جهاد نفس تغذیه با آخرت

nafs-1جهاد علیه نفس سرکش و هواهای نفسانی همان تزکیه نفس و خودسازی است که در آیات و روایات بسیار مورد تاکید قرار  گرفته و به عنوان جهاد اکبر معرفی شده است. نویسنده در این مطلب برخی از ابعاد این مدیریت و مهار هواهای نفسانی را بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.


مفهوم جهاد نفس
جهاد نفس دارای دو مفهوم است:۱. جهاد نفس به معنای آن که انسان با جان و نفس خویش در جهاد مقدس نظامی شرکت کند و همان طوری که مال خویش را صرف این جهاد با دشمنان بیرونی می کند، نفس خویش را نیز صرف و هزینه کند و با جانفشانی و فدا کردن نفس از اسلام و مسلمین و مرزهای جغرافیایی زمین های مسلمین و دولت اسلامی به عنوان مجاهد و مرابط دفاع کند و اجازه ندهد دشمن وارد سرزمین های اسلامی شود. در آیات قرآنی این نوع از جهاد نفس به عنوان جهاد در راه خدا  و جهاد با اموال و انفس در راه خدا بیان شده است.(توبه، آیات ۴۱ و ۴۴ و ۸۱ و ۸۸؛ حجرات، آیه ۱۵؛ صف، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۷۲)
۲. جهاد نفس به معنای جهاد علیه نفس و هواهای سرکش آن که در آیاتی از جمله ۶ سوره عنکبوت مطرح شده و خداوند می فرماید: وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ؛ و هر کس (با نفس خود یا دشمن خدا) جهاد کند جز این نیست که به سود خود جهاد مى‏کند، زیرا خداوند از همه جهانیان بى‏نیاز است.
البته این جمله چنان که بیان شده شامل هر دو دسته از جهادها بلکه حتی جهاد کبیر علمی می شود که در آیه ۵۲ سوره فرقان مطرح شده است؛ اما بیش تر مفسران بر این باورند که مهم ترین قسم همان جهاد اکبر و جهاد علیه هواهای نفسانی است. شیخ طبرسی در مجمع البیان در ذیل آیه می نویسد: و هر کسى که با شیطان و وسوسه‏هاى آن پیکار نموده و در راه مبارزه با دشمنان دین و آزادى خویش تلاش عادلانه و شایسته‏اى نماید، و نیز با هواى دل و خواسته‏هاى ظالمانه نفس که از هر دشمنى سخت‏تر است پیکار کند – چنین کسى در حقیقت به سود خویش اقدام کرده است و پاداش و نتیجه کارش به خود او باز مى‏گردد و نه به هیچ کس دیگر؛ و به خدا نیز باز نمى‏گردد؛ چرا که خدا به فرمانبردارى جهانیان نیازى ندارد و دستور و هشدار و مقررات آسمانى او براى سعادت و کامیابى مردم و تأمین منافع و مصالح و امنیّت آنان است.(مجمع البیان، ذیل آیه )
مراد از جهاد نفس در این مطلب همین مفهوم اخیر است که در روایات به عنوان جهاد اکبر معرفی شده است؛ زیرا از جانفشانی در جهاد اصغر نظامی و جهاد کبیر علمی سخت تر است.
جهاد نفس، گرفتن آن از لذت دنیا
جهاد نفس به معنا و مفهوم جهاد علیه هواهای نفسانی بسیار سخت است؛ زیرا همان طوری که معلوم است انسان باید با خواسته های نفس مبارزه کند که پاسخ گویی به آن به طور طبیعی برایش خوشایند است و اگر پاسخ منفی به نفس داده شود  ناراحت و عصبانی شده و گمان می کند که هستی و زندگی را از او سلب کرده اند.
با نگاهی به گفتمان غرب و زندگی جوانان غربی که بر اساس هواهای نفسانی رقم خورده به خوبی مفهوم دردآور مخالفت و مبارزه با هواهای نفسانی به دست می آید. کسی که در محیط ایرانی و اسلامی زندگی کرده از همان کودکی در پوشش و خوراک و مانند آن ها در محدودیت زیسته و به آن عادت کرده است؛ اما یک جوان غربی در آزادی مطلقی قرار دارد که باید آن را بی قیدی و بی بند و باری یاد کرد. هر چیزی که نفس به آن علاقه دارد در اختیارش است و از هیچ گونه محدودیتی برخوردار نیست؛ حتی روابط جنسی و مانند آن در قبل از بلوغ آموزش داده می شود و به آن در سنین کودکی عادت می کنند. از نظر خوراکی و نوشیدنی نیز با محدودیتی مواجه نیستند. پوشش نیز هر گونه بخواهند خواهد بود و حتی بر اساس آمارها در بسیاری از خانواده های کانادایی لخت و عور بودن در خانه امری طبیعی است به طوری که حتی کم ترین پارچه ای بر تن ندارند و مادر زاد زندگی می کنند.
حال اگر بخواهند این فرد را با محدودیت مواجه سازند گویی همه آن چه را زندگی اش بدان معنا و مفهوم می یابد از این شخص گرفته و از وی سلب کرده اند.
نفس انسانی سیر ناپذیر است و هر چه بیش تر به او برسند اشتهایش بیش تر می شود به طوری که نمی توان آن را مهار کرد. جوانان غربی که در زندگی بی قیدی زیسته اند نقل می کنند که هیچ چیزی آنان را سیر نمی کند. این گونه است که  حتی شهوت در قالب هم جنس بازی نیز آنان را سیر نمی کند و به راه هایی کشیده می شوند که چون دیگر لذت نمی برند به کارهای خطرناکی دست می زنند که لذت ببرند و این گونه است که در نهایت به سبب تمام شدن راه ها به بیراهه خودکشی کشیده می شوند؛ زیرا دیگر از زندگی و لذت های مادی آن بهره ای نمی برند و همه آن ها لذت خودش را از دست داده است.
تغذیه نفس به هواهای نفسانی و خواسته هایش همانند خوردن آب شور است که به جای رفع عطش در نهایت موجب افزایش آن می شود. هر چه زمینی که آب شور بخورد تشنه تر شده و در نهایت به نمک زاری تبدیل می شود که گیاهی در آن نمی روید. نفس انسانی اگر با لذت های مادی تغذیه شود در نهایت به شورزاری تبدیل خواهد شد که نیستی و نابودی  برای آن طبیعی خواهد بود.
حرص نفس و آزمندی آن چنان زیاد است که در آیات و روایات به دشمن ترین دشمنان انسان معرفی شده است. از همین روست که جهاد علیه نفس جهاد اکبر دانسته می شود، در حالی که جهاد نظامی با دشمنان با جانفشانی جهاد اصغر و کوچک دانسته شده است.
جهاد علیه نفس بسیار سخت خواهد بود؛ زیرا انسان باید پا روی خواسته های نفسانی بگذارد که نفس به سادگی زیر بار این امر نمی رود؛ نفس حاضر است همه مشکلات را تحمل کند ولی لذت خودش را تامین کند. از این رو که  سرکه نقد به از حلوای نسیه است. انسان حاضر است لذت های زودگذر نقد را بگیرد و به لذت های وعده داده شده اخروی اعتنایی نکند. البته این مطلب در باره کسانی است که آخرت را قبول دارند، اما کسی که آخرت را قبول ندارد چگونه می تواند از لذت چشم بپوشد چرا که نقد و نسیه را دنیا می داند و هرگز حاضر نیست برای رضایت خدا موش بگیرد بلکه هر کاری می کند تنها برای رضایت نفس و خواسته ها و هواهای نفسانی و لذت است.
اما اگر انسانی معتقد به آخرت باشد اگر این اعتقاد بسیار قوی نباشد باز او نیز گرفتار خواهد شد و لذت نقد هر چند تلخ و کوتاه را به لذت شیرین ابدی مقدم می کند نه بر عکس؛ بنابراین هم باید از نظر اندیشه جزم داشته باشد و هم از نظر ایمانی و عقیدتی و عملی اهل عزم جدی باشد تا بتواند کودک نفس را از شیر لذت دنیوی بگیرد.  امیرمومنان امام علی (ع) فرموده است: افضلُ الجهادِ جهادَ النفسِ عن الهوی و فطامها عن لذّات الدنیا؛ برترین جهاد، مبارزه کرن با هوای نفس و بازگرفتن آن از لذت های دنیاست(غررالحکم، ح ۲۲۳۲؛ شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۴۵۵)
حضرت (ع) جهاد علیه نفس را مرتبط با هواها و خواسته های نفسانی دانسته و سپس توضیح می دهد که تنها راه جهاد علیه نفس و کسب موفقیت آن است که انسان کودک نفس را از شیر لذت دنیا بگیرد.
این عبارت نشان می دهد که انسان از بدو تولد تا زمانی که اراده جهاد نفس می کند همانند کودکی است که تنها از لذت تغذیه کرده است. اکنون که عقل او شروع به فعالیت کرده و می خواهد مدیریت را به عهده گیرد باید کار سخت و دشواری را انجام دهد؛ زیرا باید همانند مادری کودک را از شیری بگیرد که از آغاز تاکنون تنها منبع تغذیه او بوده است. پس اگر به ناگهانی بگیرد طغیان می کند و هم آسیب می بیند و اگر اندک اندک بگیرد باید فشار زیادی را تحمل کند زیرا وقت گیر  است و کودک نیز نمی خواهد آن را رها کند و به جای پستان از جای دیگر و غذایی دیگر استفاده کند. عادت به ساده خوری و آسان خوری و فراهم بودن همه چیز و لذتی که بدان عادت کرده اجازه نمی دهد که دست از پستان بدارد.
به هر حال، سختی جهاد نفس در همین عنصر گرفتن از لذت های نقد دنیوی است. باید کودک را به وعده غذایی بهتر و سودمند تر و دایمی تر از شیر گرفت. این کودک هم نفهم است و هم نادان؛ زیرا عقل ندارد تا بفهمد و علم ندارد تا بدان دل خوش کند.
اگر بخواهیم نفس را از لذت کوتاه و اندک و بی پایا و بی مانای دنیا بگیریم باید او را وعده آخرت دهیم که دایمی و برتر و بهتر و فراوان تر و زیاد تر و متنوع تر و مانند آن ها باشد. اما نفس کودکی ما به نقد دلبسته است و حاضر نیست تا گوش دهد به نسیه ای که ندیده  و نه چشیده است. از این روست که جهاد علیه نفس بسیار سخت است و نمی توان به سادگی کودک نفس را از شیر دنیا گرفت؛ زیرا عمری به آن عادت کرده و به سادگی و آسانی از دنیا تغذیه کرده و لذت برده است و اکنون باید او را با عقال عقل بست و اجازه نداد تا هر گونه بخواهد عمل کند و تنها از لذت های حلال و مشروع استفاده کند و حتی گاه مباح چون وقت آزاد و خوراکی و نوشیدنی حلال و مباح را کنار بگذارد و خود را مقید به نماز اول وقت کند و روزه بگیرد و دست از ابتدایی ترین خورد و خوراکی ها بردارد و آب نخورد و لذت آب را به ویژه در گرمای العطش دنیا نبرد.
پس جهاد نفس یعنی گرفتن نفس از لذت های دنیا و این که اجازه ندهیم تا دیگر لذتی ببرد بلکه لذت را در جایی دیگر چون عبادت و آخرت و قرب الهی جست و جو کند. واقعا این کار سختی است که هر کسی نمی تواند تن به آن دهد و خود را وقف چیزی کند که لذتی ندارد بلکه ضد لذت است.
دنیا نیز همانند مادری است که دلسوزی اش بیهوده است و هی می کوشد تا پستان را به دهان کودک نفس نزدیک کند و جلوی گریه های نفس را بگیرد که می خواهد لذت برد. مشکل این است که هم کودک نفس دبه در می آورد و گریه و ناله می کند که لذت زودگذر شیر و پستان می خواهد و هم مادری که دوست ندارد کودکش گریه کند و ناراحتی داشته باشد. این گونه است که کار عقل بسیار سخت خواهد بود؛ زیرا هم باید مادر دنیا را دور نگه دارد و هم کودک نفس را به امری  سوق دهد که به نظر بیش تر وعده است تا چیزی دست به نقد.