جریان نفوذی و نفوذی‌ها از منظر قرآن

نفوذ به معنای رخنه در تار و پود چیزی یا انسانی یا اجتماعی، نوعی حرکت و جریان آرام و آهسته است به گونه‌ای که از سوی آن چیز با کمترین واکنش یا اصلا هیچ واکنشی مواجه نشود، بلکه حتی آن چیز پذیرای این مهمان ناخوانده شده و آن را به عنوان بخشی از ساختار وجودی خود بپذیرد.به عنوان مثال، نفوذ و رخنه آب در خاک و پذیرش خاک از این مهمان ناخوانده به گونه‌ای است که تغییر ماهیت خویش از «خاک» به «گل» را متوجه نمی‌شود. بنابراین، نفوذ به عنوان یک جریان دائمی و آهسته و آرام در طی فرآیندی تغییرات مهم و اساسی در ساختار چیز را فراهم می‌آورد به طوری که آن چیز این تغییرات را طبیعی بر می‌شمارد و واکنش تقابلی با آن ندارد.
نفوذ زمانی ساماندهی می‌شود که هر گونه کنش و فعلی دیگر موجب هوشیاری و مقاومت شده و نهایت حتی به تقابل انجامد به طوری که امکان سلطه و تغییر از دست برود. در حالی که نفوذ شرایط را به نفع نفوذی تغییر می‌دهد بی‌آنکه هوشیاری، مقاومت و حساسیت و تقابلی را به دنبال داشته باشد. از همین رو، باید نفوذ را یک جنگ نرم دانست که قدرت هوشیاری و مقاومت و مقابله را از طرف گرفته و بستر سلطه و غلبه را فراهم می‌آورد و این‌گونه عزت به ذلت تغییر ماهیت می‌دهد. در مطلب حاضر نویسنده با بررسی آیات قرآن ویژگی‌های نفوذ‌ی‌ها را بیان کرده است.

ازفشار بیرون و چانه‌زنی از درون
در عرصه سیاسی و اجتماعی، همواره گروه‌هایی خواهان تغییرات به نفع خود هستند و ازثبات و عدم تغییر رنج می‌برند؛ زیرا ثبات وضعیت کنونی چیزی جز فقدان نقش و تاثیرگذاری برای این گروه‌ها و افراد نیست؛ از این رو، دنبال تغییر و جابه‌جایی هستند تا بتوانند نقشی موثر داشته باشند و مصالح و منافع خویش را تامین کنند.
هرگونه تغییر و جا به‌جایی نقش‌ها و افراد در هر اجتماعی ممکن است با دو شیوه تاثیرگذاری سخت و نرم انجام گیرد که بازتاب نخست همان انقلاب است که به سبب تقابل هیئت حاکمه با آن، به شخم زدن اجتماع و جابه جایی قدرت و نقش‌ها همراه با خشونت می‌انجامد (منافقون، آیه ۸؛ نمل، آیات ۳۴ و ۳۷)؛ و اما بازتاب شیوه دوم، همان تغییرات اجتماعی است که به شکل فرآیندی، آرام و کند در طول زمان انجام می‌گیرد، بی‌آنکه تقابلی را از سوی هیئت حاکمه به دنبال داشته باشد. (بقره، آیه ۱۲۰)
البته گاه در هر دو شیوه عوامل بیرونی به خواست یا حتی عدم خواست عوامل درونی تغییر، ورود می‌کنند. پس اگر عوامل درونی تغییر،هماهنگ با بیرون عمل کنند، به عنوان عامل نفوذی آنان محسوب می‌شوند؛ زیرا در راستای تغییراتی است که از بیرون بر جامعه تحمیل می‌شود و به طور طبیعی منافع و مصالح عوامل بیرونی،این گونه تامین یا تضمین می‌شود؛ اما اگر عوامل درونی ناخواسته در دام قرار گیرند، رفتار درونی به عنوان رفتاری ضداجتماعی وعلیه منافع ملی مطرح می‌شود. بنابراین افراد این گروه رفتاری حماقت‌گونه دارند که منافع درونی را با بیرونی آمیخته و در کلیت به حاکمیت و اقتدار و عزت جامعه ضربه می‌زنند.
از نظر آموزه‌های قرآنی، هر گونه فعالیت دشمن در قالب حمایت مستقیم یا غیر مستقیم از گروه‌های داخلی می‌بایست در راستای منافع ملی تبیین و تحلیل ارزشی شود تا در صورت مخالفت با منافع و مصالح ملی با آن به شدت برخورد شود. اصولا دشمن وقتی به هر شکلی وارد میدان عمل اجتماعی می‌شود، تبعات زیانباری دارد. به عنوان نمونه حضور دشمن در شکل سلطه نظامی نه تنها ساختار سیاسی اجتماع را دگرگون می‌کند، بلکه موجب می‌شود تا ساختار اجتماعی نیز دستخوش تحول خطرناک شود که علیه منافع و مصالح اجتماعی و حق حاکمیت آن مردم است.
برخی از دشمنان با بهره‌گیری از افراد نفوذی در اجتماع بر آن هستند تا برای تغییر نظام سیاسی یا تغییر رفتار در عرصه داخلی یا خارجی، قدرت خویش را چنان افزایش دهند و سلطه خود را تقویت کنند که در نهایت نظام سیاسی و رفتار اجتماعی امتی به گونه‌ای تغییر کند که مطابق منافع و مصالح دشمن است.
باید توجه داشت که کسانی که در یک جامعه خواهان تغییرات سیاسی و اجتماعی در دو شیوه انقلابی و اجتماعی هستند، ممکن است به دو دسته و گرایش اصلی تقسیم شوند:
۱. گروهی که خواهان تغییرات در داخل به عنوان حق سرنوشت هستند و هر گونه مداخله و دخالت بیگانگان را بر نمی‌تابند؛ بنابراین چنین گروهی را نمی‌توان به عنوان نفوذی مطرح کرده و با آنان چنین تعاملی داشت؛
۲. گروه یا جریانی که خواهان تغییرات به هر وسیله هستند و از نظر آنان هدف، وسیله را توجیه می‌کند. چنین افرادی حتی اگر نفوذی دشمن نباشند، ولی آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و در خدمت منافع و مصالح آنان بی‌اجر و مواجب هستند.
بنابراین، در هر جامعه با سه نوع مطالبه‌گری برای تغییر مواجه هستیم که عبارتند از: ۱.تغییرات از سوی مردم برای مردم بدون دخالت بیگانه؛ ۲. تغییرات برای مردم از هر سو چه داخلی یا خارجی؛ ۳. تغییرات در راستای منافع و مصالح بیگانان.
با توجه به این دسته‌بندی می‌توان گفت که نفوذی‌ها کسانی هستند که دنبال هر گونه تغییرات در اجتماع در راستای منافع بیگانان و دشمنان هستند. اما گروه دوم هر چند که اصطلاح نفوذی‌ها را نمی‌توان بر آنان اطلاق کرد، ولی شکی نیست که ایشان به عنوان خائن به منافع و مصالح ملی شناخته می‌شوند؛ هر چند که خیانت آنان بر اساس حماقت است؛ زیرا باور ندارند که دشمن هرگز خیر و صلاح ملتی را نمی‌خواهند و اگر در جایی حرکتی را انجام می‌دهند در راستای تامین منافع خودشان است. این تصویر نادرست و باطل است که آنان را با دشمن همراه و همگام و هماهنگ ساخته است و آنان ناخواسته در خدمت دشمنان مردم خویش هستند.
به نظر می‌رسد که دو گروه اخیر، گاه برای دستیابی به اهداف خویش، از شیوه فشار از بیرون و چانه زنی از درون بهره می‌برند. به سخن دیگر، اگر گروه نخست برای دستیابی به تغییرات، از شیوه فشار از پایین و مردم و چانه‌زنی در بالا بهره می‌گیرد تا در قالب تغییر اجتماعی، منافع و مصالح خویش را تامین کند؛ دو گروه اخیر یعنی جریان احمق‌ها و جریان نفوذی‌ها از شیوه فشار از بیرون و چانه زنی از درون بهره می‌گیرند. از همین رو این گروه‌ها به دشمنان خویش اهداف مشخصی را به عنوان نقاط ضعف نشان می‌دهند تا دشمن از آنجا ضربات یا فشارهایی را وارد سازد تا امکان تضعیف یا تغییر مواضع هیئت حاکمه فراهم آید و آنان بتوانند به اهدافی دست یابند که تامین‌کننده منافع گروه و نیز دشمن است. این گونه است که شناسایی نقاط ضعف و اطلاع‌رسانی در این حوزه به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای گروه‌های سفیه و نفوذی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا دشمن بتواند از این اطلاعات در راستای تضعیف هیئت حاکمه بهره گیرد. بی‌گمان تضعیف هیئت حاکمه امکان تغییرات به نفع گروه و جناح و بهره‌گیری دشمن از منافع را فراهم می‌آورد.
ویژگی‌های نفوذی‌ها
نفوذی‌ها گروه‌های اجتماعی هستند که در خدمت منافع و مصالح دشمنان عمل می‌کنند، اینان ممکن است حقوقی از دشمن دریافت نکنند؛ زیرا از نظر اعتقادی هماهنگ با آنان هستند، به طوری که علاقه و پیوند آنان با دشمن، قوی‌تر از اجتماعی است که در آن زندگی می‌کنند. در حقیقت عقل و قلب آنان در تسخیر دشمن است و بی‌اجر و مزد همان اهداف و مصالح و منافع دشمن را دنبال و تامین می‌کنند. اینان اصولا هیچ‌گونه علاقه‌ای به اجتماع خود ندارند و اهداف دشمن برای آنان همان اهداف زندگی است. پس همان فلسفه و سبک زندگی را می‌جویند که دشمنان دارند و آن را بهشت آرمانی خود می‌دانند.
اصطلاح منافقان در قرآن شامل گروه‌هایی چند از شهروندان امت اسلامی است که بخشی از آنان را می‌توان به عنوان نفوذی‌های دشمن قلمداد کرد که از هیچ‌گونه تامین منافع و مصالح دشمن کوتاهی نمی‌کنند. از نظر قرآن، نفوذی‌ها دارای ویژگی‌ها و خصوصیاتی هستند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
۱. گرایش طبیعی به دشمن: از نظر قرآن، نفوذی‌ها اصولا کسانی هستند که به عقاید و افکار دشمن گرایش دارند و فلسفه و سبک زندگی آنان را برتر و بهتر دانسته و در خدمت آن فلسفه، هر گونه خدمت و خیانتی را مرتکب می‌شوند. بنابراین، اگر در ظاهر در میان امت اسلامی زندگی می‌کنند، ولی روح و روان آنها در میان دشمنان و کافران است و اگر کوچک‌ترین فرصتی بیابند کفر خویش را آشکار می‌کنند و همان فلسفه و سبک زندگی آنان را در زندگی خویش به نمایش می‌گذارند. (آل عمران، آیه ۱۶۷؛ توبه، آیات ۵۴ و ۵۵ و