جهاد اکبر نفس در ماه رمضان

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

در آموزه های قرآنی جهاد نظامی و مالی مصداق جهاد اصغر و جهاد علمی و فرهنگی مصداق جهاد کبیر و جهاد با هواهای نفسانی مصداق جهاد اکبر دانسته شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش ماه رمضان را در تحقق جهاد اکبر بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

هواهای نفسانی دشمن ترین دشمنان

انسان موجودی با تمام صفات متضاد و متناقض است؛ زیرا انسان آیینه تمام نمای خداوند است. از آن جایی که خداوند دارای صفات متناقضی چون «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»(حدید، آیه ۳) و مانند آن هاست، به طور طبیعی انسان نیز چنین استعداد و ظرفیتی برخوردار است. البته باید دانست که این اقتضای حقیقت وجود است؛ زیرا وقتی وجود همه هستی را پر کرده و عدم و نیستی تنها یک اعتبار ذهنی است، به طور طبیعی هر وجودی باید چنین باشد؛ اما حدود و مرزهای وجود که از آن به ماهیت یاد می شود، بهره مندی برخی از موجودات را از این مقتضای کاهش می دهد؛ مانند روزنه ها و پنجره های کوچکی که از همه نور خورشید تنها به اندازه ظرفیت بر می گیرد.

پس هر انسانی از نظر ظرفیت وجودی می تواند آیینه تمام نمای وجود مطلق و خدای سبحان باشد؛ البته ایجاد این ظرفیت واقعی با ایمان واقعی است؛ زیرا پیامبر(ص) می فرماید: «ان لله تعالی فی الارض أوانی الا و هی القلوب؛ برای خداوند، در روی زمین ظروفی است؛ بدانید و آگاه باشید این ظرف‌ها همان دل ها و قلوب است. » (میزان الحکمه، ج۵ ، ص۲۱۷) و در روایت دیگر در توضیح آن آمده است: «لا یَسَعُنی اَرْضِی وَلا سَمائی و لَکِنْ یَسَعُنی قَلْبُ عَبْدِی المُؤمِن؛ زمین و آسمانم گنجایش مرا ندارند، ولى قلب بنده مؤمن من دارد.»( بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۹)

بنابراین، انسان از این ظرفیت متاله و خدایی شدن برخوردار است(بقره، آیه ۱۳۸) و می تواند با عبودیت و ایمان و تقوا به آن دست یابد و متاله و خدایی شده و مظهر ربوبیت خداوندی شود.(آل عمران، آیه ۷۹) البته به شرطی که در خانه قلب خویش کسی جز خداوند را راه ندهد؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: «القَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْکِنْ فِی حَرَمِ الله غیَرَ الله؛ قلب حرم خداست و در حرم خدا غیر او را جاى نده»( (بحار الأنوار، ج‏۶۷ ، ص ۲۵؛ جامع الاخبار، ص ۵۱۸)

این تضاد و تناقضی که در ذات و نفس انسانی وجود دارد، اساس و بنیاد ظرفیتی است که انسان را متاله و خدایی و ربانی می کند؛ زیرا به انسان این امکان را می بخشد تا مظهر همه هستی شود و به عنوان انسان کبیری در آید که جهان بیرون را همانند یک فلاش رایانه در خود به شکل «لفّ و طیّ و رتق» دارا است، بی آن که چیزی از آن کم داشته باشد. از همین رو، وقتی انسان به مقام مظهر ربوبیت و خلافت الهی می رسد، در هنگام «نشر و فتق» همه هستی را نشان داده و همه عوالم را بازتاب می دهد.

این که گفته می شود انسان موجودی مرکب از روح و جسم یا جان و بدن است؛ در یک تحلیل ذهنی است و در حقیقت همانند تحلیلی است که انسان نسبت به موجود انجام می دهد و می گوید موجود مرکب از وجود و ماهیت است. به سخن دیگر، آن چه در خارج واقعیت دارد یک چیز بیش تر نیست که همان چیز اصیل است و همان نیز اصالت دارد. پس همان طوری که وجود اصالت دارد و به تحلیل ذهنی و عقلی، ماهیت را به عنوان مرزهای وجود و موجود اعتباری می کنیم، نفس انسانی نیز یک چیز بیش تر نیست. از همین رو گفته شد: «النفس فی وحدته کل القوی؛ نفس در یکتایی خودش همه قوا است.» پس این طور نیست که ما در خارج دو یا چند چیز داشته باشیم، بلکه همه صفات و اسمایی که برای نفس می گوییم، صفات یک حقیقت و عین ذات نفس است؛ چنان که در توحید و عینیت صفات و اسمای الهی گفته می شود.

این بدان معنا خواهد بود که قوه عقل، قوه غضبی ، قوه شهوی و دیگر قوای انسانی همان نفس است. پس وقتی ما از نفس لوامه و سرزنشگر و وجدان سخن می گوییم(قیامت، آیه ۲) و یا از نفس اماره بالسوء حرف می زنیم(یوسف، آیه ۵۳) و یا به خوبی از نفس مطمئنه یاد می کنیم(فجر، آیه ۲۷) در حقیقت از یک ذات و ماهیت و واقعیت سخن به میان می آوریم.

بر همین اساس، نفس اگر در مسیر اظهار و فعلیت همه صفات جلال و جمال الهی در خود گام بردارد و با حرکت در صراط مستقیم عبودیت و شریعت اسلام وحیانی بخواهد متاله و خلیفه و ربانی شود، به کمال مطلق می رسد و به استغنایی دست می یابد که به اتصال و لقاء و فناء با خدای غنی حمید (فاطر، آیه ۱۵)فراهم می آید؛ اما اگر کژ راه رود و مسیر مخالف را بپیماید، همان نفس با تمام ظرفیت خود دشمن می شود و او را از خداوند دور می سازد و این گونه است که به جای آن که خدا را معبود و اله خود قرار دهد، نفس خویش را خدا قرار می دهد و به جای خلیفه گری، جای مستخلف عنه می نشیند و بر اساس اومانیسم و انسان محوری و خودمحوری عمل می کنید و هواهای نفسانی اش یعنی قوه غضب و شهوت و مانند آن ها، خدا و معبود و اله او شده و خدامحوری و خدامداری کناری نهاده می شود. چنان که خداوند در آیه ۴۳ سوره فرقان و ۲۳ سوره جاثیه می فرماید: أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ؛ آیا آن کس را که هوای نفس را به خدایی گرفته بود دیدی؟

از همین جاست که همین نفس با همه ظرفیت هایی متاله و خدایی و ربانی و خلیفه شدنش، دشمن ترین دشمنان انسان می شود؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: أَعْدَى‏ عَدُوِّکَ‏ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ‏؛ سرسخت‌ترین دشمنت نفس تو هست که در میان دو پهلویت قرار دارد.(تنبیه الخواطر، ورام بن ابى فراس‏، ج‏ ۱، ص ۵۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۶۷، ص ۶۴؛ حکمت نامه پیامبر اعظم صلَّی الله علیه و آله، محمدی ری شهری، ج ۷، ص ۴۱۸)

جهاد اکبر نفس، وظیفه و تکلیف عمومی

بر اساس آموزه های قرآنی، جهاد دارای انواعی است. از جمله مهم ترین انواع جهاد که در قرآن بیان شده می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  1. جهاد نظامی و مالی که از آن به جهاد اصغر یاد می شود؛ خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛ اى پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر، و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامى است.(توبه، آیه ۷۳) و یا در جایی دیگر می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ…؛ کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‏اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‏اند(انفال، ایه ۷۲)؛
  2. جهاد علمی و فرهنگی و دفع شبهات که از آن به جهاد کبیر علمی یاد می شود. خداوند در این باره می فرماید: فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا؛ پس، از کافران اطاعت مکن، و با قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز (فرقان، آیه ۵۲) ؛
  3. جهاد نفس که از آن به جهاد اکبر یاد می شود. از جمله آیاتی که شاهدی بر این نوع جهاد است می توان به آیه ۶ سوره عنکبوت اشاره کرد. خداوند می فرماید: وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ؛ هر که جهاد کند به سود خود کرده است ، زیرا خدا از همه جهانیان بی نیازاست. در جایی دیگر می فرماید: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ؛ کسانى که در راه ما با نفس خود و دشمن ما جهاد کردند به یقین آنها را به راه‏هاى وصول به مقام قرب خود راهنمایى مى‏کنیم، و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.(عنکبوت، آیه ۶۹)

امام موسی بن جعفر(ع) درباره جهاد اکبر می فرماید: قال أمیر المؤمنین (ع) : إن رسول الله (ص) بعث سریه فلما رجعوا قال : مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر وبقی علیهم الجهاد الاکبر ، قیل : یارسول الله وما الجهاد الاکبر؟ قال : جهاد النفس ثم قال (ص) : أفضل الجهاد من جاهد نفسه التی بین جنبیه ؛ امیرمومنان (ع) فرمود: همانا پیامبرخدا(ص) یک گروه نظامی را به جهاد فرستاد؛ پس زمانی که بازگشتند فرمود: آفرین به گروهی که جهاد اصغر را انجام داده اند و بر عهده آنان جهاد اکبر است. گفته شد: ای رسول خدا! و جهاد اکبر چیست؟ حضرت (ص) فرمود: جهاد نفس است. سپس افزود: برترین جهاد آن که با نفسی که در میان خودتان است، جهاد کنید.( معانی الاخبار، ص ١۶٠ ، أمالی الصدوق، ص ٢٧٩؛ الاختصاص، ص ٢۴٠؛ بحارالانوار، ج ۷، ص ۶۵؛ البته همین روایات در وسایل الشیعه و اصول کافی از امام صادق(ع) با کمی تفاوت نقل شده است؛ کافی، ج ۱، ص ۳۳۰)

هم چنین در روایت است: رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله ـ مُخاطِبا أصحابهُ ـ : قَدِمْتُم خَیرَ مَقْدَمٍ ، و قَدِمْتُم مِن الجِهادِ الأصْغَرِ إلى الجهادِ الأکْبَرِ : مُجاهَدَهِ العَبدِ هَواهُ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ خطاب به اصحابش ـ فرمود : خوش آمدید، و از جهاد اصغر پاى به میدان جهاد اکبر گذاشتید: جهاد بنده با هواى نَفْسش.(فهرست میزان الحکمه، ج ۲، بخش جهاد اکبر)

از نظر اسلام و آموزه های وحیانی آن، جهاد اکبر که همان جهاد با نفس و هواها و خواسته های نفسانی آن است، مهم ترین جهاد است. چنان که پیامبر(ص) می فرماید: أفْضَلُ الجِهادِ أنْ تُجاهِدَ نَفْسَکَ و هوَاکَ فی ذاتِ اللّهِ تعالى؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :برترین جهاد این است که به خاطر خداوند متعال با نفْس و هواهاى نفسانیت جهاد کنى.(همان)

پیامبر(ص) بارها این مطلب را به اشکال گوناگون بیان کرده است؛ در جایی دیگر در پاسخ پرسش ابوذر نیز مبارزه با هواهای نفسانی را جهاد اکبر دانسته است. در روایت است : و قد سألَهُ أبو ذرٍّ عن أفْضَلِ الجِهاد ـ : أنْ یُجاهِدَ الرّجُلُ نَفْسَهُ و هَواهُ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال ابوذر از برترین جهاد ـ فرمود: مبارزه انسان با نفْس و هواهاى نفسانیش .(همان)

و در جایی دیگر می فرماید :أفْضَلُ الجِهاد مَن جاهَدَ نَفْسَهُ الّتی بینَ جَنْبَیهِ ؛ برترین جهاد، جهاد کسى است که با نفْس نهفته در میان دو پهلوى خود مبارزه کند.(همان)

فقه رضا منسوب به امام الرضا علیه السلام نیز آمده است : نَروی أنَّ سیّدَنا رسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله رأى بعضَ أصْحابِهِ مُنْصَرِفا مِن بَعْثٍ کانَ بَعَثَهُ فیه، و قَدِ انْصَرَفَ بشَعثِهِ و غُبارِ سَفَرِهِ و سلاحُهُ علَیهِ یُریدُ مَنزِلَهُ ، فقالَ صلى الله علیه و آله : انْصَرَفَ مِن الجِهادِ الأصْغَرِ إلى الجِهادِ الأکْبَرِ . فقیلَ لَهُ : أ وَ جِهادٌ فَوقَ الجِهادِ بالسَّیفِ ؟! قالَ : نَعَمْ ، جِهادُ المَرءِ نَفْسَهُ؛ روایت مى کنیم که سرور ما پیامبر خدا صلى الله علیه و آله یکى از اصحاب خود را دید که از مأموریتى جنگى که او را فرستاده بود برگشته و با موهاى ژولیده و غبار سفر بر سر و صورت و جنگ افزار در میان، به سوى منزل خود مى رود. حضرت صلى الله علیه و آله فرمود: از جهاد اصغر براى جهاد اکبر برگشتى! عرض کرد: آیا جهادى بالاتر از جهاد با شمشیر هم هست؟! فرمود: آرى، جهاد انسان با نفْس خود.(همان)

از امیرمومنان امام علی(ع) نیز روایت است که فرمود: أفْضَلُ الجِهادِ جِهادُ النَّفْسِ عنِ الهَوى ، و فِطامُها عَن لَذّاتِ الدُّنیا ؛ برترین جهاد، مبارزه کردن با هواى نفْس و باز گرفتن آن از لذّتهاى دنیاست.(همان)

پس از نظر امیرمومنان علی(ع) جهاد با هواهای نفسانی همان مبارزه کردن با لذت جویی های دنیوی است که نفس گرفتار آن می شود. به سخن دیگر، هر گاه انسان گرفتار لذت جویی شود و بخواهد همه زندگی خویش را وفق لذت جویی کند، در دام هواهای نفسانی افتاده است. البته لذت جویی یک امر طبیعی است؛ اما اگر این لذت انسان را سرگرم امور دنیوی از شهوت قدرت تا شهوت جنسی و غذایی و مانند آن کند و در دام اعتباریات بیاندازد، چنین لذتی مذموم و ناپسند است. لذت های مادی و دنیوی حرص را افزایش می دهند و همانند آب شور عمل می کند که هر چه بیش تر بنویشید بیش تر تشنه می شوید و بیش تر می خواهید و این گونه است که سرمایه عمر خویش را در سر لذتی می گذارید که هیچ ره توشه ای برای آخرت شما نخواهد بود.

ارزش جهاد اکبر در این است که انسان با خودش به طوری کنار می آید که حقوق هر بخش به درستی داده می شود و ظلمی به بخشی وارد نمی شود. اگر نفس ما امانت الهی است که هست باید به گونه ای با این امانت برخورد کنید که رضایت امانت گذار نیز فراهم آید. پس کسی که اجازه می دهد تا قوایی بر کار مسلط شوند و دیگر قوا را محروم سازند، این به هم ریختن استواء و اعتدال و تعادلی است که خداوند در نفس قرار داده است و این گونه ظلم به نفس خواهد شد.

امام على علیه السلام درباره مهم ترین و اصلی ترین جهادها در زندگی بشر می فرماید :غایهُ المُجاهَدَهِ أنْ یُجاهِدَ المَرءُ نَفْسَهُ؛ نهایت جهاد، مبارزه انسان با نفْس خویش است.(همان)؛ زیرا از نظر آن حضرت (ع) چنین جهادی است که انسان را خوشبخت و سعادتمند می کند. ایشان می فرماید: اعلَموا أنَّ الجِهادَ الأکْبَرَ جِهادُ النَّفْسِ، فاشْتَغِلوا بجِهادِ أنْفُسِکُم تَسْعَدوا ؛ بدانید که جهاد اکبر جهاد با نفْس است، پس به جهاد با نفْسهاى خویش پردازید تا نیک بخت شوید.(همان)

پس اگر فضلیتی برای جهاد است، این فضلیت در جهاد نفس بیش تر از هر جایی خودنمایی می کند. چنان که امام باقر(ع) می فرماید:لا فَضیلهَ کالجِهادِ ، و لا جِهادَ کمُجاهَدهِ الهوى ؛ هیچ فضیلتى چون جهاد نیست و هیچ جهادى مانند مبارزه با هواى نفس نمى باشد .(همان)

تقوا نتیجه جهاد نفس

از آن جایی که هواهای نفسانی و خواسته های آن، موجب عبور انسان از محرمات و حدود الهی و خطوط قرمز منهیات می شود و آدمی را به ترک واجبات می کشاند، می توان گفت که جهاد نفس که جهاد با خواسته های نفسانی و لذت جویی های نفس و گرفتاری به دنیا و مادیات و تعلقات دنیوی است، غایتی جز تقوای الهی ندارد.

به این معنا که هدف از جهاد نفس دست یابی به تقوای الهی است؛ زیرا متقین کسانی هستند که به واجبات الهی عمل می کنند و از محرمات و نواهی پرهیز و اجتناب می وزند.

البته در آیات قرآنی برای ایمان درجات و مراتب تشکیکی و متنوع و متعددی گفته شده که در یک دسته بندی کلی می توان به سه درجه و مرتبه اساسی ایمان عام و خاص و اخص اشاره کرد. خداوند می فرماید که ایمان از چیزهایی است که قابل ازدیاد و اشتداد است. (انفال، آیه ۲؛ توبه، آیه ۱۲۴) پس ضعف و شدت ایمان امری بدیهی بر اساس آموزه های قرآنی است. از همین روست که خداوند در آیه ۱۳۶ سوره نساء به مومنان فرمان می دهد که ایمان بیاورند؛ یعنی بر درجه و مرتبه ایمان خویش بیافزایند. پس اگر ایمان دارای درجات تشکیکی است، این بدان معنا خواهد که تقوای مومنان نیز می بایست دارای شدت و ضعف و قابل اشتداد و اضعاف باشد. به سخن دیگر، تقوای الهی مومنان نیز دارای سه درجه اصلی و کلی عام و خاص و اخص است. البته این را می توان از راه های گوناگونی از جمله از راه آثار اثبات کرد؛ زیرا از نظر قرآن نتیجه تقوا، یقین است و خداوند برای یقین سه درجه اساسی علم الیقین، عین الیقین(تکاثر، آیات ۵ و ۷) و حق الیقین(واقعه، آیه ۹۵؛ حاقه، ایه ۵۱) اثبات کرده است؛ پس می توان گفت که تقوا نیز دارای سه درجه اساسی و اصلی است.

پس هر چه انسان بر ایمان و تقوای خویش بیافزاید به همان میزان به درجات یقین خود افزوده است و به یقین شهودی و حضوری دست می یابد که حقایق مشهود و معلوم به علم حضوری و شهودی اوست.

روزه بستر جهاد نفس

در آیات قرآنی راه هایی برای افزایش تقوای الهی بیان شده است. همه این راه در یک عنوان اصلی عبودیت خلاصه می شود. به این معنا که هر کسی تقوای الهی می خواهد باید بندگی خدا کند و هر چه را خداوند امر و نهی کرده اطاعت نماید.(بقره، آیات ۲۱ و ۶۳ و ۱۷۹ و ۱۸۳ و آیات بسیار دیگر) از جمله آن ها می توان به روزه اشاره کرد. خداوند در آیه ۱۸۳ سوره بقره می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه که بر کسانى که پیش از شما بودند مقرر شده بود، باشد که پرهیزگارى کنید.

در این آیه به صراحت بیان شده که روزه عامل و بستری برای کسب تقوای الهی است. بنابراین کسی که می خواهد تقوای الهی کسب کند یکی از مهم ترین راه های آن بهره گیری از صوم و روزه است. این روزه همان جهاد نفس است؛ زیرا روزه انسان را خدایی می کند. اگر خداوند کسی است که نمی خورد و نمی آشامد و نکاح نمی کند بلکه تنها « وَهُوَ یُطْعِمُ وَلاَ یُطْعَمُ؛ اطعام می کند ولی اطعام نمی شود»(انعام، آیه ۱۴) انسان با روزه پا بر خواسته ها و لذات طبیعی خویش می گذارد و نه تنها از محرمات پرهیز می کند بلکه حتی مباحات را کنار می گذارد و به خوردن و نوشیدن و نکاح کردن نمی پردازد. این گونه است که بخش اعظم از هواهای نفسانی و خواسته های نفس نادیده گرفته می شود و انسان بر خود و خواسته های نفس خویش مسلط می شود. از همین روست که خداوند روزه را کارگاه عظیمی برای خودسازی و مبارزه با نفس و کسب تقوای الهی دانسته است.

پیامبر(ص) بر اساس همین اصل می فرماید: الصَّوْمُ جُنَّهٌ مِنَ النَّار؛ روزه سپر آتش (جهنم) است؛ یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»(کافى، الاسلامیه، ج ۴، ص ۶۲ ، ح ۱ ؛ تحف العقول، ص ۲۵۸) پس همان طوری که تقوای الهی انسان را از خشم و غضب الهی در امان نگه می دارد و انسان را از دوزخ دور می کند، روزه به عنوان تقوا و سپر عمل می کند و عمل وقایه و حفظ و نگه داری از دوزخ را انجام می دهد.

در آیات و روایات از ارتباط مستقیم و تنگاتنگ میان روزه و تقوای الهی و اجتناب از گناهان سخن به میان آمده است. این بدان معناست که تقوای الهی از راه روزه داری کسب می شود و این گونه نفس تحت سلطه عقل و قلب الهی و سلیم قرار می گیرد و از طغیان دور نگه داشته می شود.

البته در همین روایات آمده است که مراد از روزه واقعی همان روزه نفس و جهاد اکبر است. چنان که امیرمومنان علی(ع) می فرماید: صَوْمُ النَّفْسِ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْیَا أَنْفَعُ الصِّیَام‏؛ روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏ هاست. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۷۶ ، ح ۳۳۶۴) آن حضرت (ع) در جایی دیگر می فرماید: الصِّیَامُ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ کَمَا یَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ؛ روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى ‏کند. (بحار الانوار، بیروت، ج ۹۳، ص ۲۹۴ ، ح ۲۱) و نیز آن حضرت(ع) می فرماید: صَوْمُ الْقَلْبِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ اللِّسَانِ وَ صِیَامُ اللِّسَانِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ الْبَطْن‏؛ روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۷۶ ، ح ۳۳۶۳)

در همین رابطه امام صادق علیه السلام نیز فرموده است : إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ شَعْرُکَ وَ جِلْدُک‏؛ آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز کند.»(کافى، الاسلامیه، ج ۴ ، ص ۸۷ ، ح ۱)

از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز روایت است که فرمود : مَا یَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِیَامِهِ إِذَا لَمْ یَصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوَارِحَه‏؛ روزه ‏دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد. (دعائم الاسلام ج ۱ ، ص ۲۶۸ – بحار الانوار(ط-بیروت) ج ۹۳ ، ص ۲۹۵ ، ح ۱۵)

امام محمد باقر علیه السلام نیز می فرماید :   لَا صِیَامَ لِمَنْ عَصَى الْإِمَامَ وَ لَا صِیَامَ لِعَبْدٍ آبِقٍ حَتَّى یَرْجِعَ وَ لَا صِیَامَ لِامْرَأَهٍ نَاشِزَهٍ حَتَّى تَتُوبَ وَ لَا صِیَامَ لِوَلَدٍ عَاقٍّ حَتَّى یَبَر؛ روزه این افراد کامل نیست: ۱ – کسى که امام (رهبر) را نافرمانى کند؛ ۲ – بنده فرارى تا زمانى که برگردد؛ ۳ – زنى که اطاعت شوهر نکرده تا اینکه توبه کند؛ ۴ – فرزندى که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود. (دعائم الاسلام ج۱ ، ص ۲۶۸ ؛ بحار الانوار، بیروت، ج ۹۳، ص ۲۹۵ ، ح ۶)

امام علی علیه السلام نیز می فرماید:   کَمْ مِنْ صَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ کَمْ مِنْ قَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاء؛ چه بسا روزه ‏دارى که از روزه ‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره ‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏ دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى ‏برد. (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۴۹۵ ، حکمت ۱۴۵)

همه این روایات بر یک نکته تاکید دارند و آن تحقق روزه به اموری است که مصداق جهاد با نفس و هواها و لذات مادی دنیوی است. به سخن دیگر، روزه ارتباط تنگاتنگ و معناداری با تقوا و جهادنفس دارد. اگر کسی می خواهد جهاد نفس کند باید این گونه عمل کند که یک روزه دار عمل می کند. از همین روست جهاد نفس در ساختار روزه تحقق یافتنی تر از جای دیگر است و همین روزه موجب کسب تقوای الهی و رهایی از دوزخ و کسب مقامات و درجات عالی یقین و عبودیت و شهود و ربوبیت و مانند آن خواهد شد.

در جهاد نفس باید از لذت ها حتی لذت های حلال و مباح گاه دست کشید تا بتوان مدیریت نفس را به دست گرفت و اجازه نداد تا هواهای نفسانی خدایی کند. همین امر در روزه مورد توجه است؛ چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: وَ أَمَّا حَقُّ الصَّوْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى لِسَانِکَ وَ سَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ وَ فَرْجِکَ وَ بَطْنِکَ لِیَسْتُرَکَ بِهِ مِنَ النَّار؛ حق روزه آن است که بدانى این پرده ‏اى است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، اندام و شکمت آویخته تا ترا از آتش بپوشاند.(تحف العقول ص ۲۵۸)

پس اگر امیرمومنان امام علی(ع) درباره روزه می فرماید: لیس الصوم الإمساک عن المأکل و المشرب الصوم الإمساک عن کل ما یکرهه الله سبحانه‏؛ روزه امساک از خوردن و آشامیدن نیست بلکه روزه،خوددارى ازتمامى چیزهایى است که خداوندسبحان آنها را بد مى داند. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲۰ ، ص ۲۹۹، ح ۴۱۷) می توان گفت که روزه اصل اساسی در تحقق جهاد نفس است و اگر کسی می خواهد جهاد نفس کند از روزه به عنوان مهم ترین ابزار جهادی نفس باید بهره جوید.

در روزه واقعی همه اعضا و جوارح و جوانح در روزه به سر می برند و مدیریت می شوند؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: اِذا صُمتَ فَلیَصُم سَمعَک وَ بَصرَک وَ شَعرَک وَ جِلدَک؛ آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.یعنى از گناهان پرهیز کند.(کافی، الاسلامیه، ج ۴ ، ص ۸۷ ، ح ۱ ؛ من لا یحضره الفقیه ج ۲ ، ص ۱۰۸ ، ح ۱۸۵۵)

در این صورت است که جهاد نفس با روزه می تواند بهتر عملی شود و تحقق یابد. به هر حال آن چه مورد تاکید است نقش اساسی روزه و صیام در جهاد نفس و جهاد اکبر خودسازی و تزکیه نفس است که آدمی می تواند با آن سعادت را تضمین کرده و مقامات عالی الهی را بپیماید و به لقای الهی برسد و خدایی و متاله و ربانی و خلیفه الهی شود. باشد از روزه ماه رمضان بهره مند شویم زیرا در این ماه دشمن بیرونی و شیاطین در غل و زنجیر هستند و تنها دشمن درونی و هواهای نفسانی است که باید به جنگ آن برویم و آن را رام و مهار کنیم و از طغیان و سرکشی به زیر آوریم.