جنگ روانی علیه اقتصاد مقاومتی

کار

بسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی استوار و مقاوم در برابر هر گونه فشارهای داخلی و بیرونی است؛ اقتصادی است که قوام بخش جامعه و تامین کننده عناصر آرامشی و آسایشی جامعه و تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی بشر است. بنابراین، هر گونه گفتار و رفتاری که ثبات و پایه های اقتصاد قوام بخش مقاومتی را سست کند، در حقیقت نه تنها ظلم و خیانت به خود ، بلکه خیانت و ظلم به امت اسلامی و ایجاد سد راه در برابر رشد، پیشرفت و سعادت دو سرای آنان است.

یکی از عوامل تخریب کننده یا تضعیف گر اقتصاد مقاوم، جنگ روانی علیه ثبات و امنیت اقتصادی است. ایجاد شایعات نادرست، احتکار، اختلاس از بیت المال و دیگر روش های سلب اعتماد از نظام سیاسی ولایی و نشان دادن ناکارآمدی نظام اقتصادی اجتماع، از مهم ترین ابزارهای جنگ روانی در حوزه فعالیت های اقتصادی است که از دیرباز مورد استفاده دشمنان داخلی از منافقان و خارجی قرار گرفته است.

جنگ اقتصادی، ابزار دشمنی

دشمنان علیه انسان و انسانیت راه های گوناگونی را در پیش می گیرند تا به اهداف شوم و نابکارانه خود دست یابند. از زمانی که ابلیس به صراحت علیه خلافت الهی انسان موضع گیری و تمرد کرده، می توان رد پای جنگ اقتصادی را شناسایی و ردگیری کرد؛ زیرا ابلیس با استفاده از نقاط ضعف انسان از جمله نیازهای اقتصادی، خواسته ها و اهداف خویش را پیش برده است؛ از همین رو، با بهره گیری از مساله غذا و تغذیه، خواسته خویش را تحقق بخشید و موجبات هبوط حضرت آدم(ع) را فراهم آورد.(طه، آیه ۱۲۰؛ اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲) البته ابلیس در این راه از ابزارهای جنگ روانی نیز به خوبی سود برده است. از همین روست که ابلیس با ایجاد یک جو روانی، بستری را برای فریبکاری و همراهی آدم و حوا برای ارتکاب گناه و خوردن از درخت ممنوع فراهم می آورد. ابلیس با سوء استفاده از احساسات حضرت آدم(ع) مسیری را نشان می دهد که به ظاهر آدم سریع تر و آسان تر به مقاصدی چون جاودانگی و پادشاهی و مالکیت ثابت دست یابد.(طه، آیه ۱۲۰) پس حتی به مقدسات حضرت آدم(ع) به عنوان یک ابزار پیشبرد اهداف شوم خویش نگاه می کند و با استفاده از سوگند دروغین به فریب او پرداخته و او را به سمت و سویی هدایت می کند که از پیش برنامه ریزی کرده است. خدا درباره جنگ روانی ابلیس و تحریک او برای مخالفت با قوانین و احکام الهی می فرماید: وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا؛ و براى آن دو سوگند یاد کرد که من قطعا از ناصحان و خیرخواهان شما هستم ؛ پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از میوه آن درخت ممنوع چشیدند، بدایی حاصل و بدن جسدانی و برهنگى‏ هایشان برای آنان آشکار شد.(اعراف، آیات ۲۱ و ۲۲)

از این آیات به دست می آید که دشمنان در جنگ روانی از همه ابزارهای حق و باطل برای دست یابی به مقاصد شوم خویش بهره می گیرند؛ از همین رو، با قیافه حق به جانبه و نوعی دلسوزی خیرخواهانه به مردم فریبی رو می آورند تا ایشان را با خود همراه سازند و پس از سقوط به آنان بخندند و بر ایشان مسلط شوند. از همین روست که دشمنان هماره در جنگ روانی و نرم، به جای تند خویی، بدگویی، درشت گویی و مانند آن ها، به نرمی سخن می گویند و نوعی همدلی و همراهی را به شنونده و مخاطبان خود القا می کنند. البته در این راه از حق و باطل به هم آمیخته و چنان باطل را تزیین می کنند که ظاهری موجه و حق داشته باشد؛ زیرا برهنگی باطل به طور طبیعی اشئمزاز آفرین است و موجب واگرایی و وازدگی انسان از آن می شود.

در طول تاریخ بشریت، غیر از ابلیس کسانی دیگر از دشمنان انسان و انسانیت، به جنگ اقتصادی برای سلطه گری خویش بهره برده اند؛ زیرا اگر اقتصاد، مایه قوام اجتماع و تحقق آسایش بشر است، سلب یا تضعیف اقتصاد به معنای ایجاد ناتوانی و سلب آسایش از او خواهد بود. در همین راستا، فرعون و فرعونیان نیز از ابزارهای اقتصادی برای سلطه استفاده می کردند؛ زیرا نخستین نیاز بشر مسایل و نیازهای اقتصادی است، به طوری که فقدان آن به معنای احساس بدبختی و فقدان خوشبختی است.

از نظر قرآن، ترس روانی از گرسنگی و فقدان رفاه حتی اگر واقعی و فعلی نباشد بلکه توهمی و خیالی باشد، رفتارهای انسان ها را از حالت تعادل خارج می کند و رفتارهای خطرناک و غیر قابل پیش بینی را موجب می شود. خدا بیان می کند که چگونه ترس از فقر و گرسنگی یا از دست رفتن رفاه نسبی موجب می شود که فرزندان خویش را بکشند یا زنده به گور کنند؛ در حالی که همگی می دانند که روزی تقسیم شده و از پیش تعیین شده است(زخرف، آیه ۳۲؛ حدید، آیه ۲۲) و حرکت ها و فعالیت های اقتصادی انسان تنها اسبابی برای کسب و دسترسی آسان به آن یا فراتر از آن یعنی فضل الهی است.(مزمل، آیه ۲۰)

پس این ترس روانی، به عنوان عاملی اساسی است که انسان را به سوی خلاف کاری و رفتارهایی خلاف مشیت و حکمت الهی و سنت های خداوندی سوق می دهد. بنابراین، خدا برای زدودن این ترس وهمانی و روانی، و ایجاد ثبات روحی و روانی به این نکته توجه می دهد که روزی هر کسی بر اساس قسمت تعیین شده است و نباید ترس فعلی یا واهی انسان را به اموری چون قتل فرزندان سوق دهد: وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ؛ و فرزندان خودتان را از روی فقر خوراکی و فقدان رفاه مکشید؛ زیرا شما و آنان را ما روزی می دهیم.(انعام، آیه ۱۵۱) و در جایی دیگر می فرماید: وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا؛ و از بیم تنگدستى و احتمال از دست رفتن رفاه فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى ‏بخشیم. آرى کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است. (اسراء، آیه ۳۱)

واژه املاق از ملق در حقیقت غذای چرب است؛ کسی که تملق می گوید و دنبال چاپلوسی است، فقری است که با چرب زبانی بر آن است تا لقمه ای چرب به دست آورد. بنابراین، شخص ممکن است دارای غذا باشد، ولی غذایی چرب ندارد یا احتمال می دهد که غذای چرب خویش را از دست دهد؛ زیرا بر این باور است که فرزند داری به معنای از دست رفتن رفاه است؛ بر این اساس یا می گوید: فرزند کم تر زندگی بهتر یا می گوید بی فرزندی زندگی بهتر.

از این آیات به دست می آید که چنین تفکری خلاف آموزه های وحیانی قرآن است؛ هم چنان که اعتقاد به این که اول دارایی سپس ازدواج بر خلاف آموزه های صریح قرآن است؛ زیرا خدا می فرماید ازدواج کنید تا غنی شوید: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ؛ بى‏ همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید تا ازدواج کنند. اگر تنگدست هستند خداوند آنان را از فضل خویش بى ‏نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست. (نور، آیه ۳۲)

به هر حال، اقتصاد به سبب آن که مایه قوام اجتماع و ستون اصلی و میانی چادر و خیمه اجتماع است، باید استوار باشد تا مردمان را زیر خود گرد آورد.(نساء، آیه ۵) همین امر مهم اجتماعی، مهم ترین ابزار دشمنان برای سلطه و نابودی اجتماع است؛ زیرا دشمنان با بهره گیری از مسایل اقتصادی و نیازهای مردم در این عرصه بر آن می شوند تا سلطه خویش را گسترش دهند. از همین روست که با برپایی جنگ اقتصادی در قالب تحریم ها و جنگ روانی اقتصادی برای رسیدن به اهداف سلطه گرانه خویش اقدام می کنند.

از نظر قرآن، تامین کننده اقتصاد اجتماع، همانا فضل الهی است که به اهل ایمان و تقوای الهی بیش تر از دیگران داده می شود(اعراف، آیه ۹۶)، و مومنان نباید ترسی از مشکلات اقتصادی در صورت تحقق این دو مولفه داشته باشند. برخی از مومنان سست ایمان تحت تاثیر تبلیغات روانی دشمنان داخلی از منافقان به این نتیجه می رسند که گردشگری عبادی یکی از مهم ترین ابزارهای درآمد جامعه و دست یابی به رشد و شکوفایی اقتصادی است. از همین رو، این جنگ روانی و نرم را علیه مومنان و امت اسلام راه می اندازند که در گذشته و دوره طاغوت و حکومت مشرکان بر مکه، این گردشگری عبادی بود که رفاه و پیشرفت را برای اهالی مکه تضمین کرده است؛ بنابراین ایجاد محدودیت در گردشگری عبادی و مانع شدن از حضور مشرکان و کافران در مکه در ایام حج و کنگره عبادی می تواند به اقتصاد کشور لطمه بزند و مردم مکه را از اقتصاد و رفاه محروم سازد. خدا در پاسخ به این جنگ روانی اقتصادی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلَا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! حقیقت این است که مشرکان ناپاک هستند. پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر در این قطع رابطه از فقر بیمناکید. پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خویش بى ‏نیاز مى‏ گرداند؛ که خدا داناى حکیم است. (توبه، آیه ۲۸)

پس نباید گفت که گردشگری حتی عبادی باید به هر قیمتی انجام شود؛ زیرا موجب رشد و شکوفایی اقتصادی و افزایش تولید و فعالیت های خدماتی اقتصادی می شود، بلکه باید در امور اقتصادی از جمله گردشگری اصول اساسی اسلام از جمله عدالت قسطی، ایمان، تقوای الهی و مانند آن ها مراعات شود؛ زیرا اگر این امور رعایت نشود، خدا بر آنان خشم می گیرد و نعمت را از ایشان باز می ستاند.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱)

گفته نشود که گردشگری و فعالیت های اقتصادی در جوامع غربی و کافر، نه تنها موجب رشد و شکوفایی شده ، بلکه رفتارهای ضد ایمانی و اخلاقی هم چون گردشگری جنسی، گردشگری تفریحی، و مانند آن ها موجب شد تا بیش ترین درآمد را در جهان کسب کنند؛ در پاسخ باید به آیات ۲۰۰ سوره بقره و ۳۳ تا ۳۵ سوره زخرف توجه داده می شود که خدا در آن جا بیان می کند که کافران به سبب عدم اعتقاد به آخرت، باید نتیجه اعمال خوب خویش از جمله تکریم والدین و اطعام یتیمان و کودکان را در همین دنیا ببیند که نتیجه آن بهره مندی از رفاه اقتصادی در سطح بالای آن در دنیا است.

شایعات اقتصادی، جنگ نرم علیه امت

از جمله فعالیت های دشمنان در راستای سلطه گری، بهره گیری از همه ابزارهای جنگ نرم از جمله جنگ نرم و روانی در فعالیت های اقتصادی است.

شایعه، خبر یا رازی است که نباید فاش شود؛ زیرا بیان آن موجب اشاعه فحشاء و مانند آن ها می شود یا صحّت و نادرستى آن معلوم نیست. از همین روست که خدا، از اشاعه و تشییع فحشاء در هر شکلی از جمله بیان اخبار آن منع کرده است؛ زیرا موجب آثار زیانباری از جمله آبروریزی، هتک حرمت، افتراء، غیبت، تهمت، هنجارشکنی و بی ارزش سازی ارزش ها و مانند آن ها می شود.(نور، آیات ۱۱ تا ۱۹؛ آیات دیگر)

برخی از این اخبار و شایعات به سبب تاثیر شگرف در اجتماع به عنوان «ارجاف» یاد می شود؛ زیرا رجف به معنای لرزه است(اعراف، آیات ۹۱ و ۱۵۵؛ مزمل، آیه ۱۴)؛ از همین روست که روز قیامت را «راجفه» گفته اند.(نازعات، آیه ۶) و اخباری که موجب می شود تا بنیادهای اجتماع متزلزل شود و مردم در حالت شورش قرار گیرند، به عنوان اخبار ارجافی یاد شده است. (احزاب، آیه ۶۰)

قرآن هشدار می دهد که برخی از افراد اجتماع از جمله منافقان و سست ایمان های بیماردل، با بیان شایعات و اخبار نادرست از منابع غیر موثق اقدام به ایجاد جنگ روانی و زلزله در اجتماع می کنند و مردم را به هول و ولا می افکنند.(همان)

وظیفه امت و نظام ولایی سیاسی آن است که در برابر این افراد بیایستند و سخت گیری داشته باشند و برای تنبیه و مجازات آنان را تعبید کرده و به عنوان ملعون از جامعه طرد نمایند. البته از نظر قرآن در صورت تکرار و ارتکاب مجدد چنین اعمال مخرب و زلزله افکن در اجتماع ، نظام سیاسی ولایی مجاز است که حتی آنان را به قتل برساند و اعدام کند.(احزاب، آیه ۶۱) از نظر قرآن این سنت و قانون الهی حاکم بر همه جوامع بشری است و در گذشته و آینده نیز باید اجرایی شود.(احزاب، آیه ۶۲) پس هیچ گونه تبدیل و تحویلی در این سنت و قوانین حاکم الهی بر جامعه بشری راه نمی یابد.(همان)

از نظر قرآن هر گونه اخبار و شایعاتی که موجب اضطراب در جامعه و سلب آرامش از مردم می شود، از نظر شرعی گناه و از نظر حقوقی و کیفری جرم است و مجرم باید در همین دنیا مجازات شود؛ چنان که در آخرت نیز به عذاب الهی دچار خواهد شد. پس این نوع رفتار تنها یک رفتار ضد هنجاری و ضد اخلاقی نیست، بلکه یک رفتار مجرمانه است که حکم کیفری آن مجازاتی از جمله محرومیت از حقوق شهروندی، تبعید و در نهایت اعدام و قتل است.

خدا در قرآن ضمن تبیین شیوه برخورد با اخبار و شایعات نادرست و غیر موثق، به آثار چنین اخبار و شایعاتی توجه می دهد و بیان می کند که چگونه چنین شایعات و اخباری می تواند آرامش و امنیت اجتماعی را سلب کند و مردم را به هرج و مرج و شورش سوق دهد و زمینه برای عصیان و فرار از اطاعت از رهبری را فراهم آورد. خدا می فرماید: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا ؛ و چون خبرى حاکى از ایمنى یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند؛ و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعا از میان آنان کسانى‏ اند که مى‏ توانند درست و نادرست آن را دریابند؛ و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز شمار اندکى از شیطان پیروى می کردید. (نساء، آیه ۸۳)

خدا در آیات پیشین از جمله ۸۱ سوره نساء و نیز آیات نخست سوره صف تبیین می کند که چگونه افرادی از اجتماع به جایی آن که در قول و فعل تابع رسول الله بوده و از وی در اوامر و نواهی اطاعت کنند، به ظاهر مدعی اطاعت می شوند ولی در عمل خلاف قول و وعده خویش عمل می کنند که موجب خشم بسیار خدا می شود.

اصولا منافقان به عنوان ستون پنجم دشمن، در اجتماع حضوری پر رنگ دارند و حتی کاتولیک تر از پاپ ظاهر می شوند و در مقام تملق ، سلام و تحیتی را می دهند که خدا هم چنان نمی گوید؛ ولی وقتی در مجالس شبانه(نساء، آیه ۱) و اندیشکده های توطئه و دسیسه می روند نجوایی جز مخالفت با رسول الله ندارند: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَیَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوکَ حَیَّوْکَ بِمَا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللَّهُ؛ آیا کسانى را که از نجوا منع شده بودند ندیدى که باز بدانچه از آن منع گردیده‏ اند برمى‏ گردند و با همدیگر به منظور گناه و تعدى و سرپیچى از پیامبر محرمانه گفتگو مى کنند و چون به نزد تو آیند تو را بدانچه خدا به آن شیوه سلام نگفته سلام مى‏ دهند.(مجادله، آیه ۸)

به هر حال، بحران سازی و بحران آفرینی در اجتماع از طریق شایعات و اخبار فتنه آمیزی که حق و باطل در هم آمیخته و شبهه سازی و متشابه سازی از جمله فعالیت های دشمنان در جنگ نرم از جمله جنگ نرم اقتصادی است.

مومنان نه تنها باید از هر گونه جلسات مخفی و محافل زیر زمینی و همراهی با دشمنان اجتناب کنند(مجادله، آیه ۹) ، بلکه باید به محض شنیدن چنین اخبار و شایعات به سرعت آن را در اختیار رهبری اجتماع قرار دهند و منتظر واکنش رهبری باشند.(نساء، آیه ۸۳)

اصولا منافقان و دشمنان داخلی با ایجاد ترس و شایعاتی مبنی بر حملات نظامی و اقتصادی و مانند آن ها بر این هستند که ترسی را در دل مومنان و امت افکنند و آنان را از انجام مسئولیت و حرکت در مسیر درست و صحیح باز دارند. از این روست که خدا به مومنان هشدار می دهد به جای ترس و خشیت از دشمنان تحت تاثیر شایعات و اخبار فتنه انگیز، بهتر است که از خدا خشیت داشته باشند و امنیت و آرامش و آسایش را از فضل الهی بخواهند.(آل عمران، آیه ۱۷۳)

احتکار ابزاری برای جنگ روانی اقتصادی

از جمله ابزارهایی که در جنگ روانی اقتصادی به کار گرفته می شود، احتکار است. احتکار در لغت از ریشه حکر گرفته شده که به معنای ظلم، عسر، سوء معاشرت آمده است. از نظر حقوقی احتکار، عبارت است از این که کسی کالای مورد احتیاج و ضروری عامه را زیاد از مصرف خود داشته و برای جلوگیری از فروش به دولت یا مردم پنهان کند.

شکّی نیست که احتکار اگر به قصد اضرار به مسلمانان و یا موجب اختلال در نظام زندگی اجتماعی آنان شود حرام است.( نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸۱) البته این حرمت نه به عنوان احتکار، بلکه به عنوان ثانوی که همان حرمت اضرار به مسلمانان یا حرمت ایجاد اختلال در نظام زندگی آنان است. از این جهت فرقی در حرمت بین موارد احتکار مواد غذایی چون گندم، جو، خرما، کشمش و روغن و غیر آن نیست؛ پس حرمت احتکار شامل هر نوع حبس کردن موادّ غذایی و غیر غذایی از چیزهایی می شود که در زندگی به آن احتیاج است را می‌تواند؛ لیکن سخن از احتکار در جایی است که موادّ غذایی مذکور به قصد گران شدن قیمت آنها در عین نیاز داشتن مردم بدون رسیدن به حدّ اضطرار انبار شود که در حرمت و کراهت این عمل اختلاف است.( سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۶، ص۳۲.)

بر همین اساس باید گفت احتکار سکه و ارزهای خارجی برای افزایش یا ایجاد زیان اقتصادی به مردم حرام و گناه است. البته اگر این احتکار به فساد اقتصادی و بحران در آن بیانجامد به عنوان مفسد فی الارض نه تنها گناه و جرم بلکه از گناهان و جرم های بزرگ است؛ زیرا چنین فسادهایی اساس و ستون های اساسی اجتماع را تهدید می کند و خطری است که موجب مشروعیت زدایی از نظام سیاسی ولایی و مقبولیت آن می شود.

ایجاد شایعات در راستای فراهم آوری بسترهایی برای احتکار و ایجاد زلزله و اضطراب و تشویش اساسی در اجتماع نیز از مصادیق چنین رفتاری ضد اجتماعی و اقتصادی است که به سبب اختلال در امنیت اجتماع احکام چندگانه طرد اجتماعی، تبعید و اعدام شامل آن خواهد شد.

به هر حال، از نظر قرآن هر گونه فعالیت های ضد اقتصادی از سوی دشمنان داخلی و خارجی ، باید از سوی نظام سیاسی ولایی و امت اسلام مورد توجه و اهتمام قرار گیرد و اجازه داده نشود که دشمنان از طریق جنگ روانی اقتصاد امت و نظام ولایی را تضعیف کنند و یا موجبات نابودی اقتصادی را فراهم آورند.