جنگ اراده ها از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

اراده، عزم راسخ بر چیزی در هنگامه انتخاب میان فعل و ترک است. از همین روست که اختیار و حق انتخاب انسان در رهن وجود چنین صفتی در انسان است؛ زیرا انسان بی اراده، انسانی مجبور و فاقد حق انتخاب آزاد و اختیاری است.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، آن چه انسان و جنیان را از دیگر آفریده های الهی جدا می سازد و فراتر از عبودیت تکوینی، عبودیت تشریعی را برای انسان در قالب تکالیف موجب می شود، وجود صفت اراده در آن دو است. بنابراین، انسان بی اراده، کسی است که از ماهیت و هویت انسانی خود خارج شده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جنگ حقیقی میان انسان و شیطان جنی، در همین تحمیل اراده ها است؛ زیرا شیطان جنی برآن است تا اراده خویش را برانسان تحمیل کرده و انسان را فاقد حق انتخاب و آزادی اختیاری کند، به طوری که انسان مجبور باشد از نظر افکار و رفتار تابع سلطنت شیطان باشد.

بنابراین، جنگ اراده ها در همه سطوح آن تابع جنگ اصلی میان انسان و شیطان در قرارگیری انسان در مقام خلافت الهی و سلب این مقام از انسان از سوی شیطان است. پس همه جنگ های دیگر نیز تجلیات و تنزلات و مظاهرهمین جنگ اراده ها است که بین انسان و شیطان در جریان است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا ابعاد و عوامل و آثار جنگ اراده ها را براساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

انواع جنگ ها در زندگی بشر

براساس آموزه های قرآنی، انواع و اقسام جنگ ها در زندگی بشر تابع جنگ اصلی میان اراده انسان و اراده شیطان است. بنابراین، اگر درباره جنگ درونی میان هواهای نفسانی و قوای عقلانی بشر سخن به میان می آید، یک عامل تاثیرگذار در آن اراده شیطانی است؛ زیرا انسان هر چند که دارای قوای متضادی چون قوه جاذبه یا همان شهوت، و قوه دافعه یعنی غضب و هم چنین قوه عاقله یعنی فطرت خدا جوی هدایت شده تکوینی است(طه، آیه ۵۰) به طوری که هر یک از اینان تلاش می کنند تا زمام امور نفس را به گیرند؛ اما از نظر قرآن، به دلیل عامل فطری عقلانی، انسان به طور فطری می تواند شهوت و غضب خویش را مهار ومدیریت کند که از آن به تقوای فطری تعبیر می شود؛ زیرا وضعیت نفس انسانی در هنگام تولد، حالت استواء و اعتدال کامل است.(شمس، آیه ۷؛ انفطار، آیه ۷) بنابراین، تحت شرایط فطری و الهامات الهی، نفس انسانی از نظر شناختی، معرفت نسبت به حق و باطل داشته و از نظر انگیزشی نیز گرایش به حق و گریزش از باطل دارد؛ از همین روست که فطرت کودکان بر خداجویی و اسلام است تا جایی که اصول اساسی اسلام یعنی عدالت، صداقت، وفا، امانت و مانند آنها را کودکان دوست داشته و بدان گرایش دارند و این گونه تقوای فطری خویش را نمایش می دهند؛ اما وقتی کودکان تحت تربیت یا ربوبیت پرورشی والدین یا اجتماع قرار می گیرند، ازحالت فطرت خارج شده و به فلسفه و سبک زندگی والدین و اجتماع گرایش می یابند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ عده الداعی ج۱ ص۳۳۲؛ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج ۳ ، ص ۴۲۶)

البته در این تغییر منفی در فطرت انسانی، نقش شیطان و اراده شیطانی را نمی بایست دست کم گرفت؛ زیرا این شیطان است که والدین را از دین فطری و تکوینی بیرون برده و با «وسوسه»(اعراف، آیه ۲۰؛ طه، آیه ۱۲۰) و «وعده» آنان را به ارتکاب اعمالی بر خلاف فطرت دعوت می کند  که بر خلاف اصولی چون صداقت، عدالت، وفا، امانت و مانند آنها است. خدا می فرماید که ابلیس این شیطان رانده شده درگاه الهی، سوگند خورده تا انسان را به هر طریقی شده از راه هدایت الهی خارج ساخته تا نتوانند صفات الهی را در خود ظهور بخشیده و در مقام خلافت الهی قرار گیرند: وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَفْرُوضًا وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا. یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا  ؛ شیطان سرکش گفت: بى‏ گمان از میان بندگانت نصیبى معین براى خود برخواهم گرفت، و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم کرد، و وادارشان مى ‏کنم تا گوشهاى دامها را شکاف دهند، و وادارشان مى ‏کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند، ولى هر کس به جاى خدا شیطان را دوست خدا گیرد، قطعا دستخوش زیان آشکارى شده است. آرى شیطان به آنان وعده مى‏ دهد و ایشان را در آرزوها مى‏ افکند و جز فریب به آنان وعده نمى‏ دهد.(نساء، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰)

خدا در این آیات بیان می کند که جنگ میان انسان و شیطان همان جنگ اراده هاست؛ زیرا شیطان می خواهد تا با وسوسه و وعده انسان را از نظر شناختی و فکری و رفتاری تحت مهار و مدیریت اراده خویش در آورده و به آنان فرمان داده و حکومت و سلطنت داشته باشد. بنابراین، انسان بر خلاف فطرت خویش، تابع وسوسه های شیطانی و وعده های ابلیسی شده و اراده خویش را تحت تسخیر اراده شیطانی قرار می دهد و مجبور می شود تا تحت حکومت و سلطنت شیطان و ولایت طاغوتی اش عمل کند و از ولایت الهی خارج شود.

البته از نظر قرآن، این خود انسان است که به اراده اختیاری و آزاد خویش تحت تاثیر وسوسه ها و وعده های شیطانی، از خود سلب اراده کرده و ولایت طاغوتی شیطان را پذیرفته و برده اراده شیطان شده است. در حقیقت انسان به حماقت و سفاهت خویش از خود سلب اراده می کند و زمام امور خویش را به دست ابلیس شیطانی می سپارد. ازهمین رو، آن کس که می بایست سرزنش شود خود انسان است که فطرت الهی را کنار گذاشته و ازخود به اراده و اختیار سلب اراده کرده و مضطر شده تا جایی که دیگر قدرت ندارد از سلطه اراده شیطانی خارج شود. خدا در این باره این گونه گزارش می دهد: وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ؛ و چون کار از کار گذشت و داورى صورت گرفت، شیطان مى‏ گوید: در حقیقت ‏خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم، و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا در کار خدا شریک مى‏ دانستید کافرم. آرى ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت.(ابراهیم، آیه ۲۲)

از این آیه به دست می آید که خود انسان به اراده اختیاری سلطه شیطانی را پذیرفته و اراده شیطان را بر خود مسلط می سازد و ازخود سلب اراده می کند.

این بدان معناست که در همه جنگ ها مقدمات شکست برای کسی است که خود خواسته سلطه دشمن را بپذیرد و تحت اراده دشمن به اراده خویش قرار گیرد.

از نظر قرآن، علت فروگذاری اراده در برابر دشمن و سلب ارادی از اراده خویش، برای کسانی است که سستی می ورزند و تحت شیطنت دشمنان اراده خویش را تضعیف می کنند و اجازه می دهند تا از آنان سلب اراده شده و دشمن اراده آنان را دست گیرد.

در حقیقت انواع جنگ ها از جنگ نرم شناختی تا جنگ سخت نظامی، همه تجلیات و مظاهر همین جنگ اراده ها است؛ زیرا انسان و شیطان بر آن است تا هر یک اراده خویش را بر دیگری از جمله جهان تحمیل کند و خلافت را به دست گیرد.

در همه جنگ ها از جمله جنگ نرم و جنگ شناختی آن چه اساس و محور است، جنگ اراده و تحمیل اراده خود و بر طرف مقابل است. در حقیقت جنگ اراده همان توانایی تأثیرگذاری و نفوذ بر ادراک، شناخت و انگیزش  یک فرد و جامعه در جهت اهداف مورد نظر است.

مراد از جنگ، درجنگ اراده ها به‌معنای تحمیل اراده بر طرف مقابل و سلب اراده در اندیشه و انگیزش و علم و عمل است. پس  در جنگ اراده ها هر طرف بر آن است تا با تحمیل اراده از طریق به‌کارگیری همه ابزارها از وعده، وسوسه، غرور و فریب و مانند آنها، اندیشه و انگیزه، جزم و عزم و نیز علم و عمل، روان و احساسات و عواطف طرف مقابل را به دست گیرد و اراده او را سلب کرده و تحت فرمان ارادی خویش درآورد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دشمنان اسلام از شیاطین جنی و انسی(انعام، آیه ۱۱۲) در طول تاریخ از نظر تجهیزات و نفرات و برتری های ظاهری و امکانات هماره برتر از مومنان بودند(سباء، آیه ۴۵؛ فجر، آیات ۶ تا ۱۴)؛ چنان که فرعون و فرعونیان در برابر حضرت موسی(ع) و احزاب حجاز و نجد در برابر پیامبر(ص) و شیاطین بزرگ این دوره در برابر مکتب امام خمینی(ره) و گفتمان انقلاب اسلامی، اینگونه هستند؛ اما هماره دشمنان نه در برابر نیروی نظامی و تهجیزات و نفرات، بلکه بیش از آن از اراده مومنان و امت اسلامی شکست خورده است. جالب این که هر گاه مسلمانان به نیروهای مادی اتّکال کرده و از اتّکال به خدا و اراده الهی چشم پوشیدند، ضربه خوردند. خدا درباره جنگ حنین می فرماید: لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَهٍ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئًا وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ ؛ قطعا خداوند شما را در مواضع بسیارى یارى کرده است، و نیز در روز حنین آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولى به هیچ وجه از شما دفع خطر نکرد، و زمین با همه فراخى بر شما تنگ گردید؛ سپس در حالى که پشت به دشمن کرده بودید، برگشتید ؛ آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد، و سپاهیانى فرو فرستاد که آنها را نمى‏ دیدید، و کسانى را که کفر ورزیدند عذاب کرد، و سزاى کافران همین بود.(توبه، آیات ۲۵ و۲۶)

قدرت اراده الهی انسان مومن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدای مرید، دارای اراده است(بروج، آیه ۱۶) که خاستگاه اراده انسان و جن است؛ در حقیقت صفت الهی اراده که در اسم مرید خودنمایی می کند، در انسان و جن ظهور یافته است.

از نظر قرآن، اراده انسان وجن مقهور اراده الهی است؛ و این گونه نیست که اراده مخلوق براراده خالق قاهر باشد. بنابراین، اگر مشیت الهی که فوق مشیت انسانی است، به چیزی تعلق بگیرد، هرگز مشیت انسانی نمی تواند بر خلاف مشیت الهی تاثیر گذار باشد. (تکویر، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳۰) هم چنین اراده که پس از مشیت تحقق می یابد، نمی تواند اراده ای باشد که قاهر بر اراده الهی باشد؛ در حقیقت مشیت و اراده انسانی تابع مشیت و اراده الهی است. (صافات، آیه ۹۸؛ هود، آیه ۳۴)

هم چنین از نظر قرآن، مشیت و اراده جنیان از جمله شیطان نیز اینگونه است که تحت مقهوریت اراده و مشیت الهی است. پس اگر شیطان اراده کرده تا در میان انسان ها دشمنی ایجاد کند تا یک دیگر را نابود کنند(مائده، آیه ۹۱)، این اراده شیطان مستقل نیست، بلکه ماذون به مشیت و اراده الهی است؛ زیرا اگر خدا بخواهد چیزی به کسی برسد هیچ اراده ای دیگر نمی تواند مانع باشد حتی آن اراده ، همان اراده شیطان سرکش باشد؛ و هم چنین اگر خدا بخواهد چیزی به کسی نرسد، هیچ اراده ای ازجمله اراده شیطانی نمی تواند کاری کند تا آن چیز به آن کس برسد.(فاطر، آیه ۲؛ زمر، آیه ۳۸)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اراده انسانی فوق اراده جنیان از جمله اراده شیطان است؛ زیرا انسان از نظر دارندگی اسماء و صفات همه صفات و اسماء را در تمامیت کمالی آن دارا بوده و هیچ عیب از نظر کمّیت و هیچ نقصی از نظر کیفیت ندارد؛ از همین روست که شایسته خلافت الهی بر ما سوی الله حتی جنیان و ابلیس شده(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)، هر چند که ابلیس از نظر تشریعی سرکشی کرده، ولی از نظر تکوینی انسان بر او خلافت دارد؛ از همین روست که ابلیس در قیامت می گوید که مرا بر شما سلطه ای جز وسوسه نیست.(ابراهیم، آیه ۲۲)

بنابراین اگر شیطان بخواهد اراده ای در ایجاد دشمنی از طریق ابزارهای چون خمر و قمار و فریب و تزیین و تسویل و مانند آنها داشته باشد(مائده، آیه ۹۱؛ حدید، آیه ۱۴؛ بقره، آیه ۲۱۲؛ انعام، آیه ۱۳۷)، زمانی اراده او تاثیر گذار خواهد بود که انسان خود بخواهد در مسیر سلب اراده خویش گام بردارد و اراده تحمیلی شیطان را بپذیرد.

از نظر قرآن، اراده مومنان به سبب آن که تثیبت و تحکیم یافته و مظهر اتم و اکمل اراده الهی است، هماره فوق اراده دشمنان از شیاطین جنی و انسی است. بنابراین، آنان نمی توانند اراده خویش را بر مومنان تحمیل کنند حتی اگر همه شیاطین دست به دست هم دهند؛ زیرا وقتی مومن در کاری وارد می شود تحت استعاذه الهی و با بسمله و توکل به خدا وارد می شود.

اراده های شیطانی بر آن است تا شرایطی برای انسان فراهم آورد که نتواند مقام خلافت الهی را حفظ و صیانت کند. دشمنان شیاطین مومنان اراده کرده اند تا اراده خویش را تحمیل کرده و از مومنان سلب اراده کنند تا مجبور باشند هر چه آنان می خواهند انجام شود. از همین روست که فرعونیان و دیگر شیاطین انسی این گونه عمل می کنند. آنان دنبال آن هستند که مردمان را سرگردان و آواره سازند.(اسراء، آیات ۱۰۱ و۱۰۲) هم چنین انسان های شیطانی دنبال الحاد و کفر و تحمیل آن بر دیگران هستند(حج، آیه ۲۵)

اعمالی چون هم جنس بازی (هود، آیات ۷۷ و ۷۹)، نابودی اسلام(توبه، آیات ۳۱ و ۳۲؛ صف، آیه ۵)، خدعه و مکر(انفال، آیه ۶۲؛ انبیاء، آیات ۶۹  و ۷۰؛ طور، آیه ۴۲)، گناه(یوسف، آیات ۲۴ و ۲۵؛ طه، آیه ۸۶)، گمراهی(نساء، آیه ۴۴)، قتل و کشتار(قصص، آیه ۱۹)، دنیاطلبی(نساء، آیه ۱۳۴؛ شوری، آیه ۲۰)، درگیری(قصص، آیات ۱۸ و ۱۹)، خیانت(انفال، آیات ۷۰و۷۱)، تخلف از جهاد(فتح، آیه ۱۵)، پرستش معبودانی غیر الهی(ص، آیات ۴ تا ۶)، میل شدید جنسی(نساء، آیه ۲۷)، حکمیت به طاغوت(نساء، آیه ۶۰) از مصادیق جنگ اراده شیطانی بر جنگ اراده الهی است.

جنگ اراده در کلام رهبری

امام خامنه ای درباره جنگ اراده ها در جهان امروز می فرماید: جنگ‌های امروز دنیا در واقع «جنگ اراده‌ها» است و شما با ایستادگی و استحکام اراده‌ها و استفاده از ظرفیت‌های فراوان کشورتان خواهید توانست بر مشکلات پیروز شوید.(دیدار رئیس جمهوری ونزوئلا با رهبر انقلاب؛ ۱۳۹۴/۰۹/۰۲)

معظم له می فرماید: در عرصه‌های گوناگون جهانی، درگیری‌ها غالباً جنگ اراده‌ها است؛ هر طرفی که اراده‌اش زودتر ضعیف شود، شکست خواهد خورد.( بیانات در دیدار مسئولان نظام‌، .۱۳۹۲/۰۴/۳۰)

ایشان می فرماید: می گویند «اگر میخواهید تحریم برطرف بشود، در مقابل آمریکا کوتاه بیایید»؛ خلاصه‌ی حرف این است که باید کوتاه بیایید در مقابل آمریکا، باید ایستادگی نکنید، که حالا من بعداً درباره‌ی این، با تفصیل بیشتری صحبت خواهم کرد. این جریان تحریف است. البتّه من به شما عرض بکنم که بله، بعضی‌ها تحت تأثیر قرار میگیرند، و همان مطلبی را که آنها میگویند تکرار میکنند؛ چه در مورد ضعفهای کشور که ده‌برابر میشود، چه در مورد کم نشان دادن و کوچک نشان دادن نقطه‌قوّت‌ها و پیشرفتهای کشور، چه در مورد آدرس غلط دادن. خب این در بعضی‌ها اثر میکند امّا در اکثر مردم، در غالب ملّت ایران اثر نمیکند. [غالب مردم] شناخته‌اند آمریکا را، شناخته‌اند دشمن را، میدانند که اینها دروغ میگویند، میدانند که اینها مغرضانه حرف میزنند؛ پس جریان تحریف هم به نتایج مورد نظر آنها نرسیده. و من به شما بگویم که اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم قطعاً شکست خواهد خورد؛ زیرا که عرصه، عرصه‌ی جنگ اراده‌ها است؛ وقتی جریان تحریف شکست خورد و اراده‌ی ملّت ایران همچنان قوی و مستحکم باقی ماند، قطعاً بر اراده‌ی دشمن فائق می‌آید و پیروز خواهد شد.( بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت عید قربان؛ ۱۳۹۹/۰۵/۱۰)

ایشان می فرماید: گزینه‌ی قطعی ملّت ایران مقاومت در مقابل آمریکا است و در این رویارویی، در این مقاومت، او وادار خواهد شد به عقب‌نشینی. و بحث مقاومت هم بحث برخورد نظامی نیست؛ این که حالا بعضی هم مسئله‌ی جنگ را در روزنامه و در فضای مجازی و مانند اینها مطرح میکنند حرف بیخودی است. جنگی بنا نیست انجام بگیرد و به توفیق الهی انجام هم نخواهد گرفت. نه ما دنبال جنگیم، آنها هم به صرفه‌شان نیست که دنبال جنگ باشند و میدانند که به صرفه‌شان نیست. ما هم که خب اهل ابتدا به کارِ نظامی نیستیم ــ هیچ وقت نبودیم، الان هم نیستیم ــ این برخورد، برخورد اراده‌ها است؛ این رویارویی، رویارویی اراده‌ها است؛ و اراده‌ی ما از آنها قوی‌تر است. ما علاوه‌ی بر اراده‌ی قوی، توکّل به خدا را هم داریم. ذلِکَ بِاَنَّ اللهَ مَولَی الَّذینَ ءامَنوا وَ اَنَّ الکافِرینَ لا مَولی لَهُم؛(۱) آنها مولا ندارند؛ ما متّکی به اراده‌ی الهی هستیم. بنابراین ان‌شاء‌الله آینده، آینده‌ی خوبی است و سختی‌ها هم آن‌چنان که بعضی‌ها تصویر میکنند و توصیف میکنند، نیست و نخواهد بود. ان‌شاء‌الله دولت خودمان، مسئولین کشور با همّت، با قدرت، با اراده‌ی قوی، با مدیریّتها و -همین ‌طور که اشاره کردند- با تدبیرهای نو و تازه به مواجهه‌ی با حوادث خواهند رفت و پیروز خواهند شد.( بیانات در دیدار مسئولان نظام؛ .۱۳۹۸/۰۲/۲

ایشان هم چنین می فرماید: جنگی بنا نیست انجام بگیرد و به توفیق الهی انجام هم نخواهد گرفت. نه ما دنبال جنگیم، آنها هم به صرفه‌شان نیست که دنبال جنگ باشند و می دانند که به صرفه‌شان نیست. ما هم که خب اهل ابتدا به کارِ نظامی نیستیم ــ هیچ وقت نبودیم، الان هم نیستیم ــ این برخورد، برخورد اراده‌ها است؛ این رویارویی، رویارویی اراده‌ها است؛ و اراده‌ی ما از آنها قوی‌تر است. ما علاوه‌ی بر اراده‌ی قوی، توکّل به خدا را هم داریم.( بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۱۳۹۸/۰۲/۲۴)

و نیز می فرماید: یکی از آقایان، پایین یک شعری خواندند که مضمونش این بود که اگر شمشیر بکشید، سینه‌هایی که بیایند در جلوی شما بِایستند و در مقابل دشمنان شما سینه سپر کنند [زیاد است‌]، من گفتم من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ این‌جوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و اراده‌ها دارند با هم میجنگند. امروز ما خیلی احتیاج داریم به ابزارهای مؤثّر و تأثیرگذار؛ یک بخش عمده‌ی این ابزارها، به نظر من شعر است که بایستی مورد توجّه شماها قرار بگیرد.( بیانات در دیدار شاعران، .۱۳۹۵/۰۳/۳۱)

هم چنین می فرماید: معنای جنگ نامتقارن این است که دو طرفِ جنگ از منابع مختلف‌الحالی، با هویّتهای مختلف برخوردارند؛ این جنگ نامتقارن است؛ یعنی هرکدامِ از این دو طرف امکاناتی دارند، منابع قدرتی دارند که طرف دیگر آن را ندارد. ما با استکبار جهانی در حال جنگ نامتقارنیم؛ چرا؟ ممکن است او یک امکاناتی داشته باشد که ما نداشته باشیم امّا ما هم امکاناتی داریم که او ندارد؛ آن امکان چیست؟ توکّل، اعتماد به خدا، اعتماد به پیروزی نهایی، اعتماد به قدرت انسان، به قدرت اراده‌ی انسان مؤمن؛ این را ما داریم؛ این شد جنگ نامتقارن. در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که با هم میجنگند؛ هر اراده‌ای غلبه پیدا کرد، پیروز خواهد شد. در میدان، اراده را ضعیف نکنید؛ در میدان نبرد، اراده را دچار تزلزل نکنید؛ اگر یک طرفِ جنگ در میدان نبرد اراده‌اش سست شد، قطعاً شکست خواهد خورد. نگذارید اراده‌تان سست بشود، نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن، در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند؛ این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید؛ این ضامن پیروزی است.( بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام، .۱۳۹۵/۰۳/۰۳)