حجاب، قانون اجتماعی

samamosهرحکم فقهی و حقوقی دارای مبانی است که از منابع آن گرفته شده است. باید توجه داشت که احکام فقهی و حقوقی اسلام، افزون بر این که دارای مبانی وحیانی از منابع کتاب و سنت است، همچنین دارای مبانی عقلانی و در بیشتر موارد مبانی عقلایی است. این بدان معناست که احکام فقهی و حقوقی اسلام، دارای مبانی چند وجهی است.

براساس این روح حاکم برقوانین و احکام اسلامی است که گفته می شود احکام آن مطابق فطرت انسانی است. بنابر این، هر آنچه با فطرت و مستقلات عقلانی در تضاد باشد، می بایست درباره آن شک کرد.

هماهنگی احکام اسلام با مستقلات عقلانی

نکته دیگری که باید بدان توجه داشت، این است که احکام و قوانین اسلامی، با مستقلات عقلانی ارتباط تنگاتنگی دارد. از این رو، هر آنچه عقل آن را زشت و قبیح می شمارد و به عنوان نبایدهای اخلاقی از آن یاد می کند یا نیک و حسن می داند و به عنوان بایدهای اخلاقی بر آن تاکید می کند به عنوان قانون، امضا و تایید شده است.

در روایات بسیاری که در اصول کافی نیز نقل شده بر هماهنگی و همراهی عقل و دین وحیا تاکید شده و اینکه این سه گانه از هم جدایی ندارد و هر جا یکی یافت شد آن دو دیگری هم در کنار آن است. حیا به معنای شرم و آزرم است که انسان نسبت به زشتی ها و بدی ها از خود به نمایش می گذارد و نابهنجاری ها را ناپسند داشته و از آن پرهیز می کند. این حکم فطرت و عقل را دین در قالب حجاب، قانونی کرده است.

حجاب درحقیقت، نماد عینی و بروز و ظهور حیای ذاتی انسان است. اگر بخواهیم حیا را تجسم بخشیم، درشکل حجاب ظهور می کند. حجاب به معنای پوشاندن ناپسندها و زشتی های ظاهری است. انسان به طور طبیعی و فطری از آشکار شدن شرمگاهش حیا می کند.

از این رو آدم وحوا پس از آشکار شدن آن در هنگام خوردن میوه درخت ممنوع، درپی حجاب و پوشش آن با برگ های درخت برآمدند.

حجاب برای مرد و زن واجب است هرچند که به سبب تفاوت های فیزیکی و اندامی مرد و زن، تفاوت هایی نیز درحدود آن وجود دارد.

از آیات قرآنی بویژه آیه ۵۹ سوره احزاب برمی آید که پوشش زنان می بایست سرتا سری باشد به گونه ای که از سر تا پای ایشان را بپوشاند: خداوند می فرماید:«یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن.

در این آیه سخن از جلباب است که به معنی پوشش سراسری زن است که در قدیم مرسوم بوده و این واژه در قرآن خطاب به زنان امر شده است که جلابیب را به خود نزدیک کنید.

اما اینکه این پوشش سرتاسری که همانند چادر و عبای عربی می باشد، آیا می بایست صورت و چهره را نیز بپوشاند، باتوجه به آیه ۳۱ نور که می فرماید: «لایبدین زینتهن الا ماظهر» این معنا به دست می آید که این پوشش می بایست همه زینت های طبیعی بدن زن و آرایه های مصنوعی مانند گوشواره، گردنبند و النگو و مانند آن را بپوشاند.

در روایات نیز بر پوشش تمام بدن زن به جز کف و وجه یعنی دست تا مچ و گردی صورت که در نماز هم همین مقدار استثنا شده، تاکید شده است.

حجاب، اختیاری یا اجباری

اما اینکه گفته می شود نباید با اجبار مردم را به عملی وادار ساخت، این درباره عمل فردی و شخصی در محیط و حریم خصوصی است؛ اما عنوان شهروندی و پذیرش آن مقتضیاتی دارد که از جمله آنها عمل به قانون اجتماعی است. اگر در جامعه، قانونی مانند قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی وضع شده است، هیچ یک از شهروندان چه رانندگان و چه عابران پیاده که از خیابان می گذرند نمی توانند این قانون را نادیده بگیرند و بگویند که قانون برای رانندگان است و عابران پیاده می توانند تخطی کنند.

حجاب در حقیقت یک قانون اجتماعی است و همانند قانون و مقررات راهنمایی و رانندگی الزامی و تخطی از آن افزون بر گناه، مجازات هائی را در پی دارد. در هر جامعه ای اگر قانون زیر پا گذاشته شود، امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه از میان می رود و نمی توان به صرف اینکه من می خواهم تا خط عابر پیاده، خودروی خود را در سر چهارراه جلو ببرم، در حقیقت تجاوز به حقوق دیگران است؛ بدحجابی همانند تجاوز از خط عابر پیاده است که مجازات خاص خود را دارد؛ زیرا اطمینان و اعتماد عابران پیاده را سلب می کند و عابر همواره در هنگام عبور از چهارراه ها در هراس است. جامعه ای که افراد در آن احساس ناامنی می کنند، جامعه ای است که قانون را زیر پا می گذارد.

بنابراین، حتی اگر شهروندان، اعتقادی به حجاب نداشته باشند، می بایست به قوانین مصوب تمکین کنند و آن را اجرا نمایند. از این رو حجاب حتی بر شهروندان مسیحی در کشور اسلامی واجب است؛ زیرا قانون فراگیر است و همگان باید آن را مراعات کنند.