حجاب، قلعه ای برای آرامش و امنیت

samamosنویسنده در مطلب حاضر به مساله فطری بودن پوشش در انسان اشاره کرده و اهمیت حجاب و برخی از آثار آن را مورد بررسی قرار داده است.

حجاب به معنای پرده و پوشش و حایل میان دو چیز نوعی پوشش برای مردان و زنان مومن است. هر چند که این اصطلاح در عرف مردم تنها درباره زنان به کار می رود ولی تفاوتی در وجوب و لزوم اخلاقی، شرعی و حقوقی آن نیست. آنچه پوشش مردان از زنان را متمایز می سازد در مقدار و کیفیت پوشش است.

پوشش اولیه آدم

اما حجاب و پوشش پیش از آنکه امری شرعی و دستوری قانونی باشد، مساله انسانی است. در گزارش قرآن از واکنش ابتدایی آدم و حوا در بهشت موقت به این مهم توجه می دهد که مساله پوشش گرایشی فطری است؛ زیرا آن دو پس از نزدیک شدن به درخت ممنوع و با خوردن از میوه آن، به شکل و شمایلی درآمدند که برای آنان شگفت انگیز بود. قرآن از واژه سواه برای این شمایل جدید استفاده می کند. (اعراف، آیات ۲۶ و ۲۰ و ۲۲ و ۲۷ و طه آیه ۱۲۱)

«سواه» در اصطلاح قرآنی دست کم در دو معنای جسد و بدن و یا نقاط حساس و اعضای جنسی بدن به کار رفته است. هم چنین این واژه با توجه به معنای اخیرش در شکل واژه سوء به معنای هر کار ناپسند و زشتی است که بطور طبیعی انسان را ناخوش می آید. خداوند در داستان کشته شدن هابیل، قرآن از جسد بی جان هابیل تعبیر به سوآه می کند. (مائده، آیه ۵) بنابراین تن و جسم بی جان که از آن به جسد تعبیر می کنیم، در کاربرد قرآنی سوآه خوانده شده است.

از این رو می توان با توجه به گزارش قرآن و واکنش شتاب آلود آدم و حوا از پوشاندن برخی از اعضای بدن یا تمام آن با برگ های درختان این احتمال تقویت می شود که انسان، بطور طبیعی از عریان بودن کراهت دارد.

نکته ای که قابل تامل است آنکه برخی این پوشش را تنها به بخش های حساس تن نسبت می دهند به این معنا که گفته اند آن دو، برگ های برخی از درختان بهشتی را کنده و با دست، آن برگ ها را نگه داشته و خود را بدین صورت از یکدیگر پوشانده اند؛ ولی سخن این است که در آیات قرآنی سخن از نگه داشتن برگ ها با دست نیامده است. به نظر این احتمال درست تر می آید که آنان با برگ های برخی از درختان که از پهنای کافی برخوردار بود تن و بدن خود را پوشانده اند و آن را به شکل پوشش و لباس به تن کرده اند تا بدن آنان نمایان نباشد. بنابراین می توان گفت که این پوشش می توانست کامل و تمام باشد و تنها به نقاط حساس اختصاص نداشته باشد؛ زیرا اگر حوا می خواست حتی با دو دست، برگ ها را نگه دارد می بایست دو دست دیگر نیز پیدا می کرد تا دو جای دیگر را نیز می پوشاند که آن دو نیز از حساسیت جنسی بسیار بالایی برخوردار بوده و نوعی شرمگاه به شمار می آمده است. از کاربرد سوآه در معنای بدن در آیه دیگر می توان این برداشت را تقویت کرد که آن دو تمام بدن خویش را با برگ های درختان پهن برگی پوشانده اند که شباهت به برگ های درخت موزه داشت.

به هر حال انسان به طور فطری و طبیعی از عریان بودن گریزان است و هر انسان سالم از نظر شخصیتی و روانی، خود را از دیگری می پوشاند. لباس در قرآن به عنوان پوشش بدن (سواه) یاد شده است. (اعراف، آیه ۲۶) زشت و ناپسند دانستن نشان دادن شرمگاه و بی پوشش بودن آن بخش، به نوع تربیت و یا اخلاق اجتماعی انسان بستگی ندارد. به این معنا که هر کس به طور فطری عدم پوشش بخش های خاص و شرمگاه را ناخوش و ناپسند می دارد و اگر تربیت اجتماعی و خانوادگی اثر و نقشی را در این حوزه بازی کند، در آموزش و تربیت ضداخلاقی آن است؛ درحقیقت نوعی اجبار و تحمیل آموزشی و تربیتی موجب می شود تا انسان ها از حالت طبیعی و فطری خارج شوند؛ چنان که در باره دین این اتفاق افتاده است و مردمانی که به طور طبیعی گرایش به خدا و اسلام دارند به آئین و شرایع و ادیان دیگری مجبور می شوند و به تعبیر پیامبر(ص) با تربیت خانوادگی و آموزش های اجتماعی و تحمیل، از فطرت اسلام دور شده و یهودی و مجوسی و مسیحی می شوند.

اسلام به عنوان دین فطرت مسئله حجاب و پوشش مردان و زنان را واجب شمرده و مطابق فطرت، دستورهای شرعی خود را صادر کرده است. اصول اخلاقی بشر نیز این اقتضا را دارد و تنها انسان های بی تمدن، از پوشش کامل برخوردار نمی باشند. هر انسان با شخصیت و سالم اجتماعی به طور طبیعی در هر پست و مقامی که باشد به پوشش گرایش داشته و آن را اخلاقی و هنجاری برمی شمارد و برهمین پایه و اساس است که قوانین بشری نیز چنین چیزی را پسندیده و تقویت می کند.

اهمیت حجاب

در اهمیت حجاب از نظر قرآن می توان به آیاتی اشاره کرد که در آن حجاب و پوشش را نشانه ای از عفت و پاکدامنی دانسته است. خداوند در آیه ۶۰ سوره نور می فرماید که حتی زنانی که امید ازدواج ندارند و به سنی رسیده اند که میل و رغبتی به جنس مخالف در آنان نیست و از شور و زندگی افتاده اند، بهتر است که ایشان نیز پوشش را رعایت کنند و خود را چنان بپوشانند که مورد توجه قرار نگیرند و زینت های ذاتی و عرضی خود را نشان ندهند. آنگاه در بیان فلسفی این دستور و ذکر حکمت آن می فرماید: و ان یستعففن خیر لمن، اگر عفت را بجویند، برایشان بهتر است.

تعبیر استعفاف و عفت جویی امری است که برای همگان مفید و نیک و پسندیده است چه این فرد، پیری باشد که رغبتی به جنس مخالف ندارد و یا جوانی که در اوج گرایش به جنس مخالف است. کسی که پوشش را مراعات می کند به نوعی امنیت روحی و روانی که مورد توجه همگان و خیر عمومی است دست می یابد، زیرا هنگامی که شخص خود را به گونه ای مناسب بپوشاند از نظر شخصیت خود را چنان می نمایاند که باید باشد. انسان ها به طور طبیعی از کسانی که از اصول اخلاقی دوری می کنند، کراهت می ورزند.

حجاب، عامل بازدارنده

قرآن، پوشش را نشانه تقوا نیز برمی شمارد؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی های نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان برپایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد. اگر کسی مسلمان است نشانه هائی خواهد داشت. برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که در جامعه، پایبند قوانین آن باشد. کسی که پوشش را رعایت نمی کند درحقیقت می کوشد که نشان دهد بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. در مدارس برای هر گروه سنی و سطوح علمی، لباس و پوشش های رنگی خاصی است که نشانگر گروه و سطح است. این نشانه ها کمک می کند تا مردم بفهمند که این فرد کارگر نیست و یا یک دانشجو است.

پوشیدن لباس سفید در بیمارستان کمک می کند تا کادر بیمارستانی از دیگران شناخته شوند. چنان که نوع پوشش روحانی بیانگر وظیفه و کاری است که برعهده او نهاده شده است. کسی که پوشش اسلامی را مراعات می کند با این شیوه بیان می کند که اهل تقواست و بر اصول اسلامی تأکید دارد. از این رو، قرآن رعایت پوشش اسلامی را نشانه ای از تقوا دانسته است.(احزاب، آیه۵۵)

قرآن در تبیین فلسفه و حکمت دستور پوشش اسلامی افزون بر گرایش فطری بشر به این نکته اشاره می کند که پوشش مناسب موجب می شود تا فرد در امنیت قرار گیرد و کسانی که بیمار دل هستند و از شخصیت سالم اجتماعی و روانی برخوردار نیستند، متعرض آنان نمی شوند. (احزاب، آیه۵۹)

در توضیح این حکمت باید به این مسأله اشاره کرد که انسان بطور طبیعی از هر چیزی که نسبت به آن جهل دارد می هراسد و از آن گریزان است. افرادی که در سایه زندگی می کنند و در روش و رفتار خود از نوعی عدم شفافیت بهره می جویند و به عبارتی در زمینه خاکستری حرکت می کنند، از نوعی ابهت برخوردار می شوند که دیگران به سادگی متعرض آنان نمی شوند. زنانی که با پوشش مناسب، خود را می پوشانند در زمینه خاکستری قرار می گیرند و به شکلی برای دیگری مجهول و ناشناخته می گردند. همین مسأله موجب می شود که دیگران با وی به آسانی نتوانند برخورد کنند و نوع خطوط قرمز در اطراف وی پدیدار می شود که متعرضان را از تعرض به وی باز می دارد. این گونه است که حجاب به عنوان عامل بازدارنده از تعرض دیگران عمل می کند و شخص با حجاب به حریم امنیت رانده می شود.

آثار حجاب

قرآن برای حجاب و پوشش مناسب اسلامی آثار معنوی و نقش اجتماعی خاصی را بیان می کند که نمونه آن در مسأله امنیت و تقوا گفته شده است. در حقیقت با بیان فلسفه و اهمیت حجاب به برخی از آثار معنوی و اجتماعی نیز اشاره شده است. غیر از مصونیت از تعرض هوسرانان و کسب امنیت می توان به برخی از آثار دیگر حجاب نیز اشاره کرد که از آن جمله طهارت قلبی و پاکی درون مردان و زنان است. پوشش مناسب موجب می شود که هم مردان در هنگامه برخورد با زنان گرفتار انحراف و پلیدی و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مردانی که تن خود را می پوشانند از امنیت و طهارت قلبی سود برند. هنگامی که مردی پوشش مناسب داشته باشد زنی که با وی سخن می گوید و یا وی را می بیند تحت تأثیر اندام وی قرار نمی گیرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمی رود؛ چنانکه پوشش مناسب زن نیز چنین فرصتی را برای مردان فراهم نمی آورد.

در حقیقت این اثر حجاب به خود فرد باز نمی گردد، بلکه به دیگری سود می رساند. به این معنا که حجاب و پوشش مناسب این فرصت را برای مردان و زنان فراهم می آورد تا از طهارت قلب برخوردار باشند و گرفتار ناپاکی دل نشوند. هرچند که می توان برای آن اثری در خود فرد نیز یافت که عبارت از امنیت فردی در برابر دیگری است و شخص با حجاب خود نمی گذارد که جنس مقابل تحریک شده و متعرض وی گردد. (احزاب، آیه۵۳)

از دیگر آثاری که قرآن برای پوشش یاد می کند، اثر معنوی پوشش و دست یابی به رحمت و آمرزش الهی است. (احزاب، آیه۵۹) نکته جالب در این تعبیر قرآنی آن است که از غفران به عنوان پاداش پوشش یاد شده است؛ زیرا غفران به معنای پوشاندن گناهان است. کسی که خود را از دیگری می پوشاند و حجاب را مراعات می کند به اسم غفران پناه برده و خداوند نیز او را از شر گناه و آسیب های احتمالی آن می پوشاند و گناهانش را بخشیده و بر آن پرده ای می نهد که دیگری از آن باخبر نمی شود.

کوتاه سخن آنکه حجاب و پوشش در آموزه های قرآنی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای آن آثار اجتماعی و معنوی چندی است. آثاری که نه تنها موجب می شود انسان را به خدا نزدیک کند، بلکه شخص را در امنیت و آرامش روحی و روانی و اجتماعی قرار می دهد.