جلوه های از عدالت الهی

samamosعدالت در تحلیل قرآنی ، استوانه هستی است که نظام آفرینش بر آن قرار گرفته و بر مدار و محور آن می گردد. از این روست که عدالت به عنوان معیار امور در نظام هستی مورد توجه و اهتمام است و هر چیزی بر اساس و پایه آن سنجیده و ارزش گذاری می شود.

بر پایه آموزه های قرآنی این عدالت است که به زندگی بشر معنا و مفهوم می بخشد و به عنوان رسالت پیامبران و انسان، ارزش و اعتبار می یابد. با نگاهی گذرا به آیات قرآنی می توان به سادگی این جایگاه رفیع و بلند عدالت را در نظام احسن هستی دریافت. با این همه نویسنده با مراجعه به برخی از آیات قرآنی، بر آن است تا گوشه ای دیگر از جلوه های رحمت رحمانی الهی را در این حوزه به نمایش گذارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عدالت، نمایشی از توحید

عدالت نقیض جور و ستم ، حد متوسط و میانه افراط و تفریط در هر امری است به گونه ای که در آن هیچ زیاده و نقصانی نباشد.(ترتیب العین ، ج ۲ ، ص ۱۱۵۴ و التحقیق، مصطفوی، ج ۸ ، ص ۵۵) هر چند که عدالت به معنای مساوات و برابری نیست ولی در برخی موارد مقتضای برابری و مساوات را دارد (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ص ۵۵۱)؛ زیرا در آن موارد مقتضای عدالت برابری است ولی با این همه نمی توان واژه برابری و مساوات را به عنوان معنا و مفهوم واژه عدالت در نظر گرفت.

به هر حال، آن چه را که به نام عدالت می شناسیم، حالتی است که از هر گونه افراط و تفریط به دور باشد و حد متوسط و میانه در امور رعایت شود. از آن جایی که هر گونه افراط و تفریطی در هر کاری نوعی عدول از عدالت و خروج از آن قلمداد می شود ، به سادگی می توان ظلم را نقیض آن شمرد؛ زیرا ظلم و ستم، خروج هر چیزی از حالت استوا و میانه است که هستی بر مدار آن آفریده شده است.

اصولا توحید را تنها می توان از طریق عدالت اثبات کرد و دست کم آن که مهم ترین جلوه توحید در عدالت ظهور و بروز می کند؛ زیرا عدالت به معنای حالت استوا و میانه ای است که هر چیزی بر اساس آن ایجاد شده است و این حالت ، همان حالت طبیعی هر موجود و افریده ای است. وجود اعتدال و استوا در هر آفریده ای دلیل و شاهدی بر آن است که نظام هستی را خدای یگانه ای آفریده و مدیریت می کند. از ا ین روست که خداوند در آیه ۱۸ سوره آل عمران ، برای اثبات توحید به عدالت به عنوان شاهد و گواه سود جسته است. در این آیه خداوند حاکمیت مطلق قسط و عدل بر نظام هستی را ، نمایانگر توحید و یگانگی خداوند می داند؛ زیرا اگر خدایگانی چند بر هستی حکومت می کردند، هرگز نظام هستی بر یک معیار و مدار نمی بود و هر یک از خدایگان معیار و ملاکی خاص با توجه به سلایق خود بر می گزیدند و نظام هستی از وحدت و یگانگی در معیار بیرون می رفت.

علامه طباطبایی در این باره می نویسد که عدل و قط الهی در هستی شاهد بر وحدانیت و یگانگی خداوند است و این معنا را می توان از همین آیه به دست آورد.(المیزان ، ج ۳ ، ص ۱۱۴)

از نظر قرآن ، عدالت بینان همه چیز هستی است. بر اساس همین منطق مستحکم و قوی است که خداوند در آیه ۲۲ سوره جاثیه ، آفرینش آسمان و زمین را بر اساس حق و عدال برای اجرای عدالت و جریان آن در زندگی بشر معرفی می کند و معیار ارزش گذاری شخصیت افراد، گروه ها و جامعه را نیز رعایت آن می داند.(آل عمران آیات ۱۶۲ و ۱۶۳ و نیز نساء ، ایه ۹۵ و مائده آیه ۱۰۰ و آیات دیگر قرآنی) از این روست که عدالت ، افزون بر آن که بنیان هستی بر آن نهاده شده ، معیار مفاهیم اساسی و ارزشی اسلام (انعام آیه ۱۱۵) و نیز بنیان وضع قوانین در اسلام (بقره ، آیه ۲۷۹ و حشر، آیه ۷) است. خداوند در آیات ۲۷۸ و ۲۷۹ سوره بقره، هم چنین عدالت را بنیان نظام اقتصادی معرفی می کند و آن را شرط احراز مقام رهبری و امامت جامعه دانسته (بقره، آیه ۱۲۴) و مومنان را موظف به رعایت عدالت در مسیر زندگی (شوری ، آیه ۴۰) و تنظیم سند دین و مطالبات(بقره، آیه ۲۸۲) و شهادت و گواهی (نساء ، آیه ۱۳۵) و جهاد (حدید ، آیه ۲۵) و بسیاری از امور دیگر زندگی می داند.

از آن جایی که هستی بر مدار عدالت بنیاد گذاشته شده است ، انسان ها به عنوان موجودات مختار و آزاد، مکلف هستند تا عدالت را در زندگی نسبت به خود و دیگران مراعات کنند (بقره ، آیه ۲۸۲ و نساء، آیات ۲ و ۹ و ۵۸ و ۱۳۵ و نیز مائده آیه ۸)

خداوند در آیه ۱۵۹ سوره اعراف ، حق را تنها معیار عدالت در جامعه معرفی می کند تا این گونه ارتباط حق را با عدالت تبیین کند؛ زیرا این گونه می توان ارتباط کامل و دقیق میان خداوند که حق مطلق است با عدالت را به سادگی روشن کرد و به نمایش گذاشت.

به سخن دیگر، ارتباط میان خداوند که حق مطلق است با عدالت ، ارتباط کامل و ناگسستنی است و بر همین اساس مردمان در جامعه برای این که بدانند بر اساس معیار عدالت حرکت می کنند ، می بایست به این توجه کنند که آیا در مسیر حق مطلق یعنی خداوند گام بر می دارند ، یا آن که بر خلاف آن حرکت می کنند؟ بر اساس این معیار قرآنی، اگر کسی بر خلاف آموزه های تکوینی و تشریعی الهی حرکت کند بی گمان در مسیری غیراز مسیر حق گام بر می دارد و از عدالت خارج شده است.

جلوه های از عدالت الهی

یکی از صفات برجسته الهی صفت عدالت است. عدلیه به گروه های اسلامی گفته می شود که هستی را بر اساس عدل دانسته و افعال خداوند را در این دایره می دانند. از نظر ایشان صفت عدالت در خداوند به معنای ایجاد محدودیت در خدا نیست، بلکه به این معناست که خداوند خود به اختیار و اراده هرگز بیرون از دایره عدالت کاری را انجام نمی دهد و این گونه نیست که به کسی ظلم روا دارد. عدالت از نظر عدلیه آن چنان مهم و با ارزش است که آن را به عنوان یکی از اصول دین اسلام بر می شمارند تا نسبت به کسانی که می گویند خداوند کار قبیح ظلم را انجام می دهد، واکنش منفی نشان دهند؛ زیرا برخی از گروه های اسلامی بر این باورند که خداوند می تواند به اختیار واراده خویش به موجودات ظلم و ستم روا دارد؛ چون بر اساس باور این گروه، چیزی به عنوان مستقلات عقلی چون قبیح بودن ظلم و یا حسن و نیکو بودن عدالت معنایی ندارد و خداوند می تواند کسی را که مستحق پاداش است، کیفر کند و کسی را که مستحق کیفر است پاداش نیک دهد. از نظر ایشان چنین عملی از سوی خداوند، هرگز قبیح نیست.

این در حالی است که قرآن به صراحت در آیات ۷ تا ۹ سوره رحمن از رعایت عدالت از سوی خداوند سخن به میان می آورد و قرار دادن ترازو برای انسان ها را از آثار عدالت خویش بر می شمارد و در آیات ۱۸۱ و ۱۸۲ سوره آل عمران ، ظلم و ستم را از ساحت خود دور می داند و بر همین اساس ، مجازات بخیلان و قاتلان پیامبران را به عنوان مقتضای عدالت خویش بر می شمارد.

تشکیک و تردید در عدالت الهی موجب شده است تا خداوند در آیاتی چون ۱۸۲ سوره آل عمران، ۵۱ سوره انفال ، ۱۰ سوره حج و نیز ۴۶ سوره فصلت ، هرگونه تردید در عدالت خداوند نسبت به مردمان را امری ناروا بداند و خود را از ظلم و ستم مبرا و پاک معرفی کند.

جلوه های عدالت الهی را می توان در همه جا یافت ولی برخی از این امور به شکل بارز و روشن تری به چشم می آید و تاثیر شگرفی در آدمی و رفتارها و اهداف او به جا می گذارد که در قرآن به برخی از آن ها اشاره شده است.

خداوند در آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره انعام و نیز ۷۰ و ۱۱۵ سوره انعام و ۴۷ سوره یونس، اتمام حجت الهی بر کافران پیش از هلاکت آنان را به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های عدالت خود معرفی می کند. به این معنا که عدالت الهی مقتضی آن است که پیش از آن که شخص، گروه و یا جامعه و قومی به سبب گناه و خطای خویش مجازات گردند و گرفتار هلاکت شوند، به آنان از راه های مختلف اتمام حجت شود تا مدعی عدم اطلاع و آگاهی از قانون و سنت الهی نشوند.

بنابراین می توان گفت که سنت اتمام حجت از سوی خداوند به هر کسی و یا جامعه ای پیش از مجازات و کیفر، یکی از مهم ترین جلوه های عدالت الهی نسبت به مردمان است که در این آیات و نیز آیات دیگر از جمله آیات ۲۰۸ و ۲۰۹ سوره شعراء و ۹ سوره روم به اشکال مختلف بیان شده است.

از دیگر جلوه های برجسته و کامل عدالت الهی می توان به قیامت و مساله حساب و کتاب و پاداش اشاره کرد؛ زیرا برپایی قیامت و نظام های آن ، ریشه در اجرای عدالت الهی نسبت به آفریده ها دارد.

خداوند در آیه ۴۹ سوره کهف و نیز ۴۷ سوره انبیاء و ۶۹ سوره زمر تبیین می کند که به سبب آن که عدالت بی ظلم و ستمی در حق آفریده های خود داشته باشد، نیازمند نظام دیگری به نام نظام اخروی و قیامت و رستاخیز است تا هر کسی در آن نظام چنان که در دنیا عمل کرده است پاداش و کیفر در خور و شایسته بگیرد. در آن نظام هیچ خرد و کلان ، ریز و درشت، آشکار و نهانی ، از دایره داوری الهی بیرون نمی ماند و هرکسی چنان که در دنیا عمل کرده در آخرت پاداش آن را بی کم و کاستی می بیند.

البته ناگفته نماند که خداوند بر اساس عدالت خویش ، جزای وفاق هر عملی را در قیامت می دهد، ولی این مناسبت و تطبیق کامل و بی نقص و عیب، تنها در حوزه مجازات ها و وعیدهاست. اما نسبت به وعده ها و پاداش های نیک، بر اساس فضل خویش عمل می کند و بیش از آن چه استحقاق بنده است به او می بخشد. از این روست که خداوند " خلف وعده " نمی کند و به آن چه وعده پاداش داده بیش تر نیز می بخشد ولی می تواند نسبت به وعید کوتاه بیاید و کم تر سخت گیری کند که آن نیز بر اساس رحمانیت الهی می باشد. عدالت اقتضای آن می کند که شخص به اندازه گناه مجازات شود که این گونه خواهد بود و جزای وفاق خواهد دید ولی این گونه نیست که در وعده ها و پاداش ها نیز به همان مقدار بسنده شود بلکه از فضل خود بیش تر نیز می بخشد و عطا می کند که برخاسته از رحمت رحمانی و رحیمی اوست.

بی گمان خاستگاه عدالت الهی را می بایست در اموری چون الوهیت (نحل، آیه ۹۰ و آل عمران ، آیه ۱۸)، حکمت (آل عمران ، ایه ۱۸) ، ربوبیت (اعراف ، آیه ۲۹) ، رحمانیت (حجرات ، آیه ۹) و قدرت خداوند جست (آل عمران ، آیه ۱۸)

همین عدالت الهی مقتضای آن است که مومنان پرهیزگار نیکوکار را با مفسدان ستمگر و فاجر یکسان قرار ندهد(ص ، ایه ۲۸)؛ زیرا همسان قرار دادن این دو گروه از انسان ها به معنای خروج از نظام عدالتی است که بنیان هستی را خداوند بر آن قرار داده و بر اساس حکم عقل این پیامبر درونی این خروج را قبیح شمرده است.

بر اساس همین نظام احسن عدالت محور است که خداوند به مقتضای عمل انسان ها و باورهایشان به آنان پاداش و مقام خاص می بخشد و مجرمان و ستمگران را به دوزخ جلال خویش می سوزاند.

خداوند در آیاتی بسیار از جمله آیه ۹۵ سوره نساء و ۱۴۳ و ۲۸۱ سوره بقره ، پاداش ها و اعطای مقامات و درجات به مومنان نیکوکار را مبتنی بر نظام ارزشی عدالت محور معرفی می کند تا این گونه نشان دهد که خداوند هرگز از مدار و محور عدالت عقلانی بیرون نمی رود و به جای پاداش خیر به ایشان ظلم نمی کند تا چنان که اشاعره مدعی هستند، خداوند در دام محدودیت های خود گرفتار نیاید.

به سخن دیگر، مبانی عدالت و حق مقتضی آن است که خداوند نظام پاداش را قرار دهد و بر اساس نظام عقلانی پاداش عمل کند؛ بنابراین خداوند هرگز بهشتی را به دوزخ نمی برد ؛ چون چنین خروجی به معنای ظلمی است که عقل آن را قبیح می شمارد و خداوند هرگز نه قبیح می کند و نه به قبیح فرمان می دهد، چنان که نه ظلم می کند و نه به ظلم فرمان می دهد و تنها کافران و مشرکان هستند که مدعی چنین امری برای خداوند عادل و قادر می باشند و خداوند نیز از آن پاک و مبراست.

به هر حال عذاب خداوند درباره ظالمان و مجرمان بر پایه عدالت و مطابق با عمل آنان است (یونس آیه ۵۴ و کهف آیه ۵۹ و حج آیه ۴۵ و ۴۸ و آ یات دیگر) و کیفر نمودن گناهکاران بر اساس همین مبنا و محور عدالت الهی است (بقره آیات ۴۸ و ۱۲۳ و ۱۳۴ و آیات دیگر) و خداوند هرگز در این مجازات از محدوده عدالت پا فراتر نمی دهد و در حق هیچ کسی ظلم و ستمی روا نمی دارد.(توبه ایه ۷۰ و غافر آیه ۳۱)

اصولا قضاوت الهی و داوری وی درباره ستمگران ، قضاوتی بر پایه قسط و عدل می باشد چنان که خداوند به صراحت و روشنی در آیاتی چون آیه ۵۴ سوره یونس به آن اشاره می کند. بر این اساس ، هرگز نمی توان امری را در جهان آفرینش بیرون از دایره عدالت تحلیل و ارزیابی و داوری کرد.

همین شیوه و روش الهی نیز می بایست از سوی مردمان و مومنان مورد توجه و اهتمام قرار گیرد و هر گز کسی به خود اجازه ندهد تا در زندگی خویش و نسبت به دیگران بیرون از مدار و محوریت عدالت رفتار نماید.

به نظر می رسد کسانی که خداوند را مجاز به امری قبیح عقلانی چون ظلم معرفی می کند، می کوشند تا شرایطی را فراهم آورند تا ظلم و ستم رهبران جامعه را توجیه کنند. این معنا به شدت تقویت می شود هنگامی که با مراجعه به اسناد تاریخی در یابیم که اصولا دیدگاه کلامی اشعری و جبرگرایی آنان در نتیجه توجیه انحرافات ظالمانه حکام عصر نخست اسلامی به ویژه معاویه و یزید بوده است. حکومت عباسیان نیز در طول پنج سده حکمرانی بر امت اسلامی این معنا را چنان به عنوان یک اندیشه اسلامی و قرآنی تقویت کرد که بسیاری از مردم عادی اصولا با تفکر اشعری و جبرگرایی می اندیشند و زندگی می کنند و با ظالمان وستمگران درجهان و طواغیت کنار می آیند.

این در حالی است که خداوند در آیات ۹۴ تا ۱۰۱ سوره هود مراعات عدالت در کیفر الهی نسبت به گناهکاران و ستمگران را گوشزد کرده و در آیه ۵۴ سوره یونس کیفر عادلانه خود نسبت به آنان را در قیامت تاکید می کند، تا این گونه ساحت خود را از هر گونه امر قبیحی چون ظلم مبرا و پاک بر شمارد. پس چگونه اجازه می دهد تا کسانی به نام خدا بر مردمان ظلم کنند و این ستمگری خویش را با اموری چون جواز عمل قبیح از خداوند و جبرگرایی و مانند آن توجیه کنند؟ به نظر می رسد که دوری از آموزه های قرآنی و تحلیل مفسران واقعی قرآن یعنی امامان معصوم (ع) که قرآن ناطق هستند، موجب شده است تااین گونه تفاسیر وبرداشت های ناروا از آموزه های قرآنی ارایه شود و گروه های بسیاری گمراه شوند. باشد تا با بهره گیری از آموزه های محکم قرآن و مراجعه به مفسران راسخ (ع) در آیات متشابه راه حق را جسته و در مسیر عدالت و حق گام برداریم.