸)
ویژگی زیرکی و کیاست شخص، اجازه نمی‌دهد به سادگی تن به عملی بدهد مگر آنکه همه احتمالات را تصور کرده و بازتاب‌ها و برآیند عمل را بسنجد. پس نوعی بدگمانی مثبت در شخص دوراندیش پدید می‌آید و به سادگی تن به عمل نمی‌دهد و تنها به حسن ظن بسنده نمی‌کند. امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: الحزم مشکاه الظن؛ حزم چراغ ظن و گمان است. (۵۳) به این معنا که با چراغ ظن و گمان به مسائل می‌نگرد و تنها به حسن ظن واگذار نمی‌کند، بلکه با سنجش همه احتمالات و بااحتیاط کامل وارد عمل می‌شود. نتیجه چنین بدگمانی همان احتیاط خواهد بود که اجازه نمی‌دهد بی‌سنجش جوانب و احتمالات وارد عمل شود.
کسی که دور اندیش است کمتر اهل ریسک و خطرکردن است و بی‌گدار به آب نمی‌زند و به هر کس و هر چیزی اعتماد نمی‌کند بلکه اعتماد او براساس برهان و دلیل قاطع و یقینی است. از این رو امام علی(ع) بی‌اعتمادی در حازم را به عنوان یک عنصر مطرح می‌کند و اعتماد (بیجا) را خلاف حزم و دوراندیشی دانسته و می‌فرمایند: الطمانینه قبل الخبره خلاف الحزم؛ اعتماد کردن پیش از آزمودن، خلاف دوراندیشی است. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث ۱۵۱۴)
پس بهره‌مندی از عقل و اندیشه‌ورزی، از مهمترین عناصر تحقق مفهومی حزم است. در این میان بهره‌مندی از عقول دیگران و مشورت با آنان و نیز تجربیات پیشین خود و دیگران نیز در تحقق مفهوم اندیشه ورزی کمک می‌کند. در روایات بسیار هنگامی که به عناصر حزم اشاره می‌شود، به مشورت، بهره‌گیری از تجربیات خود و دیگران نیز توجه داده می‌شود. به عنوان نمونه امام علی(ع) درباره نقش تجربه و مشورت در تحقق حزم فرموده‌اند: خیر من شاورت ذوو النهی و العلم، و اولوا التجارب والحزم؛‌ بهترین کسان برای مشورت، خردمندان و عالمان و دارندگان تجربه و دوراندیشان‌اند. (غرر الحکم و درر الکلم، حدیث ۴۹۹۰)
احتیاط و دوراندیشی دینی
آنچه بیان شد در حوزه عمل انسان در هر حوزه‌ای از حوزه‌های زندگی است. به این معنا که هر انسانی چه مسلمان وکافر در هر کاری که می‌خواهد وارد شود اگر این گونه عمل کند، اهل حزم و دوراندیش است. دور اندیشی در کارهای اقتصادی بسیار مهم است؛ چرا که سود و زیان آن می‌تواند وضعیت شخص و خانواده را دگرگون سازد.
اما افزون بر مولفه‌ها و عناصر پیش گفته برای تحقق حزم در حوزه عمل دینی نکات دیگری می‌بایست مدنظر قرار گیرد.
حضرت علی(ع) می‌فرماید: انما الحزم طاعه الله و معصیه النفس؛ دوراندیشی فرمانبرداری از خدا و مخالفت کردن با نفس است. (تحف العقول: ۲۱۴)
از نظر آن حضرت(ع) حزم واقعی را باید در انسان مومن جست‌وجو کرد که تنها به پیامدهای دنیوی عمل نمی‌نگرد بلکه فراتر از آن به پیامدهای آخرتی عمل نیز توجه دارد و حتی آن را مقدم دانسته و می‌کوشد تا هر کاری را با توجه به منافع و آثار اخروی آن انجام دهد.
حضرت در پاسخ تعریف حزم، به مسئله صبر و فرصت نشستن توجه می‌دهد و می‌فرماید: ان تنتظر فرصتک، و تعاجل ما امکنک؛ وقتی از ایشان درباره حزم پرسیده شد، فرمودند: این که منتظر فرصت باشی و هر آنچه را در امکان توست مقدم داشته و انجام دهی. (المجلسی، بحار الانوار: ج ۶۸، ص ۳۳۹)
پس حازم فرصت‌ها را خود به وجود نمی‌آورد و خود امکان‌سازی نمی‌کند، بلکه او فقط خوب انتظار می‌کشد و امکان‌های خود را خوب می‌شناسد تا درهنگام مناسب به آن برسد. (معانی الاخبار، ص۳۰۹)
رعایت احتیاط در دوراندیشی
نکته‌ای که باید به آن توجه داشت اینکه در آموزه‌های اسلامی، جنبه احتیاط در حزم بسیار مورد تأکید و توجه قرار گرفته است و اینکه شخص را ملزم می‌کنند که مشورت کند و از تجربیات پیشین خود و دیگران بهره گیرد، در راستای سوءالظن به عمل خود داشتن و احتیاط ورزیدن است. در لسان‌العرب آمده که حزم یعنی که انسان کارش را محکم بگیرد و به چیزی مورد اعتماد تکیه کند و بی‌گدار عملی را انجام ندهد. ابن منظور می‌نویسد: الحزم: ضبط الانسان أمره و الأخذ فیه بالتقه (لسان‌العرب، ج۱۲،ص۱۳۱). پس می‌توان به یک معنا حزم را همان احتیاط کردن نیز دانست. احتیاط بیشتر در زمان حال معنی دارد تا در آینده؛ یعنی فرد احتیاط‌کننده صبر و آرامش و توقف و درنگ می‌کند نه اینکه نقشه بکشد و آینده‌ای بسازد، بلکه اهل صبر و استقامت است تا زمان مناسب عمل برسد و آن‌گاه وارد عمل شود. برهمین اساس در روایت میان حزم و احتیاط ارتباط تنگاتنگی برقرار شده است و اصل و حقیقت حزم را همان احتیاط تعریف می‌کنند و می‌فرمایند: أصل الحزم الوقوف عند الشبهه؛ اصل حزم توقف کردن در شبهات است. (تحف‌العقول ص۲۱۴)
در آیات قرآنی هنگامی که در مسأله‌ای، ظن و گمان وجود دارد و اعتماد و اطمینانی مثلا به خبر و گزارشی نیست، از تفحص و تحقیق قبل از عمل سخن به میان آمده است و از مؤمنان خواسته شده که پیش از هر عملی تحقیق و تفحص کنند و بی‌گدار به آب نزنند. (حجرات، آیه۶) تثبت نیز به معنای تحقیق و تفحص جهت ثبوت چیزی و سپس ثبات قدم و عمل داشتن است و این از اموری است که در آیات و روایات در هنگام عمل بر آن تأکید شده است. این تفحص و تثبت‌جویی همان معنای دیگر احتیاط در هنگام عمل است. (بقره، آیه۲۵۶؛ نساء، آیه۶۶) در روایات نیز تثبت به معنای ثبات قدم برخاسته از تحقیق و تفحص و علم و قطع همان حزم دانسته شده و معصوم(ع) می‌فرماید: التثبت حزم؛ ثابت ماندن حزم است (تحف‌العقول ص۲۰۲).
هرچند که درفرهنگ‌های فارسی از جمله در فرهنگ ابجدی (ص۳۱۳) در معنای حازم آن را مردی دانسته که در کارهای خود هوشیار و دوراندیش باشد؛ ولی در واقع حازم، کسی است که باتوجه به سوءظنی که نسبت به احتمالات در مقام عمل دارد با دوراندیشی، احتیاط می‌کند تا آینده خود را هم ایمن دارد؛ پس همواره حازم، ناظر به آینده است و درحال، احتیاط را ترک نمی‌کند. فرد حازم با غنیمت شمردن فرصت‌ها و در ربودن امکان‌ها خود را می‌سازد. پس به یک معنا اهل احتیاط است. لذا گفته شده: من الحزم التأهب و الاستعداد؛ از جمله موارد حزم و دوراندیشی مهیا بودن و آمادگی داشتن است. به این معنا که انسان، فرصت‌ها را به انتظار می‌نشیند تا به درستی در زمان عمل وارد شود. آمادگی داشتن نیازمند صبر و انتظار است؛ چرا که می‌داند اکنون زمان عمل نیست و احتیاط آن است که تا شرایط فراهم نیامده وارد عمل نشود ولی بی‌خیال هم نیست، بلکه همه چیز را برای عمل آماده و مهیا می‌کند تا وقت عمل رسید به سرعت و عزم جدی وارد عمل شود. پس احتیاط همواره با آمادگی، عامل مهمی در تحقق حقیقت حزم دارد.
مساله احتیاط در حزم یک نکته کلیدی است. و نباید دور از احتیاط عمل کرد. از همین رو برخی از رفتارهای خطرآفرین به عنوان آفت حزم دانسته و گفته شده که: آفه الشجاع اضاعه الحزم؛ ضایع کردن حزم، آفت شجاعت است. (غررالحکم، ص ۳۹۳۸) به این معنا که شجاعت امری پسندیده و فضیلتی خوب است، ولی اگر این شجاعت به گونه‌ای باشد که شخص احتیاط و حزم و دوراندیشی نورزد، این شجاعت بیماری است و نمی‌تواند شجاعت مثبت و فضیلت پسندیده باشد.
امیرمومنان علی(ع) در جایی دیگر شجاعت بدون حزم و احتیاط و دوراندیشی را عین تهور و بی‌باکی می‌داند که رفتاری مثبت و ارزشی نیست. آن حضرت می‌فرماید: من اخذ بالحزم استظهر، من اضاع الحزم تهور؛ کسی که حزم پیشه کند پیروز و موفق است و کسی که حزم را ضایع و تباه سازد، تهور و بی‌باکی ورزیده و شجاعت نداشته است. (تحف العقول، ص ۳۵۶)
البته در احتیاط کاری نباید راه افراط را پیمود که موجب جبن و ترس است. بر این اساس حزم را بر مدار اعتدال تعریف کرده‌اند و افراط و تفریط را در آن ناپسند دانسته‌اند. همان گونه که تهور، نادرست است، جبن و بزدلی نیز نکوهیده است. امام حسن عسکری می‌فرماید: ان للحزم مقدارا، فان زاد علیه فهو جبن؛ برای حزم اندازه‌ای است که نمی‌بایست از آن افزایش یابد چرا که زیاده‌روی در آن بزدلی و جبن است. (تحف العقول: ۱۵۰)
آثار حزم و دوراندیشی
حزم به معنای دوراندیشی حالتی است که آثار و برکات آن در زندگی بشر بسیار پدیدار می‌شود و موجب استقامت، صبر، حلم و بردباری، عزم قاطع و جدی، اعتماد منطقی و عقلانی و مانند آن است. با نگاهی به آثار و کارکردهایی که برای حزم در روایات آمده می‌توان اهمیت آن را دانست. امیرمومنان(ع) حزم را سرمایه بشر دانسته و می‌فرماید: الحزم بضاعه و التوانی اضاعه، دوراندیشی سرمایه است و سستی تباه‌کننده آن.
اما اگر کسی حزم نداشته باشد باید بپذیرد که بلا و مشکلات بسیاری بر او سرازیر خواهد شد و او را از هدف دور داشته و ناکام می‌گذارد.
از آثار و برکات حزم می‌توان به عزم جدی و قوی در کارها اشاره کرد. کسی که همه جوانب عملی را سنجیده و با دوراندیشی بد و خوب عمل و بازتاب و پیامدهای دور و نزدیک آن را دانسته است، با انگیزه قوی‌تری وارد عمل می‌شود و عزم قوی خود را برای تحقق مقصود از طریق عمل، جزم می‌کند.
هر اندازه حزم کسی کاهش یابد به همان میزان ضعف و سستی در عزم انسان پدیدار می‌شود. حضرت علی(ع) به نسبت حزم و عزم اشاره کرده و می‌فرماید: من قل حزمه ضعف عزمه؛ کسی که از دوراندیشی کمتری برخوردار باشد، عزم و تصمیمش سست خواهد بود (غررالحکم، ص ۷۹۸۰)
پس به میزان افزایش حزم، بر عزم و اراده قوی شخص افزوده می‌شود و احتمال موفقیت و تحقق هدف و مقصود بیشتر خواهد شد، چرا که قدرت و نیروی عزم برخاسته از حزم آدمی است.
اگر بخواهیم از حزم خود آگاه شویم، باید به صحت عزم خود توجه کنیم، چرا که : من الحزم صحه العزم؛ تصمیم‌گیری درست از دوراندیشی است. به این معنا که بازتاب حزم ما در عزم ما خود را نشان می‌‌دهد. (غررالحکم، ص ۷۹۸۱)
با ترکیب عزم و حزم، انسان می‌تواند در زندگی دنیوی و اخروی به سعادت و خوشبختی برسد. پس این گونه سلامت دین و دنیای خویش را تضمین می‌کند؛ چرا که میوه درخت حزم، سلامت مطلق است: ثمره الحزم السلامه؛ سلامتی از ناملایمات، ثمره حزم دوراندیشی است. (غررالحکم، احادیث ۱۱۷، ۴۵۹۰، ۸۲۰۸).
مهم ترین تکیه‌گاه آدمی خودش است. کسی که بخواهد به پشت گرمی دیگری کاری را انجام دهد همواره ممکن است با تاخیر یا شکست و ناکامی مواجه شود؛ از این‌رو حضرت حزم را بهترین پشتیبان شخص دانسته و می‌فرماید: من اخذ بالحزم استظهر؛ هرکس که دوراندیشی کند، پشت گرمی پیدا می‌کند.
از کارکردهای مثبت حزم می‌توان به رفتار در شرایط سخت اشاره کرد. کسی که اهل حزم است در شرایط بحرانی نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند بهترین‌ها باشد و بهترین‌ها را برای خود و دیگران پدید آورد. امام(ع) می‌فرماید: کمال الحزم استصلاح الاضداد و مداراه الاعداء؛ کمال دوراندیشی به صلاح آوردن مخالفان و مدارا کردن با دشمنان است.
ویژگی‌های اهل حزم
با توجه به آنچه گفته شد می‌توان ویژگی‌ها و خصوصیات اهل حزم را شناخت. با این همه با مراجعه به روایات بویژه آنچه از مولی امیرمومنان(ع) بیان شده می‌توان خصوصیاتی را به دست آورد که نشانه‌هایی از اهل حزم است.
۱-احتیاط و مخفی‌کاری: اهل حزم به سبب همان دوراندیشی و احتیاطی که در انجام عمل دارند، اهل بیان کار و اقدامات خودشان نیستند. لذا اهل مخفی کاری هستند؛ چرا که آشکار شدن برخی از مسایل موجب می‌شود که نتوانند عمل خود را به درستی انجام دهند و شاید با مخالفت‌های بیرونی مواجه شده و از رسیدن به مقصد و مقصود باز ایستند. امام(ع) می‌فرماید: من اظهر عزمه بطل حزمه؛ کسی که تصمیم خود را آشکار کند، دوراندیشی او از بین می‌رود. (غررالحکم: حدیث ۱۰۶۸۲)
۲- آخرت‌گرایی: دوراندیشی شخص موجب می‌شود که کارها را با توجه به آخرت انجام دهد که نهایت دوراندیشی است. آن حضرت(ع) می‌فرماید: الحازم من لم یشغله غرور دنیاه عن‌العمل لاخراه؛ دوراندیش کسی است که جلوه‌گری و فریبندگی دنیا او را از عمل برای آخرت غافل نسازد. (غررالحکم: ۲۱۱۴)
۳-بخشش به هنگام: هرچند که اهل احتیاط است ولی دم را غنیمت می‌شمارد و می‌داند که فرصت‌ها چون باد گذرا هستند و می‌آیند و می‌روند و اگر استفاده نکند، شاید دیگر امکان عمل نباشد. از این رو اهل بخشش برای فردای قیامت خویش است: الحازم من جاد بما فی یده و لم یؤخر عمل یومه الی غده؛ دوراندیش کسی است که از آنچه در دست دارد می‌بخشد و کار امروزش را به فردا نمی‌اندازد. (غررالحکم، ص ۱۹۲۱)
۴- اهل صبر و تامل: امام(ع) در این باره می‌فرماید: احزم الناس من کان الصبر و النظر فی العواقب شعاره و دثاره. دوراندیش‌ترین مردم کسی است که صبر و تأمل در عاقبت کارها را شیوه و تن‌پوش خود قرار دهد. آن حضرت همچنین می‌فرماید: الحازم من شکر النعمه مقبله و صبر عنها و سلاها مولیه مدبره؛ دوراندیش کسی است که وقتی نعمت بر او روی آورد، شکرگزاری کند و آنگاه که نعمت از او روی برمی‌گرداند صبر و شکیبایی پیش گیرد.
۵- اهل مدارا: امام علی(ع) می‌فرماید: الحازم من داری زمانه؛ دوراندیش کسی است که با روزگار مدارا کند. (غررالحکم: ۱۴۸۷)
۶- تجربه‌پذیر و عبرت‌گیر: امام در این باره می‌فرماید: الحازم من حنکته التجارب و هذبته النوائب؛ دوراندیش کسی است که تجربه‌ها او را پخته سازد و سختی‌ها او را بپیراید. (غررالحکم: ۳۵۶۸)
۷- اهل جهاد اکبر با نفس: امام در این باره می‌فرماید: ان الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فاصلحها و حبسها عن اهویتها و لذاتها فملکها و ان للعاقل بنفسه عن الدنیا و ما فیها و اهلها شغلا؛ دوراندیش کسی است که نفس خود را به جهادو مبارزه باهواهای نفسانی مشغول سازد و آن را اصلاح کند و نفس را از نیل به خواسته‌ها و لذت‌هایش باز دارد و زمان آن را در دست گیرد. (غرر الحکم: ۳۸۹۷) به درستی که عاقل به جای پرداختن به دنیا و آنچه در آن است، به اصلاح نفس خود مشغول می‌شود. آن حضرت همچنین می‌فرماید: ان الحازم من قید نفسه بالمحاسبه و ملکها بالمغاضبه و قتلها بالمجاهده. انسان دوراندیش کسی است که نفس خود را با محاسبه دربند کشد و از طریق مخالفت و سخت‌گیری آن را مالک شود و از راه مبارزه با آن به خواسته‌های غیر مشروعش پایان دهد.
۸- پرهیز از اذیت و آزار دیگران: الحازم من کف اذاه؛ دوراندیش کسی است که خود را از آزردن دیگران باز دارد. (غررالحکم: ۱۳۹۲)
۹- اجتناب از تبذیر و اسراف: امام(ع) در این باره می‌فرماید: الحازم من تجنب التبذیر و عاف السرف؛ دوراندیش کسی است که از اسراف و ولخرجی خودداری کند و از زیاده‌روی برکنار باشد. (غرر الحکم: ۱۸۷۸)
۱۰- دینداری و اصلاح‌گری: از دیگر خصوصیاتی است که امام در این باره می‌فرماید: انما الحازم من کان بنفسه کل شغله و لدینه کل همه و لااخرته کل جده. دوراندیش کسی است که تمام کارش، اصلاح نفسش و تمام اهتمامش برای حفظ دینش و همه تلاشش برای آخرتش باشد. (غرر الحکم: ۷۳۳۵)
۱۱- اجتناب از پستی‌ها: عقل‌گرایی موجب می‌شود تا هر آنچه عقل و شرع پست می‌شمارند دوری کند. امام می‌فرماید: للحازم من عقله عن کل دنیه زاجر؛ عقل انسان دوراندیش او را از آلوده شدن به هر پستی باز می‌دارد. (غرر الحکم: ۱۰۶۱۰)
۱۲- رها از حیرت و سرگردانی: امام در این باره می‌فرماید: لایدهش عند البلاء الحازم. انسان دوراندیش در گرفتاری‌ها دچار حیرت و سرگردانی نمی‌شود. (غرر الحکم: ۱۲۶۳)
۱۳- مشورت‌پذیری: عقل مقتضی این است که از هر رای و دیدگاه دیگران و تجربیات آنان بهره‌مند شویم. از این رو امام می‌فرماید: لا یستغنی الحازم ابدا عن رأی سدید راجح؛ انسان دوراندیش هرگز از نظر و اندیشه استوار و برتر بی‌نیاز نیست. آن حضرت می‌فرماید: الحازم لا یستبد برأیه؛ حازم مستبد به رای نیست و مشورت می‌گیرد. (غررالحکم: ۲۰۲۸)
آنچه بیان شد تنها گوشه‌ای از ویژگی‌های افراد دوراندیش است و بیان سایر ویژگی‌ها نیاز به مجال بیشتری دارد.