جهش اقتصادی در سایه استقامت

کار

بسم الله الرحمن الرحیم

استقامت از واژه «قوم» به معنای قرار گرفتن راه پای خود و خودکفایی با تمام توان و استطاعتی است که خدا به انسان و امت داده است. کسی که مقصد و مقصود خویش را هدف گذاری کرده و با «جزم قطعی» و «عزم عملی» در این راه گام گذاشته است، در صراط مستقیم خویش به مقصد و مقصود می رسد و هرگز در برابر موانع یا احتمال شکست و حتی شکست های فعلی، دست از مقاومت و پایداری بر نمی دارد تا به آن برسد. بنابراین، اگر جهش اقتصادی یا جهش تولیدی را به عنوان مقصود، هدف گذاری کرده ایم، می بایست در سایه استقامت به آن برسیم و هرگز نسبت به وجود موانع داخلی و خارجی سست نشویم و آن ها را از جلو چرخ اقتصاد و چرخه تولید برداریم.

اقتصاد قوام بخش در سایه استقامت امت

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر امت و اجتماعی با عناصر فرهنگی و اقتصادی ایجاد شده و باقی می ماند(مائده، آیه ۹۵؛ نساء، آیه ۵)؛ زیرا عناصر فرهنگی نه تنها فلسفه اجتماع را مشخص می کند و جهت گیری و اهداف اصلی و مقاصد کلان را نشان می دهد، بلکه سبک زندگی را نیز مشخص می کند؛ زیرا برای دست یابی به هر هدفی لازم است تا اسباب مناسب آن انتخاب شود(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۵) و از آن جایی که فلسفه و اهداف هر فرهنگی از فرهنگ های انسانی با دیگر فرهنگ ها متفاوت است، بنابراین، سبک زندگی آنان نیز با یک دیگر متفاوت است.

خدا در قرآن، فلسفه زندگی اسلامی را که بر اساس بهره گیری از «حسنات دنیا و آخرت»(بقره، آیه ۲۰۱) سامان یافته را بر مدار و محور «آیین اسلام» قرار داده (مائده، آیه ۹۵) و آن را به عنوان عنصر اساسی فرهنگی دانسته که با مناسکی «هویت سازی» می شود و با سایر ادیان متمایز می شود. البته اسلام به عنوان دین الهی وحیانی از آدم (ع) تا خاتم(ص) دارای شرایع گوناگونی است که هر یک از آن شرایع با توجه به برخی از عناصر جزیی فرهنگی با یک دیگر فرق دارند، ولی در اصول بنیادین مشترک هستند که از مهم ترین آنها توحید، پذیرش معاد، عنصر پیامبری و قوانین الهی وحیانی برای زندگی انسان است.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۶۴ و ۸۵ ؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳)

بنابراین، فرهنگی که امت اسلام بر مدار و محور آن «قیام» می کند، همان آموزه های وحیانی اسلام است که در قالب قرآن بیان شده است.

دومین عامل اجتماع هر امتی، اقتصاد است؛ زیرا اگر فرهنگ جهت گیری کلان انسان در زندگی را به عنوان «فلسفه و هدف زندگی» بیان می کند، اقتصاد تامین کننده «سعادت دنیوی» در سایه تامین آرامش و آسایش است. بنابراین، اجتماع برای تحقق آن تلاش می کند؛ زیرا آن را همان مایه قوام اجتماع می داند؛ زیرا اجتماع به معنای تبادل امکانات و منابع در قالب عدالت و بده وبستان است تا این گونه همه نیازهای بشری به شکل مطلوب و مناسبی برآورده شود. البته ممکن است که اقتصاد نتواند همه نیازها را به شکل دایمی و کامل و تمام برآورده سازد، ولی بخش مهمی را تامین می کند که موجب آرامش و آسایش انسان است به طوری که افراد آن امت و اجتماع احساس خوشبختی و سعادت می کنند.

از نظر قرآن، این مایه قوام که هم چون ستون اصلی خیمه و چادر امت و اجتماع عمل می کند، می بایست در ساختار فلسفه زندگی اسلامی مبتنی بر عدالت به ویژه عدالت قسطی سامان یابد به طوری که همگی در هر شرایطی از مواهب الهی و نعمت های خدایی بهره مند شوند و از حداقل های زندگی سود برند و نیازهای حداقلی آنان از سوی امت و دولت تامین شود.(نساء، آیات ۵ و ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)

بی گمان امتی می تواند اقتصاد قوام بخش و قایم را داشته باشد که خود از نظر روحی و روانی دارای استقامت باشد و هیچ تزلزلی در حوزه عمل و فعالیت اقتصادی از خود نشان ندهد. امتی که کسل و سست هستند و به تولید ثروت و قدرت اقدام نمی کنند، یا گرفتار کسالت و تنبلی و به شکلی خود آویزان به دیگران هستند، به هیچ نمی توانند تولید کننده ثروت و قدرتی باشند که قوام اجتماع شود و ستون اصلی چادر اجتماع را سر پا نگه دارد.

خدا به صراحت در آیات قرآنی نه تنها لازم دست یابی به اقتصاد قوام بخش را «قیام» مردم و امت برای فعالیت های گوناگون می داند، بلکه خواهان آن است تا این قیام به جایی تقویت و افزایش یابد که «قوامین» باشند؛ یعنی شاکله وجودی و شخصیتی افراد امت اسلام این گونه باشد که بتواند خود سرپا باشد و دیگران را نیز سرپا نگه دارد، نه آن که خود آویزان به دیگران باشد و همانند رز انگور و تاک های آن به داربستی آویزان شود تا او را سرپا نگه دارد.(همان)

اصولا از نظر قرآن، زمانی می توان از موفقیت امتی سخن گفت که عوامل و اسباب مادی و معنوی در آنان به شکل مناسبی وجود داشته و به کار گرفته شود. البته در میان اسباب و علل موفقیت در هر کاری حتی اقتصادی می بایست به عامل انسانی بیش از دیگر عوامل توجه و اهتمام داشت؛ زیرا اگر ثروت بی پایانی در اختیاری امتی باشد که گرفتار فقدان انگیزه قوی جهادی و مدیریت ثروت باشند، به طور طبیعی همانند افراد سفیهی خواهند بود که ثروت خویش را تباه می کنند و به آتش می کشند، بی آن که خود یا دیگران از آن بهره مند شده باشند. از همین روست که در آیات قرآنی، بر عنصر روحیه جهادی و استقامت در افراد امت به عنوان مهم ترین عنصر از عناصر موفقیت و پیروزی در هر کاری از جمله اقتصادی تاکید شده است.

از نظر قرآن، حتی بهره مندی امت از امدادهای غیبی زمانی خواهد بود که امت الهی با تکیه بر ربوبیت و پروردگاری خدا، در راستای مقصود الهی گام بردارند و اهداف خویش را بر اساس آن پی گیری کرده و از استقامت تا رسیدن به نتیجه دست بر ندارند؛ چنان که خدا می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس استقامت و ایستادگى کردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد. (احقاف، آیه ۱۳) هم چنین در جایی دیگر می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ ؛ در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏، سپس استقامت و ایستادگى کردند، فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آیند و مى‏ گویند: هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید؛ در زندگى دنیا و در آخرت ما اولیای شماییم و هر چه دلهایتان بخواهد در بهشت براى شماست و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت. (فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱)

در حقیت وقتی انسان با تکیه و اعتماد بر پروردگار خویش اقداماتی را انجام می دهد و برای رسیدن به مقصود استقامت می ورزد، از امدادهای غیبی بهره مند می شود به طوری که نتایجی را به دست می آورد که بر اساس محاسبات عادی معمولی غیر منطقی و غیر عقلانی و عقلایی است و انسان نمی تواند بپذیرد با شرایط مثلا موجود چنین پیشرفت ها و نتایج مهمی به دست بیاید؛ اما امید و رجا به پروردگار جهانیان و استقامت و ایستادگی در راه هدف مقدس موجب می شود تا چنین موفقیت های بزرگ به دست آید؛ زیرا خدا در این آیه و آیات دیگر قرآنی به صراحت بیان می کند که خدا صفر تا صد امور را به دست می گیرد و به عنون «ولیّ» موفقیت ها را برای امت مستقیم با استقامت رقم می زند.

جهش تولید در سایه استقامت الهی

از نظر قرآن، استقامت به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت باشد؛ بنابراین، در جهش تولید و اقتصاد می بایست تنها عنصر استقامت را مد نظر قرار نداد؛ زیرا استقامت زمانی اصولا تحقق می یابد که انسان به منبع لایزال قدرت و قیام تکیه کرده باشد. از آن جایی که اصولا انسان موجودی فقیر است(فاطر، آیه ۱۵)؛ یعنی ستون فقراتی ندارد که بدان تکیه کرده و سرپا بیایستد، نمی تواند با چنین شرایطی «قیام» داشته باشد؛ بلکه هماره همانند رز انگور آویزان به دیگری است و نیازمند «عرش» است تا بدان تکیه کند.(نحل، آیه ۶۸)

از نظر قرآن، تنها خدا «الحی القیوم» است(بقره، آیه ۲۵۵؛ آل عمران، آیه ۲) و می تواند «قیام مستقل» داشته باشد و حتی دیگران به خدا تکیه و اعتماد می کنند تا قیام داشته باشند؛ از همین روست که خدا «قیوم» است و دیگران «فقیری» هستند که اسباب قیام را ندارند. این فقر همه هستی غیر از خدای غنی(فاطر، آیه ۱۵) به سبب آن است که همه هستی مظاهر اسماء و صفات الهی هستند که بازتاب نور الله هستند.(نور، آیه ۳۵) بنابراین حقیقت هستی همانند مظهریت از الله است و خودش به تنهایی چیزی ندارد. وقتی کسی به این حقیقت برسد می فهمد که قیام و استقامت انسان به خودی خود بی معنا و دروغی بزرگ است؛ مگر آن که به «عرش» الهی تکیه کرده و از مقام ربوبیت و پروردگاری الهی که از عرش ساطع می شود برخوردار شود؛ گویی انسان لامپی است که هر آن نیازمند نیرو و انرژی از سوی خدا است.

بنابراین، امتی می تواند استقامت ورزد که توکل و اعتماد به خدا داشته باشد و در قول و عمل «ربنا» بگوید.(فصلت، آیه ۳۰) وقتی امام و رهبری امت مامور به استقامت در سایه توکل به پروردگار است، امت نیز می بایست این گونه عمل کند تا به نتیجه دلخواه برسد.(فصلت، آیه ۶؛ هود، آیه ۱۱۲)

از آن جایی که دشمنان اجازه جهش تولید را نمی دهند و فرصت ها را به تهدید تبدیل می کنند، لازم است تا این استقامت از سوی امت چنان باشد که دیگران «طمع» در تغییر آیین و فلسفه وسبک زندگی آنان نداشته و از هیچ چیزی ترس نداشته و همه مشکلات و فشارها را تحمل کرده و از میانه راه عقب نشینی کنند.(اعراف، آیات ۸۸ و ۸۹)

از نظر قرآن، عوامل و اسباب مادی زمانی کارآیی لازم را خواهد داشت که با امدادهای الهی همراه باشد؛ زیرا حتی عوامل مادی هم چون آب و خاک و آب و هوای مناسب زمانی تاثیر گذار است که اراده الهی به تحقق امری تعلق گرفته باشد؛ چرا که همان باد موافق و مناسب می تواند به بلایی تبدیل شود که همه چیز را نابود می سازد.(یونس، آیه ۲۲؛ احقاف، آیات ۲۴ و ۲۵؛ مومنون، آیه ۱۸؛ کهف، آیه ۴۵ و آیات دیگر)

اقتصاد مقاومتی، زمانی شکل می گیرد که عناصر استقامت در همه احاد امت تحقق یابد و هر یک از امت برای تحقق آن با توکل بر پروردگار اقدام کند. مدیریت جهادی و بهره گیری از همه ظرفیت های امت از منابع مالی و انسانی می تواند تحقق بخش اقتصاد مقاومتی و تامین کننده جهش تولید و اقتصاد باشد؛ زیرا در هر کاری بدون همکاری و تعاون ملی نمی تواند به مقاصد بزرگ هم چون جهش تولید دست یافت.

در آیات قرآنی بارها بر مشارکت جمعی در قالب «تعاون علی البر و التقوی» تاکید می شود(مائده، آیه ۲)؛ زیرا بدون مشارکت جمعی نمی توان حتی با مدیریت انقلابی و جهادی که برخوردار از علم و دانش اقتصادی ومدیریت الهی باشد(یوسف، آیه ۵۵) به نتایج مطلوب دست یافت و جهش اقتصادی و تولیدی را تجربه کرد. پس لازم است تا فرهنگ همکاری و تعاون در قالب استقامت در سایه فرهنگ الهی قرآنی شکل گیرد و امت اسلام برای دست یابی به اهداف و مقاصد عالی از جمله جهش اقتصادی دست به دست هم بدهد و با تولید کالاهای با کیفیت، گرایش عمومی را به تولید و استفاده از منابع داخلی ترغیب کنند.

از آن جایی که دشمن همه گزینه ها را برای عمل روی میز کار گذاشته است تا امت اسلام و تجربه نوین دولت اسلامی را به شکست کشاند، لازم است تا استقامت امت اسلام نیز در همه ابعاد به شکل جمعی و اجتماعی شکل گیرد؛ زیرا تنها در سایه پافشاری و پایداری در اصول و ارزش‌ها و عدم انحراف از راه حق، می توان جلوی توطئه ها رنگارنگ و گوناگون دشمن را گرفت و آنان را مجبور به عقب نشینی کرد و تحریم ها را به شکست کشاند و دشمن را نومید و خوار و سرخورده کرد.

ضرورت اجتناب از موانع جهش

همان طوری که لازم است تا عوامل جهش اقتصادی و تولید را شناسایی کرد و بر آن پافشرد، هم چنین لازم و ضروری است تا موانع جهش نیز شناخته شود.

شکی نیست که از مهم ترین موانع در جهش اقتصادی هدر دادن سرمایه ها و منابع مالی و انسانی است؛ نادیده گرفتن نخبگان و جوانان جهادی در امر تولید به معنای نادیده گرفتن مهم ترین ابزارها و اسباب جهش تولید و اقتصاد است. هم چنین عدم سرمایه گذاری و بهره گیری از اموال عمومی که در اختیار دولت است، می تواند زیان های بزرگی را به جهش اقتصادی و تولید وارد کند. لازم است تا دستگاه قضایی جلو هر گونه حرکت های مخالف برنامه ها را بگیرد که مانع جدی در برابر جهش تولید است. برخی از مدیران نفوذی و منافق ممکن است در نگارش برنامه سنگ اندازی نکنند، ولی در اجرای آن به گونه ای سنگ اندازی می کنند و سرمایه ها را بلوکه یا در ردیف های غیر از تولید به کار می گیرند که خطر فزاینده ای برای اقتصاد و تولید ملی خواهد بود.

افزایش های هزینه های دستگاه های اجرایی دولت و هدر دادن سرمایه های ملی از دیگر موانع جدی در جهش تولید است. امروز برگزاری همایش ها و نشست های غیر ضروری به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است که سرمایه های ملی را تباه می کند. اگر در فضایی شخصی و خصوصی اسراف و تبذیر و تجمل گرایی می تواند آسیب به تولید و جهش اقتصادی برساند، رفتارهای دستگاه های اجرایی در برگزاری همایش ها به شکل خطرناکی موجب هدر رفت سرمایه هایی است که می بایست در جهش تولید و اقتصاد به کار گرفته شود.

هم چنین می بایست توجه داشت که بی توجهی به اهم و مهم می تواند جهش اقتصادی و تولید را با شکست مواجه کند؛ زیرا برنامه ریزی درست می طلبد تا در تولید و سرمایه گذاری اهم و مهم شود و سرمایه ها به سمت و سوی تولید کالا و خدماتی باشد که نیازهای اصلی و مهم اجتماع را تامین می کند. در حالی که کشور از نظر تغذیه و امنیت تعذیه در بحران یا شرایط خاص قرار دارد، سرمایه گذاری به جای تولید محصولات راهبری همانند گندم و گوشت و مانند آن ها می بایست در اولویت سرمایه گذاری و تولید باشد.(یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵)

امنیت غذایی بنیاد جهش اقتصادی

شکی نیست که امنیت غذایی می بایست در اولویت های اقتصادی مطرح باشد؛ زیرا هیچ جهشی در تولید و اقتصاد بدون تامین امنیت غذایی نمی تواند معنا یابد؛ زیرا اگر امنیت غذایی کشور تهدید شود استقلال کشور از دست می رود.

بانک جهانی امنیت غذایی ( Food Security ) را «دسترسی همه مردم در تمام اوقات به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف کرد که در کنفرانس رم مورد تاکید قرار گرفت. این تعریف به سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» استوار است. عنصر “موجود بودن غذا” تنها به میزان مواد غذایی در مرزهای ملی که درگذشته عنصر اصلی امنیت غذایی بود، تکیه ندارد و امروزه شامل تولید (عرضه داخلی) و واردات مواد غذایی می‌باشد.مفهوم «دسترسی به غذا» نیز دسترسی فیزیکی و اقتصادی به منابع جهت تامین اقلام غذایی مورد نیاز جامعه است که تابعی از درآمد ، اشتغال و قیمت بوده و معنای «پایداری در دریافت غذا»، ثبات و پایداری دریافت ارزش های غذایی مورد نیاز جامعه می‌باشد. امنیت غذایی نه تنها مستلزم عرضه کافی مواد غذایی در سطح کلان می‌باشد بلکه ناظر بر توزیع عادلانه غذا به منظور دستیابی همگان به آن نیز هست.

امنیت غذایی سنگ بنای یک جامعه توسعه یافته و عنصر اصلی سلامت فکری، روانی و جسمی آن جامعه است. ناامنی غذایی ذخیره سرمایه اجتماعی افراد مشمول آن و نیز معناداری هنجارها و ارزش‌های انسانی و دینی را شدیداً تحلیل خواهد برد. لذا ناامنی غذایی تهدیدی بالفعل یا بالقوه علیه ارزش‌های بنیادین نظام اسلامی خواهد بود. ناامنی غذایی دامنه انتخاب افراد را شدیداً محدود، و در بسیاری موارد حق انتخاب را از آنها می‌گیرد و از اینرو قابلیت‌ها و استانداردهای زندگی‌شان را تنزل خواهد داد. ناامنی غذایی در یک نظام سیاسی- اجتماعی، ارزشهای حیاتی و در نتیجه امنیت ملی آنرا تضعیف خواهد کرد.

امنیت غذایی یک سیاست امنیت ملی است که کم و کیف آن مقدار عرضه و کیفیت کالای عمومی امنیت ملی را در هر کشور تعیین می‌کند. عرضه یک سطح بهینه امنیت ملی مستلزم تدارک سطح بهینه امنیت غذایی است. تاریخ روابط بین کشورها نشان می‌دهد که کشورهای قدرتمند در بیش‌تر موارد از مواد غذایی به عنوان حربه‌ای سیاسی علیه کشورهای جهان سوم بهره گرفته‌اند. تجربه کشورهای کم‌تر توسعه یافته حاکی از این است که وابستگی‌ آن‌ها به واردات مواد غذایی از کشورهای توسعه یافته‌تر باعث ضربه‌پذیری سیاسی‌شان شده و امنیت ملی‌شان همواره از این محل در معرض تهدید بوده است.این موضوع در شرایط تحریمی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.

ناامنی غذایی عزت نفس یک ملت، به عنوان ستون اصلی توسعه و استقلال ملی، را تخریب و با ایجاد اختلال در انباشت سرمایه اجتماعی، کنش‌های جمعی را بسیار پرهزینه می‌کند و در نتیجه امکان وفاق و وحدت ملی را کاهش می‌دهد. بدلیل وجود این رابطه مهم و تنگاتنگ ، ارتقاء سطح امنیت غذایی و امنیت ملی در قانون اساسی، قوانین و سیاستهای کلی برنامه‌های دوم، سوم و چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق سال ۱۴۰۴ هجری شمسی، مورد توجه خاص و ویژه قرار گرفته است.

اگرچه امنیت غذایی از زیرساختهای مختلف عرضه، توزیع مناسب و تغذیه و بهداشت برخوردار است، اما متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم، نرخ اشتغال، درجه فقر، چگونگی توزیع درآمد بین اقشار جامعه، شاخصهای توسعه روستایی و سطح درآمد جامعه و اتکای عرضه به منابع داخلی هر کشور یا واردات، بر آن اثر دارد.

امنیت غذایی با ابعاد اقتصادی و منابع انسانی امنیت ملی رابطه مستقیم و با ابعاد سیاسی – اجتماعی، دفاعی – نظامی و فرهنگی – علمی و فناوری آن رابطه غیرمستقیم دارد. اتکاء به تولیدات داخلی مواد غذایی آسیب پذیری در سطح ملی بویژه در شرایط تحریمی را به حداقل می رساند. عرضه باثبات مواد غذایی نقش اساسی در امنیت غذایی جامعه دارد و نهایتاً میتواند پایداری و استمرار امنیت غذایی را تضمین نماید.(نگاه کنید به مقاله: کشاورزی و امنیت غذایی اولویت مهم امنیت ملی، افشین اسماعیلی فر؛ عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی)

پس باید گفت اولویت های اقتصادی در جهش اقتصادی و تولید می بایست به عنوان یک فرهنگ مطرح شود و امت و امام و دولت اسلامی بر آن استقامت ورزند تا به نتایج دلخواه دسترسی پیدا شود.