حرص و بخل و تأثیر آن بر انسان و جامعه

برخی از خصلت های انسانی برای شخص و جامعه بسیار خطرناک است. از جمله این خصلت‌ها می‌توان به حرص و بخل اشاره کرد. انسان حریص هرگز به چیزی خشنود نمی‌شود و هر چه بیشتر به دست می‌آورد، تشنه تر و «هل من مزید» گویان دست‌درازی می‌کند و سیری ناپذیر گرد می‌آورد و طلب می‌کند.

حال اگر این آزمندی با بخل همراه شود، دیگر بسیار خطرناک تر خواهد بود؛ زیرا صفت بخل به او اجازه نمی‌دهد تا جامعه از آنچه در اختیار اوست بهره مند شود. این گونه است که فساد و تباهی در خصوصیات اخلاقی، فساد و تباهی را در اقتصاد جامعه و رفتارهای هنجاری مردم موجب می‌شود و ضد ارزش ها و نابهنجاری ها به ارزش تبدیل می‌شود و موجبات سقوط انسان و جامعه را فراهم می‌آورد.

نویسنده در این مطلب نقش این دو خصلت زشت اخلاقی را در سقوط انسان و جامعه بر اساس آموزه های قرآنی تبیین و تحلیل کرده است.

رابطه بحران های اخلاقی با عذاب‌های الهی

با نگاهی به آموزه‌های قرآنی بسادگی می‌توان دریافت که یکی از مهمترین عوامل عذاب‌های خداوند در دنیا، بحران‌های اخلاقی جوامع بشری و امت های پیشین بوده است. این بدان معناست که خداوند در این دنیا تنها بر کافران و مشرکان و بت‌پرستان خشم نگرفته است؛ بلکه در میان امت‌هایی که خداوند آنان را در همین دنیا به عذابی دردناک گرفتار کرده و از صحنه روزگار حذف نموده، امت‌هایی بودند که اعتقاد به خدا داشته و به یک معنا معتقد بودند، ولی به سبب گرفتاری در بحران‌های اخلاقی و رفتارهای ضدهنجاری و ارزش‌های اخلاقی، خداوند آنان را به عذابی سخت و دردناک گرفتار کرده تا غضب خویش را آشکار نماید و درس عبرتی برای دیگران باشد.

قرآن بارها از اقوامی خداپرست و یکتاپرست گزارش می‌کند که با وجود اعتقاد به خداوند، گرفتار بحران اخلاقی بوده و خداوند بدان سبب بر آنان خشم گرفته و عذاب نموده است. از جمله این اقوام می‌توان به قوم ثمود اشاره کرد. این قوم با آنکه خداپرست بودند و حتی گروه‌های نه گانه این مردم با سوگند به خداوند علیه صالح(ع) هم پیمان می‌شوند؛ ولی به سبب رفتارهای ضد اخلاقی خود و فسادگری، خشم خداوند را برانگیختند و دچار عذاب الهی شدند.(نمل، آیات ۴۷ تا ۵۰)

اقوام دیگری چون قوم لوط و قوم مدین نیز به سبب مشکلات اخلاقی و ضد هنجاری گرفتار عذاب الهی می‌شوند؛ زیرا قوم لوط بر خلاف حکم عقلانی و طبیعی، گرفتار هم‌جنس‌گرایی شدند که پیش از آن،‌ سابقه‌ای در میان انسان و غیر انسان نداشت.(اعراف، آیه ۸۰؛ عنکبوت، آیه ۲۸) اینان به عنوان بنیانگذاران هم‌جنس‌گرایی معرفی شده‌اند؛ زیرا دچار نوعی آزمندی در شهوت جنسی بودند به گونه‌ای که به جنس مخالف بسنده نمی‌کردند و در جستجوی راه‌های جدید برای ارضای شهوت جنسی، هم‌جنس‌گرایی را بنیاد گذاشتند.

قوم مدین که قوم حضرت شعیب(ع) است نیز دچار بحران‌های ضد اخلاقی بودند. اگر قوم لوط گرفتار شهوترانی جنسی بوده و در این حوزه گرفتار آز و حرص شدید شده بودند، قوم مدین گرفتار شهوت مالی و تکاثرطلبی بودند و برای ارضای این شهوت اقتصادی، راه های ضد اخلاقی کم فروشی و گران‌فروشی را در پیش گرفتند و با تصرف در پیمانه‌ها و ترازوها، سودجویی می‌کردند و هنجارهای اخلاقی و عقلانی را زیرپا می‌گذاشتند. از این‌رو گرفتار خشم الهی و عذاب دنیوی شدند.(اعراف، آیه ۸۵)

البته غیر از این اقوام حتی از اهل کتاب بویژه یهودیانی بودند که برخلاف آموزه های عقلانی و وحیانی، رفتارهای ضد اخلاقی را در پیش گرفتند و موجبات خشم خداوند شدند. از جمله این کارهای ضد اخلاقی، می‌توان به قانون گریزی و دور زدن آن اشاره کرد که اصحاب سبت از قوم یهود در پیش گرفتند و خداوند آنها را به بوزینه و خوک تغییر ماهیت داد تا درس عبرتی برای دیگران شوند.(بقره، آیه ۶۵؛ مائده، آیه ۶۰؛ اعراف، آیه ۱۶۶)

حرص و بخل ،‌ صفات زشت اخلاقی

یکی از خلقیات زشت بشری، حرص و طمع است. حرص به معنای خواستن بیش از اندازه است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۲۲۷)

همین بیش خواهی است که صفت اخلاقی زشت دیگری را موجب می‌شود که از آن به بخل یاد می شود و اجازه نمی‌دهد تا خیری به کس دیگری برسد.(معارج، آیات ۱۹ و ۲۱) خداوند در آیه ۱۸ سوره عادیات، از حب شدید و بخل آمیز انسان نسبت به مال سخن به میان می‌آورد که مانع خیررسانی به دیگران می‌شود.(المصباح، ص‌۳۰۷، «شدّ» ؛ و نیز روح‌المعانى، ج‌۱۶، جزء‌۳۰، ص‌۳۹۲)

در بیان علت حرص به دنیا و ثروت اندوزی و ارضای شهوات نفسانی باید به بی اعتقادی شخص به آخرت و بی اعتمادی او به خداوند اشاره کرد. رسول خدا(ص) به امام على(ع) درباره ریشه بسیاری از خصوصیات زشت اخلاقی از جمله حرص می‌فرماید: اعلم یا على انّ الحبن و البخل و الحرص غریزهًْ واحدهًْ یجمعها سوء الظّن؛اى على! بدان که ترسویى و بخل و آزمندى یک سرشتند و ریشه آنها بدگمانى (به خدا) است. (میزان الحکمه، ج ۳، ص ۲۶)

على(ع) نیز شک و بی اعتمادی به خداوند را خاستگاه حرص دانسته و فرموده است: على الشک وقلّهًْ الثّقهًْ باللّه منى الحرص و الشّح؛ بناى آزمندى و بخل شدید، بر شک و کم اعتمادى به خدا استوار است.(همان، پیشین)

پس ریشه حرص و آزمندی نسبت به دنیا و گردآوری ثروت را می‌توان در همان بی دینی و یا سست ایمانی شخص جستجو کرد. به این معنا که انسان حریص و آزمند انسان سست ایمانی است که شرور نفسانی و هواها و خواهش‌های آن بر جان و روحش مسلط شده است و اجازه نمی‌دهد تا بر خداوند توکل کند. از این‌رو امیرمومنان(ع) در سخنی دیگر می فرماید: شدّهًْ الحرص من قوّهًْ الشّره و ضعف الدّین؛ آزمندى زیاد ناشى از نیروى سیرى‌ناپذیرى و سستى دین است.(همان، پیشین)

حرص از مهم‌ترین عوامل نارضایتی در بشر است؛ زیرا هرگز به داشته‌هایش خشنود نمی‌شود و سیرناپذیر می‌خواهد گردآوری و تکاثر کند و بر داشته‌های مادی خود بیفزاید. از این‌رو همواره با همه انبوه ثروت خویش آه و ناله می‌کند و از کمبودها می نالد و از نداری شکایت و گلایه می‌کند و وقتی با کم ترین مشکلی در دنیا مواجه می‌شود ناله‌هایش افزایش می یابد و گوش فلک را کر می کند و از اوضاع اقتصادی و مشکلات آن می‌نالد.(معارج، آیات ۱۸ تا ۲۰)

علت این‌که حضرت آدم(ع) بر سر وعده نماند و عهد و پیمانی که با خدا بسته بود، شکست(طه، آیه ۱۱۵) و به درخت ممنوع نزدیک شد و از آن چشید و خود را گرفتار شقاوت کرد، همان حرص و آز است؛ زیرا می‌خواست افزون بر داشته‌هایش به چیزهایی برسد که برای او نبود یا راه رسیدن به آن این درخت ممنوع و مخالفت کردن با حکم نهی الهی نبود.(طه، آیه ۱۲۰)

بر این اساس رسول خدا(ص) نسبت به صفت زشت حرص و آز در انسان هشدار می‌دهد و می فرماید: اِیّاکم والکبر فانّ ابلیس حمله الکبر على ان لا یسجد لآدم و ایّاکم و الحرص فأنّ آدم حمله الحرص على ان تأکل من الشّجرهًْ و ایّاکم و الحسد فأنّ بنى آدم انّما قتل احدهما صاحبه حسداً فهنّ اصل کلّ خطیئهًْ؛ از تکبر دورى گزینید چه این که کبر شیطان را وادار کرد که بر آدم سجده نکند(وحال آن که دستور خدا بود) و از حرص و آز دورى کنید زیرا همین صفت باعث شد که آدم از میوه درخت (ممنوعه) بهره گیرد و از حسد بپرهیزید که علت کشتن یکى از فرزندان آدم دیگرى را حسد بود. و (بدانید) که این سه ریشه و اساس هر خطا و گناهى است. میزان‌الحکمه ری شهری باب ۳۳۷۶، حدیث ۱۷۳۲۳)

امام صادق(ع) درباره سیرناپذیری آزمندان می‌فرماید: منهومان لایشبعان: منهوم علمٍ و منهوم دنیا؛ دو آزمندند که هرگز سیر نمى‏شوند: آزمند دانش و آزمند دنیا. ( میزان الحکمه، رى شهرى، ج ۳، ص ۲۴)

آزمندی همان گونه که خشنودی را از شخص سلب می‌کند، هم چنین آرامش و آسایش را از شخص می‌گیرد. از این رو امام صادق(ع) در بیان آثار زشت آزمندی فرموده است: حرم الحریص خصلتین و لزمته خصلتان حرم القناعهًْ فافتقد الرّاحهًْ، وحرم الرّضا فافتقد الیقین؛ آزمند از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت همراه او نشده‏اند، از قناعت محروم است و در نیتجه آسایش را از دست داده است. از رضایت محروم است و در نتیجه یقین را از کف داده است.(میزان‌الحکمه، ج ۹، ص ۵۷۸)

این خصلت چنان شخص را گرفتار می‌کند که نه تنها به دیگران کمکی نمی کند و دست مسکین و زمین‌گیری را نمی‌گیرد(قلم،‌آیات ۱۷ تا ۲۴؛ فجر، آیات ۱۸ تا ۲۰) بلکه در برخی از موارد دچار خساست شده و حتی چیزی که گرد‌آورده برای خود خرج و هزینه نمی‌کند. رسول خدا(ص) فرمودند:هرگاه از براى فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد، باز رودخانه سوم را مى‏طلبد و اندرون او را هیچ چیز پر نمى‏کند مگر خاک.( معراج السعادهًْ، ص ۳۶۴) امام باقر(ع) فرمود: مثل الحریص على الدّنیا مثل دودهًْ القزّ: کلّما ازدادت من القزّ على نفسها لفّاً کان ابعدلها من الخروج، حتّى تموت غمّا؛ حکایت آزمند به دنیا، داستان کرم ابریشم است که هرچه بیشتر ابریشم بر خود مى‏تند، با بیرون آمدن از پیله بیشتر فاصله مى‏گیرد تا آنکه سرانجام دق مرگ مى‏شود. ( میزان الحکمه، رىشهرى، ج ۳، ص ۲۱)

حرص، بیماری بسیار خطرناکی است، زیرا بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی و ضد قانونی ریشه در آن دارد. کنزاندوزی و انباشت ثروت به هر شکلی(معارج،‌آیات ۱۸ و ۱۹)، پذیرش ذلت و خواری(فجر، آیات ۱۶ تا ۲۰)، پذیرش رسوایی و خواری در دنیا(مائده، آیه ۴۱)، مخالفت با احکام عقل و شرع(مائده، آیات ۴۲ تا ۴۴)، خوردن مال یتیم(فجر،‌ایات ۱۷ تا ۲۰)، آخرت‌گریزی(بقره، آیات ۹۴ تا ۹۶)، بی صبری(معارج، آیات ۱۹ و ۲۰) و مانند آن از جمله برخی از آثار حرص و آز است.

بخل، برآیند حرص و آز

چنانکه گفته شد، ریشه بخل ورزی آدمی در همین حرص و آزمندی اوست.(معارج،‌آیات ۱۹ و ۲۰) پس با ترک چنین خصلت زشتی انسان از بسیاری از خصلت های زشت دیگر در امان است که از جمله آنها بخل است. انسان حریص به سبب عدم اشباع شدن همواره بر آن است که گردآوری کند و حتی به خود اجازه نمی‌دهد که دارایی ها و ثروت خویش را در جایگاه شایسته آن هزینه کند. این گونه است که به صفت بخل شناخته و معرفی می‌شود.( مفردات الفاظ قرآن‌کریم، ص‌۱۰۹، «بخل»)

انسان بخیل گرفتار اموری چون کفران نعمت(نساء، آیه ۳۷)، کینه نسبت به انسان‌های ارزشی و اخلاقی و دعوت‌های پیامبران(محمد، آیات ۳۷ و ۳۸)، سختی و رنج (لیل، آیات ۸‌تا۱۰)، ناسازگاری در خانواده و جامعه(نساءآیه ۱۲۸)، نفاق و کفر نهان (توبه، آیات ۷۶ و ۷۷)، همراهی شیطان(نساء، آیات ۳۷ و ۳۸)، خشم الهی و از دست رفتن ثروت و سرمایه (قلم، آیات ۱۷ تا ۲۷) و مانند آن می‌شود.

سقوط انسان و جامعه

با نگاهی به آیات و روایات، به روشنی دانسته می شود که بسیاری از صفات ضد اخلاقی و ضد‌‌هنجاری انسان ریشه در صفاتی چون حرص دارد. انسانی که حریص و آزمند است، گرفتار بیماری دیگری می‌شود که همان بخل ورزی است. این بخل‌ورزی نیز تاثیر زشتی بر روحیه و رفتار اجتماعی و اقتصادی شخص به جا می‌گذارد و زمینه بسیاری از بحران های ضدهنجاری در جامعه می‌شود.

بخل اجازه نمی دهد تا گردش درست ثروت در جامعه اتفاق افتد و مردم از ثروت اندوخته شده بهره‌مند شوند و شکوفایی اقتصادی و تمدنی رخ دهد. پس حریص و بخیل با حرص و بخل خود جامعه را به تباهی می‌کشانند و بسیاری از زشت‌کاری‌ها را در جامعه موجب می شوند. از این رو خداوند بخیل را به عذابی سخت بیم می‌کند؛ چرا که بخل‌ورزی او زشت‌کاری‌های بسیاری را موجب می شود و جامعه را تباهی می‌کشاند. (توبه، آیات ۶۷ و ۶۸)

خداوند در آیه ۱۸۰ سوره آل عمران از آویخته شدن دارایی‌هاى بخیلان در قیامت بر گردن آنان به صورت طوقى آتشین به عنوان تبلور شر و زیان بخل‌ورزى سخن به میان می‌آورد تا نشان دهد که چرا از نظر اسلام بخل تا این اندازه زشت است؛ زیرا بخل‌ورزی تنها به شخص ضرر نمی‌رساند بلکه جامعه‌ای را به سقوط می‌کشاند. پس به میزان تاثیر زشت این صفت در جامعه میزان عذاب تشدید می شود. خداوند در آیات ۲۹ و ۳۸ سوره اسراء بخل ورزی را رفتاری بد دانسته و آن را به عنوان رفتاری گناه آمیز معرفی می‌کند. بنابراین بخل تنها یک صفت ضد اخلاقی نیست بلکه یک عمل بد و گناه زشت است که می بایست از آن پرهیز کرد.